أربعینات (چهل حدیث ها)

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات (چهل حدیث ها)

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات (چهل حدیث ها)

مؤمنین رجب المرجب است بیدار باشید
سایت چهل حدیث ها (اربعینات)
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
<زندگی عاقلانه در دنیا این است که انسان از امکاناتی که خداوند در اختیارش قرار داده، برای رسیدن به تکامل و سعادت دو جهان استفاده کند، نه آن‌که تمام همت و تلاش خویش را صرف دنیا کرده و از آخرت غافل بماند که در این صورت دچار خسران و ضرر بزرگ شده است. انسان‌های پرهیزکار از مظاهر دنیا به حداقل اکتفا نموده و تمام سعی و کوشش آنان به زندگی آخرت معطوف است که آن‌جا سرای جاوید و ابدی است
قرآن کریم در توصیف زندگی دنیا می‌فرماید: «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون»؛[1] زندگى دنیا، چیزى جز بازى و سرگرمى نیست! و سراى آخرت، براى آنها که پرهیزکارند، بهتر است، آیا نمى‌‌‏‌اندیشید؟.>

عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
-----------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
-----------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.
جستجو در پایگاه شما را سریعتر به هدف میرساند

این الرجبیون؟

| شنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۹، ۰۵:۱۱ ب.ظ

ماه رجب فرصت خوبی است؛ ماه دعاست، ماه توسل است، ماه توجه است، ماه استغفار است. دائم هم باید استغفار کنیم. هیچ کس هم خیال نکند که من از استغفار مستغنی ام. پیغمبر خدا میفرماید که: «انّه لیغان علی قلبی و انّی لأستغفر اللَّه فی کلّ یوم سبعین مرّة». بلاشک پیغمبر هم حداقل روزی هفتاد مرتبه استغفار میکرد. استغفار برای همه است؛ بخصوص ماها که در این تحرکات مادی، در این دنیای مادی غرقیم و آلوده ایم. استغفار بخشی از این آلودگی را پاکیزه میکند و از بین میبرد. ماه استغفار است؛ ان شاءاللَّه فرصت را مغتنم بشماریم.

اَیْنَ الرجبیّون؟

در خصوص روزه داری در این ماه از ناحیه ی ائمه ی اطهار علیهم السلام تأکید بسیار شده است و ثواب دنیوی و اخروی برای صائمین در این ماه بر شمرده اند، از جمله امام صادق علیه السلام فرموده است:

 

«اذا کان یومَ القِیامَةِ نادی مُنادٍ مِن بَطنانِ العَرشِ أَیْنَ الرَّجَبیُّون؟ فَیَقُومُ اُناسٌ یُضِیء وُجُوهُهُم لأهلِ الجَمعِ عَلی رُؤُوسِهِم تِیجانُ المَلک _ وَ ذَکرَ ثَواباً جَزِیلاً الی أن قال_: هذا لِمَن صامَ مِن رَجَب شَیئاً وَلَو یَوماً مِن اَوَّلِهِ اَو وَسَطِهِ اَو آخِرِهِ؛

روز قیامت منادی از بطن عرش صدا می زند: کجایند رجبیّون؟ [در این هنگام[ عدّه ای از میان مردم بر می خیزند و این در حالی است که از چهره ی آن ها نور می درخشد و [خداوند] بر سر آنان تاج ملائکه را نهاده است. و [امام صادق علیه السلام [ ثواب زیادی را ذکر کرد تا آنجا که فرمود:, این مزد کسانی است که ماه رجب روزه گرفته اند ولو یک روز از اوّل، وسط و یا آخر آن.»

بعد از نمازها بخوانید

«یا مَن اَرجُوهُ لِکُلِّ خَیرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ شَرٍّ، یامَن یُعطِی الکَثِیرَ بِالقَلِیلِ، یا مَن یُعطِی مَن سَأَلَهُ، یا مَن یُعطِی مَن لَم یَسآلهُ وَ مَن لَم یَعرِفهُ تَحَنُّناً مِنهُ وَ رَحمَة اَعطِنِی بِمَسآلَتِی اِیّاکَ جَمِیعِ خَیرِ الدُّنیا وَ جَمِیعِ خَیرِ الآخِرَةِ وَاصرِف عَنّی بِمَسآلَتِی اِیّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنیا وَ شَرِّ الآخِرَةِ فَاِنَّهُ غَیرُ مَنقُوصٍ ما اَعطَیتَ وَ زِدنِی مِن فَضلِکَ یا کَرِیمُ یا ذَاالجَلالِ وَ الاِکرامِ، یا ذَاالنَّعماءِ وَالجُودِ، یا ذَالمَنِّ وَ الطََّولِ، حَرِّم شَیبَتِی عَلی النّارِ.»

اعمال مشترک ماه مبارک رجب

این‌ها اعمالی است که انجام دادن آن‌ها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است:

در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین علیه‌السلام در حجر در غره رجب خواندند، خوانده شود: «یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِکُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْکَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُکَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیکَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُکَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَىْ ءٍ قَدِیرٌ».

دعایی را که از امام صادق علیه‌السلام روایت شده، خوانده شود: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ وَ خَسِرَالْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَکَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِکَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُکَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاکَ وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُکَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَاغْفِرْلِى یَوْمَ الدِّینِ».

از امام صادق علیه‌السلام روایت شده که در ماه رجب این خوانده شود: «اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ صَبْرَ الشَّاکِرِینَ لَکَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْکَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَکَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُکَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاکَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِکَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِکَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَاکْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ». قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید.

 

از حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده که هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و کسى که چهارصد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

از نبی مکرم اسلام روایت است: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عزوجل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید.

روایت است کسى که در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُاللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌‌ها را بلند کند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْلِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به برکت ماه رجب، آتش او را مس نکند.

در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُاللهَ ذَاالْجَلالِ وَالْإِکْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَالْآثَامِ" گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد.

سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود و نیز روایت کرده که هر کس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود که او را به بهشت بکشاند.

سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله روایت کرده که: هر کس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر چهار رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و آیة الکرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى که این نماز را گزارده تا روزى که بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید و او را به هر آیه‌‌ای که خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود.

سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود زیرا که روایت شده هر کس در یکى از ماه‌‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که: هر کس در یک شب از شب‌‌هاى ماه رجب ده رکعت نماز به این نحو که در هر رکعت حمد و قل یا ایها الکافرون یک مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌‌آمرزد.

 

امام صادق (ع) دربارۀ وضعیت مردم در آخرالزمان فرموده‌اند:

«اگر روزی بر مردی بگذرد که در آن روز گناهی بزرگ، مانند هرزگی یا کم‌فروشی یا انجام کار حرام یا می‌خوارگی نکرده باشد، آن‌روز گرفته و غمناک شود و گمان کند آن‌ روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز تلف شده است».

مفهوم آخرالزمان هم گسترۀ زمانیِ بعثت پیامبر اکرم (ص) تا برپایی قیامت را در برمی‌گیرد، و هم به‌طور ویژه به عصر ظهور منجی در روزگارِ پیش از قیامت اطلاق می‌شود. بنابر این، اشاره‌های فراوانی هم که در کلام حضرت رسالت‌ پناه (ص)، حضرت امیرالمؤمنین (ع) و دیگر امامان معصوم (ع) به نشانه‌های آخرالزمان و ویژگی‌های مردمانش شده، برخی مربوط به دوره‌های نزدیکِ پس از حیات شریف پیامبر اکرم (ص) است، یعنی زمان خلفا و نیز حکومت بنی‌امیه، بنی‌عباس و شماری نیز مربوط است به دورۀ آستانۀ ظهورِ منجی و نیز عهد ظهور و همچنین دورۀ منتهی به پایان دنیا و برپایی قیامت.

ایمان والای مردمان آخرالزمان

از مهم‌ترین روایت‌های بشارت‌دهنده دربارۀ مردمی از آخرالزمان، یعنی به‌طور ویژه آنان‌که در عصر غیبت امام دوازدهم (عج) به‌سر می‌برند، حدیثی است از حضرت خاتم الانبیا (ص) در این حدیث حضرت خاتم‌النبیین (ص) خطاب به امیر مؤمنان(ع) فرموده‌اند: «یا علی، عجیب‌ترینِ مردم از نظر ایمان و بالاترینِ آنها در یقین، آنها هستند که در آخرالزمان می‌آیند و پیامبری نمی‌بینند و امام از دیده‌هایشان پنهان است و از نوشته‌های [قرآن و حدیث] ایمان می‌‎آورند». [۱]

این حدیث، گویای ارزشِ والای مردان و زنانی است که ندیده و نشنیده، اما با دلی آکنده از یقین و ایمانِ به خدا، به پیروی از پیامبر آخرالزمان (ع) و خاندانِ مطهرش و قرآن کریم می‌پردازند؛ آن‌هم در روزگاری که گاه حق و باطل چنان به هم می‌آمیزد که برگزیدنِ راه درست، جز به نور ایمانِ راستین میسّر نشود. ایمانِ این مردمان اما چنان است که گویی رسول‌الله (ص) و ائمۀ اطهار (ع) را به‌چشمِ سَر می‌بینند.

وقتی آدمی روز، مؤمن است و شب، کافر

اما فارغ از این روایتِ نوید دهنده، روایت‌های دیگری نیز دربارۀ ویژگی‌های آخرالزمانیها بیان شده است که اغلب، بیم‌دهنده و دربردارندۀ هشدار است. در این دسته حدیث‌ها، از زشتی‌ها، ناراستی‌ها، بدعت‌ها، انحراف‌ها و بدی‌های اخلاق و کردار مردمِ آخر الزمان سخن رفته است.

از نمونۀ این‌گونه روایت‌ها، این سخن معروف از پیغامبر اکرم (ص) است که به سختیِ «مؤمن‌ماندن» در آخرالزمان اشاره دارد. حضرت (ص) فرموده‌اند: «فرصت را برای اعمال نیک پیش از آنکه فتنه‌هایی مانند پاره‌های شب تاریک پدید آید، غنیمت شمارید. در آن‌ هنگام انسان صبح مؤمن است و شب کافر می‌شود؛ شب کافر است و روز مؤمن می‌شود و دین خود را به‌عوض ناچیزِ دنیا می‌فروشند».

در روایت دیگری نیز فرموده‌اند: «فتنه‌ها خواهد بود که در اثنای آن، مرد به صبح مؤمن باشد و به شب کافر شود، مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد». [۲]

روزی می‌رسد که آدمی از اینکه گناه کبیره نکرده افسوس می‌خورد!

امام جعفر صادق (ع) در حدیثی بسیار مفصّل، ویژگی‌هایی هراس‌انگیز را برای مردمانِ روزگاری برشمرده‌اند که به‌ نظر می‌رسد، آن روزگار، آخرالزمان و دورۀ منتهی به ظهور حضرت مهدی (عج) باشد؛ چراکه امام (ع) پیش از آنکه این ویژگی‌ها را خطاب به یکی از دوستدارانشان بیان کنند، این نکتۀ مهم را به او یادآور شده‌اند که «آیا ندانسته‌ای که هرکه چشم‌ به‌راهِ دولت ما باشد و بر آزار و ترسی که می‌بیند، شکیبایی ورزد، فردای قیامت در زمرۀ ما محشور گردد» [۳].

و نیک می‌دانیم که دولت اهل بیت (ع) با ظهور حضرتِ مهدی (عج) تحقّق می‌یابد و برپا خواهد شد. بنابر این، می‌توان گفت که این ویژگی‌هایی هم که امام برشمرده‌اند، اشاره به آن‌ بخش از آخرالزمان دارد که جهان یک‌سره گرفتار ستم، بدی و ناراستی است و ظهور منجیِ موعود را انتظار می‌کشد.

این روایت را مرحوم شیخ کلینی (ره) در «الرّوضة مِن الکافی»، مرحوم شیخ حرّ عاملی (ره) در «تفصیل وسائل الشّیعه»، مرحوم ملامحسن فیض کاشانی (ره) در «الوافی» و مرحوم علّامه محمدباقر مجلسی (ره) در «بحارالانوار» نقل کرده‌اند. [۴]

در این روایت، امام صادق (ع) دربارۀ وضعیت مردم در آخرالزمان فرموده‌اند که «اگر روزی بر مردی بگذرد که در آن روز گناهی بزرگ، مانند هرزگی یا کم‌فروشی یا انجام کار حرام یا می‌خوارگی نکرده باشد، آن‌روز گرفته و غمناک شود و گمان کند آن‌روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز تلف شده است». [۵]

شاید در روزگاران گذشته، باورِ آنچه امام (ع) فرموده‌اند، برای مردم دشوار می‌آمد؛ اما بی‌تردید برای ساکنان دنیای امروزی، باور محتوای این بخش از کلام امام جعفر صادق (ع) آسان‌تر است.

امروز مردم به هر مذهب و آیینی که باشند و در هر مملکت و سرزمینی که زندگی کنند، به‌چشمِ خود در بسیاری از شئون زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی سیطره و سلطۀ نگاه مادی و دنیایی را شاهدند.

نگاهی قدرتمند و سراسر مادی که می‌کوشد، این را در ذهنِ مردان، زنان، پسران و دخترانِ دنیای امروز ماندگار و نهادینه کند که مفهوم دنیا منحصر است به محلی برای یافتنِ هرچه بیشترِ ثروت و قدرت.

از این‌روی، زندگیِ آدمی نیز مسابقه‌ای است، برای اینکه انسان ثروت و قدرت به دست آورد تا بتواند هرچه بیشتر لذت ببرد و کام‌جویی کند و چون در این مسابقۀ ارضای شهوات، همه با هم برابر نیستند، آن‌که عقب‌ بماند، بازنده‌ است و احساس زیان و خسران بیشتری خواهد داشت. این وضعیت، همان وضعیتِ آخرالزمانی است که امام جعفر صادق (ع) از آن خبر داده است.

خبر امام جعفر صادق (ع) دربارۀ مردمان آخر زمان

امام ششم (ع) در همان روایتِ مفصّل، از برخی اخلاقیات و عادت‌ها و مناسباتِ فردی و اجتماعی که دامن‌گیر شماری از مردمان آخر زمان خواهد شد، به اشاره و فهرست‌وار یاد کرده‌اند. این انحرافاتِ رفتاریِ آخرالزمانی که امام (ع) در کلامشان برشمرده‌اند، موارد متعدّدی را در بر می‌گیرد که همه جزو رذایل اخلاقی و منش‌های ناپسند و ناحق است.

چهل خصلت آخر الزمانی

اگر بخواهیم نمونه‌وار این توصیف‌ها را برشماریم، می‌توان به چند موردی که در ادامه آمده است، اشاره کرد.

حضرت امام صادق (ع) در توصیف خوی‌ها و عادت‌هایی که در آخر زمان بین مردمان رایج می‌شود، فرموده‌اند:

در آن روزگار:

1- [دستورهای] قرآن کهنه شود و چیزهایی که در آن نیست، در آن پدید شود و [آیات آن] طبق دلخواه توجیه شود؛


2- هرکه را به کارِ بد بستایند، خندان و خشنود شود و اعتراضی نکند؛


3- همجنس‌بازی مردان و زنان رایج و مرسوم شود؛

آخر الزمان (2)

| شنبه, ۱۴ آبان ۱۴۰۱، ۰۸:۴۷ ب.ظ

1. امیر مؤمنان علیه السّلام: پشتها سنگین شود و حوادث پیاپی واقع شود.

2. امیر مؤمنان علیه السّلام: او (حضرت قائم عج) هنگامی ظاهر می شود که حقیقت ها کم اجر، و دنباله روها از نابخردان پیروی کنند.

3. امیر مؤمنان علیه السّلام: عربها دچار اختلاف شوند، اشتیاق به ظهور افزون شود.

 
4. امیر مؤمنان علیه السّلام: عفاف و خویشتن داری از جامعه رخت بربندد، و … و شیطان بر همگان چیره شود.

 

5. امیر مؤمنان علیه السّلام: زنها فرمانروایی کنند، حوادث جانکاه و کمرشکنی روی می دهد.

 

چهل حدیث در باره تولّی و تبرّی

| جمعه, ۱۵ مهر ۱۴۰۱، ۱۰:۴۳ ق.ظ

دانلود ((چهل حدیث تولّی و تبرّی)) اضغط هنا

چهل حدیث تولی و تبری

برگرفته شده از: أربعینات chelhadith.ir
چهل حدیث تولی و تبری

برگرفته شده از: أربعینات chelhadith.ir
چهل حدیث تولی و تبری

برگرفته شده از: أربعینات chelhadith.ir
چهل حدیث تولی و تبری

برگرفته شده از: أربعینات chelhadith.ir

چهل حدیث در باره فحش و بد زبانی

| يكشنبه, ۱۰ مهر ۱۴۰۱، ۱۰:۰۹ ق.ظ

فحش و بد زبانی

آیات:

1. وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ [1]

(به معبودِ) کسانى که غیر خدا را مى خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اینچنین براى هر امّتى عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل مى کردند، آگاه مى سازد (و پاداش و کیفر مى دهد).

2. لا یُحِبُّ اللهُ الجَهرَ بِالسُّوءِ مِنَ القَولِ اِلاّ مَن ظُـلِم...[2]

خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیها (ی دیگران) را اظهار کند مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.»
(بنا بر قولی، مراد از «بالسوء من القول» خصوص دشنام دادن و ناسزا گویی است.)

روایات:

الکافی

1. عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى (ع) فِی رَجُلَیْنِ یَتَسَابَّانِ فَقَالَ: الْبَادِی مِنْهُمَا أَظْلَمُ وَ وِزْرُهُ وَ وِزْرُ صَاحِبِهِ عَلَیْهِ مَا لَمْ یَتَعَدَّ الْمَظْلُوم [3]

عبد الرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام در باره دو مردى که همدیگر را دشنام دهند روایت کرده که فرمود: آغازکننده به دشنام ستمکارتر است و گناه خود و گناه رفیقش به گردن اوست در صورتى که آن کس که ستم به او شده از حد نگذرد.

توضیح

- جمله اخیر این حدیث شریف دو احتمال دارد یکى اینکه تا رفیقش که مورد ستم واقع شده عمل ناروا نکرده و یا سخن ناروائى نگفته همه گناه به گردن آغازکننده به دشنام است، و نسبت گناه به او در این صورت فرضى است، احتمال دوم آن است که تا از حد خود نگذشته اى همه گناه به گردن اوست، و حدّش همان مقدارى است که از دشنام شنیده و تا آن حد بر او گناهى نیست زیرا از خود دفاع کرده و انتقام گرفته است، و خداى تعالى در این باره فرموده است: و همانا بر آنکه پس از ستمى که به او شده یارى جوید گناهى نیست و در جاى دیگر فرماید: پس آن کس که به شما تجاوز کند (طبرسى فرموده:یعنى ظلم و ستم کند) تجاوز کنید بر او برابر آنچه بر شما تجاوز کرده، و نیز اینها از آیات و روایاتى که دلالت بر جواز معارضه بمثل دارند، و بعید نیست احتمال دوم مناسبتر با سیاق روایت باشد.

2. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عِیصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَى النَّاسُ لِسَانَه [4]

و از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: بدرستى که مبغوض ترین خلق خدا آن بنده ایست که مردم از زبانش پرهیز کنند.

3. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ شِرْکِ الشَّیْطَانِ الَّذِی لَا یُشَکُّ فِیهِ أَنْ یَکُونَ فَحَّاشاً لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ فِیه [5]

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: از نشانه هاى شرکت شیطان که تردیدى در آن نیست اینست که فحاش باشد که باکى از آنچه گوید و از آنچه در باره او گویند نداشته باشد.

4. عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّهُ لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطَان [6]

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: هر گاه مردى را دیدى که باکى از آنچه گوید و آنچه به او گفته شود ندارد، پس بدرستى که یا از زنا است یا از شرکت شیطان.

سیر و سلوک بیدآبادی

| يكشنبه, ۱ اسفند ۱۴۰۰، ۱۱:۳۷ ق.ظ

رسالۀ مختصری‌ از مرحوم‌ بیدآبادی‌ در سیر و سلوک‌

آقا محمّد بیدآبادی‌ از عرفاءِ مشهور است‌ و صاحب‌ مقامات‌ و درجات‌. رحلتش‌ در سنۀ 1197 هجریّۀ قمریّه‌ است‌ . و حقیر کراراً بر سر مزارش‌ رفته‌ام‌ . و مراد از بیدآبادی‌ بطور مطلق‌ اوست‌. و امّا آقا محمّد جواد بیدآبادی‌ از عرفاءِ زمان‌ اخیر بوده‌ است‌، و استاد والد صدیق‌ مکرّم‌ حاج‌ محمّد حسن‌ شرکت‌ است‌. آقای‌ حاج‌ محمّد حسن‌ دام‌ توفیقه‌ گفتند: مرحوم‌ پدر ما می‌گفت‌: آقا محمّد جواد بیدآبادی‌ را کسی‌ نشناخت‌؛ و خود مرحوم‌ بیدآبادی‌ یک‌ بیت‌ سروده‌ بود که‌ مرحوم‌ پدرم‌ یادداشت‌ کرده‌ بود:

صد گنج‌ نهان‌ بود مرا در دل‌ و یاران ‌             نادیده‌ گرفتند که‌ این‌ خانه‌ خراب‌ است‌

باری‌، مرحوم‌ آقا محمّد بیدآبادی‌ که‌ به‌ بیدآبادی‌ بزرگ‌ معروف‌ است‌ مطالبی‌ جالب‌ و دلنشین‌ دارد، و هنگامی‌ که‌ حقیر در نجف‌ أشرف‌ بودم‌ برای‌ خود استنساخ‌ نمودم‌. سپس‌ معلوم‌ شد مرحوم‌ علاّمۀ طهرانی‌ شیخ‌ آقا بزرگ‌ که‌ استاد حقیر در فنّ درایه‌ و حدیث‌ و اجازات‌ بودند در کتاب‌ «الذّریعة‌» ج‌ 12، ص‌ 283 در تحت‌ عنوان‌ «رِسالةٌ فی‌ السَّیرِ والسّلوکِ  *فارسیّۀ لآِغا مُحمّدٍ البید ابادیّ أیْضاً کَتَبها مُراسلَةً إلی‌ بعضِ تَلامیذِه‌» ذکر کرده‌اند . و چون‌ از طرفی‌ مختصر است‌ و از طرف‌ دیگر حاوی‌ مطالب‌ عمیقه‌ است‌، ما عین‌ آنرا در اینجا برای‌ مزید بهرمندی‌ مطالعه‌ کنندگان‌ ارجمند می‌آوریم‌:

بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم‌ و به‌ نستعین‌

بیدآبادی‌ گوید:

یا أخی‌ و حَبیبی‌! إنْ کُنتَ عَبدَاللهِ فارْفَعْ هِمَّتک‌، و کِلْ علَی‌ اللهِ أمرَ ما یُهِمُّک‌!

تا توانی‌ همّت‌ خود را عالی‌ نما، لانّ المرْءَ یطیرُ بهمَّته‌ کما أنّ الطّیرَ یطیرُ بجَناحَیه‌.

غلام‌ همّت‌ آنم‌ که‌ زیر چرخ‌ کبود           ز هر چه‌ رنگِ تعلّق‌ پذیرد آزاد است‌

هر چه‌ در این‌ خانه‌ نشانت‌ دهند                   گر نستانی‌ به‌ از آنت‌ دهند

یعنی‌ به‌ تأمّلات‌ صحیحه‌ و کثرت‌ ذکر موت‌، خانۀ دل‌ را از غیر حقّ خالی‌ گردان‌! یک‌ دل‌ داری‌؛ یک‌ دوست‌ بس‌ است‌ تو را! أَلَیْسَ اللَهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ . و مَا جَعَلَ اللَهُ لِرَجُلٍ مِن‌ قَلْبَیْنِ فِی‌ جَوْفِهِ.

در دو عالم‌ گر تو آگاهی‌ از او                                 از چه‌ بد دیدی‌ که‌ در خواهی‌ از او

الهی‌ زاهد از تو حور میخواهد قصورش‌ بین ‌      به‌ جنّت‌ میگریزد از درت‌ یا ربّ شعورش‌ بین‌

ما عَبَدْتُکَ خَوْفًا مِنْ نارِکَ وَ لا طَمَعًا فی‌ جَنَّتِکَ، بَلْ وَجَدْتُکَ أهْلاً لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُکَ.

هر دو عالم‌ را به‌ یک‌ بار از دل‌ تنگ‌ برون‌ کردیم‌ تا جای‌ تو باشد. و تحصیل‌ این‌ کار به‌ هوس‌ نمی‌شود؛ بلکه‌ تا نگذری‌ از هوس‌ نمی‌شود . أبَی‌ اللَهُ أنْ یُجْریَ الامورَ إلاّ بِأسْبابِها . والاسبابُ لابُدَّ مِن‌ اتِّصالِها بمُسبِّباتِها . و الاُمورُ العِظامُ لا تُنالُ بِالمُنَی‌، و لا تُدرَکُ بالهَوَی‌؛ واسْتَعینوا فی‌ کُلّ صَنْعةٍ بِأرْبابِها، وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا؛ فإنّ التَّمنّیَ بِضاعَةُ الهَلکَی‌.

آئینه‌ شو جمال‌ پری‌ طلعتان‌ طلب ‌             جاروب‌ کن‌ تو خانه‌ و پس‌ میهمان‌ طلب‌

چو مستعدّ نظر نیستی‌ وصال‌ مجوی ‌           که‌ جام‌ جم‌ نکند سود وقت‌ بی‌بصری‌

باید اوّل‌ از مرشد کلّ و هادی‌ سبل‌ هدایت‌ جسته‌، دست‌ تولّی‌ به‌ دامن‌ متابعت‌ ائمّۀ هدی‌ علیهم‌السّلام‌ زده‌، پشت‌ پا به‌ علائق‌ دنیا زنی‌ و تحصیل‌ عشق‌ نمائی‌؛ قُلِ اللَهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ.

عشق‌ مولی‌ کِیْ کم‌ از لیلی‌ بود                             محو گشتن‌ بهر او أولی‌ بود

حاصل‌ عشق‌ همان‌ بس‌ که‌ اسیر غم‌ او       دل‌ به‌ جائی‌ ندهد میل‌ به‌ جائی‌ نکند

پس‌ هموم‌ خود را همّ واحد ساخته‌ با جدّ و جهد تمام‌ پا به‌ جادّۀ شریعت‌ گذارد و تحصیل‌ ملکۀ تقوی‌ نماید، یعنی‌ پیرامون‌ حرام‌ و شبهه‌ و مباح‌ قولاً و فعلاً و حالاً و خیالاً و اعتقاداً نگردد تا طهارت‌ صوری‌ و معنوی‌ حاصل‌ شود که‌ شرط‌ عبادت‌ است‌، و اثری‌ از عبادت‌ مترتّب‌ شود و محض‌ صورت‌ نباشد. إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ . «وَ لَن‌ تُقْبَلَ نَفَقاتکُمْ إن‌ کُنتُمْ قَوْمًا فاسِقینَ.» «وَ ما مَنَعَهُ عَن‌ قَبولِ صَدَقاتِهِم‌ إلاّ کَوْنُهُمْ فاسِقینَ.» «لَن‌ یُقْبَلَ عَمَلُ رَجُلٍ عَلَیهِ جِلْبابٌ مِن‌ حَرام‌.» «مَن‌ أکلَ حَرامًا لَن‌ یَقْبَلَ اللَهُ مِنْهُ صَرْفًا و لا عَدلاً.» وَ تَرکُ لُقمةٍ حَرامٍ أحَبُّ إلَی‌ اللهِ مِن‌ ألفَیْ رَکعَةٍ تَطوُّعًا، وَ رَدُّ دانِقٍ مِن‌ حرامٍ تَعْدِلُ سَبعینَ حِجَّةٍ مَبرورَةٍ .


نظیم اللئالى

سید قوام الدین محمد بن محمد مهدى حسینى سیفى قزوینى (م ۱۱۵۰ ق)

تحقیق: حسین گودرزى

درآمد

سیدمحمد بن محمدمهدى حسینى سیفى قزوینى، ملقّب به قوام الدین، و متخلص به سیفى و جمال و قوام، از دانشمندان و ادیبان نیمه اول قرن دوازدهم هجرى است . وى در اواخر سده یازدهم هجرى در شهر قزوین در خانواده اى اصیل از خاندان سادات سیفى قزوین دیده به جهان گشود . نسبت سادات سیفى قزوین از طریق جدّشان قاضى سیف الدین محمد، به زید بن الحسن بن على بن ابیطالب علیهم السلام منتهى مى شود.
او پس از تکمیل تحصیلات مقدماتى در قزوین، براى فراگیرى دروس عالیه آن زمان به اصفهان مهاجرت کرد و از محضر علامه ملامحمد باقر مجلسى و آیت اللّه شیخ جعفر کمره اى اصفهانى استفاده نمود و پس از دستیابى به مقامى والا در علوم و فنون


نظیم اللئالی - صفحه 366

مختلف، به قزوین بازگشت.
حزین لاهیجى یکى از معاصران قوام، در تذکره اش درباره وى، چنین مى نگارد :
«السید الجلیل قوام الدین محمد یوسف الحسینى القزوینى ـ علیه الرحمة ـ احوال سلسله سادات سیفى قزوین و اصحاب کمالى که در آن خانواده بودند بر واقفان سیر مخفى نخواهد بود . بالجمله میرزا قوام الدینِ مذکور، سلاله آن خاندان و از مشاهیر افاضل زمان بود.
در علوم عربیت خلیل العصر و در فقه و حدیث جلیل القدر و منشرح الصدر، متحلّى به اجناس فضایل و نقاوه اتقاى کامل بود؛ پیوسته ملجأ قربا و ضعفاى هر دیار وکف دریا نوالش رشک ابر بهاره قلم از اوصاف کمالش به عجز و انکسار اعتراف دارد . . .» ۱ .
علاّمه مجلسى نیز در اجازه اى که به قوام در شعبان سال 1107 ق نوشته، وى را چنین مى ستاید:
«السیّد الأیّد، الحسیب النسیب، اللبیب الأدیب، الفاضل الکامل، البارع المتوقد، الزکی الألمعی اللوذعی، السید قوام الدین ـ . . . ـ بعد ما أخذ منّی من العلوم الدینیة والمعارف الیقینیة شطرا . . .» ۲ .
سید نورالدین بن نعمة اللّه جزائرى در «الإجازة الکبیرة» خود، قوام الدین را چنین توصیف مى کند:
«کان فاضلاً علامة محققا کثیر الاحتیاط فی العلم و العمل، عظیم النفع، جلیل الشأن، مهذب الأخلاق، . . .» ۳ .


1.تذکره حزین، ص ۲۷ و ۲۸

2.طبقات اعلام الشیعة، ص۶۰۳

3.مصدر سابق و اعیان الشیعة، ج۸، ص۴۵۲


نظیم اللئالی - صفحه 367

آثار

چهل گفتار 9- خطبه شعبانیه رسول اکرم ص و

| شنبه, ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ۱۲:۵۷ ب.ظ

خطبه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در باره رمضان (معروف به شعبانیّه)

http://bayanbox.ir/view/3244478003960085283/arbaeen11.png مُحَمَّدُ بْنُ بَکْرِ بْنِ النَقّٰاشِ، وَ أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطّٰانِ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرٰاهیٖمَ الْمَعٰاذِیِّ، وَ مُحَمَّدُ ابْنُ إِبْرٰاهیٖمَ بْنِ إِسْحٰاقَ الْمُکَتِّبِ، قٰالُوا: حَدَّثَنٰا أَبُو الْعَبّٰاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعیٖدٍ الْهَمْدٰانِیِ ّ، مَوْلیٰ بَنیٖ هٰاشِمٍ، قٰالَ: حَدَّثَنٰا عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ ابْنِ عَلِیِ ّ بْنِ فَضّٰالٍ، عَنْ أَبیٖهِ،

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِ ّ بْنِ مُوسَی الرِّضٰا علیه السلام، عَنْ أَبیٖهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبیٖهِ الصّٰادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبیٖهِ الْبٰاقِرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍ ّ، عَنْ أَبیٖهِ زَیْنِ الْعٰابِدیٖنَ عَلِیِ ّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ أَبیٖهِ سَیِّدِ الشُّهَدٰاءِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍ ّ، عَنْ أبیٖهِ سَیِّدِ الْوَصِیّیٖنَ أَمیٖرِ الْمُؤْمِنیٖنَ عَلِیِّ بْنِ أَبیٖ طٰالِبٍ عَلَیْهِمُ الصَّلاٰهُ وَالسَّلاٰمُ، قٰالَ:

ترجمه:

حسن بن علیّ بن فضّال از امام رضا علیه السلام، از امام کاظم علیه السلام، از امام صادق علیه السلام، از امام باقر علیه السلام، از امام سجّاد علیه السلام، از امام حسین علیه السلام، از سرور اوصیاء امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیهم الصّلاه و السّلام نقل کرده که فرمودند:

ص:5

إِنَّ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و سلم خَطَبَنٰا ذٰاتَ یَوْمٍ، فَقٰالَ:

أَیُّهَا النّٰاسُ! إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللّٰهِ بِالْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ؛

شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ، وَ أَیّٰامُهُ أَفْضَلُ اْلاَیّٰامِ، وَ لَیٰالیٖهِ أَفْضَلُ اللَّیٰالیٖ، وَ سٰاعٰاتُهُ أَفْضَلُ السّٰاعٰاتِ. وَ هُوَ شَهْرٌ دُعیٖتُمْ فیٖهِ إِلیٰ

ضِیٰافَهِ اللّٰهِ، وَ جُعِلْتُمْ فیٖهِ مِنْ أَهْلِ کَرٰامَهِ اللّٰهِ .

أَنْفٰاسُکُمْ فیٖهِ تَسْبیٖحٌ، وَ نَوْمُکُمْ فیٖهِ عِبٰادَهٌ، وَ عَمَلُکُمْ فیٖهِ مَقْبُولٌ، وَ دُعٰاؤُکُمْ فیٖهِ مُسْتَجٰابٌ .

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای ما خطبه خواند و فرمود:

هان ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به سوی شما رو آورده است،

ماهی که نزد خدا بهترین ماهها، و روزهایش بهترین روزها، و شبهایش بهترین شبها، و ساعاتش بهترین ساعات است. و آن ماهی

است که در آن به میهمانی خدا خوانده شده اید و از گرامیان خدا قرار داده شده اید .

نَفَسهایتان در آن تسبیح، و خوابتان در آن عبادت و عملتان در آن مقبول و دعایتان در آن مستجاب است.

ص:6

فَاسْأَلُوا اللّٰهَ رَبَّکُمْ بِنِیّٰاتٍ صٰادِقَهٍ وَ قُلُوبٍ طاهِرَهٍ، أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیٰامِهِ وَ تِلاٰوَهِ کِتٰابِهِ؛ فَإِنَّ الشَّقِیَ ّ مَنْ حُرِمَ غُفْرٰانَ اللّٰهِ فیٖ هٰذَا الشَّهْرِ الْعَظیٖمِ.

وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فیٖهِ، جُوعَ یَوْمِ الْقِیٰامَهِ وَ عَطَشَهُ. وَ تَصَدَّقُوا عَلٰی فُقَرٰائِکُمْ وَ مَسٰاکیٖنِکُمْ، وَ وَقِّرُوا کِبٰارَکُمْ، وَ ارْحَمُوا صِغٰارَکُمْ، وَ

صِلُوا أَرْحٰامَکُمْ، وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ، وَ غُضُّوا عَمّٰا لاٰیَحِلُّ [النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصٰارَکُمْ، وَ عَمّٰا لاٰ یَحِلُّ] (1) اْلإِسْتِٰماعُ إِلَیْهِ أسْماعَکُمْ

پس خدا - پروردگار خود - را با نیّتهای خالص، و دلهای پاک بخوانید تا به روزه داری و تلاوت کتاب خود موفّقتان بدارد؛ زیرا بدبخت کسی است که در این ماه بزرگ از آمرزش خدا محروم بماند .

چهل گفتار 7 خطبه شقشقیه

| شنبه, ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ۱۰:۰۲ ق.ظ
اَما وَالل‍هِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ اَبی قُحافَةَ (فی بعضُ النّسخ: فُلانٌ) وَ اِنَّهُ لَیعْلَمُ اَنَّ مَحَلّی مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحی، ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ، وَ لایرْقی اِلَی الطَّیرُ.   

 




هان! به خدا قسم ابوبکر پسر ابوقحافه (برخی نسخه‌ها: فلانی) جامه خلافت را پوشید در حالی که می‌دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیا به آسیاست، سیل دانش از وجودم همچون سیل سرازیر می‌شود، و مرغ اندیشه به قلّه منزلتم نمی‌رسد.
فَسَدَلْتُ دُونَها ثَوْباً، وَطَوَیتُ عَنْها کَشْحاً،

اما از خلافت چشم پوشیدم، و روی از آن برتافتم،
وَ طَفِقْتُ اَرْتَأی بَینَ اَنْ اَصُولَ بِید جَذّاءَ، اَوْ اَصْبِرَ عَلی طِخْیة عَمْیاءَ، یهْرَمُ فیهَا الْکَبیرُ، وَ یشیبُ فیهَا الصَّغیرُ، وَ یکْدَحُ فیها مُؤْمِنٌ حَتّی یلْقی رَبَّهُ!




و عمیقاً اندیشه کردم که با دست بریده و بدون یاور بجنگم، یا آن عرصه گاه ظلمت کور را تحمل نمایم، فضایی که پیران در آن فرسوده، و کم سالان پیر، و مؤمن تا دیدار حق دچار مشقت می‌شود!
فَرَاَیتُ اَنَّ الصَّبْرَ عَلی هاتا اَحْجی، فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی، وَ فِی الْحَلْقِ شَجاً!  



دیدم خویشتنداری در این امر عاقلانه‌تر است، پس صبر کردم در حالی که گویی در دیده‌ام خاشاک بود، و غصه راه گلویم را بسته بود!
اَری تُراثی نَهْباً. حَتّی مَضَی الاَوَّلُ لِسَبیلِهِ، فَاَدْلی بِها اِلَی ابْنِ الْخَطّابِ بَعْدَهُ. [ثُمِّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الاَعْشی:]



می دیدم که میراثم به غارت می‌رود. تا نوبت اولی سپری شد و خلافت را پس از خود به پسر خطّاب واگذارد. [سپس امام وضع خود را به شعر شاعر عرب، اَعشی، مثل زد:]
شَتّانَ ما یوْمی عَلی کُورِها *** وَ یوْمُ حَیانَ اَخی جابِرِ


«چه تفاوت فاحشی است بین امروز من با این همه مشکلات، و روز حیان برادر جابر که غرق خوشی است».
فَیا عَجَباً بَینا هُوَ یسْتَقیلُها فی حَیاتِهِ، اِذْ عَقَدَها لاِخَرَ بَعْدَ وَفاتِهِ.

چهل گفتار 6 خطبه قاصعه

| شنبه, ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ۰۹:۲۷ ق.ظ

خطبه قاصعه

مقدمه کوتاه از شریف رضی

و من الناس من یسمّی هذه الخطبه بالقاصعة، و هی تتضمّن ذمّ إبلیس - لعنه اللّه - علی استکباره و ترکه السجود لآدم - علیه السلام - و أنه أول من أظهر العصبیة و تبع الحمیة، و تحذیر الناس من سلوک طریقته:
ترجمه :
بعضی این خطبه را «قاصعه» نامیده اند و آن در نکوهش ابلیس (لعنة الله علیه) است به سبب خودپسندی او و سجده نکردن برای آدم (ع). او نخستین کسی است که عصبیت را آشکار ساخت و از حمیت پیروی نمود. این خطبه مردم را از رفتن به راه ابلیس برحذر می دارد.

چهل حدیث سیره سجادی (علیه السلام )

| دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۰، ۰۱:۴۴ ق.ظ


شناخت اجمالی امام سجادعلیه‌السلام

حضرت سجاد علیه‌السلام در ۵ شعبان سال ۳۸ (و یا ۱۵ جمادی الاول سال ۳۶) هجری در ایام حکومت حضرت امیر علیه‌السلام در مدینه متولد شد و در۱۲ یا ۲۵ محرم ۹۴ یا ۹۵ هجری در ایام حکومت ولید بن عبدالملک رحلت یافت (و یا بدست ولید مسموم و به شهادت رسید) و مرقد منورش در قبرستان بقیع در کنار عموی بزرگوارش امام حسن مجتبی علیه‌السلام است. پدر بزرگوارش حضرت سیدالشهداء امام حسین و مادرش طبق مشهور شهربانو یا شاه زنان (دختر یزدگرد) بود. مدت عمرش ۵۷ سال بود که دو سال در کنار جدش و ۲۰ سال به همراه عمو و پدر بزرگوارش و ۳۵ سال نیز مدت امامت خود آن بزرگوار طول کشید. مهمترین شاخصه زندگانی ایشان زنده نگه داشتن عاشورا و تکمیل آن حماسه بزرگ با گفتار و رفتار خود بود که در کنار رسالت دیگرش، آموزش عبودیت و بندگی حق و تربیت جامعه ای متعهد و مومن و مصون در مقابل هجوم فرهنگ ترجمه و غرور علمی، هر دو وظیفه را به کمال رساند.

مقدمه

امام سجادعلیه‌السلام فرمود:

«الا و ان ابغض الناس الی الله من یقتدی بسنه امام و لا یقتدی باء عماله.» هشدار که منفورترین مردم نزد پروردگار، کسی است که شیوه امامی را پیروی کند ولی از سیره عملی او پیروی ننماید. برای «چگونه بودن» نیاز به الگو داریم و نقش الگو در تربیت چنان روشن است که نیازی به بیان و توضیح نیست. آنچه در این الگوگیری و اسوه یابی و تأسی به اخلاق اولیاء کارساز است، آشنایی با جزئیات صفات و رفتار آن حضرات است، نه کلیات. خوشبختانه در کتب حدیث و سیره، نمونه های رفتاری پیامبر و امامان بصورت ریز و جزئی آمده است که آشنایی با آنها بسیار سودمند است و گامی جهت خودسازی و تعالی بخشیدن به جامعه است انسان در دید ژرفنگر، بیابانگردی سرگردان و گمگشته ای در تاریک زار زندگی نیست.

او کشتی شکسته ای شور بخت و ناامید و و اسیر موجهای بیم زا و هراس آفرین نمی باشد. بلکه موجودی مسؤول است که با مقصد و مقصودی مشخص، با زاد و توشه ای کامل و راهنمایانی درونی و برونی به سفری پرداخته که از صحرای عدم آغاز می شود و تا بار یافتن به لقاء الهی ادامه دارد. تمامی نیروهای خلقت، انسان را در این سفر صادقانه یاری میکنند و خدا با لطف بیکران خویش به هدایت او از راههای گوناگون پرداخته است و بهترین جایگاه جاودانه را در سرای آخرت برای او مهیا کرده است.

انسان برای به دست آوردن نیک بختی خویش و سعادتمندی جامعه و رضایت خداوند باید در طول این سفر چگونه زیستن را بیاموزد و این آموزه ها را در زندگی خویش بکار گمارد.

اسلام عزیز برای پاسخگویی بدین سؤال بسیار اساسی دو شیوه را دنبال نموده است: الف: بیان احکام و دستورهای زندگی از آغاز تا فرجام ب: ارائه الگوهای تربیتی و نمونه های عینی کمال بر اساس همین شیوه دوم در قرآن مجید بارها از پیامبران و دیگر انسانهای والا سخن به میان آمده است، و از جنبه های الگویی آنان ستایش شده تا دیگران نیز به آنان تأسی بجویند.

در مکتب حیاتبخش تشیع (اسلام راستین) معرفی این الگوهای الهی گسترده تر است و پیشوایان معصوم که بهترین اسوه ها و الگوهای زندگی هستند فرا روی چشمان باز و دلهای آگاه قرار دارند تا آنانکه مسئولیت الهی و رسالت انسانی خویش را درک کرده اند و تصمیم برای رسیدن به چکادهای فرازمند فضیلت و کمال دارند با درس گرفتن از آنان زیستنی شرافتمندانه که سعادت دنیا و آخرت را تأمین می کند در پیش گیرند.

در راستای این هدف و برای معرفی سیره عملی پیامبرصلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل بیت معصوم اوعلیه‌السلام گروهی از فضلا و شیفتگان اهلبیت در حوزه علمیه قم گرد هم آمده و در گستره کتابهای بسیاری دست به تحقیقی وسیع زده اند که بخواست خداوند مجموعه ای ارزشمند را به زودی تقدیم امت اسلامی خواهند نمود. آشکار است که در این مجموعه تنها احادیثی که بیانگر یک شیوه مستمر و عملی مداوم در زندگی معصومینعلیه‌السلام باشد آورده می شود.

اکنون به عنوان نمونه ای از دریای مواج و گرانقدر روایات، چهل حدیث از سیره هر یک از معصومینعلیه‌السلام به پیشگاه امت اسلامی عرضه می شود. امید که همه ما را چراغ راه و ره توشه سفری باشد برای رسیدن به سعادت دنیا و نیک بختی آخرت. چهل حدیثی که پیش روی شماست، گوشه ای از فضیلتهای جاودان و ماندگار امام سجاد، زین العابدینعلیه‌السلام را به شما شیفتگان مکتب اهل بیتعلیه‌السلام می آموزد.

امید است آشنایی با نمونه هایی از سیره رفتاری آن امام معصوم، رهگشای ما در پیمودن مسیر کمال و عبودیت گردد و توفیق الگوگیری از آن حضرت، پیوسته همراه شما باشد. ان شاءالله