تایتل قالب



شناخت اجمالی امام سجادعلیه‌السلام

حضرت سجادعلیه‌السلام در ۵ شعبان سال ۳۸ (و یا ۱۵ جمادی الاول سال ۳۶) هجری در ایام حکومت حضرت امیرعلیه‌السلام در مدینه متولد شد و در۱۲ یا ۲۵ محرم ۹۴ یا ۹۵ هجری در ایام حکومت ولید بن عبدالملک رحلت یافت (و یا بدست ولید مسموم و به شهادت رسید) و مرقد منورش در قبرستان بقیع در کنار عموی بزرگوارش امام حسن مجتبیعلیه‌السلام است. پدر بزرگوارش حضرت سیدالشهداء امام حسین و مادرش طبق مشهور شهربانو یا شاه زنان (دختر یزدگرد) بود. مدت عمرش ۵۷ سال بود که دو سال در کنار جدش و ۲۰ سال به همراه عمو و پدر بزرگوارش و ۳۵ سال نیز مدت امامت خود آن بزرگوار طول کشید. مهمترین شاخصه زندگانی ایشان زنده نگه داشتن عاشورا و تکمیل آن حماسه بزرگ با گفتار و رفتار خود بود که در کنار رسالت دیگرش، آموزش عبودیت و بندگی حق و تربیت جامعه ای متعهد و مومن و مصون در مقابل هجوم فرهنگ ترجمه و غرور علمی، هر دو وظیفه را به کمال رساند.


مقدمه

امام سجادعلیه‌السلام فرمود:

«الا و ان ابغض الناس الی الله من یقتدی بسنه امام و لا یقتدی باء عماله.» هشدار که منفورترین مردم نزد پروردگار، کسی است که شیوه امامی را پیروی کند ولی از سیره عملی او پیروی ننماید. برای «چگونه بودن» نیاز به الگو داریم و نقش الگو در تربیت چنان روشن است که نیازی به بیان و توضیح نیست. آنچه در این الگوگیری و اسوه یابی و تأسی به اخلاق اولیاء کارساز است، آشنایی با جزئیات صفات و رفتار آن حضرات است، نه کلیات. خوشبختانه در کتب حدیث و سیره، نمونه های رفتاری پیامبر و امامان بصورت ریز و جزئی آمده است که آشنایی با آنها بسیار سودمند است و گامی جهت خودسازی و تعالی بخشیدن به جامعه است انسان در دید ژرفنگر، بیابانگردی سرگردان و گمگشته ای در تاریک زار زندگی نیست.

او کشتی شکسته ای شور بخت و ناامید و و اسیر موجهای بیم زا و هراس آفرین نمی باشد. بلکه موجودی مسؤول است که با مقصد و مقصودی مشخص، با زاد و توشه ای کامل و راهنمایانی درونی و برونی به سفری پرداخته که از صحرای عدم آغاز می شود و تا بار یافتن به لقاء الهی ادامه دارد. تمامی نیروهای خلقت، انسان را در این سفر صادقانه یاری میکنند و خدا با لطف بیکران خویش به هدایت او از راههای گوناگون پرداخته است و بهترین جایگاه جاودانه را در سرای آخرت برای او مهیا کرده است.

انسان برای به دست آوردن نیک بختی خویش و سعادتمندی جامعه و رضایت خداوند باید در طول این سفر چگونه زیستن را بیاموزد و این آموزه ها را در زندگی خویش بکار گمارد.

اسلام عزیز برای پاسخگویی بدین سؤال بسیار اساسی دو شیوه را دنبال نموده است: الف: بیان احکام و دستورهای زندگی از آغاز تا فرجام ب: ارائه الگوهای تربیتی و نمونه های عینی کمال بر اساس همین شیوه دوم در قرآن مجید بارها از پیامبران و دیگر انسانهای والا سخن به میان آمده است، و از جنبه های الگویی آنان ستایش شده تا دیگران نیز به آنان تأسی بجویند.

در مکتب حیاتبخش تشیع (اسلام راستین) معرفی این الگوهای الهی گسترده تر است و پیشوایان معصوم که بهترین اسوه ها و الگوهای زندگی هستند فرا روی چشمان باز و دلهای آگاه قرار دارند تا آنانکه مسئولیت الهی و رسالت انسانی خویش را درک کرده اند و تصمیم برای رسیدن به چکادهای فرازمند فضیلت و کمال دارند با درس گرفتن از آنان زیستنی شرافتمندانه که سعادت دنیا و آخرت را تأمین می کند در پیش گیرند.

در راستای این هدف و برای معرفی سیره عملی پیامبرصلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل بیت معصوم اوعلیه‌السلام گروهی از فضلا و شیفتگان اهلبیت در حوزه علمیه قم گرد هم آمده و در گستره کتابهای بسیاری دست به تحقیقی وسیع زده اند که بخواست خداوند مجموعه ای ارزشمند را به زودی تقدیم امت اسلامی خواهند نمود. آشکار است که در این مجموعه تنها احادیثی که بیانگر یک شیوه مستمر و عملی مداوم در زندگی معصومینعلیه‌السلام باشد آورده می شود.

اکنون به عنوان نمونه ای از دریای مواج و گرانقدر روایات، چهل حدیث از سیره هر یک از معصومینعلیه‌السلام به پیشگاه امت اسلامی عرضه می شود. امید که همه ما را چراغ راه و ره توشه سفری باشد برای رسیدن به سعادت دنیا و نیک بختی آخرت. چهل حدیثی که پیش روی شماست، گوشه ای از فضیلتهای جاودان و ماندگار امام سجاد، زین العابدینعلیه‌السلام را به شما شیفتگان مکتب اهل بیتعلیه‌السلام می آموزد.

امید است آشنایی با نمونه هایی از سیره رفتاری آن امام معصوم، رهگشای ما در پیمودن مسیر کمال و عبودیت گردد و توفیق الگوگیری از آن حضرت، پیوسته همراه شما باشد. ان شاءالله


معرفى اجمالى امام على علیه السلام

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام امام اول شیعیان در روز جمعه 13 رجب سال 30 عام الفیل درون خانه کعبه متولد شد (و جز او کسى در تاریخ بشریت چنین امتیازى ندارد) و در صبحدم روز دو شنبه 21 ماه رمضان 40 هجرى در کوفه شهید شد. مرقد منورش در نجف و عمر مبارکش 63 سال است.
پدر بزرگوارش ابوطالب سرپرست و حامى جان نثار پیامبر و مادرش فاطمه بنت اسد. او به تعبیر مورخین اولین هاشمى است که از دو هاشمى متولد شده است در لیلة المبیت‏با خوابیدن به جاى پیامبر و فداکردن خود موجب نجات پیامبر شد و صداقت و تسلیم بینظیرش او را به مقام برادرى رسول الله صلى الله علیه و آله ممتاز نمود.
ذو الفقارش لبخند شادى و پیروزى را در لحظات حساس بر لبان پیامبر و یارانش مینشاند. و درایت و تقواى بیانتهایش دوست و دشمن را به ستایش واداشت. پس از پیامبر با اعتراف همگان به حقانیت او مدت 25 سال خانه نشین شد و در 5 سال حکومتش نیز ناکثین و قاسطین و مارقین لحظه‏اى او را به حال خود نگذاشتند.

 

 

 مقدمه

امام سجاد علیه السلام فرمود :
«اَلا و اِنَّ اَبغَضَ النّاسِ اِلَى اللهِ مَن یَقتَدِى بِسُنَّةِ اِمامٍ وَ لا یَقتَدِى بِاَعمالِهِ» (1) .
هشدار که منفورترین مردم نزد پروردگار، کسى است که شیوه امامى را پیروى کند ولى از سیره عملى او پیروى ننماید.
برای «چگونه بودن‏» نیاز به الگو داریم و نقش الگو در تربیت چنان روشن است که نیازى به بیان و توضیح نیست.
آنچه در این الگوگیرى و اسوه‏یابى و تاسى به اخلاق اولیاء الهى کارساز است، آشنایى با جزئیات صفات ورفتار آنان، نه کلیات. خوشبختانه در کتب حدیث و سیره، نمونه‏هاى رفتارى پیامبر و امامان بصورت ریز و جزئى آمده است که آشنایى با آنها بسیار سودمند است و گامى جهت‏خودسازى و تعالى بخشیدن به جامعه است.
انسان در دید ژرف‏نگر اسلام، بیابانگردى سرگردان و گمگشته‏اى در تاریکزار زندگى نیست. او کشتى شکسته‏اى شوربخت و نا امید و اسیر موجهاى بیم‏زا و هراس آفرین نمیباشد.
بلکه موجودى مسؤول است که با مقصد و مقصودى مشخص با زاد و توشه‏اى کامل و راهنمایانى درونى و برونى به سفرى پرداخته که از صحراى عدم آغاز میشود و تا بار یافتن به لقاء الهى ادامه دارد.
تمامى نیروهاى خلقت، انسان را در این سفر صادقانه یارى میکنند و خداوند با لطف بیکران خویش از راههاى گوناگون (به هدایت) پرداخته است و بهترین‏جایگاه جاودانه را در سراى آخرت براى او مهیا کرده است.
انسان براى به دست آوردن نیکبختى خویش و سعادتمندى جامعه و رضایت‏خداوند باید در طول این سفر چگونه زیستن را بیاموزد و این آموزه‏هاى را در زندگى خویش بکار بگمارد.
اسلام عزیز براى پاسخگویى بدین سؤال بسیار اساسى دو شیوه را دنبال کرده است :
الف: بیان احکام و دستورهاى زندگى از آغاز تا فرجام
ب: ارائه الگوهاى تربیتى و نمونه‏ هاى عینى کمال بر اساس همین شیوه دوم در قرآن مجید بارها از پیامبران و دیگر انسانهاى والا سخن به میان آمده، و از جنبه‏ هاى الگویى آنان ستایش شده تا دیگران نیز به آنان تاسى بجویند.
در مکتب حیاتبخش تشیع (اسلام راستین) معرفیاین الگوهاى الهى گسترده‏تر است و پیشوایان معصوم که بهترین اسوه‏هاى و الگوهاى زندگیاند فرا روى چشمان باز و دلهاى آگاه قرار دارد تا آنانکه مسؤولیت الهى و رسالت انسانى خویش را درک کرده‏اند و تصمیم براى رسیدن به چکادهاى فرازمند فضیلت و کمال دارند با درس گرفتن از آنان زیستنى شرافتمندانه که سعادت دنیا و آخرت را تامین میکند در پیش گیرند.
رسول خدا صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام، اسوه بشریت‏اند و تبعیت عملى از آنان رهنمون کمالجویان است.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود :
«اَدَّبَنِى رَبِّى فَاَحسَنَ تَأدِیبِى» (2)
خداوند مرا تادیب کرده و ادبم را نیکو ساخته است.
ویژگى سیره معصومین در این است که مورد پسند و قبول پروردگار است و با اطمینان میتوان از آن پیروى کرد. اکنون به عنوان نمونه‏اى از دریاى مواج و گرانقدر روایات، چهل حدیث از سیره هر یک از معصومین علیهم السلام به پیشگاه امت اسلامى عرضه میشود. امید که همه ما را چراغ راه و رهتوشه سفرى باشد براى رسیدن به سعادت دنیا و نیکبختى آخرت.
در این چهل حدیث، از میان انبوه روایات مربوط به سیره امام على علیه السلام به گزینش پرداخته‏ایم و از آن بوستان باصفا و دل‏انگیز، دسته گلى براى شما چیده و ارمغان آورده‏ایم، باشد که مطالعه آن، چشم دلمان را روشنتر سازد و رفتار ولى الله اعظم، الگوى زیستن ما شود و رشته جانمان به عشق علوى پیوسته‏تر گردد، تا از این راه به آن‏ «مدار حق و عدالت‏» نزدیکتر شویم.

 

 


چهل حدیث درباره نماز

1. «الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن»

نماز، معراج مؤمن است.
کشف الاسرار، ج 2، ص 676 


2. «الصَّلاة نُورُ المُؤمِن»
نماز نور مؤمن است.
نهج الفصاحه، ص 396


3. «عَلَمُ الایمَان الصَّلاة»
علامت و نشانه ایمان نمازاست.
شهاب الاخبار، ص 59


4. «الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم»
نماز، پایه و ستون دین شماست.
میزان الحکمه، ج 5، ص 370


5. «عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة»
نماز، پرچم اسلام است.
کنز العمال ، ج 7، ص 279 حدیث 1887


حدیث اول

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله):
1. «طَلَبُ الحَلالِ فَرِیضَةٌ عَلَی کُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ»
کار کردن برای کسب مال حلال، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.

«جامع الاخبار، ص 389، حدیث 1079»

 

 

حدیث دوم

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله):
2. «امْنُنْ عَلَیْنَا بِالنَّشَاطِ وَ أَعِذْنَا مِنَ الْفَشَلِ وَ الْکَسَلِ وَ الْعَجْزِ وَ الْعِلَلِ وَ الضَّرَرِ وَ الضَّجَرِ وَ الْمَلَلِ»
(خدایا) نعمت سرزندگی و کوشایی را به ما ارزانی دار و از سستی، تنبلی، ناتوانی، بهانه آوری، زیان، دل مردگی و ملال، محفوظ مان دار.

«میزان الحکمه، ج11، ص5184»

 

 

حدیث سوم

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله):
3. «إنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لا یُکَفِّرُها صَلاهٌ وَ لا صَدَقَهٌ، قِیلَ یا رسولَ اللهِ فَما یُکَفِّرُها؟ قالَ الهُمُومُ فی طَلَبِ المَعِیشَهِ»
بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیت و تلاش در طلب معیشت.

«مستدرک الوسائل، ج 13، ص 13»

 

 


«امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»: کَسْبُ الحَرامِ یَبینُ فی ‌الذُّرِّیَّةِ. درآمد حرام و نامشروع، اثر آن در نسل و اولاد ظاهر می‌شود. (وسائل، ج ١٢، ص ٥٣)



١ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

طَلَبُ الحَلالِ جِهادٌ.

به دنبال روزی حلال رفتن، جهاد در راه خدا است. (مواعظ عددیّه، ص ٣)

 

 

٢ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

مَن طَلَبَ الدُّنیا حَلالاً فی عَفافٍ کانَ فی دَرَجَةٍ الشّهداءِ.

کسی که دنیای خود را با عفّت نفس و از راه حلال تأمین می‌کند مقام و منزلت شهیدان را خواهد داشت. (المحجةالبیضاء، ج ٣، ص ٢٠٣)

 

٣ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

ضِیاءُ القَلبِ مِن أَکْلِ الحَلالِ.

صفا و نورانیت قلب، نتیجة لقمه حلال است. (مواعظ عددیّه، ص ٢٣)

 

٤ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:

مَن باتَ کالّاً مِن طَلَبِ الحَلالِ باتَ مَغفوراً لَهُ.

کسی که به دنبال روزی حلال، روز خود را خسته و درمانده سپری کرده، (بداند که) شب خود را (نیز) با گناهان آمرزیده سپری خواهد نمود. (بحار، ج ١٠٣، ص ٢)

 

٥ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:

کَسْبُ الحَرامِ یَبینُ فی ‌الذُّرِّیَّةِ.

درآمد حرام و نامشروع، اثر آن در نسل و اولاد ظاهر می‌شود. (وسائل، ج ١٢، ص ٥٣)

 



چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی

چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی

چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی

چهل حدیث کاریکاتوری چهل حدیث کاریکاتوری چهل حدیث کاریکاتوری

چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی

چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی
چهل حدیث کاریکاتوری چهل حدیث کاریکاتوری چهل حدیث کاریکاتوری

چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی

چهل حدیث,کاریکاتور,دانلود کاریکاتور,دانلود پوستر,حدیث,احادیث,پوستر,عکس کاریکاتور,حضرت محمد,پیامبر اکرم,امام علی

احادیثی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام درباره ایمان، خداشناسی، خودشناسی، کمک به مردم و...

1https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif
- مؤمن ، مؤمن واقعی نیست ، مگر آن که سه خصلت در او باشد : سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتاری با مردم است ، اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است
لا یکون المؤمن مؤمنا حتی تکون فیه ثلاث خصال ، سنة من ربه ، و سنة من نبیه ، و سنة من ولیه . فاما السنة

من ر
به فکتمان سره ، و اما السنة من نبیه فمداراة الناس ، و اما السنة من ولیه فالصبر فی البأساء و الضراء
اصول کافی ، ج 3 ، ص (339)


* * * * * * * * * * * * * *

2https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif
- پنهان کننده کار نیک ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشکار کننده کار بد سرافکنده است ، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است
المستتر بالحسنة یعدل سبعین حسنة ، و المذیع بالسیئة مخذول ، و المستتر بالسیئة مغفور له

اصول کافی ، ج 4 ، ص (160)


* * * * * * * * * * * * * *

3https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif
- از اخلاق پیامبران ، نظافت و پاکیزگی است
من أخلاق الانبیاء التنظف

تحف العقول ، ص (
466)


* * * * * * * * * * * * * *

4https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif
- دوست هرکس عقل او ، و دشمنش جهل اوست
صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله

تحف العقول ، ص (
467)


* * * * * * * * * * * * * *

5https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif
- عقل شخص مسلمان تمام نیست ، مگر این که ده خصلت را دارا باشد :از او امید خیر باشد ، از بدی او در امان باشند ، خیر اندک دیگری را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود ، فقر در راه خدایش از توانگری محبوبتر باشد ، خواری در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامی را از پرنامی خواهانتر باشد .

سپس فرمود : دهمی چیست و چیست دهمی ! به او گفته شد : چیست ؟ فرمود : احدی را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است
لا یتم عقل امرء مسلم حتی تکون فیه عشر خصال ، الخیر منه مأمول ، و الشر منه مأمون ، یستکثر قلیل الخیر

من غیره ، و یستقل
کثیر الخیر من نفسه ، لا یسأم من طلب الحوائج الیه ، و لا یمل من طلب العلم طول دهره ، الفقر فی الله احب الیه من الغنی ، و الذل فی الله احب الیه من العز فی عدوه ، و الخمول أشهی الیه من الشهرة .
ثم قال ( علیه السلام) : العاشرة و ما العاشرة ! قیل له : ما هی ؟ ق
ال ( علیه السلام) : لا یری أحدا الا قال : هو خیر منی و أتقی
تحف العقول ، ص (
467)


هدیة الخیر (بخش اول)

بهاء الدوله سید حسن نوربخش (حدود 915 ق)

درآمد

از روایاتی که مسلمانان را بر نگاهداشت احادیث ، برمی انگیزاند ، حدیث مشهور «اربعین » است که با عباراتی گونه گون و مضامینی کمابیش همسان از پیامبر اکرم و امامان پاک نقل کرده اند . (1) از آن جمله قول پیامبر خداست که:

من حفظ من امتی اربعین حدیثا ینتفعون بها ، بعثه الله تعالی یوم القیامة فقیها عالما . (2)

علامه محمدباقر مجلسی رحمهم الله در این باره می گوید:

این مضمون ، بین خاصه و عامه ، مشهور و مستفیض است ; بلکه گفته شده که متواتر است . (3)

این احادیث شریف ، موجب پدید آمدن «چهل حدیث » هایی فراوان در عالم اسلام گردید و دانشمندان بزرگی از شیعه و سنی به نگارش «اربعین » همت گماشتند . (4)

در شمار آنان ، بهاء الدوله نوربخش است که به قصد شرح چهل حدیث نبوی به نگاشتن هدیة الخیر دست یازید .

بهاء الدوله نوربخش

سید حسن بن سید قاسم بن سید محمد موسوی ، مشهور به بهاء الدوله نوربخش ، (5) از پزشکان و عارفان و نویسندگان مشهور اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است .

پدرش سید قاسم نوربخش ، معروف به شاه قاسم فیض بخش (م 927 ق) از بزرگان و مشایخ بود که پس از پدر ، ریاست فرقه نوربخشیه را بر عهده گرفت . (6)

جد وی ، سید محمد نوربخش (795 - 869 ق) از اکابر عرفای قرن نهم و مؤسس سلسه شیعی نوربخشیه در تصوف است . (7)

نسب شریف بهاءالدوله ، با نوزده واسطه به پیشوای هفتم شیعیان ، حضرت امام موسی کاظم علیه السلام منتهی می شود . (8)

از آن جا که وی را از پیشوایان و مشایخ نوربخشیه دانسته اند ، (9) سلسله مشایخ او در تصوف ، بنابر معروف ، از طریق جدش سید محمد نوربخش به حضرت امام رضا علیه السلام و از آن حضرت به امام علی علیه السلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می رسد . (10)

از تاریخ تولد بهاءالدوله ، اطلاع دقیقی در دست نیست ، اگرچه با استناد به سال تالیف خلاصة التجارب ، او را متولد حدود سال 860ق ، در ری دانسته اند . (11)

وی به کاشان ، نطنز ، اصفهان ، استرآباد و هرات سفر کرد و در اواخر زندگانی سلطان حسین بایقرا (842 - 911ق) به هرات رفت و مورد توجه او واقع شد . پس از مرگ بایقرا ، به ری بازگشت . سپس به آذربایجان رفت و به شاه اسماعیل صفوی پیوست و سرانجام ، پس از دو سه سالی که نزد او بود ، درگذشت . سال وفات وی را در حدود 915ق ، تخمین زده اند . از استادان وی در طب ، چیزی دانسته نیست ، جز آن که در خلاصة التجارب (باب دوم)، به برخی کارهای درمانی پدر خویش اشارت کرده است . (12) برخی نیز ، آموخته های پزشکی وی را نخست در ری و سپس در هرات نزد استادان هندی دانسته اند . (13)

خواندمیر ، از معاصران بهاءالدوله ، در حبیب السیر می نویسد:

شاه بهاء الدین ، (14) فاضل ترین اولاد شاه قاسم نوربخش بود و به مزید علم و دانش ، از سایر سادات صاحب سعادات ، ممتاز و مستثنا می نمود . همواره ، اوقات خجسته ساعات را به ادای وظایف طاعات مصروف می داشت و در تتبع سنن سنیه آباء عظام خویش کوشیده ، نقش افاده و ارشاد بر صحایف خواطر می نگاشت و آن جناب ، در اواخر ایام زندگانی خاقان منصور سلطان حسین میرزا از جانب عراق به دار السلطنه هرات تشریف آورده ، در خانقاه خواجه افضل الدین محمد کرمانی که در بیرون درب عراق بود ، نزول اجلال فرمود و منظور نظر آن پادشاه عالی جاه گشته ، چندگاه در ظل عاطفتش برآسود و چون حضرت خاقان منصور ، وفات یافت و شرار تفرقه و پریشانی درون متوطنان بلاد خراسان را فروتافت ، شاه بهاءالدین به صوب عراق و آذربایجان شتافته ، در سلک ملازمان بارگاه عالم پناه شاهی ، (15) منتظم گشت و بعد از دو سه سال که در کمال اقبال ملازمت نمود ، به حسب اقتضای قضا مؤاخذه شده ، درگذشت . (16)

از فرزندان او سیدرضا رازی نوربخشی است که دیوان شعری از وی برجای مانده است . (17)

تالیفات

از بهاء الدوله ، سه تالیف می شناسیم:

1 . خلاصة التجارب در پزشکی ، کتابی است به فارسی در 28 باب . وی در این اثر ، در بسیاری موارد به شرح و گزارش معالجات خود پرداخته و آن را به سال 907ق ، در طرشت از روستاهای ری قدیم (واقع در غرب تهران کنونی) به پایان آورده است . (18)

2 . العون در منطق ، رساله ای است به عربی که در مقدمه و سه مقصد و خاتمه ترتیب یافته و در طرشت آن را به پایان برده است . (19)

3 . هدیة الخیر در حدیث ، (رساله حاضر) .

هدیة الخیر

هدیة الخیر ، رساله ای ثمین و متنی دل نشین در شرح عرفانی احادیث نبوی است . مؤلف - چنان که در دیباچه رساله نگاشته - ، بر آن بوده که چهل حدیث از احادیث پیامبر خاتم را شرح نماید . بر این اساس در «کتاب نامه » ها آن را اربعین حدیث معرفی نموده اند ; (20) اما آن گونه که نسخه های موجود آن گواهی می دهند ، گویا وی تنها به شرح بیست حدیث ، موفق گشته است .

برپایه آنچه در مقدمه اثر آمده ، مؤلف آن را به سال 898 ق ، و پیش از اثر مشهور خود ، خلاصة التجارب ، آغاز نموده است ، چنان که در باب دوم خلاصة التجارب ، از آن یاد کرده است . (21)

او در این رساله ، نخست عبارت عربی حدیث را می آورد و سپس با بیانی عرفانی ، به شرح آن می پردازد . وی در لابه لای شرح حدیث ، مباحث عرفانی ارزشمندی آورده و از اشارات عرفا ، به ویژه عارف معروف ، میر سیدعلی همدانی (22) - که نوربخشیان بدو اعتقادی تمام دارند - گنجانیده است ، چنان که خود اشاره کرده است . (23)

هدیة الخیر ، نه تنها از نظر محتوا که از نظرگاه سبک سخن نیز بسیار زیبا و گیراست . برخورداری این اثر از آرایه های لفظی و معنوی ، بر زیبایی و ارزش آن بسی افزوده است . از ویژگی هایی که در این اثر به چشم می آید ، به کار بردن لغات و اصطلاحات عربی است که شیوه رایج نگارش آن زمان است ; ولی همچون برخی نگاشته های آن دوره ، نشانی از ملال آوری در آن نیست .

مؤلف ، افزون بر شاهد آری از قرآن و احادیث ، شواهدی بسیار از اشعار (عربی و پارسی) آورده که گویا برخی از آنها اثر طبع خود اوست . (24) همچنین از این اثر ، احاطه او بر قرآن ، حدیث ، عرفان نظری ، حکمت ، ادب عربی و پارسی ، ملل و نحل و طب ، آشکار است . (25)

نسخه های خطی هدیة الخیر


هدیة الخیر (بخش دوم)

بهاء الدوله سید حسن نوربخش (حدود ۹۱۵ ق)

تحقیق : سید محمد عمادى حائرى

بخش نخست این رساله شامل شرح یازده حدیث

الحدیث الثّانی عشر

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله ۱ : یقول اللّه تعالى: «أیّما عبد من عبادی أنعمت علیه بنعمةٍ قد علم أنّها منّی فقد شکرنی ، و من أنعمتُ علیه بنعمةٍ فقال علیها: الحمد للّه ربّ العالمین ، فقد أدّى شکرها و إن عظمت النّعمة» . ۲
گوهر درج اصطفا ، درّ بحر ۳ اهتدا ، شفیع امّت ، مطیع حضرت ـ علیه الصّلاه والسّلام ـ فرمود که: حضرت اللّه ـ تبارک و تعالى ـ مى فرماید که: هر بنده اى ۴ از بندگان ما که به فضل خود نعمتى بر وى انعام کردیم و او دانست که آن نعمت ، فیض عطا و احسان و رشّ نوال کرم و امتنان ۵ ماست ، به درستى که شکر نعمت ما گزارد و هر نعمتى که به بنده اعطا کردیم و او آن نعمت را وسیله حمد و ثناى حضرت ما ساخت و گفت: الحمد ۶ للّه ربّ العالمین ۷ به درستى که اداى شکر نعمت ما کرد هرچند که آن نعمت بزرگ بود .
اى سعادتمند! علما در تحقیق حمد و شکر ، سخن بسى گفته اند و درر معانى

۱.م: صلى اللّه علیه وسلم .

۲.تفسیر الثعالبی ، ج۱، ص۳۵۷: «ما أنعم اللّه على عبدٍ بنعمة فعلم أنّها من عند اللّه إلاّ کتب اللّه له شکرها».الکافی،ج۲، ص۹۶ و المستدرک على الصحیحین، ج۱، ص۵۰۸: «ما أنعم اللّه على عبد بنعمةٍ صغرت أو کبرت فقال:الحمدللّه ، إلاّ أدّى شکرها».

۳.ف: درى برج .

۴.ف: بنده .

۵.م: امتنال .

۶.ف : ـ الحمد .

۷.سوره فاتحه ، آیه ۲ .

هدیة الخیر (بخش دوم) - صفحه 220

بسیار سفته ۱ امّا آنچه در این مقام دانستن ۲ آن مناسب است آن است که حمد ثنایى است به لسان که از آن به ذکر خیر بر وجه تعظیم ظاهرى ۳ و باطنى تعبیر کنند و شکر ، فعلى است که مشعر بود به تعظیم ۴ منعم به سبب انعام او ۵ و این معنى شامل است ۶ ذکر زبانى و محبّت و اعتقاد جنانى و اعمال ارکانى را ؛ چنانچه در حدیث به دو قسم اوّل اشعارى از کلمه «فقد شکرنی» و «قد أدّى شکرها» فهم مى شود . و امّا حمد به زبان بود و بس ۷ چنانچه از کلمه «فقال الحمد للّه » إیمائی بدان معلوم مى گردد و اعمیّت شکر بلا شبهه از این حدیث استنباط توان نمود ؛ چنانچه مذهب بعضى این است که صدق حمد بدون شکر ، مصوّر نیست و عکسش واقع است . پس حمد زبانى ، مادّه اجتماع بود ۸ و شکر جنانى ، مادّه افتراق و بعضى عموم از جانبین اعتبار کرده اند ؛ چه صدق حمد بر وصف به علم و شجاعت و امثال آن بدون شکر هم مسلّم دارند .
و حقّ آن است که شکر چون ۹ به ازاى نعم فواضل مستعمل مى شود که آن مواهب الهى است جلّ شأنه و آن را مرایاى متعدّیه گویند و حمد ۱۰ به ازاى نعم فواضل و به ازاى غیر آن که فضایل است و آن را مرایاى غیر متعدّیه گویند مستعمل مى باشد . پس شکر به اعتبار مورد ، اعمّ بود از حمد و به اعتبار متعلّق ، اخصّ و حمد بر عکس این . و بعضى از صوفیه حمد را به اظهار صفات کمالیه تعریف فرموده اند و بر این تقدیر شامل بود قول و فعل را ، و شکر را صرف نعمت حق بر آنچه مقصود است در حکمت بالغه دانسته اند و این شامل بود محبّت و ذکر خیر و فعل جمیل را .
اکنون چون این معانى به وضوح پیوست ، بدان ـ أسعدک اللّه تعالى فی الدّارین ـ که حضرت سیّد الکونین و اِمام الثّقلین ـ علیه الصّلاة والسّلام ـ به اظهار این خطاب از حضرت ربّ الأرباب طالبان عزّ کمالات و مراقبان نفحات عنایات را دلالت مى نماید به ۱۱ سلوک منهج حمد و شکر حضرت منعم که آن اشرف مقامات اصحاب شهود و

1.ف: سفته اند .

2.ف: دانسته .

3.ف: ظاهر .

4.ف: تعظّم .

5.ف: ـ او .

6.. ف : + به .

7.م: پس .

8.ف: ـ بود .

9.ف: چون شکر .

10.ف: ـ به ازاى نعم فواضل ... حمد.

11.ف: ـ به .

هدیة الخیر (بخش دوم) - صفحه 221

عرفان و اعلاى منازل ارباب کشف و ایقان است و متذکّر مى گرداند به ملاحظه تجدّد انواع انعام ۱ و توارد اصناف اکرام ملک علاّم ـ عزّوعلا ـ و تفرّد ذات مقدّسه منعم به افاضه نعم ظاهره و باطنه و هدایت مى فرماید به تحصیل منصبى که مثمر سعادت صورى و معنوى و ملزم دولت دنیوى و اخروى است ؛ چه کمال استغنا به آلاء به حکم نصّ «لئن شکرتم لأزیدنّکم »۲ میسّر و سلطنت عقبى به موجب آیه کریمه «وسَیَجزی اللّه الشّاکرین »۳ مقرّر است و مثبت این مقصود است آنچه حضرت امیرالمؤمنین ۴ ـ کرّم اللّه وجهه ـ فرمود که: من حمد اللّه ۵ على أیادیه السّابغة و شکره على أنعمه السّابقة استوجب المزید ۶ یعنى هر که ثناى خداوند عزّوعلا ۷ بگوید بر نعمت هاى کامله و انعامات شامله و اکرامات وافره ۸ واصله او ، و شکر نعمت هاى سابقه زایله و حاصله به جاى آورد ،مستوجب مزید انعام و افضال حضرت ذوالجلال گردد .

نظم

اى که تو را هست ز نعمت بسى            شکر خدا گوى نه از هر کسى
کانچه تو را مى رسد از بیش و کم           عین عطایست و نوال کرم
منهج ارباب یقین شکر اوست                 هرچه رسد نیک و گر بد نکوست
شکر بود جاذب شکر اله                       مونس دل ماحى نقش گناه
شکر خداوند کریم وحید                       بر تو کند نعمت حق را مزید
شکر نوال و کرم ذوالجلال                     از نعم او دهدت بى زوال
آمده از یُمن ثناى شکور                       نعمت حق پى به پى و بى قصور
آن نشنیدى که امین حرم                    گفت که با شکر تدوم النّعم
شکر که هم از نعمش نعمتى است                 شکر بر آن هم اثر رحمتى است
اى سعادتمند! لفظ «قد علم» که در کلام قدسى واقع است ، اشارت است به اکمل

1.ف: ـ انعام .

2.سوره ابراهیم ، آیه ۷ .

3.سوره آل عمران ، آیه ۱۴۴ .

4.ف: + على .

5.م، ف : للّه . متن، تصحیح قیاسى است.

6.در مآخذ حدیثى نیافتیم .

7.ف: عزّ وجلّ .

8.ف: وافر و .


https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۱. قال الامام علی علیه السّلام : أفضلُ الجِهادِ جِهادُ النفسِ عن الهَوی و فِطامُها عن لَذّات الدنیا. «غررالحکم، ح ۲۲۳۲»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام علی علیه السلام فرمودند: برترین جهاد، مبارزه کردن با هوای نفس و بازگرفتن آن از لذت های دنیاست.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۲. قال الامام علی علیه السّلام : حارِبوا أنفُسَکم علَی الدُّنیا و اصرِفُوها عَنها فانّها سریعةُ الزّوال و کثیرة الزلزال. «تصنیف غررالحکم، ح ۴۹۲۳»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام علی علیه السلام فرمودند: با نفس هایتان در دنیا مجاهده کنید و از دنیا منصرفش کنید، چرا که دنیا به سرعت از بین می رود و لغزشگاه هایش بسیار است.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۳. قال الامام الصّادق علیه السّلام : ذِکْرُ الموتِ یُمیتُ الشهواتِ فی النفس و یَقطعُ مَنابتَ الغفلةِ و یقَوِی النفسَ بمواعد الله ... . «مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۱۰۵»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام صادق علیه السلام فرمودند: یاد مرگ، خواسته های نفسانی را می میراند و عوامل غفلت را ریشه کن می کند و نفس را به وسیله وعده های الهی، قوّت می بخشد.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۴. قال الامام علی علیه السّلام : إنّ المُجاهدَ نفسَه علی طاعة الله و عن مَعاصیه عند الله سبحانه بمنزلة الشهید. «غررالحکم، ح ۳۵۴۶»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام علی علیه السلام فرمودند: کسی که در راه فرمانبرداری از خدا و دوری از نافرمانی او با نفس خویش مبارزه کند، نزد خدای سبحان منزلت شهید را دارد.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۵. قال الامام الکاظم علیه السّلام : جاهِد نفسَک لِتَرُدَّها عن هواها، فانّه واجبٌ علیک کجِهادِ عدوِّک. «تحف العقول، ص ۳۹۹»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام کاظم علیه السلام فرمودند: برای بازداشتن نفس خود از خواهش هایش با آن مبارزه کن که مبارزه با نفس همچون مبارزه با دشمنت بر تو واجب است.


چهل حدیث انصاف

۱-  انصاف از خود وخودی

۲-  انصاف شیوه بزرگان

۳-   انصاف برترین شیوه ها

۴-  انصاف ناشی از عقل

۵-  انصاف برترین ایمان

۶- پاداش انصاف بزرگترین پاداش

۷-  منصف مومن حقیقی

۸-  انصاف رشته دین

۹-  انصاف فوق طاقت

۱۰- انصاف وعزت اجتماعی

۱۱-انصاف باعث انس والفت اجتماعی

۱۲- انصاف وتداوم اخوت وبرادری

۱۳- دوام دوستی در سایه انصاف

۱۴- انصاف زینت فرمانروایی

۱۵- انصاف موجب کثرت دوستان

۱۶- انصاف وسیله قرب به خداوند

۱۷- گواهی مردم به عدالت منصف

۱۸- انصاف اختیاری یا الزامی

۱۹- منصف شایسته حکمیت

۲۰- انصاف موجب انصاف

۲۱- ازسه نفرانتظار انصاف نداشته باش

۲۲- حمیت جاهلانه ضد انصاف

۲۳- با دشمن به انصاف رفتار کن

۲۴- انصاف مظلوم

۲۵- انصاف با بی انصاف

۲۶- انصاف زبان، کمتر است

۲۷- بی انصاف وانتظار انصاف!

۲۸- انصاف مایه آرامش

۲۹- انصاف زینت مرد

۳۰- منصف کریم است

۳۱- زکات قدرت ،انصاف است

۳۲-هیچ عدلی مثل انصاف نیست

۳۳-انصاف افضل فضائل

۳۴-بابی انصاف همکاری مکن

۳۵-انصاف سرنامه بزرگواری

۳۶-بحث مکن جز بامنصف

۳۷-انصاف آقای اعمال

۳۸-انصاف موجب افزایش شرافت

۳۹- ستم بارترین روش انصاف

۴۰- انصاف باخصم خود

مقدمه

انصاف یعنی حق ستانی وحق دهی، حق ستانی از خود به نفع دیگران ودادن حق به صاحب حق ؛ یعنی انسان وقتی فهمید حق با طرف مقابل است، مماطله ومسامحه نکند ودر اولین فرصت ممکن حق او را به او بدهد.

علی رغم اینکه نفس اماره انسان، خود خواه وتمامیت خواه است وبرای دیگران حقی قائل نیست واگر احیانا اختیار انسان دست چنین نفسی بیفتد هیچگاه حقی برای کسی قائل نبوده وحق مسلّم و واضح کسی را به او نخواهد داد اما روح انصاف مقابل همین نفس اماره مقاومت وایستادگی نموده وعلی رغم میل نفس اماره حق را از خود ستانده وبه صاحب حق می پردازد.

نام این کار” انصاف” و آن روحی که این مقاومت را نشان داده واین حق ستانی را انجام داد هم “روح انصاف” گویند.

در کتاب لغت هم انصاف چنین معنا شد :

الانصاف اعطاء الحق. انصف اذا اخذ الحق واعطی الحق (لسان العرب ج۹ ص۳۳۳) انصاف یعنی دادن وپرداختن حق. هرگاه کسی حق را گرفت وبه صاحب حق داد گفته می شود که به انصاف عمل کرد.

پس اگر کسی در زندگی حق مدار باشد و از نظر روحی بتواند همواره حق دیگری را که برعهده دارد ویا بر عهده می گیرد به صاحب حق بدهد او اهل انصاف است.

اینک چهل حدیث از معصومین (ع) پیرامون انصاف جمع آوری موضوع بندی وترجمه، همراه با توضیح مختصر ارائه می شود؛ باشدکه مورد استفاده قرار گیرد. ان شاء الله.

۱- انصاف از خود وخودی

اَنصِفِ اللهَ وَاَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِکَ وَمِن خاصَّهِ اَهلِکَ وَمَن لَکَ فیهِ هَوًی مِن رَعِیَّتِکَ فَاِنَّکَ اِن لا تَفعَل تَظلِم.  نهج البلاغه نامه ۵۳

نسبت به خدا ومردم از جانب خود انصاف را مراعات کن وهمچنین از جانب اهل وعیالت ونیز از جانب رعایا، همانهایی که هوادار شان هستی که اگر چنین انصافی را نداشته باشی قطعا دچار ظلم خواهی شد.

وهمین مضمون در نقل دیگری از امام عظیم الشأن امیرالمومنین (ع) از کتاب غررالحکم ج۲ ص۲۱۰ هم آمده که در آنجا کلمه “خاصتک” هم اضافه شد.

یعنی در انصاف نه تنها از جانب خود باید انصاف بدهی بل از خواص ونزدیکانت هم باید انصاف به خرج دهی.

پس انصاف آن است که حق ستانی کنی برای صاحب حق چه از خودت وچه از نزدیکان، دوستان وخویشان وهر آن کس که به نحوی به شما منسوب بوده وآنان را دوست می داری وهوای آنان را داری.

چون حَمیّت وتعصب فقط وفقط در “خود” انسان خلاصه نمی شود بلکه علاوه برخود بر “خودی” ها هم حکومت می کند. یعنی تعصب وحمیت تنها به “خود” اکتفا نمی کند بل بخاطر “خودی” ها هم انسان را از مدار انصاف خارج می کند ونخواهد گذاشت که انسان به انصاف عمل کند.

وبه عبارت دیگر منافع “خودی” ها همچون منافع “خود” نخواهد گذاشت که انسان راه عدل وانصاف برود بلکه تعصب وحمیت نفسانی حتی منافع “خودی” ها را هم بهانه می کند تا انسان را از مدار حق وعدل وانصاف دور سازد.


۹۹-۱۰-۱۲ ۰ ۱ ۳۴۰
۹۹-۱۰-۱۲ ۰ ۱ ۳۴۰

پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش، آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.


حجاب و عفاف

1- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: کسی که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خداوند به او ایمانی عطا می‌کند که شیرینی آن را در قلبش می‌یابد. (الحکم الزاهره، ج 1، ص 301)

2- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: زنی که برای حفظ غیرت، استقامت ورزید و برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد، خداوند پاداش شهید را به او خواهد داد. (نوادر راوندی، ص 37 / بحار، جلد 103، ص 250)

3- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: آن هنگام که پوشش، سر زنی باشد، ارزش آن از دنیا و آنچه در آن است، بیشتر است. (نورالشافی فی الفقه الشافعی)

4- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: هر که عاشق شد و عفت پیشه کرد و در همین حال از دنیا رفت، اجر شهید را دارد. (کنزالعمال، ح 7000 )

5- دعای پیامبر نور و رحمت (ص): پروردگارا، زنانی که خود را پوشیده نگه می‌دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان. (مستدرک الوسایل، ج 3، ص 244)

6- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: پاداش رزمنده شهید در راه خداوند، بالاتر از پاداش انسان پاک‌دامنی نیست که توان انجام گناه را دارد ولی خود را آلوده نمی‌سازد. انسان پاک‌دامن، نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان الهی گردد. (نهج‌البلاغه، حکمت 474)


1- امام باقر علیه ‏السلام فرمودند:
فاطِمَةُ علیهاالسلام سَیِّدَةُ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَ ما کانَ خِمارُها اِلاّ هکَذا ـ وَ اَوْ مَأَ بِیَدِهِ اِلى وَسَطِ عَضُدِهِ ـ.
حضرت فاطمه علیهاالسلام بانوى زنان بهشتى است، مقنعه او بلند و تا حد بازوانش بود.[۱]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

2- پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
اِنَّ مِن خَیرِ نِسَائَکُم اَلمُتَبَرَّجَةَ مِن زَوجِها الحصَانَ عَن غَیرِه ؛
بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.[۲]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

3- امام صادق علیه السّلام فرمودند:
طُوبی لِمَنْ کانَتْ اُمُّهُ عَفِیفَةً.
خوشا به حال کسی که مادرش پاکدامن است.[۳]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

4- امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ما اغْتَنَمَ أحَدٌ بِمِثْلِ ما اغْتَنَمَ بِغَضِّ الْبَصَرِ لِأنَّ الْبَصَرَ لا یُغَضُّ عَن مَحارِمِ اللهِ تَعالی إلّا وَ قَدْ سَبَقَ إلی قَلْبِهِ مُشاهَدَة الْعَظَمَةِ وَ الْجَلالِ.
هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نا محرم ََفرو بسته نمیشود جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می شود.[۴]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

5- امام صادق علیه السّلام فرمودند:
برُّوا آبائَکُمْ یَبُرُّکُمْ أبْناوُکُمْ وَ عَفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تُعَفُّ نِساوُکُمْ.
به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی نمایند و از ناموس دیگران چشَم پوشی کنید تا دیگران از نظر کردن به ناموس شما خودداری کنند.[۵]


حجاب وعفت زنان


https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif1. قال الامام علی (علیه السّلام) : انَّ أخوفَ ما أخافُ علیکم خصلتان: اِتِّباعُ الهَوی و طُولُ الأمَل، و أمّا اتّباعُ الهَوی فیصُدُّ عن الحق، و أمّا طول الأمَل فَیُنسِی الآخرة.

«تحف العقول، ص 224»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: بیش از هر چیز از دو خصلت بر شما نگران و ترسانم: هواپرستی و آرزوی دراز، چرا که هواپرستی حق را مسدود می کند و آرزوی دراز آخرت را از یاد می برد.

https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif2. قال الامام علی (علیه السّلام) : إتَّقُوا باطلَ الأمَل فرُبَّ مُستقبلِ یومٍ لیس بمُستَدبره، و مَغبوطٍ فی أول اللیل قامتْ بَواکیه فی آخره.

«غررالحکم، ص 86»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: از آرزوهای باطل (نادرست و بیهوده) بپرهیزید، زیرا چه بسیارند کسانی که روز را آغاز کرده، به آخر نمی برند و چه بسیارند کسانی که در آغاز شب به آنها غبطه خورند و در پایانش بر آنها بگریند.

https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif3. قال الامام علی (علیه السّلام) : و اعلمُوا عِباد الله أنَّ الأملَ یُذهبُ العقلَ و یُکذِّبُ الوَعدَ و یحثُّ علی الغفلة و یورِثُ الحسرَةَ.

«تحف العقول، ص 162»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: ای بندگان خدا! بدانید که آرزو عقل را بر باد می دهد، وعده های دروغین داده و غفلت می آورد و باعث حسرت می گردد.


تواضع

1. قال رسول‌الله صلی الله علیه و آله : اِنّ أفضَل النّاسِ عبداً من تواضَعَ عَنْ رفعَةٍ.

«بحارالانوار، ج 77، ص 179»

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بالاترین مردم از جهت مقام بندگی، کسانی هستند که با وجود رفعت شأن و مقام، فروتن و متواضع باشند.
 

2. قال الامام علی (علیه السلام) : عَلیکَ بالتّواضُعِ؛ فانَّهُ من أعظَمِ العبادَةِ.

«بحار الانوار، ج 75، ص 119»

امام علی (علیه السلام) فرمود: بر شما باد به تواضع و فروتنی، بدرستی که تواضع از بزرگترین عبادات است.
 

3. قال الامام علی (علیه السلام) : «التّواضُعُ رأسُ العقلِ و التَّکبُّرُ رأس الجَهلِ.

«تصنیف غررالحکم، ص 248، ح 5136»

امام علی (علیه السلام) فرمود: تواضع و فروتنی اساس اندیشه و عقل است و تکبر و غرور مایة جهالت و نادانی است.
 

4. قال الامام علی (علیه السلام) : أشرَفُ الخَلائقِ التَّواضعُ و الحِلْمُ و لینُ الجانبِ.

«تصنیف غررالحکم، ص 249، ح 5142»

امام علی (علیه السلام) فرمود: شریفترین خصلت‌های اخلاقی، تواضع، حلم و بردباری و نرم خویی هستند.


1. قال الامام علی (علیه السّلام): لا یَرْجُوَنَّ أحَدٌ مِنکمُ الّا ربَّهُ و لا یَخافَنَّ الاّ ذَنبهُ .

«نهج البلاغه، حکمت 82»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: هیچ یک از شما به کسی جز پروردگارش، نباید امید داشته باشد و هیج ترس و واهمه ای نداشته باشد مگر از گناه خویش .
 

2. قال الامام الصّادق (علیه السّلام): اُرجُ اللهَ رجاءً لا یُجرِئُکَ عَلی معاصیهِ و خفِ اللهَ خوفاً لا یُؤْیِسُکَ من رَحْمتهِ.

«بحار الانوار، ج 67، ص 384»

امام صادق (علیه السّلام) فرمود: آنگونه به خداوند امید داشته باش که امیدواریت به تو جرأت بر معصیت و نافرمانی او را ندهد و آن قدر از خدا بترس که ترس تو، تو را از رحمت او نا امید نگرداند.
 

3.قال الامام علی (علیه السّلام): اَعلَمُ النّاسِ باللهِ سبحانَهُ أخوَفُهم منهُ.

«غررالحکم، ص190، ح 3675»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: عالم ترین مردم به خداوند سبحان، کسانی هستند که بیشتر از خدا می ترسند.
 

4. قال الامام علی (علیه السّلام): أفضَلُ المسلمین اسلاماً مَنْ کانَ همُّهُ لِاُخراهُ و اعتَدلَ خَوفُه و رَجاهُ.

«غررالحکم، ج1، ص 204»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: برترین مسلمانان از لحاظ اسلام، کسی است که کوشش و همّت او برای آخرتش باشد و ترس و امیدش معتدل و برابر باشد.
 

5. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أعلَی النّاسِ منزِلةً عِندَ اللهِ أخوَفُهُم مِنهُ.

«بحار الانوار، ج 77، ص 180»

رسول خدا صلی الله علیه و آله  فرمود: کسی در نزد خداوند دارای بالاترین درجه است که بیشتر از دیگران از خدا بترسد.


 

1. قال الامام علی (علیه السلام) : الْجَهْلُ مَوْتٌ.«غرر الحکم، ح 1162»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادانی مرگ است.

2. قال الامام علی (علیه السلام) : الجاهِلُ مَیِّتٌ وَ إِنْ کَانَ حَیّاً.«غرر الحکم، ح 1125»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادان مرده است، هر چند به ظاهر زنده باشد.

3. قال الامام علی (علیه السلام) : الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ، الجَاهِلُ مَنْ جَهِلَ أمْرَهُ.«غرر الحکم، ح 247 و 1087»

امام علی (علیه السلام) فرمود: عالم کسی است که قدر و اندازه خویش را بشناسد و نادان کسی است که شأن و منزلت خود را نشناسد.

4. قال الامام علی (علیه السلام) : الجَهْلُ أَدْوَأُ الدَّاءِ.«غرر الحکم، ح 820»

امام علی (علیه السلام) فرمود: - نادانی، بدترین درد است.

5. قال الامام علی (علیه السلام) : الجَهْلُ فی الإِنْسَانِ أَضَرُّ مِن الآکِلَةِ فی الْبَدَنِ.«غرر الحکم، ح 1830»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادانی برای انسان، زیانبارتر است از خوره برای بدن.

6. قال الامام علی (علیه السلام) : الجَهْلُ دَاءٌ وَ عَیَاءٌ.«غرر الحکم، ح 689»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادانی، درد و ناتوانی است.


اهمیت «صمت» (سکوت) در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده ای دارد، و نکته های دقیق و ظریفی درباره آن بیان شده، و آثار و ثمرات آن با تعبیرات جالبی تشریح شده است، که به بخشی از آن ذیلا اشاره می شود.

1- در زمینه تاثیر سکوت در تعمیق تفکر و استواری عقل، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «اذا رایتم المؤمن صموتا فادنوا منه فانه یلقی الحکمة و المؤمن قلیل الکلام کثیر العمل و المنافق کثیر الکلام قلیل العمل؛ هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می کند، و مؤمن کمتر سخن می گوید و بسیار عمل می کند، و منافق بسیار سخن می گوید و کمتر عمل می کند. » (1)

2- در حدیث دیگری در همین زمینه از امام صادق علیه السلام می خوانیم که فرمود: «دلیل العاقل التفکر و دلیل التفکر الصمت؛ نشانه عاقل فکر کردن و نشانه فکر کردن، سکوت نمودن است. » (2)

3- در حدیث دیگری از امام امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «اکثر صمتک یتوفر فکرک و یستنر قلبک و یسلم الناس من یدک؛ بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست (و زبان) تو سالم بمانند! » (3)

از این روایات بخوبی استفاده می شود که رابطه دقیق میان بارور شدن فکر و اندیشه، با سکوت وجود دارد؛ دلیل آن هم روشن است، زیرا قسمت مهمی از نیروهای فکری انسان در فضول کلام و سخنان بیهوده از میان می رود؛ هنگامی که انسان سکوت را پیشه می کند، این نیروها متمرکز می گردد، و فکر و اندیشه را به کار می اندازد، و ابواب حکمت را به روی انسان می گشاید؛ به همین دلیل، مردم سخن گفتن بسیار را دلیل کم عقلی می شمرند و افراد کم عقل سخنان بیهوده بسیار می گویند.

4- از بعضی از روایات استفاده می شود که یکی از مهمترین عبادت سکوت است؛ از جمله، در مواعظ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به ابوذر می خوانیم: «اربع لایصیبهن الا مؤمن، الصمت و هو اول العبادة ... ؛ چهار چیز است که تنها نصیب مؤمن می شود، نخست سکوت است که سرآغاز عبادت می باشد ... » (4)

5- از بعضی از احادیث استفاده می شود که پرگویی مایه قساوت و سنگدلی است، در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «کان المسیح علیه السلام یقول لا تکثر الکلام فی غیر ذکر الله فان الذین یکثرون الکلام فی غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون؛ حضرت مسیح علیه السلام می فرمود؛ جز به ذکر خدا سخن زیاد مگویید، زیرا کسانی که در غیر ذکر خدا سخن بسیار می گویند دلهایی پر قساوت دارند ولی نمی دانند! » (5)

6- در حدیث دیگری از امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام می خوانیم: سکوت نه تنها از اسباب علم و دانش است، بلکه راهنما به سوی هرخیر و نیکی است؛ فرمود: «ان الصمت باب من ابوااب الحکمة، ان الصمت یکسب المحبة انه دلیل علی کل خیر؛ سکوت دری از درهای دانش است، سکوت محبت می آورد، و دلیل و راهنمای همه خیرات است. » (6)


۱ ۲ ۳ ... ۱۰ ۱۱ ۱۲

سایت چهل حدیث ها (اربعینات)
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
-----------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
-----------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.
جستجو در پایگاه شما را سریعتر به هدف میرساند