تایتل قالب


”http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png1- قیــام حــضرت امــام حــسین علیه السلام از روز خــودداری از بیعت با یزید تا روز عاشورا  ١٧۵روز طول کشید.


http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png2-” قیام سالار شهیدان از مدینه آغاز و به کربلا ختـم شـد. این قیام یک هفته در مدینه، ۴ ماه و  ١٠روز در مکه، ٢٣روز بین راه مکه تا کربلا (از دوم محرم تا دهم محرم) به طول انجامید.


”http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png3- از مکه تا کوفه منزلهایی وجـود داشـت کـه مـا امـروز بـه آنها کاروانسرا یا اقامتگـاه می گـوییم. کـاروان سیّدالـشهدا در مسیر حرکت خود از ١٨منزل عبور کرد.


http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png4-” فاصله ی میان این منزلها با همدیگر حدود سه فرسنگ و گاهی پنج فرسنگ بوده است.


”http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png5- اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام از کوفـه تـا شـام از ١۴منزل عبور کردند.


”http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png6- زمانی که امام حـسین علیه السلام در مکـه حـضور داشـت حـدود ١٢٠٠٠نامه از کوفه برای آن حضرت فرستاده شد که در آنها از آن امام دعوت کرده بودند تا به شهر کوفـه بـرود و بـه یـاری مردم آن دیار بشتابد.


۹۸-۱۲-۲۰ ۱ ۰ ۶۰۷
۹۸-۱۲-۲۰ ۱ ۰ ۶۰۷

نظاره مَزُور

حدیث 22 زائر با امام حسین علیه السلام وارد بهشت مى‏شود··· 57

حدیث 23 همه آرزوى زیارت مى‏کنند··· 59

حدیث 24 درخواست فرشتگان··· 61

حدیث 25 تربت امام حسین علیه السلام بزرگترین دوا است··· 63

حدیث 26 شرط تداوى به تربت امام حسین علیه السلام ··· 65

حدیث 27 فضیلت مهر تربت··· 67

حدیث 28 فضیلت تسبیح تربت··· 69

حدیث 29 هدف فقط جلب رضایت پروردگار باشد··· 71

حدیث 30 انگیزه‏اى جز محبّت نداشته باشد··· 73

حدیث 31 امام شناس باشد··· 75

حدیث 32 دلى آکنده از غم و اندوه داشته باشد··· 77

حدیث 33 خوش گذران نباشد··· 79

حدیث 34 از آب فرات غسل کند··· 81

حدیث 35 استعمال بوى خوش پرهیز کند··· 83

حدیث 36 زمزمه ذکر و صلوات داشته باشد··· 85

حدیث 37 از پر حرفى و شوخى اجتناب نماید··· 87

حدیث 38 غذایش ساده باشد··· 89

حدیث 39 نماز زیارت بجا آورد··· 91

حدیث 40 زیاد دعا کند··· 93

کیفیّت زیارت امام حسین علیه السلام ··· 94

زیارت وارث··· 102

فهرست··· 105


«سخنى با آشنا »

آنکه گوش جان به نواى دلنشین کلام وحى داده، و آیه شریفه: «یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»(1) در أعماق جانش ریشه دوانیده است.

آنکه محو خطبه غرّاء نبوى بر فراز منبر در غدیر خم گردیده و آواى جذّاب این فراز را همیشه با خود زمزمه دارد: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه».

آنکه قلب و جانش مالا مال و سرشار از مهر و محبّت علوى است


 (*) مائده(5): 67.

(5)


آنکه ارادتش به بانوى دو سرا رفته رفته مى‏رود تا او را فرداى قیامت فاطمى قلمداد کند.

آنکه انتظار ظهور مصلحى مى‏برد که در سایه حکومت عدل او جهان مدینه فاضله گردد، و در ظلّ صمصام انتقام جویش دادخواهى براى أجداد طاهرینش صورت پذیرد، و قاتلین جدّ مظلومش را سیاست نماید .

آرى سخن با تو که عازم زیارت عتبات عالیات مى‏باشى، و سالها این آرزو را در دل نهفته داشتى، و اینک توفیق یافتى و در مسیر زیارت کربلاء معلّى هستى، لحظه لحظه این سفر روحانى را قدر بدان، و مبادا به فکر سیاحت و خوش گذرانى، و ... باشى چه آنکه سرزمین کربلا آمیخته به غم و بلا است .

قدرى تأمّل در شخصیّت والاى سالار شهیدان و سرور آزادگان نما.

(6)


آرى حضرت حسین علیه السلام از همه تعلّقات، شؤونات، امکانات و... گذشت، و همه را فداى دوست و خواست او نمود، و اگر طبق روایات چنین است که بزرگترین درجه نیکى، شهادت در راه خدا است(1) سیّد الشّهداء علیه السلام نه خود فقط شهید راه حق، بلکه همه عزیزانش را فدا نمود، و بدینوسیله إحیاگر شریعت جدّ بزرگوارش گردید، و تا امروز به برکت آن حضرت و مجالس منعقده به یاد ایشان دین باقى و شریعت پابرجا است.

و از آنجا که: «هَلْ جَزاءُ الإحْسانِ إلاَّ الإحْسانِ»(2) خداوند متعال عنایات خاصّه ‏اى به آنحضرت نموده، و از آنجمله فضیلتهاى بیکرانى براى زوّار قبر آن


 (1) کافى 5: 53 / 2، تهذیب 6: 121 / 209، خصال: 9 / 31، وسائل 15: 17 / 21.

(2) سوره الرّحمن(55): 60.

(7)


حضرت منظور داشته است، و مبادا کسى استبعاد نماید، چه آنکه به فرموده حضرت ولىّ عصر إمام زمان حجّة بن الحسن العسکرى «عجّل اللّه‏ تعالى فرجه الشّریف» به سیّد بحر العلوم در یکى از تشرّفات: «حضرت سیّد الشّهداء علیه السلام هر چه از مال و منال و أهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان، آنهمه أجر و ثواب را بدهد نباید تعجّب نمود، چه آنکه خدا خدائیش را نمى‏تواند به آن حضرت بدهد پس هر کارى که مى‏تواند انجام مى‏دهد»(1).

ولى در هر حال زائر باید به نکاتى چند توجّه داشته باشد:

1ـ شرط پذیرش هر عملى قصد و نیّت آن عمل،


 (1) عبقرىّ الحسان 1: 119.


 روایتهایی که درباره کربلا، بویژه زیارت آستان قدس حسینی علیه السلام، در منابع روایی آمده است، بیش از آن است که در یک یا دو ویا چند مجموعه چهل حدیثی بگنجد، بناچار از میان صدها حدیث، این چهل نمونه را از سخنان معصومین و برگزیدگان خدا اختیار نمودیم.

 احادیث منتخب از کتابهای معتبر نقل شده و بیشتر آنها را در کتاب وزین کامل الزیارات  ابن قولویه می توان دید، کتابی که در نظر دانشوران شیعی معتبر است و محل وثوق است.

 در انتخاب حدیثها، علاوه بر نکات چندی که در نظر بوده این نکته نیز در نظر گرفته شده است که تا حد امکان حدیثی نقل شود که موجز یعنی با  الفاظی کوتاه اما پر معنی باشد تا حفظ آن برای همه سهل و ممکن باشد.

 پیشاپیش باید اقرار نمود که ترجمه ها نارسا بوده و آن لطف بی نظیری که در سخن معصوم علیه السلام موج می زند در ترجمه ها دیده نمی شود ما تلاش خویش را کرده ایم، امید که مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.

چهل حدیث شریف در فضیلت کربلا

  • حدیث اول: حریم پاک

عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: ... و هی أطهر بقاع الارض وأعظمها حرمة، و إنّها لمن بطحاء الجنّة.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن حدیث بلندی می ‏فرمایند: کربلا پاکترین بقعه ها روی زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ ها است و الحق که کربلا از بساطهای بهشت است.

بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز کامل الزیارات، ص 264


هدیة الخیر (بخش اول)

بهاء الدوله سید حسن نوربخش (حدود 915 ق)

درآمد

از روایاتی که مسلمانان را بر نگاهداشت احادیث ، برمی انگیزاند ، حدیث مشهور «اربعین » است که با عباراتی گونه گون و مضامینی کمابیش همسان از پیامبر اکرم و امامان پاک نقل کرده اند . (1) از آن جمله قول پیامبر خداست که:

من حفظ من امتی اربعین حدیثا ینتفعون بها ، بعثه الله تعالی یوم القیامة فقیها عالما . (2)

علامه محمدباقر مجلسی رحمهم الله در این باره می گوید:

این مضمون ، بین خاصه و عامه ، مشهور و مستفیض است ; بلکه گفته شده که متواتر است . (3)

این احادیث شریف ، موجب پدید آمدن «چهل حدیث » هایی فراوان در عالم اسلام گردید و دانشمندان بزرگی از شیعه و سنی به نگارش «اربعین » همت گماشتند . (4)

در شمار آنان ، بهاء الدوله نوربخش است که به قصد شرح چهل حدیث نبوی به نگاشتن هدیة الخیر دست یازید .

بهاء الدوله نوربخش

سید حسن بن سید قاسم بن سید محمد موسوی ، مشهور به بهاء الدوله نوربخش ، (5) از پزشکان و عارفان و نویسندگان مشهور اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است .

پدرش سید قاسم نوربخش ، معروف به شاه قاسم فیض بخش (م 927 ق) از بزرگان و مشایخ بود که پس از پدر ، ریاست فرقه نوربخشیه را بر عهده گرفت . (6)

جد وی ، سید محمد نوربخش (795 - 869 ق) از اکابر عرفای قرن نهم و مؤسس سلسه شیعی نوربخشیه در تصوف است . (7)

نسب شریف بهاءالدوله ، با نوزده واسطه به پیشوای هفتم شیعیان ، حضرت امام موسی کاظم علیه السلام منتهی می شود . (8)

از آن جا که وی را از پیشوایان و مشایخ نوربخشیه دانسته اند ، (9) سلسله مشایخ او در تصوف ، بنابر معروف ، از طریق جدش سید محمد نوربخش به حضرت امام رضا علیه السلام و از آن حضرت به امام علی علیه السلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می رسد . (10)

از تاریخ تولد بهاءالدوله ، اطلاع دقیقی در دست نیست ، اگرچه با استناد به سال تالیف خلاصة التجارب ، او را متولد حدود سال 860ق ، در ری دانسته اند . (11)

وی به کاشان ، نطنز ، اصفهان ، استرآباد و هرات سفر کرد و در اواخر زندگانی سلطان حسین بایقرا (842 - 911ق) به هرات رفت و مورد توجه او واقع شد . پس از مرگ بایقرا ، به ری بازگشت . سپس به آذربایجان رفت و به شاه اسماعیل صفوی پیوست و سرانجام ، پس از دو سه سالی که نزد او بود ، درگذشت . سال وفات وی را در حدود 915ق ، تخمین زده اند . از استادان وی در طب ، چیزی دانسته نیست ، جز آن که در خلاصة التجارب (باب دوم)، به برخی کارهای درمانی پدر خویش اشارت کرده است . (12) برخی نیز ، آموخته های پزشکی وی را نخست در ری و سپس در هرات نزد استادان هندی دانسته اند . (13)

خواندمیر ، از معاصران بهاءالدوله ، در حبیب السیر می نویسد:

شاه بهاء الدین ، (14) فاضل ترین اولاد شاه قاسم نوربخش بود و به مزید علم و دانش ، از سایر سادات صاحب سعادات ، ممتاز و مستثنا می نمود . همواره ، اوقات خجسته ساعات را به ادای وظایف طاعات مصروف می داشت و در تتبع سنن سنیه آباء عظام خویش کوشیده ، نقش افاده و ارشاد بر صحایف خواطر می نگاشت و آن جناب ، در اواخر ایام زندگانی خاقان منصور سلطان حسین میرزا از جانب عراق به دار السلطنه هرات تشریف آورده ، در خانقاه خواجه افضل الدین محمد کرمانی که در بیرون درب عراق بود ، نزول اجلال فرمود و منظور نظر آن پادشاه عالی جاه گشته ، چندگاه در ظل عاطفتش برآسود و چون حضرت خاقان منصور ، وفات یافت و شرار تفرقه و پریشانی درون متوطنان بلاد خراسان را فروتافت ، شاه بهاءالدین به صوب عراق و آذربایجان شتافته ، در سلک ملازمان بارگاه عالم پناه شاهی ، (15) منتظم گشت و بعد از دو سه سال که در کمال اقبال ملازمت نمود ، به حسب اقتضای قضا مؤاخذه شده ، درگذشت . (16)

از فرزندان او سیدرضا رازی نوربخشی است که دیوان شعری از وی برجای مانده است . (17)

تالیفات

از بهاء الدوله ، سه تالیف می شناسیم:

1 . خلاصة التجارب در پزشکی ، کتابی است به فارسی در 28 باب . وی در این اثر ، در بسیاری موارد به شرح و گزارش معالجات خود پرداخته و آن را به سال 907ق ، در طرشت از روستاهای ری قدیم (واقع در غرب تهران کنونی) به پایان آورده است . (18)

2 . العون در منطق ، رساله ای است به عربی که در مقدمه و سه مقصد و خاتمه ترتیب یافته و در طرشت آن را به پایان برده است . (19)

3 . هدیة الخیر در حدیث ، (رساله حاضر) .

هدیة الخیر

هدیة الخیر ، رساله ای ثمین و متنی دل نشین در شرح عرفانی احادیث نبوی است . مؤلف - چنان که در دیباچه رساله نگاشته - ، بر آن بوده که چهل حدیث از احادیث پیامبر خاتم را شرح نماید . بر این اساس در «کتاب نامه » ها آن را اربعین حدیث معرفی نموده اند ; (20) اما آن گونه که نسخه های موجود آن گواهی می دهند ، گویا وی تنها به شرح بیست حدیث ، موفق گشته است .

برپایه آنچه در مقدمه اثر آمده ، مؤلف آن را به سال 898 ق ، و پیش از اثر مشهور خود ، خلاصة التجارب ، آغاز نموده است ، چنان که در باب دوم خلاصة التجارب ، از آن یاد کرده است . (21)

او در این رساله ، نخست عبارت عربی حدیث را می آورد و سپس با بیانی عرفانی ، به شرح آن می پردازد . وی در لابه لای شرح حدیث ، مباحث عرفانی ارزشمندی آورده و از اشارات عرفا ، به ویژه عارف معروف ، میر سیدعلی همدانی (22) - که نوربخشیان بدو اعتقادی تمام دارند - گنجانیده است ، چنان که خود اشاره کرده است . (23)

هدیة الخیر ، نه تنها از نظر محتوا که از نظرگاه سبک سخن نیز بسیار زیبا و گیراست . برخورداری این اثر از آرایه های لفظی و معنوی ، بر زیبایی و ارزش آن بسی افزوده است . از ویژگی هایی که در این اثر به چشم می آید ، به کار بردن لغات و اصطلاحات عربی است که شیوه رایج نگارش آن زمان است ; ولی همچون برخی نگاشته های آن دوره ، نشانی از ملال آوری در آن نیست .

مؤلف ، افزون بر شاهد آری از قرآن و احادیث ، شواهدی بسیار از اشعار (عربی و پارسی) آورده که گویا برخی از آنها اثر طبع خود اوست . (24) همچنین از این اثر ، احاطه او بر قرآن ، حدیث ، عرفان نظری ، حکمت ، ادب عربی و پارسی ، ملل و نحل و طب ، آشکار است . (25)

نسخه های خطی هدیة الخیر


هدیة الخیر (بخش دوم)

بهاء الدوله سید حسن نوربخش (حدود ۹۱۵ ق)

تحقیق : سید محمد عمادى حائرى

بخش نخست این رساله شامل شرح یازده حدیث

الحدیث الثّانی عشر

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله ۱ : یقول اللّه تعالى: «أیّما عبد من عبادی أنعمت علیه بنعمةٍ قد علم أنّها منّی فقد شکرنی ، و من أنعمتُ علیه بنعمةٍ فقال علیها: الحمد للّه ربّ العالمین ، فقد أدّى شکرها و إن عظمت النّعمة» . ۲
گوهر درج اصطفا ، درّ بحر ۳ اهتدا ، شفیع امّت ، مطیع حضرت ـ علیه الصّلاه والسّلام ـ فرمود که: حضرت اللّه ـ تبارک و تعالى ـ مى فرماید که: هر بنده اى ۴ از بندگان ما که به فضل خود نعمتى بر وى انعام کردیم و او دانست که آن نعمت ، فیض عطا و احسان و رشّ نوال کرم و امتنان ۵ ماست ، به درستى که شکر نعمت ما گزارد و هر نعمتى که به بنده اعطا کردیم و او آن نعمت را وسیله حمد و ثناى حضرت ما ساخت و گفت: الحمد ۶ للّه ربّ العالمین ۷ به درستى که اداى شکر نعمت ما کرد هرچند که آن نعمت بزرگ بود .
اى سعادتمند! علما در تحقیق حمد و شکر ، سخن بسى گفته اند و درر معانى

۱.م: صلى اللّه علیه وسلم .

۲.تفسیر الثعالبی ، ج۱، ص۳۵۷: «ما أنعم اللّه على عبدٍ بنعمة فعلم أنّها من عند اللّه إلاّ کتب اللّه له شکرها».الکافی،ج۲، ص۹۶ و المستدرک على الصحیحین، ج۱، ص۵۰۸: «ما أنعم اللّه على عبد بنعمةٍ صغرت أو کبرت فقال:الحمدللّه ، إلاّ أدّى شکرها».

۳.ف: درى برج .

۴.ف: بنده .

۵.م: امتنال .

۶.ف : ـ الحمد .

۷.سوره فاتحه ، آیه ۲ .

هدیة الخیر (بخش دوم) - صفحه 220

بسیار سفته ۱ امّا آنچه در این مقام دانستن ۲ آن مناسب است آن است که حمد ثنایى است به لسان که از آن به ذکر خیر بر وجه تعظیم ظاهرى ۳ و باطنى تعبیر کنند و شکر ، فعلى است که مشعر بود به تعظیم ۴ منعم به سبب انعام او ۵ و این معنى شامل است ۶ ذکر زبانى و محبّت و اعتقاد جنانى و اعمال ارکانى را ؛ چنانچه در حدیث به دو قسم اوّل اشعارى از کلمه «فقد شکرنی» و «قد أدّى شکرها» فهم مى شود . و امّا حمد به زبان بود و بس ۷ چنانچه از کلمه «فقال الحمد للّه » إیمائی بدان معلوم مى گردد و اعمیّت شکر بلا شبهه از این حدیث استنباط توان نمود ؛ چنانچه مذهب بعضى این است که صدق حمد بدون شکر ، مصوّر نیست و عکسش واقع است . پس حمد زبانى ، مادّه اجتماع بود ۸ و شکر جنانى ، مادّه افتراق و بعضى عموم از جانبین اعتبار کرده اند ؛ چه صدق حمد بر وصف به علم و شجاعت و امثال آن بدون شکر هم مسلّم دارند .
و حقّ آن است که شکر چون ۹ به ازاى نعم فواضل مستعمل مى شود که آن مواهب الهى است جلّ شأنه و آن را مرایاى متعدّیه گویند و حمد ۱۰ به ازاى نعم فواضل و به ازاى غیر آن که فضایل است و آن را مرایاى غیر متعدّیه گویند مستعمل مى باشد . پس شکر به اعتبار مورد ، اعمّ بود از حمد و به اعتبار متعلّق ، اخصّ و حمد بر عکس این . و بعضى از صوفیه حمد را به اظهار صفات کمالیه تعریف فرموده اند و بر این تقدیر شامل بود قول و فعل را ، و شکر را صرف نعمت حق بر آنچه مقصود است در حکمت بالغه دانسته اند و این شامل بود محبّت و ذکر خیر و فعل جمیل را .
اکنون چون این معانى به وضوح پیوست ، بدان ـ أسعدک اللّه تعالى فی الدّارین ـ که حضرت سیّد الکونین و اِمام الثّقلین ـ علیه الصّلاة والسّلام ـ به اظهار این خطاب از حضرت ربّ الأرباب طالبان عزّ کمالات و مراقبان نفحات عنایات را دلالت مى نماید به ۱۱ سلوک منهج حمد و شکر حضرت منعم که آن اشرف مقامات اصحاب شهود و

1.ف: سفته اند .

2.ف: دانسته .

3.ف: ظاهر .

4.ف: تعظّم .

5.ف: ـ او .

6.. ف : + به .

7.م: پس .

8.ف: ـ بود .

9.ف: چون شکر .

10.ف: ـ به ازاى نعم فواضل ... حمد.

11.ف: ـ به .

هدیة الخیر (بخش دوم) - صفحه 221

عرفان و اعلاى منازل ارباب کشف و ایقان است و متذکّر مى گرداند به ملاحظه تجدّد انواع انعام ۱ و توارد اصناف اکرام ملک علاّم ـ عزّوعلا ـ و تفرّد ذات مقدّسه منعم به افاضه نعم ظاهره و باطنه و هدایت مى فرماید به تحصیل منصبى که مثمر سعادت صورى و معنوى و ملزم دولت دنیوى و اخروى است ؛ چه کمال استغنا به آلاء به حکم نصّ «لئن شکرتم لأزیدنّکم »۲ میسّر و سلطنت عقبى به موجب آیه کریمه «وسَیَجزی اللّه الشّاکرین »۳ مقرّر است و مثبت این مقصود است آنچه حضرت امیرالمؤمنین ۴ ـ کرّم اللّه وجهه ـ فرمود که: من حمد اللّه ۵ على أیادیه السّابغة و شکره على أنعمه السّابقة استوجب المزید ۶ یعنى هر که ثناى خداوند عزّوعلا ۷ بگوید بر نعمت هاى کامله و انعامات شامله و اکرامات وافره ۸ واصله او ، و شکر نعمت هاى سابقه زایله و حاصله به جاى آورد ،مستوجب مزید انعام و افضال حضرت ذوالجلال گردد .

نظم

اى که تو را هست ز نعمت بسىشکر خدا گوى نه از هر کسى
کانچه تو را مى رسد از بیش و کمعین عطایست و نوال کرم
منهج ارباب یقین شکر اوستهرچه رسد نیک و گر بد نکوست
شکر بود جاذب شکر الهمونس دل ماحى نقش گناه
شکر خداوند کریم وحیدبر تو کند نعمت حق را مزید
شکر نوال و کرم ذوالجلالاز نعم او دهدت بى زوال
آمده از یُمن ثناى شکورنعمت حق پى به پى و بى قصور
آن نشنیدى که امین حرمگفت که با شکر تدوم النّعم
شکر که هم از نعمش نعمتى استشکر بر آن هم اثر رحمتى است
اى سعادتمند! لفظ «قد علم» که در کلام قدسى واقع است ، اشارت است به اکمل

1.ف: ـ انعام .

2.سوره ابراهیم ، آیه ۷ .

3.سوره آل عمران ، آیه ۱۴۴ .

4.ف: + على .

5.م، ف : للّه . متن، تصحیح قیاسى است.

6.در مآخذ حدیثى نیافتیم .

7.ف: عزّ وجلّ .

8.ف: وافر و .


https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۱. قال الامام علی علیه السّلام : أفضلُ الجِهادِ جِهادُ النفسِ عن الهَوی و فِطامُها عن لَذّات الدنیا. «غررالحکم، ح ۲۲۳۲»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام علی علیه السلام فرمودند: برترین جهاد، مبارزه کردن با هوای نفس و بازگرفتن آن از لذت های دنیاست.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۲. قال الامام علی علیه السّلام : حارِبوا أنفُسَکم علَی الدُّنیا و اصرِفُوها عَنها فانّها سریعةُ الزّوال و کثیرة الزلزال. «تصنیف غررالحکم، ح ۴۹۲۳»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام علی علیه السلام فرمودند: با نفس هایتان در دنیا مجاهده کنید و از دنیا منصرفش کنید، چرا که دنیا به سرعت از بین می رود و لغزشگاه هایش بسیار است.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۳. قال الامام الصّادق علیه السّلام : ذِکْرُ الموتِ یُمیتُ الشهواتِ فی النفس و یَقطعُ مَنابتَ الغفلةِ و یقَوِی النفسَ بمواعد الله ... . «مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۱۰۵»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام صادق علیه السلام فرمودند: یاد مرگ، خواسته های نفسانی را می میراند و عوامل غفلت را ریشه کن می کند و نفس را به وسیله وعده های الهی، قوّت می بخشد.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۴. قال الامام علی علیه السّلام : إنّ المُجاهدَ نفسَه علی طاعة الله و عن مَعاصیه عند الله سبحانه بمنزلة الشهید. «غررالحکم، ح ۳۵۴۶»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام علی علیه السلام فرمودند: کسی که در راه فرمانبرداری از خدا و دوری از نافرمانی او با نفس خویش مبارزه کند، نزد خدای سبحان منزلت شهید را دارد.

https://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۵. قال الامام الکاظم علیه السّلام : جاهِد نفسَک لِتَرُدَّها عن هواها، فانّه واجبٌ علیک کجِهادِ عدوِّک. «تحف العقول، ص ۳۹۹»

https://bayanbox.ir/view/1710184031865514703/arbaeenat1.pngامام کاظم علیه السلام فرمودند: برای بازداشتن نفس خود از خواهش هایش با آن مبارزه کن که مبارزه با نفس همچون مبارزه با دشمنت بر تو واجب است.


چهل حدیث انصاف

۱-  انصاف از خود وخودی

۲-  انصاف شیوه بزرگان

۳-   انصاف برترین شیوه ها

۴-  انصاف ناشی از عقل

۵-  انصاف برترین ایمان

۶- پاداش انصاف بزرگترین پاداش

۷-  منصف مومن حقیقی

۸-  انصاف رشته دین

۹-  انصاف فوق طاقت

۱۰- انصاف وعزت اجتماعی

۱۱-انصاف باعث انس والفت اجتماعی

۱۲- انصاف وتداوم اخوت وبرادری

۱۳- دوام دوستی در سایه انصاف

۱۴- انصاف زینت فرمانروایی

۱۵- انصاف موجب کثرت دوستان

۱۶- انصاف وسیله قرب به خداوند

۱۷- گواهی مردم به عدالت منصف

۱۸- انصاف اختیاری یا الزامی

۱۹- منصف شایسته حکمیت

۲۰- انصاف موجب انصاف

۲۱- ازسه نفرانتظار انصاف نداشته باش

۲۲- حمیت جاهلانه ضد انصاف

۲۳- با دشمن به انصاف رفتار کن

۲۴- انصاف مظلوم

۲۵- انصاف با بی انصاف

۲۶- انصاف زبان، کمتر است

۲۷- بی انصاف وانتظار انصاف!

۲۸- انصاف مایه آرامش

۲۹- انصاف زینت مرد

۳۰- منصف کریم است

۳۱- زکات قدرت ،انصاف است

۳۲-هیچ عدلی مثل انصاف نیست

۳۳-انصاف افضل فضائل

۳۴-بابی انصاف همکاری مکن

۳۵-انصاف سرنامه بزرگواری

۳۶-بحث مکن جز بامنصف

۳۷-انصاف آقای اعمال

۳۸-انصاف موجب افزایش شرافت

۳۹- ستم بارترین روش انصاف

۴۰- انصاف باخصم خود

مقدمه

انصاف یعنی حق ستانی وحق دهی، حق ستانی از خود به نفع دیگران ودادن حق به صاحب حق ؛ یعنی انسان وقتی فهمید حق با طرف مقابل است، مماطله ومسامحه نکند ودر اولین فرصت ممکن حق او را به او بدهد.

علی رغم اینکه نفس اماره انسان، خود خواه وتمامیت خواه است وبرای دیگران حقی قائل نیست واگر احیانا اختیار انسان دست چنین نفسی بیفتد هیچگاه حقی برای کسی قائل نبوده وحق مسلّم و واضح کسی را به او نخواهد داد اما روح انصاف مقابل همین نفس اماره مقاومت وایستادگی نموده وعلی رغم میل نفس اماره حق را از خود ستانده وبه صاحب حق می پردازد.

نام این کار” انصاف” و آن روحی که این مقاومت را نشان داده واین حق ستانی را انجام داد هم “روح انصاف” گویند.

در کتاب لغت هم انصاف چنین معنا شد :

الانصاف اعطاء الحق. انصف اذا اخذ الحق واعطی الحق (لسان العرب ج۹ ص۳۳۳) انصاف یعنی دادن وپرداختن حق. هرگاه کسی حق را گرفت وبه صاحب حق داد گفته می شود که به انصاف عمل کرد.

پس اگر کسی در زندگی حق مدار باشد و از نظر روحی بتواند همواره حق دیگری را که برعهده دارد ویا بر عهده می گیرد به صاحب حق بدهد او اهل انصاف است.

اینک چهل حدیث از معصومین (ع) پیرامون انصاف جمع آوری موضوع بندی وترجمه، همراه با توضیح مختصر ارائه می شود؛ باشدکه مورد استفاده قرار گیرد. ان شاء الله.

۱- انصاف از خود وخودی

اَنصِفِ اللهَ وَاَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِکَ وَمِن خاصَّهِ اَهلِکَ وَمَن لَکَ فیهِ هَوًی مِن رَعِیَّتِکَ فَاِنَّکَ اِن لا تَفعَل تَظلِم.  نهج البلاغه نامه ۵۳

نسبت به خدا ومردم از جانب خود انصاف را مراعات کن وهمچنین از جانب اهل وعیالت ونیز از جانب رعایا، همانهایی که هوادار شان هستی که اگر چنین انصافی را نداشته باشی قطعا دچار ظلم خواهی شد.

وهمین مضمون در نقل دیگری از امام عظیم الشأن امیرالمومنین (ع) از کتاب غررالحکم ج۲ ص۲۱۰ هم آمده که در آنجا کلمه “خاصتک” هم اضافه شد.

یعنی در انصاف نه تنها از جانب خود باید انصاف بدهی بل از خواص ونزدیکانت هم باید انصاف به خرج دهی.

پس انصاف آن است که حق ستانی کنی برای صاحب حق چه از خودت وچه از نزدیکان، دوستان وخویشان وهر آن کس که به نحوی به شما منسوب بوده وآنان را دوست می داری وهوای آنان را داری.

چون حَمیّت وتعصب فقط وفقط در “خود” انسان خلاصه نمی شود بلکه علاوه برخود بر “خودی” ها هم حکومت می کند. یعنی تعصب وحمیت تنها به “خود” اکتفا نمی کند بل بخاطر “خودی” ها هم انسان را از مدار انصاف خارج می کند ونخواهد گذاشت که انسان به انصاف عمل کند.

وبه عبارت دیگر منافع “خودی” ها همچون منافع “خود” نخواهد گذاشت که انسان راه عدل وانصاف برود بلکه تعصب وحمیت نفسانی حتی منافع “خودی” ها را هم بهانه می کند تا انسان را از مدار حق وعدل وانصاف دور سازد.


۹۹-۱۰-۱۲ ۰ ۰ ۲۸۶
۹۹-۱۰-۱۲ ۰ ۰ ۲۸۶

پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش، آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.


حجاب و عفاف

1- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: کسی که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خداوند به او ایمانی عطا می‌کند که شیرینی آن را در قلبش می‌یابد. (الحکم الزاهره، ج 1، ص 301)

2- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: زنی که برای حفظ غیرت، استقامت ورزید و برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد، خداوند پاداش شهید را به او خواهد داد. (نوادر راوندی، ص 37 / بحار، جلد 103، ص 250)

3- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: آن هنگام که پوشش، سر زنی باشد، ارزش آن از دنیا و آنچه در آن است، بیشتر است. (نورالشافی فی الفقه الشافعی)

4- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: هر که عاشق شد و عفت پیشه کرد و در همین حال از دنیا رفت، اجر شهید را دارد. (کنزالعمال، ح 7000 )

5- دعای پیامبر نور و رحمت (ص): پروردگارا، زنانی که خود را پوشیده نگه می‌دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان. (مستدرک الوسایل، ج 3، ص 244)

6- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: پاداش رزمنده شهید در راه خداوند، بالاتر از پاداش انسان پاک‌دامنی نیست که توان انجام گناه را دارد ولی خود را آلوده نمی‌سازد. انسان پاک‌دامن، نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان الهی گردد. (نهج‌البلاغه، حکمت 474)


1- امام باقر علیه ‏السلام فرمودند:
فاطِمَةُ علیهاالسلام سَیِّدَةُ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَ ما کانَ خِمارُها اِلاّ هکَذا ـ وَ اَوْ مَأَ بِیَدِهِ اِلى وَسَطِ عَضُدِهِ ـ.
حضرت فاطمه علیهاالسلام بانوى زنان بهشتى است، مقنعه او بلند و تا حد بازوانش بود.[۱]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

2- پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
اِنَّ مِن خَیرِ نِسَائَکُم اَلمُتَبَرَّجَةَ مِن زَوجِها الحصَانَ عَن غَیرِه ؛
بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.[۲]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

3- امام صادق علیه السّلام فرمودند:
طُوبی لِمَنْ کانَتْ اُمُّهُ عَفِیفَةً.
خوشا به حال کسی که مادرش پاکدامن است.[۳]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

4- امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ما اغْتَنَمَ أحَدٌ بِمِثْلِ ما اغْتَنَمَ بِغَضِّ الْبَصَرِ لِأنَّ الْبَصَرَ لا یُغَضُّ عَن مَحارِمِ اللهِ تَعالی إلّا وَ قَدْ سَبَقَ إلی قَلْبِهِ مُشاهَدَة الْعَظَمَةِ وَ الْجَلالِ.
هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نا محرم ََفرو بسته نمیشود جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می شود.[۴]

https://bayanbox.ir/view/1693691363274014833/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB.png

5- امام صادق علیه السّلام فرمودند:
برُّوا آبائَکُمْ یَبُرُّکُمْ أبْناوُکُمْ وَ عَفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تُعَفُّ نِساوُکُمْ.
به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی نمایند و از ناموس دیگران چشَم پوشی کنید تا دیگران از نظر کردن به ناموس شما خودداری کنند.[۵]


حجاب وعفت زنان


https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif1. قال الامام علی (علیه السّلام) : انَّ أخوفَ ما أخافُ علیکم خصلتان: اِتِّباعُ الهَوی و طُولُ الأمَل، و أمّا اتّباعُ الهَوی فیصُدُّ عن الحق، و أمّا طول الأمَل فَیُنسِی الآخرة.

«تحف العقول، ص 224»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: بیش از هر چیز از دو خصلت بر شما نگران و ترسانم: هواپرستی و آرزوی دراز، چرا که هواپرستی حق را مسدود می کند و آرزوی دراز آخرت را از یاد می برد.

https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif2. قال الامام علی (علیه السّلام) : إتَّقُوا باطلَ الأمَل فرُبَّ مُستقبلِ یومٍ لیس بمُستَدبره، و مَغبوطٍ فی أول اللیل قامتْ بَواکیه فی آخره.

«غررالحکم، ص 86»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: از آرزوهای باطل (نادرست و بیهوده) بپرهیزید، زیرا چه بسیارند کسانی که روز را آغاز کرده، به آخر نمی برند و چه بسیارند کسانی که در آغاز شب به آنها غبطه خورند و در پایانش بر آنها بگریند.

https://bayanbox.ir/view/3057845205874590246/arbaeenat.ir.gif3. قال الامام علی (علیه السّلام) : و اعلمُوا عِباد الله أنَّ الأملَ یُذهبُ العقلَ و یُکذِّبُ الوَعدَ و یحثُّ علی الغفلة و یورِثُ الحسرَةَ.

«تحف العقول، ص 162»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: ای بندگان خدا! بدانید که آرزو عقل را بر باد می دهد، وعده های دروغین داده و غفلت می آورد و باعث حسرت می گردد.


تواضع

1. قال رسول‌الله صلی الله علیه و آله : اِنّ أفضَل النّاسِ عبداً من تواضَعَ عَنْ رفعَةٍ.

«بحارالانوار، ج 77، ص 179»

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بالاترین مردم از جهت مقام بندگی، کسانی هستند که با وجود رفعت شأن و مقام، فروتن و متواضع باشند.
 

2. قال الامام علی (علیه السلام) : عَلیکَ بالتّواضُعِ؛ فانَّهُ من أعظَمِ العبادَةِ.

«بحار الانوار، ج 75، ص 119»

امام علی (علیه السلام) فرمود: بر شما باد به تواضع و فروتنی، بدرستی که تواضع از بزرگترین عبادات است.
 

3. قال الامام علی (علیه السلام) : «التّواضُعُ رأسُ العقلِ و التَّکبُّرُ رأس الجَهلِ.

«تصنیف غررالحکم، ص 248، ح 5136»

امام علی (علیه السلام) فرمود: تواضع و فروتنی اساس اندیشه و عقل است و تکبر و غرور مایة جهالت و نادانی است.
 

4. قال الامام علی (علیه السلام) : أشرَفُ الخَلائقِ التَّواضعُ و الحِلْمُ و لینُ الجانبِ.

«تصنیف غررالحکم، ص 249، ح 5142»

امام علی (علیه السلام) فرمود: شریفترین خصلت‌های اخلاقی، تواضع، حلم و بردباری و نرم خویی هستند.


1. قال الامام علی (علیه السّلام): لا یَرْجُوَنَّ أحَدٌ مِنکمُ الّا ربَّهُ و لا یَخافَنَّ الاّ ذَنبهُ .

«نهج البلاغه، حکمت 82»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: هیچ یک از شما به کسی جز پروردگارش، نباید امید داشته باشد و هیج ترس و واهمه ای نداشته باشد مگر از گناه خویش .
 

2. قال الامام الصّادق (علیه السّلام): اُرجُ اللهَ رجاءً لا یُجرِئُکَ عَلی معاصیهِ و خفِ اللهَ خوفاً لا یُؤْیِسُکَ من رَحْمتهِ.

«بحار الانوار، ج 67، ص 384»

امام صادق (علیه السّلام) فرمود: آنگونه به خداوند امید داشته باش که امیدواریت به تو جرأت بر معصیت و نافرمانی او را ندهد و آن قدر از خدا بترس که ترس تو، تو را از رحمت او نا امید نگرداند.
 

3.قال الامام علی (علیه السّلام): اَعلَمُ النّاسِ باللهِ سبحانَهُ أخوَفُهم منهُ.

«غررالحکم، ص190، ح 3675»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: عالم ترین مردم به خداوند سبحان، کسانی هستند که بیشتر از خدا می ترسند.
 

4. قال الامام علی (علیه السّلام): أفضَلُ المسلمین اسلاماً مَنْ کانَ همُّهُ لِاُخراهُ و اعتَدلَ خَوفُه و رَجاهُ.

«غررالحکم، ج1، ص 204»

امام علی (علیه السّلام) فرمود: برترین مسلمانان از لحاظ اسلام، کسی است که کوشش و همّت او برای آخرتش باشد و ترس و امیدش معتدل و برابر باشد.
 

5. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أعلَی النّاسِ منزِلةً عِندَ اللهِ أخوَفُهُم مِنهُ.

«بحار الانوار، ج 77، ص 180»

رسول خدا صلی الله علیه و آله  فرمود: کسی در نزد خداوند دارای بالاترین درجه است که بیشتر از دیگران از خدا بترسد.


 

1. قال الامام علی (علیه السلام) : الْجَهْلُ مَوْتٌ.«غرر الحکم، ح 1162»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادانی مرگ است.

2. قال الامام علی (علیه السلام) : الجاهِلُ مَیِّتٌ وَ إِنْ کَانَ حَیّاً.«غرر الحکم، ح 1125»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادان مرده است، هر چند به ظاهر زنده باشد.

3. قال الامام علی (علیه السلام) : الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ، الجَاهِلُ مَنْ جَهِلَ أمْرَهُ.«غرر الحکم، ح 247 و 1087»

امام علی (علیه السلام) فرمود: عالم کسی است که قدر و اندازه خویش را بشناسد و نادان کسی است که شأن و منزلت خود را نشناسد.

4. قال الامام علی (علیه السلام) : الجَهْلُ أَدْوَأُ الدَّاءِ.«غرر الحکم، ح 820»

امام علی (علیه السلام) فرمود: - نادانی، بدترین درد است.

5. قال الامام علی (علیه السلام) : الجَهْلُ فی الإِنْسَانِ أَضَرُّ مِن الآکِلَةِ فی الْبَدَنِ.«غرر الحکم، ح 1830»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادانی برای انسان، زیانبارتر است از خوره برای بدن.

6. قال الامام علی (علیه السلام) : الجَهْلُ دَاءٌ وَ عَیَاءٌ.«غرر الحکم، ح 689»

امام علی (علیه السلام) فرمود: نادانی، درد و ناتوانی است.


اهمیت «صمت» (سکوت) در روایات اسلامی بازتاب بسیار گسترده ای دارد، و نکته های دقیق و ظریفی درباره آن بیان شده، و آثار و ثمرات آن با تعبیرات جالبی تشریح شده است، که به بخشی از آن ذیلا اشاره می شود.

1- در زمینه تاثیر سکوت در تعمیق تفکر و استواری عقل، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «اذا رایتم المؤمن صموتا فادنوا منه فانه یلقی الحکمة و المؤمن قلیل الکلام کثیر العمل و المنافق کثیر الکلام قلیل العمل؛ هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می کند، و مؤمن کمتر سخن می گوید و بسیار عمل می کند، و منافق بسیار سخن می گوید و کمتر عمل می کند. » (1)

2- در حدیث دیگری در همین زمینه از امام صادق علیه السلام می خوانیم که فرمود: «دلیل العاقل التفکر و دلیل التفکر الصمت؛ نشانه عاقل فکر کردن و نشانه فکر کردن، سکوت نمودن است. » (2)

3- در حدیث دیگری از امام امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «اکثر صمتک یتوفر فکرک و یستنر قلبک و یسلم الناس من یدک؛ بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست (و زبان) تو سالم بمانند! » (3)

از این روایات بخوبی استفاده می شود که رابطه دقیق میان بارور شدن فکر و اندیشه، با سکوت وجود دارد؛ دلیل آن هم روشن است، زیرا قسمت مهمی از نیروهای فکری انسان در فضول کلام و سخنان بیهوده از میان می رود؛ هنگامی که انسان سکوت را پیشه می کند، این نیروها متمرکز می گردد، و فکر و اندیشه را به کار می اندازد، و ابواب حکمت را به روی انسان می گشاید؛ به همین دلیل، مردم سخن گفتن بسیار را دلیل کم عقلی می شمرند و افراد کم عقل سخنان بیهوده بسیار می گویند.

4- از بعضی از روایات استفاده می شود که یکی از مهمترین عبادت سکوت است؛ از جمله، در مواعظ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به ابوذر می خوانیم: «اربع لایصیبهن الا مؤمن، الصمت و هو اول العبادة ... ؛ چهار چیز است که تنها نصیب مؤمن می شود، نخست سکوت است که سرآغاز عبادت می باشد ... » (4)

5- از بعضی از احادیث استفاده می شود که پرگویی مایه قساوت و سنگدلی است، در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «کان المسیح علیه السلام یقول لا تکثر الکلام فی غیر ذکر الله فان الذین یکثرون الکلام فی غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون؛ حضرت مسیح علیه السلام می فرمود؛ جز به ذکر خدا سخن زیاد مگویید، زیرا کسانی که در غیر ذکر خدا سخن بسیار می گویند دلهایی پر قساوت دارند ولی نمی دانند! » (5)

6- در حدیث دیگری از امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام می خوانیم: سکوت نه تنها از اسباب علم و دانش است، بلکه راهنما به سوی هرخیر و نیکی است؛ فرمود: «ان الصمت باب من ابوااب الحکمة، ان الصمت یکسب المحبة انه دلیل علی کل خیر؛ سکوت دری از درهای دانش است، سکوت محبت می آورد، و دلیل و راهنمای همه خیرات است. » (6)


 جامع الأحادیث لابن الرازی

 

 http://bayanbox.ir/view/6074330904736142215/143.png

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

الحمد لله ربّ العالمین و صلّى الله على محمّد و آله أجمعین[1]و بعد: فقد سألتنی ـأدام الله عزّک ـ أن

أجمع لک طرفاً ممّا سمعت منّی فی مجلس المذاکرة من ألفاظ رسول الله9 على حروف المعجم، فأجبتک

إلى ملتمسک تقرُّباً إلى الله تعالى و إلى نبیِّه9 ، و جعلته مختصراً، و حذفت أسانیدها[2] إلاّ إسناداً لأوّل

کلّ باب منه، لیکون أقرب إلى الفهم، و بالله تعالى أستعین، و علیه أتوکَّل، و إلیه اُنیب.

 

 «الألف»

   1- قال الشیخ الفقیه أبومحمّد جعفر بن أحمد بن علی القمّی نزیل الری حفظه الله تعالى: حدّثنا أحمد بن علی ;قال: حدّثنی محمّد بن الحسن، عن محمّد بن الحسن الصفّار، عن إبراهیم بن هاشم، عن علی بن معبد، عن عبدالله بن القاسم، عن جمیل بن درّاج، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه،عن آبائه:قال، قال

رسول الله9 :                                      

اطلبوا العلم فی یوم خمیس، فإنّه میسَّر[3] .

2 ـ و قال9 : اُف لکلّ مسلم لایجعل فی کلّ جمعة یوماً یتفقَّه فیه أمر الله ویسأل عن دینه[4].

3ـ و قال9 : اُغدُ عالماً أو متعلِّماً، و إیّاک أن تکون لاهیاً متلذِّذاً[5].

 4ـ وقال9 : إنّ العالم و المتعلِّم فی الأجر سواء، یأتیان یوم القیامة کفرسی رهان[6].

 5 -  و قال9 : أربعون حدیثاً یستظهر بها الرَّجل فی[7] حبِّنا أهل البیت خیر من أربعین ألف دینار یتصدَّق

به، و أعطاه الله بکلّ حدیث ثواب نبىّ، وکانا له بکلّ حرف نور یوم القیامة.

 6ـ و قال9 : أصل کلام الصادقین و أهل المعرفة على علل ثلاث: فرض أمر الله به و نهى عنه لایسع النّاس

جهله و لایقبل من أهله التقصیر، و فرض ندّب الله إلیه العباد لیسوا بمعذورین فی ترکه، و نقصان عرّف الله

العباد ذلک إذا خالفوا وقصروا، فالمعرفة لأهل الحق و الخضوع لأمرهم[8].

7ـ و قال9 : امحوا القرآن بأطهر ما تقدرون علیه[9].8 ـ و قال9 : إقامة حدٍّ خیر من مطر أربعین صباحاً[10].

9ـ و قال9 : إیّاکم و الدَّین، إنّه شین للدِّین[11].

10ـ و قال9 : إیّاک و الدَّین، فإنّه همٌّ باللّیل، و ذلٌّ بالنّهار[12].

11ـ و قال9 : إمام القوم وافدهم إلى الله تعالى، فقدِّموا أفضلکم[13].

12ـ و قال9 : ایّاکم و أبواب السَّلاطین[14] و حواشیها، فإنّ أقرب النّاس إلیهم أبعدهم من الله[15].

13ـ و قال9 : أفضل عُرى[16] الإسلام[17]: الحبُّ فی الله،  البغض فی الله[18].

14ـ و قال9 : اقتلوا المشرکین، و استحیوا شرخهمـ یعنی النّساء و الصّبیان والشَّباب[19].

15ـ و قال9 : إسماع الأصمِّ من الصّدقة[20].

16ـ و قال9 : إیّاکم و تزویج الحمقاء، فإنّ صحبتها بلاء، و ولدها ضیاع[21].

17ـ و قال9 : أرحم ما یکون الله تعالى لعبده إذا صار وحیداً[22].

18ـ و قال9 : أکثر ما یلج به اُمَّتی الجنّة التقوى و حسن الخلق[23].

19ـ و قال9: أسعد النّاس بهذا الدِّین[أهل] فارس[24].

20ـ و قال9 : أقیلوا الکِرام عَثراتِهم[25].

21ـ و قال9 : اُخبُر[26] تَقلُه[27].

22ـ و قال9 : أکمل المؤمنین إیماناً أحسنهم خلقاً[28].

23ـ و قال9 : إیّاکم و مخالطة السُّلطان، فإنّه ذهاب الدِّین، و إیّاکم ومعونته، فإنّکم لاتخمدون أمره، و إیّاکم

و الظُّلم، فإنّه یخرب قلوبکم، کما یخرب الدُّور[29].

24ـو قال9 : اُثردوا و لو بالماء[30].

25ـ و قال9: إیّاکم و ما یعتذر منه[31].

26ـ و قال9 : إرضَ لأخیک المؤمن [32]ما ترضاه لنفسک[33].

27ـ و قال9 : إیّاکم و ما یسوء الاُذن[34].

28ـ و قیل له9 :أوصنی ، فقال: اعلم و اعمل[35].

29ـ و قال9 : أکرم من أکرمک و إن کان عبداً حبشیَّاً، و أهن من أهانک وإن کان حُرّاً قرشیاً[36].


مقدمه ناشر··· 5

شب قدر در قرآن ··· 13

1. احیای شب قدر··· 14

2. شب قدر و درخواست حج··· 15

3. غسل شب قدر··· 16

4. انتخاب شب قدر··· 17

5. اهمیت شب قدر··· 18

6. امتیاز شب قدر··· 19

7. ارزش شب قدر··· 20

8. قلب ماه رمضان··· 21

9. ارزش شب قدر··· 22

10. شب قدر و سرنوشت··· 23

11. شب قدر و حج··· 24

12. اهمیت شب قدر··· 25

13. شب قدر و زیارت امام حسین ع ··· 26

14. شب قدر و ائمه علیهم السلام ··· 27

15. شب قدر و بخشیده شدن گناهان··· 28

16. ارزش شب قدر··· 29

17. شب قدر و بخشیده شدن گناهان··· 30

18. استمرار شب قدر··· 31

19. شب قدر و نزول قرآن··· 32

20. شب قدر و کار نیک··· 33

21. احیای شب قدر··· 34

28. جاودانی شب قدر··· 41

29. شب قدر و سرنوشت··· 42

30. سابقه دیرینه شب قدر··· 43

31. شب قدر حضرت فاطمه ع ··· 44

32. شب قدر و سرنوشت سال··· 45

33. علامت شب قدر··· 46

34. شب قدر و ولایت امیرمؤمنان علی ع :··· 47

35. شب قدر و امام مهدی علیه السلام ··· 48

36. ارزش شب قدر··· 49

37. اهمیت شب قدر··· 50

38. شب قدر مخصوص ائمه علیهم السلام است··· 51

39. شب قدر و امام مهدی علیه السلام ··· 52

40. تعیین شب قدر··· 53

منابع و مآخذ··· 54

ص: 5


معدن الجواهر

و ریاضة الخواطر

ابو الفتح محمد بن علی الکراجکی صاحب کنز الفوائد

متوفی 449 هـ

http://bayanbox.ir/view/6074330904736142215/143.png

تحقیق و تصحیح:

السید محمد الحسینی النیشابوری

1414هـ ق

این کتاب از منابع بحار و شامل خصال های یکگانه تا دهگانه می باشد که بسیار مطلوب اهل منبر است


باب ما جاء فی واحد

باب ما جاء فی اثنین

باب ما جاء فی ثلاثه

باب ما جاء فی اربعه

باب ما جاء فی خمسه

باب ما جاء فی سته

باب ما جاء فی سبعه

باب ما جاء فی ثمانیه

باب ما جاء فی تسعه

باب ما جاء فی عشره

(32)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

الحَمدُ للّه‏ِ وَلِیِّ الکَرَمِ، وَ مَولَى النِّعَمِ، وَ فاتِقِ الأذهانِ لإظهارِ الحِکَمِ، وَ مُطلِقِ
الألسُنِ بِأنواعِ الکَلِمِ، وَ صَلَواتُهُ عَلَى المَبعُوثِ رَحمَةً لِلاُمَمِ، وَ کاشِفا لِلظُّلَمِ، سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ
رَسُولِ اللّه‏ِ أفضَلِ العَرَبِ وَ العَجَمِ، وَ خَیرِ مَن أرشَدَ وَ أعلَمَ، وَ عَلى آلِهِ الطّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ.

أمّا بَعدُ: هذا کِتابٌ جَمَعتُ فِیهِ مِن جَواهِرِ الألفاظِ وَ دُرَرِها، وَ عُیُونِ المَعانِی وَ
غُرَرِها، ما فِیهِ نَفعٌ لِمَنِ انتَفَعَ، وَ عِلمٌ لِمَن وَعى وَ جَمَعَ، جَعَلتُهُ فُصُولاً مُبَوَّبَةً فِی عَشَرةِ
أقسامٍ، مُرَتَّبَةً عَلى تَرتِیبِ تَوالِی الآحادِ، وَ نَظمِ تَألِیفِ الأعدادِ، وَ قَد سَلَکَ غَیرِی
هذَا الـنَّمَطَ وَ اختَصَرَ، وَ فِی هذَا الکِتابِ زِیادَةٌ عَلى ما ذَکَرَ، وَ کُلٌّ باذِلٌ استِطاعَتَهُ، وَ
العِلمُ لا یُدرِکُ أحَدٌ غایَتَهُ .

حمد و ستایش مر خداوندى را سزاست که صاحب کرم است و ارباب
نعم، او که شکافنده اذهان است براى آشکار ساختن حکم، و روان کننده
زبانها است به انواع کلم، و درود و سلام او بر آنکه برانگیخته شد تا
رحمت باشد بر اُمَم، و بر طرف کننده جهل باشد و ظُلَم، یعنى سرور ما

(33)


محمّد فرستاده خدا و برترینِ عرب و عجم، و بهترین کسى که ارشاد نموده
و دانا هَم، و بر اهل بیت طاهرینش صلّى اللّه‏ علیهم و سلَّم.

امّا بعد این کتابى است که گرد آوردم در آن جواهر و گوهرهاى الفاظ و
چشمه‏ هاى معانى را که مایه نفع براى منتفعین و علم براى جامعین و
حافظین است، قرار دادم آن را ده باب بر ترتیب و نظم اعداد، البتّه غیر من
نیز این راه را پیموده و مختصرى بر این منوال تألیف نموده لکن من در
این کتاب اضافه بر آنچه او ذکر کرده گرد آوردم، چه هر کس بذل مى‏ کند
به قدر استطاعتش که علم درک نمى ‏شود غایتش.


http://bayanbox.ir/view/8461730482574610087/index54.jpg65- وَ أربَعَةٌ لا یَطمَعُ فِیها عاقِلٌ: غَلَبَةُ القَضاءِ، وَ نَصِیحَةُ الأعداءِ، وَ تَغیِیرُ(1)الخَلقِ، وَ رِضَى الخَلقِ .

چهار چیز است که هیچ عاقلى در آن طمع نمى‏کند: غلبه نمودن بر قضاء،
خیرخواهى و نصیحت دشمنان، تغییر خلق، و خوشنودى خلق.

http://bayanbox.ir/view/8461730482574610087/index54.jpg66- وَ أربَعَةٌ لا یَخلُو مِنها جاهِلٌ: قَولٌ بِلا مَعنى، وَ فِعلٌ بِلا جَدوى، وَ خُصُومَةٌ بِلا
طائِلٍ، وَ مُناظَرَةٌ بِلا حاصِلٍ .

و چهار چیز است که هیچ جاهلى از آن عارى نمى‏باشد: سخن بى معنى،
کار بى فایده، نزاع بى ثمر، و مناظره بى حاصل.

http://bayanbox.ir/view/8461730482574610087/index54.jpg67- وَ أربَعَةٌ لا رَدَّ لَها: القَولُ الَمحکِیُّ، وَ السَّهمُ المَرمِیُّ، وَ القَدَرُ الجارِیُ، وَ الزَّمَنُ
الماضِیُ.

چهار چیز است که قابل برگشت نیست: کلام گفته شده، تیر رها شده،
تقدیر جارى شده، و زمان گذشته.

http://bayanbox.ir/view/8461730482574610087/index54.jpg68- وَ أربَعَةٌ تُوَلِّدُ الَمحَبَّةَ: حُسنُ البِشْرِ، وَ بَذلُ البِرِّ، وَ قَصدُ الوِفاقِ، وَ تَرکُ النِّفاقِ .

چهار چیز موجب محبّت مى‏شود: خوشروئى، بذل و احسان، موافقت و
همراهى، و ترک نفاق.

http://bayanbox.ir/view/8461730482574610087/index54.jpg69- وَ أربَعَةٌ مِن عَلاماتِ الکَرَمِ: بَذلُ النَّدى، وَ کَفُّ الأذى، وَ تَعجِیلُ المَثُوبَةِ، وَ
تَأخِیرُ العُقُوبَةِ(2).

چهار چیز از علامات کرم و بزرگى است: بخشش و عطا، بازداشتن اذیّت، تعجیل در پاداش خوب دادن، تأخیر در عقوبت کردن.

http://bayanbox.ir/view/8461730482574610087/index54.jpg70- وَ أربَعَةٌ مِن عَلاماتِ اللُّؤمِ: إفشاءُ السِّرِّ، وَ اعتِقادُ الغَدْرِ(3)، وَ غیبَةُ الأحرارِ، وَ أذِیَّةُ الجارِ .


(1) فی «ق»: تعییر بالعین المهملة.

(2) الاثنى عشریة: 174.

(3) فی «ق»: العذر. و فی «ش»: اعتضاد الغدر.


مقدّمه الناشر

الحمد للّه ربّ العالمین، وخیر الصلاه والسلام علی خاتم النبیّین محمّد وآله الطیّبین الطاهرین، و بعد..

هذا الکتاب فرید فی بابه، طریف فی مادّته، متخصِّص فی موضوعه، موسوعیّ فی أبعاده، ممتع لقارئه. إنّه یتنقّل من أُفق إلی أُفق، ومن میدان إلی میدان؛ فهو واسع سَعه الحیاه نفسها، وعامّ عمومیّه شامله. لکنّه - فی الوقت نفسه - خاصّ شدید الخصوصیّه، وهذه مَزیّه تُسجَّل لهذا الکتاب. خصوصیّه کتاب «الأربعینات» أنّه لم ینظر إلاّ إلی ظاهره واحده فی العالم، هی استعمال العدد «أربعین» لا یتجاوزها إلی غیرها. ولقد تتبّع المؤّف - ما وَسِعه التتبّع - استعمالات هذا العدد فی القرآن، والحدیث، والعقائد، والأخلاق، والفقه، والتصوّف، والتاریخ، والجغرافیه.. وکلِّ مایمکن أن یکون لهذا العدد حضور فیه من مظاهر الحیاه المتکثِّره المتنوِّعه. ومن هنا تأتی عمومیّه الکتاب وموسوعیّته. ومن هنا أیضاً یُغریک بالقراءه فیه والأُنس به وقتاً غیر قلیل.

وهذا الکتاب - بما اتّسم به من سعه وتنوّع - إنّما یدلّ علی الجهد الکبیر الذی بذله مؤّفه فی مراجعه المصادر الکثیره، وفی موضوعات شتّی. ویدلّ أیضاً علی مااتّصف به من سعی جادّ، ومن صبر وتحمّل طویل، ومن رغبه بیّنه فی الکشف عن «الظاهره الأربعینیّه» فی آفاقها المترامیه وأصقاعها المتباعده، وجعلِها فی کتاب مستقلّ یضعه بین أیدی القُرّاء الأعزّاء.

وإنّنا إذ نقدِّر لمؤّفه المتتبِّع الورِع حجّه الإسلام والمسلمین الشیخ محمود أکبرزاده الخراسانیّ جهده الدَّؤب فی تقصّی الموضوع ولَمّ أطرافه المتناثره، نسأل اللّه تبارک وتعالی له المزید من التسدید والتأیید.

ص:5

ونقدّر أیضاً للإخوه الذین شارکوا - بشکل أو بآخر - فی إخراج هذا الکتاب، وما بذلوه من جهد ووقت، وهم: الأخ إبراهیم رفاعه بقراءته الکتاب لترتیب منهجیّته بالتفصیل، ومراجعه صیاغه العناوین، ووضعِ مقدّمه حول العدد (40). والأخ جعفر البیاتیّ بما تجشّمه من تصحیح تجارب الطباعه والرجوع إلی المصادر تعدیلاً وضبطاً.

ونذکر بالشکر أیضاً حجّه الإسلام الشیخ محمّدحسن زُبَری علی اهتمامه البالغ بالکتاب وعلی متابعته الجادّه وجهوده الصادقه. ونذکر بالامتنان کذلک ماقام به حجّه الإسلام الشیخ محمّدرضا سیبوَیْه من المساهمه فی صیاغه العناوین الداخلیّه، وکلّ الإخوه العاملین فی قسم الحدیث ممّن أسهموا فی هذا الکتاب. ولاننسی أیضاً مساعی الأخ محمّدعلی شیخانی فی مراحل الکتاب الأوّلیّه. وأخیراً نثمّن للأخ محمود رسولی جهوده فی تنضید الحروف بمراحله الثلاث .. راجین للجمیع الخیر والتوفیق.

مجمع البحوث الإسلامیّه


دنیا از نظر امام علی علیه السلام

http://bayanbox.ir/view/5796961353656627549/CHELHADITH.png1- انّ الدُّنیا والآخرةَ عَدوَّانِ مُتَفاوتَان ِ, و سَبیلانِ مُختِلِفان ، فَمَن أحبَّ الدّنیا و تَولاّها أبغَضَ الآخرَةَ و عاداها, و هُما بِمنزلةِ المَشْرِق والمَغْرِب وماشٍ بَینهما, کُلَّما قَرُبَ مِن واحدٍ بَعُدَ مِن الآخر, و هما بَعْدُ ضَرَّتان


دنیا و آخرت دو دشمن آشتى ناپذیر و دو راه مختلفند, پس کسى که دنیا را دوست دارد و به آن عشق ورزدآخرت را دشمن مى دارد ونسبت به آن عداوت مى کند, و این دو همچون مشرق و مغربند, پوینده این دو راه هر گاه به یکى از دو طرف نزدیک شود از دیگرى دورگردد و آن دو همانند هستند ـ که نوعاً با هم ناسازگارند ـ.
(نهج البلاغه ، حکمت 103

http://bayanbox.ir/view/5796961353656627549/CHELHADITH.png2- خُذْ مِن الدُّنیا ما أَتاکَ, و تَوَلَّ عمَّا تولّى عنک, فان أنْتَ لم تَفْعلْ فاجْمِلْ فى الطّلَب .
از دنیا همان قدر بگیر که به تو مى رسد و آنچه از تو رو گرداند, نادیده بگیر و اگر نمى توانى چنین باشى لااقل خواسته ات را کمترکن .
(نهج البلاغه ، حکمت 393

http://bayanbox.ir/view/5796961353656627549/CHELHADITH.png3- اذا أقْبَلَتِ الدُّنیا على أحدٍ أعارتْهُ مَحاسنَ غیرِه ِ, و اذا أدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحاسِنَ نَفْسِه .
اگر دنیا به کسى رو کند, خوبى هاى دیگران را به طور موقّت به او مى دهد, و زمانى که به کسى پشت کند, امتیازات و نیکى هاى خود او راهم از او مى گیرد.
(نهج البلاغه ، حکمت 9 مروج الذهب ، ج 3 ص

الحلقه الثانیه: الأربعون من ذخائر المسلمین

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

الحمد لله ربّ العالمین، و صلّی الله علی سیّدنا و نبینا محمّد و آله الطیبین الطاهرین، و بعد .. .

فهذه مجموعه أخری تنضمن اختیارات من أحادیث نبینا صلی الله علیه و آله تنفع فی مجال التربیه و التعلیم للفرد و المجتمع مما یُسمّی بالأخلاق و آداب المعاشره والمعایشه. أرجو أن یعطیها القارئ الکریم حقّها من القبول و التقدیر أولاً، والعمل بها ثانیاً؛ لیستنیر بها فی طریق الحیاه التی بدأت تأثر علیه مصاعب الحیاه المادیه و متاعبها التی ألقت بثقلها علی الجانب التربوی والتوجیهی؛ فبدا من الصعب تحقیق أهداف التربیه المثلی وفق التعالیم الإسلامیه، إن صعب ذلک من خلال الکبار فلنبدأ و نستثمر فلذات الأکباد و ثمرات الحیاه ننمی فیهم البراعم الطیبه والنافعه فی تکمیل المسیره للأجیال المتلاحقه، خصوصاً و أننا نواجه تحدیاً علی مختلف المستویات لکسبهم والتأثیر علی الأخلاق، والمبادئ، والعواطف، والمشاعر ...، و یُخشی عندئذٍ أن یستحکم الداء العضال و یتفشی الوباء، فیخرج الأمر من أیدینا و یکون وقتئذٍ فوق طاقتنا.

فلذا علینا جمیعاً أن نتکاتف ونتآزر لحمایتهم کاهتمامنا بدرء الأمراض والأعداء؛ فإنّ الغزو الفکری لبناه المستقبل أخطر، لذا تلزمنا جمیعاً مواجهته و مدافعته بما یتوفر لدینا کمسلمین من وسائل

ص :43

فاعیه لا تبلوها السنون و لا تخضع ل(مارکات) الأعوام ،دلا وهی الوصایا النبویه ضمن الأحادیث الشریفه التی انتخبتها من کتاب ( أصول الکافی ) لثقه الإسلام محمّد بن یعقوب الکلینی المتوفی سنه (329ﻫ)، عسی أن نتدارک الأمر و نُحجّم انتشار الغزو الفکری، من خلال الرجوع إلی المنابع الصافیه للتربیه والفکر.

و قد ذکرتُ الحدیث النبوی الشریف مقتصراً علی اسم الراوی المباشر عنه صلی الله علیه و آله، لأنّ هذه المجموعه القیّمه تُعنی بأخلاقیات الفرد أو المجتمع فلا نستنبط منها حکماً شرعیاً یتصل بالفقه أو التفسیر، و إنما هی وصایا و حِکم یطمئن لصدورها من المعصوم علیه السلام، کما یحسن الأخذ بها بعد التأمل فی مضامینها التوجیهیه، و إن وجد طریق لی إلی روایتها .

و بعد هذه کلّه لو تأمل القارئ الکریم جیداً لوجد أنّ هذه السلسله من ( الأربعین حدیثاً ) تُعد ( من ذخائر المسلمین )، و تراثهم، و خیر ما ورثوه أو یورّثونه للأجیال المتلاحقه، فیلزم الهتمام بها والتعاهد المستممر لها، حفظاً و تفعیلاً حیاتیاً فی مجالات تعامله مع النفس أو الآخرین؛ لینتفع بدوائها و یستفید من ثمراتها .

نسأل الله تعالی أن یدیم التوفیق للعمل یرضاه، إنّه ولیّ ذلک والقادر علیه، و ما توفیقی إلا بالله علیه توکلت وإلیه أنیب، والحمدالله ربّ العالمین أولاً و آخراً.


فهرس المحتویات

مقدمه الطبعه الأولی .....................................................................................11

الحلقه الأولی / الأبعون من مناقب أمیر المؤمنین علیه السلام.................................15

الحلقه الثانیه / الأبعون من ذخائر المسلمین ......................................................41

الحلقه الثالثه / الأبعون من ذخائر المسلمین.......................................................55

الحلقه الرابعه / الأربعون من آداب الداعین ...........................................................69

الحلقه الخامسه / الأربعون فی الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه.........................85

فهرس الأحادیث............................................................................................157

الأربعون حدیثا

( 1 ) مِنْ مَنَاقِبِ أَمِیرِالمُؤْمِنِیْن

( 2و3 ) مِنْ ذَخَائِرِ ٱلمُسلِمِیْن

( 4 ) مِنْ آدابِ الدّاعِینَ

( 5 ) فی الإمام ٱلْمَهْدِی

اخْتِیَارُ

مُحَمَّدِ صَادِقِ اﻟْﺳَﯾﱢدِ ﻣُﺤَﻣﱠدِ رِضَاالْخِرْسَانِ

ص :7


1- ثواب الأعمال: 134
2- مما یجدر الإشاره إلیه أنّ لسماحه السیّد محمد صادق الخرسان تعالیقَ أشرنا إلیها بالرمز «م.ص»

ص :8

مقدمه الطبعه الأولی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین، والصلاه والسلام علی سیّدنا و نبینا رسول الله الصادق الأمین صلّی الله علیه وآله، و آله الطاهرین، و بعد .. .

فإنّ الحدیث الشریف – بما یمثله من مقطوعه لفظیه أو تقریریه – یعتبر المصدر الثانی من مصادر المسلمین النقلیه فی العقیده والتشریع، و یمتاز بتأثیره الخاص علی متلقیه؛ لانتسابه للمعصوم صلوات الله علیه، بل الذی لا ینطق عن الهوی والرحمه للعالمین، حتی کان دواءً شافیاً لأودائنا، و علاجاً مجرباً لمشکلاتنا، لم یتخلف عن ذلک یوماً، لکننا قد ننشغل عنه بغیره، فلم یعد المحل قابلاً تلقیه و تأثیره، لذا یشکو البعض من عدم انتفاعه، بینما لو أحسن تو ظیفه فی قضایا الحیاه، لما تنازع أحد مع أحد، و لما انحدر البعض عن الصراط السوی؛ فقد تناول النبی الأعظم صلّی الله علیه وآله فی أقواله، و استخدام دلالات أفعاله و تقریراته، لِما یوجه الأمامه و یسددها فی مسیرتها، فقد روی أنّه :

«خطب رسول الله صلّی الله علیه وآله فی حجه الوداع فقال: یا أیها الناس، والله ما من شیء یقربکم من الجنه و یباعدکم من النار إلا وقد نهیتکم عنه»(1).

ص :11


مقدمه

1- احتشامی خسرو

2- اخلاقی زکریا

3- اسرافیلی حسین

4- اسماعیلی رضا

5- اکرامی محمود

6- امیری اسفندقه مرتضی

7- امیری وحید

8- امین پور قیصر

9- امینی اسماعیل

10- اوستا مهرداد

11- باقری ساعد

12- باقری عباس

13- بهمنی محمدعلی

14- بیابانکی سعید

15- حبیب آبادی پرویز بیگی

16- ترکی محمدرضا

17- جعفریان محمدحسین

18- حسن زاده لیله کوهی محسن

19- حسینی سیدابوالقاسم

20- حسینی سیدحسن

21- حسینی سیدعبدالله

22- راکعی فاطمه

23- رحمانی صادق

24- زارعی احمد

25- سبزواری حمید

26- سپاهی علیرضا

27- سعیدی کیاسری هادی

28- سیار محمدمهدی

29- طهماسبی قادر (فرید)

30- عبدالملکیان محمدرضا

31- عرفان پور میلاد

32- عزیزی احمد

33- علا افشین

34- علی پور مصطفی

35- فیض ناصر

36- قزوه علیرضا

37- کاشانی سپیده

38- کاشانی مشفق

39- کاظمی محمدکاظم

40- کاکایی عبدالجبار

41- محدثی خراسانی مصطفی

42- محمدی نیکو محمدرضا

43- محمودی سهیل

44- مردانی نصرالله

45- معلم دامغانی علی

46- ملکیان محمدحسین

47- منوری هادی

48- موسوی گرمارودی سیدعلی

49- مودب علی محمد

50- مهرابی عالیه

51- میرافضلی سیدعلی

52- میرزایی محمدسعید

53- میرشکاک یوسفعلی

54- وحیدی سیمیندخت

55- هراتی سلمان

56- هوشمند علی

به نام خدا


نوادر الأثر فی علیّ خیر البشر

لشیخ الفقیه أبی محمد جعفر بن أحمد القمی الرازی الإیلاقی

من علماء القرن الرابع الهجری

تحقیق:

السید محمد الحسینی النیشابوری

http://bayanbox.ir/view/6074330904736142215/143.png

بسم الله الرّحمن الرّحیم

أحمد الله و أستعینه و اُصلِّی على نبیِّه محمّد و آله ، سألت أیَّدک[1] الله أن أجمع لک مَن روی أنَّ علیّاً علیه السلام خیر البشر فأجبتک إلى ملتمسک لأنَّک أهل لذلک، و سمَّیته کتاب « نوادر الأثر فی علیّ خیر البشر » و بالله أستعین و علیه أتوکَّل، فهو حسبی و نعم الوکیل.

فممَّن روى ذلک جابر بن عبد الله الأنصاری رحمه الله

ممّا روى عنه عاصم بن عمر:

1- قال الشیخ الفقیه أبو محمّد جعفر بن أحمد بن علی القمّی نزیل الرَّی مصنِّف هذا الکتاب: حدّثنا أبو محمّد هارون بن موسى[2] التلُّعکبری، قال: حدّثنی أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنی محمّد بن عبید بن عتبة الکندی، قال: حدّثنی عبدالرّحمان بن سوید[3]، عن  أبیه، عن الأعمش، عن عاصم بن عمر، عن جابر بن عبدالله قال، قال رسول الله صلّی الله علیه وآله: علیٌّ خیر البشر من شکَّ فقد کفر.

2- حدّثنا علی بن محمّد بن علی بن الحسن بن بکیر البسطامی، قال: حدّثنی محمّد بن یعقوب بن إسحاق، قال: حدّثنی أحمد بن مخلّد، قال: حدّثنی أحمد بن یحیى، عن أحمد بن محمّد الخوارزمی، عن أبی حفص الأعشى، عن الأعمش، عن عاصم بن عمر، عن جابر بن عبدالله قال، قال رسول الله صلّی الله علیه وآله: علیّ خیر البشر من شکّ فقد کفر[4].


المانعات من دخول الجنّة

للشیخ المتقدم الفقیه أبی محمد جعفر بن أحمد القمی الرازی

الإیلاقی من علماء القرن الرابع

تحقیق:

السید محمد الحسینی النیشابوری

http://bayanbox.ir/view/6074330904736142215/143.png

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

و به نستعین و علیه نتوکّل

1

« باب من لایأمن جاره بَوائِقه »

1- قال الشّیخ الفقیه أبو محمّد جعفر بن أحمد بن علی مصنّف هذا الکتاب: حدّثنا محمّد بن أحمد القزوینی، قال: حدّثنی خالد بن محمّد، عن أبی إبراهیم التّرجمانی، عن إسماعیل بن جعفر، عن العلاء بن عبد الرّحمن، عن أبیه، عن عبد الرّحمن بن صخر، عن رسول الله صلی الله علیه و آله قال: لا یدخل الجنّة من لا یأمن جاره بَوائقه[1] .[2]

2

« باب العاقّ لایدخل الجنّة »

2- أحمد بن الحسن، عن أبی جعفر علیه السلام قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أیّها النّاس احذروا البغی، فإنّه لیس من عقوبة ذنب أسرع من عقوبة بغی، و صلوا أرحامکم، فإنّه لیس من ثواب أسرع من ثواب صلة الأرحام، و إیّاکم و العقوق، فإنَّ الجنّة توجد ریحها من مسیرة مائة عام، و ما یجدها عاقّ، و لا قاطع رحم، و لا شیخ زان، و لا جارٌّ  إزارَه خُیَلاء، إنّما الکبریاء لله ربّ العالمین.

و الکذب کلُّه إثم إلاّ ما نَفَعتَ به مؤمناً، أو دَفَعتَ به عن دین، و إنَّ فی الجنَّة لسوقاً لا یباع فیها و لا یشتری إلاّ الصُّوَر من الرِّجال و النِّساء، یوقفون على مقدار یوم من أیّام الدُّنیا، فیمرُّ بهم أهل الجنّة، فمن اشتهى صورةً من رجل أو امرأة دخل و کان هو تلک الصّورة، و إیّاکم و الیمین، فإنَّها تدع الدّیار بلاقع [3].[4]

3- و عن عطیّة، عن أبی سعید قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لایدخل الجنّة عاقّ، ولا منّان، و لا مُدمن خمر[5] ، و لا مؤمن بسحر، و لا قتّات[6].

4- عن عطاء، عن عبدالله بن عبّاس قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا یدخل الجنّة عاقّ، و لا قاطع رحم، و لا مُدمن خمر، و لا مؤمن بسحر، و لا قتّات، و لا منّان[7]، و لا دیّوث، و لا کاهن، و من مشى إلى کاهن فصدّقه بما یقول فقد برىء ممّا أنزل الله على محمّد صلی الله علیه و آله.

فقال عطاء: سألته عن القتّات و الدیّوث، فقال: أمّا القتّات: فالّذی یسعى بصاحبه إلى السّلطان، فیهلک نفسه و أخاه و سلطانه. و الدیُّوث: الّذی یجلب على حلیلته الرّجال[8].

5- عن أبی سعید الخدری قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا یدخل الجنّة صاحب خمس: مُدمن خمر، و لا مؤمن بسحر، و لا من أتى ذات محرم، و لا قاطع رحم و لو بسلام، و لا ولد الزِّنا[9].

6- و عنه قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا یدخل الجنّة عاقّ، و لا مُدمن خمر، و لا منّان[10].

7- و عن جابر بن عبدالله قال: خرج علینا رسول الله صلی الله علیه و آله و نحن مجتمعون فقال: یا معشر المسلمین اتقوا الله و صِلوا أرحامکم، فإنَّه لیس من ثواب أسرع من صلة الرّحم، و إیّاکم و البغی فإنّه لیس من عقوبة أسرع من عقوبة بغی، و إیّاکم و عقوق الوالدین فإنّ ریح الجنّة توجد من مسیرة ألف عام و لا یجدها عاقّ و لا قاطع و لا شیخ زان و لا جارٌّ إزاره خیلاء انّما الکبریاء لله ربّ العالمین[11].


کتابُ العَروس

فی فضائل یوم الجمعة

للشیخ المتقدّم الفقیه أبی محمّد جعفر بن أحمد القمیّ الرّازیّ

الإیلاقی من علماء القرن الرّابع

تحقیق:

السید محمد الحسینی النیشابوری

 

http://bayanbox.ir/view/6074330904736142215/143.png

 

«بسم الله الرّحمن الرّحیم »

و به نستعین و علیه نتوکّل

سألت - أطال الله بقاءک - هل خُصّ یوم الجمعة بعبادة سوى أیّام الاُسبوع؟ اعلم علّمک الله الخیر أنّ الله خَصّ یوم الجمعة بخصال جَمّةٍ، و بیّن فضلها على سائر الأیّام فی العبادة، و زیّنها مثل العروس المُهداة إلى زوجها، و أنا ذاکر بعضها لیکون عندک تذکرةً للعبادة فیه، و یزداد لک معرفةً فی فضله إن شاء الله. و سمّیته کتاب العروس.

1

« الباب الّذی من أجله سمّینا هذا الکتاب بکتاب العروس »

1- قال مصنّف هذا الکتاب- رضی الله عنه - : روی لنا عن الصّادق جعفر بن محمّد علیه السلام قال: إذا کان یوم القیامة بعث الله الأیّام فی صُوَرٍ یعرفها الخلق أنّها الأیّام، ثمّ یبعث الجمعة أمامها یقدِّمها کالعروس ذات جمال وکمال، تُهدى إلی ذی دین و مال، قال: فتقف على باب الجنّة و الأیّام خلفها تشهد و تشفع لکلّ من صلّى[1] الصّلاة على محمّد و آل محمّد لا غیرهم، قیل له: و کم الکثیر من هذا؟ و فی أیّ أوقات أفضل؟ قال: مائة مرّة، ولیکن ذلک بعد صلاة العصر، قال: فکیف أقول؟ قال، تقول: اللّهمّ صلِّ على محمّد و آل محمّد و عجِّل فرجهم[2].

2- و روی عن جابر، عن أبی جعفرعلیه السلام أنّه قال: إذا کان حین یبعث الله العباد أتى بالأیّام یعرفها الخلائق بأسمائها و حلیتها، یقدّمها یوم الجمعة له نور ساطع تتبعه سائر الأیّام، کأنّه عروس کریمة ذات وقار تُهدى إلى ذی حلم و شأن، ثمّ یکون یوم الجمعة شاهداً لمن حافظ و سارع إلیه، ثمّ یدخل المؤمنون [الجنّة][3] على قدر سبقهم إلى الجمعة[4].


http://bayanbox.ir/view/1099437050201976451/0.jpg

http://bayanbox.ir/view/7053255891767409325/00.jpg


۹۸-۱۲-۱۴ ۰ ۰ ۶۴۲
۹۸-۱۲-۱۴ ۰ ۰ ۶۴۲

یکی از یادگارهای امام هادی (ع) برای شیعه، زیارت معروف به «غدیریه» است که استدلال های قرآنی، تاریخی و روایی بر ولایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) را شامل میشود. امام هادی (ع) این زیارت را در بیان فضائل، سوابق دینداری و جهاد و سختی ها و محنت های مولا علی (ع)، در سالی که مُعْتَصِم عباسی آن حضرت (ع) را از مدینه به سامرا تبعید کرد، در حرم جدّشان امام علی (ع) انشاء کردند. در این زیارت، 50 آیه از قرآن کریم تجلّی یافته است. این زیارت به زیارت امیرالمؤمنین در عید غدیر خم هم مشهور است. محور اصلی زیارت غدیریّه، اصل تولّی و تبرّی است که در فرهنگ شیعه جایگاه ویژه ای دارد.

زمان خواندن زیارت غدیریه:
در کتاب های دعا و زیارت زمان خواندن، برای روز عید غدیر ذکر شده است. ولی شیخ عبّاس قمی در مورد زمان خواندن این زیارت با استناد به کلام عثمان بن سعید می نویسد: «این زیارت را در هر روز از نزدیک و دور میشود خواند و این فایده جلیله ای است که اما راغبین در عبادت و شایقین زیارت حضرت شاه ولایت آن را غنیمت خواهند شمرد»

متن و ترجمه زیارت غدیریّه:
http://bayanbox.ir/view/8517011972313382240/arfaeen12.pngالسَّلامُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ صَفْوَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ أَمِینِ اللَّهِ عَلَى وَحْیِهِ وَ عَزَائِمِ أَمْرِهِ وَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَ الْمُهَیْمِنِ عَلَى ذَلِکَ کُلِّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ وَ صَلَوَاتُهُ وَ تَحِیَّاتُهُ، السَّلامُ عَلَى أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ سَیِّدَ الْوَصِیِّینَ وَ وَارِثَ عِلْمِ النَّبِیِّینَ وَ وَلِیَّ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ مَوْلایَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُّ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلایَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَا أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ سَفِیرَهُ فِی خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ الْبَالِغَةَ عَلَى عِبَادِهِ .

http://bayanbox.ir/view/322790790773298660/arbaee13.pngسلام بر محمّد رسول خدا، خاتم پیامبران، و سرور رسولان، و برگزیده پروردگار جهانیان، امین خدا بر وحى و دستورات قطعى الهى، و ختم کننده آنچه گذشته، و گشاینده آنچه‏ خواهد آمد، و چیره بر همه اینها، و رحمت و برکات و درودها و تحیّات خدا بر او باد. سلام‏ بر پیامبران خدا و رسولانش، و فرشتگان مقرّب و بندگان شایسته‏ اش. سلام بر تو اى امیر مؤمنان و سرور جانشینان، و وارث دانش پیامبران، ولى پروردگار جهانیان‏ و مولاى من و مولاى مؤمنان، و رحمت و برکات خدا بر او باد. سلام بر تو اى مولاى من‏ اى امیر مؤمنان، اى امین خدا بر روى زمینش، و سفیر او در خلقش، و حجّت رسایش بر بندگان.


http://bayanbox.ir/view/8517011972313382240/arfaeen12.pngالسَّلامُ عَلَیْکَ یَا دِینَ اللَّهِ الْقَوِیمَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ، السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ وَ عَنْهُ یُسْأَلُونَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ آمَنْتَ بِاللَّهِ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ وَ صَدَّقْتَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ مُکَذِّبُونَ وَ جَاهَدْتَ [فِی اللَّهِ‏] وَ هُمْ مُحْجِمُونَ [مُجْمِحُونَ‏] وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا لَهُ الدِّینَ صَابِرا مُحْتَسِبا حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا سَیِّدَ الْمُسْلِمِینَ وَ یَعْسُوبَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِمَامَ الْمُتَّقِینَ وَ قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِیُّهُ وَ وَارِثُ عِلْمِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَى شَرْعِهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی أُمَّتِهِ،

http://bayanbox.ir/view/322790790773298660/arbaee13.pngسلام بر تو اى دین معتدل خدا، و راه راستش. سلام بر تو اى‏ خبر بزرگى که آنها در آن اختلاف کردند، و از آن بازخواست شوند. سلام بر تو اى امیر مؤمنان، به خدا ایمان آوردى، درحالى‏ که همه شرک مى‏ ورزیدند، و حق را تصدیق گفتى وقتى که آنان تکذیب مى‏ نمودند، و جهاد کردى وقتی آنان از جهاد عقب ‏نشینى مى ‏کردند، خدا را عبادت کردى، در حالى‏ که خالص نمودى براى او دین را، صبر کردى و به حساب‏ خدا گذاشتى، تا مرگ تو را دررسید، آگاه باشید لعنت خدا بر ستمکاران. سلام بر تو اى آقاى مسلمانان‏ و رئیس دین، و پیشواى اهل تقوا، و مقتداى سپید رویان، و رحمت و برکات خدا بر تو باد، شهادت مى ‏دهم که تویى برادر رسول خدا، جانشین، و وارث علمش، و امین او بر قانونش، و جانشین او در امّتش.


۹۸-۱۲-۱۰ ۰ ۰ ۴۸۵
۹۸-۱۲-۱۰ ۰ ۰ ۴۸۵

http://bayanbox.ir/view/1879985061405064076/chelhadith020.png1-چرا گاهی به بلا و سختی‌ها دچار می شویم؟


از منظر آیات، چون انسان از اسرار غیب، آگاهی ندارد و حکمت خیلی از حوادث را نمی‌داند، خیر و شرّ آنها را تشخیص نمی‌دهد؛‌ زیرا برخی چیزها را که به مصلحتش نیست،‌ به شدّت می‌طلبد و چیزهایی را که به صلاح اوست، از خود دور می‌کند و دوست ندارد:‌ [عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون]؛[1] «چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است، و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.»

سلامتی و بیماری از همین نوع است که معمولاً کسی دوست ندارد هرگز مریض شود؛ ولی از منظر امام سجاد (علیه السلام) بیماری فوایدی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1. تحفه‌ای متفاوت

از دیدگاه امام زین‌ العابدین (علیه السلام) بیماری‌ها و سایر مشکلات زندگی برای سبک شدن بار گناهان انسان تأثیر به سزایی دارد. اگر فردی با این دیدگاه به سختی‌های زندگی نظر کند، علاوه بر اینکه نگرانی‌هایش تخفیف می‌یابد، برای آینده زندگی نیز امیدوار خواهد بود؛ چرا که پرونده سیاه گذشته، که هر روز هم قطورتر می‌شود، برای انسان آینده‌ای تاریک ترسیم می‌کند؛ امّا وقتی با این مژده در تنگنای سختی‌ها و بیماری‌ها مواجه می‌شود سبک‌بار، امیدوار و باانگیزه‌ای مضاعف برای آینده‌اش گام برمی‌دارد، به این جهت امام سجاد (علیه السلام) در این فراز می‌فرماید: «تَخْفِیفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَیَّ ظَهْرِی مِنَ الْخَطِیئَاتِ؛ [خدایا! این دردها را به من به عنوان] ارمغان و تحفه‌ای عنایت کرده‌ای تا از بار سنگین گناهان سبک‌ بارم کنی!»

خدای متعال می‌فرماید: [وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیر]؛[2] «و هرگونه مصیبتی به شما برسد، به سبب عملکرد خود شماست، و خدا از بسیاری در می‌گذرد.»

2. نجات از آلودگی‌های اخلاقی

آلودگی‌های اخلاقی نوعاً روح را افسرده و کدر می‌کند و هر روز که بیش‌تر در این منجلاب فرو می‌رود، از خود نا امیدتر شده و از زیبایی‌های زندگی فاصله می‌گیرد. درد و رنج‌های زندگی می‌تواند برای نجات از این آلودگی‌های اخلاقی بهترین فرصت باشد، حتی تلنگری برای غفلت‌ زده‌هاست. امام سجاد (علیه السلام) بیماری و مشکلات را موجب خلاصی از زندان گناهان و تطهیر انسان از آلودگی‌ها معرفی نموده‌اند.

3. بهانه‌ای برای توبه

بیماری بهانه و فرصت خوبی برای توبه و بازگشت به سوی خداست و این بازگشت برای مریض توفیقی اجباری محسوب می‌شود که گاهی ممکن است انسان از همین راه به مراتب عالی دست یابد. شخص بیمار و گرفتار، احساس ضعف و عجز بیش‌تری می‌کند و در پی دست یافتن به قدرتی فوق‌ العاده است که او را در چنین حالی یاری کند و این زمینه ارتباط وی را با خدا برقرار کرده و او را به سوی معنویت می‌کشاند.

در چنین فرصتی است  که انسان نگاهی حق‌بینانه به گذشته آلوده خود و ناسپاسی‌هایش می‌اندازد. به این جهت از نزدیک‌ترین حالات انسان به خدا، حال بیماری اوست.

خدای متعال می‌فرماید: [وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأی به جانبه وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِیض]؛[3] «و هرگاه به انسان (غافل و بی‌خبر) نعمت دهیم، روی می‌گرداند و به حال تکبّر از حق دور می‌شود؛ ولی هرگاه گرفتاری و ناراحتی به او رسد، تقاضای فراوان و مستمرّ (برای برطرف شدن آن) می‌کند و همواره دست به دعا دارد!»

4. کفاره گناهان


۹۸-۱۱-۳۰ ۰ ۰ ۷۳۲
۹۸-۱۱-۳۰ ۰ ۰ ۷۳۲

http://bayanbox.ir/view/7307445828534605846/chelhadith.ir-510.jpg

http://bayanbox.ir/view/3309135310157979421/Koodakan16.jpg

http://bayanbox.ir/view/8792864645721568967/Koodakan18.jpg


۹۸-۱۱-۲۹ ۰ ۰ ۶۹۲
۹۸-۱۱-۲۹ ۰ ۰ ۶۹۲

http://bayanbox.ir/view/7307445828534605846/chelhadith.ir-510.jpg

http://bayanbox.ir/view/3079507464125136669/Mardan16.jpg

http://bayanbox.ir/view/1122232077953638942/Mardan18.jpg


۹۸-۱۱-۲۸ ۰ ۰ ۶۵۳
۹۸-۱۱-۲۸ ۰ ۰ ۶۵۳

http://bayanbox.ir/view/7307445828534605846/chelhadith.ir-510.jpg


۹۸-۱۱-۲۸ ۰ ۰ ۵۴۵
۹۸-۱۱-۲۸ ۰ ۰ ۵۴۵

http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png1. امام باقر (علیه‏ السلام) فرمودند:
الْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یَنْفِیانِ الْفَقْرَ وَ یَزِیدانِ فِی الْعُمْرِ وَ یَدْفَعانِ عَنْ صاحِبِهِما سَبعِینَ میتَة سَوءٍ ؛
کار خیر و صدقه، فقر را می ‏بَرند، بر عمر می ‏افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور می ‏کنند.
ثواب الاعمال ، ص 141 .
http://bayanbox.ir/view/7912611688960140928/Flower.png2. امام باقر (علیه ‏السلام) فرمودند:
إ
نّ الحُسَیْنَ صاحِبَ کَربَلاء قُتِلَ مَظْلوماً، مَکرُوباً عَطْشاناً، لَهْفاناً فآلَی اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ أن لا یأتیَهُ لَهْفانٌ و لا مَکروبٌ و لا مُذنِبٌ و لا مَغمومٌ و لا عَطشان و لا مَنْ بِهِ عاهَةٌ ثُمَّ دَعا عِندَهُ و تَقَرَّبَ بِالحُسَیْنِ بنِ عَلیٍّ علیهما السلام إلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ إلاّ نَفَّسَ اللّهُ کُرْبَتَهُ وَ اَعطاهُ مَسأَلَتَهُ و غَفَرَ ذَنْبَهُ وَ مَدَّ فِی عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فِی رِزقِهِ فَاعتَبِروا یا اُولِی الأبْصار.
حسین،
(علیه ‏السلام) بزرگ مرد کربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب‏ زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود، قسم یاد کرد که هیچ مصیبت‏ زده و رنجیده خاطر و گنهکار و اندوهناک و تشنه‏ ای و هیچ بَلا دیده‏ ای به خدا روی نمی ‏آورد و نزد قبر حسین علیه ‏السلام دعا نمی ‏کند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمی ‏سازد، مگر این‏که خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده می‏ کند و گناهش را می‏ بخشد و عمرش را طولانی و روزی ‏اش را گسترده می ‏سازد. پس ای اهل بینش، درس بگیرید!
بحارالانوار ، ج 101، ص 46، ح 5 .

۹۸-۱۱-۲۵ ۰ ۰ ۴۳۴
۹۸-۱۱-۲۵ ۰ ۰ ۴۳۴

آموزش نماز به کمک تصاویر

آموزش نماز,آموزش خواندن نماز,آموزش تصویری نماز

آموزش نماز

 

نماز یکی از ۵ رکن اصلی دین اسلام است، که پایه و مبنای زندگی اسلامی را تشکیل میدهد و برگزار کردن آن ضروری شمرده می شود. این پنج رکن اصلی اصول دین یا پنج ستون اسلام نامیده می شوند. در این مقاله آموزش نماز خواندن به صورت تصویری را برای شما مخاطبان عزیز گردآوری کرده ایم.

شرایط لباس نمازگزار:

نمازگزار باید به یک سری از موارد برای شروع نماز حتما دقت داشته باشد یکی از این موارد لباس نماز گزار است که حتما باید دارای شرایط زیر باشد:
الف) پاک باشد.
ب) غصبی نباشد (مباح باشد).
ج) از اجزای مردار نباشد.
د) از حیوان حرام گوشت نباشد.
هـ) طلا بافت نباشد.
و) از ابریشم خالص نباشد.


۹۸-۱۱-۱۸ ۰ ۱ ۷۳۲
۹۸-۱۱-۱۸ ۰ ۱ ۷۳۲

سخن ما
مقدمه
«بخش اوّل»
داستان1: عظمت قرآن
داستان2:من نیزمسلمان شدم
داستان3: انّا له لحافظون
داستان4:فضیلت آموختن قرآن
داستان5: فهم قرآن
داستان6: تکلم با قرآن
داستان7: قاریان بی ولایت
داستان8: زنی که همیشه بسم الله
داستان9: نقطه ای که هرگز جابجا نشد
داستان10 : اثر قرآن بر زنی از یوگسلاوی
داستان11: متکبر در قرآن
داستان12: اعتراف قریش به قدرت بیان قرآن
داستان13: قاری بی تفکر
داستان14:جوان خداترس و آیات عذاب
داستان15: آرامش با قرآن
داستان16: اعجاز سوره حمد
داستان17: نذر قرآن
داستان18: قرآن و دوستدار او
داستان19: ترس معاویة از قرآن
داستان20: جواب دندان شکن
داستان21:اعتراف به معجزه بودن قرآن
داستان22:سرانجام یک عمرمبارزه با قرآن
داستان23: آداب مجلس قرآن
داستان24: بال جبرئیل
داستان25: اثر قرآن
داستان26: اشکالات کندی به قرآن
داستان27: انقلابی درونی با یک آیه
داستان28: بطن قرآن
داستان29: زنی بد کار
داستان30: احترام قرآن
داستان31: اهمیت تعلیم قرآن
داستان32: اعرابی و تأثیر قرآن
داستان33: اعجاز بسم الله
داستان34:برداشت نادرست ازقرآن
داستان35:نوردرخشنده دهان قاریان
داستان36: سران قریش و قرآن
داستان37:شب زنده داران وقرآن
داستان38:اگر بدکنی به خودکنی
داستان39: قرآن روزی دهنده
داستان40:جاری شدن آب به وسیله قرآن
«بخش دوّم»
نظراتی چندازاندیشمندان مغرب زمین
«بخش سوّم»
ذکر گزیده ای از معماهای قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

سخن ما


۹۸-۱۱-۱۳ ۱ ۰ ۹۹۰
۹۸-۱۱-۱۳ ۱ ۰ ۹۹۰

پرسش ها و پاسخ های اعتقادی

http://bayanbox.ir/view/6186637166671177906/loading107.gif سؤال 1

دین چیست و ادیان موجود کدامند؟

پاسخ: دین در لغت به معنی کیش و مسلک و آیین است؛ ولی در اصطلاح به معنی مجموعه قوانین و دستورات الهی است که توسط پیغمبری از جانب خداوند برای مردم نازل شده است.

و ادیان الهی موجود و رسمی جهان که دارای کتاب هستند سه تا است:

1 - اسلام

2 - مسیحیت

3 - یهود

http://bayanbox.ir/view/6186637166671177906/loading107.gif سؤال 2

دین اسلام چیست؟

پاسخ: اسلام در لغت، یعنی تسلیم بودن و در قرآن کریم سوره آل عمران آیه 19 که می فرماید:

«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»؛(1) »دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است.«

یعنی روح دین همان تسلیم در برابر حقّ است.(2)

در اصطلاح نیز بین ادیان موجود، دین حضرت محمّد صلی الله علیه وآله که خاتم پیامبران است را دین اسلام می گویند و پیروان آن حضرت را مسلمان می خوانند.

http://bayanbox.ir/view/6186637166671177906/loading107.gif سؤال 3

هر دینی اصولی دارد، اصول دین اسلام چیست؟

پاسخ: اصول دین ما پنج تا است:

اوّل: توحید؛ یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و یگانه پرستی، در نتیجه همه ادیان الهی باید یگانه پرست باشند.

دوم: عدل الهی؛ یعنی خداوند که خالق همه چیز است، همه کارها و دستوراتش بر اساس عدالت تنظیم شده و به کسی ظلم نمی شود.


۹۸-۱۱-۱۳ ۰ ۰ ۴۳۶
۹۸-۱۱-۱۳ ۰ ۰ ۴۳۶

چهل فصل - «منشور شیعه»

در آداب معاشَرَت، مُحاوَرَه و مُکاتَبَه (یا: فرهنگ گفتگو، مُعاشَرَت و نامه نگاری)
(از خزائن نراقی و رسالة العِشرَة شیخ بهائی و کتب علاّمه مجلسی)

* توجّه:

عبارات داخل دو قلاب یا کروشه [ ] از رساله‌ی العِشرَة شیخ بهایی اضافه شده‌اند؛ ولی عبارات یا اضافاتی که بین الهلالَیْن یا میان دو پرانتز ( ) آمده، از خود ما می‌باشند. [سید احمد سجادی]

http://bayanbox.ir/view/2526695797534659354/chelhadith02.png [آداب محاوره از کتاب الخزائن ملا احمد نراقی ]

* ملا احمد نراقی (فقیه عهد فتحعلی‌شاه قاجار) در کتاب الخزائن ( = گنجینه‌ها) می‌نویسد:
«آداب محاوره (گفتگو و معاشرت) از جمله لوازمست مَر کسانی را که با مردم معاشرت می‌نمایند و آن بسیارست؛ از آن جمله:
http://bayanbox.ir/view/8296398673568525171/1451.png1 - چون به مجلسی حاضر شود به دو زانوی ادب نشیند و از زانو به زانو نگردد [و مکرّر نشست و برخاست نکند]، چه، آن دَلالت برعدم ثَبات و قِلَّت مُبالات (بی‌ملاحظه بودن) کند؛


http://bayanbox.ir/view/8296398673568525171/1451.png2 - اگر کسی با او سخن گوید به غیر او مُلتفِت نشود [و گوش دهد و سخن او را قطع نکند]؛


http://bayanbox.ir/view/8296398673568525171/1451.png3 - اگر کسی او را به فضیلتی (یا امتیازی) تحسین کند و بر فقدان ( آن فضل و امتیاز) بر خود تأسّف نماید، به آن نازش و افتخار نکند؛ بلکه به وجهی عذر آن (فقدان و محرومیّت را برای آن شخص) خواهد که بر خاطر آن شخص، فوت آن آسان شود (و بیش از این حسرت نخورد)؛


۹۸-۱۱-۱۱ ۰ ۰ ۵۱۹
۹۸-۱۱-۱۱ ۰ ۰ ۵۱۹

چهل توصیه به زوج های جوان

و پرسیدن برای یافتن راه، خود، ارزش است...

و هر فرهنگی که به پرسشگری بها دهد و زیباترین، دقیق ترین و ساده ترین پاسخ ها را پیش رو بگذارد، گسترش و دوام خود را تضمین کرده است. مهم، انتخاب بهترین راه است .

در این نوشتار، می خواهیم بدانیم:

1. چرا برخی ازدواج ها و پیوندها به جدایی می انجامد؟

2. چرا عده ای از زوج ها با یکدیگر همدلی و همفکری دارند و برخی ندارند؟

3. چرا زنان و شوهرانی که با هم تفاهم دارند، پس از مدتی دچار اختلاف و مشاجره می شوند؟

بسیاری از شما در پِی ساختن زندگی مشترکی همراه با همدلی و همفکری هستید تا در سایۀ تفاهم، از لحظه هایی لذت ببرید که با همسرنوشتِ خود سپری خواهید کرد. چهل نکتۀ زیر می تواند پاسخی برای شما و همۀ زوج های جوان و نیز کسانی باشد که در هوای آغازین روزهای زندگی مشترک تنفّس می کنند. اگر زیرِ «یک سقف» رفته اید، این «چهل چراغ» را به آن سقف نصب کنید!


۹۸-۱۱-۱۱ ۰ ۰ ۶۲۳
۹۸-۱۱-۱۱ ۰ ۰ ۶۲۳

مقدمه ................

محبوب ترین نهاد...... 1

آرامش انسان.......... 2

تداوم نسل.............. 3

عامل رشد معنوی.....4

زن صالحه................5

همسر شایسته.......6

امانت خدا................7

حق زن................... 8

دعای خانواده.......... 9

نماز خانواده........... 10

خصال سه گانه...... 11

آرایش بیرون.......... 12

بهشتی و جهنمی.. 13

تلاش مجاهد......... 14

کسب حلال........... 15

تلاش به میزان....... 16

توسعه ی اقتصادی.. 17

هزینه متناسب....... 18

اعتدال مصرف......... 19

خوش اخلاقی........ 20

خوش رویی........... 21

جلب دل همسر..... 22

ارزش خانواده........ 23

صبر بر بد اخلاقی....24

امور رنجش آور....... 25

تحکیم رابطه.......... 26

عفو و گذشت........ 27

ص:6

پیشگفتار


۹۸-۱۱-۰۷ ۰ ۰ ۵۷۳
۹۸-۱۱-۰۷ ۰ ۰ ۵۷۳


4- اتحاد و انسجام در احادیث نبوی

اشاره

بشیر احمد بتّ

دعوت به اتحاد و برادری در میان مسلمانان و دوری از تفرقه و پراکندگی، بارها در کلام الهی مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن کریم مسلمانان را دعوت می کند تا به ریسمان خداوندی تمسک جویند تا دچار تفرقه نشوند.(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا...)1 و همه مسلمین از هر نژاد و طایفه و فرهنگ، امت واحدی هستند: (إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً واحِدَهً)2 فرقی میان عرب و عجم نیست؛ تفاخر و برتری های قومی، نژادی و زبانی همگی باطل بوده و تنها ملاک برتری تقوا و پرهیزگاری است. (إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ)3

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز از آغاز دعوت خود تا زمان رحلت، منادی وحدت بود. هرچند که ایشان از میان قوم عرب بود لکن دعوت ایشان فراتر از هرگونه مرزبندی سیاسی، قومی و فرهنگی بود که این امر در سیره آن بزرگوار و در نحوه رفتار با مسلمانان عرب و غیر عرب به وضوح دیده می شود.

ص:99

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همواره در اندیشه و علم و عمل برای وحدت و یک پارچگی مسلمان تلاش فراوانی نمودند. مبارزه با عوامل اختلاف و سعی و تلاش در ایجاد هم بستگی و اتحاد امت اسلامی از تلاش های اولیه و اساسی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می باشد. امیرمومنان علی علیه السلام درباره تلاش ایشان برای ایجاد وحدت و هم دلی بین مسلمین این چنین می فرماید:

«قد صرفت نحو أفئده الابرار، و ثُنت الیه أزمه الأبصار، دفن به الضغائن، و أطفأ به الثوائر، ألف به اخواناً، و فرق به أقراناً، أعز به الذله، و أذلّ به العزّه...؛(1)

دل های نیکوکاران شیفتۀ او گشت، نگاه چشم ها به او دوخته شد، خداوند به وسیلۀ او کینه های دیرینه را دفن کرد، شعله های فروزان دشمنی و عداوت را خاموش نمود، دل ها را با هم الفت داد و مردم را با هم برادر ساخت و دوستان (در کفر و جهالت) را از هم جدا کرد، ذلت ها را به عزت و عزت ها را به ذلت، تبدیل کرد.»

«... فلم به الصدع، و رتق به الفتق، و ألف به الشَمل بین ذوی الأرحام بعد العداوه الواغره فی الصدور، و الضغائن القادحه فی القلوب؛(2)

خداوند به وسیله پیغمبر جدایی ها را وصل، و فاصله ها را پیوسته کرد، میان خویشان الفت داد و یگانگی برقرار ساخت پس از آن که دشمنی ریشه دار در سینه ها و کینه های برافروخته در دل ها جای داشت.»


۹۸-۱۰-۲۹ ۰ ۰ ۶۸۲
۹۸-۱۰-۲۹ ۰ ۰ ۶۸۲

چهل حدیث در اهمیت و ضرورت انسجام اسلامی

5- بازشناسی اتحاد و انسجام اسلامی

اشاره

فدا حسین عابدی

مقصود از وحدت و انسجام اسلامی چیست؟ آیا مقصود این است، از میان مذاهب اسلامی یکی انتخاب شود و سایر مذاهب کنار گذاشته شود. یا مقصود این است که مشترکات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها کنار گذاشته شود و مذهب جدیدی اختراع شود، که عین هیچ یک از مذاهب موجود نباشد؟ یا این که وحدت اسلامی، به هیچ وجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین، اتحاد پیروان مذاهب مختلف، در عین اختلافات مذهبی، در برابر بیگانگان است؟

بدیهی است که منظور از وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها - که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی - نیست. این که منظور از وحدت و انسجام اسلامی، اتحاد مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان.

مسلمین زمینه های وفاق بسیاری دارند که می تواند مبنای یک اتحاد محکم گردد. مسلمین همه خدای یگانه را می پرستند و همه به نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ایمان و اذعان دارند؛ کتاب همه قرآن و قبله همه کعبه است؛ با هم و مانند هم حج می کنند و مانند هم نماز می خوانند

ص:137

و مانند هم روزه می گیرند و مانند هم تشکیل خانواده می دهند و داد و ستد می نمایند و وحدت در جهان بینی، فرهنگ، سابقه تمدن، بینش و منش، معتقدات مذهبی، پرستش ها و نیایش ها، آداب و سنن اجتماعی می تواند از آنها ملتی واحد بسازد و قدرتی عظیم به وجود آورد که باعث شود قدرت های عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند، خصوصاً این که در متن اسلام بر این اصل تأکید شده است. مسلمانان به نصر صریح قرآن، برادر یک دیگرند و حقوق و تکالیف خاصی آنها را به یک دیگر مربوط می کند. با این وضع، چرا مسلمین از این همه امکانات وسیع که از برکت اسلام نصیبشان گشته استفاده نکنند؟ هیچ ضرورتی ایجاب نمی کند که مسلمین به خاطر اتحاد اسلامی، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند. هم چنان که ایجاب نمی کند درباره اصول و فروع اختلافی فیمابین، بحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند. تنها چیزی که وحدت اسلامی به وجود می آورد این است که مسلمین برای این که احساسات کینه توزی در میانشان پیدا نشود، یا شعله ور نگردد، متانت را حفظ کنند، یک دیگر را سب و شتم ننمایند، به یک دیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یک دیگر را مسخره نکنند و بالأخره، عواطف یک دیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و حدودی را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام، لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت کنند.(ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ)1 . وحدت و اتحاد مسلمانان از مهم ترین مسائل جهان اسلام به شمار می رود. ازاین رو قرآن مجید در آیات متعدد بر آن تأکیده کرده است.


۹۸-۱۰-۲۶ ۰ ۰ ۶۲۲
۹۸-۱۰-۲۶ ۰ ۰ ۶۲۲

1- بررسی انسجام و ناپایداری وحدت در جامعۀ اسلامی

آقای احمد سعادت

1- عوامل و محورهای وحدت

الف) خدای واحد، پدر و مادر واحد، دین واحد

مهم ترین عامل وحدت جامعه اسلامی داشتن پروردگار، پدر و مادر و دینی واحد است، با قبول این اصل هیچ گونه اختلاف نژادی و اعتقادی مورد پذیرش نیست.

حدیث 1

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یَا أیُّهَا النَّاسُ، إن الرَّبَّ واحِدٌ و الاَبَّ واحِدٌ و إنّ الدِّینَ واحدٌ لیسَتِ العَربیّهُ لأحدِکُم باَبٍ و لاَ أمٍّ و إنّمَا هیَ اللِّسَانُ، فَمَن تعَلّمَ العَربیّهَ فَهُو عربِیٌّ؛(1)

ای مردم! پروردگار شما یکی است (الله)، پدر همه شما یکی است «آدم» و دین همه یکی است (اسلام). عربیت، پدر و مادر هیچ یک از شما نیست، بلکه آن هم یکی از زبان هاست و هرکس زبان عربی را بیاموزد، عربی است.»

ص:13


1- (1) معالم الحکومه، ص 404.

نکته ها

1. مسلمانان دارای محورها و عوامل متعدد وحدت بخش هستند: خدایی یگانه که مورد قبول همگان است؛ داشتن نژاد و خونی واحد، بدین معنا که همه فرزند یک پدر به نام آدم هستند و نیز داشتن دین واحدی به نام اسلام.

2. عربیت یا عجمیت از نظر اسلام نژاد محسوب نمی شود، زیرا بر طبق نگاه دین، همۀ انسان ها فرزند یک پدر و مادر هستند.

3. عربیت یک زبان است و براساس حدیث شریف هرکسی که با آن تکلم کند، عرب نام دارد. بنابراین، عربیت نمی تواند موجب تفرق و اختلاف گردد.


۹۸-۱۰-۲۶ ۰ ۰ ۴۷۸
۹۸-۱۰-۲۶ ۰ ۰ ۴۷۸

مقدمه ناشر··· 5

آفرینش کتاب نظم··· 13

1.نظم و دینداری··· 14

2.آرزوهای برباد رفتنه··· 15

3.نقش برنامه ریزی در زندگی··· 16

4.آخرین سفارش ها··· 17

5.سیاست برنامه ریزی··· 18

6.برنامه ریزی وقناعت··· 19

7.پرهیز از کار بیهوده··· 20

8.اقدام نسنجیده ممنوع··· 21

9.دور اندیشی··· 22

10.برنامه، مانع لغزش··· 23

11.کارامروز رابه فردانیفکن··· 24

12.رمز پیروزی··· 25

13.فرجام نگری··· 26

 14.اوّل اندیشه بعد اقدام··· 27

15.فرصت شناسی··· 28

16.فرصت موجود··· 29

17.مؤمن، برنامه ریز··· 30

18.نظم در مصرف··· 31

19.اعتدال، عامل رشد··· 33

20.پایداری زندگی··· 34

21.برنامه ریزی وایمنی ازپشیمانی··· 35

22.فقرنتیجه بی برنامگی··· 36

23.نظم دلیل خردمندی ··· 37

24.مدارا عامل توسعه رزق···38

25.برنامه روزانه··· 39

26.نقش برنامه ریزی در کمال··· 41

27.امروز را دریاب··· 42

28.زیانکار میدان کیست؟··· 43

29.رهتوشه آینده··· 44

30.بهره از فرصت ها··· 45

31.برنامه ریزی درمان مشکلات··· 46

32.اوّل اندیشه، وانگهی گفتار··· 47

33.مهم تر را دریاب··· 48

34.کمال ایمان··· 49

35.تقسیم فرصت روزانه··· 50

36.هیزم چین شب مباش··· 52

37.عاقبت اندیش باش··· 53

38.برنامه ریزی در تهذیب··· 54

39.انضباط دل ها··· 55

40.اوّل شناخت بعد اقدام··· 56

منابع و مآخذ··· 57

مقدمه ناشر


۹۸-۱۰-۲۵ ۰ ۰ ۹۲۶۱
۹۸-۱۰-۲۵ ۰ ۰ ۹۲۶۱

مقدّمه··· 1

1) چرا «قم» را «قم» نامیدند؟··· 10

2) اهل قم باامام زمان(عج)قیام می کنند··· 12

3) «قم» توقفگاه کشتی نوح ع ··· 13

4) پیشگویی امام صادق راجع به قم··· 15

5) ثواب زیارت فاطمه معصومه ع ··· 17

6) روایتی از امام جواد علیه السلام ··· 18

7) بهشت پاداش زائر عارف بحق حضرت معصومه ع··· 18

8) زیارت فاطمه معصومه برابر بهشت است·· 19

9) قم شهر ما و شهر شیعیان ماست··· 20

10) بلا از اهل قم دفع می شود··· 21

11) صورت شهر «قم» در آسمان چهارم··· 23

12) قم جایگاه فرزندان فاطمه ع ··· 24

13) «اهل قم» یاران ما هستند··· 26

14) خاندان نجیب··· 27

15) اگر قمی ها نبودند دین ضایع می گردید· 28

16) «قم» معدن شیعیان··· 29

17) قم و اهل آن حجت برمردمند··· 31

18) قیام مردی از «قم»··· 34

19) «قم» موضع خوبی است··· 35

20) قم کاشانه آل محمد است··· 36

21) قم معدن علم یاحوزه علمیه می گردد··· 37

22) خوشا بحال «قمی ها»··· 40

23) اهل قم شیعیان برگزیده ما هستند··· 40

24) «قم» پناهگاه شیعیان است··· 42

25) درود و رحمت خداوند بر «اهل قم»··· 44

26) وَرْاَرْدِهار محل خوبی است··· 45

27) سه درِ بهشت مخصوص «اهل قم»··· 46

28) اهل قم بر اسرائیل پیروز می شوند··· 47

29) زمین «قم» گران می شود··· 49

30) دوری بلابه برکت زکریابن آدم ازاهل قم··· 49

31) فرشته ای از «قم» نگهداری می کند··· 51

32) اهل قم و اهل آبه آمرزیده هستند··· 52

33) نوشته امام عسگری باهل قم و آبه··· 54

34) مردم قم شیعیان حقیقی ما هستند··· 55

35) خاک «قم» مقدس است، و اهل قم از ما هستند··· 57

36) بلاء از «قم» برداشته شده است··· 58

37) شهرهای برگزیده··· 59

38) از «قم» یاوران امام زمان بر می خیزند··· 60

39) اهل قم در قم محشور و محاسبه می شوند··· 62

40) همه شیعیان باشفاعت حضرت معصومه وارد بهشت می شوند··· 64

زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام ··· 65

مقدّمه···


۹۸-۱۰-۱۷ ۰ ۰ ۷۱۳
۹۸-۱۰-۱۷ ۰ ۰ ۷۱۳

9. پیروی از اهل بیت

10. اتحاد ویکدلی برنامه امامان

11. علی ع منادی وحدت

12. توده عظیم مردم

13. راه ورسم وحدت آفرین نخبگان

14. نماز جماعت

15. نمازجماعت برادران دینی

16. همیاری و همدلی

17. کوشش جمعی در ادای حق

18. حسن معاشرت

19. خوش اخلاقی

20. خوش رویی

21. دوستی و مهرورزی

22. صله رحم

23. انصاف در داوری

24. اصلاح بین مردم

25. پیوستگی و بخشش جمعی

26. سلامی رسا و آشکار

27. هدیه دادن

28. دادرسی دادخواهان

29. حسن معاشرت حتی بااقلیتها

30. بیزاری ازوحدت شکنان

31. اتحاد آری،تفرقه هرگز

32. تفرقه ازشیطان است

33. اتحاد واختلافی غم انگیز

34. مفاسد ورذایل اخلاقی

35. کینه ورزی

36. نافرمانی رعیت وستم فرمانروایان

37. رنج و عذاب

38. جدایی تفرقه وخیر ونیکی

39. هلاکت و نابودی

40. نفی برکات الهی

فهرست منابع

مقدمه


۹۸-۱۰-۱۶ ۰ ۰ ۸۷۳
۹۸-۱۰-۱۶ ۰ ۰ ۸۷۳

این چه غوغایی است کاندر ماسوی افتاده است
لرزش بر عرش خدا زین ماجرا افتاده است
این چه آشوبی است کز طوفان غم بار دگر
نوح با کشتی به گرداب بلا افتاده است
آتش نمرودیان افتاده بر جان خلیل
کز شرارش آتشی بر جان ما افتاده است
گریه کن ای آسمان کز فرط غم در رود نیل
زین مصیبت از کف موسی عصا افتاده است
شهپر جبریل می سوزد که از بیداد خصم
آتشی در مهبط وحی خدا افتاده است
باغبان در خواب و گل در باغ و گلچین در کمین
بلبل شوریده از شور و نوا افتاده است
یا رسول الله برخیز و ببین کز ضرب در
پشت درب خانه ، زهرا ز پا افتاده است
در بهار زندگی از یورش باد خزان
غنچه نشکفته ای از گل جدا افتاده است

 
دیده بگشا من علی بی کسم
گوشه ی چشمی ز تو باشد بسم
از سخن افتاده ای با من ولی
چشم بگشا من علی هستم علی
ای که بامن بسته ای لب درکلام
پلک بر هم میزنی جای سلام
صحبتی کن ای همه دارایی ام

۹۸-۱۰-۱۵ ۰ ۰ ۱۰۷۰
۹۸-۱۰-۱۵ ۰ ۰ ۱۰۷۰

۱ ۲ ۳ ... ۹ ۱۰ ۱۱

ایام اندوه و ماتم مظلوم عالم امام حسین ع و اهلبیت آنحضرت بر عاشقان آل الله تسلیت باد
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
-----------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
-----------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.
جستجو در پایگاه شما را سریعتر به هدف میرساند