تایتل قالب


قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ (علیه السلام):
۱- مقام رضا

«الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضاءِ أَرْفَعُ دَرَجاتِ الْیَقینِ.»:

خشنودى از پیشامدهاى ناخوشایند، بلند‌ترین درجه یقین است.

۲- کرامت نفس

«مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیا.»:

هر که کرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنیا را پَست انگارد.

۳- دنیا مایه ارزش نیست

«أَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ یَرَ الدُّنْیا خَطَرًا لِنَفْسِهِ.»:

پرارزش‌ترین مردم کسى است که دنیا را مایه ارزش خود نداند.

۴- پرهیز از دروغ

«إِتَّقُوا الْکِذْبَ الصَّغیرَ مِنْهُ وَ الْکَبیرَ فى کُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا کَذَبَ فى الصَّغیرِ إِجْتَرَءَ عَلَى الْکَبیرِ.»:

از دروغ کوچک و بزرگ در هر جدّى و شوخی بپرهیزید، زیرا چون کسى دروغ کوچک گفت بر دروغ بزرگ نیز جرأت پیدا مى کند.


قالَ اَمیرُالمُوْمِنینَ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالب(علیه السلام):

1- خیر پنهانی و کتمان گرفتاری

مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّهِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَی الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ.

از گنجهای بهشت; نیکی کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنی عدم شکایت از آنها) است.

2- ویژگی های زاهد

اَلزّاهِدُ فِی الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُکْرَهُ.

زاهد در دنیا کسی است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد. 

3- تعادل در جذب و طرد افراد

«اَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسی اَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ اَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسی اَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما.»

با دوستت آرام بیا، بسا که روزی دشمنت شود، و با دشمنت آرام بیا، بسا که روزی دوستت شود.


۱.بهترین ارث

رسول اللّه(ص) : ما وَرَّثَ والِدٌ وَلَدَهُ أفضَلَ مِن أدَبٍ.
پیامبر خدا(ص): هیچ پدری، میراثی برتر از ادب به فرزندش نداده است.

کنز العمّال: ج ۱۶ ص ۴۶۰ ح ۴۵۴۳۵، حکمت نامه پیامبر اعظم(ص)، جلد ۸ صفحه: ۱۲
۲.پرهیز از تحقیر دیگران

رسول اللّه(ص) : لا تُحَقِّرَنَّ أحَدا مِنَ المُسلِمینَ، فَإِنَّ صَغیرَهُم عِندَ اللّهِ کبیرٌ.
پیامبر خدا(ص): هرگز هیچ یک از مسلمانان را کوچک مشمار؛ زیرا کوچک آنان نیز، در نزد خداوند، بزرگ است.

تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۳۱، حکمت نامه پیامبر اعظم(ص)، جلد ۸ صفحه: ۲۶
۳.هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

رسول اللّه(ص) : أعدَلُ النّاسِ مَن رَضِی لِلنّاسِ ما یرضی لِنَفسِهِ، وکرِهَ لَهُم ما یکرَهُ لِنَفسِهِ.
پیامبر خدا(ص): عادل ترینِ مردم، کسی است که برای مردم، آن چیزی را می پسندد که برای خود می پسندد، و برای آنها خوش ندارد، آنچه را برای خود خوش ندارد.

کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴ ص ۳۹۵ ح ۵۸۴۰، حکمت نامه پیامبر اعظم(ص)، جلد ۸ صفحه: ۴۶
۴.مؤمن حقیقی

رسول اللّه(ص) : مَن واسَی الفَقیرَ مِن مالِهِ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ، فَذلِک المُؤمِنُ حَقّا.
پیامبر خدا(ص): هر کس فقیر را در مال خود شریک گرداند و با مردم به انصاف رفتار کند، او مؤمن حقیقی است.

الکافی: ج ۲ ص ۱۴۷ ح ۱۷ ، حکمت نامه پیامبر اعظم(ص)، جلد ۸ صفحه: ۵۴
۵.امانت داری

رسول اللّه(ص) : لا إیمانَ لِمَن لا أمانةَ لَهُ.
پیامبر خدا(ص): کسی که امانت دار نیست، ایمان ندارد.

النوادر للراوندی: ص ۹۱ ح ۲۷، حکمت نامه پیامبر اعظم(ص)، جلد ۸ صفحه: ۱۰۲


  • ۱- ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِق‏: إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان‏

نشان منافق سه چیز است: ۱ - سخن به دروغ بگوید. ۲ - از وعده تخلف کند.۳ - در امانت خیانت نماید.
تحف العقول ص. ۳۱۶،
 

  • ۲- لَا یَنَالُ شَفَاعَتِی مَنْ أَخَّرَ الصَّلَاةَ بَعْدَ وَقْتِهَا

کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید
محاسن ص. ۸۰،
 

  • ۳- أبغَضُ الحَلالِ اِلَی اللهِ الطَلاقُ.

منفورترین چیز‌های حلال در پیش خدا طلاق است.
نهج الفصاحه ص. ۱۵۷، ح. ۱۶،
 

  • ۴- خَیْرُ الْأَصْحَابِ مَنْ قَلَّ شِقَاقُهُ وَ کَثُرَ وِفَاقُه‏.

بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار
تنبیه الخواطر معروف به مجموعه ورام ج. ۲، ص. ۱۲۳،


http://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۱. شناخت خداوند و عبادت او

«اَیّهَا النّاسُ! إِنّ اللّهَ جَلّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلاّ لِیَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «اى مردم! خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند، آن‏گاه که او را شناختند، پرستش کنند و آن‏گاه که او را پرستیدند، از پرستش غیر او بى‏ نیاز شوند».

(بحار الانوار، ج ۵ ص ۳۱۲ ح۱ )

http://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۲. یافتن خداوند

«مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ وَ مَا الّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟».

امام حسین (ع) فرمود: «پروردگارا! آن که تو را نیافت، چه یافت و آن که تو را یافت، چه از دست داد؟».

(بحار الانوار، ج ۹۵ ص ۲۲۶ ح۳ )

http://bayanbox.ir/view/6602960297321289009/1451.png۳. خداوند، مراقب انسان‏

«عَمِیَتْ عَیْنٌ لاَ تَرَاکَ عَلَیْهَا رَقِیباً».

امام حسین (ع) فرمود: «چشمى که تو را مراقب خویش نبیند، کور است».

(بحار الانوار، ج ۹۵ ص ۲۲۶ ح۳ )


تألیف چهل حدیث

نگارش اربعین، پیشینه ای بس دراز دارد و سنت اربعین نویسی، ازقرنهای نخستین تاریخ اسلام آغاز شده است. این سنت، برخاسته ازفرمایش پیامبر گرامی اسلام است که فرمود:

من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم،بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما. (1)

دانشمندان مسلمان، بر مبنای حدیث فوق، نگارش چهل حدیث را به عنوان یکی از اصول ارزشی قابل اهتمام، مد نظر قرار دادند ونگاشته شدن صدها کتاب (اربعین) در دهها موضوع اعتقادی، اخلاقی،عبادی و... بهترین گواه این عنایت و اهتمام است.


۹۸-۳-۲۰ ۰ ۱ ۱۰۲۹
۹۸-۳-۲۰ ۰ ۱ ۱۰۲۹

السابق

قائمة بأسماء الکتب المؤلّفه فی «الأربعین حدیثاً»                           

1 - آداب و فضائل زیارت در پرتو چهل حدیث (به ضمیمه چهار زیارتنامه): = آداب و فضائل الزّیاره فی ضوء أربعین حدیثاً (منضمّاً إلیها أربع زیارات) لعزیزی عبّاس، نشر: صحفی، قمّ 1993 م .

2 - الأربعون: للبیهقیّ أبیبکر أحمد بن حسین (المتوفّی سنه 458 ه ).

3 - الأربعون: للطّوسیّ محمّد بن أسلم (ت 242 ه) طُبع فی بیروت سنه 1410 ه .

4 - الأربعون: للنسویّ أبی العبّاس حسن بن سفیان (ت 303 ه)، مخطوطه موجوده فی المکتبه الظاهریّه فی دمشق برقم 255 .

5 - الأربعون باباً (فی الأحادیث النبویّه الأخلاقیّه): موجود فی مکتبه المولی محمّد علی الخوانساریّ فی النجف الأشرف.

6 - الأربعون الجعفریّه (المسمّی ب «الأربعون حدیثاً العلویّه»): لجعفر بن أحمد بن عبدالسّلام (ت 573 ه) مخطوطه موجوده فی مکتبه صنعاء بالیمن تحت الرقم 1/269.

7 - الأربعون حدیثاً: للآجریّ أبیبکر محمّد بن الحسین بن عبداللّه (ت 360 ه).

8 - الأربعون حدیثاً (أکثرها فی العبادات العامّه): إملاء الشیخ السعید أبی عبداللّه شمس الدین محمّد بن جمال الدین مکّیّ النبطیّ العاملیّ (استُشهد سنه 786 ه)، طبع بإیران سنه 1318 ه ، مع کتاب «الغیبه» للنعمانیّ.

ص:791

9 - الأربعون حدیثاً: لابن المقری أبیبکر محمّد بن إبراهیم الإصفهانیّ (ت 381 ه) مخطوطه محفوظه فی المکتبه الظاهریّه برقم 419 .

10 - الأربعون حدیثاً: لابن ودعان الموصلیّ (ت 494 ه) مخطوطه موجوده فی عدد من مکتبات العالم.

11 - الأربعون حدیثاً: للإربلیّ الشیخ سعد، حسن بن سلیمان العاملیّ، تلمیذ الشهید الأوّل نقلاً عن (الذریعه 1: 416).

12 - الأربعون حدیثاً: للأسدیّ الفاضل المقداد الشیخ جمال الدین أبی عبداللّه مقداد بن عبداللّه بن محمّد بن الحسین بن محمّد الحلّیّ (ت 826 ه).

13 - الأربعون حدیثاً: للبحرانیّ الشیخ المحدّث هاشم (ت 1340 ه).

14 - الأربعون حدیثاً: للبزیّ العاملیّ (ت حدود عام 1342 ه).

15 - الأربعون حدیثاً: للبلادیّ البحرانیّ الشیخ المحدّث علیّ بن حسن (ت 1340 ه) (مخطوطه)، منضمّ إلیه کتابه (أنوار البدرین فی علماء الأحساء والقطیف والبحرین).

16 - الأربعون حدیثاً:للتبریزیّ الشیخ إسماعیل بن علی نقیالأرومیّ (المولود سنه1295 ه).

17 - الأربعون حدیثاً: للتستریّ الخراسانیّ المولی عبداللّه بن محمود بن سعید (الشهید سنه 997 ه)، مخطوطه موجوده فی مدینه کربلاء المقدّسه .


السابق

«فَاَلْقی عَصَاهُ فَاِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُبینٌ»(1)(1)فاتحه فاها قد ملأت ما بین سماطی فرعون، واضعه لحییها الأسفل فی الأرض والأعلی فی سور القصر حتّی رأی بعض من کان خارجاً من مدینه مصر رأسها، ثمّ توجّهت نحو فرعون لیأخذه فارفضّ عنها النّاس وذُعر عنها فرعون، ووثب عن سریره وأحدث حتّی قام به بطنه فی یومه ذلک أربعین مرّه - وکان فیما یزعمون - لا یسعل ولا یصدع ولا یصیبه آفه ممّا یصیب النّاس، وکان یقوم فی أربعین یوماً مرّه وکان أکثر ما یأکل الموز لکیلا یکون له ثفل فیحتاج إلی القیام، وکان هذه الأشیاء ممّا زیّن له أن قال ما قال لأنّه لیس له من النّاس شبیه! قالوا: فلمّا قصدته الحیّه صاح: یا موسی! اُنشدک باللّه وحرمه الرّضاع إلاّ أخذتها وکففتها عنّی، وإنّی اُؤمن بک واُرسل معک بنیإسرائیل. فأخذها موسی فعادت عصا کما کانت... (إلی أن قال:) وانهزم فرعون فیمن انهزم منخوباً مرعوباً عازباً عقله، وقد استطلق بطنه فی یومه ذلک عن أربعمائه جلسه، ثمّ بعد ذلک إلی أربعین مرّه فی الیوم واللّیله علی الدّوام إلی أن هلک... (إلی آخره).

ما طلبت زوجه موسی علیه السلام عند احتضاره

78 - حلیه الأولیاء: مسنداً عن عروه بن رویم: قال: لمّا احتضر موسی علیه السلام قالت له(2) امرأته: إنّی معک منذ أربعین سنه، فمتّعنی من وجهک بنظره. قال: وکان علی وجه موسی البرقع لما غشی وجهه من نور العرش یوم تجلّی ربّه للجبل... (الحدیث).

فی المیقات الأربعینیّ لموسی علیه السلام

79 - مجمع البیان: عن محمّد بن یسار فی قصّه موسی: وإنّما قال: أربعین لیله ولم یقل(3) أربعین یوماً لتضمن اللّیالی الأیّام. وهذه الأربعون لیله هی الّتی ذکرها اللّه فی سوره

ص:691


1- الأعراف / 107 .
2- حلیه الأولیاء 6: 120 .
3- مجمع البیان 1: 108 و 4: 473 .


الأعراف فقال: «وَ وَاعَدْنَا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً وَ اَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ»(1)
(1)وهنّ: ذوالقعده وعشر من ذی الحجّه.

80 - تفسیر الصّافی: قوله تعالی: «فَرَجَعَ مُوسی اِلی قَوْمِهِ»(1) بعد ما استوفی الأربعین(2)(3) وأخذ التّوراه، وجاءهم موسی بعد استکمال الأربعین وتمّ میقات موسی أربعین لیله.

81 - بحار الأنوار: عن الخصال: - باب احتجاج أمیر المؤمنین علیه السلام علی الیهود - علیّ(4) ابن أحمد بن موسی، عن أحمد بن یحیی بن زکریّا القطّان، عن بکر بن عبداللّه بن حبیب، عن عبد الرّحیم بن علیّ بن سعید الجبلیّ الصّیدنانیّ و عبداللّه بن الصّلت - واللّفظ له - عن الحسن بن نصر الخزّاز، عن عمرو بن طلحه، عن أسباط بن نصر، عن سماک بن حرب، عن عکرمه، عن عبداللّه بن عبّاس قال: قدم یهودیّان أخوان من رؤساء الیهود إلی المدینه (فی حدیث طویل) سُئل أبوبکر عن مسائل ومن جملتها: سئل وما الأربعون؟ فبقی أبوبکر لایردّ جواباً. وقال أمیر المؤمنین علیه السلام -فی جواب سؤل الیهودیّ عن المسائل ومنها الأربعون- کان میقات موسی علیه السلام ثلاثین لیله فأتمّها اللّه عزّ وجلّ بعشر «فَتَمَّ میقَاتُ رَبِّهِ اَرْبعینَ لَیْلَهً»(1) ... (الحدیث).(5)


السابق

علی النّاس قبرها، فأصبح النّاس ولام بعضهم بعضاً وقالوا: إنّ نبیّنا صلی الله علیه و آله خلّف بنتاً ولم نحضر وفاتها والصّلاه علیها ودفنها، ولا نعرف قبرها فنزورها! فقال من تولّی الأمر:

هاتوا من نساء المسلمین من تنبش هذه القبور، حتّی نجد فاطمه فنصلّی علیها ونزور

قبرها. فبلغ ذلک أمیرَالمؤنین علیه السلام فخرج مغضباً قد احمرّت عیناه، وقد تقلّد سیفه ذاالفقار، حتّی بلغ البقیع وقد اجتمعوا فیه فقال علیه السلام : لو نبشتم قبراً من هذه القبور لوضعت السّیف فیکم. فتولّی القوم عن البقیع.

31 - بحار الأنوار: عن مقاتل الطّالبیّین: کانت وفاه فاطمه علیهاالسلام بعد وفاه النّبیّ صلی الله علیه و آله بمدّه(1) یُختَلف فی مبلغها، وفالمکثّر یقول: ثمانیه أشهر، والمقلّل یقول: أربعین یوماً، إلاّ أنّ الثّبت فی ذلک ما روی عن أبی جعفر محمّد بن علیّ علیهماالسلام ، أ نّها توفّیت بعده بثلاثه أشهر.

32 - بحار الأنوار: (فی حدیث:) وذکر وهب بن منبّه، عن ابن عبّاس أ نّها بقیت أربعین(2) یوماً بعده... (الحدیث).

33 - بحار الأنوار: عن الیقین: محمّد بن جریر الطّبریّ، عن زراه بن یعلی بن(3) أحمد البغدادیّ، عن أبی قتاده، عن جعفر بن محمّد، عن محمّد بن بکیر، عن جابر بن عبداللّه

الأنصاریّ، عن سلمان الفارسیّ قال: قلنا یوماً: یا رسول اللّه، مَن الخلیفه بعدک حتّی

نعلمه؟ قال لی: یا سلمان، أدخل علَیّ أباذرّ والمقداد وأبا أیّوب الأنصاریّ - واُمُّ سلمه زوجه النّبیّ من وراء الباب - ثمّ قال لنا: إشهدوا وافهموا عنّی، إنّ علیّ بن أبیطالب وصیّی ووارثی وقاضی دَینی وعداتی، وهو الفاروق بین الحقّ والباطل، وهو یعسوب المسلمین وإمام المتّقین، وقائد الغرّ المحجّلین، والحامل غداً لواء ربّ العالمین، وهو وولداه من بعده، ثمّ من ولد الحسین ابنی أئمّهٌ تسعه هداه مهدیّون إلی یوم القیامه، أشکو إلی اللّه

جحود اُمّتی لأخی، وتظاهرهم علیه، وظلمهم له، وأخذهم حقّه. قال: فقلنا له: یا رسول اللّه، ویکون ذلک؟! قال: نعم، یُقتل مظلوماً من بعد أن یُملأ غیظاً، ویوجد عند ذلک صابراً.

ص:591


1- البحار 43: 215/45، مقاتل الطّالبیّین: 49 .
2- البحار 43: 214، مروج الذّهب 2: 282 .
3- البحار 36: 264/85، الیقین فی امره أمیر المؤنین علیه السلام : 188 .

قال: فلمّا سمعت ذلک فاطمه أقبلت حتّی دخلت من وراء الحجاب وهی باکیه، فقال لها رسول اللّه صلی الله علیه و آله : مایبکیک یا بُنیّه؟ قال: سمعتک تقول فی ابن عمّی وولدی ما تقول، قال:

وأنت تُظلمین، وعن حقّک تُدفعین، وأنت أوّل أهل بیتی لحوقاً بی بعد أربعین، یا فاطمه، أنا سلم لمن سالمکِ، وحرب لمن حاربکِ، أستودعک اللّه وجبرئیل وصالح المؤنین، قال:

قلت: یا رسول اللّه، مَن صالح المؤنین؟ قال: علیّ بن أبی طالب.

34 - إحقاق الحقّ: روی ابن عساکر، عن یحیی بن جعده قال: دعا النّبیّ صلی الله علیه و آله فاطمه فی(1) مرضه الّذی تُوفّی فیه فسارّها بشیء فبکت، ثمّ سارّها فضحکت، فسألوها فأبت أن تخبر،

فلمّا قبض أخبرتهم قالت: دعانی فقال: إنّ اللّه لم یبعث نبیّاً إلاّ وقد عُمّر الّذی بعده نصف عمره، وإنّ عیسی لبث فی بنی إسرائیل أربعین سنه وهذه توفّی لی عشرین ولا أرانی إلاّ میّت فی مرضی هذا... (إلی أن قال:) فبکت فاطمه، فقال النّبیّ صلی الله علیه و آله أنت أوّل أهلی لحوقاً فتبسّمت.

إخفاء قبر فاطمه علیهاالسلام بین أربعین قبراً


طرق                                                                    السابق

جعل الطریق أربعین ذراعاً

3 - الکامل لابن الأثیر: فی ذکر انتقال المنصور إلی بغداد وکیفیّه بنائها... (إلی أن(1) قال:) وکان اللِّبن الّذی یُبنی به ذراعاً فی ذراع، وکان وزن لبنه منه مائه رطل وستّه عشر رطلاً... (إلی أن قال:) وجعل الطّریق أربعین ذراعاً... (الخبر).

طرمح

ما جری من الکلام بین الطِّرِمّاح ومعاویه

4 - الاختصاص : قصّه الطّرمّاح بن عدیّ مع معاویه وما جری بینهما فی کتاب(2) معاویه إلی علیّ علیه السلام وجواب علیّ علیه السلام علی ید الطّرمّاح إلیه - (فی حدیث طویل:) ثمّ أقبل معاویه علی کاتبه فقال: اُکتب للأعرابیّ جواباً، فلا طاقه لنا به. فکتب: أمّا بُعد یا علیّ، فلاُوجّهنَّ إلیک بأربعین حملاً من خردل، مع کلّ خردله ألف مقاتل یشربون الدّجله

ویسقون الفرات. فلمّا نظر الطّرمّاح إلی ما کتب به الکاتب أقبل علی معاویه فقال له: سَوأهً لک یا معاویه! فلاأدری أیّکما أقلّ حیاء: أنت أم کاتبک؟ ویلک! لو جمعت الجنّ والإنس

وأهل الزّبور والفرقان کانوا لا یقولون بما قلت... (إلی أن قال:) أما إنّ لعلیّ علیه السلام دیکاً أشتر جیّد العنصر، یلتقط الخردل لجیشه وجیوشه، فیجمعه فی حوصلته، قال: ومَن ذلک یا

ص:491


1- الکامل 5: 573 - 575 .
2- الاختصاص:138.

أعرابیّ؟ قال: ذلک مالک بن الحارث الأشتر... (الحدیث).

طلق

عقوبه طلب المرأه الطّلاق بدون عذر

5 - کنزالعمّال:(1)عن ابن عبّاس: لا تسأل المرأه زوجها الطّلاق فی غیر کنهه فتجد ریح الجنّه! وإنّ ریحها لتوجد من مسیره أربعین عاماً.

طلا

الحثّ علی إطلاء العانه وحلقها کلّ أربعین یوماً


السابق

حدیثی عنه، فحدّثته یا ابن عبّاس کما حدّثتک، فلمّا فرغت قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : کاتب یا سلمان. فکاتبت صاحبی علی ثلاثمائه نخله اُحییها له، وأربعین أوقیّه. فأعاننی أصحاب رسول اللّه صلی الله علیه و آله بالنّخله ثلاثین ودیّه، وعشرین ودیّه، کلّ رجل علی قدر ما عنده، فقال لی رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أنا أضعها بیدی. فحفرت لها حیث توضع، ثمّ جئت رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقلت: قد فرغت منها. فخرج معی حتّی جاءها فکنّا نحمل إلیه الودیّ فیضعه بیده فیسوّی علیها، فوالّذی بعثه بالحقّ نبیّاً ما مات منها ودیّه واحده وبقیت علیّ الدّراهم، فأتاه رجل من بعض المغازی بمثل البیضه من الذّهب، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أین الفارسیّ المکاتب المسلم؟ فدُعیت له فقال: خذ هذه یا سلمان فأدِّها ممّا علیک، فقلت: یا رسول اللّه، أین تقع هذه ممّا علَیّ؟ فقال: إنّ اللّه عزّوجلّ سیوفی بها عنک. فوالّذی نفس سلمان بیده، لوزنت لهم منها أربعین أوقیّه فأدّیتها إلیهم، وعتق سلمان. قال: وکان الرّقّ قد حبسنی حتّی فاتنی مع رسول اللّه صلی الله علیه و آله بدر واُحد، ثمّ عتقت فشهدت الخندق، ولم یفتنی معه مشهد.

56 - بحار الأنوار: الخرائج والجرائح: رُوی أنّه لمّا وافی رسول اللّه صلی الله علیه و آله المدینه مهاجراً(1) نزل بقبا، قال: لا أدخل المدینه حتّی یلحق به علیّ. وکان سلمان کثیر السّؤل عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، وکان قد اشتراه بعض الیهود وکان یخدم نخلاً لصاحبه، فلمّا وافی صلی الله علیه و آله قبا، وکان سلمان قد عرف بعض أحواله من بعض أصحاب عیسی وغیره، فحمل طبقاً من تمر وجاءهم به فقال: سمعنا أنّکم غرباء وافیتم إلی هذا الموضع فحملنا هذا إلیکم من صدقتنا فکُلوه، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : سمّوا وکلوا. ولم یأکل هو منه شیئاً، وسلمان واقف ینظر، فأخذ الطّبق وانصرف وهو یقول: هذه واحده، بالفارسیّه. ثمّ جعل فی الطّبق تمراً آخر وحمله فوضعه بین یدی رسول صلی الله علیه و آله فقال: رأیتک لم تأکل من تمر الصّدقه، وهذه هدیّه. فمدّ یده صلی الله علیه و آله وأکل، وقال لأصحابه: کلوا باسم اللّه. فأخذ سلمان الطّبق ویقول: هذه اثنتان. ثمّ دار خلف رسول اللّه صلی الله علیه و آله فعلم صلی الله علیه و آله مراده منه، فأرخی رداءه عن کتفیه، فرأی سلمان الشّامه فوقع علیها فقبّلها، وقال: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، وأنّک رسول اللّه.

ص:391


1- البحار 22: 366/6، مستدرک الوسائل 16: 23/3، الخرائج والجرائح 1: 150/240، جامع أحادیث الشّیعه 19: 417، السّیره الحلبیّه 1: 136 و 210 و 211 و 3: 189، حلیه الأولیاء 1: 195.

ثمّ قال: إنّی عبد لیهودیّ، فما تأمرنی؟ قال: إذهب فکاتبْه علی شیء ندفعه إلیه. فصار سلمان إلی الیهودیّ فقال: إنّی أسلمت واتّبعت هذا النّبیّ علی دینه، ولا تنتفع بی فکاتبْنی علی شیء أدفعه إلیک وأملک نفسی، فقال الیهودیّ: اُکاتبک علی أن تغرس لی خمسمائه نخله وتخدمها حتّی تحمل ثمّ تسلّمها إلیّ، وعلی أربعین أوقیّه ذهباً جیّداً. وانصرف إلی رسول صلی الله علیه و آله فأخبره بذلک، قال صلی الله علیه و آله : اذهب فکاتبه علی ذلک.


السابق

دواء لخفقان الفؤاد                                                          

81 - طبّ الأئمّه علیهم السلام: (فی حدیث): تأخذ من الزّنجبیل الیابس اثنین وسبعین مثقالاً،(1) ومن الدّارفلفل أربعین مثقالاً، ومن شنه وساذج وفلفل واهلیلج أسود وقاقله مربی وجوز طیب ونانخواه، وحبّ الرّمّان الحلو، وشونیز وکمّون کرمانیّ من کلّ واحد أربع مثاقیل، یدقّه کلّه وینخل، ثمّ تأخذ ستّمائه مثقال فانیذ جیّد، فتجعله فی برنیه، وتصبّ فیه شیئاً من ماء، ثمّ توقد تحتها وقوداً لیّناً حتّی یذوب الفانیذ، ثمّ تجعله فی إناء نظیف، ثمّ تدرّ علیه الأدویه المدقوقه وتعجنها به حتّی یختلط، ثمّ ترفعه فی قاروره أو جرّه خضراء،

الشّربه منه مثل جوزه، فإنّه لایخالف أصلاً بإذن اللّه تعالی.

دود

سجود داود علیه السلام أربعین یوماً

82 - بحار الأنوار: عن عرائس الثّعلبیّ: قال لمّا علم داود بعد نزول الملکین أنّهما نزلا(2) لتنبیهه علی الخطأ خرّ ساجداً أربعین یوماً لا یرفع رأسه إلاّ لحاجه ولوقت صلاه مکتوبه، ثمّ یعود ساجداً ثمّ لا یرفع رأسه إلاّ لحاجه لا بدّ منها، ثمّ یعود فیسجد تمام أربعین یوماً لایأکل ولا یشرب وهو یبکی... (الحدیث)

مدّه مُلک داود علیه السلام

83 - بحار الأنوار: عن کمال الدّین: أبی، عن أحمد بن إدریس ومحمّد العطّار معاً، عن(3) الأشعریّ، عن محمّد بن یوسف التّمیمیّ، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن جدّه علیهم السلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: عاش آدم أبو البشر تسعمائه وثلاثین سنه، وعاش نوح ألفَی سنه وأربعمائه سنه وخمسین سنه... (إلی أن قال:) وعاش داود علیه السلام مائه سنه منها أربعون سنه ملکه... (الحدیث).

ص:294


1- طبّ الأئمّه علیهم السلام: 77.
2- البحار 14: 27، عرائس الثّعلبیّ: 159.
3- البحار 11: 65/10، کمال الّدین: 523/3، نور الثّقلین 1: 210.

 


السابق

حفظ                                                                            

مَن حفِظ أربعین حدیثاً

126 - کنز العمّال: من حفظ علی أُمّتی أربعین حدیثاً ینتفعون بها بعثه اللّه تعالی یوم(1) القیامه فقیهاً عالماً.

127 - بحار الأنوار: عن أمالی الصّدوق: أبی، عن سعد، عن أحمد بن الحسین بن سعید،(2) عن محمّد بن عامر، عن معلّی، عن محمّد بن جمهور العمّیّ، عن ابن أبی نجران، عن ابن حمید، عن محمّد بن مسلم، عن أبی عبداللّه الصّادق علیه السلام قال: من حفظ من شیعتنا أربعین حدیثاً بعثه اللّه عزّ وجلّ یوم القیامه عالماً فقیهاً، ولم یعذّبه.

128 - بحار الأنوار: عن الخصال: ابن الولید، عن الصّفّار، عن علیّ بن إسماعیل، عن(3) عبداللّه الدّهقان، عن إبراهیم بن موسی المروزیّ، عن أبی الحسن علیه السلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله: من حفظ من اُمّتی أربعین حدیثاً ممّا یحتاجون إلیه من أمر دینهم بعثه اللّه یوم القیامه فقیهاً عالماً.

129 - لآلئ الأخبار: فی روایه: قال صلی الله علیه و آله: من نقل عنّی إلی من لم یلحقنی من اُمّتی(4) أربعین حدیثاً کُتب فی زمره العلماء، وحشر فی جمله الشّهداء.

130 - بحار الأنوار: عن الخصال: طاهر بن محمّد، عن محمّد بن عثمان الهرویّ، عن(5) جعفر بن محمّد بن سوّار، عن علیّ بن حجر السّعدیّ، عن سعید بن نجیح، عن ابن جریح، عن عطاء، عن ابن عبّاس عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: من حفظ من اُمّتی أربعین حدیثاً من السّنّه کنت له شفیعاً یوم القیامه.

ص:197


1- کنزالعمّال 10: 224/29182 - 29189 و 29191 و 29192 و 289/29467 و 29468 و 29486.
2- البحار 2: 153/1، أمالی الصّدوق: 251، جامع أحادیث الشّیعه 1: 242، وسائل الشّیعه 18: 54/6.
3- البحار 2: 153/3، وسائل الشّیعه 18: 67/60، الاختصاص:61، روضه المتّقین 12: 170، جامع أحادیث الشّیعه 1: 242، الخصال 2: 541/16، مستدرک الوسائل 17: 289/20 و 299/44، لآلئ الأخبار 2: 248.
4- لآلئ الأخبار 2: 248.
5- البحار 2: 154/4، وسائل الشّیعه 18: 67/58 و 70/71، روضه المتّقین 12: 170، جامع أحادیث الشّیعه 1: 242، مستدرک الوسائل 17: 289/21، الخصال 2:542 .

السابق

الهالکین، قال: «اِنَّمَا اَشْکُوا بَثّی وَحُزْنی اِلیَ اللّه ِ وَاَعْلَمُ مِنَ اللّه ِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ»(2)(1)إنّی ما أذکر مصرع بنی فاطمه إلاّ خنقتنی لذلک عبره.

92 - وسائل الشّیعه: قال السّیّد علیّ بن موسی بن طاووس فی کتاب الملهوف: عن(2) الصّادق علیه السلام :إنّ زین العابدین علیه السلام بکی علی أبیه أربعین سنه صائماً نهاره قائماً لیله، فإذا کان وقت إفطاره أتاه غلامه بطعامه وشرابه، فیقول: قُتل أبو عبداللّه علیه السلام جائعاً، قتل أبو عبداللّه علیه السلام عطشاناً. ویبکی حتّی یبلّ طعامه بدموعه ویمزج شرابه بدموعه، فلم یزل کذلک حتّی لحق باللّه عزّ وجلّ.

93 - بحار الأنوار: عن کامل الزّیارات: عن أبیه، و جماعه من مشایخه، عن سعد، عن(3) ابن أبی الخطّاب، عن أبی داود المسترقّ، عن بعض أصحابنا، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: بکی علیّ بن الحسین بن علیّ علیهم السلام عشرین سنه أو أربعین سنه... (الحدیث).

بکاء بنی إسرائیل أربعین صباحاً

94 - تفسیر الصّافی: (فی حدیث) فلمّا طال علی بنی إسرائیل العذاب ضجّوا وبکوا(4) إلی اللّه أربعین صباحاً، فأوحی اللّه إلی موسی وهارون نخلّصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین ومائه سنه.

بکاء النبیّ نوح علیه السلام أربعین سنه

95 - مستدرک الوسائل: نقلاً عن جامع الأخبار: روی أنّ نوحاً علیه السلام مرّ علی کلب کریه(5) المنظر، فقال نوح: ما أقبح هذا الکلب! فجثا الکلب وقال بلسان طلق ذلق: إن کنت

ص:


۱ ۲ ۳ ... ۹ ۱۰ ۱۱

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

حلول ماه ربیع تهنیت باد
---------------------------------------------
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
--------------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
--------------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.