تایتل قالب


۹۶ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

1-«گریه بر مصایب حسین»

قال الرّضا علیه السّلام :
انَ اَبی اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ....
چهل حدیث هاترجمه :
امام رضا علیه السّلام فرمود :
هرگاه ماه محرّم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفرعلیه السّلام ) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرّم می گذشت، روز دهم محرّم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود.
«امالی صدوق، ص 111»

2-«حرارت وعشق حسینی»

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فی قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.

چهل حدیث هاترجمه :
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود :
برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.
«جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص 556»


أربعون نصیحة لإصلاح البیوت
محمد صالح المنجد


بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمة :
إن الحمد لله، نحمده ونستعینه، ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئات أعمالنا، من یهده الله فلا مضل له، ومن یضلل فلا هادی له، وأشهدأن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، وأشهد أن محمدا عبده ورسوله ... أما بعد:
البیت نعمة
قال الله تعالى :{ والله جعل لکم من بیوتکم سکناً } . سورة النحل الآیة 80 .
قال ابن کثیر - رحمه الله -: "یذکر تبارک وتعالى تمام نعمه على عبیده، بما جعل لهم من البیوت التی هی سکن لهم یأوون إلیها ویستترون وینتفعون بها سائر وجوه الانتفاع ".
ماذا یمثل البیت لأحدنا؟ ألیس هو مکان أکله ونکاحه ونومه وراحته؟ ألیس هو مکان خلوته واجتماعه بأهله وأولاده؟
ألیس هو مکان ستر المرأة وصیانتها؟! قال تعالى:{وقرن فی بیوتکن ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الأولى} سورة الأحزاب الآیة: 33
وإذا تأملت أحوال الناس ممن لا بیوت لهم ممن یعیشون فی الملاجئ ،أو على أرصفة الشوارع، واللاجئین المشردین فی المخیمات المؤقتة ،عرفت نعمة البیت ،وإذا سمعت مضطربا یقول لیس لی مستقر ،ولا مکان ثابت،أنام أحیانا فی بیت فلان، وأحیانا فی المقهى،أو الحدیقة أو على شاطئ البحر، ومستودع ثیابی فی سیارتی ؛ إذن لعرفت معنى التشتت الناجم عن حرمان نعمة البیت .
ولما انتقم الله من یهود بنی النضیر سلبهم هذه النعمة وشردهم من دیارهم فقال تعالى :
{ هو الذی أخرج الذین کفروا من دیارهم لأول الحشر } . ثم قال :{ یخربون بیوتهم بأیدیهم وأیدی المؤمنین فاعتبروا یا أولی الأبصار } . سورة الحشر، الآیة: 2
والدافع عند المؤمن للاهتمام بإصلاح بیته عدة أمور :
أولا: وقایة النفس والأهل نار جهنم، والسلامة من عذاب الحریق: {یا أیها الذین آمنوا قوا أنفسکم وأهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة علیها ملائکة غلاظ شداد لا یعصون الله ما أمرهم ویفعلون ما یؤمرون} سورة التحریم، الآیة:


چهل حدیث ها1.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
خوشا به حال آن‌که عمل و علمش، دوستی و دشمنی‌اش، انجام دادن و رها کردنش، سخن و سکوتش، وکردار و گفتارش را برای خدا خالص گرداند.

ُطوبَی لِمَنْ أخْلَصَ لِلَّهِ عَمَلَهُ، وَعِلْمَهُ، وَحُبَّهُ، وَبُغْضَهُ، وَأخْذَهُ، وَتَرْکَهُ، وَکَلامَهُ، وَصَمْتَهُ، وَفِعْلَهُ، وَقَوْلَهُ.

How happy is he who sincerely devotes exclusively to Allah his entire life, including his actions, knowledge, love, hatred, receiving, relinquishing, speech, silence, and his words and deeds.
بحار الأنوار، جلد 77، صفحه 289

چهل حدیث ها2.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
نظرات گوناگون را در برابر هم قرار دهید، تا آنچه صواب است به دست آید و اندیشه‌ها را همانند به هم زدن مشک برای گرفتن کره به هم زنید تا آرای صحیح و استوار حاصل آید.

إضرِبُوا بَعضَ الرَّأیِ ببَعضٍ یَتَولَّدُ مِنهُ الصَّوابُ, وامخَضُوا الرَّأیَ مَخْضَ السِّقاءِ یُنتِج سَدیدَ الآراءِ.

Keep different ideas together in order to catch the truth and agitate thoughts like agitating musk for butter in order to bring about the true and firm thoughts.
شرح غرر الحکم،‌ جلد 2،‌ صفحه 266

چهل حدیث ها3.امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند :
دانش را بجوئید و آن را با بردباری و متانت بیارایید و در برابر کسی که به او دانش می‌آموزید، فروتن باشید.

أُطلُبُوا العِلْمَ وَتَزَیَّنُوا مَعَهُ بِالحِلْمِ وَالوَقارِ وََتَواضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ العِلْمَ.

Seek knowledge and adorn it with patience and respect; moreover, be humble towards the one who is taught by you.
کافی، جلد 1، صفحه 36

چهل حدیث ها4.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
اندیشیدن و فهمیدن سودمندتر است از تکرار بسیار و درس گرفتن.

فَضلُ فِکرٍ وَ تَفَهُّمٍ أنجَعُ مِن فَضلِ تَکرارٍ وَ دَراسَةٍ.

reflecting and understanding is more beneficial of much repeating and learning.
غررالحکم و دررالکلم، ح6564


چهل حدیث ها5.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
وقتی مرگ جوینده دانش فرا رسد و او در این حال باشد شهید مرده است.

اذا جاء الموت لطالب العلم وهو علی هذه الحالة مات وهو شهید .

If a seeker of knowledge embraces death while he is on learning position, he is regarded as a martyr.
کنز العمال ، حدیث 28693


چهل حدیث ها6.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
با مرگ انسان عملش قطع می‌شود، مگر در سه چیز: صدقۀ ماندگار، دانشی که مردم از آن بهره‌مند شوند و فرزند شایسته‌ای که برایش دعا کند.

إذا مٰاتَ الإنسٰانُ إنقَطَعَ عَمَلُهُ إلاّ مِن ثَلاٰثٍ: إلاّ بِصَدَقَةٍ جٰارِیَةٍ أو عِلمٍ یُنتَفَعُ بِهِ أو وَلَدٍ صٰالِحٍ یَدعوُ لَهُ

When a person dies his deeds are finished save in three ones: a permanent charity, a knowledge from that people benefit, and a pious child who prays for him.
میزان الحکمة، حدیث 14287


چهل حدیث ها7.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
آن‌که در جوانی‌ بیاموزد، آموخته‌اش مانند نقش بر سنگ است و آن‌که در بزرگ‌سالی بیاموزد، مانند نوشتن روی آب باشد.

مَن تَعَلَّمَ فی شَبابِهِ کانَ بِمَنْزِلَةِ الوَشْمِ فی الحَجَرِ، وَمَن تَعَلَّمَ وَهُوَ کبَیرٌ کانَ بِمَنْزِلَةِ الکِتابِ عَلَی وَجْهِ الماءِ.

Who learns in his adolescence, his learning likes a stone graving and who learns in his oldness, his learning likes writing on the surface of water.
النوادر راوندی، ص132، ح169

چهل حدیث ها8.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
بهترین دانش آن است که رشد و هدایت خود را با آن سامان دهی و بدترین دانش آن است که آخرت خویش را با آن تباه گردانی.

خَیرُ العِلمِ ما أصلَحتَ بِهِ رَشادَکَ، وشَرُّهُ ما أفسَدتَ بِهِ مَعادَکَ.

.The best Knowledge is that by which you perfect your growing and guidance and the worst one is that by which you spoil your Hereafter.
غرر الحکم و درر الکلم، جلد 1، صفحه 352


چهل حدیث ها9.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
وجود یک فقیه و دانشمند واجد بصیرت دینی ـ از دیدگاه شیطان ـ طاقت فرساتر و ناخوشایند‌تر و سخت‌تر از وجود هزار فرد عابد و پارسا می‌باشد.

فَقیهٌ واحِدٌ، أشَدُّ عَلَی الشَّیطانِ مِن اَلفِ عابِدٍ.

One religious clear-sighted scholar and jurist – on the sight of Satan – is more intolerable, unpleasant and harder than one thousand worshipers and pious.
منیة المرید، صفحه 183

چهل حدیث ها10.امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند :
برای نگارش دست به کار گردید؛ زیرا شما نمی‌توانید این حقایق را در خاطر خود حفظ نموده و از آن نگاهبانی کنید.

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ (علیه السلام) : یَقُولُ اکْتُبُوا فَإِنّکُمْ لَا تَحْفَظُونَ حَتّى تَکْتُبُوا.

Do your efforts to write (religious truths), because you cannot read by your hearts and preserve them unless you write down them.
کافی، ج1،ص67

چهل حدیث ها11.حضرت سیدالشهدا علیه السلام می فرمایند :
از نشانه‌های عالم، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از عمق نظرات مختلف است.

مِنْ دَلائِلِ العالِمِ اِنْتِقادُهُ لِحَدیثِهِ وَعِلمُهُ بِحَقائِقِ فُنونِ النَّظَرِ.

From among the signs of a scholar are criticising his own words and thoughts and being aware of the depth of various views.
بحار الأنوار، جلد 78، صفحه 119


چهل حدیث ها12.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
دانشمندان، چراغهای زمین، جانشینان پیامبران، وارثان من و وارثان پیامبرانند

العُلَماءُ مَصابیحُ الأرضِ وخُلَفاءُ الأنبیاءِ ووَرَثَتی ووَرَثَةُ الأنبِیاءِ

Scholars are the torches of the earth, the prophets’ representatives, and heirs to me and the other prophets
نهج الفصاحه، حدیث 2014

چهل حدیث ها13.امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند :
مفضل بن عمر گفت امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: دست اندر کار نگارش باش، و علم و آگاهی خود را میان برادران ایمانی خود منتشر ساز؛ و چون از دنیا بروی، برای فرزندانت این نبشتارها را به ارث گذار؛ زیرا روزگاری پر آشوب در پیش است که مردم ـ جز با نوشته‌ها و کتب خود ـ نمی‌توانند خویشتن را با چیز دیگری مأنوس و سرگرم سازند

اکْتُبْ وَ بُثَ‏ عِلْمَکَ فِی إِخْوَانِکَ فَإِنْ مِتَّ فَوَرِّثْ کُتُبَکَ بَنِیکَ فَإِنَّهُ یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ مَا یَأْنَسُونَ فِیهِ إِلَّا بِکُتُبِهِم‏

be involved into writing and spread your knowledge between your brethrens, then bequeath those writings because a complicated day will come that people will have nothing to associate and be amused with - except with their writings and books.
کافی، ج1،ص67


چهل حدیث ها14.امام رضا علیه السلام می فرمایند :
هر که عبرت گیرد، بینا شود و هر که بینا شود، می‌فهمد و هر که فهمیده شود، دانا گردد.

مَن اعتَبَرَ أبصَرَ وَ مَن أبصَرَ فَهِمَ، وَ مَن فَهِمَ عَلِمَ.

He who takes lesson becomes clear-sighted; he who is clear-sighted understands; and he who understands becomes wise.
میزان الحکمه، ح 22136


چهل حدیث ها15.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
حکمت , گمشده مؤمن است، پس باید حکمت را ـ ولو از اهل نفاق هم میسر باشد ـ فراگیری.

الْحِکْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِکْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاق.

Wisdom is the lost of a believer, so seek to learn it even through hypocrites.
بحارالأنوار، جلد 1، صفحه 57


چهل حدیث ها16.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
ای جویندۀ دانش! برای دانشمند سه نشانه است: دانش و بردباری و سکوت.

یا طالِبَ العِلْمِ إنَّ لِلْعالِمِ ثَلاثَ عَلاماتٍ, العِلْمُ وَالحِلْمُ وَالصَّمْتُ.

O seeker of knowledge, there are three signs for a scholar: knowledge, patience and silence.
غررالحکم و دررالکلم، صفحه 358


چهل حدیث ها17.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
بر هر دانشمندی لازم است که با پرهیزکاری مراقب خود باشد و دانش خویش را در اختیار طالبان علم قرار دهد.

مِنَ‌ المَفْرُوضِ عَلَی کُلِّ عالِمٍ أنْ یَصُونَ بِالوَرَعِ جانِبَهُ، وأنْ یَبْذُلَ عِلْمَهُ لِطالِبِهِ.

It is incumbent upon every scholar to take care of himself by piety and grant his knowledge to its seekers.
میزان الحکمة، حدیث 306


چهل حدیث ها18.امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند :
امام صادق«ع»: نقل از پدرانش, ازعلی, ازپیامبر اکرم: ارزشمندترین مردم کسی است که علم بیشتر داشته باشد, وکم ارزشترین آنان کسی است که دانش کمتر داشته باشد.

الامام الصادق«ع»: عن آبائه, عن علی,عن النبی«ص»:اکثر الناس قیمه اکثرهم علما, واقل الناس قیمه اقلهم علما.

Imam Sadiq(As)_ from his forefathers,from the proghet:The most value man is the one who has more knowledge and the least value one is the one who has less knowledge.
الحیاه ج1ص67


چهل حدیث ها19.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
آیا دانسته ای که اطاعت و عبادت خدا نیز به علم است, و نیکی دنیا و آخرت باعلم است و شر دنیا و آخرت با جهل و نادانی؟

قال النبی «ص»: اما علمت ان الله یطاع بالعلم, و یعبد بالعلم و خیر الدنیا و الخره مع العلم, و شرالدنیا و الاخره مع الجهل.

Do not you know that the submission and prayer of Allah are with knowledge , and the goodness of this and the next world is along with knowledge, and the badness of this and the next is along with ignorance?
الحیاه ج1ص63


چهل حدیث ها20.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
هیچ دانش آموزی نیست که به در خانۀ دانشمندی آمد و شد کند, مگر این که خداوند برای هر گامی که برمی دارد عبادت یک سال را برایش رقم زند.

ما مِن مُتَعَلِّمٍ یَختَلِفُ إلی بابِ العالِمِ إلّا کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ عِبادَةَ سَنَةٍ.

There is no learner who comes and goes to a scholar’s house unless Allah awards him one year pray for every step he takes (to there).
میزان الحکمه، حدیث 13841


چهل حدیث ها21.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
دانش بیاموزید؛ زیرا که فراگیری آن عملی نیکو و طلب آن عبادت است.

تَعَلَّمُوا العِلْمَ، فَإنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَطَلَبَهُ عِبادَةٌ.

Try to learn knowledge, for learning it is a good action and seeking it is itself a kind of worship.
بحار الأنوار، جلد 78، صفحه 189

چهل حدیث ها22.امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند :
( در سفارش به جابر جعفی) بدان که نه هیچ دانشی چون جستجوی سلامت است، و نه هیچ سلامتی‌ای‌ چون سلامت دل.

مِنْ وَصِیَّتِهِ لِجابِرٍ الجُعفِیِّ: وَاعْلَمْ أنَّهُ لا عِلْمَ کَطَلَبِ السَّلامَةِ وَلا سَلامَةَ کَسَلامَةِ القَلْبِ.

Imam Baqir (p.b.u.h.), advising to Jābir bin Ju`fī: Know that neither any knowledge is like to seeking health nor any health is like to health of heart.
تحف العقول صفحه 286


چهل حدیث ها23.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
هر کس بابی از علم را از فرد مورد اعتمادش بیاموزد، برتر از آن است که هزار رکعت نماز بگزارد.

مَن تَعَلَّمَ باباً مِنَ العِلمِ عَمَّن یَثِقُ بِهِ کانَ أفضَلَ مِن أن یُصَلِّیَ ألفَ رَکعَةٍ.

If someone learns a gate of knowledge from a person to whom he trusts, it is better than one thousand rak`a performed by him.
وسائل الشیعه، جلد 27، صفحه 27


چهل حدیث ها24.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
دانش، با تن آسایى به دست نمى‌آید.

لا یُدْرَکُ الْعِلْمُ بِراحَةِ‌ الْجِسْمِ.

Acquiring knowledge is not possible by laziness.
غرر الحکم، صفحه 348

چهل حدیث ها25.امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند :
بردباری جامۀ دانشمند است، پس خود را از این جامه برهنه مساز.

الحِلْمُ لِباسُ العالِمِ، فَلا تَعْرَیَنَّ مِنه.

Patience is the cloth of a scholar, so do not make yourself naked of this cloth.
میزان الحکمه، حدیث 4356


چهل حدیث ها26.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
جویندۀ دانش پیچیده در عنایت خداوند است

طالِبُ العِلمِ مَحفُوفٌ بِعِنٰایَةِ اللهِ

The seeker of knowledge is wrapped under the blessing of Allah.
عوالی اللآلی، ج1، ص292


چهل حدیث ها27.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
نداشتن بینایی آسان‌تر (و کم اهمیت‌تر) از نداشتن بینش است.

فَقْدُ البَصَرِ أهْوَنُ مِنْ فِقْدانِ البَصِیرَةِ.

Losing one’s eyesight is easier than losing one’s insight.
غرر الحکم، صفحه 6536


چهل حدیث ها28.امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند :
هیچ بنده‌ای عالم نباشد مگر آن‌که به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد.

لا یَکُونُ العَبْدُ عالِماً حَتَّی لا یَکُونَ حاسِداً لِمَن فَوْقَهُ ولا مُحَقِّراً لِمَنْ دُونَهُ.

No servant is a scholar unless he does not envy the superior (over himself) and does not degrade the inferior (than himself).
تحف العقول، صفحه 293

چهل حدیث ها29.امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند :
در این‌جا (سینۀ مبارک امام) دانشی فراوان است؛ اما جویندگان آن اندک‌اند و به زودی پشیمان شوند؛ آن گاه که مرا از دست دهند.

وَإنَّ هاهُنا لَعِلْماً جَمّاً ـ وأشارَ إلَی صَدْرِهِ ـ ولَکِنَّ طُلّابَهُ یَسِیرٌ، وعَنْ قَلیلٍ یَنْدَمُونَ لَوْ فَقَدُونِی.

Imam put his hand on his chest saying: there is a super abundant knowledge here, but there is scarce acquisitive. People will be repent when I die.
میزان الحکمه، حدیث 1070


چهل حدیث ها30.امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند :
از کتاب‌های خود محافظت کنید، زیرا روزی به آنها نیاز خواهید داشت.

اِحْتَفِظُوا بِکُتُبِکُم فَإنَّکُمْ سَوْفَ تَحْتاجُونَ إلَیْها.

Safeguard your writings and books, for the occasion will soon arise when you will be in need of them.
کافی، جلد 2، صفحه 152


چهل حدیث ها31.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
خیر دنیا و آخرت به همراه علم است.

خَیْرُ الدُّنیا وَالآخِرَةِ مَعَ الْعِلْمِ.

The good of this world and the world to come is with knowledge.
بحار الأنوار، جلد 1، صفحه 204


چهل حدیث ها32.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
نزدیکترین مردم به مقام نبوت اهل جهاد و اهل دانش‌اند.

أقْرَبُ النّاسِ مِنْ دَرَجَةِ النُّبُوَّةِ أهْلُ الْجِهادِ وَأهْلُ الْعِلْمِ.

The people closest to the high status of the prophets are the people of Jihād and Knowledge.
کنز العمّال، حدیث 10647


چهل حدیث ها33.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
قلم را با نوشتن [آن] به بند بکشید.

قیِّدُوا العِلْمَ بِالکِتابَةِ.

Fetter knowledge by writing it down
بحار الأنوار، جلد 2، صفحه 151


چهل حدیث ها34.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
علم، گنج بزرگی است که تمام نمی‌شود.

العِلْمُ کَنْزٌ عَظیمٌ لا یَفْنَی.

Knowledge is a great treasure which does not come to an end.
عیون الحکم و المواعظ، صفحه 46


چهل حدیث ها35.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
هر کس بابی از علم را از فرد مورد اعتمادش بیاموزد، برتر از آن است که هزار رکعت نماز بگزارد.

مَن تَعَلََّمَ باباً مِنَ العِلمِ عَمَّن یَثِقُ بِهِ کانَ أفضَلَ مِن أن یُصَلِّیَ ألفَ رَکعَةٍ.

If someone learns a gate of knowledge from a person to whom he trusts, it is better than one thousand rak`a performed by him.
وسائل الشیعه، جلد 27، صفحه 27


چهل حدیث ها36.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
ای مردم بدانید که کمال دین، کسب دانش و عمل به آن است و آگاه باشید که دانش‌اندوزی از مال‌اندوزی بر شما واجب‌تر است.

أیُّهَا النّاسُ اعلَمُوا أنَّ کَمالَ الدّینِ طَلَبُ العِلْمِ وَالعَمَلُ بِهِ، ألا وَإنَّ طَلَبَ العِلْمِ أوجَبُ عَلَیْکُم مِنْ طَلَبِ المالِ.

Surely, the completion of one’s faith lies in seeking knowledge and putting it into practice, and know that seeking knowledge is more necessary for you than amassing wealth.
کافی، جلد 1، صفحه 30


چهل حدیث ها37.امام هادی علیه السلام می فرمایند :
خودپسندی مانع تحصیل علم است و انسان را به سوی نادانی و خواری می‌کشاند.

الْعُجْبُ صَارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، دَاعٍ إلیَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.

Arrogance is an obstacle of obtaining knowledge and diverts man towards ignorance and humiliation.
بحارالأنوار، جلد 69، صفحه 199

چهل حدیث ها38.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
آفت دانش ، عمل نکردن به آن و آفت عمل ، اخلاص نداشتن در آن است.

آفةالعلم ترک العمل به ، آفة العمل ترک الاخلاص فیه

THE BANE OF KNOWLEDGE IS ABSTINENCE FROM ACTION THE BANE OF GOOD DEEDS IS DOING THEM WITHOUT SINCERITY
غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 54


چهل حدیث ها39.امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :
آفت جان مردم ، دانائی است که فسق و فجور کند و دشمن عدل و داد ، سلطانی است که ظلم و جور ورزد .

آفة العامة العالم الفاجر ، آفة العدل السلطان الجائر

AN IMMORAL SAVANT IS A MENACE TO PEOPLE A CRUEL KING IS A MENACE TO JUSTICE
غرر الحکم:3952


چهل حدیث ها40.رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
داناترین مردم کسی است که دانش دیگران را به دانش خود بیفزاید.

أعْلَمُ النّاسِ مَن جَمَعَ عِلْمَ النّاسِ إلی عِلْمِهِ.

The wisest man is he who adds other`s knowledge to his knowledge.
نهج الفصاحه، صفحه 69 ، حدیث 360


۹۸-۴-۳۰ ۰ ۰ ۲۰۸

۹۸-۴-۳۰ ۰ ۰ ۲۰۸


https://www.msy.gov.ir/cdk/func/createThumbnail/image/Y29udGVudC9nZW5lcmFsX2NvbnRlbnQvNDc3MC9pbWFnZXMuanBn/width/200/height/150/thumbresize//

چهل حدیث ها1.«لا ینال شفاعتی من اخّر الصلوه بعد وقتها»
حضرت محمد (ص):
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید.

چهل حدیث ها2. «ابن آدم اذا اصبحت معافی فی بدنک آمنا فی سربک عندک قوت یومک فعلی الدنیا العفاء.»
حضرت محمد (ص):
فرزند آدم وقتی تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یک روز خویش راداری ، جهانگر مباش .

چهل حدیث ها3. «وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقی حَتّی تَعْرِفُوا صِفَهَ الْهُدی، وَ لَنْ تُمَسِّکُوا بِمیثاقِ الْکِتابِ حَتّی تَعْرِفُوا الَّذی نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّی تَعْرِفُوا الَّذی حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِکَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّکَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیهَ عَلَی اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ کَیفَ یهْوی مَنْ یهْوی.»


(1)

آموزش، هدف بعثت

پیامبر عزیز خدا صلّی الله علیه وآله می فرمایند:

«بالتعلیم اُرسِلتُ;

من برای آموزش دادن فرستاده شده ام .»

(2)

گرامیداشت دانشمند، گرامیداشت خداست

امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«من وقّر عالما فقد وقّر ربّه;

هر کس دانشمندی را گرامی بدارد، بی گمان پروردگارش را گرامی داشته است .»

(3)

ارزشمندترین مردم کیست؟


چهل حدیث معجزه صلوات

چهل حدیث در فضیلت صلوات

چهل حدیث هاسنگین ترین عمل در ترازوی اعمال

1. قال أبو عبدِ الله أو أبو جعفر علیهما السلام: أثقَلُ ما یوضَعُ فی المیزانِ یومَ القیامةِ، الصَّلاةُ علی مُحمَّدٍ وَ أهلِ بِیتِه.

حضرت باقر و یا حضرت صادق علیهما السلام میفرمایند:
سنگینترین عملی که روز قیامت در ترازوی اعمال قرار داده میشود، صلوات بر محمد و اهلبیت گرامی ایشان علیهم السلام است.

چهل حدیث هاچرا حضرت ابراهیم خلیل الله شد؟

2. قالَ مُولانا عَلی بنُ مُحَمَّدٍ الهادی علیه السلام:
إنّما اتَّخَذَ اللهُ إبراهیمَ خلیلاً لِکَثْرَةِ صَلاتِهِ علی محمّدٍ وأهلِ بیتهِ صلواتُ اللهِ عَلَیهم.

حضرت امام هادی علیه السلام فرمودند:
خدای متعال حضرت ابراهیم (عَلَی نَبِینا وآلهِ وعلیه السلامُ) را دوست و خلیل خود انتخاب کرد، به خاطر آنکه ایشان بر محمد و اهل بیت گرامیش علیهم السلام بسیار صلوات میفرستاد.

چهل حدیث هابخیل واقعی

3. عَنِ الحُسِینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام عَن جَدِّهِ رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علیه وآله:
البَخِیلُ حَقّاً مَنْ ذَُکِرْتُ عندَه فَلَمْ یصَلِّ عَلَی.


چهل حدیث هامقدّمه مؤلّف‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ شکر و سپاس از آن پروردگار جهانیان است، سپاس و ستایشى کامل در هر حال.
درود و سلام بر بزرگ پیامبران، آنگاه که ذاکران او را بیاد آرند، و غافلان از او غافل مانند. بار خدایا بر او و آلش و بر همه پیامبران و آلشان و دیگر صالحان- هر اندازه که درخواست‏کنندگان درخواست مى‏کنند- درود فرست.
چنین گوید: بنده نیازمند به آمرزش خداوند، «محمّد بن مکّى»- که خدایش او را در مسیر خشنودیش موفّق گرداند- بعد از حمد و سپاس خداوند متعال بر همه نعمتها، و درود بر پیامبرش محمّد، افضل عرب و عجم و بر آلش که چراغهاى فروزان در تاریکى‏اند. عالمان گذشته و فاضلان پیشین، عنایت و اهتمام فراوانى به جمع و تدوین «چهل حدیث» از احادیث نبوى و علوى مبذول داشته‏اند. و آن روایات، به نقل صحیح و الفاظ گوناگون، با شماره مخصوص، شهرت خاصّى پیدا کرده‏اند [و در فضیلت حفظ چهل حدیث، روایاتى نقل شده که‏] از جمله آنها روایتى است که داود بن سلیمان قزوینى غازى از امام على بن موسى الرّضا صلوات اللَّه علیه از پدرش از امیر المؤمنین از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نقل کرده که آن حضرت‏ فرموده است:
من حفظ على أمّتى أربعین حدیثا ینتفعون بها بعثه اللَّه یوم القیمة فقیها عالما.
یعنى: «هر که از امّتم، چهل حدیث را که [مردم‏] از آن فایده برند، حفظ کند، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم برانگیزاند».
و احادیث دیگرى از این قبیل [در مجامع روایى نقل گردیده است‏].
و چون به دقّت نگریستم، دیدم چیزى که بیش از همه نفعش زیاد و اهمیّتش فراوان است مطالب مربوط به عبادات شرعى مورد ابتلاى مردم است که بیشتر مورد توجّه و نیاز است، لذا بیشتر، مسائلى از آن موضوعات و غیر آن، در این مجموعه گرد آوردم. خداوند متعال خود صاحب توفیق و هدایت‏کننده به راه راست است.

چهل حدیث هاالحدیث الاوّل

عَنْ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ:
قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِذَا دَخَلْتَ الْمَخْرَجَ فَلَا تَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ لَا تَسْتَدْبِرْهَا وَ لَکِنْ شَرِّقُوا أَوْ غَرِّبُوا .

التهذیب: 1/ 25، ح 3- الاستبصار: 1/ 47، ح 1.

چهل حدیث هاحدیث 1-
از على علیه السّلام روایت شده که فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به من فرمودند:
چون به محلّ قضاى حاجت وارد شدى، رو به قبله و پشت به قبله مباش. بلکه رو به شرق یا غرب کن.

چهل حدیث هاالحدیث الثانی
عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏ أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ نِسَائِهِ:مُرِی نِسَاءَ «3» الْمُؤْمِنِینَ أَنْ یَسْتَنْجِینَ بِالْمَاءِ، وَ یُبَالِغْنَ، فَإِنَّهُ مَطْهَرَةٌ لِلْحَوَاشِی وَ مَذْهَبَةٌ لِلْبَوَاسِیرِ.

التهذیب: 1/ 44، ح 64- الکافى: 3/ 18، ح 12- علل الشرائع: 1/ 286، ح 2.

چهل حدیث هاحدیث 2-
پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله به یکى از زنانش فرمود:
به زنهاى مؤمنان بیاموز که با آب تطهیر کنند و دقّت ورزند، زیرا که آب، اطراف [موضع نجاست‏] را پاک نموده و بواسیر را از بین مى‏برد.

چهل حدیث هاالحدیث الثالث
 عَنْ عَلِیٍّ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: إِذَا اسْتَجْمَرَ أَحَدُکُمْ فَلْیُوتِرْ بِهَا وَتْراً إِذَا لَمْ یَکُنِ الْمَاءُ.

التهذیب: 1/ 45، ح 65- الاستبصار: 1/ 52، ح 3.


چهل حدیث هاحدیث 3-
از رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله روایت شده است که فرمود:
هر گاه یکى از شما در نبودن آب، با سنگ استنجاء نماید، باید به نوعى پى در پى آن را [به موضع نجاست‏] بکشد.

چهل حدیث هاالحدیث الرابع
الْإِمَامِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ‏ أَنَّهُ قَالَ:
أَ لَا أَحْکِی لَکُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ؟ ثُمَّ أَخَذَ کَفّاً مِنْ مَاءٍ فَصَبَّهَا عَلَى وَجْهِهِ ثُمَّ أَخَذَ کَفّاً آخَرَ فَصَبَّهَا عَلَى ذِرَاعِهِ، ثُمَّ أَخَذَ کَفّاً آخَرَ فَصَبَّهَا عَلَى ذِرَاعِهِ الْأُخْرَى ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَیْهِ، ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى ظَهْرِ الْقَدَمِ، ثُمَّ قَالَ: هَذَا هُوَ الْکَعْبُ. قَالَ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى أَسْفَلِ الْعُرْقُوبِ ثُمَّ قَالَ: هَذَا هُوَ الظُّنْبُوبُ‏.

التهذیب: 1/ 75، ح 39.

چهل حدیث هاحدیث 4-
امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: آیا وضو گرفتن رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را براى شما بیان نکنم؟ آنگاه کفّى از آب را بر گرفت و بر صورتش ریخت، سپس کفّ دیگرى را برگرفت و بر آرنجش ریخت، بعدا کفّ دیگرى را گرفت و بر آرنج دیگرش ریخت و بعد از آن سر و دو پایش را مسح نمود سپس دستش را بر پشت پایش نهاد و گفت: این همان «کعب» است؛ و در حالى که اشاره به پى پشت پا نمود، فرمود:این همان «کناره استخوان خشک ساق» است.

چهل حدیث هاالحدیث الخامس
عَنِ الْإِمَامِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ‏ عَنْ أَبِی ذَرٍّ الْغِفَارِیِّ أَنَّهُ أَتَى إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَکْتُ، جَامَعْتُ عَلَى غَیْرِ مَاءٍ.
قَالَ: فَأَمَرَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِمَحْمِلٍ، فَاسْتَتَرْتُ بِهِ، وَ بِمَاءٍ فَاغْتَسَلْتُ (أَنَا وَ هِیَ) ثُمَّ قَالَ: یَا أَبَا ذَرٍّ یَکْفِیکَ الصَّعِیدُ عَشْرَ سِنِینَ‏.

التهذیب: 1/ 194، ح 35. الفقیه: 1/ 108، ح 222.

چهل حدیث هاحدیث 5-
از ابو ذر غفارى روایت شده که او نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله آمد، گفت: اى پیامبر! هلاک شدم، بدون دسترسى به آب مجامعت نموده‏ ام. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله دستور داد:
پرده ‏اى آوردند، خود را با آن پرده پوشاندم‏، و با آبى که [در ظرفى بود]- من و آن زن- غسل کردیم. آنگاه فرمود: اى ابو ذر! خاک پاک [براى تیمّم‏] ده سال هم که شده، براى تو کافى است.

چهل حدیث هاالحدیث السادس
عَنِ الْإِمَامِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: إِنَّ عَمَّاراً أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فَتَمَعَّکَ‏ «4» فِی التُّرَابِ کَمَا تَتَمَعَّکُ الدَّابَّةُ فَقَالَ [لَهُ‏] رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ یَهْزَأُ بِهِ:
یَا عَمَّارُ تَمَعَّکْتَ کَمَا تَتَمَعَّکُ‏ «5» الدَّابَّةُ! قَالَ: قُلْنَا لَهُ: فَکَیْفَ التَّیَمُّمُ؟ فَوَضَعَ یَدَیْهِ عَلَى الْأَرْضِ، ثُمَّ رَفَعَهَا، فَمَسَحَ وَجْهَهُ وَ یَدَیْهِ فَوْقَ الْکَفِّ قَلِیلًا.

التهذیب: 1/ 207، ح 1- الاستبصار: 1/ 170، ح 4- الکافى: 3/ 62، ح 4.

چهل حدیث هاحدیث 6-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: براى عمّار یاسر جنابتى پیش آمد، پس خود را در خاک غلطانید همان طورى که چهار پا خود را در خاک مى‏غلطاند! رسول خدا علیه السّلام ریشخندانه به او گفت: اى عمّار! خود را مانند چهارپایان به خاک غلطاندى؟! عمّار گفت: پس تیمّم چگونه است؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دستش را بر روى زمین گذاشت، سپس برداشت و صورتش را مسح کرد و اندکى کفّ دست را بر پشت دست دیگر [و بالعکس‏] کشید.

چهل حدیث هاالحدیث السابع
عَنِ الشَّهِیدِ أَبِی الْحُسَیْنِ زَیْدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِیٍّ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ‏: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ الْجُنُبِ وَ الْحَائِضِ یَعْرَقَانِ فِی الثَّوْبِ حَتَّى یَلْصَقَ عَلَیْهِمَا؟ فَقَالَ:
إِنَّ الْحَیْضَ وَ الْجَنَابَةَ خَبَثٌ [حَیْثُ‏]، جَعَلَهُمَا اللَّهُ تَعَالَى لَیْسَ فِی الْعَرَقِ، فَلَا یَغْسِلَانِ ثَوْبَهُمَا.

التهذیب: 1/ 269 ح 79- الاستبصار: 1/ 185 ح 5.

چهل حدیث هاحدیث 7-
از على علیه السّلام روایت شده که فرمود:
در باره جنب و حائضى که در جامه ‏شان عرق کرده به نحوى که جامه به بدنشان مى‏چسبد از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سؤال کردم.
فرمود: حیض و جنابت ناپاکى ‏اند، خدا آن دو را قرار داده [ولى‏] عرق، [در آن حال‏] ناپاک نیست؛ بنا بر این واجب نیست جامه‏ شان را بشویند.

چهل حدیث هاالحدیث الثامن

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: الْمَاءُ الَّذِی یُسَخَّنُ بِالشَّمْسِ لَا تَتَوَضَّئُوا بِهِ، وَ لَا تَغْتَسِلُوا بِهِ، وَ لَا تَعْجِنُوا بِهِ، فَإِنَّهُ یُورِثُ الْبَرَصَ‏.

علل الشرائع: 1/ 281، ح 2- الکافى: 3/ 15، ح 5- التهذیب 1/ 379، ح 35.

چهل حدیث هاحدیث 8-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده ‏اند: آبى که با آفتاب گرم شده، با آن وضو نگیرید، غسل نکنید، و خمیر ننمایید؛ زیرا که سبب برص و پیسى مى‏شود.


ِّچهل حدیث هاالحدیث التاسع

عَنِ الْإِمَامِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، عَنْ أَبِیهِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَمَرَهُمْ بِسَبْعٍ وَ نَهَاهُمْ عَنْ سَبْعٍ:
أَمَرَهُمْ بِعِیَادَةِ الْمَرْضَى، وَ اتِّبَاعِ الْجَنَائِزِ، وَ إِبْرَارِ الْقَسَمِ‏، وَ تَسْمِیتِ الْعَاطِسِ وَ نُصْرَةِ الْمَظْلُومِ، إِفْشَاءِ السَّلَامِ، وَ إِجَابَةِ الدَّاعِی.
وَ نَهَاهُمْ عَنِ التَّخَتُّمِ بِالذَّهَبِ، وَ الشُّرْبِ فِی آنِیَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ، وَ عَنِ المآثر [الْمَیَاثِرِ] الْحُمْرِ، وَ عَنْ لِبَاسِ الْإِسْتَبْرَقِ وَ الْحَرِیرِ وَ الْقَزِّ وَ الْأُرْجُوَانِ‏.

قرب الاسناد: 34- الخصال 1/ 340 ح 2.

چهل حدیث هاحدیث 9-
از امام باقر علیه السّلام روایت شده که فرمود: رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله مردم را به هفت چیز امر و از هفت چیز نهى فرمود:
آنان را امر فرمود به: 1-عیادت از مریض، 2-تشییع جنازه، 3- تصدیق قسم دیگرى و عمل به مقتضاى آن، 4- دعا براى کسى که عطسه مى‏کند [مثلا بگوید: یرحمک اللَّه‏]، 5- یارى رساندن ستمدیده، 6- افشا و آشکار نمودن سلام، 7- و پذیرفتن دعوت [مؤمن‏].

و آنان را نهى کرد از: 1-استفاده از انگشترى طلا، 2-نوشیدن از ظرف طلا و نقره، 3-و سوار شدن بر زین‏هاى حریرى قرمز رنگ‏، 4-پوشیدن لباس دیبا، 5-حریر، 6-ابریشمى، 7-و ارغوانى.

چهل حدیث هاالحدیث العاشر
قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ: خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِلَى تَبُوکَ فَکَانَ یُصَلِّی عَلَى رَاحِلَتِهِ صَلَاةَ اللَّیْلِ حَیْثُ [مَا] تَوَجَّهَتْ بِهِ وَ یُومِی إِیمَاءً.
قَالَ:
وَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ: قَالَ أَبِی عَلَیْهِ السَّلَامُ: قَضَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِشَاهِدٍ وَ یَمِینٍ‏.
وَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: قَالَ أَبِی: مَا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ شَیْئاً مِنْ بَنَاتِهِ‏ وَ لَا تَزَوَّجَ شَیْئاً مِنْ نِسَائِهِ عَلَى أَکْثَرَ مِنِ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أُوقِیَّةً وَ نَشٍ‏- یَعْنِی نِصْفَ أُوقِیَّةٍ [ذَهَباً] .
وَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: قَالَ أَبِی: قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بُدَیْلَ بْنَ وَرْقَاءَ الْخُزَاعِیَّ عَلَى جَمَلٍ أَوْرَقَ أَیَّامَ مِنًى، فَقَالَ تُنَادِی‏ فِی النَّاسِ: أَلَا، لَا تَصُومُوا، فَإِنَّهَا أَیَّامُ أَکْلٍ وَ شُرْبٍ [وَ بِعَالٍ‏].

الکافى: 7/ 385، ح 2- التهذیب: 6/ 275، ح 153- الاستبصار: 3/ 33، ح 5- قرب الاسناد: ص 11.

چهل حدیث هاحدیث 10-
حمّاد بن عیسى گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به سوى تبوک حرکت کرد در حالى که نماز شب را سوار بر شتر- بدون آنکه شتر رو به قبله باشد- با اشاره مى‏خواند. شنیدم که امام صادق علیه السّلام مى‏فرمود: پدرم امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در مقام قضاوت، با «شاهد» و «قسم» قضاوت مى‏نمود.
و نیز شنیدم امام صادق علیه السّلام مى‏فرمود: پدرم فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مهریه دختران و همسرانش را بیش از 5/ 12 اوقیه‏ نقره قرار نداد.
و شنیدم که آن حضرت مى‏فرمود: پدرم فرمود که امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السّلام فرموده است: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، بدیل بن ورقاء خزاعى را- بر شتر سفید رنگ متمایل به سیاهى- در روزهاى [حضور حاجیان‏] به منى روانه کرد و فرمود: در میان مردم ندا دردهد: اى مردم! روزه نگیرید که این روزها، روز خوردن و آشامیدن و آمیزش با همسران است.

چهل حدیث هاالحدیث الحادی عشر
ِ عَنِ الْإِمَامِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ کَانَ فِی الصَّلَاةِ وَ إِلَى [أَحَدِ] جَانِبَیْهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَکَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَلَمْ یُحِرِ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلَامُ التَّکْبِیرَ، ثُمَّ کَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَلَمْ یُحِرِ الْحُسَیْنُ التَّکْبِیرَ، ثُمَّ لَمْ یَزَلْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یُکَبِّرُ وَ یُعَالِجُ الْحُسَیْنُ التَّکْبِیرَ، فَلَمْ یُحِرْ حَتَّى أَکْمَلَ سَبْعَ تَکْبِیرَاتٍ، فَأَحَارَ الْحُسَیْنُ فِی السَّابِعَةِ.
قَالَ الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: فَصَارَتْ سُنَّةً.

التهذیب: 2/ 67، ح 11- علل الشرائع: 2/ 331، ح 1- الفقیه: 1/ 305، ح 917.

چهل حدیث هاحدیث 11-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در نماز بود، در حالى که حسین بن على علیهما السّلام در یک طرف آن حضرت بود.
پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تکبیر گفت، ولى حسین علیه السّلام نتوانست تکبیر را بخوبى ادا کند، سپس رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله تکبیر گفت، باز حسین علیه السّلام تکبیر را بخوبى ادا نکرد، باز رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تکبیر را ادامه داد، ولى حسین علیه السّلام تکبیر را ناقص بیان مى‏کرد و نمى‏توانست [کامل‏] جواب دهد، تا اینکه به هفت تکبیر که رسید، بار هفتم تکبیر را صحیح جواب داد.
امام صادق علیه السّلام فرمود: از آن پس [گفتن هفت بار تکبیر در آغاز نماز] سنّت گردید.
توضیح: این حدیث، به روایت زرارة از امام باقر علیه السّلام، از على علیه السّلام نیز نقل شده است.

چهل حدیث هاالحدیث الثانی عشر
عَنِ الْإِمَامِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ عَلَیْهِما السَّلَامُ قَالَ:
بَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ جَالِسٌ بِالْمَسْجِدِ إِذْ جَاءَ رَجُلٌ فَقَامَ یُصَلِّی فَلَمْ یُتِمَّ الرُّکُوعَ وَ السُّجُودَ، فَقَالَ الرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:
نَقَرَ کَنَقْرِ الْغُرَابِ‏ لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَکَذَا صَلَاتُهُ، لَیَمُوتَنَّ عَلَى غَیْرِ دِینِی‏.

الکافى: 3/ 268، ح 6- التهذیب: 2/ 239، ح 17- أمالى الصدوق: 391، ح 8- ثواب الاعمال: ص 273.

چهل حدیث هاحدیث 12-
از امام باقر علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
هنگامى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در مسجد نشسته بود، شخصى به مسجد آمد و به نماز برخاست، ولى رکوع و سجود را کامل به جا نیاورد، پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله‏ فرمود: مانند کلاغ نوک به زمین زد: اگر بدین حال بمیرد و نمازش چنین باشد، هر آینه برغیر دین من مرده است.


چهل حدیث هاالحدیث الثالث عشر
: بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ، عَنْ زُرَارَةَ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏: إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ، وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ اسْتُجِیبَ الدُّعَاءُ، فَطُوبَى لِمَنْ رُفِعَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ‏ .

أمالى الصدوق: 461 ح 1- الفقیه: 1/ 209 ح 633- روضة الواعظین: 385.

چهل حدیث هاحدیث 13-
از امام باقر علیه السّلام روایت شده است که فرمود: پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرموده است: چون آفتاب غروب کند، درهاى آسمان گشوده گردد و درهاى بهشت باز شود و دعا به اجابت رسد؛ پس خوشا به حال کسى که عمل صالحش بالا رود.

چهل حدیث هاالحدیث الرابع عشر
عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: أَتَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الثَّقَفِیُّ یَسْأَلُ عَنِ الصَّلَاةِ.
فَقَالَ [لَهُ‏] «3» رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِذَا قُمْتَ [إِلَى‏] «4» صَلَاتِکَ فَأَقْبِلْ عَلَى اللَّهِ بِوَجْهِکَ یُقْبِلْ عَلَیْکَ فَإِذَا رَکَعْتَ فَانْشُرْ أَصَابِعَکَ عَلَى رُکْبَتَیْکَ وَارْفَعْ صُلْبَکَ، فَإِذَا سَجَدْتَ فَمَکِّنْ جَبْهَتَکَ مِنَ الْأَرْضِ، وَ لَا تَنْقُرْ کَنَقْرِ الدِّیکِ‏ .

الوسائل: 4/ 684، ح 18- البحار: 84/ 221، ح 4

چهل حدیث هاحدیث 14-
امام زین العابدین علیه السّلام فرمود: ثقفى [شخصى از بنى ثقیف‏] نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله آمد تا در باره نماز سؤالى کند. پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود: چون به نمازت برمى‏خیزى با چهره رو به خدا کن، تا به تو رو کند، و چون رکوع نمودى انگشتانت را بر زانوانت بگستران و پشتت را بلند کن، و چون سجده کردى پیشانیت بر زمین ثابت و استوار بدار [زود سر را بلند نکن‏]، و مانند خروس نوک را به زمین نزن!

چهل حدیث هاالحدیث الخامس عشر
عَنِ الْإِمَامِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: أَتَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ رَجُلٌ مِنَ الثَّقَفِیِّ وَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ.
فَقَالَ لَهُ الثَّقَفِیُّ: حَاجَتِی یَا رَسُولَ اللَّهِ. فَقَالَ لَهُ: سَبَقَکَ أَخُوکَ الْأَنْصَارِیُّ.
فَقَالَ لَهُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی عَجْلَانُ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ.
فَقَالَ لَهُ الْأَنْصَارِیُّ: إِنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ.
فَقَالَ لَهُ [رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏] «2»: إِنْ شِئْتَ سَأَلْتَنِی، وَ إِنْ شِئْتَ نَبَّأْتُکَ.
فَقَالَ: نَبِّئْنِی یَا رَسُولَ اللَّهِ.
قَالَ: جِئْتَ تَسْأَلُنِی عَنِ الصَّلَاةِ، وَ عَنِ الْوُضُوءِ، وَ عَنِ الرُّکُوعِ، وَ عَنِ السُّجُودِ فَقَالَ: أَجَلْ‏، وَالَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ مَا جِئْتُ أَسْأَلُکَ إِلَّا عَنْهُ.
فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَسْبِغِ الْوُضُوءَ، وَ امْلَأْ یَدَیْکَ مِنْ رُکْبَتَیْکَ، وَ عَفِّرْ جَبِینَکَ فِی التُّرَابِ، وَ صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ‏.
خَرَّجَهُ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ مُعَاوِیَةَ وَ رِفَاعَةَ، وَ لَمْ یَذْکُرِ الْوُضُوءَ .

الکافى: 4/ 261، ح 37.

چهل حدیث هاحدیث 15-
از امام باقر علیه السّلام روایت شده که فرمود: مردى از بنى ثقیف و مردى از انصار نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله آمدند. مرد ثقفى گفت: اى پیامبر خدا! حاجتى دارم.
پیامبر به ثقفى گفت: برادر انصارى تو بر تو پیشى دارد. ثقفى گفت: اى رسول خدا!من با شتاب آماده سفرم.
انصارى گفت: اى پیامبر خدا!من به او اجازه دادم [که بر من پیشى گیرد] پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: اگر خواستى بپرس، و اگر خواستى آگاهت گردانم.
انصارى گفت: آگاهى کن اى رسول خدا.
فرمود: آمده‏اى تا در باره نماز، وضو، رکوع، و سجود از من سؤال کنى.
انصارى گفت: آرى، سوگند به کسى که تو را بحقّ برانگیخته است، جز براى این ‏نزد تو نیامده‏ام.
پیامبر به او فرمود: وضو را کامل بگیر، و انگشتان دو دستت را [کاملا] بر زانوانت بگستران. و پیشانیت را بر خاک بمال، و نماز بگزار همچون نماز کسى که آخرین وداع را مى‏کند.
توضیح این روایت را، ابن ابى عمیر از معاویة و رفاعة نقل کرده، ولى «وضو» را ذکر ننموده است.

چهل حدیث هاالحدیث السادس عشر
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ.
فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: سَلْ مَا شِئْتَ. قَالَ: تَحَمَّلْ لِی عَلَى رَبِّکَ الْجَنَّةَ.
قَالَ: [قَدْ] تَحَمَّلْتُ لَکَ، وَ لَکِنْ أَعِنِّی عَلَى ذَلِکَ بِکَثْرَةِ السُّجُودِ .

التهذیب: 2/ 236، ح 3- الفقیه: 1/ 210، ح 635- دعائم الاسلام: 1/ 136، ح 341.

چهل حدیث هاحدیث 16-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: مردى نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله آمد، گفت: اى پیامبر خدا: من از تو سؤالى دارم.
پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: هر چه خواهى بپرس.
گفت: بهشت را از پروردگارت براى من، به گردن بگیر [تعهّد کن‏].
فرمود: براى تو به گردن گرفتم، و لیکن تو مرا بر این کار با «کثرت سجود» یارى برسان.


چهل حدیث هاالحدیث السابع عشر
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الْمَسْجِدَ وَ فِیهِ نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ:
أَ تَدْرُونَ مَا قَالَ رَبُّکُمْ؟ قَالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:
إِنَّ رَبَّکُمْ یَقُولُ: [إِنَ‏] هَذِهِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ الْمَفْرُوضَاتِ، مَنْ صَلَّاهُنَّ لِوَقْتِهِنَ‏ وَحَافَظَ عَلَیْهِنَّ لَقِیَنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَهُ عِنْدِی عَهْدٌ أُدْخِلُهُ [بِهِ‏] الْجَنَّةَ، وَ مَنْ لَمْ یُصَلِّهِنَّ لِوَقْتِهِنَّ وَ لَمْ یُحَافِظْ عَلَیْهِنَّ فَذَاکَ إِلَیَّ إِنْ شِئْتُ عَذَّبْتُهُ، وَ إِنْ شِئْتُ غَفَرْتُ لَهُ‏ . ثواب الاعمال: ص 48، ح 2- الفقیه: 1/ 208، ح 625.

چهل حدیث هاحدیث 17-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در حالى که عدّه‏ اى از اصحابش در مسجد بودند، وارد شد.
فرمود: آیا مى‏دانید که پروردگارتان چه گفته است؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
فرمود: به راستى که پروردگارتان مى‏فرماید: این نمازهاى پنجگانه واجب، هر کس که آنها را در وقت خودش بخواند، و بر آنها مواظبت داشته باشد، مرا روز قیامت ملاقات خواهد کرد و متعهّدم که او را داخل بهشت گردانم.
و کسى که آنها را در وقتش نخواند و بر آنها مواظبت ننماید، در این صورت اگر بخواهم او را عذاب مى‏دهم، و اگر بخواهم او را مى‏آمرزم.


چهل حدیث هاالحدیث الثامن عشر
عَنِ الْإِمَامِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: کَانَ الْمُؤَذِّنُ یَأْتِی النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی الْحَرِّ لِصَلَاةِ الظُّهْر، فَیَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَبْرِدْ أَبْرِدْ .

الفقیه: 1/ 223، ح 672.


چهل حدیث هاحدیث 18-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
مؤذّن [اذان گو] به وقت گرما براى نماز ظهر نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏آمد. پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله به او مى‏فرمود: خنک شو، خنک شو.


چهل حدیث هاالحدیث التاسع عشر
عَنِ الصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: أَتَى جَبْرَئِیلُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِمَوَاقِیتِ الصَّلَاةِ:
فَأَتَاهُ حِینَ زَالَتِ الشَّمْسُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الظُّهْرَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ زَادَ الظِّلُّ قَامَةً فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْعَصْرَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْمَغْرِبَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ سَقَطَ الشَّفَقُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْعِشَاءَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ طَلَعَ الْفَجْرُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الصُّبْحَ.
ثُمَّ أَتَاهُ [فِی‏] الْغَدِ حِینَ زَادَ الظِّلُّ قَامَةً فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الظُّهْرَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ زَادَ الظِّلُّ قَامَتَیْنِ [فَأَمَرَهُ‏] فَصَلَّى الْعَصْرَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ [فَأَمَرَهُ‏] فَصَلَّى الْمَغْرِبَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ ذَهَبَ ثُلُثُ اللَّیْلِ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْعِشَاءَ.
ثُمَّ أَتَاهُ حِینَ نَوَّرَ الصُّبْحُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الصُّبْحَ، ثُمَّ قَالَ: مَا بَیْنَهُمَا وَقْتٌ‏ .

التهذیب: 2/ 252، ح 38- الاستبصار: 1/ 257، ح 49.

چهل حدیث هاحدیث 19-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
جبرئیل، در اوقات نماز نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله آمد:
- در وقتى که آفتاب از میانه آسمان مایل گردید، نزد آن حضرت آمد، پس دستور داد که نماز ظهر را بگزارد.
- سپس در وقتى که سایه به اندازه قامتى رو به فزونى نهاد نزد او آمد و دستور داد که نماز عصر را بگزارد.
- باز در وقتى که آفتاب غروب کرد نزد او آمد و دستور داد که نماز مغرب را بگزارد.
- سپس در وقتى که [سرخى‏] شفق از بین رفت نزد او آمد و دستور داد که نماز عشاء را بگزارد.
- باز وقتى که سپیده صبح دمید نزد او آمد و دستور داد که نماز صبح را بگزارد.
- سپس روز بعد در وقتى که سایه به اندازه دو قامت رو به فزونى نهاد دستور داد که نماز ظهر را بگزارد.
- باز در وقتى که آفتاب غروب کرد نزد او آمد و دستور داد که نماز مغرب را بگزارد.
- سپس در وقتى که ثلثى از شب گذشته بود نزد او آمد و دستور داد که نماز عشاء را بگزارد.
- باز در وقتى که روشنى صبح نمایان شد نزد او آمد و دستور داد که نماز صبح را بگزارد.
سپس گفت: [اى رسول خدا] ما بین این دو وقتى است.

چهل حدیث هاالحدیث العشرون‏
قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ یَقُولُ: أَخَّرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لَیْلَةً مِنَ اللَّیَالِی الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ مَا شَاءَ اللَّهُ، فَجَاءَ عُمَرُ فَدَقَّ الْبَابَ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ نَامَ النِّسَاءُ نَامَ الصِّبْیَانُ. فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ:
لَیْسَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُونِی، وَ لَا تَأْمُرُونِی وَ إِنَّمَا «6» عَلَیْکُمْ أَنْ تَسْمَعُوا وَ تُطِیعُوا .

التهذیب ج 2 ص، 28.


چهل حدیث هاحدیث 20-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
شبى از شبها، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نماز عشا را به خواست خداوند به تأخیر انداخت، پس عمر آمد و در زد. گفت: اى رسول خدا!زنها خوابیدند، بچه‏ها خوابیدند! [پس کى نماز عشا را مى‏خوانى؟] رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله بیرون آمد و فرمود: براى شما روا نیست که مرا بیازارید، و جایز نیست که به من دستور دهید. جز این نیست که بر شما واجب است که بشنوید و اطاعت کنید.

چهل حدیث هاالحدیث الحادی و العشرون‏
قَالَ الْإِمَامُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ:
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ لِأَصْحَابِهِ ذَاتَ یَوْمٍ: أَ رَأَیْتُمْ لَوْ جَمَعْتُمْ مَا عِنْدَکُمْ مِنَ الثِّیَابِ وَ الْآنِیَةِ ثُمَّ وَضَعْتُمْ بَعْضَهُ عَلَى‏ بَعْضٍ أَ کُنْتُمْ تَرَوْنَهُ یَبْلُغُ السَّمَاءَ؟
فَقَالُوا: لَا، یَا رَسُولَ اللَّهِ. فَقَالَ: یَقُولُ أَحَدُکُمْ إِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ:
 «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ» «ثَلَاثِینَ مَرَّةً» فَهُنَّ یَدْفَعْنَ الْهَدْمَ وَ الْغَرَقَ، وَ الْحَرَقَ، وَ التَّرَدِّیَ فِی الْبِئْرِ، وَ أَکْلَ السَّبُعِ، وَ مِیتَةَ السَّوْءِ، وَ الْبَلِیَّةَ الَّتِی نَزَلَتْ عَلَى الْعَبْدِ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ، وَ هُنَّ الْمُعَقِّبَاتُ‏.

معانى الاخبار: ص 324، ح 1- التهذیب: 2/ 107، ح 174.

چهل حدیث هاحدیث 21-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در یک روزى به اصحابش فرمود: خبر دهید مرا که اگر همه لباسها و ظرفهایى که نزد شماست جمع مى‏کردید سپس آنها را بر روى هم مى‏گذاشتید آیا پندارید که به آسمان مى‏رسیدید؟
گفتند، نه، اى پیامبر خدا.
فرمود: یکى از شما که از نمازش فارغ شد سى بار بگوید:
 «سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله إلّا اللَّه و اللَّه اکبر»
 [این دعا]، ویرانى، غرق شدن، سوختن، سقوط در چاه، طعمه درندگان شدن، مردن بد و بلاى وارد بر بنده در این روز را از او برطرف مى‏گرداند.
و این دعاى تعقیبات نماز است.

چهل حدیث هاالحدیث الثانی و العشرون‏
: وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ، عَنْ زُرَارَةَ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ:
سَلَّمَ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ فِی الصَّلَاةِ، فَرَدَّ
ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: [إِنَ‏] السَّلَامَ: اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَى‏ .

الفقیه: 1/ 368، ح 1066.


چهل حدیث هاحدیث 22-
از امام باقر علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
در حالى که پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در نماز بود، عمّار یاسر بر او سلام کرد، و آن حضرت‏
جواب سلام او را داد. امام باقر علیه السّلام فرمود: سلام، اسمى از اسماء خداوند متعال است.

چهل حدیث هاالحدیث الثالث و العشرون‏
عَنِ ابْنِ بِسْطَامَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ‏ فَأَتَى رَجُلٌ فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَبَلِ وَ رُبَّمَا لَقِیتُ رَجُلًا مِنْ إِخْوَانِی، فَالْتَزَمْتُهُ فَیَعِیبُ‏ عَلَیَّ بَعْضُ النَّاسِ وَ یَقُولُونَ: هَذَا مِنْ فِعْلِ الْأَعَاجِمِ وَ أَهْلِ الشِّرْکِ.
فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: وَ لِمَ ذَاکَ؟ فَقَدِ الْتَزَمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ جَعْفَراً وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ.
فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: کَیْفَ هَذَا؟
فَقَالَ: إِنَّهُ یَوْمَ افْتَتَحَ خَیْبَرَ، أَتَاهُ بَشِیرٌ، فَقَالَ: هَذَا جَعْفَرٌ قَدْ جَاءَ.
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: وَ بِأَیِّهِمَا [مَا أَدْرِی‏] أَنَا أَشَدُّ فَرَحاً، بِقُدُومِ جَعْفَرٍ، أَوْ بِفَتْحِ خَیْبَرَ؟ فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ قَدِمَ جَعْفَرٌ، فَالْتَزَمَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ، وَ جَلَسَ النَّاسُ کَأَنَّمَا عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّیْرُ.
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ- ابْتِدَاءً مِنْهُ-: یَا جَعْفَرُ. قَالَ: لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ.
فَقَالَ: أَلَا أَمْنَحُکَ؟ أَلَا أَحْبُوکَ؟ أَ لَا أُعْطِیکَ؟
فَقَالَ [لَهُ‏] جَعْفَرٌ: بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ: وَ ظَنَّ النَّاسُ أَنَّهُ سَیُعْطِیهِ ذَهَباً أَوْ فِضَّةً فَقَالَ: إِنِّی أُعْطِیکَ شَیْئاً إِنْ [أَنْتَ‏] صَنَعْتَهُ کُلَّ یَوْمٍ کَانَ خَیْراً لَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا، وَ إِنْ أَنْتَ صَنَعْتَهُ بَیْنَ کُلِّ یَوْمَیْنِ غُفِرَ لَکَ مَا بَیْنَهُمَا أَوْ کُلَّ جُمْعَةٍ، أَوْ کُلَّ شَهْرٍ، أَوْ کُلَّ سَنَةٍ، غُفِرَ لَکَ مَا بَیْنَهُمَا. قَالَ: ثُمَّ قَالَ:
صَلِّ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ تُکَبِّرُ ثُمَّ تَقْرَأُ، فَإِذَا فَرَغْتَ قُلْتَ: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ «خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً» فَإِذَا رَکَعْتَ قُلْتَهَا عَشْراً، فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَکَ قُلْتَهَا عَشْراً، فَإِذَا سَجَدْتَ قُلْتَهَا عَشْراً، وَ إِذَا رَفَعْتَ رَأْسَکَ قُلْتَهَا عَشْراً، وَ إِذَا سَجَدْتَ قُلْتَهَا عَشْراً، وَ إِذَا رَفَعْتَ رَأْسَکَ قُلْتَهَا عَشْراً وَ أَنْتَ قَاعِدٌ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ، فَذَلِکَ خَمْسٌ وَ سَبْعُونَ تَسْبِیحَةً فِی کُلِّ رَکْعَةٍ، فَذَلِکَ ثَلَاثُمِائَةِ تَسْبِیحَةٍ فِی أَرْبَعِ رَکَعَاتٍ أَلْفٌ وَ مِائَتَا تَسْبِیحَةٍ.
فَقَالَ: أَ بِاللَّیْلِ أُصَلِّیهَا أَمْ بِالنَّهَارِ؟
فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: لَا، وَ لَا، تُصَلِّیهَا مِنْ صَلَوَاتِکَ‏ الَّتِی کُنْتَ تُصَلِّی قَبْلَ ذَلِکَ‏.

الکافى: 3/ 465، ح 2- التهذیب 3/ 186، ح 1.

چهل حدیث هاحدیث 23-
ابن بسطام گوید: من در نزد امام صادق علیه السّلام بودم، مردى پیش آن حضرت آمد و گفت: فدایت گردم، من مردى از اهل کوهستانم. گاهى مردى از برادران [دینى‏ام‏] را ملاقات نموده و دست به گردنش انداخته و او را در آغوش مى‏کشم؛ بعضى از مردم مرا سرزنش کرده و گویند: این کار عجمها و مشرکین است.
امام صادق علیه السّلام فرمود: چرا سرزنش مى‏کنند؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله جعفر بن ابى طالب را در آغوش کشید و میان دو چشمش را بوسید.
مرد کوهستانى گفت: چگونه بوده؟
امام علیه السّلام فرمود: روزى که خیبر فتح گردید، مژده رسان پیش پیامبر آمد و گفت:
این جعفر است که آمده است.
پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: نمى‏دانم به کدامیک از این دو خوشحالترم، به آمدن جعفر، یا به فتح خیبر؟ درنگ نکرد که جعفر جلو بیاید، آن حضرت [پیش رفت‏] و او را در آغوش کشید و میان دو چشمش را بوسید، مردم نشستند، [از خوشحالى و هیجان‏] گویى که پرنده بر سرشان به پرواز درآمده است.
رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله در حالى که آغاز به سخن کرد فرمود: اى جعفر! گفت: لبّیک یا رسول اللَّه فرمود: آیا جایزه‏اى به تو ندهم؟ آیا بخششى به تو نداشته باشم؟ آیا به تو هدیّه‏اى ندهم؟
جعفر گفت: آرى یا رسول اللَّه.
مردم گمان کردند که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله به او طلا یا نقره‏اى مى‏بخشد.
فرمود: چیزى را به تو مى‏بخشم که اگر هر روز آن را بجاى آورى، براى تو از دنیا و آنچه در آن است بهتر است، و اگر هر دو روز یک بار بدان عمل کنى، خداوند گناه بین آن دو روزت را مى‏آمرزد. و یا هر جمعه، یا هر ماه، یا هر سال، آن را انجام دهى، خداوند گناه بین آنها را مى‏بخشد.
سپس فرمود: چهار رکعت نماز را با دو سلام بخوان [دو تا دو رکعتى و در هر رکعتى حمد و سوره را مى‏خوانى‏]، بعد از حمد و سوره 15 مرتبه بگو:
سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا آله الا اللَّه و اللَّه اکبر
و همین تسبیح را ده مرتبه در رکوع و همچنین ده مرتبه بعد از سر برداشتن از رکوع و همچنین ده مرتبه در سجده اوّل و ده مرتبه بعد از سر برداشتن از آن، و ده مرتبه در سجده دوّم و ده مرتبه بعد از سر بلند نمودن در حالى که نشسته باشى و برنخیزى. که جمعا 75 تسبیح در هر رکعتى مى‏شود و مجموع آنها در تمام چهار رکعت، 300 تسبیح مى‏شود.
جعفر گفت: آیا در شب بخوانم یا در روز؟
فرمود: نه، نه، این نماز را جزء دیگر نمازهاى مستحبّى که قبلا مى‏خواندى بدان.

چهل حدیث هاالحدیث الرابع و العشرون‏
ِّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ، قَالَ:
الْإِشْهَارُ بِالْعِبَادَةِ رِیبَةٌ إِنَّ أَبِی حَدَّثَنِی، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ:
أَعْبَدُ النَّاسِ: مَنْ أَقَامَ الْفَرَائِضَ.
وَ أَسْخَى النَّاسِ: مَنْ أَدَّى زَکَاةَ مَالِهِ.
وَ أَزْهَدُ النَّاسِ: مَنِ اجْتَنَبَ الْحَرَامَ.
وَ أَتْقَى النَّاسِ: مَنْ قَالَ الْحَقَّ فِیمَا لَهُ وَ عَلَیْهِ.
وَ أَعْدَلُ النَّاسِ: مَنْ رَضِیَ لِلنَّاسِ مَا یَرْضَى لِنَفْسِهِ، وَ کَرِهَ لَهُمْ مَا یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ.
وَ أَکْیَسُ النَّاسِ: مَنْ کَانَ أَشَدَّ ذِکْراً لِلْمَوْتِ.
وَ أَغْبَطُ النَّاسِ: مَنْ کَانَ تَحْتَ التُّرَابِ قَدْ أَمِنَ الْعِقَابَ وَ یَرْجُو الثَّوَابَ.
وَ أَغْفَلُ النَّاسِ: مَنْ لَمْ یَتَّعِظْ بِتَغَیُّرِ الدُّنْیَا مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ.
وَ أَعْظَمُ النَّاسِ فِی الدُّنْیَا خَطَراً: مَنْ لَمْ یَجْعَلْ لِلدُّنْیَا عِنْدَهُ خَطَراً.
وَ أَعْلَمُ النَّاسِ: مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النَّاسِ إِلَى عِلْمِهِ.
وَ أَشْجَعُ النَّاسِ: مَنْ غَلَبَ هَوَاهُ.
وَ أَکْثَرُ النَّاسِ قِیمَةً: أَکْثَرُهُمْ عِلْماً.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ قِیمَةً: أَقَلُّهُمْ عِلْماً.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ لَذَّةً: الْحَسُودُ.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً: الْبَخِیلُ.
وَ أَبْخَلُ النَّاسِ: مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ.
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالْحَقِّ: أَعْمَلُهُمْ بِهِ.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ وَفَاءً: الْمُلُوکُ.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ حُرْمَةً: الْفَاسِقُ.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ صَدِیقاً: الْمَلِکُ.
وَ أَفْقَرُ النَّاسِ: الطَّامِعُ. «1» وَ أَغْنَى النَّاسِ: مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحِرْصِ أَسِیراً.
وَ أَفْضَلُ النَّاسِ إِیمَاناً: أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً.
وَ أَکْرَمُ النَّاسِ: أَتْقَاهُمْ.
وَ أَعْظَمُ النَّاسِ قَدْراً: مَنْ تَرَکَ مَا لَا یَعْنِیهِ.
وَ أَوْرَعُ النَّاسِ: مَنْ تَرَکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کَانَ مُحِقّاً.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ مُرُوَّةً: مَنْ کَانَ کَاذِباً.
وَ أَشْقَى النَّاسِ: الْمُلُوکُ. وَ أَمْقَتُ النَّاسِ: الْمُتَکَبِّرُ.
وَ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً: مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ.
وَ أَحْکَمُ‏ «1» النَّاسِ: مَنْ فَرَّ مِنْ جُهَّالِ النَّاسِ.
وَ أَسْعَدُ النَّاسِ: مَنْ خَالَطَ کِرَامَ النَّاسِ.
وَ أَعْقَلُ النَّاسِ: أَشَدُّهُمْ مُدَارَاةً لِلنَّاسِ.
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالتُّهَمَةِ: مَنْ جَالَسَ أَهْلَ التُّهَمَةِ.
وَ أَعْتَى‏ «2» النَّاسِ: مَنْ قَتَلَ غَیْرَ قَاتِلِهِ، وَ ضَرَبَ غَیْرَ ضَارِبِهِ.
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ: أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ.
وَ أَحَقُّ النَّاسِ بِالذَّنْبِ: السَّفِیهُ الْمُغْتَابُ.
وَ أَذَلُّ النَّاسِ: مَنْ أَهَانَ النَّاسَ.
وَ أَحْزَمُ النَّاسِ: أَکْظَمُهُمْ لِلْغَیْظِ.
وَ أَصْلَحُ النَّاسِ: أَصْلَحُهُمْ لِلنَّاسِ.
وَ خَیْرُ النَّاسِ: مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النَّاسُ‏ .
رواه فی معانی الأخبار: 195 ح 1، و فی أمالی الصدوق: 27 ح 4 .
و فی الفقیه: 4/ 394 ح 5840. و فی کتاب الغایات: 65، و فی کنز الکراجکی: 138 مرسلا. و أخرجه فی البحار: 77/ 111 ح 2، فی أعلام الدین: 200 (مخطوط)، و روضة الواعظین: 500 (قطعة) و مشکاة الأنوار: 86 (قطعة).

چهل حدیث هاحدیث 24-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
شهرت یافتن به وسیله عبادت، شبهه‏ناک و گمان برانگیز است. پدرم از پدرش از جدّش رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روایت کرده که آن حضرت فرموده است:
- عابدترین مردم کسى است که واجبات را بپا دارد.
- سخى‏ترین مردم کسى است که زکات مالش را بپردازد.
- زاهدترین مردم کسى است که از حرام دورى ورزد.
- با تقواترین مردم کسى است که حقّ را بگوید. چه به نفعش و چه به ضررش باشد.
- عادلترین مردم کسى است که آنچه براى خود مى‏پسندد براى دیگران هم بپسندد، و آنچه براى خود نمى‏پسندد، براى دیگران نیز نپسندد.
- زیرک‏ترین مردم کسى است که زیاد به یاد مرگ باشد.
- و غبطه خورنده‏ترین مردم، کسى است که در دنیا از عقاب الهى، ایمن و [عمل ناکرده‏] امید به ثواب داشته باشد.
 - غافلترین مردم کسى است که از تغییر و دگرگونى دنیا، پند نگرفته باشد.
- بزرگترین مردم در دنیا از جهت عظمت، کسى است که دنیا نزد او عظمتى نداشته باشد.
- و عالمترین مردم کسى است که علم و دانش مردم را با علم و دانش خود، جمع نماید.
- شجاعترین مردم کسى است که بر نفسش غالب آید.
- با ارزشترین مردم کسى است که دانشش بیشتر باشد.
- کم لذّت‏ترین مردم، حسود است.
- کم راحت‏ترین مردم، بخیل است.
- بخیل‏ترین مردم کسى است که نسبت به آنچه خداوند بر او واجب کرده بخل ورزد [و اداى واجب نکند].
- سزاوارترین مردم به حقّ، کسى است که بیشتر به حقّ، عمل کند.
- کم ‏وفاترین مردم، زمامدارانند.
- کم حرمت‏ترین مردم، آدم فاسق است.
- کم دوست‏ترین مردم، زمامدار است.
- فقیرترین مردم، آدم طمعکار است.
- بى‏نیازترین مردم، کسى است که اسیر حرص و آز نباشد.
- و باایمانترین مردم، خوش‏ خلق‏ ترین مردم است.
- گرامى‏ترین مردم، باتقواترین آنهاست.
- با منزلت‏ترین مردم کسى است که امور بى‏ربط و بیهوده را ترک نماید.
- پارساترین مردم، کسى است که جدال را ترک کند اگر چه محقّ باشد.
- کم مروّت‏ترین مردم، کسى است که دروغگو باشد.
- بدبخت‏ ترین مردم، زمامداران و معذّب‏ترینشان متکبّرانند.
- سخت‏کوش‏ ترین مردم، کسى است که گناهان را ترک کند.
- حکیم‏ترین مردم، کسى است که از مردمان نادان دورى جوید.
- خوشبخت‏ ترین مردم کسى است که با مردمان ارجمند، آمیزش و معاشرت داشته باشد.
- عاقل‏ترین مردم، کسى است که مدارایش با مردم بیشتر باشد.
- سزاوارترین مردم به تهمت، کسى است که با اهل تهمت بنشیند.
- طاغى‏ترین مردم، کسى است که غیر قاتل را بکشد، و غیر ضارب را بزند.
- سزاوارترین مردم به عفو و گذشت، کسى است که بر عقوبت و کیفر [خطاکار] قادرتر باشد.
- سزاوارترین مردم به فرومایگى، کسى است که بى‏خرد و بدگو باشد.
- و پست‏ترین مردم، کسى است که به مردم توهین کند.
- بااحتیاطترین مردم کسى است که خشمش را بیشتر فرو برد.
- صلحجوترین مردم کسى است که در میان مردم، بهتر صلح و آشتى را برقرار سازد.
- و بهترین مردم کسى است که، مردم بهتر از او سود برند.

چهل حدیث هاالحدیث الخامس و العشرون‏
عَنْ جَمِیلِ‏ بْنِ صَالِحٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ‏: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:
مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ النَّاسِ، فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.
وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَتْقَى النَّاسِ، فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ.
وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَغْنَى‏ النَّاسِ، فَلْیَکُنْ بِمَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِی یَدِهِ.
 [ثُمَّ قَالَ:] أَ لَا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرِّ النَّاسِ؟ قَالُوا: بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ.
قَالَ: مَنْ أَبْغَضَ النَّاسَ، وَ أَبْغَضَهُ النَّاسُ.
ثُمَّ قَالَ: أَ لَا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ.
قَالَ: الَّذِی لَا یُقِیلُ عَثْرَةً، وَ لَا یَقْبَلُ مَعْذِرَةً، وَ لَا یَغْفِرُ ذَنْباً.
ثُمَّ قَالَ: أَ لَا أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ.
قَالَ: مَنْ لَا یُؤْمَنُ شَرُّهُ، وَ لَا یُرْجَى خَیْرُهُ.
إِنَّ عِیسَى بْنَ مَرْیَمَ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَامَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ فَقَالَ:
یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تُحَدِّثُوا بِالْحِکْمَةِ الْجُهَّالَ فَتَظْلِمُوهَا، وَ لَا تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَظْلِمُوهُمْ، وَ لَا تُعِینُوا الظَّالِمَ عَلَى ظُلْمِهِ، فَیَبْطُلَ فَضْلُکُمْ.
الْأُمُورُ ثَلَاثَةٌ: أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعْهُ، وَ أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَکَ غَیُّهُ فَاجْتَنِبْهُ، وَ أَمْرٌ
اخْتُلِفَ فِیهِ فَرُدَّهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ .

معانى الاخبار: ص 196، ح 2- الفقیه: 4/ 400، ح 5858- الخصال: 1/ 153، ح 189- أمالى الصدوق: ص 251، ح 11.


چهل حدیث هاحدیث 25-
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده است:
- هر کس دوست دارد که ارجمندترین مردم باشد، باید از خداوند متعال بترسد.
- هر کس دوست دارد که با تقواترین مردم باشد، باید بر خدا توکّل نماید.
- هر کس دوست دارد که بى‏نیازترین مردم باشد، باید نسبت به آنچه که نزد خداوند متعال است اطمینان بیشترى داشته باشد تا آنچه که در دست اوست.
سپس فرمود: آیا شما را از بدترین مردم خبر ندهم؟
گفتند: چرا، یا رسول اللَّه.
فرمود: کسى که مردم را به خشم آورد و [در نتیجه‏] مردم او را بر خشم آورند.
بعد فرمود: آیا شما را به بدتر از او هم خبر ندهم؟
گفتند: چرا، یا رسول اللَّه.
فرمود: کسى که از شرّش، امانى نیست؛ و به خیرش هم امیدى نیست.
عیسى بن مریم در میان بنى اسرائیل برخاست و فرمود:
اى بنى اسرائیل! جاهلان را حکمت نیاموزید که به حکمت ستم کرده‏اید؛ و از اهلش دریغ مدارید که به آنان [نیز] ستم کرده‏اید؛ و ستمگر را بر ستمش یارى نرسانید که احسانتان از بین مى‏رود.
کارها سه قسم است:
کارى که رهیابى آن بر تو آشکار است آن را پیروى کن. و کارى که گمراهیش بر تو آشکار است، از آن بپرهیز و کارى که مورد اختلاف است، آن را به خداى عزّ و جلّ برگردان.

چهل حدیث هاالحدیث السادس و العشرون‏
 عَنِ الصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلَامُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ، عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَیُّ الْمَالِ خَیْرٌ؟
قَالَ: زَرْعٌ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ، وَ أَصْلَحَهُ. وَ أَدَّى‏ حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ‏.
قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ الزَّرْعِ خَیْرٌ؟
قَالَ: رَجُلٌ فِی غَنَمِهِ قَدْ تَبِعَ بِهَا مَوَاضِعَ الْقَطْرِ، یُقِیمُ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتِی الزَّکَاةَ.
قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ الْغَنَمِ خَیْرٌ؟
قَالَ: الْبَقَرُ تَغْدُو بِخَیْرٍ وَ تَرُوحُ بِخَیْرٍ.
قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ الْبَقَرِ خَیْرٌ؟
قَالَ: الرَّاسِیَاتُ فِی الْوَحْلِ الْمُطْعِمَاتُ فِی الْمَحْلِ، نِعْمَ الشَّیْ‏ءُ النَّخْلُ، مَنْ بَاعَهُ فَإِنَّمَا ثَمَنُهُ بِمَنْزِلَةِ رَمَادٍ عَلَى رَأْسِ شَاهِقٍ‏ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ‏، إِلَّا أَنْ یُخْلِفَ مَکَانَهَا قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَیُّ الْمَالِ بَعْدَ النَّخْلِ خَیْرٌ؟ فَسَکَتَ.
فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: فَأَیْنَ الْإِبِلُ؟
قَالَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ): فِیهَا الشَّقَاءُ وَ الْجَفَاءُ، وَ الْعَنَاءُ، وَ بُعْدُ الدَّارِ، تَغْدُو مُدْبِرَةً، وَ تَرُوحُ مُدْبِرَةً، لَا یَأْتِی خَیْرُهَا إِلَّا مِنْ جَانِبِهَا الْأَشْأَمِ‏ ، أَمَا إِنَّهَا لَا تَعْدَمُ الْأَشْقِیَاءَ الْفَجَرَةَ .

معانى الاخبار: ص 196، ح 3- أمالى الصدوق: ص 286، ح 2- الخصال: 1/ 245، ح 105- الفقیه: 2/ 291، ح 2488- الکافى: 5/ 240، ح 6.


چهل حدیث هاحدیث 26-
از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سؤال شد: کدام مال بهتر است؟
فرمود: زراعتى که صاحبش آن را کشت نموده و پرورش داده و هنگام درو حقّ آن را پرداخته باشد.
پرسیدند: اى رسول خدا؛ پس کدام مال بعد از زراعت کردن بهتر است؟
فرمود: مردى که گوسفند دارد و [براى سیراب کردنشان‏] در پى آنها راهى محل‏ها و گودالهایى که در آنها آب باران جمع شده، مى‏گردد و نماز مى‏خواند و زکات مى‏دهد.
پرسیدند، اى رسول خدا! کدام مال پس از گوسفند بهتر است؟
فرمود، گاو، که بامداد به خوبى [شیر مى‏دهد]، و شامگاه هم به خوبى [شیر مى‏دهد].
پرسیدند: اى رسول خدا! پس از گاو، چه چیزى بهتر است؟
فرمود: آن درختهاى بلندى که در گل و لاى ریشه دارند، و خوراک روزهاى قحط را فراهم مى‏سازند. چه خوب چیزى است درخت خرما! هر کس آن را بفروشد بهایش چون خاکستر سر قلّه کوه است که در روز طوفانى، باد سختى بر آن بوزد و آن را پراکنده سازد، مگر آنکه به بهاى آن، نخلستان دیگرى بخرد.
پرسیدند، اى رسول خدا! کدام مال پس از نخل بهتر است؟
حضرت سکوت کرد [و جوابى نداد].
مردى گفت، پس شتر چگونه [منزلتى دارد]؟
فرمود: بدبختى و دل سختى و رنج، در شتر دارى است؛ در بامداد و شامگاه از خانه دور مى‏شود [و در بیابان بسر مى‏برد]، خیرى نمى‏دهد مگر از آن سویى که خطرناک است [راه دوشیدن و سوارشدنش از طرف چپ اوست‏]، ولى مردمان بدبخت نابکار، آن را از دست ندهند.

چهل حدیث هاالحدیث السابع و العشرون‏
مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ أَبِیهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ:

بَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ- صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ ذَاتَ یَوْمٍ جَالِسٌ مَعَ أَصْحَابِهِ یُعَبِّئُهُمْ لِلْحَرْبِ، إِذْ أَتَاهُ شَیْخٌ عَلَیْهِ شَحْبَةُ «5» السَّفَرِ فَقَالَ: أَیْنَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ؟
فَقِیلَ: هُوَ ذَا، فَسَلَّمَ عَلَیْهِ.
ثُمَّ قَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی أَتَیْتُکَ مِنْ نَاحِیَةِ الشَّامِ وَ أَنَا شَیْخٌ کَبِیرٌ قَدْ سَمِعْتُ‏ فِیکَ مِنَ الْفَضْلِ‏ مَا لَا أُحْصِی وَ إِنِّی أَظُنُّکَ سَتُغْتَالُ، فَعَلِّمْنِی مِمَّا عَلَّمَکَ اللَّهُ.
قَالَ: نَعَمْ یَا شَیْخُ، مَنِ اعْتَدَلَ یَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ،

وَ مَنْ کَانَتِ الدُّنْیَا هَمَّهُ اشْتَدَّتْ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِرَاقِهَا،

وَ مَنْ کَانَ غَدُهُ شَرّاً مِنْ یَوْمِهِ فَهُوَ مَحْرُومٌ،

وَ مَنْ لَمْ یُبَالِ‏ بِمَا رُزِیَ‏ عَنْهُ مِنْ آخِرَتِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ دُنْیَاهُ فَهُوَ هَالِکٌ،

وَ مَنْ لَمْ یَتَعَاهَدِ النَّقْصَ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَیْهِ الْهَوَى،

وَ مَنْ کَانَ فِی نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَیْرٌ لَهُ.

[إِنَّ اَلدُّنْیَا خَضِرَةٌ حُلْوَةٌ وَ لَهَا أَهْلٌ وَ إِنَّ اَلْآخِرَةَ لَهَا أَهْلٌ ظَلَفَتْ أَنْفُسُهُمْ عَنْ مُفَاخَرَةِ أَهْلِ اَلدُّنْیَا لاَ یُنَافِسُونَ فِی اَلدُّنْیَا وَ لاَ یَفْرَحُونَ بِغَضَارَتِهَا وَ لاَ یَحْزَنُونَ لِبُؤْسِهَا یَا شَیْخُ مَنْ خَافَ اَلْبَیَاتَ قَلَّ نَوْمُهُ مَا أَسْرَعَ اَللَّیَالِیَ وَ اَلْأَیَّامَ فِی عُمُرِ اَلْعَبْدِ فَاخْزُنْ لِسَانَکَ وَ عُدَّ کَلاَمَکَ یَقِلَّ کَلاَمُکَ إِلاَّ بِخَیْرٍ](*)

یَا شَیْخُ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَى لِنَفْسِکَ، وَ آتِ إِلَى النَّاسِ مَا تُحِبُّ أَنْ یُؤْتَى إِلَیْکَ .

ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ، فَقَالَ:

یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى أَهْلِ الدُّنْیَا یُمْسُونَ وَ یُصْبِحُونَ عَلَى أَحْوَالٍ شَتَّى، فَبَیْنَ صَرِیعٍ یَتَلَوَّى‏ وَ بَیْنَ عَائِدٍ وَ مَعُودٍ، وَ آخَرَ بِنَفْسِهِ یَجُودُ، وَ آخَرَ لَا یُرْجَى، وَ آخَرَ مُسَجًّى وَ طَالِبِ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُهُ، وَ غَافِلٍ وَ لَیْسَ بِمَغْفُولٍ [عَنْهُ‏] وَ عَلَى أَثَرِ الْمَاضِی یَصِیرُ الْبَاقِی.

فَقَالَ لَهُ زَیْدُ بْنُ صُوحَانَ الْعَبْدِیُّ:
یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَیُّ سُلْطَانٍ أَغْلَبُ وَ أَقْوَى؟ قَالَ: الْهَوَى.
قَالَ: فَأَیُّ ذُلٍّ أَذَلُّ؟ قَالَ: الْحِرْصُ عَلَى الدُّنْیَا.
قَالَ: فَأَیُّ فَقْرٍ أَشَدُّ؟ قَالَ: الْکُفْرُ [بِاللَّهِ‏] «8» بَعْدَ الْإِیمَانِ.
قَالَ: فَأَیُّ دَعْوَةٍ أَضَلُّ؟ قَالَ: الدَّاعِی بِمَا لَا یَکُونُ
قَالَ: فَأَیُّ عَمَلٍ أَفْضَلُ؟ قَالَ: التَّقْوَى.

قَالَ: فَأَیُّ عَمَلٍ أَنْجَحُ؟ قَالَ: طَلَبُ مَا عِنْدَ اللَّهِ.
قَالَ: فَأَیُّ صَاحِبٍ شَرٌّ؟ قَالَ: الْمُزَیِّنُ لَکَ مَعْصِیَةَ اللَّهِ.
قَالَ: فَأَیُّ الْخَلْقِ أَشْقَى؟ قَالَ: مَنْ بَاعَ دِینَهُ بِدُنْیَا غَیْرِهِ.
قَالَ: فَأَیُّ الْخَلْقِ أَقْوَى؟ قَالَ: الْحَکِیمُ.
قَالَ: فَأَیُّ الْخَلْقِ أَشَحُّ؟ قَالَ: مَنْ أَخَذَ الْمَالَ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ، فَجَعَلَهُ فِی غَیْرِ حَقِّهِ.
قَالَ: فَأَیُّ النَّاسِ أَکْیَسُ؟ قَالَ: مَنْ أَبْصَرَ رُشْدَهُ مِنْ غَیِّهِ، [فَمَالَ إِلَى رُشْدِهِ‏] قَالَ: فَمَنْ أَحْلَمُ النَّاسِ؟ قَالَ: الَّذِی لَا یَغْضَبُ.
قَالَ: فَأَیُّ النَّاسِ أَثْبَتُ رَأْیاً؟ قَالَ: مَنْ لَمْ‏ «2» یَغُرَّهُ النَّاسُ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ تَغُرَّهُ الدُّنْیَا بِتَشَوُّقِهَا.
قَالَ: فَأَیُّ النَّاسِ أَحْمَقُ؟ قَالَ: الْمُغْتَرُّ بِالدُّنْیَا وَ هُوَ یَرَى مَا فِیهَا مِنْ تَقَلُّبِ أَحْوَالِهَا.
قَالَ: فَأَیُّ النَّاسِ أَشَدُّ حَسْرَةً؟ قَالَ: الَّذِی حُرِمَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةَ، ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ*.
قَالَ: فَأَیُّ الْخَلْقِ أَعْمَى؟ قَالَ: الَّذِی عَمِلَ لِغَیْرِ اللَّهِ، یَطْلُبُ [بِعَمَلِهِ‏] الثَّوَابَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
قَالَ: فَأَیُّ الْقُنُوعِ أَفْضَلُ؟ قَالَ: الْقَانِعُ بِمَا أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى.
قَالَ: فَأَیُّ الْمَصَائِبِ أَشَدُّ؟ قَالَ: الْمُصِیبَةُ فِی الدِّینِ.
قَالَ: فَأَیُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قَالَ: انْتِظَارُ الْفَرَجِ.
قَالَ: فَأَیُّ النَّاسِ خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قَالَ: أَخْوَفُهُمْ لِلَّهِ وَ أَعْمَلُهُمْ‏ «4» بِالتَّقْوَى وَ أَزْهَدُهُمْ فِی الدُّنْیَا.
قَالَ: فَأَیُّ الْکَلَامِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قَالَ: کَثْرَةُ ذِکْرِهِ وَ التَّضَرُّعُ‏ «5» إِلَیْهِ وَ الدُّعَاءُ.
قَالَ: فَأَیُّ الْقَوْلِ أَصْدَقُ؟ قَالَ: شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.
قَالَ: فَأَیُّ الْأَعْمَالِ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قَالَ: التَّسْلِیمُ وَ الْوَرَعُ.
قَالَ: فَأَیُّ النَّاسِ أَصْدَقُ؟ قَالَ: مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ.

ثُمَّ أَقْبَلَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَلَى الشَّیْخِ، فَقَالَ:

یَا شَیْخُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ خَلْقاً ضَیَّقَ الدُّنْیَا عَلَیْهِمْ، نَظَراً لَهُمْ وَ زَهَّدَهُمْ فِیهَا وَ فِی حُطَامِهَا، فَرَغِبُوا فِی دَارِ السَّلَامِ الَّتِی دَعَاهُمْ إِلَیْهَا فَصَبَرُوا عَلَى ضِیقِ الْمَعِشیَةِ، وَ صَبَرُوا عَلَى الْمَکْرُوهِ، وَ اشْتَاقُوا إِلَى مَا عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْکَرَامَةِ، وَ بَذَلُوا أَنْفُسَهُمْ ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ، وَ کَانَتْ خَاتِمَةُ أَعْمَالِهِمُ الشَّهَادَةَ، فَلَقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ عَنْهُمْ رَاضٍ، وَ عَلِمُوا أَنَّ الْمَوْتَ سَبِیلُ مَنْ مَضَى وَ مَنْ بَقِیَ فَتَزَوَّدُوا لِآخِرَتِهِمْ غَیْرَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ، وَ لَبِسُوا الْخَشِنَ، وَ صَبَرُوا عَلَى الذُّلِّ، وَ قَدَّمُوا الْقُوتَ الْفَضْلَ، وَ أَحَبُّوا فِی اللَّهِ (، وَ أَبْغَضُوا فِی اللَّهِ،) أُولَئِکَ الْمَصَابِیحُ وَ أَهْلُ النَّعِیمِ فِی الْآخِرَةِ وَ السَّلَامُ.

فَقَالَ الشَّیْخُ: فَأَیْنَ أَذْهَبُ؟ وَ أَدَعُ الْجَنَّةَ، وَ أَنَا أَرَاهَا وَ أَرَى أَهْلَهَا مَعَکَ، یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، جَهِّزْنِی بِقُوَّةٍ أَتَقَوَّى بِهَا عَلَى عَدُوِّکَ. فَأَعْطَاهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ سِلَاحاً وَ حَمَلَهُ، وَ کَانَ فِی الْحَرْبِ بَیْنَ یَدَیْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ [یَضْرِبُ‏] قُدُماً وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ یَعْجَبُ مِمَّا یَصْنَعُ، فَلَمَّا اشْتَدَّتِ الْحَرْبُ أَقْدَمَ فَرَسَهُ حَتَّى قُتِلَ (رَحِمَهُ اللَّهُ).
[وَ أَتْبَعَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَوَجَدَهُ صَرِیعاً وَ وَجَدَ دَابَّتَهُ وَ وَجَدَ سَیْفَهُ فِی ذِرَاعِهِ فَلَمَّا انْقَضَتِ الْحَرْبُ أَتَى أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِدَابَّتِهِ وَ سِلَاحِهِ وَ صَلَّى أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَلَیْهِ، وَ قَالَ:
هَذَا وَ اللَّهِ السَّعِیدُ حَقّاً فَتَرَحَّمُوا عَلَى أَخِیکُمْ‏]

(3) رواه فی معانی الأخبار: 197 ح 4، و فی أمالی الصدوق: 321 ح 4، و فی أمالی الشیخ الطوسی: 2/ 49، و فی کتاب الغایات: 66 مرسلا، عنها البحار: 77/ 376 ح 1.
و رواه فی الفقیه: 4/ 381 ح 5833، و أورده فی تنبیه الخواطر: 2/ 173 مرسلا، و أخرج قطعات منه فی البحار: 69/ 272 ح 4 عن أمالی الصدوق و معانی الأخبار و الغایات و فی ج 70/ 64 ح 3 عن أمالی الصدوق و المعانی.
و فی ج 71/ 181 ح 34 عن أمالی الصدوق و معانی الأخبار و أمالی الطوسى. (*) این قسمت از مصادر دیگر اضافه شد. م.ح

حدیث 27-

روزى امیر مؤمنان ـ که درودهاى خداوند بر او باد ـ با یارانش نشسته بود و آنها را براى جنگ، بسیح مى‌کرد که پیرمردى، در حالى که رنج و خستگى سفر در چهره اش نمایان بود، بر او وارد شد و گفت: امیر مؤمنان کجاست؟
ایشان را به او نشان دادند. پیرمرد بر او سلام کرد و آن گاه گفت: اى امیر مؤمنان، من از منطقه شام آمده ام. پیرى سالخورده ام که درباره تو فضایل بى شمارى شنیده ام و گمان مى کنم به زودى ترور خواهى شد. پس، از آنچه خداوند به تو آموخته است، مرا چیزى بیاموز.
امام علیه السلام فرمود: «باشد، اى پیرمرد! هر که دو روزش یکسان باشد مغبون گشته،

و هر که قصدش از تلاش؛ دنیا باشد هنگام جدا شدن از آن حسرتش شدید شود،

و هر که فردایش زیانبارتر از امروزش باشد بى‌بهره مانده است،

و کسى که باک ندارد که براى آخرتش چه اندوخته است، اگر دنیایش برایش سالم باشد به نابودى رسیده،

و شخصى که به کاستى نفسش اهمیت ندهد هواى نفس بر او چیره گردد،

و هر کس در سراشیبى سقوط‍‌ نفس خویش واقع شود مرگ برایش بهتر است،

دنیا سبز و شیرین است و براى او علاقمندانى است.

براى آخرت نیز دوستدارانى است که خود را از فخر فروشى علاقمندان دنیا جدا ساخته‌اند، در دنیا با دیگران رقابت نمى‌کنند و به نعمت و عیش آن خوشحال نمى‌شوند و از شدائد و سختیهاى آن غمگین نمى‌شوند.

اى شیخ! کسى که از هجوم شبانۀ دشمنان مى‌ترسد خوابش کم مى‌شود، چقدر شبها و روزهاى عمر بندگان به سرعت مى‌گذرد! زبانت را نگاهدار و کلامت را بشمار، در این صورت فقط‍‌ سخنان خیر خواهى گفت. اى شیخ! هر چه را براى خود مى‌پسندى براى مردم بپسند، و آنچه را دوست دارى که مردم به تو روا بدارند به آنها روا بدار.

زید بن صوحان عبدی عرض کرد :

یا امیرالمومنین کدام سلطان قوت و قدرتش بیشتر است ؟ حضرت فرمود : هوای نفس.
کدام چیز ذلتش بیشتر است ؟ فرمود : حرض بر  دنیا.
کدام نداری ونیازمندی از همه سخت تر است ؟ فرمود : کافرشدن بعد از ایمان.
کدام دعوت  گمراه کننده تر است؟ فرمود: آن که به چیزی که وجود ندارد، دعوت می کند.
کدام عمل برتر است ؟ فرمود : پرهیزکاری.
کدام عمل رستگارتر است ؟ فرمود : درخواست آنچه  نزد خداوند است.
کدام مصاحب  وهمدم بدتر است ؟ فرمود : آن که معصیت خدا را برایتبیاراید.
کدام یک از خلق بدبخت ترند؟ فرمود : کسی که دین خود را به دنیای دیگری بفروشد.
کدام یک از مخلوقات از همگان نیرومندتر است ؟ فرمود : آن کس که بردباریش از همه بیشتر است.
کدام یک از مردم بخیل تر است ؟ فرمود : آن که مال حرام به دست اورد و درغیرحق صرف کند.
کدام مردم زیرک تر است ؟ فرمود : کسی که راه حق را از باطل بشناسد وبه حق گراید..
کدام کس بردبارتر است ؟ فرمود : آن که  خشم نگیرد.
کدام یک از مردم ثبات رای بیشتری دارند ؟ فرمود کسی که فریب مردم را نخورد و دنیا نیز به خودارایی او را نفریبد.
کدام یک از مردم از همه نادان ترند ؟ فرمود : کسی که زیر و رو شدن دنیا را ببیند و فریفته ان گردد.
کدام یک از مردم حسرت و پشیمانی بیشتری دارند ؟ فرمود : کسی که از دنیا و آخرت محروم شده باشد و این خود زیان آشکاری است.
کدام مردم کورترند ؟ فرمود : آن که برای غیر خدا عمل کند و ثواب ان را از خداوند-عزوجل-خواهد.
کدام قناعت بهتر است ؟ فرمود : قانع شدن به انچه خدا به او داده است.
کدام مصیبت از همه دردناکتر است ؟ فرمود : مصیبت در دین.
کدام عمل نزد خدا محبوب تر است ؟ فرمود : انتظار فرج.
کدام یک از مردم نزد خدا بهترند ؟ فرمود : ترساتر،باتقواتر و زاهدترشان در دنیا.
کدام سخن در نزد خداوند –عزوجل-بهتر است ؟ فرمود : ذکر بسیار،زاری و دعا به درگاهش.
کدام گفتار راست تر است ؟ فرمود : شهادت به این که معبود حقی جز خدا نیست.
کدام عمل پیش خدا بزرگ تر است ؟ فرمود : تسلیم و ورع.
کدام یک از مردم گرامی ترند؟ فرمود:آن که به راستی در همه جبهه ها عمل کند..

سپس حضرت رو به پیرمرد کردند و گفتند:

ای پیرمرد، خداوند عدّه‌اى را آفرید و از سرِ لطف، دنیا را بر آنان تنگ کرد و ایشان را به زهد و بى رغبتى به دنیا و حطام دنیوى ترغیب فرمود و آنان، به سراى سلامت (بهشت) که خدا بدان فرایشان خوانده بود، رغبت کردند و بر سختى معیشت، صبر کردند و ناملایمات را تحمّل نمودند و به کرامت و پاداشى که نزد خداوند است، شوق ورزیدند.
براى جلب خشنودى خداوند، فداکارى کردند و عاقبت زندگى شان، شهادت شد.
پس، خداوند را در حالى ملاقات کردند که از ایشان، خشنود بود، دانستند که مرگ، راهى است که گذشتگان پیمودند و ماندگان، خواهند پیمود.
از این رو، براى آخرت خویش، توشه اى غیر از زر و سیم بر گرفتند، جامه خشن پوشیدند و در گرفتارى ها شکیبایى نمودند. مازاد [نیاز خود را براى آخرت [پیش فرستادند، از براى خدا، دوستى ورزیدند و از براى خدا، دشمنى نمودند.
اینان، چراغ هاى تابان اند و در آخرت، برخوردار از نعمت. والسلام!

پیرمرد گفت: پس کجا بروم و بهشت را رها کنم وحال آنکه بهشت و اهل آن را با تو می بینم ای امیر مؤمنان؟ من را هم تجهیز کن تا به جنگ دشمنت بروم، امیر المؤمنین سلاحی به او دادند و با خود بردند و در جنگ جلو حضرت شمشیر می زد بطوری که حضرت تعجب می کرد جنگ که شدید شد اسب خود را به پیش راند تا کشته شد رحمت خدا بر او باد یکی از اصحاب حضرت او را دنبال کرد اسبش و جسد او را یافت درحالی که شمشیر در دستش بود جنگ که آرام شد حضرت آمدند و بر او نماز خواند و فرمود: این بخدا قسم حقیقتا سعادتمند است پس رحمت فرستید بر برادرتان.


چهل حدیث هاالحدیث الثامن و العشرون‏
عَنْ مَوْلَانَا أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ قَالَ‏:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ ذَاتَ یَوْمٍ:
یَا عَبْدَ اللَّهِ أَحْبِبْ فِی‏ اللَّهِ وَ أَبْغِضْ فِی اللَّهِ، وَ وَالِ فِی اللَّهِ، وَ عَادِ فِی اللَّهِ، فَإِنَّهُ لَا تُنَالُ وَلَایَةُ اللَّهِ إِلَّا بِذَلِکَ وَ لَا یَجِدُ رَجُلٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ وَ إِنْ کَثُرَتْ صَلَاتُهُ وَ صِیَامُهُ حَتَّى یَکُونَ کَذَلِکَ، وَ قَدْ صَارَتْ مُوَاخَاةُ النَّاسِ یَوْمَکُمْ هَذَا أَکْثَرُهَا فِی الدُّنْیَا، عَلَیْهَا یَتَوَادُّونَ، وَ عَلَیْهَا یَتَبَاغَضُونَ، وَ ذَلِکَ لَا یُغْنِی عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً.
فَقَالَ الرَّجُلُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ لِی [أَنْ‏] أَعْلَمَ أَنِّی قَدْ وَالَیْتُ وَ عَادَیْتُ فِی اللَّهِ؟
فَمَنْ وَلِیُّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى أُوَالِیَهُ وَ مَنْ عَدُوُّهُ حَتَّى أُعَادِیَهُ؟
فَأَشَارَ لَهُ‏ «3» رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِلَى عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ، فَقَالَ: أَ لَا تَرَى هَذَا؟ قَالَ: بَلَى فَقَالَ: وَلِیُّ هَذَا وَلِیُّ اللَّهِ فَوَالِهِ، وَ عَدُوُّ هَذَا عَدُوُّ اللَّهِ، فَعَادِهِ، وَالِ وَلِیَّ هَذَا وَ لَوْ [أَنَّهُ‏] قَاتِلُ أَبِیکَ وَ وَلَدِکَ، وَ عَادِ عَدُوَّهُ، وَ لَوْ أَنَّهُ أَبُوکَ أَوْ وَلَدُکَ‏ .

معانى الاخبار: 197، ح 4، أمالى الصدوق: ص 321، ح 4- أمالى الشیخ الطوسى: 2/ 49- الفقیه:4/ 381، ح 5833.

حدیث 28-

-امام عسکرى از پدران بزرگوارشان علیهم السّلام چنین نقل فرمودند:
روزى رسول خدا صلى اللّٰه علیه و آله به یکى از اصحابش فرمود:
براى خدا دوست بدار و براى خدا متنفّر باش،براى خدا دوستى کن و براى خدا دشمنى کن، زیرا ولایت خدا جز از این راه بدست نمى‌آید، و هیچ کس، هر قدر هم که نماز و روزه‌اش زیاد باشد، طعم ایمان را نمى‌چشد مگر این گونه باشد،
و امروزه بیشتر برادرى‌ها و دوستى‌هاى مردم براى دنیا است، بخاطر آن یکدیگر را دوست مى‌دارند و بخاطر آن از یک دیگر بدشان مى‌آید ولى این برایشان سودى نخواهد داشت.
آن شخص پرسید:چگونه بفهمم که دوستى و دشمنى‌ام براى خدا بوده، و ولیّ‌ خدا کیست که با او دوستى کنم و دشمن خدا کیست که با او دشمنى نمایم‌؟
حضرت رسول صلى اللّٰه علیه و آله به حضرت علىّ‌ علیه السّلام اشاره کرده فرمودند: آیا این را میبینى‌؟ عرض کرد: بله، فرمود: هر کس او را دوست بدارد، ولیّ‌ خداست، پس با با او دوستى نما، و دشمن او دشمن خداست، پس با دشمن او دشمن باش و با دوست او نیز دوست باش هر چند قاتل پدر و فرزندانت باشد، و با دشمن او دشمن باش هر چند پدر و فرزندت باشد.


چهل حدیث هاالحدیث التاسع و العشرون‏
 قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ:
لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها* «نمل/ 89» قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: اللَّهُمَّ زِدْنِی [فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها «قصص/ 84».
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: اللَّهُمَّ زِدْنِی‏] فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَةً «انعام/ 160».
فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّ الْکَثِیرَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یُحْصَى وَ لَیْسَ لَهُ مُنْتَهًى‏ .

معانى الاخبار: ص 399، ح 58- عیون اخبار الرّضا: 1/ 226، ح 41- علل الشرائع: ص 140، ح 1.

چهل حدیث هاحدیث 29-
ابو ایّوب خزّاز گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود:
وقتى آیه‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها [هر کس که حسنه ‏اى بیاورد براى بهتر خواهد بود]. نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: بار خدایا بر من افزون فرما.
و چون خداوند آیه‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها «3» [هر کس حسنه‏ اى بیاورد براى او ده برابر خواهد بود]. را نازل کرد. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: خدایا بر من افزون فرما.
پس خداوند متعال آیه‏ مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَةً [چه کسى است که به خدا قرض نیکویى بدهد تا برایش چندین برابر زیاد گرداند]. نازل گردانید.
آنگاه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دانست که کثرت و زیادى از جانب خداوند متعال به شمارش نیاید و به پایان نرسد.

چهل حدیث هاالحدیث الثلاثون‏
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ‏ «1» قَالَ: التَّضَرُّعُ: رَفْعُ الْیَدَیْنِ [بِالدُّعَاءِ]. روى الحدیث فی عیون اأخبار الرضا: 2/ 200 ح 1، عنه البحار: 24/ 128 ح 13. و فی أمالی الطوسی: 1/ 300 ح 9. و فی بصائر الدّرجات: 357 ح 10، عنه البحار: 67/ 74 ح 4. و أورده فی مجمع البیان: 6/ 343 عن الرّسول صلّى اللّه علیه و آله،

و فی شهاب الأخبار:
وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ، قَالَ:
حَدَّثَنَا الْعَمْرَکِیُّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَخِیهِ مُوسَى عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ‏:
التَّبَتُّلُ: أَنْ تُقَلِّبَ کَفَّیْکَ فِی الدُّعَاءِ.
وَ الِابْتِهَالُ: أَنْ تَبْسُطَهُمَا وَ تُقَدِّمَهُمَا.
وَ الرَّغْبَةُ: أَنْ تَسْتَقْبِلَ بِرَاحَتَیْکَ السَّمَاءَ وَ تَسْتَقْبِلَ بِهِمَا وَجْهَکَ.
وَ الرَّهْبَةُ: أَنْ تُلْقِیَ کَفَّیْکَ وَ تَرْفَعَهُمَا إِلَى الْوَجْهِ.
وَ التَّضَرُّعُ: أَنْ تُحَرِّکَ إِصْبَعَیْکَ وَ تُشِیرَ بِهِمَا.
قَالَ أَبُو جَعْفَرِ بْنُ بَابَوَیْهِ فِی حَدِیثٍ آخَرَ: إِنَّ الْبَصْبَصَةَ: أَنْ تَرْفَعَ سَبَّابَتَیْکَ إِلَى السَّمَاءِ، وَ تُحَرِّکَهُمَا، وَ تَدْعُوَ.

معانى الاخبار: ص 397، ح 54.

چهل حدیث هاحدیث 30-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که در باره آیه‏ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ‏ «1» [نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى در نیامدند]. فرمود:
تضرّع: [در اینجا] برداشتن دستها به دعاست.
و از امام کاظم علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
تبتّل: این است که کفّ دو دستت را به دعا بردارى.
ابتهال: این است که دستها را بگسترانى و پیش رو بدارى.
رغبة: این است که رو به قبله بایستى و کف دستها را مقابل صورتت به جانب آسمان بگیرى.
رهبة: این است که کف دو دستت را بگیرى و به جانب صورت بلند کنى.
و تضرّع: این است که دو انگشتت را حرکت دهى و با آنها اشاره نمایى.
توضیح: مرحوم شیخ صدوق رضوان اللَّه تعالى علیه نقل مى‏کند:
بصبصة: این است که دو انگشت سبّابه‏ات را به جانب آسمان بردارى، حرکت دهى و دعا کنى.

چهل حدیث هاالحدیث الحادى و الثلاثون‏
سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ حَرْبٍ الْهِلَالِیَ‏ أَمِیرَ الْمَدِینَةِ یَقُولُ: سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَقُلْتُ: یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ فِی نَفْسِی مَسْأَلَةٌ أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْهَا؟
قَالَ: إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْتُکَ بِمَسْأَلَتِکَ قَبْلَ أَنْ تَسْأَلَنِی، وَ إِنْ شِئْتَ فَسَلْ.
فَقُلْتُ لَهُ: یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ تَعْرِفُ مَا فِی نَفْسِی قَبْلَ سُؤَالِی عَنْهُ؟ قَالَ:
قَالَ: بِالتَّوَسُّمِ [وَ التَّفَرُّسِ‏] أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ‏؟! «الحجر: 75» وَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ «اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».
قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَأَخْبِرْنِی مَسْأَلَتِی.
قَالَ: أَرَدْتَ أَنْ تَسْأَلَنِی عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِمَ لَمْ یُطِقْ حَمْلَهُ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ عِنْدَ حَطِّ الْأَصْنَامِ عَنْ‏ سَطْحِ الْکَعْبَةِ مَعَ قُوَّتِهِ وَ شِدَّتِهِ وَ مَا ظَهَرَ مِنْهُ فِی قَلْعِ بَابِ الْقَمُوصِ‏ بِخَیْبَرَ وَ الرَّمْیِ بِهَا وَرَاءَهُ أَرْبَعِینَ ذِرَاعاً، وَ کَانَ لَا یُطِیقُ حَمْلَهُ أَرْبَعُونَ رَجُلًا، وَ قَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَرْکَبُ النَّاقَةَ وَ الْفَرَسَ [وَ الْبَغْلَةَ] «6» وَ الْحِمَارَ، وَ رَکِبَ الْبُرَاقَ لَیْلَةَ الْمِعْرَاجِ، وَ کُلٌّ مِنْ ذَلِکَ دُونَ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الْقُوَّةِ وَ الشِّدَّةِ؟
قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: عَنْ هَذَا وَ اللَّهِ- أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَأَخْبِرْنِی؟
فَقَالَ: إِنَّ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلَامُ لَهُ بِرَسُولِ اللَّهِ شَرَفٌ وَ بِهِ ارْتَفَعَ، وَ بِهِ وَصَلَ إِلَى إِطْفَاءِ نَارِ الشِّرْکِ، وَ إِبْطَالِ کُلِّ مَعْبُودٍ، دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَوْ عَلَاهُ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِحَطِّ الْأَصْنَامِ لَکَانَ بِعَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ مُرْتَفِعاً وَ مُشَرِّفاً «2» وَ وَاصِلًا إِلَى حَطِّ الْأَصْنَامِ، وَ لَوْ کَانَ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَکَانَ أَفْضَلَ مِنْهُ.
أَ لَا تَرَى أَنَّ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: لَمَّا عَلَوْتُ ظَهْرَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ شُرِّفْتُ وَ ارْتَفَعْتُ حَتَّى لَوْ شِئْتُ أَنْ أَنَالَ السَّمَاءَ لَنِلْتُهَا؟
أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْمِصْبَاحَ هُوَ الَّذِی یُهْتَدَى بِهِ فِی الظُّلْمَةِ، وَ انْبِعَاثُ نُورِهِ‏ «3» مِنْ أَصْلِهِ وَ قَدْ قَالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ «أَنَا مِنْ أَحْمَدَ کَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ».
أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا کَانَا نُوراً بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ قَبْلَ خَلْقِ الْخَلْقِ بِأَلْفَیْ عَامٍ وَ أَنَّ الْمَلَائِکَةَ لَمَّا رَأَتْ ذَلِکَ النُّورَ، رَأَتْ لَهُ أَصْلًا قَدِ انْشَعَبَ مِنْهُ شُعَاعٌ‏ «4» لَامِعٌ فَقَالَتْ: إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا مَا هَذَا النُّورُ؟
فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی، أَصْلُهُ نُبُوَّةٌ، وَ فَرْعُهُ إِمَامَةٌ:
أَمَّا النُّبُوَّةُ فَلِمُحَمَّدٍ عَبْدِی وَ رَسُولِی.
وَ أَمَّا الْإِمَامَةُ فَلِعَلِیٍّ حُجَّتِی وَ وَلِیِّی، وَ لَوْلَاهُمَا مَا خَلَقْتُ خَلْقِی.
أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ رَفَعَ یَدَیْ‏ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِغَدِیرِ خُمٍّ حَتَّى نَظَرَ النَّاسُ إِلَى بَیَاضِ إِبْطَیْهِمَا، فَجَعَلَهُ مَوْلَى الْمُسْلِمِینَ [وَ إِمَامَهُمْ‏] وَ قَدِ احْتَمَلَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ یَوْمَ حَظِیرَةِ بَنِی النَّجَّارِ.
فَلَمَّا قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: نَاوِلْنِی أَحَدَهُمَا یَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:
نِعْمَ الْحَامِلُ أَنَا، وَ نِعْمَ الرَّاکِبَانِ، وَ أَبُوهُمَا خَیْرٌ مِنْهُمَا.
وَ أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ کَانَ یُصَلِّی بِأَصْحَابِهِ فَأَطَالَ سَجْدَةً مِنْ سَجَدَاتِهِ، فَلَمَّا سَلَّمَ قِیلَ لَهُ:
یَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ أَطَلْتَ هَذِهِ السَّجْدَةَ؟
فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏ «إِنَّ ابْنِی ارْتَحَلَنِی‏ فَکَرِهْتُ أَنْ أُعَجِّلَهُ حَتَّى یَنْزِلَ».
وَ إِنَّمَا أَرَادَ بِذَلِکَ رَفْعَهُمْ وَ تَشْرِیفَهُمْ، وَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ رَسُولٌ، نَبِیٌّ، إِمَامٌ، وَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ [إِمَامٌ‏] لَیْسَ بِنَبِیٍّ وَ لَا رَسُولٍ، فَهُوَ غَیْرُ مُطِیقٍ لِحَمْلِ أَثْقَالِ النُّبُوَّةِ.
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ حَرْبٍ الْهِلَالِیُّ: زِدْنِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.
فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنَّکَ لَأَهْلٌ لِلزِّیَادَةِ، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَمَلَ عَلِیّاً عَلَى ظَهْرِهِ یُرِیدُ بِذَلِکَ أَنَّهُ أَبُو وُلْدِهِ، وَ إِمَامُ الْأَئِمَّةِ مِنْ صُلْبِهِ، کَمَا حَوَّلَ رِدَاءَهُ فِی صَلَاةِ الِاسْتِسْقَاءِ وَ أَرَادَ أَنْ یُعْلِمَ أَصْحَابَهُ بِذَلِکَ أَنَّهُ قَدْ تَحَوَّلَ الْجَدْبُ خِصْباً.
قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: زِدْنِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.
فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: احْتَمَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَلِیّاً یُرِیدُ بِذَلِکَ أَنْ یُعْلِمَ قَوْمَهُ أَنَّهُ [هُوَ] «4» الَّذِی یُخَفِّفُ عَنْ ظَهْرِ رَسُولِ اللَّهِ مَا عَلَیْهِ مِنَ الدَّیْنِ وَ الْعِدَاتِ [وَ الْأَدَاءِ] «5» عَنْهُ مِنْ بَعْدِهِ.
قَالَ: فَقُلْتُ: یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ زِدْنِی. فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنَّهُ قَدِ احْتَمَلَهُ، وَ مَا حَمَلَ [إِلَّا] لِأَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَعْصُومٌ لَا یَحْمِلُ وِزْراً فَتَکُونُ [أَقْوَالُهُ وَ] أَفْعَالُهُ عِنْدَ [مَجْمَعِ‏] النَّاسِ حِکْمَةً وَ صَوَاباً.
وَ قَدْ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِعَلِیٍّ: یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى حَمَّلَنِی ذُنُوبَ شِیعَتِکَ ثُمَّ غَفَرَهَا لِی، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ «1».
وَ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ‏ «2».
قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَیُّهَا النَّاسُ عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُمْ [مَنْ ضَلَ‏] إِذَا اهْتَدَیْتُمْ وَ عَلِیٌّ نَفْسِی وَ أَخِی، [أَطِیعُوا] عَلِیّاً فَإِنَّهُ مُطَهَّرٌ، مَعْصُومٌ، لَا یَضِلُّ وَ لَا یَشْقَى.
ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَیْکُمْ ما حُمِّلْتُمْ‏ «5» الْآیَةَ.
ثُمَّ قَالَ [الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ‏] لِی: أَیُّهَا الْأَمِیرُ لَوْ أَخْبَرْتُکَ بِمَا فِی حَمْلِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلَامُ عِنْدَ حَطِّ الْأَصْنَامِ مِنْ سَطْحِ الْکَعْبَةِ مِنَ الْمَعَانِی الَّتِی أَرَادَهَا [بِهِ‏] لَقُلْتَ:
إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ لَمَجْنُونٌ، فَحَسْبُکَ مِنْ ذَلِکَ مَا قَدْ سَمِعْتَ.
فَقُمْتُ إِلَیْهِ وَ قَبَّلْتُ رَأْسَهُ، وَ قُلْتُ: اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ‏ .

روى مثله فی معانی الأخبار: 350 ح 1، و فی علل الشرائع: 1/ 173 ح 1 عنهما البحار 38/ 79 ح 2 و البرهان: 2/ 441 ح 3 و ج 4/ 195 ح 5 و غایة المرام: 431 ح 1. و أورده فی تأویل الایات: 287 ح 27. و أخرج قطعة منه فی البحار: 15/ 11 ح 13، و فی إثبات الهداة: 5/ 364 ح 50 عن معانی الأخبار.


چهل حدیث هاحدیث 31-
محمّد بن حرب هلالى امیر مدینه گوید: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم:
اى پسر رسول خدا: در دلم مسأله‏ اى است که مى‏خواهم از تو بپرسم.
فرمود: اگر بخواهى پیش از آنکه از من بپرسى تو را از سؤالت خبر خواهم داد! و اگر خواستى مى‏توانى سؤال کنى.
به او گفتم: اى پسر پیامبر خدا! به چه وسیله‏اى پیش از پرسشم به آنچه که در دل دارم خبر مى‏دهى؟
فرمود: به فراست و زیرکى، آیا نشنیدى سخن خداوند متعال را که مى‏فرماید: إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ‏ «حجر/ 75» [به یقین در این کیفر براى هوشیاران نشانه ‏هاى عبرت است‏].
و سخن رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله که فرمود: «پروا داشته باشید از فراست و زیرکى مؤمن.
زیرا که او به نور خداوند تعالى مى‏نگرد».
گفتم: اى پسر رسول خدا! مرا از مسأله‏ام خبر ده.
فرمود: مى‏خواهى از من بپرسى که چرا به هنگام درهم ریختن بتها بر بام کعبه، على علیه السّلام رسول خدا را بر دوش نگرفت [بلکه پیامبر، على را به دوش گرفت‏]؟ با اینکه قوّت و قدرت على علیه السّلام در باب کندن قلعه خیبر و دور انداختن آن به چهل ذرع پشت سر خود، در حالى که چهل نفر نمى‏توانستند آن را بر دارند [بر کسى پوشیده نیست‏].- و از طرفى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر اسب و شتر و الاغ سوار مى‏شد و در شب معراج بر براق سوار گردید.- و همه اینها در قوّت و قدرت بسى پایین‏تر از وى بودند؟
گفتم: به خدا سوگند همین را مى‏خواستم بپرسم: اى پسر رسول خدا! جوابم بده. فرمود: على علیه السّلام در پیشگاه پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله شرف و فضیلتى [خاصّ‏] داشت. و به همین جهت پا بر دوش آن حضرت نهاد و بدان وسیله آتش شرک را خاموش و هر معبودى جز خدا را باطل نمود. و اگر على علیه السّلام پیامبر را براى ریختن بتها بالا مى‏برد در آن صورت پیامبر به واسطه على علیه السّلام مقام و مرتبت پیدا مى‏کرد و به وسیله او به ریختن بتها دست مى‏یافت و اگر چنین مى‏بود على علیه السّلام افضل از او مى‏شد، [و حال آنکه چنین نیست‏]. مگر ندیدى که على علیه السّلام فرمود: چون پا بر دوش رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نهادم، شرافت و مرتبت پیدا کردم تا جایى که اگر مى‏خواستم به آسمان برسم، هر آینه مى‏رسیدم.
- آیا ندانستى که این چراغ است که به وسیله آن در تاریکى راه یافته مى‏شود و شعاع نور از اصل نور است، على علیه السّلام فرمود: «من از احمدم، همچون روشنایى که از نور است»؟
- آیا ندانستى که محمّد و على- که درود خدا بر آن دو باد- دو هزار سال پیش از
آنکه خلق شوند هر دو نورى در پیشگاه خداوند متعال بودند؟ و چون فرشتگان آن نور را دیدند که شعاعى تابان از آن درخشیدن گرفت، گفتند: معبودا و بزرگوارا! این نور چیست؟ آنگاه بود که خداوند تعالى به آنان وحى فرستاد که این نور، نور من است؛ اصلش نبوّت و فرعش امامت است. اما نبوّت براى بنده‏ام و فرستاده‏ام محمّد است، و امّا امامت براى حجّتم و دوستم، على است، و اگر این دو نبودند مخلوقم را نمى‏آفریدم.
- آیا ندانستى که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله، در غدیر خمّ دو دست على علیه السّلام گرفت- به نحوى که مردم زیر بغل آن دو را مى‏دیدند- و او را سرپرست و امام مردم قرار داد؟
- و روزى در «سراى بنى نجّار»، حسن و حسین را به دوش گرفته بود یکى از اصحابش به آن حضرت گفت: یکى از این دو را به من بده [به دوش بگیرم‏]. فرمود:
خودم خوب باربرى هستم! و این دو هم خوب سواره‏اى هستند، و پدرشان از آنها بهتر است.
- و روزى با اصحابش نماز مى‏خواند، سجده‏اى از سجده‏هایش را طول داد.
چون سلام داد، گفتند: یا رسول اللَّه سجده را طول دادى. فرمود: «پسرم بر من سوار شده بود، دوست نداشتم پیاده‏اش کنم تا خود پایین آید».
و همه این امور براى نشان دادن رفعت و شرافت آنان بود و پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله خود رسول، نبىّ و امام بود و على علیه السّلام فقط امام بود نه رسول بود و نه نبىّ، پس او تحمّل سنگینى مقام نبوّت را نداشت.
محمّد بن حرب هلالى گفت: باز هم بیشتر بفرمایید.
امام صادق علیه السّلام فرمود: به راستى که تو شایسته آنى که بیشتر بگویم: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، على علیه السّلام را بر دوشش گرفت تا به مردم بفهماند که او پدر فرزندانش، و امام امامان از صلبش است، عبایش را در «نماز باران» وارونه پوشید تا به اصحابش‏
بفهماند [که این کار نشانه‏] تحوّل از سختى و خشکسالى به آسانى و فراخسالى است.
محمّد بن حرب هلالى گوید: به امام صادق علیه السّلام گفتم: باز بیشتر بفرمایید.
امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هدفش از بر دوش گرفتن على علیه السّلام این بود که امّتش بدانند: آن کسى که بعد از او بار سنگین بدهکاریها و وعده‏ها و اداء [امانات‏] را از دوشش بر مى‏دارد، او فقط على علیه السّلام است.
راوى گفت: باز بیشتر بفرمایید.
امام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله که آن حضرت را به دوش گرفت، معصوم بود و گناهى مرتکب نمى‏شد. بنا بر این جمیع گفتار و افعال او در حضور مردم بر اساس حکمت و مصلحتى بوده است. پیامبر به على فرمود: اى على! خداوند متعال گناهان شیعیانت را به عهده من نهاد و سپس همه را آمرزید و این است سخن خداى تعالى که مى‏فرماید: لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ «فتح/ 2» [خداوند گناهان پیشین و پسین تو را تاکنون بیامرزد].
و چون خداى تعالى آیه‏ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ‏ «مائده/ 105» [اى کسانى که ایمان آورده‏اید به خودتان بپردازید] را نازل کرد. پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمود، «هان اى مردم، به خودتان بپردازید، که هر گاه هدایت یابید آن کس که گمراه است نمى‏تواند به شما زیانى برساند و به من و برادرم بپردازید، على را اطاعت کنید زیرا که او پاکیزه و معصوم است، نه گمراه است و نه بدبخت. سپس این آیه را خواند:
قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَیْکُمْ ما حُمِّلْتُمْ‏ «نور/ 54» [بگو: خدا و پیامبر را اطاعت کنید، پس اگر پشت نمودید (بدانید که) بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظّف هستید].
سپس امام صادق علیه السّلام فرمود: ایّها الأمیر! اگر تو را از فلسفه تمام نکات و ریزه ‏کاریهاى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در مورد بر دوش گرفتن على مرتضى و فرو ریختن بتها بر بام کعبه خبر دهم، هر آینه خواهى گفت که: جعفر بن محمّد دیوانه شده است! پس همین مقدار که شنیدى براى تو کافى است.
سرانجام به جانب آن حضرت رفتم و سرش را بوسیدم و گفتم: اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ‏ [خدا بهتر داند که رسالتش را کجا قرار دهد].

چهل حدیث هاالحدیث الثانی و الثلاثون‏
َعَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْیَنَ، قَالَ‏:
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ: مَا یَرْوِی النَّاسُ «أَنَّ الصَّلَاةَ فِی جَمَاعَةٍ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاةِ الرَّجُلِ وَحْدَهُ بِخَمْسٍ وَ عِشْرِینَ صَلَاةً»؟ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: صَدَقُوا.
فَقُلْتُ: الرَّجُلَانِ یَکُونَانِ فِی جَمَاعَةٍ؟ قَالَ: نَعَمْ، وَ یَقُومُ الرَّجُلُ عَنْ یَمِینِ الْإِمَامِ‏ .
عنه البحار: 88/ 97 ح 67. و رواه فی الکافی: 3/ 371 ح 1 عن علیّ بن إبراهیم، و فی التّهذیب: 3/ 24 ح 1 عن محمّد بن یعقوب. و أخرجه فی الوسائل: 5/ 371 ح 3 عن الکافی و التّهذیب و فی ج 18/ 60 ح 34 عن الکافی.


چهل حدیث هاحدیث 32-
زرارة بن اعین گوید: به امام صادق علیه السّلام گفتم: مردم روایت مى‏کنند که: «نماز مرد به جماعت بهتر است از 25 نماز به تنهایى». فرمود، راست مى‏گویند.
گفتم: دو نفر با هم مى‏توانند نماز به جماعت بخوانند؟
فرمود: بلى. آنکه مأموم است طرف راست امام مى‏ایستد.

چهل حدیث هاالحدیث الثالث و الثلاثون پ

قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الْبَاقِرَ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ: إِنَّ الْجُهَنِیَّ أَتَى النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ [بِمَکَّةَ] فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی أَکُونُ فِی الْبَادِیَةِ وَ مَعِی أَهْلِی وَ وُلْدِی وَ غِلْمَتِی‏ فَأُؤَذِّنُ وَ أُقِیمُ وَ أُصَلِّی بِهِمْ، أَ فَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟ فَقَالَ: نَعَمْ.
فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ غِلْمَتِی یَتْبَعُونَ قَطْرَ السَّحَابِ وَ أَبْقَى أَنَا وَ أَهْلِی وَ وُلْدِی [فَأُؤَذِّنُ وَ أُقِیمُ‏] وَ أُصَلِّی بِهِمْ، أَ فَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟ فَقَالَ: نَعَمْ.
فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنَّ وُلْدِی یَتَفَرَّقُونَ فِی الْمَاشِیَةِ، فَأَبْقَى أَنَا وَ أَهْلِی، فَأُؤَذِّنُ وَ أُقِیمُ وَ أُصَلِّی بِهِمْ، أَ فَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟ فَقَالَ: نَعَمْ.
فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَذْهَبُ فِی مَصْلَحَتِهَا وَ أَبْقَى أَنَا وَحْدِی، فَأُؤَذِّنُ وَ أُقِیمُ، أَ فَجَمَاعَةٌ أَنَا؟ قَالَ: نَعَمْ، الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَةٌ.

عنه البحار: 88/ 97 ح 67. و رواه فی الکافی: 3/ 371 ح 2، و فی التهذیب: 3/ 265 ح 69. عنهما الوسائل: 5/ 379 ح 2. و أورده فی دعائم الاسلام: 1/ 155 ح 438 باختلاف، عنه البحار: 88/ 17 ضمن ح 30.


چهل حدیث هاحدیث 33-
محمّد بن یوسف از پدرش روایت مى‏کند، گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمود: جهنى [مردى از قبیله بنى جهینه‏] در مکّه نزد پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله آمد و گفت:
اى پیامبر خدا! من در بیابان با همسر و فرزند و کودکانم اذان مى‏گویم و بر مى‏خیزم و با آنان نماز مى‏خوانم. آیا این جماعت صحیح است؟ فرمود، بلى.
گفت: اى پیامبر خدا! کودکانم دانه باران را دنبال مى‏کنند [یا: به دنبال آب باران که در گودالها گرد آمده مى‏روند]، و من و همسر و فرزندانم اذان گفته و با آنان به نماز بر مى‏خیزم. آیا چنین جماعتى صحیح است؟ فرمود: بلى.
باز گفت: اى رسول خدا! فرزندانم به دنبال چهار پایان پراکنده مى‏شوند، من مى‏مانم و همسرم، آنگاه اذان گفته و بر مى‏خیزم و با ایشان نماز مى‏خوانم. آیا این‏ جماعت صحیح است؟ فرمود: بلى.
دوباره گفت: اى پیامبر خدا! زنم به دنبال کارش مى‏رود و من تنها مى‏مانم، پس اذان گفته و [به نماز] بر مى‏خیزم. آیا نمازم به جماعت است؟ فرمود مؤمن خودش به تنهایى جماعت است.

چهل حدیث هاالحدیث الرابع و الثلاثون‏
زُرَارَةَ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ ذَاتَ یَوْمٍ إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَدَخَلَ عَلَیْهِ، فَقَالَ لَهُ:
جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی رَجُلٌ جَارُ مَسْجِدٍ لِقَوْمٍ فَإِذَا [أَنَا] لَمْ أُصَلِّ مَعَهُمْ وَقَعُوا فِیَّ وَ قَالُوا: هُوَ کَذَا، وَ [هُوَ] کَذَا.
فَقَالَ: أَمَا إِنْ قُلْتَ ذَاکَ لَقَدْ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ «مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ یُجِبْهُ مِنْ غَیْرِ عِلَّةٍ فَلَا صَلَاةَ لَهُ، لَا تَدَعِ الصَّلَاةَ خَلْفَهُمْ‏ وَ خَلْفَ کُلِّ إِمَامٍ».
فَلَمَّا خَرَجَ قُلْتُ لَهُ:
جُعِلْتُ فِدَاکَ کَبُرَ عَلَیَّ قَوْلُکَ لِهَذَا الرَّجُلِ حِینَ اسْتَفْتَاکَ فَإِنْ لَمْ یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ؟
قَالَ: فَضَحِکَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ، ثُمَّ قَالَ:
مَا أَرَاکَ بَعْدُ إِلَّا هَاهُنَا، یَا زُرَارَةُ، فَأَیَّةُ عِلَّةٍ تُرِیدُ أَعْظَمَ مِنْ أَنَّهُ لَا یُؤْتَمُّ بِهِ.

عنه البحار: 88/ 98 ضمن ح 67. و رواه فی الکافی: 3/ 372 ح 5، و فی التّهذیب: 3/ 24 ح 3. عنهما الوسائل: 5/ 375 ح 1.

چهل حدیث هاحدیث 34-
زرارة بن اعین گوید: روزى نزد امام باقر علیه السّلام نشسته بودم، در این وقت مردى بر آن حضرت وارد گردید، گفت: فدایت گردم من مردى در همسایگى مسجد گروهى هستم چون در نماز جماعت با آنان شرکت نمى‏کنم، بدگویى و سرزنشم مى‏کنند و مى‏گویند: فلانى چنین و چنان است.
امام باقر علیه السّلام فرمود: امّا این را که گفتى [بدان که‏] امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «هر کس صداى اذان نماز را بشنود و بدون عذرى اجابت نکند، نماز [کامل و با فضیلتى‏] ندارد. نماز را پشت سرشان و پشت سر هر امامى، ترک نکنید».
چون آن مرد بیرون رفت به امام گفتم: فدایت گردم! جوابى که به استفتاى این مرد دادى، براى من سنگین [و غیر قابل قبول‏] است! پس اگر امامان آنها مؤمن نباشند آیا باز حکم همین است که فرمودید؟
آن حضرت خندید و فرمود: اى زرارة! بعد از این تو را جز اینجا نبینم. کدام عذرى بزرگتر از این است که آن امام شایسته امامت نباشد؟

چهل حدیث هاالحدیث الخامس و الثلاثون‏
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏ .

عنه البحار: 88/ 98 ضمن ح 67. و فی ص 97 ضمن ح 66 عن الهدایة للصدوق: 10 (مرسلا) و فی ص 87 ح 48 عن أمالی الصدوق: 300 ح 14. و أخرجه فی الوسائل: 5/ 381 ح 1 عن الفقیه: 1/ 382 ح 1125 (عن حماد بن عثمان) و زاد علیه «فی الصف الأول» و عن أمالی الصدوق، و ح 4 من الوسائل عن الکافی: 3/ 380 ح 6. و أورده فی روضة الواعظین: 388 مرسلا ضمن حدیث.

چهل حدیث هاحدیث 35-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود:
هر کس که- در صفّ اوّل- پشت سر آنان نماز بخواند، همچون کسى است که پشت سر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نماز خوانده باشد.

چهل حدیث هاالحدیث السادس و الثلاثون‏
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: مَنْ صَلَّى فِی مَنْزِلِهِ، ثُمَّ أَتَى مَسْجِداً مِنْ مَسَاجِدِهِمْ، فَصَلَّى مَعَهُمْ‏ خَرَجَ بِحَسَنَاتِهِمْ‏.

چهل حدیث هاحدیث 36-
امام صادق علیه السّلام فرموده است:
هر کس که در خانه ‏اش نماز خواند، سپس به مسجدى از مساجد آنان در آید و با آنها نماز بخواند، حسناتشان را با خود برده است.


چهل حدیث هاالحدیث السابع و الثلاثون‏
 عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَنْ أَفْضَلِ مَا یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى رَبِّهِمْ وَ أَحَبِّ ذَلِکَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا هُوَ؟
فَقَالَ: لَا أَعْلَمُ شَیْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ [هَذِهِ‏] الصَّلَاةِ، أَ لَا تَرَى إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ عِیسَى بْنِ مَرْیَمَ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ‏ «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا» .

رواه فی الکافی: 3/ 264 ح 1، و فی التّهذیب: 2/ 236 ح 1، و فی الفقیه: 1/ 210 ح 634 ، و أورده فی دعوات الراوندی: 27 ح 8. و أخرجه فی الوسائل: 3/ 25 ح 1 عن التّهذیب و الکافی، و فی البحار: 82/ 225 ح 50 عن الدّعوات، و فی البرهان: 3/ 11 ح 2 و نور الثّقلین: 4/ 204 ح 49 عن الکافی.


چهل حدیث هاحدیث 37-
معاویة بن وهب گوید: از امام صادق پرسیدم: بهترین و محبوب‏ترین چیزى که بندگان به وسیله آن به پروردگارشان تقرّب مى‏ جویند چیست؟
فرمود: بعد از شناخت [خداوند]، چیزى بهتر از این نماز سراغ ندارم. آیا به بنده شایسته خدا، عیسى بن مریم نمى‏ نگرى که گفته است: و أوصانى بالصّلاة و الزّکاة ما دمت حیّا
[تا زنده ‏ام به نماز و زکات، سفارشم کرده است‏].

چهل حدیث هاالحدیث الثامن و الثلاثون‏
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: مَرَّ بِالنَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ رَجُلٌ وَ هُوَ یُعَالِجُ بَعْضَ حُجُرَاتِهِ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَا أَکْفِیکَ؟
فَقَالَ: شَأْنَکَ، فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ [لَهُ‏] رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: حَاجَتُکَ؟ قَالَ: الْجَنَّةُ.
فَأَطْرَقَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، ثُمَّ قَالَ: نَعَمْ.
فَلَمَّا وَلَّى قَالَ لَهُ: یَا عَبْدَ اللَّهِ أَعِنَّا بِطُولِ السُّجُودِ.

عنه البحار: 85/ 165 ح 14. و رواه فی الکافی: 3/ 266 ح 8، عنه الوسائل: 4/ 978 ح 2. و تقدّم نظیره فی الحدیث: 16.


چهل حدیث هاحدیث 38-
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: در حالى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله یکى از حجره‏ هایش را تعمیر مى‏کرد، مردى از کنارش گذشت. گفت: اى رسول خدا! آیا کمکت ندهم؟ فرمود: خود دانى.
چون رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله کارش تمام شد، فرمود: حاجتت چیست آن مرد گفت:بهشت! پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله ساکت شد و سپس فرمود: بلى [خوب چیزى است‏]. و چون برگشت، فرمود اى بنده خدا! ما را با «طول سجود» یارى برسان.

چهل حدیث هاالحدیث التاسع و الثلاثون
عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى قَالَ‏: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَوْماً:
یَا حَمَّادُ أَ تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّیَ؟
قَالَ: فَقُلْتُ: یَا سَیِّدِی أَنَا أَحْفَظُ کِتَابَ حَرِیزٍ فِی الصَّلَاةِ قَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لَا عَلَیْکَ یَا حَمَّادُ قُمْ فَصَلِّ.
قَالَ: فَقُمْتُ بَیْنَ یَدَیْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْقِبْلَةِ، فَاسْتَفْتَحْتُ الصَّلَاةَ، فَرَکَعْتُ وَ سَجَدْتُ.
فَقَالَ، یَا حَمَّادُ لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّیَ؟ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ‏ مِنْکُمْ یَأْتِی عَلَیْهِ سِتُّونَ سَنَةً، أَوْ سَبْعُونَ سَنَةً فَلَا یُقِیمُ صَلَاةً وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً.
قَالَ حَمَّادٌ: فَأَصَابَنِی فِی نَفْسِیَ الذُّلُّ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ فَعَلِّمْنِی الصَّلَاةَ.
فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ مُنْتَصِباً، فَأَرْسَلَ یَدَیْهِ جَمِیعاً عَلَى فَخِذَیْهِ قَدْ ضَمَّ أَصَابِعَهُ، وَ فَرَّقَ بَیْنَ قَدَمَیْهِ حَتَّى کَانَ بَیْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثِ أَصَابِعَ مُنْفَرِجَاتٍ، وَ اسْتَقْبَلَ بِأَصَابِعِ رِجْلَیْهِ جَمِیعاً الْقِبْلَةَ لَمْ یُحَرِّفْهَا عَنِ الْقِبْلَةِ.
فَقَالَ بِخُشُوعٍ «اللَّهُ أَکْبَرُ» ثُمَّ قَرَأَ الْحَمْدَ بِتَرْتِیلٍ، وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ.
ثُمَّ صَبَرَ هُنَیْئَةً بِقَدْرِ مَا یَتَنَفَّسُ، وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَفَعَ یَدَیْهِ حِیَالَ وَجْهِهِ، وَ قَالَ «اللَّهُ أَکْبَرُ» وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَکَعَ وَ مَلَأَ کَفَّیْهِ مِنْ رُکْبَتَیْهِ مُنْفَرِجَاتٍ، وَ رَدَّ رُکْبَتَیْهِ إِلَى خَلْفِهِ ثُمَّ اسْتَوَى‏ ظَهْرُهُ حَتَّى لَوْ صُبَّ عَلَیْهِ قَطْرَةٌ مِنْ مَاءٍ أَوْ دُهْنٍ لَمْ تَزُلْ، لِاسْتِوَاءِ ظَهْرِهِ وَ مَدَّ عُنُقَهُ وَ غَمَّضَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ سَبَّحَ ثَلَاثاً بِتَرْتِیلٍ فَقَالَ: سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ.
ثُمَّ اسْتَوَى قَائِماً فَلَمَّا اسْتَمْکَنَ مِنَ الْقِیَامِ قَالَ: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ.
ثُمَّ کَبَّرَ وَ هُوَ قَائِمٌ، وَ رَفَعَ یَدَیْهِ‏ «4» حِیَالَ وَجْهِهِ ثُمَّ سَجَدَ وَ بَسَطَ کَفَّیْهِ مَضْمُومَتَیِ الْأَصَابِعِ بَیْنَ یَدَیْ رُکْبَتَیْهِ حِیَالَ وَجْهِهِ، فَقَالَ:
سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ. ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ لَمْ یَضَعْ شَیْئاً مِنْ جَسَدِهِ عَلَى شَیْ‏ءٍ [مِنْهُ‏] وَ سَجَدَ عَلَى ثَمَانِیَةِ أَعْظُمٍ‏ :
الْکَفَّیْنِ وَ الرُّکْبَتَیْنِ وَ [أَنَامِلِ‏] إِبْهَامَیِ الرِّجْلَیْنِ وَ الْجَبْهَةِ وَ الْأَنْفِ.
وَ قَالَ: سَبْعٌ مِنْهَا فَرْضٌ یُسْجَدُ عَلَیْهَا، وَ هِیَ الَّتِی ذَکَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ: وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً وَ هِیَ الْجَبْهَةُ وَ الْکَفَّانِ وَ الرُّکْبَتَانِ وَ الْإِبْهَامَانِ، وَ وَضْعُ الْأَنْفِ عَلَى الْأَرْضِ سُنَّةٌ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السُّجُودِ، فَلَمَّا اسْتَوَى جَالِساً قَالَ: اللَّهُ أَکْبَرُ ثُمَّ قَعَدَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْسَرِ وَ [قَدْ] وَضَعَ [ظَاهِرَ] قَدَمِهِ الْأَیْمَنِ عَلَى بَطْنِ قَدَمِهِ الْأَیْسَرِ وَ قَالَ: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ ثُمَّ کَبَّرَ وَ هُوَ جَالِسٌ، وَ سَجَدَ السَّجْدَةَ الثَّانِیَةَ، وَ قَالَ کَمَا قَالَ فِی الْأُولَى وَ لَمْ یَضَعْ شَیْئاً مِنْ بَدَنِهِ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْهُ فِی رُکُوعٍ وَ لَا سُجُودٍ وَ کَانَ مُجَّنِّحاً وَ لَمْ یَضَعْ ذِرَاعَیْهِ عَلَى الْأَرْضِ.
فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ عَلَى هَذَا، وَ یَدَاهُ مَضْمُومَتَا الْأَصَابِعِ، وَ هُوَ جَالِسٌ فِی التَّشَهُّدِ فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ التَّشَهُّدِ سَلَّمَ وَ قَالَ: یَا حَمَّادُ هَکَذَا صَلِّ‏ .

الکافی: 3/ 311 ح 8، التهذیب: 2/ 81 ح 69، عنهما الوسائل: 4/ 675 ح 2.
و رواه الصدوق فی أمالیه: 337 ح 13، و فی الفقیه: 1/ 300 ح 915، و زاد علیه:«و لا تعبث بیدیک و أصابعک، و لا تبزق عن یمینک، و لا عن یسارک، و لا بین یدیک». و أخرجه فی البحار: 84/ 185ح 1عن أمالی الصدوق.

چهل حدیث هاحدیث 39-
حماد بن عیسى گوید: روزى امام صادق علیه السّلام به من فرمود: آیا خوب نماز می خوانى؟
گفتم: اى آقاى من! من کتاب حریز را در باره نماز حفظ کرده‏ ام.
فرمود: ضرر نمی کنی، برخیز نماز بخوان.
گوید: برابر آن حضرت رو به قبله ایستادم و تکبیر نماز گفتم و رکوع و سجود نمودم.
امام فرمود: اى حمّاد! خوب نماز نمى‏ خوانى! چه اندازه براى مرد زشت است که شصت یا هفتاد سالش شود و یک نماز کامل و تمام بپا ندارد! حمّاد گوید: پیش خود خوار شدم و گفتم قربانت گردم: نماز را به من بیاموز.
امام صادق علیه السّلام تمام قد رو به قبله ایستاد و دو دست را بر روى دو رانش، پائین‏ انداخت، انگشتها را به هم چسباند و دو گام را به هم نزدیک کرد تا فاصله آنها سه انگشت گشاده شد؛ و انگشتان پایش را بدون انحراف برابر قبله نمود، در حال خشوع و استکانت گفت: اللَّه أکبر.
حمد و قل هو اللَّه را به ترتیل و تأنّى خواند، و به اندازه نفسى درنگ کرد، به همان حال ایستاده گفت:
اللَّه أکبر.
سپس به رکوع رفت و دو کفّ خود را که انگشتانش باز بود از سر دو زانو پر کرد و زانو را عقب زد تا پشت او هموار شد که اگر قطره آبى یا روغنى بر آن مى‏چکید نمى‏ لغزید از بس که پشتش هموار بود؛ و گردن کشید و چشمها را خوابانید، سه بار به آرامى فرمود: سبحان ربّى العظیم و بحمده‏
سپس برخاست و چون بر جا شد، گفت: سمع اللَّه لمن حمده‏
و در همان حال ایستاده تکبیر گفت، و دو دستش را تا برابر رو بلند کرد و سپس به سجده رفت و دو کفش را که انگشتانش به هم چسبیده بود میانه دو سر زانو برابر روى نهاد و سه بار گفت:
سبحان ربّى الأعلى و بحمده‏
و چیزى از اعضاى بدن را بر هم نگذاشت، و بر هشت عضو سجده کرد، دو کفّ، دو سر زانو، و دو سر انگشت بزرگ پاها؛ پیشانى و بینى.
و فرمود: در سجده از این هشت عضو، نهادن هفت عضو بر زمین واجب است و آنها همانها است که خداى عزّوجلّ در کتابش فرموده:‏ وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً و آنها عبارتند از: پیشانى و دو کفّ و دو زانو و دو انگشت بزرگ پا، و نهادن بینى بر زمین سنّت است. سپس سر از سجده برداشت و چون برجا نشست، گفت: اللَّه اکبر، و بر طرف چپ نشست، و روى پاى راست را بر پشت پاى چپش نهاد و گفت:
أستغفر اللَّه ربّى و أتوب إلیه‏
و به حال نشسته باز تکبیر گفت و به سجده دوم رفت، و همان گفت که در سجده اوّل گفته بود و در رکوع و سجود، هیچ عضو
تنش را بر عضوى دیگر ننهاد، و دستها را [در سجود] مانند بال زیر تن بیرون داده بود و آرنجهایش را بر زمین نگذاشته بود. به همین روش دو رکعت نماز خواند در حالى که انگشتانش به هم چسبیده بود، در تشهّد نشست، و چون از تشهّد سلام داد، فرمود: اى حمّاد چنین نماز بخوان.

چهل حدیث هاالحدیث الأربعون «و هو خاتمة الأحادیث»
عَنِ الْحَارِثِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَنْ فَضْلِ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ عَنْ فَضْلِ الصَّلَاةِ فِیهِ، فَقَالَ:
مَنْ صَلَّى أَوَّلَ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً، وَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى ثَوَابَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ غَفَرَ لَهُ جَمِیعَ ذُنُوبِهِ وَ کَانَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مِنَ الْفَائِزِینَ .

وَ مَنْ صَلَّى فِی اللَّیْلَةِ الثَّانِیَةِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً، وَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ عِشْرِینَ مَرَّةً، غَفَرَ اللَّهُ لَهُ جَمِیعَ ذُنُوبِهِ وَ وَسَّعَ‏ عَلَیْهِ رِزْقَهُ وَ کَفَى أَمْرَ سَنَتِهِ‏.

وَ مَنْ صَلَّى فِی اللَّیْلَةِ الثَّالِثَةِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عَشْرَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فی کُلِّ رَکْعَةٍ فَاتِحَةَ الْکِتَابِ مَرَّةً، وَ خَمْسِینَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، نَادَاهُ مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى: أَلَا إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ عَتِیقُ اللَّهِ مِنَ النَّارِ، وَ فُتِّحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ قَامَ تِلْکَ اللَّیْلَةَ فَأَحْیَاهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ .

وَ مَنْ صَلَّى [فِی‏] اللَّیْلَةِ الرَّابِعَةِ [مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ‏] «3» ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً، وَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ عِشْرِینَ مَرَّةً، رَفَعَ اللَّهُ تَعَالَى [لَهُ‏] عَمَلَهُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ کَعَمَلِ سَبْعَةِ أَنْبِیَاءَ مِمَّنْ بَلَّغَ رِسَالاتِ رَبِّهِ .

وَ مَنْ صَلَّى فِی اللَّیْلَةِ الْخَامِسَةِ رَکْعَتَیْنِ، بِمِائَةِ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، فِی کُلِّ رَکْعَةٍ [خَمْسِینَ مَرَّةً] «5» فَإِذَا فَرَغَ صَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِائَةَ مَرَّةٍ زَاحَمَنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ .

وَ مَنْ صَلَّى [فِی‏] اللَّیْلَةِ السَّادِسَةِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ وَ تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ‏، فَکَأَنَّمَا صَادَفَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ .

وَ مَنْ صَلَّى فِی اللَّیْلَةِ السَّابِعَةِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ثَلَاثَ عَشْرَةَ مَرَّةً بَنَى اللَّهُ لَهُ فِی جَنَّةِ عَدْنٍ قَصْرَیْ ذَهَبٍ، وَ کَانَ فِی أَمَانِ اللَّهِ تَعَالَى إِلَى شَهْرِ رَمَضَانَ مِثْلِهِ .

وَ مَنْ صَلَّى [فِی‏] اللَّیْلَةِ الثَّامِنَةِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ رَکْعَتَیْنِ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ [مَرَّةً] وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ عَشْرَ مَرَّاتٍ، وَ سَبَّحَ أَلْفَ تَسْبِیحَةٍ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ‏ الْجِنَانِ الثَّمَانِیَةِ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاءَ .

وَ مَنْ صَلَّى فِی اللَّیْلَةِ التَّاسِعَةِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ بَیْنَ الْعِشَائَیْنِ سِتَّ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ خَمْسِینَ مَرَّةً، صَعِدَتِ الْمَلَائِکَةُ بِعَمَلِهِ کَعَمَلِ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ.

وَ مَنْ صَلَّى [فِی‏] اللَّیْلَةِ الْعَاشِرَةِ مِنْ‏ شَهْرِ رَمَضَانَ عِشْرِینَ رَکْعَةً یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثَلَاثِینَ مَرَّةً، وَسَّعَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَیْهِ رِزْقَهُ، وَ کَانَ مِنَ الْفَائِزِینَ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ رَکْعَتَیْنِ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ عِشْرِینَ مَرَّةً، لَمْ یَتْبَعْهُ ذَنْبٌ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ إِنْ جَهَدَ إِبْلِیسُ جُهْدَهُ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ثَلَاثِینَ مَرَّةً، أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى ثَوَابَ الشَّاکِرِینَ وَ کَانَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مِنَ الْفَائِزِینَ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ ثَلَاثَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فی کُلِّ رَکْعَةٍ فَاتِحَةَ الْکِتَابِ مَرَّةً وَ خَمْساً وَ عِشْرِینَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى الصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ سِتَّ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ‏ ثَلَاثِینَ مَرَّةً، هَوَّنَ اللَّهُ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ مُنْکَراً وَ نَکِیراً .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ النِّصْفِ مِنْهُ مِائَةَ رَکْعَةٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ صَلَّى أَیْضاً أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی الْأُولَیَیْنِ مِائَةَ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الِاثْنَتَیْنِ الْأَخِیرَتَیْنِ خَمْسِینَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ غَفَرَ اللَّهُ [لَهُ‏] «4» ذُنُوبَهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ، وَ رَمْلِ عَالِجٍ، وَ عَدَدِ نُجُومِ السَّمَاءِ، وَ وَرَقِ الشَّجَرِ فِی أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ‏ مَعَ مَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ‏ مِنَ الْمَزِیدِ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ سِتَّ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ رَکْعَةً یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ مَرَّةً، خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ رَیَّانُ یُنَادِی بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، حَتَّى یَرِدَ الْقِیَامَةَ فَیُؤْمَرَ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ بِغَیْرِ حِسَابٍ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ سَبْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ رَکْعَتَیْنِ یَقْرَأُ فِی الْأُولَى مَا تَیَسَّرَ بَعْدَ فَاتِحَةِ الْکِتَابِ‏ وَ فِی الثَّانِیَةِ مِائَةَ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مِائَةَ مَرَّةٍ أَعْطَاهُ اللَّهُ ثَوَابَ أَلْفِ أَلْفِ حِجَّةٍ، وَ أَلْفِ عُمْرَةٍ، وَ أَلْفِ غَزْوَةٍ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ ثَمَانِیَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ وَ إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ خَمْساً وَ عِشْرِینَ مَرَّةً لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یُبَشِّرَهُ مَلَکُ الْمَوْتِ بِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ غَیْرُ غَضْبَانَ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ خَمْسِینَ رَکْعَةً یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ إِذا زُلْزِلَتِ‏ خَمْسِینَ مَرَّةً لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَمَنْ حَجَّ مِائَةَ حِجَّةٍ وَ اعْتَمَرَ مِائَةَ عُمْرَةٍ، وَ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ سَائِرَ عَمَلِهِ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِیهَا مَا شَاءَ، غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ فُتِّحَتْ لَهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ اسْتُجِیبَ لَهُ الدُّعَاءُ مَعَ مَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْمَزِیدِ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ اثْنَتَیْنِ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ فُتِّحَتْ لَهُ ثَمَانِیَةُ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاءَ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ مِنْهُ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ [یَقْرَأُ فِیهَا مَا شَاءَ] فُتِّحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، وَ اسْتُجِیبَ دُعَاؤُهُ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْهُ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِیهَا مَا یَشَاءُ کَانَ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ کَمَنْ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ خَمْسٍ وَ عِشْرِینَ مِنْهُ [ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ‏] یَقْرَأُ فِیهَا الْحَمْدَ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ کَتَبَ [اللَّهُ‏] لَهُ ثَوَابَ الْعَابِدِینَ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ سِتٍّ وَ عِشْرِینَ مِنْهُ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ (فِی کُلِّ رَکْعَةٍ بَعْدَ الْحَمْدِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مِائَةَ مَرَّةٍ) فُتِّحَتْ لَهُ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ، وَ اسْتُجِیبَ لَهُ الدُّعَاءُ مَعَ مَا لَهُ [عِنْدَ اللَّهِ‏] مِنَ الْمَزِیدِ.

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ سَبْعٍ وعِشْرِینَ مِنْهُ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ مَرَّةً وَ تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ‏ مَرَّةً، فَإِنْ لَمْ یَحْفَظْ تَبَارَکَ فَخَمْسٌ وَ عِشْرُونَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ لِوَالِدَیْهِ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ ثَمَانِیَ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ سِتَّ رَکَعَاتٍ بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ وَ عَشْرِ مَرَّاتٍ آیَةَ الْکُرْسِیِّ، وَ عَشْرِ مَرَّاتٍ‏ إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ، وَ عَشْرِ مَرَّاتٍ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ صَلَّى‏ عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، غَفَرَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ تِسْعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ رَکْعَتَیْنِ بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ وَ عِشْرِینَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، مَاتَ مِنَ الْمَرْحُومِینَ، وَ رُفِعَ کِتَابُهُ فِی أَعْلَى عِلِّیِّینَ .

وَ مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ الثَّلَاثِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ رَکْعَةً یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ فَاتِحَةَ الْکِتَابِ [مَرَّةً] وَ عِشْرِینَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ یُصَلِّی عَلَى النَّبِیِّ مِائَةَ مَرَّةٍ خَتَمَ اللَّهُ لَهُ بِالرَّحْمَةِ .

مصباح الکفعمى: ص 562، بلد الامین: ص 175.

چهل حدیث هاحدیث 40-
از امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السّلام در باره فضیلت ماه رمضان، و فضیلت نماز در آن روایت شده است که فرمود:

* هر که در شب اوّل ماه رمضان چهار رکعت نماز- در هر رکعتى یک حمد و 15 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ‏- را بخواند، خداوند متعال ثواب صدّیقان و شهیدان به او دهد و همه گناهان او را بیامرزد و روز قیامت از کامیابان گرداند.

* و هر که در شب دوّم ماه رمضان چهار رکعت نماز- در هر رکعتى یک حمد و 15 مرتبه‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏- را بخواند، خداوند همه گناهان او را بیامرزد، و رزق و روزى ‏اش را توسعه دهد و کار آن سالش را کفایت نماید.

* و هر که در شب سوم ماه رمضان ده رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار فاتحه الکتاب و 15 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند، ندا دهنده ‏اى از جانب خداى تعالى او را ندا دهد:
آگاه باشید! که فلان بن فلان، آزادشده خدا از آتش است، و درهاى آسمان برایش گشوده گردد. و هر که در این شب برخیزد و شب ‏زنده‏ دارى کند، خداوند او را بیامرزد.

* و هر که در شب چهارم ماه رمضان هشت رکعت نماز- در هر رکعتى یک حمد و 15 مرتبه‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏- را بخواند، خداوند تعالى عملش را در این شب بالا برد مانند عمل هفت پیغمبر که رسالات الهى را ابلاغ کرده باشند.

* و هر که در شب پنجم [ماه رمضان‏] دو رکعت نماز که مشتمل بر 100 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ است یعنى در هر رکعت 50 مرتبه را بخواند و بعد از نماز صد بار صلوات بفرستد، روز قیامت بر در بهشت با من [در ثواب‏] رقابت و همچشمى کند.

* و هر که در شب ششم ماه رمضان چهار رکعت نماز- در هر رکعتى حمد و تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ‏- را بخواند، مثل این است که شب قدر را درک کرده باشد.

* و هر که در شب هفتم ماه رمضان چهار رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 13 مرتبه‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ- را بخواند، خداوند براى او در بهشت جاودان دو قصر از طلا بسازد، و تا ماه رمضان دیگر در امان خداى تعالى باشد.

* و هر که در شب هشتم ماه رمضان دو رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 10 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بخواند و هزار بار تسبیح بگوید، درهاى هشتگانه بهشت برایش گشوده گردد و از هر درى که بخواهد وارد شود.

* و هر که در شب نهم ماه رمضان میان نماز مغرب و عشا شش رکعت نماز- درهر رکعتى [یک بار] حمد و بعد از آن 7 مرتبه آیة الکرسى- را بخواند و 50 مرتبه صلوات بفرستد، فرشتگان، عمل او را مانند عمل صدّیقان و شهیدان و صالحان بالا برند.

* و هر که در شب دهم ماه رمضان بیست رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 30 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بخواند، خداوند روزى‏اش را توسعه دهد، و از رستگاران باشد.
و هر که شب یازدهم ماه رمضان دو رکعت- در هر رکعت یک بار حمد و 20 مرتبه‏ إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ- را بخواند گناهى به او نمى‏رسد اگر چه شیطان کوشش فراوان کند.

* و هر که در شب دوازدهم ماه رمضان هشت رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 30 مرتبه‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ- را بخواند، خداوند متعال پاداش شاکران به او بخشد و روز قیامت از کامیابان باشد.

* و هر که شب سیزدهم ماه رمضان چهار رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار فاتحة الکتاب و 25 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند، روز قیامت بر پل صراط مانند برق چشم‏ربا بگذرد.

* و هر که در شب چهاردهم ماه رمضان شش رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 30 مرتبه‏ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ‏- را بخواند، خداوند، سختى مردن و [برخورد] نکیر و منکر را بر او آسان گرداند.

* و هر که شب نیمه ماه رمضان صد رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 10 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند، و نیز چهار رکعت- در دو رکعت اوّل 100 بار قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و در دو رکعت دوم 50 بار قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند، خداوند تعالى گناهانش را مى‏آمرزد هر چند به اندازه کف دریا و شن متراکم صحرا و ستاره‏هاى آسمان و برگهاى درختان باشد در زمانى زودتر از چشم به هم زدنى و این ثوابها بعلاوه زیادتى‏اى است که براى او در نزد خداوند محفوظ است.

* و هر که در شب شانزدهم ماه رمضان، دوازده رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 12 مرتبه‏ أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ- را بخواند از قبرش خارج مى‏شود در حالى که خوشحال است و ندا مى‏کند به شهادت‏ لا آله الّا اللَّه‏
تا اینکه وارد قیامت شود، پس دستور مى‏آید که او را بدون حسابرسى به بهشت برند.

* و هر که شب هفدهم ماه رمضان دو رکعت نماز- در رکعت اوّل بعد از حمد هر سوره‏اى که براى او ممکن است و در رکعت دوّم بعد از حمد، 100 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند و 100 بار لا إله إلّا اللَّه‏
بگوید، خداوند ثواب یک میلیون حجّ، و هزار عمره و هزار بار جنگیدن را به او بدهد.

* و هر که در شب هجدهم ماه رمضان چهار رکعت نماز- در هر رکعتى بعد از حمد 25 مرتبه‏ إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ- را بخواند. از دنیا نرود تا اینکه ملک الموت او را بشارت دهد که: خداوند متعال از او راضى است و خشمى از او ندارد.

* و هر که در شب نوزدهم ماه رمضان پنجاه رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 50 بار إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ‏- را بخواند، روز قیامت خداوند را ملاقات کند مانند کسى که صد حجّ و صد عمره را انجام داده باشد و دیگر اعمال او را قبول گرداند.

* و هر که شب بیستم ماه رمضان، هشت رکعت نماز- هر سوره‏اى را که خواست- را بخواند خداوند همه گناهان پیشین و پسین [او را تا این شب‏] بیامرزد.

* هر که شب بیست و یکم ماه رمضان هشت رکعت نماز را بخواند، هفت آسمان براى او گشوده شود و دعایش به اجابت رسد با اینکه در پیشگاه خدا براى او [ثوابى‏] بیش از این هم هست.

* هر که شب بیست و دوم ماه رمضان هشت رکعت نماز بخواند، درهاى هشتگانه بهشت براى او باز شود و از هر کدام که خواهد داخل شود.

* هر که شب بیستم و سوم ماه رمضان هشت رکعت نماز- و در آن هر سوره‏اى که خواست- را بخواند، درهاى آسمانهاى هفتگانه براى او گشوده شود و دعایش به اجابت رسد.

* هر که شب بیست و چهارم ماه رمضان هشت رکعت نماز- و در آن هر سوره‏اى را خواست- بخواند، براى اوست ثواب کسى که حجّ و عمره نموده باشد.

* و هر که شب بیست و پنجم ماه رمضان هشت رکعت نماز- در هر رکعتى بعد از حمد 10 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند، خداوند ثواب عابدان را براى او بنویسید.

* هر که شب بیست و ششم ماه رمضان هشت رکعت نماز- در هر رکعتى بعد از حمد 100 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بخواند، آسمانهاى هفتگانه براى او گشوده شود، و دعایش به اجابت برسد. با اینکه در پیشگاه خدا براى او [ثوابى‏] بیش از این هم هست.

* هر که شب بیستم و هفتم ماه رمضان چهار رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و یک مرتبه‏ تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ‏ و اگر سوره تبارک از حفظ نبود، 25 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند، خداوند او را و پدر و مادرش را بیامرزد.

* و هر که شب بیست و هشتم ماه رمضان شش رکعت نماز- بعد از حمد 10 مرتبه آیة الکرسى و 10 مرتبه‏ إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ و 10 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و یک صلوات- را بخواند خداوند او را بیامرزد.

* هر که شب بیست و نهم ماه رمضان دو رکعت نماز- در هر رکعتى بعد از حمد 20 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- را بخواند، در زمره رحمت‏شدگان خواهد مرد و نامه عملش به بالاترین مرتبه برسد.

* و هر که شب سى‏ ام ماه رمضان دوازده رکعت نماز- در هر رکعتى یک بار حمد و 20 مرتبه‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و 100 مرتبه صلوات- را بخواند، خداوند او را در پایان، [مشمول‏] رحمت خود گرداند.

هذا آخر الاحادیث «الاربعین» و الحمد للَّه ربّ العالمین، و صلّى اللَّه على محمد و آله الطیّبین الطاهرین قدتمّ الأربعین فی یوم الأحد ثمانیة عشر من شهر ذی الحجّة الحرام من سنة إثنتین و ثمانین و سبعمائة من الهجرة النبویّة المصطفویّة، و على آله و أولاده، و على أصحابه ألف ألف من التحیّة آمین ربّ العالمین.

اینجا پایان «چهل حدیث» است. و شکر و سپاس از آن پروردگار جهانیان است و درود و سلام خدا بر محمّد و اهل بیت طیّب و پاکیزه‏ اش باد. نگارش این کتاب در روز یک شنبه، 18 ماه ذى حجّه، سال 782 از هجرت پیامبر برگزیده صلّى اللَّه علیه و آله پایان یافت.


۹۸-۴-۲۶ ۰ ۰ ۲۸۵

۹۸-۴-۲۶ ۰ ۰ ۲۸۵


چهل حدیث ها1. بالاترین نیکیها

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

فَوقَ کُلِّ ذِی بِرّ بِرُّ حَتَّی یُقتَلُ فِی سَبِیلِ اللهِ فَاِذا قُتِل فِی سَبِیلِ اللهِ فَلَیسَ فَوقَهُ بِرٌّ.

رسول خدا(ص) می فرماید :

بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست.

وسائل الشیعه، ج11، ص10، حدیث 21

چهل حدیث ها2. برترین مرگها

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَشرَفُ المَوتِ قَتلُ الشَّهادَهِ.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

شهادت برترین مرگهاست.

بحارالانوار، ج67، ص8، حدیث4


چهل حدیث ها چهل خصلت مؤمن در دو حدیث: حدیث اول

قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی الله عَلَیهِ وَآلِهِ: عِشْرُونَ خَصْلَةً فِی الْمُؤْمِنِ فَإِنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ لَمْ یَکْمُلْ إِیمَانُهُ إِنَّ مِنْ أَخْلَاقِ الْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیُّ :

رسول خدا ص لَّی الله عله وآله فرمود: بیست خصلت در مؤمن است که اگر نداشته باشد ایمانش کامل نیست. از اخلاق مؤمنین آنست ای علی که:

چهل حدیث ها 1) الْحَاضِرُونَ الصَّلَاةَ . چهل حدیث هادر نماز جماعت حاضرند

چهل حدیث ها 2) وَ الْمُسَارِعُونَ إِلَى الزَّکَاةِ . چهل حدیث هاو در پرداخت زکاة شتابانند.

چهل حدیث ها 3) وَ الْمُطْعِمُونَ الْمِسْکِینَ . چهل حدیث هاو مستمندان را اطعام کنند.

چهل حدیث ها 4) الْمَاسِحُونَ رَأْسَ الْیَتِیمِ . چهل حدیث هابر سر یتیم دست نوازش کشند.

چهل حدیث ها 5) الْمُطَهِّرُونَ أَطْمَارَهُمْ . چهل حدیث هالباسهاى خود را پاکیزه دارند.


1)     چهل حدیث هامدیر قبل از دیگران باید به اصلاح خویش بپردازد.

2)     چهل حدیث هاامور و کارها در گرو نتایج خود هستند.

3)     چهل حدیث هاپشتکار و جدیت در کار موجب پوشاندن عیبها می شود.

4)     چهل حدیث هاشخصیت آدمی از خلال کارش متجلی می شود.

5)     چهل حدیث هادر کار ناگزیر باید از کتمان و رازداری کمک جست.

6)     چهل حدیث هادر درگیریها و اختلافها ، مدیر باید خود را مقصر بداند.

7)     چهل حدیث هاطمع ، شکایت بردن به مردم و بدون توجه لب به سخن گشودن از عوامل ضعف مدیر است.

8)     چهل حدیث هاباید در پی به دست آوردن دوستان و ماندگاری بر دوستی و تباه نساختن آن بود.

9)     چهل حدیث هاآرزوی دروغین که مایه فریب انسان می گردد ، خیال را لباس واقعیت می پوشاند.

10)    چهل حدیث هاغنیمت شمردن فرصت ، اساس موفقیت در هر کاری است.

11)    چهل حدیث هاآدمی به زبانش شناخته می شود.


چهل حدیث ها1) عظمت مدیریت

 پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله فرمود:

کسی که متولی امور ده نفر شود، باید اندیشه چهل نفر را داشته باشد و کسی که مسئولیت اداره چهل نفر را بر عهده می گیرد، باید عقل و اندیشه چهارصد نفر را دارا باشد.

 

چهل حدیث ها2) ضرورت مدیریت

پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله فرمود:

هر گاه در مسافرت تعداد مسافران به سه نفر رسید باید یکی از آن ها را به مدیریت گروه برگزینند.

 

چهل حدیث ها3) مدیریّت و زمان

پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله فرمود:

هنگامی که حاکم و مدیر جامعه، در اخلاق و رفتارش دگرگونی حاصل شود، زمان دگرگون می شود.

 

چهل حدیث ها4) جامعه و مدیریت

امام صادق علیه السلام فرمود:


چهل حدیث در باره معاد

چهل حدیث درباره معاد

چهل حدیث ها١ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

لَیسَ بِمُؤمِنٍ مَن لَم یَهتَمَّ بِاِصلاحِ مَعادِهِ!

کسی که در بند اصلاح معاد و آخرت خود نباشد، مؤمن نیست!(فهرست غرر، ص ٦)

 

٢7چهل حدیث هاـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

اِنَّ الیَومَ عَمَلٌ و لاحِسابٌ وَغَداً حِسابٌ وَ لاعَمَلٌ.

امروز تنها عمل است بدون حسابرسی و فردا تنها حسابرسی است بدون عمل. (فهرست غرر، ص ٤)

 

چهل حدیث ها٣ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

اِنَّما الدُّنیا مُنتَهی بَصَرِالأَعمی لایُبْصِرُ مِمّا وَراءَهَا شَیئاً، والبَصیرُ یُنفِذُها بَصَرُهُ وَ یَعلَمُ أَنَّ الدّارَ وَراءَها.

آدم کوردل عوالم ماوراء دنیا را نمی‌بیند و زندگی دنیوی تنها نهایت دیدن او است اما آدم بینا و بصیر آینده را با بصیرت خود می‌نگرد و می‌داند که سرای حقیقی و جاودان ورای این جهان است. (نهج‌البلاغه، خطبة ١٣٣)


چهل حدیث سیر و سفر

چهل حدیث ها١ـ «پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلم»:
سافِروا تَصِحّوا و تَغنَموا.
مسافرت کنید تا سالم و تندرست بمانید و بهره‌ها نصیبتان گردد. (مواعظ عددیه، ص ١٢)
 
چهل حدیث ها٢ـ «پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلم»:
سافِروا فَاِنَّکُم اِنْ لَم تَغنَموا مالاً أَفَدتُم عَقلاً.
بروید مسافرت کنید. در سفر اگر نفع مالی عایدتان نشود (لااقل) از فوائد عقلانی و تجربی آن بهره‌مند خواهید شد. (مکارم‌الاخلاق، ص ٢٤٠)
 
چهل حدیث ها٣ـ «امام رضا(علیه‌السلام)»:
وَ مِن دُعاءِ السَّفَرِ (التَّوَسُّلُ بِالاِمامِ علیِ‌بنِ موسی‌الرضا علیه‌السلام وَ تَقول: «اللّهُمَّ اِنّی أسألُکَ بِحَقِّ وَلیِّکَ عَلیّ‌بنِ موسی‌الرِّضا علیه‌السلام اِلاّ ما سَلَّمتَنی بِه فی جَمیعِ اَسفاری فی البَراری وَالبِحارِ وَ الجِبالِ وَالقِفارِ والأودِیَةِ والغِیاضِ مِن جَمیعِ ما اَخافُهُ و اَحذَرُهُ اِنَّکَ رَؤفٌ رَحیم» 
در آداب سفر آمده است که به حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیها السلام توسل بجویید و بگویید (دعای بالا را بخوانید) و آمده است که سفر متعلق به امام رضا علیه‌السلام دارد. (مستدرک، ج ٨، ص ١٣٤)
 
چهل حدیث ها٤ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

چهل حدیث ها١ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

مَن یَعْفُ یَعْفُ اللهُ عَنهُ.

هر کس عفو و گذشت داشته باشد خدا نیز از او گذشت خواهد نمود. (شهاب‌الاخبار، ص ١٤٣)

 

چهل حدیث ها٢ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

شیئانِ لایوُزَنُ ثوابُهُما: العَفُو و العدلُ.

دو چیز است که (عظمت) ثواب آن‌ها قابل ارزیابی نیست: یکی عفو و اغماض و دیگری عدل و انصاف. (فهرست غرر، ص ٢٥٢)


چهل حدیث نماز از 14 معصوم علیهم السلام
چهل حدیث ها معصوم اول: پیامبر اسلام صلّی الله علیه آله:
رسول اکرم صلّی الله علیه وآله در ضمن وصایای خود به ابوذر فرمود:
۱. «یَا أبَاذَرَ إنَّ اللّهَ جَعَلَ قُرَّةَ عَیْنِی فِی الصَّلاَةِ، وَحَبَّبَها إلَیَّ، کَمَا حَبَّبَ إلَى الْجَائِعِ الطَّعَامَ... وَإنَّ الْجَائِعَ إذَا أَکَلَ الطَّعامَ شَبُعَ وَأَنَا لاَ أَشْبَعُ مِنَ الصَّلاَةِ.
ای ابوذر! همانا خداوند، نور چشم مرا در نماز قرار داد، و نماز را محبوب من نمود، چنانکه غذا را محبوب انسان گرسنه نمود، همانا انسان گرسنه، هنگامی‌که غذا بخورد سیر می‌شود، و من از نماز، سیر نمی‌شوم».[١]
 
٢. «مَا بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَیْنَ أَنْ یَکْفُرَ أنْ یَتْرُکَ الصَّلاَةَ الْفَرِیضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ یَتَهَاوَنَ بِهَا فَلاَ یُصَلِّیِها.
فاصله‌ی بین مسلمان و کفر، همین است که نماز واجب را از روی عمد، ترک کند، یا بر اثر سستی، نماز نخواند».[٢]
شرح: یعنی کسی که نماز واجب را عمداً و یا از روی سستی و سبک شمردن نماز، ترک کند، از مرز اسلام خارج شده و کافر گشته است.
 
٣. «لاَ تُضَیِّعُوا صَلاَتَکُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاَتَهُ حُشِرَ مَعَ قَارُونَ وَ هَامَانَ،وَکَانَ حَقَّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ النَّارَ.
نماز خود را تباه نسازید، چرا که هرکس نمازش را تباه سازد، با قارون (سرمایه‌دار مخالف موسی علیه السلام) و هامان (نخست‌وزیر فرعون) محشور می‌گردد، و بر خدا سزاوار است که او را در آتش دوزخ بیفکند».[٣]

چهل حدیث ها1- قال صلّی الله علیه وآله: اُطلُبُوا العِلمَ فِی یَومِ خَمِیس، فَإنَّهُ مُیَسَّرٌ.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله: بجوئید علم و دانش را در روز پنچشنبه چه اینکه آن میسّر است.


چهل حدیث ها2- و قال صلّی الله علیه وآله: اُفّ لِکُلّ مُسلِمٍ لایَجعَلُ فِی کُلِّ جُمعَة یَوماً یتَفَقَّهَ فِیه أمرَ اللهِ وَیسألُ عَن دِینِه.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله: وای بر هر مسلمانی که در هفته روزی را برای فهم دین و پرسش از مسائل دینی قرار ندهد.


چهل حدیث ها3- و قال صلّی الله علیه وآله: اُغْدُ عالِماً أو مُتَعَلِّماً، وَ إیّاکَ أن تَکُونَ لاهِیاً مُتَلَذِّذاً .

رسول خدا صلّی الله علیه و آله: میباش عالم و دانشمند یا متعلم و دانشجو، و پرهیز کن از آنکه در لهویّات و لذّات مادّی غرق شوی.

چهل حدیث ها4- وقال صلّی الله علیه وآله: إنَّ العالِمَ وَ المُتَعَلِِّمَ فِی الأجرِ سَواءٌ، یَأتِیانِ یَومَ القِیامَةِ کَفَرَسَی رِهانٍ .

رسول خدا صلّی الله علیه و آله: استاد و دانشجو در پاداش مساویند چنانکه روز قیامت می آیند مانند دو اسب مسابقه.


چهل حدیث ها5- و قال صلّی الله علیه وآله: أربَعُونَ حَدِیثاً یَستَظهِرُ بَهَا الرَّجُلُ فِی حُبِّنا أهلِ البَیتِ خَیرٌ مِن أربَعِینَ ألف دِینارٍ یَتَصَدَّقُ بِهِ، وَ أعطاهُ اللهُ بِکُلِّ حَدِیثٍ ثَوابَ نَبِىٍّ، وَکانَ لَهُ بِکُلِّ حَرفٍ نُورٌ یَومَ القِیامَةِ.


چهل حدیث در باره حج {2}

1 – اهمیت ‏حج

حضرت على(ع):

اللهَ اللهَ فِى بَیتِ رَبِّکُم لاتَخلُوهُ ما بَقَیتُم فَاِنَّهُ إن تُرِکَ لَم تُناظَرُوا.

خدا را! درباره خانه پروردگارتان در نظر داشته باشید تا هستید، آن را خالى نگذارید. زیرا اگر حج متروک شود نظر رحمت‏خدا از شما قطع خواهد شد.

بحار الانوار/ ج 96/ 16

 

2 – حج و توجه بسوى خدا

عن ابى جعفر الباقر علیه السلام فِى قَولِ اللهِ تَبارکَ وَ تَعالى: «فَفِرُّوا اِلَى اللهِ اِنِّى لَکُم مِنهُ نَذِیرٌ مُبِین‏» (2) قالَ: حجُّوا اِلَى اللهِ.

امام باقر(ع) درباره آیه شریفه «ففروا الى الله انى لکم منه نذیر مبین‏» فرموده است: منظور از فرار بسوى خدا آن است که آهنگ حج کنید.

معانى الاخبار/ ص 222

 

3 – لبیک و قربانى

امام على علیه السلام :

نَزَلَ جَبرَئیلُ عَلَى النَّبِى صلَى الله علیه و آله و سلّم فَقالَ: یا مُحَمَّد مُر اَصحابَکَ بِالحَجِّ وَ الثَجِّ، فَالحَجُّ رَفعُ الاَصوات بِالتَلبِیَه وَ الثج نَحرُ البِدن.

جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و گفت: اى محمد یارانت را به عج و ثج فرمان ده. حج ‏یعنى فریاد و لبیک برآوردن و ثج‏

یعنى قربانى کردن شتران.

معانى الاخبار/ ص 224.

 

4 – حج اکبر و اصغر

عن معاویه بن عمار، قالَ: سَألتُ ابا عَبدالله علیه السلام عن یَومِ الحَجِّ الاَکبَر فَقالَ: هُوَ یَومُ النَحرِ و الاَصغَر العُمرَه.

معاویه بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم روز حج اکبر چه روزى است؟ حضرت فرمود: روز حج اکبر روز عید قربان است و حج اصغر عمره است.

معانى الاخبار/ ص 295


http://bayanbox.ir/view/8224022971760070600/%DA%86%D9%87%D9%841.gifمهمان حرم‌

ص:8
شکر خدا زیارت پیغمبر آمدیم‌                               توفیق یار شد که سوی این در آمدیم
ما لایق حضور تو هرگز نبوده‌ایم‌                             لطف تو بود اینکه به این محضر آمدیم
آلوده‌ایم و از گنه خویش شرمسار                         با دستهای خالی و چشم تر آمدیم
ای مهربانِ بنده نواز و بزرگوار                                ما خائف از محاسبه محشر آمدیم
ما دلشکسته‌ایم، ولیکن امیدوار                            ما را ز خود مران که بر این باور آمدیم
با آرزوی دیدن مهدی «عج» در این دیار                   از مروه تا صفای تو چون هاجر آمدیم

ص:9
بوی گلی است در عرفات از حضور تو                     سوی گل وجود تو ما با سر آمدیم
ما داغدار کوچِ هزاران ستاره‌ایم‌                           گریان ولی ز داغِ گل دیگر آمدیم
داغ بزرگ، مدفن پنهان فاطمه است‌                      ما در پی زیارت این مادر آمدیم

http://bayanbox.ir/view/8224022971760070600/%DA%86%D9%87%D9%841.gifپیشگفتار

در اینجا نه مجال پرداختن به ابعاد مختلف فردی و اجتماعیِ «زیارت خانه خدا» است، و نه در این مختصر و گزیده، چنین هدف و انگیزه‌ای در کار است.
انتخاب چهل حدیث، از دریای گسترده روایاتِ زیبا و نغز مربوط به «حج»، کار دشواری است.
برای آشنایی با رموز و اسرار حج و فلسفه و معارف نهفته در این عبادت، باید کتابهای فراوانی خواند و احادیث بسیار مطالعه کرد.
امّا ... این سبب نمی‌شود که در یک مجموعه کوچک، چهل گوهر درخشان از سخنان نورانی معصومین علیهم السلام تقدیم شما عاشقان کعبه و حرم پیامبر نگردد.
ویژگی این مجموعه در این است که نه فقط به متن حدیث و ترجمه آن اکتفا شده و نه به شرح و توضیح مبسوط و مفصّل، همچون «اربعین حدیث» های گذشتگان

ص:11
یا معاصران پرداخته شده است، بلکه راهی میان این دو شیوه!
بیانی کوتاه که در پی هر حدیث آمده، تنها به قصد بازگویی روشنتر مضامینِ تربیتی و سازنده‌ای است که در این کلمات نهفته است.
امید است زائران خانه خدا و شیفتگان معارف اهل بیت «ع» را سودمند افتد و گامی کوچک در بالا بردن فرهنگ معنوی حجّاج بیت‌اللَّه الحرام به حساب آید.

چهل حدیث ها۱- قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَیْه السلام) :
إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیکَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِکَ فَإنْ کانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیکَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّک، وَ إذا کانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیکَ خَیْرٌ; وَ اللّهُ یُبْغِضُکَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.[۱]

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى که در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت کن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندى، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد.
ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدى، پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد.
و هر انسانى با هر کسى که به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

چهل حدیث ها2- قالَ (علیه السلام): مَنْ کَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَ مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ کَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.[۲]

فرمود: هرکس دنبال هتک حرمت – ناموس و آبروى – دیگران نباشد، خداوند متعال او را در قیامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد; و هرکس غضب و خشم خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز خشم و غضب خود را در قیامت از او بر طرف مى سازد.

چهل حدیث ها3- قالَ (علیه السلام): مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلایَتِنا فِی غِیْبَهِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهید مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَیْن.[۳]

فرمود: کسى که در زمان غیبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهداى جنگ بدر و حنین به او عطا مى فرماید.

چهل حدیث ها4- قالَ (علیه السلام): لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَهً، لَماجَتْ بِأهْلِها کَما یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.[۴]

فرمود: اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمین و از بین افراد جامعه برداشته شود، زمین اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى که دریا چیزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد.



1- کنزالعمال 13/151/36472.
2- کنزالعمال 10/143/28731.
3- نهج البلاغه خطبه 63.
4- التوحید ص 63.
5- نهج الفصاحه ج 781.
6- التوحید ص 127.
7- نهج البلاغه خطبه 178.
8- نهج البلاغه خطبه 91.
9- غررالحکم 2/451/3260.
10- غررالحکم 6/441/10926.
11- غررالحکم 2/66/1858.
12- بحارالانوار 78/39/16.
13- بحارالانوار 77/86/3.
14- نورالثقیلین 4/162/61.
15- بحارالانوار 73/36/17.
16- کافى 8/45/8.
17- بحارالانوار 78/129/1.
18- صحیفه سجادیه دعاى 11.
19- مشکاة الانوار ص 113.
20- کنزالعمال 1/433/1872.
21- بحارالانوار 92/242/48.
22- مصباح الشریعة 1/175/83.
23- بحارالانوار 71/366/12.
24- امالى طوسى 1/536/1162.
25- تحف العقول ص 100.
26- غررالحکم 5/395/8909.
27- محجة البیضاء 8/5.
28- بحارالانوار 70/384/42.
29- نهج الفصاحه ح 2836.
30- کافى 8/241/330.
31- کافى 2/610/1.
32- کنزالعمال 1/531/2375.
33- کنزالعمال 2/291/4033.
34- جامع الاخبار ص 41.
35- بحارالانوار 77/116/8.
36- وسائل الشیعه 6/183/7683.
37- نهج البلاغه خطبه 155.
38- نهج البلاغه خطبه 157.
39- نهج البلاغه خطبه 18.
40- محاسن 1/341/702.
41- المناقب ابن شهرآشوب1/107.
42- نهج البلاغه خطبه 108.
43- الطبقات الکبرى 1/306.
44- بحارالانوار 16/152/4.
45- بحارالانوار 16/190/27.
46- الطبقات الکبرى 1/365.
47- المناقب ابن شهرآشوب1/127.
48- الطبقات الکبرى 1/121.
49- البقات الکبرى 1/378.
50- المناقب ابن شهرآشوب1/127.
51- غایة المرام 1/115.
52- امالى طوسى 349/721.
53- بحارالانوار 2/30/13.
54- امالى صدوق 1/562/755.
55- کافى 3/343/13.
56- المنتخب للطریحى ص 70.
57- کافى 2/78/10.
58- منتخب الاثر 1/249/8.
59- جامع الاخبار ص 46.
60- من لا یحضر 2/583/3187.
61- امالى طوسى 647/1340.
62- الفردوس 2/404/3796.
63- سنن الدارقطنى1/201/974.
64- مسند ابن حنبل 2/129.
65- غررالحکم 5/116/7592.
66- تحف العقول ص 174.
67- کافى 3/266/11.
68- کافى 3/343/15.
69- التهذیب 2/110/183.
70- محاسن 1/396/885.
71- معانى الاخبار ص 409.
72- نهج الفصاحه ح 1854.
73- دعائم الاسلام 1/269.
74- کافى 4/95/1.
75- بحارالانوار 40/331/13.
76- شرح نهج البلاغه20/299/417.
77- الدعوات للراوندى ص 27.
78- بحارالانوار 96/371/53.
79- مستدرک الوسائل7/369/841.
80- بحارالانوار 96/325/15.
81- نهج البلاغه حکمت 374.
82- غررالحکم 2/611/3648.
83- امالى صدوق ص 254.
84- بحارالانوار 100/87/64.
85- کافى 2/50/1.
86- تهذیب الاحکام 6/181/22.
87- کافى 5/56/1.
88- نهج الفصاحه ح 3010.
89- کافى 5/56/1.
90- مستدرک الوسایل12/179/13817.
91- نهج البلاغه خطبه 27.
92- وسائل الشیعه 11/9/15.
93- شرح نهج البلاغه 3/184.
94- بحارالانوار 100/49/23.
95- کنزالعمال 4/326/10730.
96- محاسن 1/292/1449.
97- خصال ص 620.
98- غررالحکم 3/365/4760.
99- نهج البلاغه خطبه 230.
100- محاسن 1/292/448.
101- بحارالانوار 78/79/56.
102- غررالحکم 5/425/9028.
103- کنزالعمال 3/103/5693.
104- کافى 2/65/3.
105- جامع الاخبار ص 322.
106- کنزالعمال 3/103/5696.
107- سنن ابن ماجه2/1170/3538.
108- مستدرک الوسائل11/217/12789.
109- کافى 2/65/5.
110- امالى طوسى 585/1210.
111- کافى 2/467/6.
112- کافى 2/62/11.
113- نهج الفصاحه ح 3023.
114- بحارالانوار 93/359/17.
115- بحارالانوار 93/347/14.
116- بحارالانوار 93/321/31.
117- کافى 2/489/3.
118- کافى 2/148/3.
119- نهج البلاغه نامه 31.
120- نهج الفصاحه ح 2961.
121- مصباح الشریعه ص 24.
122- کافى 2/94/1.
123- نزهة الناظر ص 80.
124- نهج البلاغه از نامه 69.
125- کافى 2/427/8.
126- مصباح الشریعه ص 24.
127- نهج الفصاحه ح 791.
128- کافى 2/99/27.
129- عیون اخبارالرضا(ع) 1/180.
130- اعلام الدین ص 309.
131- کنزالعمال 3/91/5641.
132- غررالحکم 2/593/3620.
133- غررالحکم 5/118/7799.
134- خصال ص 483.
135- بحارالانوار 78/90/95.
136- کافى /8/52/16.
137- معانى الاخبار ص 195.
138- تنبیه الخواطر 2/120.
139- بحارالانوار 70/292/31.
140- کنزالعمال 3/699/8501.
141- نهج الفصاحه ح 3163.
142- غررالحکم 6/245/10141.
143- غررالحکم 5/462/9186.
144- غررالحکم 3/384/4817.
145- صحیفه سجادیه دعاى20
146- غررالحکم 2/476/3354.
147- نهج الفصاحه ح 2068.
148- غررالحکم 3/125/4021.
149- بحارالانوار 70/210/32.
150- نهج البلاغه خطبه 178.
151- بحارالانوار 1/204/23.
152- امالى صدوق 1/73/41.
153- کافى 1/30/1.
154- نهج البلاغه حکمت 196.
155- غررالحکم 3/421/4951.
156- میراث حدیث 2/35/120.
157- غررالحکم 3/421/4951.
158- تحف العقول ص 246.
159- نهج الفصاحه ح 3145.
160- کافى 1/35/6.
161- غررالحکم 2/371/2844.
162- غررالحکم 6/363/10542.
163- غررالحکم 4/546/6922.
164- غررالحکم 2/152/2151.
165- غررالحکم 1/205/819.
166- غررالحکم 10/258/1030.
167- کنزالفوائد ص 13.
168- کنزالعمال 10/147/28750.
169- المواعظ العددیه ص 263.
170- کافى 1/41/1.
171- من لا یحضر4/369/5762.
172- غررالحکم 2/413/3073.
173- غررالحکم 5/411/8972.
174- بحارالانوار 78/127/11.
175- غررالحکم 2/472/3340.
176- غررالحکم 5/18/7301.
177- غررالحکم 4/88/5399.
178- بحارالانوار 78/6/58.
179- نزهة الناظر ص /84/13
180- بحارالانوار 1/106/2.
181- مکارم الاخلاق ص 8.
182- بحارالانوار 78/53/89.
183- غررالحکم 6/181/9989.
184- مستدرک الوسائل11/193/12721.
185- معانى الاخبار 191/1.
186- غررالحکم 6/396/10745.
187- غررالحکم 3/138/4069.
188- امالى صدوق /290/8.
189- معانى الاخبار 191/2.
190- خصال 431/11.
191- تاریخ یعقوبى 1/246.
192- مشکاة الانور ص 240.
193- غررالحکم 5/238/8153.
194- کافى 2/100/8.
195- غررالحکم 3/393/4856.
196- الشهاب  ص 24.
197- شرح نهج البلاغه 20/266/92.
198- تحف العقول ص 111.
199- غررالحکم ص 253/1.
200- بحارالانوار 71/396/76.
201- بحارالانوار 75/94/12.
202- کافى 2/364/2.
203- خصال ص 208.
204- جامع الصغیر/2/716/3469.
205- نهج الفصاحه ح 1281.
206- نهج البلاغه از نامه 53.
207- نهج البلاغه از نامه 53.
208- غررالحکم 6/292/10297.
209- غررالحکم 6/283/10260.
210- خصال ص 113.
211- غررالحکم 1/140/520.
212- کنزالعمال 3/374/7009.
213- اعلام الدین ص 315.
214- کافى 2/108/8.
215- امالى طوسى ص 182.
216- الدرة الباهرة ص 24.
217- کنزالعمال 3/373/7004.
218- اعلام الدین ص 307.
219- غررالحکم 4/175/5735.
220- غررالحکم 3/373/4788.
221- کافى 2/104/1.
222- کافى 2/104/6.
223- میراث حدیث شیعه2/27/65.
224- غررالحکم 2/151/2142.
225- نهج البلاغه خطبه 86.
226- کافى 2/105/11.
227- نهج الفصاحه ح 205.
228- غررالحکم 2/9/1596.
229- کافى 2/105/11.
230- غررالحکم 6/471/11006.
231- بحارالانوار 72/262/43.
232- غررالحکم 5/74/7460.
233- نهج البلاغه حکمت 458.
234- خصال ص 144.
235- تحف العقول ص 278.
236- الترغیب والترهیب3/596/29.
237- غررالحکم 6/480/11039.
238- کافى 2/341/15.
239- الترغیب والترهیب3/597/32.
240- من لا یحضر 4/353/5762.
241- غررالحکم 1/79/295.
242- کافى 2/103/6.
243- غررالحکم 1/173/656.
244- الشهاب ص 38.
245- غررالحکم 3/269/4453.
246- کافى 2/103/5.
247- غررالحکم 3/232/4313.
248- کافى 2/103/1.
249- بحارالانوار 76/20/3.
250- بحارالانوار 77/131/14.
251- غررالحکم 1/93/340.
252- مستدرک الوسایل1/488/1244.
253- کافى 2/112/8.
254- بحارالانوار /78/309/1
255- بحارالانوار 78/242/108.
256- کنزالعمال 3/121/5769.
257- غررالحکم 4/373/6369.
258- غررالحکم 3/338/4666.
259- غررالحکم 1/399/1548.
260- تحف العقول ص 17.
261- کافى 2/117/4.
262- من لا یحضره الفقیه 4/395/5840.
263- نهج الفصاحه ح 2838.
264- تحف العقول ص 47.
265- کافى 2/120/12.
266- بحارالانوار 78/57/121.
267- بحارالانوار 75/401/42.
268- بحارالانوار 78/128/11.
269- بحارالانوار 75/401/42.
270- غررالحکم 4/15/5128.
271- مکارم الاخلاق ص 442.
272- غررالحکم 1/203/805.
273- غررالحکم 1/203/1702.
274- غررالحکم 5/144/7692.
275- غررالحکم 4/105/5448.
276- تحف العقول ص 357.
277- غررالحکم 2/435/3186.
278- خصال ص 47.
279- غررالحکم 2/210/2403.
280- مکارم الاخلاق ص 457.
281- الاخوان 110/25.
282- نهج الفصاحه ح 3064.
283- بحارالانوار 13/413/4.
284- امالى طوسى1/535/1162.
285- غررالحکم 5/398/8922.
286- غررالحکم 3/434/5022.
287- کافى 2/640/3.
288- تنبیه الخواطر 2/121.
289- غررالحکم 2/128/2078.
290- خصال 147/178.
291- نهج الفصاحه ح 1637.
292- تحف العقول ص 233.
293- غررالحکم 3/428/4990.
294- نهج البلاغه قصار 161.
295- محاسن 2/602/25.
296- غررالحکم 4/179/5756.
297- غررالحکم 6/310/10351.
298- بحارالانوار 72/104/36.
299- خصال ص 570.
300- علل الشرایع 2/559/1.
301- غررالحکم 1/152/572.
302- غررالحکم 2/30/1700.
303- غررالحکم 2/56/1820.
304- تحف العقول ص 323.
305- غررالحکم 3/328/4620.
306- بحارالانوار 78/229/9.
307- غررالحکم 6/373/10591.
308- غررالحکم 5/118/7597.
309- غررالحکم 3/105/3938.
310- شرح نهج 20/333/816.
311- بحارالانوار 71/422/61.
312- نهج البلاغه حکمت 424.
313- نهج البلاغه حکمت 207.
314- بحارالانوار 43/70/61.
315- کنزالعمال 3/130/5815.
316- غررالحکم 2/123/2063.
317- غررالحکم 5/91/7529.
318- کنزالفوائد ص 147.
319- غررالحکم 5/333/8620.
320- تحف العقول ص 16.
321- نهج الفصاحه ح 469.
322- نهج الفصاحه ح 2628.
323- نهج الفصاحه ح 660
324- نهج الفصاحه ح 1872.
325- غررالحکم 3/257/4417.
326- غررالحکم 2/408/3047.
327- کافى 2/637/2.
328- معدن الجواهر ص 34.
329- بحارالانوار 78/209/85.
330- بحارالانوار 78/370/4.
331- غررالحکم 2/158/2178.
332- کنزالعمال 2/451/4475.
333- غررالحکم 2/56/1815.

 

334- غررالحکم 3/373/4785.
335- غررالحکم 6/453/10974.
336- غررالحکم 6/39/9409.
337- غررالحکم 3/231/4307.
338- کنزالعمال 3/408/7178.
339- نهج البلاغه حکمت 20.
340- غررالحکم 2/10/1600.
341- بحارالانوار 71/355/17.
342- بحارالانوار 73/308/37.
343- بحارالانوار 71/357/21.
344- بحارالانوار 71/352/8.
345- بحارالانوار 71/357/22.
346- بحارالانوار 71/353/10.
347- بحارالانوار 71/355/17.
348- بحارالانوار 69/407/115.
349- بحارالانوار 77/175/8.
350- وسائل الشیعه 15/258/8.
351- تفسیر نورالثقلین 4/27/98.
352- بحارالانوار 75/303/6.
353- تفسیر نورالثقلین1/772/313.
354- بحارالانوار 75/302/1.
355- من لا یحضر 4/373/5762.
356- بحارالانوار 66/432/16.
357- نهج البلاغه نامه 21.
358- کافى 4/56/10.
359- غررالحکم 2/86/1938.
360- غررالحکم 2/460/3295.
361- بحارالانوار 78/453/21.
362- غررالحکم 5/294/8439.
363- غررالحکم 3/330/4634.
364- نهج البلاغه خطبه 192.
365- کافى 8/244/338.
366- بحارالانوار 77/187/37.
367- کافى 2/138/3.
368- غررالحکم 2/259/2549.

369- کافى 8/243/337.
370- نهج الفصاحه ح 992.
371- نهج البلاغه نامه 49.
372- اعلام الدین ص 428.
373- خصال ص 69.
374- کافى 2/316/7.
375- غررالحکم 1/294/1131.
376- غررالحکم 2/438/3201.
377- شرح نهج20/314/607.
378- غررالحکم 2/453/3265.
379- نهج البلاغه نامه 53.
380- کنزالعمال 4/249/10381.
381- کنزالعمال 3/167/5989.
382- کنزالعمال 6/263/15614.
383- کافى 2/231/4.
384- کنزالعمال 3/181/6055.
385- نهج البلاغه خطبه 140.
386- کنزالعمال 3/162/5966.
387- نهج البلاغه خطبه 223.
388- بحارالانوار 74/405/2.
389- غررالحکم 2/216/2422.
390- کافى 2/307/7.
391- معانى الاخبار ص 342.
392- غررالحکم 2/423/3122.
393- غررالحکم 6/105/9685.
394- غررالحکم 2/525/3502.
395- روضة الواعظین ص 424.
396- دعائم الاسلام 1/66.
397- مستدرک الوسایل 10/252/11952.
398- صحیح ابن حبان 2/338.
399- مشکاة الانوار ص 136.
400- خصال ص 121.
401- غررالحکم 2/164/2205.
402- بحارالانوار 73/256/29.
403- بحارالانوار 73/256/29.
404- کافى 2/327/2.
405- خصال ص 269.
406- شرح نهج البلاغه 1/316.
407- جامع الاخبار ص 451.
408- شرح نهج البلاغه 1/316.
409- تحف العقول ص 377.
410- عیون اخبار الرضا 1/32/25.
411- کافى 2/104/5.
412- امالى صدوق ص 318.
413- بحارالانوار 78/60/138.
414- بحارالانوار 75/114/5.
415- بحارالانوار 77/208/1.
416- نهج البلاغه حکمت 211.
417- امالى صدوق ص 516.
418- بحارالانوار 103/179/3.
419- بحارالانوار 75/172/13.
420- محجة البیضاء 3/373.
421- نهج الفصاحه ح 458.
422- تحف العقول ص 393.
423- کافى 2/209/3.
424- کافى 2/209/1.
425- کافى 2/341/16.
426- مستدرک الوسایل13/442/3.
427- کافى 2/345/5.
428- الفقیه 3/32/67/32.
429- وسائل الشیعه 8/578/1.
430- خصال ص 568.
431- عیون الاخبار الرضا (ع ) 1/27/2.
432- غررالحکم 2/542/3542.
433- غررالحکم 4/161/5668 و 5669.
434- کافى 4/28/1.
435- خصال 156/196.
436- کافى 4/33/1.
437- نهج البلاغه حکمت 204.
438- علل الشرایع 2/560/1.
439- بحارالانوار 75/44/1.
440- کافى 2/208/5.
441- ارشاد القلوب 1/72.
442- غررالحکم 5/277/8344.
443- بحارالانوار 78/358/1.
444- نهج الفصاحه ح 154.
445- میراث حدیث 2/29/81.
446- تحف العقول ص 108.
447- تحف العقول ص 489.
448- تحف العقول ص 269.
449- تحف العقول ص 269.
450- غررالحکم 2/442/3223.
451- کنزالعمال 3/110/5722.
452- کافى 2/122/2.
453- غررالحکم 3/133/4048.
454- نهج البلاغه خطبه 193.
455- بحارالانوار 75/118/3.
456- بحارالانوار 75/118/3.
457- تحف العقول ص 396.
458- کافى 2/124/13.
459- نهج البلاغه حکمت 228.
460- کافى 2/310/8.
461- نهج البلاغه حکمت 371.
462- الترغیب والترهیب3/563/16.
463- کافى 2/312/17.
464- نهج البلاغه حکمت 126.
465- تنبیه الخواطر 1/201.
466- نهج البلاغه خطبه 192.
467- کافى 8/128/98.
468- نهج البلاغه خطبه 192.
469- بحارالانوار 24/325/40.
470- کافى 2/91/15.
471- غررالحکم 2/69/1874.
472- علل الشرایع 2/498/1.
473- کنزالعمال 1/285/1388.
474- بحارالانوار 68/157/71.
475- بحارالانوار 75/311/1.
476- بحارالانوار 40/348/29.
477- کنزالعمال 6/347/15993.
478- جامع الاخبار 316/882.
479- بحارالانوار 90/305/.
480- بحارالانوار 78/82/77.
481- بحارالانوار 67/298/23.
482- غررالحکم 1/161/613.
483- مکارم الاخلاق ص 219.
484- خصال ص 317/100.
485- غررالحکم 5/379/8842.
486- غررالحکم 4/304/6161.
487- کافى 5/500/1.
488- نهج الفصاحه ح 1190.
489- کافى 6/519/6.
490- غررالحکم 2/52/1804.
491- غررالحکم 1/168/642.
492- غررالحکم 5/326/8584.
493- غررالحکم 4/121/5522.
494- بحارالانوار 68/156/11.
495- کافى 5/144/14.
496- نهج البلاغه حکمت 178.
497- تحف العقول ص 84.
498- غررالحکم 4/323/6212.
499- بحارالانوار 78/369/4.
500- بحارالانوار 78/374/24.
501- التهذیب 6/179/367.
502- کافى 2/144/4.
503- کافى 2/110/5.
504- کنزالعمال15/784/43101.
505- نهج البلاغه خطبه 198.
506- بحارالانوار 78/209/79.
507- صحیفه سجادیه دعا 47.
508- نهج البلاغه حکمت 252.
509- کشف الغمه 2/423.
510- غررالحکم 5/253/8217.
511- تحف العقول ص 215.
512- تحف العقول ص 360.
513- احقاق الحق 11/601.
514- غررالحکم 2/156/2172.
515- مشکاة الانوار ص 103.
516- نهج البلاغه حکمت 396.
517- تحف العقول ص 58.
518- تحف العقول ص 201.
519- تحت العقول ص 356.
520- کافى 5/5345/1.
521- نهج الفصاحه ح 2045.
522- نهج البلاغه از نامه 31.
523- کنزالعمال 3/387/7074.
524- نهج البلاغه حکمت 47.
525- غررالحکم 4/379/6395.
526- بحارالانوار 103/248/33.
527- غررالحکم 4/311/6175.
528- امالى صدوق 1/348.
529- کنز العمال 3/780/8735.
530- غررالحکم 2/106/1991.
531- غررالحکم 1/365/1388.
532- غررالحکم 1/162/616و617.
533- غررالحکم 2/463/3305.
534- غررالحکم 1/365/1387.
535- غررالحکم 6/44/9435.
536- غررالحکم 2/182/2303.
537- غررالحکم 6/175/9974.
538- غررالحکم 3/23/3749.
539- غررالحکم 6/93/9642.
540- غررالحکم 2/136/2097.
541- بحارالانوار 78/92/100.
542- من لا یحضر4/402/5865.
543- نهج البلاغه حکمت 193.
544- غررالحکم 5/442/9084.
545- نهج البلاغه حکمت 438.
546- غررالحکم 3/466/5099.
547- کافى 2/652/2.
548- مستدرک الوسایل11/226/12813.
549- کافى 2/321/4.
550- کافى 8/20/4.
551- نهج الفصاحه ح 2915.
552- کنزالعمال 10/152/28775.
553- تحف العقول ص 298.
554- نهج البلاغه حکمت 26.
555- بحارالانوار 71/286/41.
556- نهج البلاغه حکمت 60.
557- بحارالانوار 78/228/101.
558- بحارالانوار 71/278/14.
559- غررالحکم 2/223/2437.
560- الترغیب والترهیب3/515/31.
561- بحارالانوار 75/258/53.
562- بحارالانوار 75/246/7.
563- بحارالانوار 75/253/32.
564- غررالحکم 1/307/1171.
565- امالى طوسى ص 192.
566- کنزالعمال 3/586/8028.
567- کافى 2/357/1.
568- ثواب الاعمال ص 148.
569- جامع الاخبار ص 412.
570- بحارالانوار 76/12/50.
571- بحارالانوار 76/11/46.
572- کنزالعمال 9/126/25321.
573- جامع الاخبار 231/596.
574- کنزالعمال 9/117/25265.
575- خصال ص 271.
576- خصال ص 181.
577- محاسن 2/388/7.
578- جامع الاخبار 230/591.
579- بحارالانوار 76/5/16.
580- کافى 2/663/4.
581- شرح نهج البلاغه 6/330.
582- تحف العقول ص 49.
583- تنبیه الخواطر 1/112.
584- کافى 2/663/1.
585- غررالحکم 4/597/7126.
586- غررالحکم 5/183/7883.
587- تحف العقول ص 85.
588- الترغیب والترهیب3/594/20.
589- کافى 2/664/9.
590- مستدرک سفینة البحار 2/378.
591- کنزالعمال 4/5/9204.
592- شرح نهج البلاغه 3/160.
593- الفقیه 3/163/3595.
594- کنزالعمال 16/443/45340.
595- میراث حدیث 2/18/2.
596- کافى 6/47/3.
597- محاسن 1/227/157.
598- بحارالانوار 103/7/30.
599- غررالحکم 5/389/8883.
600- غررالحکم 6/74/9573.
601- بحارالانوار 77/121/20.
602- عدة الداعى ص 141.
603- کافى 5/124/4.
604- تحف العقول ص 257.
605- کافى 5/125/7.
606- نهج الفصاحه ح 2876.
607- بحارالانوار 103/5/17.
608- سفینة البحار 2/377.
609- کنزالعمال15/787/43113.
610- بحارالانوار 77/168/4.
611- جامع الاخبار 390/1086.
612- امالى مفید 207/39.
613- بحارالانوار 5/147/6.
614- التهذیب 3/77/6.
615- بحارالانوار 78/106/4.
616- بحارالانوار 77/270/1.
617- نورالثقلین 5/357/46.
618- امالى طوسى 225/393.
619- کافى 2/270/8.
620- کنزالعمال 16/475/45521.
621- الدعوات الراوندى ص 127.
622- معدن الجواهر ص 39.
623- کافى 2/105/11.
624- بحارالانوار 76/318/.
625- خصال 505/2.
626- وسائل الشیعه 18/372/1.
627- کنزالعمال 16/128/44154.
628- غررالحکم 1/202/802 و 803.
629- خصال 5050/2.
630- کنزالعمال 6/210/15373.
631- نهج الفصاحه ح 2979.
632- نهج الفصاحه ح 733.
633- ثوب الاعمال ص 289.
634- امالى صدوق ص 516.
635- ثواب الاعمال ص 138.
636- فقه الرضا ص 268.
637- کنزالعمال 6/215/15398.
638- نهج الفصاحه ح 432.
639- نهج الفصاحه ح 1401.
640- امالى صدوق ص 346.
641- نورالثقلین 1/295/1177.
642- وسائل الشیعه 12/425/10.
643- بحارالانوار 103/120/30.
644- میراث حدیث شیعه2/46/189.
645- بحارالانوار 103/117/16.
646- کنزالعمال 4/107/9766.
647- ثوال الاعمال ص 285.
648- من لا یحضره 3/567/4937.
649- تهذیب الاحکام 7/19/83.
650- بحارالانوار 96/182/29.
651- بحارالانوار 93/137/71.
652- کافى 4/6/6.
653- کافى 4/9/3.
654- مستدرک الوسائل 7/178/7967.
655- امالى صدوق ص 517.
656- من لا یحضره2/68/1740.
657- کنزالعمال 6/462/16552.
658- کنزالعمال 6/399/16251.
659- کافى 4/8/1.
660- صحیح مسلم 8/56.
661- خصال ص 443.
662- بحارالانوار 103/190/4.
663- کنزالعمال 15/211/40611.
664- کنزالعمال 4/344/10812.
665- بحارالانوار 103/189/1.
666- غررالحکم 5/204/7990 و 7991.

 


667- وسائل الشیعه 13/347/6.
668- مصباح المتهجد ص 849.
669- غررالحکم 2/607/3643.
670- مستدرک الوسایل8/115/9099.
671- کنزالعمال 6/701/17469.
672- من لا یحضر 2/287/2439.
673- بحارالانوار 100/103/5.
674- من لایحضر2/271/2415.
675- بحارالانوار 76/266/2.
676- بحارالانوار 10/108/1.
677- بحارالانوار 76/268/11.
678- بحارالانوار 76/266/1.
679- بحارالانوار 76/283/2.
680-مستدرک الوسایل15/176/12.
681- تحف العقول ص 46.
682- بحارالانوار 74/79/78.
683- جامع الاخبار ص 214.
684- سفینة البحار 2/687/23.
685- بحارالانوار 74/72/55.
686- خصال ص 621.
687- کافى 2/348/2.
688- مشکاة الانوار ص 282.
689- سنن ابنماجه2/1271/3863.
690- من لا یحضر 3/383/4343.
691- وسایل الشیعه 20/18/24912.
692- کافى 5/330/5.
693- نهج الفصاحه ح 1507.
694- مکارم الاخلاق ص 197.
695- بحارالانوار 103/222/38.
696- کافى 5/332/4.
697- مکارم الاخلاق ص 204.
698- مکارم الاخلاق ص 204.
699- من لا یحضر 3/392.
700- بحارالانوار 76/155/35.
701- بحارالانوار 33/628/744.
702- من لا یحضره الفقیه 4/392/5834.
703- نهج الفصاحه ح 1089.
704- تحف العقول ص 322.
705- تهذیب الاحکام 8/141/87.
706- بحارالانوار 104/132/1.
707- کافى 8/219/269.
708- نهج الفصاحه ح 621.
709- شرح نهج البلاغه 20/341/908.
710- من لا یحضره3/385/4352.
711- بحارالانوار 103/238/39.
712- صحیح مسلم3/1680/2128.
713- کافى 5/324/1.
714- خصال ص 588.
715- غررالحکم 4/200/5820.
716- کافى 6/6/7.
717- نهج البلاغه از نامه 31.
718- نهج الفصاحه ح 2006.
719- نهج الفصاحه ح 1022.
720- تهذیب الاحکام 7/411/1641.
721- جنگ مهدوى ص 132.
722- الفردس 3/549/5715.
723- کافى 6/49/1.
724- تحف العقول ص 382.
725- بحارالانوار 104/99/75.
726- کافى 6/3/10.
727- عدة الداعى ص 79.
728- کافى 6/48/6.
729- کافى 6/49/3.
730- کافى 8/93/66.
731- نهج البلاغه نامه 31.
732- سفینة البحار 2/176.
733- تهذیب الاحکام 8/111/30.
734- شرح نهج20/267/102.
735- عدة الداعى ص 76.
736- شرح نهج 20/333/817.
737- نهج الفصاحه ح 800.
738- شرح نهج20/337/866.
739- تاریخ یعقوبى 2/210.
740- نهج الفصاحه ح 3146.
741- مکارم الاخلاق ص 222.
742- صحیفه سجادیه دعاى25.
743- کنزالعمال 16/456/45409.
744- مکارم الاخلاق ص 222.
745- تحف العقول ص 263.
746- غررالحکم 5/264/8273.
747- دعائم الاسلام 1/194.
748- کنزالعمال 11/91/30747.
749- من لا یحضره الفقیه 4/372.
750- نهج الفصاحه ح 1520.
751- صحیح بخارى 3/125.
752- مکارم الاخلاق ص 216.
753- کافى 2/105/11.
754- کنزالعمال 16/379/44995.
755- مستدرک الوسایل12/201/13881.
756- نهج الفصاحه ح 147.
757- جامع الاخبار ص 276.
758- کافى 4/12/6.
759- الدر المنثور 6/244.
760- نهج الفصاحه ح 1510.
761- میراث حدیث 2/48/198.
762- بحارالانوار 75/4/9.
763- بحارالانوار 77/171/7.
764- بحارالانوار 75/4/8.
765- نهج الفصاحه ح 27.
766- نهج الفصاحه ح 1220.
767- کنزالعمال 3/168/5999.
768- محاسن 1/8/23.
769- بحارالانوار 79/267/2.
770- کافى 6/285/1.
771- بحارالانوار 75/461/14.
772- جامع الاخبار ص 378.
773- کنزالعمال 9/248/25876.
774- عیون اخبار الرضا 1/45/138.
775- کافى 6/283/1.
776- محاسن 2/414/165.
777- بحارالانوار 72/451/2.
778- کافى 6/283/1.
779- امالى شیخ طوسى ص535.
780- کافى 2/667/8.
781- نهج الفصاحه ح 554.
782- خصال ص 545.
783- نهج البلاغه نامه 31.
784- خصال ص 569.
785- مسکن الفواد ص 105.
786- مستدرک الوسائل 8/429/9897.
787- تحف العقول ص 409.
788- نهج الفصاحه ح 2532.
789- ارشاد القلوب 1/183.
790- نهج الفصاحه ح 1869.
791- کافى 4/10/3.
792- غررالحکم 4/209/5825.
793- غررالحکم 4/635/7258.
794- غررالحکم 4/204/5836.
795- غررالحکم 4/106/5453.
796- کافى 2/152/15.
797- تحف العقول ص 299.
798- تحف العقول ص 376.
799- کافى 2/151/6.
800- کافى 2/15/2.
801- خصال ص 285.
802- بحارالانوار 11/288/10.
803- بحارالانوار 79/202/2.
804- نهج البلاغه نامه 69.
805- نهج الفصاحه ح 478.
806- میراث حدیث 2/20/18.
807- کافى 2/346/7.
808- کافى 2/499/1.
809- امالى صدوق ص 117.
810- بحارالانوار 73/377/14.
811- نهج الفصاحه ح 1623.
812- نهج الفصاحه ح 203.
813- المحجة البیضاء 8/160.
814- بحارالانوار 62/269/60.
815- نهج البلاغه حکمت290.
816- مکارم الاخلاق ص 451.
817- بحارالانوار 77/178/10.
818- کافى 2/276/31.
819- غررالحکم 2/72/1890.
820- نهج الفصاحه ح 1624.
821- نهج البلاغه حکمت 371.
822- نهج الفصاحه ح 440.
823- ثواب الاعمال ص 298.
824- بحارالانوار 79/13/24.
825- من لا یحضر4/335/5762.
826- کافى 2/270/7.
827- الاختصاص ص 234.
828- خصال ص 230.
829- معانى الاخبار ص 271.
830- خصال ص 624.
831- خصال ص 620.
832- کافى 2/272/15.
833- امالى مفید ص 310.
834- کافى 2/275/29.
835- امالى طوسى ص305.
836- علل الشرایع ص 81.
837- نهج الفصاحه ح 2692.
838- کافى 2/269/3.
839- کافى 2/447/1.
840- نهج الفصاحه ح 46.
841- نهج البلاغه خطبه 191.
842- کافى 2/107/7.
843- بحارالانوار 75/21/21.
844- امالى صدوق ص 589.
845- نهج الفصاحه ح 917.
846- کنزالعمال 16/129/44154.
847- امالى صدوق ص 131.
848- نهج البلاغه نامه 31.
849- نهج الفصاحه ح 2953.
850- غررالحکم 1/267/1069.
851- میراث حدیث 2/31/99.
852- کنزالعمال 4/205/10165.
853- غررالحکم 3/334/4657.
854- غررالحکم 4/363/6334.
855- کافى 2/453/2.
856- غررالحکم 2/126/2072.
857- نهج الفصاحه ح 222.
858- بحارالانوار 6/28/30.
859- بحارالانوار 6/312/12.
860- شرح شهاب الاخبارص260.
861- تحف العقول ص 319.
862- تحف العقول ص 36.
863- تهذیب الاحکام 6/227/547.
864- نهج البلاغه نامه 53.
865- غررالحکم 3/168/4118.
866- نهج البلاغه نامه 53.
867- نهج البلاغه نامه 53.
868- بحارالانوار 75/27/12.
869- غررالحکم 4/106/5456.
870- تحف العقول ص 142.
871- خصال ص 37.
872- نهج الفصاحه ح 943.
873- تحف العقول ص 356.
874- امالى صدوق ص 531.
875- کنزالعمال 1/177/894.
876- تحف العقول ص 208.
877- کافى 2/164/5.
878- تحف العقول ص 51.
879- بحارالانوار 75/38/36.
880- مجمع البیان 1/187.
881- بحارالانوار 5/305/24.
882- غررالحکم 5/338/8646.
883- غررالحکم 5/67/7430.
884- غررالحکم 2/433/3172.
885- کنز العمال 15/794/43152.
886- تحف العقول ص 296.
887- بحارالانوار 70/107/4.
888- بحارالانوار 104/266/20.
889- تحف العقول ص 216.
890- تحف العقول ص 320.
891- کافى 2/147/15.
892- کافى 3/568/6.
893- مشکاة الانوار ص 544.
894- نهج الفصاحه ح 340.
895- معدن الجواهر ح 73.
896- غررالحکم 2/221/2433.
897- غررالحکم 2/508/3464.
898- غررالحکم 4/521/6825.
899- نهج البلاغه حکمت 476.
900- نهج الفصاحه ح 1924.
901- نهج الفصاحه ح 48.
902- بحارالانوار 75/359/74.
903- نهج الفصاحه ح 833.
904- نهج الفصاحه ح 2422.
905- کنزالعمال 3/505/7641.
906- بحارالانوار 75/313/28.
907- شرح نهج20/309/536.
908- صحیفه سجادیه دعاى8.
909- نهج الفصاحه ح 1657.
910- خصال 284/33.
911- نهج البلاغه از نامه 31.
912- کافى 2/89/6.
913- غررالحکم 1/385/1485.
914- غررالحکم 6/36/393.
915- غررالحکم 2/204/2384.
916- غررالحکم 1/113/413.
917- غررالحکم 5/355/8721.
918- غررالحکم 5/314/8529 و 8530.
919- بحارالانوار 45/51/.
920- مستدرک الوسائل16/333/2.
921- خصال ص 228.
922- تحف العقول ص 239.
923- تحف العقول ص 321.
924- روضه کافى ص 273.
925- مکارم الاخلاق ص 362.
926- بحارالانوار 62/72/27.
927- فقه الرضا ص 340.
928- بحارالانوار 62/323.
929- وسایل الشیعه 1/377/1.
930- کنزالعمال 9/95/25141.
931- کنزالعمال 9/91/25127.
932- کافى 3/120/2.
933- الترغیب والترهیب4/317/3.
934- کنزالعمال 9/94/25139.
935- کنزالعمال 9/97/25150.
936- نهج الفصاحه ح 2272.
937- کافى 3/118/3.
938- کافى 3/118/6.
939- کنزالعمال 9/95/25143.
940- نهج الفصاحه ح 690.
941- نهج الفصاحه ح 1182.
942- من لا یحضر1/115/237.
943- خصال ص 620.
944- کافى 6/350/4.
945- کافى 6/444/14.
946- وسائل الشیعه 1/422/6.
947- وسائل الشیعه 1/433/1.
948- وسائل الشیعه 3/575/2.
949- من لا یحضر4/5/4968.
950- بحارالانوار 76/130/17.
951- وسائل الشیعه1/346/1.
952- خصال ص 481.
953- نهج الفصاحه ح 1975.
954- مکارم الاخلاق ص 51.
955- بحارالانوار76/137/باب18.
956- مکارم الاخلاق ص 153.
957- مکارم الاخلاق ص 152.
958- نهج الفصاحه ح 178.
959- خصال ص 481.
960- بحارالانوار 66/291/3.
961- کافى 6/510/6.
962- نهج الفصاحه ح 850.
963- کافى 6/511/7.
964- مستدرک الوسائل 1/418/1044.
965- نهج الفصاحه ح 1256.
966- نهج الفصاحه ح 1463.
967- کافى 6/510/4.
968- کافى 5/508/7.
969- بحارالانوار 103/255/1.
970- تحف العقول ص 101.
971- طب الائمه ص 135.
972- مکارم الاخلاق ص 166.
973- وسائل الشیعه17/100/9.
974- مکارم الاخلاق ص 190.
975- وسائل الشیعه17/133/1.
976- مکارم الاخلاق ص 176.
977- مکارم الاخلاق ص 182.
978- مکارم الاخلاق ص 168.
979- خصال ص 344.
980- نهج الفصاحه ح 1327.
981- نهج الفصاحه ح 1060.
982- بحارالانوار 8/120/11.
983- امالى طوسى1/29/31.
984- بحارالانوار 77/96/1.
985- بحارالانوار 78/13/71.
986- نهج الفصاحه ح 321.
987- نهج الفصاحه ح 1555.
988- نهج الفصاحه ح 864.
989- غررالحکم 6/423/10868.
990- نهج البلاغه خطبه 183.
991- امالى طوسى1/533/1162.
992- کنزالعمال 14/527/39507.
993- کنزالعمال 16/103/44071.
994- عیون اخبار الرضا 1/31/20.
995- تنبیه الخواطر 1/121.
996- کافى 8/136/103.
997- التوحید 29/31.
998- الدرالمنثور 3/9.
999- کافى 2/85/5.

چهل حدیث ها

چهل حدیث ها 1 - خداشناسى
چهل حدیث ها 2 - یاد خدا
چهل حدیث ها 3 - رابطه با خدا
چهل حدیث ها 4 - قرآن
چهل حدیث ها 5 - پیامبر
چهل حدیث ها 6 - ائمه
چهل حدیث ها 7 - نماز
چهل حدیث ها 8 - روزه
چهل حدیث ها 9 - امر به معروف
چهل حدیث ها 10 - جهاد
چهل حدیث ها 11 - توکل
چهل حدیث ها 12 - دعا
چهل حدیث ها 13 - شکر
چهل حدیث ها 14 - تقوا
چهل حدیث ها 15 - نیت
چهل حدیث ها 16 - دانش
چهل حدیث ها 17 - نادانى
چهل حدیث ها 18 - عقل
چهل حدیث ها 19 - مکارم الاخلاق
چهل حدیث ها 20 - اخلاق
چهل حدیث ها 21 - وفاى به عهد
چهل حدیث ها 22 - گذشت
چهل حدیث ها 23 - راستگویى
چهل حدیث ها 24 - دروغگویى
چهل حدیث ها 25 - گشاده رویى
چهل حدیث ها 26 - حیا
چهل حدیث ها 27 - مدارا
چهل حدیث ها 28 - انصاف
چهل حدیث ها 29 - دوستى
چهل حدیث ها 30 - مشورت
چهل حدیث ها 31 - شجاعت
چهل حدیث ها 32 - بردبارى
چهل حدیث ها 33 - خشم
چهل حدیث ها 34 - مردانگى
چهل حدیث ها 35 - سخاوت
چهل حدیث ها 36 - اسراف
چهل حدیث ها 37 - قناعت
چهل حدیث ها 38 - حرص
چهل حدیث ها 39 - رحم
چهل حدیث ها 40 - غبطه
چهل حدیث ها 41 - حسد
چهل حدیث ها 42 - امانتدارى
چهل حدیث ها 43 - اصلاح بین مردم
چهل حدیث ها 44 - تشکر از مردم
چهل حدیث ها 45 - نصیحت
چهل حدیث ها 46 - تواضع
چهل حدیث ها 47 - تکبر
چهل حدیث ها 48 - صبر
چهل حدیث ها 49 - محبت
چهل حدیث ها 50 - کینه
چهل حدیث ها 51 - عزت
چهل حدیث ها 52 - ذلت
چهل حدیث ها 53 - غیرت
چهل حدیث ها 54 - همت
چهل حدیث ها 55 - روانشناسى
چهل حدیث ها 56 - زبان
چهل حدیث ها 57 - غیبت
چهل حدیث ها 58 - سلام
چهل حدیث ها 59 - شوخى
چهل حدیث ها 60 - حلال
چهل حدیث ها 61 - حرام
چهل حدیث ها 62 - روزى
چهل حدیث ها 63 - افزایش روزى
چهل حدیث ها 64 - قرض
چهل حدیث ها 65 - ربا
چهل حدیث ها 66 - صدقه
چهل حدیث ها 67 - ورزش
چهل حدیث ها 68 - مسافرت
چهل حدیث ها 69 - پدر و مادر
چهل حدیث ها 70 - ازدواج
چهل حدیث ها 71 - مرد
چهل حدیث ها 72 - زن
چهل حدیث ها 73 - فرزند
چهل حدیث ها 74 - جوان
چهل حدیث ها 75 - تربیت
چهل حدیث ها 76 - خانواده
چهل حدیث ها 77 - یتیم
چهل حدیث ها 78 - میهمان
چهل حدیث ها 79 - همسایه
چهل حدیث ها 80 - صله رحم
چهل حدیث ها 81 - شیطان
چهل حدیث ها 82 - گناه
چهل حدیث ها 83 - انواع گناه
چهل حدیث ها 84 - آثار گناه
چهل حدیث ها 85 - پاک کننده گناه
چهل حدیث ها 86 - توبه
چهل حدیث ها 87 - حکومت
چهل حدیث ها 88 - جامعه شناسى
چهل حدیث ها 89 - حق
چهل حدیث ها 90 - عدالت
چهل حدیث ها 91 - ظلم
چهل حدیث ها 92 - آزادى
چهل حدیث ها 93 - طب
چهل حدیث ها 94 - عیادت
چهل حدیث ها 95 - پاکیزگى
چهل حدیث ها 96 - مسواک
چهل حدیث ها 97 - عطر
چهل حدیث ها 98 - خواص خوراکیها
چهل حدیث ها 99 - بهشت
چهل حدیث ها 100 - جهنم

۹۸-۴-۱۹ ۰ ۰ ۲۴۵

۹۸-۴-۱۹ ۰ ۰ ۲۴۵



 چهل حدیث ها 1 - خداشناسى
 چهل حدیث ها 2 - یاد خدا
 چهل حدیث ها 3 - رابطه با خدا
 چهل حدیث ها 4 - قرآن
 چهل حدیث ها 5 - پیامبر
 چهل حدیث ها 6 - ائمه
 چهل حدیث ها 7 - نماز
 چهل حدیث ها 8 - روزه
 چهل حدیث ها 9 - امر به معروف
 چهل حدیث ها 10 - جهاد
 چهل حدیث ها 11 - توکل
 چهل حدیث ها 12 - دعا
 چهل حدیث ها 13 - شکر
 چهل حدیث ها 14 - تقوا
 چهل حدیث ها 15 - نیت
 چهل حدیث ها 16 - دانش
 چهل حدیث ها 17 - نادانى
 چهل حدیث ها 18 - عقل
 چهل حدیث ها 19 - مکارم الاخلاق
 چهل حدیث ها 20 - اخلاق
 چهل حدیث ها 21 - وفاى به عهد
 چهل حدیث ها 22 - گذشت
 چهل حدیث ها 23 - راستگویى
 چهل حدیث ها 24 - دروغگویى
 چهل حدیث ها 25 - گشاده رویى

 چهل حدیث ها 26 - حیا
 چهل حدیث ها 27 - مدارا
 چهل حدیث ها 28 - انصاف
 چهل حدیث ها 29 - دوستى
 چهل حدیث ها 30 - مشورت
 چهل حدیث ها 31 - شجاعت
 چهل حدیث ها 32 - بردبارى
 چهل حدیث ها 33 - خشم
 چهل حدیث ها 34 - مردانگى
 چهل حدیث ها 35 - سخاوت
 چهل حدیث ها 36 - اسراف
 چهل حدیث ها 37 - قناعت
 چهل حدیث ها 38 - حرص
 چهل حدیث ها 39 - رحم
 چهل حدیث ها 40 - غبطه
 چهل حدیث ها 41 - حسد
 چهل حدیث ها 42 - امانتدارى
 چهل حدیث ها 43 - اصلاح بین مردم
 چهل حدیث ها 44 - تشکر از مردم
 چهل حدیث ها 45 - نصیحت
 چهل حدیث ها 46 - تواضع
 چهل حدیث ها 47 - تکبر
 چهل حدیث ها 48 - صبر
 چهل حدیث ها 49 - محبت
 چهل حدیث ها 50 - کینه

 چهل حدیث ها 51 - عزت
 چهل حدیث ها 52 - ذلت
 چهل حدیث ها 53 - غیرت
 چهل حدیث ها 54 - همت
 چهل حدیث ها 55 - روانشناسى
 چهل حدیث ها 56 - زبان
 چهل حدیث ها 57 - غیبت
 چهل حدیث ها 58 - سلام
 چهل حدیث ها 59 - شوخى
 چهل حدیث ها 60 - حلال
 چهل حدیث ها 61 - حرام
 چهل حدیث ها 62 - روزى
 چهل حدیث ها 63 - افزایش روزى
 چهل حدیث ها 64 - قرض
 چهل حدیث ها 65 - ربا
 چهل حدیث ها 66 - صدقه
 چهل حدیث ها 67 - ورزش
 چهل حدیث ها 68 - مسافرت
 چهل حدیث ها 69 - پدر و مادر
 چهل حدیث ها 70 - ازدواج
 چهل حدیث ها 71 - مرد
 چهل حدیث ها 72 - زن
 چهل حدیث ها 73 - فرزند
 چهل حدیث ها 74 - جوان
 چهل حدیث ها 75 - تربیت
 چهل حدیث ها 76 - خانواده
 چهل حدیث ها 77 - یتیم
 چهل حدیث ها 78 - میهمان
 چهل حدیث ها 79 - همسایه
 چهل حدیث ها 80 - صله رحم
 چهل حدیث ها 81 - شیطان
 چهل حدیث ها 82 - گناه
 چهل حدیث ها 83 - انواع گناه
 چهل حدیث ها 84 - آثار گناه
 چهل حدیث ها 85 - پاک کننده گناه
 چهل حدیث ها 86 - توبه
 چهل حدیث ها 87 - حکومت
 چهل حدیث ها 88 - جامعه شناسى
 چهل حدیث ها 89 - حق
 چهل حدیث ها 90 - عدالت
 چهل حدیث ها 91 - ظلم
 چهل حدیث ها 92 - آزادى
 چهل حدیث ها 93 - طب
 چهل حدیث ها 94 - عیادت
 چهل حدیث ها 95 - پاکیزگى
 چهل حدیث ها 96 - مسواک
 چهل حدیث ها 97 - عطر
 چهل حدیث ها 98 - خواص خوراکیها
 چهل حدیث ها 99 - بهشت
 چهل حدیث ها 100 - جهنم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
بعد از قرآن مجید که آخرین کتاب آسمانى است، راهنماى ما سنت رسول اکرم (صلى الله علیه و اله ) و ائمه معصوم (علیهم السلام ) است و این همان دو گوهر ارزشمند است که بعد از رحلت پیامبر صلّى الله علیه و آله و سلّم به یادگار مانده، و با چنگ زدن به این دو هرگز گمراه نخواهیم شد. در این باره از طرف پیامبر گرامى اسلام و ائمه هدى صلوات الله علیهم جهت حفظ و نگهدارى و تعلیم و تعلم و عمل به احادیث تاکید بسیار شده و بدان تشویق نموده اند چنان که رسول اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم در وصایاى خود به امیرالمؤمنین على علیه السلام مى فرمایند:
 


پنــد و موعظه

چهل حدیث ها1 قالَ لُقمانُ: یا بُنَی،... وَ عَلَیک بِالْمَوْعِظَةِ فَاعْمَلْ بِها فَاِنَّها عِنْدَ الْعاقِلِ اَحْلَی مِنَ الْعَسَلِ الشَّهْدِ وَهِی عَلَی السَّفِیهِ اَشَقُّ مِنْ صُعُودِ الدَّرَجَةِ عَلَی الشَّیخِ الکبِیر.

لقمان حکیم:

فرزندم! بر تو باد پند و اندرز؛ پس به آن عمل کن، که اندرز برای دانا از عسل گواراتر و برای نادان، از بالا رفتن پیرمرد از نردبان دشوارتر است.

ز پند مردم دانا متاب سر، هرگز                 که از نصیحت دانا ضررنخواهی دید
نشاط دور جوانی به کام دل دریاب که نوبهار جوانی دگر نخواهی دید

(رسا)

 

ابتدا به سلام

چهل حدیث ها2 قالَ لُقمانُ: یا بُنَی، إِبدَأ النّاسَ بِالسَّلامِ وَ المُصافَحـَةِ قَبـْلَ الکـلامِ.

 لقمان حکیم:

فرزندم! در برخورد مردم با سـلام آغاز کن و در دست دادن قبل از گفتگو پیشقدم شو.

از خدا جوییم توفیق ادب                     بی ادب محروم ماند از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش در همه آفاق زد

(مولوی)


مـرقـد پیـامبر علیه‌السلام

 

            چهل حدیث ها1 قالَ الصّـادقُ علیه السلام: زیارَةُ قَبْرِ رَسُولِ اللّهِ وَ زیارَةُ قُبُورِ الشُّهَداءِ وَ زیارَةُ قَبْرِ الْحُسَینِ تَعْدِلُ حِجَّةً مَبْرُورَةً مَعَ رَسُولِ اللّهِ.

امام صـادق علیه السلام فرمود:

زیارت قبر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و زیارت قبر شهیدان و زیارت قبر امام حسین علیه السلام برابر است با یک حجّ مقبول همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله.


زیـارت و شـفاعت

 

           چهل حدیث ها2 قالَ رَسُـولُ اللّه صلی الله علیه و آله: مَـنْ اَتـانی زائِـرا کنْتُ شَفیعَهُ یوْمَ الْقیامَةِ.

پیامبر اسـلام صلی الله علیه و آله فرمود:

هرکس به زیارت من آید، در روز قیامت شفیع او خواهم بود.

 

زیارت از دور و نزدیک

 

            چهل حدیث ها3 قالَ رَسُول اللّه صلی الله علیه و آله: مَنْ سَلَّمَ عَلَیّ مِنْ عِنْدِ قَبْری سَمِعْتُهُ وَ مَنْ سَلَّمَ عَلَیّ مِنْ بَعیدٍ بُلِّغْـتُهُ.

حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود:

هر کس از کنار قبرم بر من سلام دهد، آن را می‌شنوم و هرکس از دور بر من سلام دهد، آن را به من می‌رسانند.

 

آثار اخروی زیارت

 

            چهل حدیث ها4 قالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله: مَنْ زارَنی اَوْ زارَ اَحَـدا مِنْ ذُرِّیـتی، زُرْتُهُ یوْمَ الْقیامَةِ فَاَنْقَذْتُهُ مِنْ اَهوالِها.


آداب غذا خوردن

چهل حدیث ها1.امام علی علیه السلام : تا وقتی که گرسنه نشدی اقدام به خوردن غذا مکن و وقتی به خوردن اقدام کردی قبل از آنکه کامل سیر شوی دست از غذا خوردن بردار.غذا را با آرامش و خوب بجو تا هضم آن آسان شود و پیش از خوابیدن و به رختخواب رفتن به توالت برو و خود را تخلیه کن چون این سفارشات را به کار بندی از از پزشک بی نیاز شوی. آثارالصادقین جلد 2 صفحه 387

 پرخوری نکنید

چهل حدیث ها2.امام علی علیه السلام :از پرخوری پرهیز کنید زیرا هرکه پرخوری کند دردهای درونی اش بسیار گردد و خواب های فاسد و پریشان بیند و نیز موجب سنگدلی شخص و سبب کسالت و تنبلی در خواندن نماز میشود . آثارالصادقین جلد 9 صفحه 970 

 سلامتی با چند شرط

چهل حدیث ها3. امام علی علیه السلام:  هر کس بخواهد هیچ غذائی به او ضرر نرساند (این چند دستور را باید رعایت نماید):

هروقت گرسنه شده و معده اش خالی شد غذا بخورد.

وقتی که شروع به غذا خوردن می کند نام خدا را ببرد.

وقتی که شروع به غذا خوردن می کند ، آن را خوب بجود.

قبل از سیری کامل و زمانی که هنوز میل به غذا دارد، دست از خوردن بردارد.    طب الأئمة علیهم السلام ۲۹ عوذة لوجع الخاصرة و دواؤه.


1.حقوق پدر بر فرزند

چهل حدیث هاامام کاظم علیه السلام :

سَألَ رَجُلٌ رَسُولَ اللّه صلی الله علیه و آله ما حَقُّ الوالِدِ عَلَی وَلَدِهِ؟ قالَ: لایُسَمِّیهِ بِاسمِهِ، وَلا یَمشِی بَینَ یَدَیهِ، وَلا یَجلِسُ قَبلَهُ، وَلا یَستَسِبُّ لَهُ؛

مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: حق پدر بر فرزندش چیست؟

فرمود: او را به نام صدا نزند و جلوی او راه نرود و قبل از او ننشیند و باعث دشنام او نشود.

. الکافی، ج 2، ص 158.

2.نگاه پدر به فرزند

چهل حدیث هارسول خدا صلی الله علیه و آله :

نَظَرُ الوالِدِ إِلی وَلَدِهِ حُبًّا لَهُ عِبادَهُ؛

نگاه کردن پدر به فرزندش از روی محبّت عبادت است.

. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 170.

1.شناسنامه عملی انسان

چهل حدیث هاامام امیر مؤمنان علی علیه السلام :

لا یُعْرَفُ الرَّجُلُ إلاّ بِعَمَلِهِ، کَما لا یُعْرَفُ الْغَریبُ مِنَ الشَّجَرِ اِلاّ عِنْدَ حُضُور الثَّمَرِ؛

هیچ کس جز با عملش شناخته نمی شود، مثل درخت ناشناخته که جز با رسیدنِ میوه اش نمی توان آن را شناخت (عمل، میوه درخت وجودی انسان است).

. غررالحکم، حدیث 9694.

2.اعمال، نشانه شخصیت انسان

چهل حدیث هاامام امیر مؤمنان علی علیه السلام :

یُسْتَدَلُّ عَلی خَیْرِ کُلِّ اْمرِءٍ وَ شَرِّهِ وَ طَهارَهِ اَصْلِهِ وَ خُبْثِهِ بِما یَظْهَرُ مِنْ أفْعالِهِ؛

گواه و نشانه خوبی و بدی هر کس و پاکی و پلیدی اصل و ریشه اش، کارهایی است که از او آشکار می شود.

. غرر الحکم، ج 6، ص 425.

3.کار امروز به فردا مفکن

چهل حدیث هاامام امیر مؤمنان علی علیه السلام :

وَامْضِ لِکُلِّ یَوْمٍ عَمَلَهُ، فإنَّ لِکُلِّ یَوْمٍ ما فیهِ؛

کار هر روز را همان روز انجام بده، چرا که هر روز، کار خاصّ خودش را دارد.

. نهج البلاغه، نامه 53، بند 115.

چهل حدیث شیخ عباس قمی رحمه الله

حدیث اول

ابا امامه یقول: سمعت رسول الله صلّی الله علیه وآله یقول: ایّها النّاس انّه لا نبیّ بعدی و لا امّة بعدکم، الا فاعبدوا ربّکم و صلّوا خَمسکم، و صوموا شهرکم، و حجّوا بیت ربّکم، و ادّوا زکوه اموالکم طیبه بها انفسکم، و اطیعوا ولاه امرکم تدخلوا جنّه ربّکم . خصال ص 152

ترجمه :

أبو اُمامه می گوید: شنیدم از رسول خدا صلّی الله علیه وآله که می فرمود ایها الناس بدرستی که نیست پیغمبری بعد از من و نه امتی بعد از شما آگاه باشید پس عبادت کنید پروردگار خود را و نماز پنجگانه را بخوانید و روزه ماره رمضان را بگیرید و حج خانه پروردگار خود را بجا آورید و زکاه اموال خود را با طیب نفس ادا کنید و از اولی الامر خود پیروی کنید تا وارد بهشت شوید.

مؤلف گوید: که در روایت ولاه امر و اولی الامر تفسیر به دوازده امام علیهم السلام شده است چنانچه در تفسیر صافی و نفخات الرحمن در ذیل آیه مبارکه: یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم، مذکور است .

عن جابر بن عبد الله الانصاری قال: لما نزلت الآیه قلت یا رسول الله عرفنا الله و رسوله فمن اولی الامر الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک؟

فقال صلّی الله علیه وآله: هم خلفائی یا جابر و ائمه المسلمین من بعدی اولهم علی بن أبی طالب ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی المعروف فی التوریه بالباقر و ستدرکه یا جابر فاذا لقیته فاقرأ منّی السلام .

ثم الصادق جعفر بن محمد ثم موسی بن جعفر ثم علی بن موسی ثم محمد بن علی ثم علی بن محمد ثم الحسن بن علی ثم سمیّی محمد و کنّی حجه الله فی ارضه و بقیته علی عباده ابن الحسن بن علی ذاک الذی یفتح الله علی یدیه مشارق الارض و مغاربها و ذاک الذی یغیب عن شیعته و اولیائه غیبه لا یثبت علی القول بامامته الا من امتحن الله قلبه لایمان - الخ .


چهل حدیث در باره رؤیا

رؤیا در قرآن

«لَّقَدْ صَدَقَ اللّهُ رَسُولَهُ الرُّؤیَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ المَسْجِدَ الحَرامَ إِنْ شاءَ اللّهُ آمِنِینَ»

البته خدا راستی و حقیقت خواب رسولش را آشکار و محقق ساخت: که در عالم رؤیا دید شما مؤمنان در نهایت امنیت وارد مسجد الحرام می شوید...

. قرآن کریم، سوره فتح، آیه 27.

چهل حدیث ها1.سرچشمه رؤیا

رسول خدا صلی الله علیه و آله :

الرُّؤیَا الصالِحَهُ مِنَ اللّه وَ الرُّؤیَا السُّوءُ مِنَ الشّیطانِ ...؛

خوابِ خوب دیدن از الطاف خداوند و رؤیای بد از سوی شیطان است .

. کنزالعمال، ج 15، ح 41384 .

چهل حدیث ها2.اقسام رؤیا

رسول خدا صلی الله علیه و آله :

الرُّؤیا ثَلاثَهٌ : بُشْری مِنَ اللّه ِ وَ تَحْزینٌ مِنَ الشَّیطانِ وَ الَّذی یُحَدِّثُ بِهِ الاِنسانُ نَفْسَهُ، فَیَراهُ فی مَنامِهِ؛

خواب دیدن بر سه گونه است:

_ خوابی که بشارت است از سوی خدا؛

_ خواب های آشفته و ناراحت کننده شیطانی؛

_ چیزی که انسان در فکر آن می باشد و در خواب می بیند.

. بحارالانوار، ج 61، ص 191.

چهل حدیث ها3.رؤیای صادق

رسول خدا صلی الله علیه و آله :

مَنْ لَمْ یُؤمِنْ بِالرُّؤْیَا الصَّادِقَهِ فَاِنَّهُ لَمْ یُوْمِنْ بِاللّهِ وَ رَسوُلِهِ؛

کسی که به خواب راست اعتقاد ندارد، به خدا و رسول او ایمان ندارد.

. کنزالعمال، ج 15، ص 371.

چهل حدیث ها4 . ستاره پیامبر

شخصی از اهل خراسان به امام رضا علیه السلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم، مثل اینکه به من می گوید: زمانی که پاره تن و ستاره ام در خاک شما مدفون و پنهان شود چگونه خواهید بود؟ امام رضا علیه السلام فرمود:

أَنَا الْمَدْفُونُ فِی أَرْضِکُم وَأَنَا بَضْعَهٌ مِنْ نَبِیِّکُمْ وَأَنَا الْوَدِیعَهُ وَ النَّجْمُ ...؛

من در خاک شما مدفون می شوم، من پاره تن پیامبر صلی الله علیه و آله و ستاره و امانت او هستم(1)...

. بحارالانوار، ج 49، ص 283.

چهل حدیث ها1.قضا

اِنَّ اللّه َ یَاْمُرُکُمْ اَنْ تُؤَدُّوا الاَماناتِ اِلی اَهلِها وَ اِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ اَنْ تَحْکَمُوْا بِالْعَدْلِ اِنَّ اللّه َ نِعِمّا یَعِظُکُمْ بِهِ اِنَّ اللّه َ کانَ سَمیعا بَصیرا؛(1)

خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبان آن ها باز گردانید، و چون بین مردم داوری می کنید، دادگرانه داوری کنید. خداوند به امری نیک پندتان می دهد، که خداوند شنوای بیناست.

. نساء: 58.

چهل حدیث ها2.داوری الهی

وَ اللّه ُ یَحْکُمُ عَلَی ما غابَ عَنْکَ؛(1)

داوری در آن چه از تو پنهان است با خدای جهان می باشد.

. نهج البلاغه، نامه 53، ص 404

چهل حدیث ها3.قضاوت رسول اللّه در بین مردم

امام صادق علیه السلام :

اِنَّ رَسُولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله قَدْ قَضی بِشاهدٍ وَ یَمِینٍ؛(1)

به درستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با شاهد و سوگند بین طرفین دعوا قضاوت می کردند.

. وسائل الشیعه، ج 27، ص 267.

چهل حدیث ها4.ویژگی الهی قضاوت اهل بیت علیهم السلام

علی بن الحسین علیه السلام :

قالَ سَأَلْتُهُ بِأَیِّ حُکمٍ تَحْکُمُونَ؟ قالَ: حُکمِ آلِ داوودَ فَإنْ اَعیانا شَی ءٌ تَلقَّانا بِهِ رُوحُ القُدسِ؛(1)

جعید همدانی گوید: از امام سجاد علیه السلام پرسید: «بر چه اساسی قضاوت می کنید»؟

فرمود: «به حکم و قضاوت داوود». پس اگر در جایی درماندیم روح القدس آن را به ما می رساند.

. الکافی، ج 1، ص 398.

۱ ۲ ۳ ۴

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

حلول ماه ربیع تهنیت باد
---------------------------------------------
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
--------------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
--------------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.