أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

                                                                      EN
أربعینات

*بسم الله الرَّحمن الرَّحیم*
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
***
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
ولادت باسعادت امام عسکری علیه السلام تهنیت باد. نام:امام حسن لقب: عسکری کنیه: ابومحمد ولادت:8ربیع الثانی 232هـ مدینه شهادت:8ربیع الاول سامرا مدت امامت: 5.8سال مدت عمر:29
حضرتشان فرمود: بهترین برادرانت آنست که گناهت را به گردن بگیرد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند خداوند او را روز قیامت عالم و فقیه مبعوث می فرماید
چهل حدیث شیخ عباس قمی رحمه الله

حدیث اول

ابا امامه یقول: سمعت رسول الله (صلّی الله علیه وآله) یقول: ایّها النّاس انّه لا نبیّ بعدی و لا امّة بعدکم، الا فاعبدوا ربّکم و صلّوا خَمسکم، و صوموا شهرکم، و حجّوا بیت ربّکم، و ادّوا زکوه اموالکم طیبه بها انفسکم، و اطیعوا ولاه امرکم تدخلوا جنّه ربّکم . خصال ص 152

ترجمه :

أبو اُمامه می گوید: شنیدم از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) که می فرمود ایها الناس بدرستی که نیست پیغمبری بعد از من و نه امتی بعد از شما آگاه باشید پس عبادت کنید پروردگار خود را و نماز پنجگانه را بخوانید و روزه ماره رمضان را بگیرید و حج خانه پروردگار خود را بجا آورید و زکاه اموال خود را با طیب نفس ادا کنید از اولی الامر خود تا وارد بهشت شوید.

مؤلف گوید: که در روایت ولاه امر و اولی الامر تفسیر به دوازده امام (علیهم السلام) شده است چنانچه در تفسیر صافی و نفخات الرحمن در ذیل آیه مبارکه: یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم، مذکور است .

عن جابر بن عبد الله الانصاری قال: لما نزلت الآیه قلت یا رسول الله عرفنا الله و رسوله فمن اولی الامر الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک؟

فقال (صلّی الله علیه وآله): هم خلفائی یا جابر و ائمه المسلمین من بعدی اولهم علی بن أبی طالب ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی المعروف فی التوریه بالباقر و ستدرکه یا جابر فاذا لقیته فاقرأ منّی السلام .

ثم الصادق جعفر بن محمد ثم موسی بن جعفر ثم علی بن موسی ثم محمد بن علی ثم علی بن محمد ثم الحسن بن علی ثم سمیّی محمد و کنّی حجه الله فی ارضه و بقیته علی عباده ابن الحسن بن علی ذاک الذی یفتح الله علی یدیه مشارق الارض و مغاربها و ذاک الذی یغیب عن شیعته و اولیائه غیبه لا یثبت علی القول بامامته الا من امتحن الله قلبه لایمان - الخ .

حدیث دوم

عن انس بن مالک قال، قال رسول الله: تقبّلوا لی لستّ اتقبّل لکم بالجنّه، اذا حدّثتم فلا تکذبوا، و اذا وعدتم فلا تخلفوا، و اذا أتمنتم فلا تخونوا، و غضّوا ابصارکم و احفضوا فروجکم و کفّوا ایدیکم و السنتکم . خصال ص 152

ترجمه :

انس بن مالک می گوید که فرمود رسول خدا (صلّی الله علیه وآله): قبول نمائید از من شش چیز را تا قبول نمایم و ضمانت کنم برای شما بهشت را.

اول: چون حدیث گوئید دروغ نگوئید. دوم: هر وقت وعده دادید خلف وعده نکنید. سوم: هر وقت امین واقع شدید خیانت نکنید. چهارم: چشمهای خود را از حرام بپوشانید. پنجم: فرجهای خود را از حرام نگاهدارید. ششم: دستها و زبانهای خود را از حرام باز دارید.

مولف گوید: که در این حدیث شریف سه نهی و سه امر شده است. و یکی از اوامر مذکوره در این حدیث غضّ بصر و پوشانیدن چشم است از حرام، که در روایت است: النظر الی الاجنبیه سهم من سهام ابلیس. یعنی نظر کردن به اجنبیه تیری است از تیرهای شیطان.

و اهمیت حجاب و حرمت نگاه کردن مردان به زنان و بالعکس از آیات و روایات بسیار استفاده میشود طالبین به آیه 30 و 31 سوره نور و روایات وارده در ذیل این دو آیه به تفاسیر عربی و فارسی و کتاب وسائل باب نکاح مراجعه نمایند.

و هم باتفاق علما شیعه حرام است نظر کردن بر بدن نامحرم از طرفین الا موارد استثناء. و اگر خلافی هست در وجه و کفین است و ما عین عبارت یکی از علما بزرگ شیعه حضرت آیه الله العظمی مرحوم آقای سید ابوالحسن اصفهانی ( ره ) را در اینجا نقل می نمائیم . وسیله النجاه ص 232.

مسأله 18 - لا اشکال فی عدم جواز نظر الرجل الی ما عدا الوجه و الکفین من المرأه الاجنبیه من شعرها و سائر جسدها سواء کان فیه تلذذ و ریبه ام لا و کذا الوجه و الکفان اذا کان بتلذذ و ریبه. و اما بدونها ففیه

قولان بل اقوال: الجواز مطلقا و عدمه مطلقا و التفصیل بین نظره واحده فالاول و تکرار النظر فالثانی، و احوط الاقوال بل اقواها اوسطها .

خلاصه ترجمه :

اشکالی نیست در جایز نبودن نظر کردن مرد به غیر از وجه و کفین از زن اجنبیه از مو و باقی بدن او چه در آن نظر تلذذ و ریبه باشد یا نه. و هم چنین جایز نیست نظر به وجه و کفین هرگاه با تلذذ و ریبه باشد .

و اما بدون تلذذ و ریبه پس در جواز نظر و عدم جواز دو قول بلکه سه قول است. اول جواز نظر مطلقا. دوم عدم جواز مطلقا. سوم تفصیل بین یک نظر، پس قول اول است. و بین تکرار نظر، پس قول دوم است. و احوط الاقوال بلکه اقوی آنها قول وسط است که آن عدم جواز نظر است مطلقا .

حدیث سوم

قال النبی (صلّی الله علیه وآله): یا علی تمنّی جبرئیل ان یکون من بنی آدم بسبع خصال و هی: الصلاه فی الجماعه، و مجالسه العلما، و الصلح بین الاثنین، و اکرام الیتیم، و عیاده المریض، و تشییع الجنازه، و سقی الماء فی الحج فاحرص علی ذلک . اثنی عشریه ص 245

ترجمه :

پیغمبر خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود یا علی، آرزو کرده جبرئیل که از بنی آدم باشد بواسطه هفت خصلت:

1 - نماز به جماعت خواندن 2 - مجالست با علماء نمودن 3 - صلح میان دو نفر دادن 4 - اکرام یتیم کردن 5 - عیادت مریض نمودن 6 - تشییع جنازه کردن 7 - سیراب نمودن تشنگان در حج است پس بر این امور هفتگانه حریص باش.

مولف گوید:

راجع به ثواب و اهمیت این هفت چیز اخبار بسیاری از اهل عصمت وارد شده است که این مختصر گنجایش ذکر آنها را ندارد .

ولی درباره ثواب سیراب کردن تشنگان به نقل دو روایت تبرک می جوئیم.

اول در منازل الآخره ص 56 از حضرت رسول (صلّی الله علیه وآله) مروی است که در رویا دیدم عمویم حمزه بن عبدالمطلب و برادم جعفر بن أبی طالب را که در پیش آنها طبقی است از سدر پس یک ساعتی از آن میل کردند پس از آن سدر مبدل شد به انگور پس یک ساعتی از آن خوردند پس از آن انگور رطب شد پس یک ساعتی از آن میل کردند .

من نزدیک ایشان رفتم و گفتم: پدرم فدای شما باد چه عملی یافتید که از همه اعمال افضل باشد؟ گفتند پدران و مادران ما فدای تو باد، یافتیم ما افضل اعمال را صلوات بر تو، و سقایت آب، و محبت علی بن ابی طالب (علیه السلام).

دوم در وسیله النجاه ص 192 و فی الأمالی باسناده عن الصادق (علیه السلام) عن آبائه عن رسول الله (صلّی الله علیه وآله) قال: من اطعم مؤمناً من جوع أطمعه الله من ثمار الجنه. و من کساه من عری کساه الله من استبرق و حریر. و من سقاه شربه من عطش سقاه الله من الرحیق المختوم. و من أعانه او کشف کربته أظلله الله فی ضلّ عرشه یوم لا ضلّ الّا ظلّه.

حدیث چهارم

عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال، قال امیر المومنین (علیه السلام) فی وصیته لابنه محمد بن الحنیفه: واعلم ان مروّه المسلم مروّتان مروّه فی حضر و مروّه فی سفر، فاما مروّه الحضر فقراءه القرآن و مجالسه العلماء و النظر فی الفقه و المحافظه علی الصلوه فی الجماعات. و اما مروّه السفر فبذل الزاد و قلّه الخلاف علی من صحبک و کثره ذکر الله عزوجل فی کل مصعد و مهبط و نزول و قیام و قعود . خصال ص 26

ترجمه :

مروی است از حضرت صادق (علیه السلام) که فرمود حضرت امیر المومنین (علیه السلام) در وصیت خود به فرزندش محمد بن الحنفیه: بدان که همانا جوانمردی مرد مسلمان دو جوانمردی است: یکی جوانمردی در حضر، و دیگری جوانمردی در سفر.

اما جوانمردی در حضر پس آن عبارت است از خواندن قرآن و نشستن با علما و نظر و تدبر در فقه نمودن و محافظت بر نماز در جماعتها کردن.

و اما جوانمردی در سفر پس آن عبارت است از بذل زاد و توشه و قلّت خلاف با رفقا و همراهان، و زیاد ذکر خداوند عزوجل نمودن در هر بالا رفتن و پائین آمدن و فرود آمدن و ایستادن و نشستن.

حقیر گوید: نظیر همین روایت روایت دیگری است که امام هشتم (علیه السلام) از آباء گرام خود از وجود مقدس حضرت امیر المومنین از پیغمبر خدا روایت فرموده است و ما برای تکثیر فایده تمام آنرا نقل مینمائیم .

خصال ص 153

قال حدثنی ابوالحسن علی بن موسی الرضا عن ابیه عن آبائه عن علی بن أبی طالب (علیه السلام) قال قال رسول الله (صلّی الله علیه وآله): ستّ من المروّه ثلاث منها فی الحضر و ثلاث منها فی السفر .

فاما التی فی الحضر، فتلاوه کتاب الله عزوجل و عماره مساجد الله و اتخاذ الاخوان فی الله عزوجل .

و اما التی فی السفر فبذل الزاد، و حسن الخلق، و المزاح فی غیر المعاصی.

ترجمه:

امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) از آباء گرام خود از امیر المومنین (علیه السلام) نقل می فرماید که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود: شش چیز از جوانمردی است سه تای از آن در حضر و سه تای دیگر آن در سفر .

اما آن سه که در حضر است پس آن تلاوت کتاب خداوند عزوجل و تعمیر مسجدهای خداوند و گرفتن برادران در راه خداوند تعالی است. و اما آن سه که در سفر است پس آن بذل زاد و اخلاق نیکو و مزاح در غیر معاصی نمودن است .

حدیث پنجم

باسناد یرفعه الی امیر المومنین (علیه السلام) انه قال کمال الرجل بست خصال باصغریه و اکبریه و هیبتیه، فاما اصغراه فقلبه و لسانه ان قاتل قاتل بجنان و ان تکلم تکلم ببیان و اما اکبراه فعقله و همته و اما هیبتاه فماله و جماله . خصال ص 160

ترجمه :

صدوق ( ره ) مرفوعا از حضرت امیر المومنین (علیه السلام) روایت میکند که آن حضرت فرمود: کمال مرد به شش خصلت است بدو کوچک و دو بزرگ و دو هیبت .

و اما دو کوچک او پس دل و زبان است اگر جهاد کند جهاد نماید به وسیله دل و اگر تکلم کند تکلم نماید به وسیله بیان. و اما دو بزرگ او پس عقل او و همت اوست. و اما دو هیبت او پس مال او وجمال اوست.

حدیث ششم

عن الاصبغ بن نباته قال قال امیر المومنین (علیه السلام) قال الله تبارک و تعالی لموسی (علیه السلام) یا موسی احفظ وصیتی لک باربعه اشیاء .

اولیهن: مادمت لاتری ذنولک تغفر فلا تشتغل بعیوب غیرک. و الثانیه: مادمت لاتری کنوزی قد نفدت فلا تغتم بسبب رزقک. و الثالثه: مادمت لاتری زوال ملکی فلا ترج احدا غیری. و الرابعه: مادمت لاتری الشیطان میتا فلاتأمن مکره. خصال ص 110

ترجمه:

اصبغ بن نباته می گوید: حضرت امیر المومنین (علیه السلام) فرمود: خداوند تبارک و تعالی به موسی فرمود ای موسی حفظ کن وصیت مرا در چهار چیز: اول تا وقتی که نمی بینی گناهان خود را آمرزیده پس به عیوب غیر خودت مشغول مشو.

دوم: تا وقتی که نمی بینی گنجهای مرا تمام شده پس به واسطه روزی خودت غمناک مشو.

سوم: تا وقتی که نمی بینی زوال ملک مرا پس به احدی غیر از من امیدوار مبا.

چهارم: تا وقتی که نمی بینی شیطان را مرده پس از مکر او ایمن مباش .

حدیث هفتم

عن زراره عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال جاءت فاطمه تشکو الی رسول الله (صلّی الله علیه وآله) بعض امرها فاعطاها رسول الله (صلّی الله علیه وآله) کربه فقال تعلمی ما فیها فاذا فیها: من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلا یؤذی جاره، و من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلیکرم ضیفه، و من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلیقل خیرا او لیسکت. اصول کافی ص 667

ترجمه :

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت فاطمه (علیها السلام) به شکایت آورد به سوی رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) بعضی امور خود را، پس رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) عطا فرمود به او چوبی پهن مانند شانه یا لوحی پس فرمود: یاد بگیر آنچه در او است پس ناگاه یافت در او نوشته بود سه جمله:

هرکه ایمان به خدا و روز قیامت دارد پس باید اذیت نکند همسایه خود را .

و هرکه ایمان به خدا و روز قیامت دارد پس باید اکرام نماید مهمان خود را .

و هرکه ایمان به خدا و روز قیامت دارد پس باید بگوید خیر را یا ساکت باشد.

حدیث هشتم

محدث فیض در خلاصه الاذکار نقل کرده از حضرت زهرا (علیها السلام) روایت است که حضرت رسول (صلّی الله علیه وآله) بر من وارد شد در وقتی که رختخواب خود را پهن کرده بودم و می خواستم بخوابم فرمود: ای فاطمه، مخواب مگر بعد از آنکه چهار عمل بجا آوری: ختم قرآن کنی و پیغمبران را شفیعان خود گردانی و مؤمنین را از خود خوشنود گردانی و حج و عمره بکنی. این را فرمود و داخل نماز شد من توقف کردم تا نماز خود را تمام کرد. گفتم: یا رسول الله امر فرمودی به چهار چیزی که من قدرت ندارم در این وقت آنها را بجا آورم .

آن حضرت تبسّم کرد و فرمود: هرگاه بخوانی قل هو الله احد را سه مرتبه، پس گویا ختم قرآن کردی.

و هرگاه صلوات بفرستی بر من و بر پیغمبران پیش از من، ما شفیعان تو خواهیم بود در روز قیامت.

و هرگاه استغفار کنی از برای مؤمنین، پس تمامی ایشان از تو خوشنود شوند. و هرگاه بگوئی: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر، پس گویا حج و عمره کرده ای.

مولف گوید: برکات و یادگاریهای حضرت فاطمه (علیها السلام) بسیار است از جمله همین دو حدیثی که مذکور گردید، حدیث هفت و هشت.

و از جمله دعای نور و استغاثه و سایر نمازهای آن حضرت است. و از جمله تسبیح آن حضرت است که احادیث در فضیلت آن بسیار است و کافی است آنکه هر که مداومت کند به آن شقی بد عاقبت نمی شود. و خواندن آن بعد از هر نماز بهتر است نزد حضرت صادق (علیه السلام) از هزار رکعت نماز گزاردن در هر روزی و آن ذکر کثیر است که خداوند در قرآن یاد فرمود .

و خواندن آن بعد از هر نماز و وقت خوابیدن و وقت خروج به مسافرت مستحب است و کیفیت آن علی الاشهر 34 مرتبه الله اکبر و 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله که مجموعا صد میشود .

حدیث نهم

قال مولانا الحسن (علیه السلام): ان الله عزوجل ادّب نبیه احسن الادب، فقال: {خذا العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین}. سوره اعراف آیه 199.

فلما وعی الذی امره قال تعالی: {و ما آتیکم الرسول فخذوه و مانهیکم عنه فانتهوا}. سوره حشر آیه 7. فقال (صلّی الله علیه وآله) لجبرئیل: و ما العفو؟ قال: أن تصل من قطعک و تعطی من حرمک و تعفو عمّن ظلمک. فلما فعل ذلک اوحی الله: {و انک لعلی خلق عظیم}. سوره قلم آیه 4. بحار الانوار17 ص 207

ترجمه:

حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: بدرستی که خداوند عزوجل تأدیب فرمود پیغمبر خود را به نیکوترین أدب پس فرمود: عفو را بگیر و امر به معروف کن و از جاهلین اعراض کن.

پس چون حفظ فرمود پیغمبر آنچه را که خدا امر فرموده بود خداوند تعالی فرمود: و آنچه بیاورد پیغمبر، شما را پس بگیرید آنرا، و آنچه نهی فرماید شما را از آن، پس باز ایستید و بجا نیاورید.

پس فرمود حضرت رسول (صلّی الله علیه وآله) به جبرئیل: عفو کدام است؟ گفت اینکه صله و احسان کنی با کسی که قطع رحم کرده تو را و عطا کنی به کسی که محروم کرده تو را و عفو کنی از کسی که ظلم کرده تو را.

پس چون بجا آورد پیغمبر این امور را خداوند وحی فرمود بسوی او: و بدرستی که تو هر آینه بر خُلق بزرگی هستی.

حدیث دهم

قال: حدثنا الحسن عن الحسن عن الحسن (علیه السلام) ان احسن الحسن الخلق الحسن. خصال ص .15

ترجمه:

حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: بدرستی که نیکوترین نیکوئی خُلق نیکو است .

حقیر گوید: روایات بسیار راجع به اخلاق نیکو و فوائد آن وارد شده که ما به بعض آنها تبرک می جوئیم .

1: عن امیر المومنین (علیه السلام) قال: حسن الخلق فی ثلاث: اجتناب المحارم، و طلب الحلال، و التوسع علی العیال. سفینه البحار ص 411

ترجمه :

حضرت امیر المومنین فرمود که حسن خلق در سه چیز است: اول اجتناب نمودن از محرمات، دوم طلب حلال کردن، سوم توسعه دادن بر عیال.

2: و قد تکررت الاحادیث فی مدح حسن الخلق کقوله (علیه السلام): اکثر ما یدخل الناس الجنه تقوی الله و حسن الخلق. و قوله (علیه السلام): ان العبد لیدرک بحسن خلقه درجه الصائم القائم. و قوله (صلّی الله علیه وآله): بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق. سفینه البحار ص 410

3: عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: اتی النبی (صلّی الله علیه وآله) باساری فأمر بقتلهم و خلّی رجلا من بینهم فقال الرجل: یا نبی الله، کیف أطلقت عنّی من بینهم؟ فقال: أخبرنی جبرئیل عن الله جل جلاله انّ فیک خمس خصال یحبّها الله و رسوله: الغیره الشدیده علی حرمک، و السخاء، و حسن الخلق، و صدق اللسان، و الشجاعه، فلما سمعها الرجل اسلم و حسّن اسلامه و قاتل مع رسول الله قتالا شدیدا حتی استشهد .

ترجمه :

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: اسیرانی حضور پیغمبر خدا (صلّی الله علیه وآله) آوردند پس آن حضرت امر فرمود به کشتن آنها و یک مرد از میان آنها رها فرمود

پس آن مرد عرض کرد: یا رسول الله چگونه و برای چه مرا از میان آنها رها کردی

پس آن حضرت فرمود: جبرئیل خبر داد مرا از جانب خداوند تعالی که بدرستی که در تو پنج خصلت است که خدا و رسول او آنها را دوست میدارند .

اول غیرت شدید بر حفظ حرم و ناموست دوم سخاوت سوم حسن خلق چهارم صدق لسان و راستگوئی پنجم شجاعت

پس وقتی که آن مرد اینها را شنید اسلام را آورد و نیکو شد اسلام او و جهاد کرد با رسول خدا یک جهاد شدیدی تا به درجه رفیع شهادت رسید .

مترجم گوید: ملاحظه کن که چگونه این مرد به واسطه حسن خلق و سایر صفات حمیده از کشته شدن نجات پیدا کرد و به شرف اسلام و سعادت شهادت نائل گردید .

و خلاصه، فوائد آن بسیار است از جمله طول عمر و توسعه رزق و سنگینی میزان عمل، چنانچه در روایت است که در روز قیامت هیچ چیز در نامه عمل مؤمن گذاشته نمی شود که سنگین تر باشد از حسن خلق و صلوات بر محمد و آل محمد، و آنکه اخلاق نیکو مورد الطاف خداوند تعالی و مخلوق است .

و نعم ما قال:

آنکه به اخلاق نکو خو گرفت                در دو جهان رتبه نیکو گرفت

خلق و خدایش همه دارند دوست         فعل نکو زاده خلق نکو است

حدیث یازدهم

عن جناده بن ابی امیه قال دخلت علی الحسن بن علی ابن أبی طالب (علیه السلام) فی مرضه الذی توفی فیه و بین یدیه طست یقذف علیه الدم و یخرج کبده قطعه قطعه من السم الذی اسقاه معویه لعنه الله فقلت یا مولای مالک لاتعالج نفسک. فقال (علیه السلام) یا ابا عبدالله بماذا اعالج الموت فقلت انالله و انا الیه راجعون .

ثم التفت الی فقال و الله لقد عهد الینا رسول الله (صلّی الله علیه وآله) ان هذا الامر یملکه اثنی عشر اماما احد عشر منهم من ولد علی و فاطمه (علیه السلام) مامنا الا مسموم او مقتول ثم رفعت الطست و بکی (علیه السلام)

قال فقلت له: عظنی یابن رسول الله قال: نعم .

استعدّ لسفرک، و حصّل زادک قبل حلول أجلک. و اعلم انک تطلب الدنیا و الموت یطلبک. و لا تحمل همّ یومک الذی لم یأت علی یومک الذی أنت فیه. و اعلم انک لاتکسب من المال شیئا فوق قوتک الّا کنت فیه خازنا لغیرک .

و اعلم ان فی حلالها حسابا و فی حرامها عقابا و فی الشبهات عتابا فانزل الدنیا بمنزله المیته خذ منها ما یکفیک فان کان ذلک حلالا قد زهدت فیها و ان کان حراما لم یکن فیه وزر فاخذت کما اخذت من المیته و ان کان العتاب فالعتاب یسیر

و اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا و اعمل لاخرتک کانک تموت غدا و اذا أردت عزّاً بلا عشیره و هیبه بلاسلطان فاخرج من ذلّ معصیه الله الی عزّ طاعه الله عزوجل - الخ. بحار الانوار10 ص 132

ترجمه :

علامه مجلسی (ره) در جلد دهم بحار به سند معتبر از جناده ابن ابی امیه روایت کرده است که در مرض حضرت امام حسن (علیه السلام) که به آن مرض ارتحال فرمود به خدمت او رفتم دیدم در پیش روی او طشتی گذاشته بودند و پاره پاره جگر مبارکش در آن طشت میرپخت به واسطه زهری که معاویه به او خورانیده بود .

پس گفتم: ای مولای من چرا خود را معالجه نمیکنی؟ فرمود: ای بنده خدا مرگ را به چه چیز علاج میتوان کرد؟ گفتم: انّا لله و انّا الیه راجعون.

پس به جانب من ملتفت شد و فرمود: خبر داد ما را رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) که بعد از او دوازده خلیفه و امام خواهند بود، یازده کس ایشان از فرزندان علی و فاطمه (علیهما السلام) باشند و همه ایشان به تیغ یا به زهر شهید شوند. پس طشت را از نزد آن حضرت برداشتند حضرت گریست من گفتم: یا بن رسول الله مرا موعظه کن

فرمود: مهیای سفر آخرت باش و توشه آن سفر را پیش از رسیدن أجل تحصیل نما. و بدان که تو طلب دنیا می کنی و مرگ ترا طلب میکند، و بار مکن اندوه روزی را که هنوز نیامده است بر روزی که در آن هستی. و بدان که هر چه از مال تحصیل نمائی زیاده از قوت خود در آن بهره ای نخواهی داشت و خزینه دار دیگری خواهی بود. و بدان که در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب و مرتکب شبهات آن شدن موجب عتاب است .

پس دنیا را نزد خود به منزله مرداری فرض کن و از آن مگیر مگر به قدر آنچه ترا کافی باشد که اگر حلال باشد زهد در آن ورزیده باشی و اگر حرام باشد در آن وزر و گناهی نداشته باشی زیرا که آنچه گرفته باشی بر تو حلال باشد چنانچه میته حلال میشود در حال ضرورت و اگر عتابی باشد عتاب آن کمتر باشد.

و از برای دنیای خود چنان کار کن که گویا همیشه خواهی بود و برای آخرت خود چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

و اگر خواهی که عزیز باشی بی قوم و قبیله و دارای هیبت باشی بی سلطنت و حکونت پس بیرون برو از ذلّت معصیت خدا به سوی عزّت طاعت و فرمانبرداری خداوند عزوجل. و از این نوع مواعظ و سخنان اعجاز نشان فرمود تا آنکه نفس مقدسش قطع گشت و رنگ مبارکش زرد شد.

حدیث دوزادهم

روی ان الحسین بن علی (علیه السلام) جاءه رجل و قال: أنا رجل عاصی و لا أصبر علی المعصیه فعظنی بموعظه .فقال (علیه السلام): افعل خمسه اشیاء واذنب ماشئت

فاوّل ذلک: لاتأکل رزق الله و اذنب ماشئت.

و الثانی: اخرج من ولایه الله واذنب ماشئت.

و الثالث: اطلب موضعا لایراک الله واذنب ماشئت.

و الرابع: اذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و اذنب ماشئت.

و الخامس: اذا أدخلک مالک فی النار فلا تدخل فی النار واذنب ماشئت.

ترجمه :

علامه مجلسی نقل فرموده که مردی آمد حضور حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) و عرض کرد: من مرد گنهکاری هستم و صبر بر معصیت ندارم پس مرا موعظه کن، پس حضرت فرمود: پنج کار بجا بیاور هرچه میخواهی گناه بکن.

اول: روزی خدا را نخور هر چه میخواهی گناه بکن. دوم: از مملکت خدا بیرون برو هر چه میخواهی گناه بکن. سوم: مکانی را طلب بکن که خدا ترا نبیند هر چه میخواهی گناه بکن.

چهارم: وقتی که ملک الموت بیاید برای اینکه قبض نماید روح ترا او را از خود دور کن هر چه میخواهی گناه بکن. پنجم: وقتی که مالک جهنم ترا وارد آتش نماید پس داخل مشو در آتش هر چه میخواهی گناه بکن.

مولف گوید: همین حدیث را در کتاب اثنی عشریه از حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) نقل کرده هر که طالب است به آنجا رجوع نماید.

حدیث سیزدهم

قال الصادق (علیه السلام): حدثنی أبی عن أبیه (علیه السلام) ان رجلا من اهل الکوفه کتب الی ابی الحسین بن علی (علیهما السلام) یا سیدی اخبرنی بخیر الدنیا و الاخره، فکتب (علیه السلام): بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد، فانّ من طلب رضی الله بسخط الناس کفاه الله و امور الناس، و من طلب رضا الناس بسخط الله، وکله الله الی الناس والسلام. بحار الانوار17 ص 151

ترجمه :

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: حدیث کرد مرا پدرم از پدرش که مردی از اهل کوفه نوشت به سوی پدرم حضرت حسین ابن علی (علیه السلام) که ای سید و آقای من خبر ده مرا به خیر دنیا و آخرت .

حضرت در جواب نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم .

اما بعد، پس به درستی که هر که طلب نماید رضایت خدا را به غضب مردم، خداوند کفایت فرماید امور مردم را از او و هر که طلب نماید رضایت مردم را به غضب خداوند تعالی، خدا واگذارد او را به سوی مردم والسلام .

حدیث چهاردهم

الدره الباهره قال الحسین بن علی (علیهما السلام) ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملّوا النعم . بحار الانوار17 ص 151

ترجمه :

امام سوم حضرت حسین بن علی (علیه السلام) فرمود بدرستی که حاجتهای مردم بسوی شما از نعمتهای خدا است بر شما پس ملول و خسته نشوید از نعمتهای خدا.

و قال (علیه السلام) فی مسیره الی کربلا فی حدیث: ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرّت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قلّ الدیّانون .

فرمود آن حضرت در وقت رفتن به کربلا: مردم بندگان دنیایند و دین لعقه ای است به زبانشان به طرف دین میروند آنقدری که معیشت آنها خوش باشد. پس وقتی که به مقام امتحان بر آمدند کم میشوند دینداران .

حدیث پانزدهم

روی انه جاء رجل الی علی بن الحسین (علیه السلام) یشکو الیه حاله .

فقال (علیه السلام): مسکین ابن آدم له فی کل یوم ثلاث مصائب لا یعتبر بواحده منهنّ و لو اعتبر لهانت علیه المصائب و امر الدنیا. فاما المصیبه الاولی فالیوم الذی ینقص من عمره و إن ناله نقصان فی ماله اغتمّ به والدرهم بخلف عنه و العمر لا یردّه شی. و الثانیه انه یستوفی فان کان حلالا حوسب علیه و ان کان حراما عوقب

قال: و الثالثه اعظم من ذلک، قیل: و ماهی؟ قال (علیه السلام): ما من یمسی الّا وقد دنی من الآخره مرحله لا یدری علی الجنه أم علی النار . انوار البهیه ص 53

ترجمه :

روایت شده که مردی آمد حضور حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) امام چهارم که شکایت نماید از حال خود

پس فرمود آنحضرت که بیچاره فرزند آدم برای او در هر روزی سه مصیبت است که به هیچیک از آنها عبرت نمیگیرد و اگر عبرت بگیرد سهل و آسان شود بر او مصیبتها و امر دنیا. اما مصیبت اول: کم شدن هر روز است از عمر او همانا اگر در مال او نقصان پدید آید مغموم شود با آنکه جای درهم رفته درهمی می آید و عمر را چیزی بر نمیگرداند. مصیبت دوم: استیضاء روزی او است پس هرگاه حلال باشد حساب از او کشند و اگر حرام باشد او را عقاب کنند

مصیبت سوم از این بزرگتر است پرسیدند چیست ؟ فرمود هیچ روزی را شب نمیکند مگر اینکه به آخرت یک منزل نزدیک میشود لکن نمیداند که به بهشت وارد میشود یا به دوزخ .

حدیث شانزدهم

اعلام الدین قال علی بن الحسین (علیهما السلام): لا یهلک مؤمن بین ثلاث خصال :

شهاده ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، و شفاعه رسول الله (صلّی الله علیه وآله) و سعه رحمه الله. سفینه البحار ص 517

ترجمه :

امام چهارم حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) فرمود: هلاک نمیشود مؤمن در بین سه خصلت:

اول گواهی دادن به یگانگی خدا و کلمه توحید .

دوم شفاعت حضرت رسول خدا (صلّی الله علیه وآله)

سوم رحمت واسعه خداوند تعالی .

حدیث هفدهم

عن محمد بن مسلم عن الصادق (علیه السلام) عن ابیه (علیه السلام) قال قال ابی الحسین (علیه السلام): یا بنی انظر خمسه فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لا ترافقهم فی طریق، فقال: یا ابه من هم عرفنیهم؟ قال: ایّاک و مصاحبه الکذّاب فانّه بمنزله السراب یقرّب لک البعید و یبعّد لک القریب. و ایّاک و مصاحبه الفاسق فانّه بایعک بأکله او اقلّ من ذلک و ایاک و مصاحبه البخیل فانه یخذلک فی ماله احوج ما تکون الیه .

و ایاک و مصاحبه الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک و ایاک و مصاحبه القاطع لرحمه فانی وجدته ملعونا فی کتاب الله عزوجل فی ثلاثه مواضع: قال الله تعالی آیه 22 سوره محمد. و قال عزوجل آیه 25 سوره رعد

و قال تعالی آیه 27 سوره بقره .سفینه البحار ص 516

ترجمه :

حضرت صادق (علیه السلام) از پدرش امام محمد باقر (علیه السلام) نقل می فرماید که فرمود پدرم حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) فرمود ای پسر جان من، با پنج طبقه از مردم مصاحبت مکن و سخن با ایشان مگوی و رفاقت مکن با ایشان در راه

پس امام باقر علیه السلام گفت: ای پدر بزرگوارم آنها کیانند معرفی بفرمائید

فرمود: اول با کذّاب مصاحبت مکن زیرا که او به منزله سراب است دور میکند از تو نزدیک را و نزدیک میکند به تو دور را دوم با فاسق مصاحبت مکن زیرا که او ترا به لقمه ای و کمتر از آن میفروشد. سوم با بخیل مصاحبت مکن زیرا که ترا محروم مینماید از مالش در وقتی که کمال احتیاج را به آن داری

چهارم با احمق مصاحبت مکن زیرا که او میخواهد نفع برساند از نادانی خود ضرر میرساند

پنجم با قاطع رحم مصاحبت مکن زیرا که من یافتم او را ملعون در سه موضع از کتاب خدای تعالی

برای اختصار شماره آیات و سور آن در متن حدیث بیان شد مراجعه شود

مولف گوید: احادیث بسیار در ثواب و فوائد صله رحم که از جمله آن طول عمر است و هم در عقاب قاطع رحم و ضرر آن که از جمله کوتاهی عمر است وارد شده که این کتاب گنجایش ذکر آنها را ندارد

لکن ما به نقل یک روایت که مشتمل بر فوائد بسیاری است تبرک میجوئیم

در بحار از اعلام الذین دیلمی از حضرت امیر المومنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: جاء رجل الی النبی (صلّی الله علیه وآله) فقال: علّمنی ما یحنی الله و یجنی المخلوقون و یثری الله مالی و یصح بدنی و یطیل عمری و یحشرنی معک

قال (صلّی الله علیه وآله): هده ستّ خصال تحتاج الی ستّ خصال، اذا اردت ان یحبک الله فخفه واتّقه

و اذا اردت ان یحبّک المخلوقون فأحسن الیهم و ارفض ما فی ایدیهم. و اذا اردت ان یثری الله مالک فزکّه. و اذا اردت ان یصحّ الله بدنک فاکثر من الصدقه، و اذا اردت ان یطیل الله عمرک فصل ذوی ارحامک، و اذا اردت ان یحشرک الله معی فاطل السجود بین یدی الله الواحد القهار .

ترجمه :

حضرت امیر المومنین (علیه السلام) فرمود که مردی آمد حضور پیغمبر خدا (صلّی الله علیه وآله) پس عرض کرد یاد بده بمن عملی راکه خدا و مخلوق مرا دوست بدارند و مالم زیاد شود و بدنم سالم بماند و عمرم طولانی شود و با تو محشور شوم حضرت فرمود که این شش خصلت است محتاج بشش خصلت میباشد

اگر میخواهی که خدا ترا دوست بدارد از خدا بترس و دارای تقوی باش

و اگر میخواهی که مخلوق ترا دوست دارند احسان کن به آنها و واگذار آنچه در دست آنها است. و اگر میخواهی مالت زیاد شود زکاه بده و اگر میخواهی که خدا بدنت را سالم بدارد زیاد صدقه بده

و اگر میخواهی عمرت را خدا طولانی نماید صله رحم کن .

و اگر میخواهی که خدا ترا با من محشور کند پس سجده طولانی بجا بیاور در مقابل خداوند واحد قهار

حقیر گوید: در صله رحم پنج فایده است : اول قبولی اعمال دوم زیادی اموال سوم دفع بلا چهارم آسانی حساب پنجم طول عمر.

کما فی الکافی قال ابوجعفر (علیه السلام): صله الارحام تزکی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب و تنسی فی الاجل .

حدیث هیجدهم

عن الفضیل بن یسار عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: عشر من لقی الله عزوجل بهنّ دخل الجنه شهاده ان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله (صلّی الله علیه وآله) و الاقرار بما جاء من عند الله عزوجل و اقام الصلاه و ایتاء الزکاه و صوم شهر رمضان و حج البیت و الولایه لاولیاء الله و البراءه من اعداء الله و اجتناب کلّ مسکر. خصال ص 53

ترجمه :

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: ده چیز است هر که ملاقات کند خداوند عزوجل را به آنها داخل بهشت شود: اول شهادت دادن به یگانگی خدا دوم شهادت دادن به اینکه محمد (صلّی الله علیه وآله) رسول خدا است. سوم اقرار به آنچه پیغمبر از جانب خدا آورده . چهارم به پاداشتن نماز پنجم دادن زکاه ششم روزه گرفتن ماه رمضان هفتم حج خانه خدا بجا آوردنهشتم ولایت و دوستی با اولیا خدا نهم براءت و بیزاری از دشمنان خدا دهم اجتناب نمودن از هر مسکر و مست کننده.

حدیث نوزدهم

قال مولانا الباقر (علیه السلام): ان لله عقوبات للقلوب و الابدان: ضنک فی المعیشه و وهن فی العباده و ما ضرب عبد بعقوبه اعظم من قسوه القلب . بحار الانوار ص 164

ترجمه :

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: بدرستی که برای خدا عقوباتی است در دلها و بدنها

اما عقوبت در بدن تنگی در معیشت و سستی در عبادت است. و اما عقوبت در دل قساوت قلب است و هیچ بنده زده نشده به عقوباتی که بزرگتر باشد از قساوت قلب .

حدیث بیستم

عن ابی حمزه الثمالی قال قال ابو جعفر (علیه السلام): بنی الاسلام علی خمس: اقام الصلاه و ایتاء الزکاه و حج البیت و صوم شهر رمضان و الولایه لنا اهل البیت. فجعل فی اربع منها رخصه و لم یجعل فی الولایه رخصه .

من لم یکن له مال لم تکن علیه الزکاه. و من لم یکن عنده مال فلیس علیه حج. و من کان مریضا صلّی قاعدا و افطر شهر رمضان. و الولایه صحیحا کان او مریضا او ذا مال او لامال له فهی لازمه . خصال ص 131

ترجمه :

ابوحمزه ثمالی گوید که حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: بنا شده اسلام بر پنج چیز:

اول بپاداشتن نماز دوم دادن زکوه سوم حج خانه خدا چهارم روزه ماه رمضان پنجم ولایت ما اهل بیت.

پس قرار داده شده در چهار چیز از آنها رخصت و لکن قرار داده نشده در ولایت رخصتی

کسی که مال ندارد زکاه و حج بر او واجب نیست و کسی که مریض باشد نشسته نماز میخواند و روزه ماه رمضان را افطار میکند و اما ولایت، چه صحیح باشد یا مریض صاحب مال باشد یا بی مال، پس آن لازم است و احدی استثنا نخورده.

مولف گوید: به این مضمون روایات بسیاری وارد شده و اینکه ولایت ائمه هدی (علیهم السلام) شرط قبولی تمام عبادات است. و ولایت آخر واجب در دین اسلام و کمال دین به آن شده است و باعث تقرب بندگان به خداوند تعالی ولایت است و اینکه اطاعت ائمه اثنی عشر (علیهم السلام) اطاعت خدا و رسول است و محبت آنها ایمان و بغض با آنها کفر است .

اصول کمافی الکافی ص 91

عن محمد بن الفضل قال سئله عن افضل ما یتقرب به العباد الی الله عزوجل .

قال (علیه السلام) افضل ما یتقرب به العباد الی الله عزوجل طاعه الله و طاعه رسوله و طاعه اولی الامر .

قال ابوجعفر (علیه السلام) حبنا ایمان و بغضنا کفر.

ترجمه :

محمد بن الفضل گوید که سوال کردم از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) از افضل چیزیکه بندگان بخداوند عزوجل تقرب پیدا میکنند

فرمود افضل چیزیکه بندگان بوسیله آن بخداوند تعالی تقرب پیدا میکنند و نزدیک میشوند طاعت خدا و طاعت رسول خدا و طاعت اولی الامر است .

بعد امام باقر (علیه السلام) فرمود که حب ما ایمان و بغض ما کفر است .

حدیث بیست و یکم

اثنی عشریه ص 169

قال الصادق (علیه السلام): اوحی الله تعالی آدم (علیه السلام) یا آدم انی اجمع لک الحکمه فی اربع کلمات: واحده لی و واحده لک و واحده فیما بینی و بینک و واحده بینک و بین الناس

فاما التی لی فتعبدنی لاتشرک بی شیئا. و اما التی لک فاجازیک بعملک احوج ما تکون الیه، و اما التی فیما بینی و بینک فعلیک الدعا و علیّ الاجابه. و اما التی بینک و بین الناس فترضی للناس ما ترضی لنفسک.

ترجمه :

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند تعالی وحی فرمود بسوی آدم ای آدم بدرستی که من جمع می کنم برای تو حکمت را در چهار کلمه :

یکی برای من است و یکی برای تو است و یکی ما بین من و تست و یکی ما بین تو و مردم است .

اما آن چیزی که برای من است پس این است که عبادت کنی مرا و شرک نیاوری

و اما آن چیزی که برای تو است پس جزا میدهم تو را به مقابل عملت وقتی  که کمال احتیاج را به آن داری

و اما آن که ما بین من و تو است پس بر تست دعا کردن و بر من است اجابت نمودن

و اما آن که ما بین تو و مردم است پس بخواه برای مردم آنچه برای خود میخواهی .

حدیث بیست و دوم

نقل من خط الشهید (ره) قیل للصادق: علی ماذا بنیت امرک؟ فقال (علیه السلام): علی اربعه اشیاء:

علمت ان عملی لا یعمله غیری فاجتهدت، و علمت ان الله عزوجل مطّلع علیّ فاستحییت، و علمت ان رزقی لا یأکله غیری فاطمأننت، و علمت ان آخر امری الموت فاستعددت. بحار الانوار17 ص 180

ترجمه :

گفته شد به حضرت صادق (علیه السلام) که بر چه بنا کردی امر خود را؟ فرمود: بنا کردم امر خود را بر چهار چیز : اول دانستم که عمل مرا دیگری بجا نمی آورد پس خودم کوشش نمودم که بجا آورم.

دوم دانستم که خداوند تعالی از حال من مطّلع و باخبر است پس حیا کردم که معصیت کنم او را.

سوم دانستم که روزی مرا دیگری نمی خورد پس اطمینان خاطر پیدا کردم .

چهارم دانستم که آخر کار من مردن است پس مهیّای مردن شدم.

حدیث بیست و سوم

عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: ستّ خصال ینفع بها المؤمن بعد موته: ولد صالح یستعفر له و مصحف یقرأ فیه و قلیب یحفره و غرس یغرسه و صدقه ماء یجربه و سنّه حسنه یؤخذ بها بعده. خصال ص 153

ترجمه :

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود که شش خصلت است که مؤمن منتفع میشود به آنها بعد از مردنش .

اول فرزند صالحی که استغفار نماید برای او. دوم مصحفی که تلاوت نمایند. سوم چاهی که حفر کرده باشد برای انتفاع مردم. چهارم درختی که در زمین کاشته باشد آنرا. پنجم صدقه آبی که جاری کرده باشد. ششم سنّت حسنه ای که بعد از خودش مردم به او عمل نمایند.

مولف گوید: راجع به این شش چیز و آثار آنها بعد از مردن اخبار مختلفه و حکایات عجیبه ای در کتب اخبار نقل شده که ذکر آنها از وضع این مختصر خارج است و ما اکثر آنها را در فوائد القمیه نقل کرده ایم مناسب است نقل این حکایت معروف .

منتخب التواریخ ص 822

حضرت عیسی (علیه السلام) گذشت به قبری، دید ملائکه عذاب، صاحب قبر را عذاب میکنند. بعد از مدتی باز از آن راه عبور فرمود دید ملائکه رحمت را که با آنها است طبقهائی از نور بر سر آن قبر، تعجب فرمود و از خداوند خواست بر او کشف شود .

پس خدا وحی فرمود به او ای عیسی این بنده معصیت کار بود و وقت مردن، زوجه او حامله بود آن طفل متولد شد و بزرگ شد و مادرش او را تسلیم نمود به معلم، و معلم تلقین نمود بسم الله الرحمن الرحیم را پس من حیا کردم از بنده ام که او را در شکم زمین عذاب کنم و حال آنکه فرزندش بر وی زمین نام مرا بر زبان جاری کرد .

و نظیر همین حکایت حکایت دیگری است که از آن حضرت نقل شده الّا اینکه در آخر آن دارد که وحی رسید یا روح الله از برای صاحب این قبر فرزند صالحی بود که راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد پس آمرزیدم او را به سبب این دو عمل فرزندش. و نعم ما قال فی المقام :

زینت دنیات ای نیکو صفات              مال و اولاد است در حال حیات

بعد مردن هم نبی در حقشان          گفت هم الباقیات الصالحات

نعمتی بالاتر از اولاد نیست              از برای مومنین و مومنات

در جهان اولاد صالح بهر تست           مایه غفران و اسباب نجات

و دیگری گفته :

زنده است کسی که در دیارش            باشد خلفی به یادگارش

حدیث بیست و چهارم

و قال عبد المؤمن الانصاری: دخلت علی الامام ابی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) و عنده محمد بن عبد الله الجعفری، فتبسّمت الیه، فقال: اتحبّه؟ فقلت: نعم و ما احببته الّا لکم .

فقال (علیه السلام): هو اخوک و المؤمن اخو المؤمن لامّه و ابیه و ان لم یلده ابوه، ملعون من اتّهم اخاه ملعون من غشّ اخاه، ملعون من لم ینصح اخاه، ملعون من اغتاب اخاه.بحار الانوار17 ص 206

ترجمه :

عبد المؤمن انصاری گوید که وارد شدم بر حضرت موسی ابن جعفر (علیه السلام) و در حضور حضرت بود محمد بن عبدالله جعفری پس به سوی او تبسّم نمودم

حضرت فرمود: آیا او را دوست میداری؟ عرض کردم بلی دوست میدارم برای خاطر شما .

پس فرمود او برادر تو است و مومن برادر مومن است و اگر چه پدر آنها یکی نباشد بعد فرمود :

ملعون است کسی که متّهم نماید برادر خود را. ملعون است کسی که فریب دهد برادر خود را. ملعون است کسی که نصیحت نکند برادر خود را. ملعون است کسی که غیبت نماید برادر خود را .

حدیث بیست و پنجم

یا هشام، المتکلّمون ثلاثه: فرابح و سالم و شاجب، فامّا الرابح فالذاکر لله، و امّا السالم فالساکت. و امّا الشاجب فالذی یخوض فی الباطل. ان الله حرم الجنه علی کل فاحش بذی قلیل الحیاء لایبالی ما قال و لا ما قیل فیه . بحار الانوار17 ص 200

ترجمه :

امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: ای هشام تکلم کنندگان سه طایفه اند: اول رابح دوم سالم سوم هالک

اما رابح پس آن ذکر کننده برای خدا است. و اما سالم پس آن ساکت شونده از کلام باطل و بیهوده است. و اما هالک پس آن کسی است که خوض در باطل میکند و کلام بیهوده میگوید. بدرستی که خدای تعالی حرام فرموده بهشت را بر هر فحش دهنده بی شرم قلیل الحیا که باک ندارد از آنچه بگوید و از آنچه گفته شود درباره او .

حقیر گوید: روایات بسیاری راجع به حفظ زبان وارد شده است و اینکه صلاح انسان در حفظ لسان است و هلاکت او از سه چیز است و ما تبرک می جوئیم به ذکر یک روایت .

قال رسول الله (صلّی الله علیه وآله) هلاک المرء فی ثلاث: فی قبقبه و زبذبه و لقلقه .وقایع الایام ص 297

رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود: هلاکت مردم در سه چیز است در شکم و شهوت و زبان .

حدیث بیست و ششم

قال موسی بن جعفر (علیه السلام): وجدت علم الناس فی اربع: اولها ان تعرف ربک، و الثانیه ان تعرف ما صنع بک، و الثالثه ان تعرف ما اراد منک، و الرابعه ان تعرف ما یخرجک من دینک . بحارالانوار17 ص 204

ترجمه :

امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: یافتم علم مردم را در چهار چیز :

اول شناختن پروردگار خود .

دوم شناختن آنچه با تو بجا آورده از دادن نعمتها

سوم شناختن آنچه از تو خواسته از اداء واجبات و ترک محرمات

چهارم شناختن آنچه تو را از دین بیرون میبرد و آن عبارت است از انکار یکی از ضروریات دین اسلام .

مخفی نماند که مرحوم صدوق در خصال این روایت را از حضرت صادق (علیه السلام) نقل فرموده مراجعه شود .

حدیث بیست و هفتم

عن الحارث بن الدلهاث مولی الرضا (علیه السلام) قال سمعت ابا الحسن (علیه السلام) یقول: لایکون المؤمن مؤمنا حتی یکون فیه ثلاث خصال: سنّه من ربّه و سنّه من نبیِه و سنّه من ولیّه .

فالسنّه من ربّه، کتمان سرّه، قال الله عزوجل: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا ارتضی من رسول.

و اما السنه من نبیّه، فمداراه الناس، فان الله عزوجل امر نبیه (صلّی الله علیه وآله) بمداره الناس فقال: خذ العفو وأمر بالعرف و أعرض عن الجاهلین .

و اما السنه من ولیّه فالصبر فی البأساء و الضرّاء فانّ الله عزوجل یقول: و الصابرین فی البأساء و الضرّاء. عیون اخبار الرضا (علیه السلام) ص 256

ترجمه :

امام هشتم حضرت رضا (علیه السلام) میفرماید: مؤمن نمی باشد مؤمن مگر اینکه در او سه خصلت باشد:

یک سنّت از پرودگار خود و یک سنّت از پیغمبر خود و یک سنّت از امام خود .

اما سنّت از پروردگارش پس آن کتمان سرّ او است که خداوند عزوجل فرماید: خدا عالم الغیب است اظهار نمی کند بر غیب خود احدی را مگر کسی را که انتخاب کند از پیغمبر و رسول .

و اما سنّت از پیغمبرش پس آن مدارا کردن با مردم است بدرستی که خداوند عزوجل امر فرمود پیغمبر خود را به مدارا کردن با مردم، پس فرمود: بگیر عفو را و امر به معروف کن و از مردمان جاهل اعراض کن .

و امّا سنّت از امام خود پس آن صبر نمودن در فقر و بیماری است که خداوند عزوجل می فرماید: و الصابرین - الایه .

حدیث بیست و هشتم

یاسر الخادم قال سمعت ابا الحسن الرضا (علیه السلام) یقول: انّ اوحش ما یکون هذا الخلق فی ثلاثه مواطن: یوم یولد و یخرج من بطن امه فیری الدنیا، و یوم یموت فیری الاخره و اهلها، و یوم یبعث فیری احکاما لم یرها فی دار الدنیا. و قد سلّم الله عزوجل علی یحیی فی هذه الثلاثه المواطن و آمن روعته. فقال: و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا. و قد سلّم عیسی بن مریم (علیه السلام) علی نفسه فی هذه الثلاثه المواطن فقال: و السلام علیّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم اُبعث حیّا. سوره مریم آیه 15 و 33. خصال ص 51

ترجمه :

یاسر خادم گوید شنیدم از حضرت رضا (علیه السلام) که می فرمود: پر وحشت ترین جاهای این مردم سه جا است: اول روزی که از مادر متولد می شود و این عالم را می بیند. دوم روزی که می میرد و آخرت و اهل آنرا می بیند. سوم روزی که مبعوث می شود پس می بیند احکامی را که در دنیا ندیده است .

و بتحقیق که سلام فرموده خداوند عزوجل بر حضرت یحیی (علیه السلام) در این سه مقام و ایمن فرموده ترس او را پس فرموده: سلام علیه - الایه .

و هم سلام کرده حضرت عیسی (علیه السلام) بر خودش در این سه مقام و گفته: و السلام علیّ - الخ.

حدیث بیست و نهم

عن عبد العظیم الحسنی (ره) عن ابی الحسن الرضا (علیه السلام) قال: یا عبد العظیم ابلغ عنّی اولیائی السلام و قل لهم ان لا یجعلوا للشیطان علی انفسهم سبیلا و مُرهم بالصدق فی الحدیث و اداء الامانه و مُرهم بالسکوت، و ترک الجدال فیما لایعنیهم، و اقبال بعضهم علی بعض، و المزاوره فان ذلک قربه الیّ و لا یشغلوا انفسهم بتمزیق بعضهم بعضا فانّی آلیت علی نفسی انه من فعل ذلک و اسخط ولیّاً من اولیائی دعوت الله لیعذّبه فی الدنیا اشدّ العذاب و کان فی الآخره من الخاسرین . انوار البهیه ص 109

ترجمه :

عبدالعظیم حسنی گوید که حضرت رضا (علیه السلام) فرمود ای عبدالعظیم بدوستان من سلام برسان و بگو بایشان که باید قرار ندهند برای شیطان بر ضرر خودشان راهی را. و امر نما آنها را براست گفتن در حدیث و اداء امانت نمودن و امر نما آنها را بسکوت از کلام باطل وترک کردن مجادله در چیزی که فایده نمی دهد آنها را. و هم امر کن آنها را به اقبال و رو آوردن بعضی از آنها به بعض دیگر و زیارت کردن یکدیگر پس بدرستی که در این امور وسیله تقرب است بسوی من .

و باید مشغول نکند خود را به پاره کردن و خورد نمودن یکدیگر، بدرستی که من قسم خوردم به جان خودم که هر که بجا آورد این را و باعث تفرقه و جدائی گردد و به غضب بیاورد دوستی از دوستان مرا بخوانم خدا را تا اینکه عذاب کند او را در دنیا به سخت ترین عذاب و بوده باشد در آخرت از جمله زیانکاران .

حدیث سی ام

قال (علیه السلام): المؤمن یحتاج الی ثلاث خصال: توفیق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه. منتهی الامال ص 229

ترجمه :

امام نهم حضرت جواد الائمه (علیه السلام) فرمود: مؤمن محتاج است به سه خصلت: اول توفیق از طرف خدا. دوم واعظی از جانب خود که پیوسته او را موعظه کند. سوم قبول کردن نصیحت از کسی که او را نصیحت نماید .

حدیث سی و یکم

جنات الخلود جدول احوال حضرت جواد الائمه (علیه السلام) قال (علیه السلام): و من وثق بالله اراه السرور و من توکّل علی الله کفاه الامور .

ترجمه :

امام نهم حضرت جواد (علیه السلام) فرمود: هر که اعتماد نماید به خدا بنمایاند خدا به او سرور و خوشحالی را، و هر که توکل کند بر خدا کفایت فرماید خدا امور او را.

حدیث سی و دوم

ایضا جنات الخلود جدول احوال حضرت جواد قال (علیه السلام): و الدین عزّ و العلم کنز و الصمت نور .

ترجمه :

حضرت جواد (علیه السلام) فرمود: دین عزّت است و علم گنج است و سکوت نور است .

درباره دین گفته است :

سرمایه جاودانی دین است                  پیرایه فقر و پادشاهی دین است

داروی دوای پرگناهی دین است            القصه ره نجات خواهی دین است

و درباره علم گفته شده :

علمت بکمال معرفت راه دهد                علمت تن پاک و جان آگاه دهد

گر جاه طلب کنی ترا جاه دهد              ور حق طلبی بقاء بالله دهد

و درباره سکوت گفته شده :

نظر کردم برای چشم و تدبیر                ندیدم به ز خاموشی خصالی

نگویم لب ببند و دیده بر دوز                  و لیکن هر مقامی را مقالی

حدیث سی و سوم

قال (علیه السلام) الناس فی الدنیا بالاموال و فی الاخره بالاعمال . بحار الانوار17 ص 214

ترجمه :

امام دهم حضرت هادی (علیه السلام) فرمود: مردم در دنیا به واسطه اموال عزیزند و در آخرت به وسیله اعمال صالحه و کارهای خوب .

حدیث سی و چهارم

و قال (علیه السلام) اذکر مصرعک بین یدی اهلک فلا طبیب یمنعک و لا حبیب ینفعک. بحارالانوار17 ص 214

ترجمه :

امام دهم حضرت هادی (علیه السلام) فرمود: یاد کن آن وقتی را که افکنده شده ای مقابل اهل خود پس طبیبی نیست که منع کند ترا از مردن و نه دوستی که نفع رساند ترا در آن حال .

مولف گوید: حضرت در این فرمایش اشاره فرموده به حال احتضار که یکی از آن سه حالت و مقامی است که در حدیث بیست و هشت گذشت و خداوند تعالی در قرآن مجید فرموده: و جاءت سکره الموت بالحق ذلک ماکنت منه تحید. و این حالتی است بسیار دشوار که شدائد و سختیها از هر طرف به محتضر رو میکند که در روایات بیان شده است.

و چیزهائی که برای آسانی سکرات موت نافع است بسیار است که از آنجمله صله رحم و احسان به والدین است و ما به ذکر یک روایت تبرک میجوئیم.

عن الصادق (علیه السلام) قال: من احبّ ان یخفّف الله عزوجل عنه سکرات الموت فلیکن لقرابته وصولا و بوالدیه بارّا فاذا کان کذلک هوّن الله علیه سکرات الموت و لم یصبه فی حیاته فقرا ابدا. سفینه البحار ص 552

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: هر که خواهد که حقتعالی بر او آسان کند سکرات مرگ را پس باید صله رحم کند و به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید. پس هرگاه چنین کند خداوند بر او آسان کند دشواری های مرگ را و در حیات خود فقری به او نرسد هرگز.

حدیث سی و پنجم

و قال (علیه السلام) اذکر حسرات التفریط بأخذ تقدیم الحزم . بحار الانوار17 ص 216

ترجمه :

امام دهم حضرت هادی (علیه السلام) فرمود: یاد کن اندوه های تقصیر خود را به أخذ و مقدم داشتن احتیاط. زیرا احتیاط در هر کاری انسان را از حسرتها جلوگیری میکند بخلاف عدم احتیاط که دائما آدمی در اندوه و غصه است .

و چه خوب گفته است :

یک لحظه هوسرانی یک عمر پشیمانی               این نکته ز من بشنو گر تابع قرآنی

حدیث سی و ششم

روی عن ابی محمد العسکری (علیه السلام) انه قال: علامات المؤمن خمس:

صلوه الاحدی و الخمسین، و زیاره الاربعین، و التختم فی الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم . مصباح المتهجد ص 155

ترجمه :

امام یازدهم حضرت عسکری (علیه السلام) فرمود: علامات مومن پنج چیز است:

پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شب و روز گزاردن، و زیارت اربعین کردن، و انگشتر بر دست راست کردن، و جبین را در سجده برخاک گذاشتن، و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن .

حدیث سی و هفتم

و قال (علیه السلام): انکم فی آجال منقوصه و ایام معدوده و الموت یاتی بغته، من یزرع خیرا یحصد غبطه، و من یزرع شرا یحصد ندامه، لکل زارع مازرع، لایسبق بطیء بحظه، و لا یدرک حریص مالم یقدر له . من اعطی خیرا فالله اعطاه، و من وقی شرا فالله وقاه. بحار الانوار17 ص 217

ترجمه :

امام یازدهم حضرت عسکری (علیه السلام) فرمود: بدرستی که اجل و عمرهای شما در کوتاهی است، و روزهای شما شمرده شده است (و آن سه روز است روزهای گذشته و روزهای آینده و روزی که در او هست چنانچه در یکی از خطبات حضرت امیر المومنین مفصلا بیان فرموده است)

و مرگ ناگهان می آید، هر که زراعت کند خوبی را میچیند غبطه و فایده را، و هر که زراعت کند بدی را می چیند ندامت و پشیمانی را .

شاید کنایه از کار خوب و بد باشد یعنی هر که کار خوب کند ثواب دارد و هر که کار بد کند عقاب دارد .

دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر       کی نور چشم من بجز از کشته ندروی

برای هر زراعت کننده است آنچه زراعت نماید. عقب نمیماند و مسبوق واقع نمی شود هیچ بطی و کندی از بهره و نصیب خود، و ادارک نمی کند هیچ حریصی چیزی را که برای او مقدر نشده .

هر که عطا شود به او خیر و خوبی پس خدا عطا کرده او را، و هر که نگاه داشته شود از شر وبدی پس خدا نگاه داشته او را .

حدیث سی و هشتم

و قال (علیه السلام) جعلت الخبائث فی بیت و جعل مفتاحه الکذب. بحار الانوار17 ص 218

ترجمه :

امام یازدهم حضرت عسکری (علیه السلام) فرمود: قرار داده شده خبائث و گناهان در یک خانه و قرار داده شده کلید آن دروغ گفتن .

مولف گوید: چند چیز کلید بدیها است از جمله غضب است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: الغضب مفتاح کلّ شرّ. و از جمله دروغ گفتن است که در این روایت کلید همه گناهان قرار داده شده است .

و اخبار بسیاری در مذمت دروغ و ضرر آن و هم در مدح صدق و راستگوئی و نفع آن وارد شده و ما به ذکر یک روایت تبرک می جوئیم .

عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: من صدق لسانه زکی عمله و من حسنت نیته زاد الله فی رزقه و من حسن برّه بأهله زاد الله فی عمره. خصال ص 42

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: هر که راستگو باشد قبول شود عمل او، و هر که نیکو باشد نیت او خدا زیاد کند روزی او را، و هر که نیکو باشد برّ و خوبی او به اهلش خدا زیاد کند عمر او را .

و همانطور که قبول می شود اعمال صادقین بالعکس عمل دروغ گویان مقبول واقع نمی شود و گذشت در حدیث هفدهم که با پنج طایفه نباید رفاقت نمود که از جمله آنها دروغگو بود .

حدیث سی و نه

محمد بن یعقوب الکلینی عن اسحق بن یعقوب قال سألت محمد بن عثمان العمروی رحمه الله ان یوصل لی کتابا قد سألت فیه عن مسائل اشکلت علیّ .

فورد التوقیع بخط مولانا صاحب الزمان (علیه السلام): اما ما سألت عنه ارشدک الله و ثبّتک و وقاک من امر المنکرین لی من اهل بیتنا و بنی عمنا .

فاعلم انه لیس بین الله عزوجل و بین احد قرابه، و من انکرنی فلیس منّی و سبیله سبیل ابن نوح (علیه السلام)

و اما سبیل عمّی جعفر و ولده فسبیل اخوه یوسف (علیه السلام) واما الفقّاع فشربه حرام و لابأس بالشلماب .

و اما اموالکم فلاتقبلها الا لتطهروا فمن شاء فلیصل و من شاء فلیقطع و ما اتانا الله خیر مما اتاکم. و اما ظهور الفرج فانه الی الله و کذب الوقّاتون. و اما قول من زعم ان الحسین (علیه السلام) لم یقتل فکفر و تکذیب و ضلال .

و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله ( علیهم نسخه کمال الدین ) الی ان قال (علیه السلام):

و اما المتلبون باموالنا فمن استحل منها شیئا فاکله فانما یاکل النیران .

و اما الخمس فقد ابیح لشیعتنا و جعلوا منه فی حل الی وقت ظهور امرنا لتطیب ولادتهم و لا تخبث .

و اما ندامه قوم شکوا فی دین الله علی ما وصلونا به فقد اقلنا من استقال فلا حاجه لنا الی صله الشاکین .

و اما عله ماوقع من الغیبه فان الله عزوجل یقول یا ایها الذین آمنوا لاتسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسوکم انه لم یکن احد من آبائی الا و قد وقعت فی عنقه بیعه لطاغیه زمانه و انی اخرج حین اخرج و لا بیعه لاحد من الطواغیت فی عنقی .

و اما وجه الانتقاع بی فی غیبتی فکالانتقاع بالشمس اذا غیبها عن الابصار السحاب و انی لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء .

فاغلقوا ابواب السوال عما لایعنیکم و لا تتکلفوا علم ما قد کفیتم .

و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم. و السلام علیک یا اسحق بن یعقوب و علی من اتبع الهدی. احتجاج ص 246

ترجمه :

محمد بن یعقوب کلینی از اسحق بن یعقوب روایت کرده که گفت سوال کردم از محمد بن عثمان عمروی (ره) اینکه برساند نامه مرا که سوال کرده بودم در آن از مسائلی که مشکل شده بود بر من .

پس وارد شد توقیع شریف به خط مولای ما حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف .

و اما ظهور فرج پس بدرستی که امر آن به سوی خدا است و دروغ می گویند کسانی که تعیین وقت ظهور کنند .

و اما حوادث واقعه پس رجوع کنید در آن به سوی روایت کنندگان حدیث ما زیرا آنها حجت منند بر شما و من حجت خدا هستم بر آنها. و دعا بسیار کنید برای تعجیل فرج بدرستی که فرج شما در آن است. و سلام بر تو ای اسحق بن یعقوب و بر کسی که متابعت نماید هدایت و دین حق را .

مولف گوید: اصل توقیع شریف مشتمل بر 17 جواب است که 12 جواب آن را ما نقل نمودیم .

ولیکن سه جمله از آن را بیشتر ترجمه نکردیم چون اکثر جملات توقیع برای عامه مردم، ادراکش مشکل و از فهم آنها خارج بود .

حدیث چهلم

عن جعفر بن محمد، عن أبیه محمد بن علی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علی (علیهم السلام) قال: إنّ رسول الله (صلّی الله علیه وآله) أوصی إلی أمیر المومنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) و کان فیما أوصی به أن قال له:

یا علی، من حفظ من اُمتی أربعین حدیثا یطلب بذلک وجه الله عزوجل والدار الآخره حشره الله یوم القیامه مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا.

فقال علی (علیه السلام): یا رسول الله، أخبرنی ما هذه الأحادیث؟

فقال: أن تؤمن بالله وحده لاشریک له و تعبده و لاتعبد غیره .

و تقیم الصلاه بوضوء سابغ فی مواقیتها و لاتؤخّرها فأنّ فی تأخیرها من غیر علّه غضب الله عزوجل.

و تؤدی الزکاه و تصوم شهر رمضان و تحجّ البیت اذا کان لک مال و کنت مستطیعا .

و أن لاتعق والدیک و لا تأکل مال الیتیم ظلماً.

و لا تأکل الربا .

و لا تشرب الخمر و لا شیئا من الأشربه المسکره. و لاتزنی و لا تلوط و لا تمشی بالنمیمه و لا تحلف بالله کاذبا.

و لا تسرق. و لا تشهد شهاده الزور لاحد قریبا او کان بعیدا. و أن تقبل الحق ممن جاء به صغیرا کان او کبیرا. و أن لا ترکن الی ظالم و إن کان حمیما قریبا. و أن لاتعمل بالهوی. و لا تقذف المحصنه .

و لا ترائی فان أیسر الریاء شرک بالله عزوجل. و أن لاتقول لقصیر یا قصیر و لا لطویل یا طویل ترید بذلک عیبه.

و أن لاتسخر من أحد من خلق الله. و أن تصبر علی البلاء و المصیبه. و أن تشکر نعم الله التی انعم بها علیک. و أن لاتأمن عقاب الله علی ذنب نصیبه. و ان لاتقنط من رحمه الله. و ان تتوب الی الله عزوجل من ذنوبک فانّ التائب من ذنوبه کمن لاذنب له و أن تصر علی الذنوب مع الاستغفار فتکون کالمستهزیء بالله و آیاته و رسله .

و أن تعلم أنّ ما أصابک لم یکن لیخطئک و أنّ ما أخطاک لم یک لیصیبک .

و أن لاتطلب سخط الخالق برضا المخلوق. و أن لاتؤثر الدنیا علی الآخره لأنّ الدنیا فانیه و الآخره باقیه.

و أن لاتبخل علی أخوانک بما تقدر علیه.

و أن تکون سریرتک کعلانیتک و أن لا تکون علانیتک حسنه و سریرتک قبیحه فأن فعلت ذلک کنت من المنافقین. و أن لاتکذب و أن لاتخالط مع الکذابین. و أن لا تغضب اذا سمعت حقا.

و أن تؤدّب نفسک و أهلک و ولدک و جیرانک علی حسب الطاقه. و أن تعمل بما علمت. و لا تعاملنّ أحداً من خلق الله عزوجل الا بالحق و أن تکون سهلا للقریب و البعید و أن لاتکون جبّاراً عنیداً.

و أن تکثر من التسبیح و التهلیل و الدعاء و ذکر الموت و ما بعده من القیامه و الجنه و النار.

و أن تکثر من قراءه القرآن و تعمل بما فیه. و أن تستغنم البرّ و الکرامه بالمؤمنین و المؤمنات. و أن تنظر الی کل ما لا ترضی فعله لنفسک فلا تفعله بأحد من المؤمنین. و لا تمل من فعل الخیر. و لا تثقل علی أحد. و لا تمنّ علی أحد اذا أنعمت علیه. و أن تکون الدنیا عندک سجناً حتی یجعل الله لک جنه. فهذه أربعون حدیثاً فمن استقام علیها و حفظها عنّی من اُمّتی دخل الجنه برحمه الله و کان من افضل الناس و احبهم الی الله عزوجل بعد النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا. خصال ص 114

ترجمه :

امام ششم حضرت صادق (علیه السلام) از آباء گرام خود نقل فرموده که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) وصیت فرمود به حضرت امیر المؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) و فرمود در ضمن وصیت خود: یا علی هر که حفظ نماید از امت من چهل حدیث را که طلب نماید به آن رضایت خداوند عزوجل و دار آخرت را. خدا محشور فرماید او را در روز قیامت با پیغمبران و صدیقان و شهیدان و صالحان و آنها نیکو رفیقانی هستند. پس عرض کرد حضرت علی (علیه السلام): یا رسول الله، خبر ده مرا که آن احادیث چه باشد. پس فرمود: ایمان آوردن به خداوندی که یگانه است و شریک ندارد و عبادت کنی او را و غیر او را عبادت نکنی. و اقامه نماز نمودن با وضوء کامل در وقت خودش و تأخیر نیاندازی آن را که در تأخیر نماز بدون عذر غضب خداوند عزوجل است. واداء کنی زکاه را. و ماه رمضان را روزه بگیری. و حج خانه خدا را بجا آوری در صورت استطاعت و عاق والدین نباشی یعنی پدر و مادر را از خود نرنجانی. و ظلما مال یتیم را نخوری. و ربا نخوری. و خمر و هیچ یک از اشربه مسکره را نیاشامی. و زنا و لواط نکنی و سخن چینی و نمامی ننمائی. و قسم دروغ بخدا نخووی. و سرقت و دزدی ننمائی.

و شهادت دروغ ندهی برای احدی، خویش باشد یا بیگانه. و حق را قبول کنی از هر که بیاورد آنرا، صغیر باشد. یاکبیر. و میل و رکون به ظالم نکنی اگر چه خویشِ نزدیک باشد. و به هوی و هوس عمل ننمائی. و نسبت زنا به زن عفیفه ندهی. و ریا نکنی زیرا اقل ریاء شرک به خداوند عزوجل است. و نگوئی به کوتاه قامت: یا قصیر، و بلند قامت: یا طویل که اراده کنی به این عبارت عیب او را .

و مسخره و استهزاء نکنی احدی از خلق خدا را، و صابر باش بر بلاء و مصیبت. و شکر کن نعمتهای خدا را که به تو انعام کرده است. و از عقاب خدا ایمن مباش به واسطه گناهی که کرده ای. و از رحمت خدا نا امید مباش. و توبه و بازگشت کن از گناهان خود به سوی خداوند عزوجل زیرا توبه کننده از گناهان خود مثل کسی است که گناه ندارد .

و اصرار بر گناهان مکن با استغفار که خواهی بود مانند استهزاء کننده به خدا و آیات و پیغمبران او.

و بدانکه آنچه بهره تو شده است از دست تو نخواهد رفت، و آنچه از دستت رفت به تو نخواهد رسید. و غضب خالق را طلب نکنی به واسطه رضایت مخلوق و اختیار نکنی و مقدم ندارد دنیا را بر آخرت برای اینکه دنیا فانی است و آخرت باقی است. و بخل نورزی بر برادران خود به آنچه قدرت داری. باطن و ظاهرت یکی باشد خوش ظاهر و بد باطن مباش که اگر چنین باشی از جمله منافقین خواهی بود. و دروغ نگو و با دروغگویان هم رفاقت مکن. و هرگاه حق را شنیدی غضب مکن. و ادب کن خودت را و اهل خود و همسایگانت را بمقدار طاقت و توانائی خودت. و عمل کن به آنچه میدانی. و معامله مکن با احدی از خلق خداوند عزوجل مگر بحق و راستی. و با خویش و بیگانه خوشرفتار باش و جبار معاند نباش. و بسیار سبحان الله و لا اله الا الله بگو.

و بسیار دعا کن. و بسیار یاد کن مرگ و مردن و ما بعد آن، قیامت و بهشت و جهنم را.

و بسیار قرآن بخوان و عمل کن به آنچه در او هست. و غنیمت شمار نیکی و کرامت را به مردان مؤمن و زنان مؤمنه. و ملاحظه کن هر چه را برای خود نمی پسندی پس بجا نیاور به احدی از مؤمنین. و از فعل خیر ملول و خسته نشو. و بار و کلّ بر احدی نباش. و بر احدی منت نگذار هرگاه انعام کنی بر او. و دنیا را نزد خود زندانی بدان تا خدا قرار دهد برای تو بهشت را.

پس این چهل حدیث است که هر که استقامت نماید بر آنها و حفظ کند آنها را از امت من، وارد بهشت شود به واسطه رحمت خدا. و بوده باشد از افضل مردمان و محبوب ترین آنها به سوی خداوند عزوجل بعد از انبیاء و اوصیاء. و محشور کند خدا او را در روز قیامت با پیغمبران و صدیقان و شهیدان و صالحان و آنها نیکو رفیقانی هستند.