تایتل قالب


۲ مطلب در شهریور ۱۴۰۰ ثبت شده است

هدیة الخیر (بخش اول)

بهاء الدوله سید حسن نوربخش (حدود 915 ق)

درآمد

از روایاتی که مسلمانان را بر نگاهداشت احادیث ، برمی انگیزاند ، حدیث مشهور «اربعین » است که با عباراتی گونه گون و مضامینی کمابیش همسان از پیامبر اکرم و امامان پاک نقل کرده اند . (1) از آن جمله قول پیامبر خداست که:

من حفظ من امتی اربعین حدیثا ینتفعون بها ، بعثه الله تعالی یوم القیامة فقیها عالما . (2)

علامه محمدباقر مجلسی رحمهم الله در این باره می گوید:

این مضمون ، بین خاصه و عامه ، مشهور و مستفیض است ; بلکه گفته شده که متواتر است . (3)

این احادیث شریف ، موجب پدید آمدن «چهل حدیث » هایی فراوان در عالم اسلام گردید و دانشمندان بزرگی از شیعه و سنی به نگارش «اربعین » همت گماشتند . (4)

در شمار آنان ، بهاء الدوله نوربخش است که به قصد شرح چهل حدیث نبوی به نگاشتن هدیة الخیر دست یازید .

بهاء الدوله نوربخش

سید حسن بن سید قاسم بن سید محمد موسوی ، مشهور به بهاء الدوله نوربخش ، (5) از پزشکان و عارفان و نویسندگان مشهور اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است .

پدرش سید قاسم نوربخش ، معروف به شاه قاسم فیض بخش (م 927 ق) از بزرگان و مشایخ بود که پس از پدر ، ریاست فرقه نوربخشیه را بر عهده گرفت . (6)

جد وی ، سید محمد نوربخش (795 - 869 ق) از اکابر عرفای قرن نهم و مؤسس سلسه شیعی نوربخشیه در تصوف است . (7)

نسب شریف بهاءالدوله ، با نوزده واسطه به پیشوای هفتم شیعیان ، حضرت امام موسی کاظم علیه السلام منتهی می شود . (8)

از آن جا که وی را از پیشوایان و مشایخ نوربخشیه دانسته اند ، (9) سلسله مشایخ او در تصوف ، بنابر معروف ، از طریق جدش سید محمد نوربخش به حضرت امام رضا علیه السلام و از آن حضرت به امام علی علیه السلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می رسد . (10)

از تاریخ تولد بهاءالدوله ، اطلاع دقیقی در دست نیست ، اگرچه با استناد به سال تالیف خلاصة التجارب ، او را متولد حدود سال 860ق ، در ری دانسته اند . (11)

وی به کاشان ، نطنز ، اصفهان ، استرآباد و هرات سفر کرد و در اواخر زندگانی سلطان حسین بایقرا (842 - 911ق) به هرات رفت و مورد توجه او واقع شد . پس از مرگ بایقرا ، به ری بازگشت . سپس به آذربایجان رفت و به شاه اسماعیل صفوی پیوست و سرانجام ، پس از دو سه سالی که نزد او بود ، درگذشت . سال وفات وی را در حدود 915ق ، تخمین زده اند . از استادان وی در طب ، چیزی دانسته نیست ، جز آن که در خلاصة التجارب (باب دوم)، به برخی کارهای درمانی پدر خویش اشارت کرده است . (12) برخی نیز ، آموخته های پزشکی وی را نخست در ری و سپس در هرات نزد استادان هندی دانسته اند . (13)

خواندمیر ، از معاصران بهاءالدوله ، در حبیب السیر می نویسد:

شاه بهاء الدین ، (14) فاضل ترین اولاد شاه قاسم نوربخش بود و به مزید علم و دانش ، از سایر سادات صاحب سعادات ، ممتاز و مستثنا می نمود . همواره ، اوقات خجسته ساعات را به ادای وظایف طاعات مصروف می داشت و در تتبع سنن سنیه آباء عظام خویش کوشیده ، نقش افاده و ارشاد بر صحایف خواطر می نگاشت و آن جناب ، در اواخر ایام زندگانی خاقان منصور سلطان حسین میرزا از جانب عراق به دار السلطنه هرات تشریف آورده ، در خانقاه خواجه افضل الدین محمد کرمانی که در بیرون درب عراق بود ، نزول اجلال فرمود و منظور نظر آن پادشاه عالی جاه گشته ، چندگاه در ظل عاطفتش برآسود و چون حضرت خاقان منصور ، وفات یافت و شرار تفرقه و پریشانی درون متوطنان بلاد خراسان را فروتافت ، شاه بهاءالدین به صوب عراق و آذربایجان شتافته ، در سلک ملازمان بارگاه عالم پناه شاهی ، (15) منتظم گشت و بعد از دو سه سال که در کمال اقبال ملازمت نمود ، به حسب اقتضای قضا مؤاخذه شده ، درگذشت . (16)

از فرزندان او سیدرضا رازی نوربخشی است که دیوان شعری از وی برجای مانده است . (17)

تالیفات

از بهاء الدوله ، سه تالیف می شناسیم:

1 . خلاصة التجارب در پزشکی ، کتابی است به فارسی در 28 باب . وی در این اثر ، در بسیاری موارد به شرح و گزارش معالجات خود پرداخته و آن را به سال 907ق ، در طرشت از روستاهای ری قدیم (واقع در غرب تهران کنونی) به پایان آورده است . (18)

2 . العون در منطق ، رساله ای است به عربی که در مقدمه و سه مقصد و خاتمه ترتیب یافته و در طرشت آن را به پایان برده است . (19)

3 . هدیة الخیر در حدیث ، (رساله حاضر) .

هدیة الخیر

هدیة الخیر ، رساله ای ثمین و متنی دل نشین در شرح عرفانی احادیث نبوی است . مؤلف - چنان که در دیباچه رساله نگاشته - ، بر آن بوده که چهل حدیث از احادیث پیامبر خاتم را شرح نماید . بر این اساس در «کتاب نامه » ها آن را اربعین حدیث معرفی نموده اند ; (20) اما آن گونه که نسخه های موجود آن گواهی می دهند ، گویا وی تنها به شرح بیست حدیث ، موفق گشته است .

برپایه آنچه در مقدمه اثر آمده ، مؤلف آن را به سال 898 ق ، و پیش از اثر مشهور خود ، خلاصة التجارب ، آغاز نموده است ، چنان که در باب دوم خلاصة التجارب ، از آن یاد کرده است . (21)

او در این رساله ، نخست عبارت عربی حدیث را می آورد و سپس با بیانی عرفانی ، به شرح آن می پردازد . وی در لابه لای شرح حدیث ، مباحث عرفانی ارزشمندی آورده و از اشارات عرفا ، به ویژه عارف معروف ، میر سیدعلی همدانی (22) - که نوربخشیان بدو اعتقادی تمام دارند - گنجانیده است ، چنان که خود اشاره کرده است . (23)

هدیة الخیر ، نه تنها از نظر محتوا که از نظرگاه سبک سخن نیز بسیار زیبا و گیراست . برخورداری این اثر از آرایه های لفظی و معنوی ، بر زیبایی و ارزش آن بسی افزوده است . از ویژگی هایی که در این اثر به چشم می آید ، به کار بردن لغات و اصطلاحات عربی است که شیوه رایج نگارش آن زمان است ; ولی همچون برخی نگاشته های آن دوره ، نشانی از ملال آوری در آن نیست .

مؤلف ، افزون بر شاهد آری از قرآن و احادیث ، شواهدی بسیار از اشعار (عربی و پارسی) آورده که گویا برخی از آنها اثر طبع خود اوست . (24) همچنین از این اثر ، احاطه او بر قرآن ، حدیث ، عرفان نظری ، حکمت ، ادب عربی و پارسی ، ملل و نحل و طب ، آشکار است . (25)

نسخه های خطی هدیة الخیر


هدیة الخیر (بخش دوم)

بهاء الدوله سید حسن نوربخش (حدود ۹۱۵ ق)

تحقیق : سید محمد عمادى حائرى

بخش نخست این رساله شامل شرح یازده حدیث

الحدیث الثّانی عشر

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله ۱ : یقول اللّه تعالى: «أیّما عبد من عبادی أنعمت علیه بنعمةٍ قد علم أنّها منّی فقد شکرنی ، و من أنعمتُ علیه بنعمةٍ فقال علیها: الحمد للّه ربّ العالمین ، فقد أدّى شکرها و إن عظمت النّعمة» . ۲
گوهر درج اصطفا ، درّ بحر ۳ اهتدا ، شفیع امّت ، مطیع حضرت ـ علیه الصّلاه والسّلام ـ فرمود که: حضرت اللّه ـ تبارک و تعالى ـ مى فرماید که: هر بنده اى ۴ از بندگان ما که به فضل خود نعمتى بر وى انعام کردیم و او دانست که آن نعمت ، فیض عطا و احسان و رشّ نوال کرم و امتنان ۵ ماست ، به درستى که شکر نعمت ما گزارد و هر نعمتى که به بنده اعطا کردیم و او آن نعمت را وسیله حمد و ثناى حضرت ما ساخت و گفت: الحمد ۶ للّه ربّ العالمین ۷ به درستى که اداى شکر نعمت ما کرد هرچند که آن نعمت بزرگ بود .
اى سعادتمند! علما در تحقیق حمد و شکر ، سخن بسى گفته اند و درر معانى

۱.م: صلى اللّه علیه وسلم .

۲.تفسیر الثعالبی ، ج۱، ص۳۵۷: «ما أنعم اللّه على عبدٍ بنعمة فعلم أنّها من عند اللّه إلاّ کتب اللّه له شکرها».الکافی،ج۲، ص۹۶ و المستدرک على الصحیحین، ج۱، ص۵۰۸: «ما أنعم اللّه على عبد بنعمةٍ صغرت أو کبرت فقال:الحمدللّه ، إلاّ أدّى شکرها».

۳.ف: درى برج .

۴.ف: بنده .

۵.م: امتنال .

۶.ف : ـ الحمد .

۷.سوره فاتحه ، آیه ۲ .

هدیة الخیر (بخش دوم) - صفحه 220

بسیار سفته ۱ امّا آنچه در این مقام دانستن ۲ آن مناسب است آن است که حمد ثنایى است به لسان که از آن به ذکر خیر بر وجه تعظیم ظاهرى ۳ و باطنى تعبیر کنند و شکر ، فعلى است که مشعر بود به تعظیم ۴ منعم به سبب انعام او ۵ و این معنى شامل است ۶ ذکر زبانى و محبّت و اعتقاد جنانى و اعمال ارکانى را ؛ چنانچه در حدیث به دو قسم اوّل اشعارى از کلمه «فقد شکرنی» و «قد أدّى شکرها» فهم مى شود . و امّا حمد به زبان بود و بس ۷ چنانچه از کلمه «فقال الحمد للّه » إیمائی بدان معلوم مى گردد و اعمیّت شکر بلا شبهه از این حدیث استنباط توان نمود ؛ چنانچه مذهب بعضى این است که صدق حمد بدون شکر ، مصوّر نیست و عکسش واقع است . پس حمد زبانى ، مادّه اجتماع بود ۸ و شکر جنانى ، مادّه افتراق و بعضى عموم از جانبین اعتبار کرده اند ؛ چه صدق حمد بر وصف به علم و شجاعت و امثال آن بدون شکر هم مسلّم دارند .
و حقّ آن است که شکر چون ۹ به ازاى نعم فواضل مستعمل مى شود که آن مواهب الهى است جلّ شأنه و آن را مرایاى متعدّیه گویند و حمد ۱۰ به ازاى نعم فواضل و به ازاى غیر آن که فضایل است و آن را مرایاى غیر متعدّیه گویند مستعمل مى باشد . پس شکر به اعتبار مورد ، اعمّ بود از حمد و به اعتبار متعلّق ، اخصّ و حمد بر عکس این . و بعضى از صوفیه حمد را به اظهار صفات کمالیه تعریف فرموده اند و بر این تقدیر شامل بود قول و فعل را ، و شکر را صرف نعمت حق بر آنچه مقصود است در حکمت بالغه دانسته اند و این شامل بود محبّت و ذکر خیر و فعل جمیل را .
اکنون چون این معانى به وضوح پیوست ، بدان ـ أسعدک اللّه تعالى فی الدّارین ـ که حضرت سیّد الکونین و اِمام الثّقلین ـ علیه الصّلاة والسّلام ـ به اظهار این خطاب از حضرت ربّ الأرباب طالبان عزّ کمالات و مراقبان نفحات عنایات را دلالت مى نماید به ۱۱ سلوک منهج حمد و شکر حضرت منعم که آن اشرف مقامات اصحاب شهود و

1.ف: سفته اند .

2.ف: دانسته .

3.ف: ظاهر .

4.ف: تعظّم .

5.ف: ـ او .

6.. ف : + به .

7.م: پس .

8.ف: ـ بود .

9.ف: چون شکر .

10.ف: ـ به ازاى نعم فواضل ... حمد.

11.ف: ـ به .

هدیة الخیر (بخش دوم) - صفحه 221

عرفان و اعلاى منازل ارباب کشف و ایقان است و متذکّر مى گرداند به ملاحظه تجدّد انواع انعام ۱ و توارد اصناف اکرام ملک علاّم ـ عزّوعلا ـ و تفرّد ذات مقدّسه منعم به افاضه نعم ظاهره و باطنه و هدایت مى فرماید به تحصیل منصبى که مثمر سعادت صورى و معنوى و ملزم دولت دنیوى و اخروى است ؛ چه کمال استغنا به آلاء به حکم نصّ «لئن شکرتم لأزیدنّکم »۲ میسّر و سلطنت عقبى به موجب آیه کریمه «وسَیَجزی اللّه الشّاکرین »۳ مقرّر است و مثبت این مقصود است آنچه حضرت امیرالمؤمنین ۴ ـ کرّم اللّه وجهه ـ فرمود که: من حمد اللّه ۵ على أیادیه السّابغة و شکره على أنعمه السّابقة استوجب المزید ۶ یعنى هر که ثناى خداوند عزّوعلا ۷ بگوید بر نعمت هاى کامله و انعامات شامله و اکرامات وافره ۸ واصله او ، و شکر نعمت هاى سابقه زایله و حاصله به جاى آورد ،مستوجب مزید انعام و افضال حضرت ذوالجلال گردد .

نظم

اى که تو را هست ز نعمت بسى            شکر خدا گوى نه از هر کسى
کانچه تو را مى رسد از بیش و کم           عین عطایست و نوال کرم
منهج ارباب یقین شکر اوست                 هرچه رسد نیک و گر بد نکوست
شکر بود جاذب شکر اله                       مونس دل ماحى نقش گناه
شکر خداوند کریم وحید                       بر تو کند نعمت حق را مزید
شکر نوال و کرم ذوالجلال                     از نعم او دهدت بى زوال
آمده از یُمن ثناى شکور                       نعمت حق پى به پى و بى قصور
آن نشنیدى که امین حرم                    گفت که با شکر تدوم النّعم
شکر که هم از نعمش نعمتى است                 شکر بر آن هم اثر رحمتى است
اى سعادتمند! لفظ «قد علم» که در کلام قدسى واقع است ، اشارت است به اکمل

1.ف: ـ انعام .

2.سوره ابراهیم ، آیه ۷ .

3.سوره آل عمران ، آیه ۱۴۴ .

4.ف: + على .

5.م، ف : للّه . متن، تصحیح قیاسى است.

6.در مآخذ حدیثى نیافتیم .

7.ف: عزّ وجلّ .

8.ف: وافر و .


پایگاه اربعینات
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
-----------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
-----------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.
جستجو در پایگاه شما را سریعتر به هدف میرساند