أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

چهل حدیث شب قدر * معدن الجواهر * چهل سؤال و جواب * چهل حدیث شریف در باره اسباب طول عمر * چهل حدیث در باره کرامت انسان * چهل داستان از عظمت قرآن کریم * چهل توصیه به زوج های جوان * چهل حدیث جایگاه مرد در خانواده * چهل حدیث اتّحاد اسلامی * چهل حدیث در باره بهشت و جهنّم * چهل حدیث در باره نظم و برنامه ریزی * چهل غایت در یک حدیث * چهل حدیث در باره کرامت انسان * کتاب: نوادر الأثر فی علی خیر البشر * چهل حدیث در موانع رفتن به بهشت (کتاب المانعات من دخول الجنّة) * چهل و دو باب در فضیلت روز جمعه (کتاب العروس) * چهل نکته آماری در مورد نهضت کربلا * چهل حدیث بلا * چهل گفتار7،زیارت غدیریّه امام هادی ع * چهل سؤال و جواب * چهل حدیث خانواده (کودک) * چهل حدیث خانواده (مردان) * چهل حدیث خانواده (زنان) * چهل حدیث شریف درباره اسباب طول عمر * آموزش تصویری نماز برای نوجوانان+نماز نشسته * چهل داستان از عظمت قرآن کریم * چهل چرا (یا پاسخ به 40سؤال اعتقادی، فقهی، قرآنی، عمومی،نوجوانان وجوانان) * چهل فصل (منشور شیعه) * چهل توصیه به زوج های جوان * چهل حدیث جایگاه مرد در خانواده * چهل حدیث در باره پیشگیری از جرم و گناه * چهل حدیث در باره روزه داری به انضمام خطبه شعبانیه رسول اکرم و خطبه امیر المؤمنین صلوات الله علیهما در اول رمضان * چهل حدیث نبوی در اتحاد و انسجام * چهل حدیث در اهمیت و ضرورت انسجام اسلامی * سه چهل حدیث در اتحاد و انسجام مسلمانان * چهل حدیث در باره نظم و برنامه ریزی * چهل حدیث در باره قم * چهل حدیث اتّحاد اسلامی * اشعار فاطمی * چهل حدیث در باره بهشت و جهنّم * چهل حدیث در باره کرامت انسان * چهل حدیث حضرت زهرا علیها السلام {تصویر} * چهل آیه شریفه در فضائل امام علی علیه السلام * چهل داستان در امر به معروف و نهی از منکر * چهل حدیث در باره زهد و عدم گرایش به دنیا * چهل غایت در یک حدیث * چهل حدیث در باره کودک * چهل حدیث ابو زکریا یحیی بن شرف نووی (سنّی) * (نظاره مَزُور) چهل حدیث در فضیلت کربلا * چهل مَثَل از أمثال قرآن کریم * چهل حدیث در باره حق و حقوق همسایه «2» * چهل حدیث در باره حقوق همسایه * اربعون حدیثا الفاطمیه لأیمن عبدالکریم * چهل حدیث « گوهرهای قدسی » * ستّون حدیثاً [کتاب إحیاء المَیْت بفضائل أهل البیت ع للسیوطی] * 40 آموزه مهم در باره همسرداری از زبان ائمه علیهم السلام * چهل حدیث از رسول الله صلی الله علیه وآله * [أربعة أربعین] چهار چهل حدیث از امام صادق علیه السلام * چهل حدیث در باره آب و نان * چهل حدیث در باره « عید » * اربعون حدیثا من الصحاح و الحسان- جلال الدین السیوطی * اربعون حدیثا فی فضائل اهل البیت علیهم السلام - محمد بن جعفریة العلوی * چهل حدیث مسلسل (کتاب المسلسلات لجعفربن احمد القمی الرازی) * چهل حدیث در باره توسل به اولیاء الهی * چهل حدیث در باره فاطمه زهرا سلام الله علیها * چهل حدیث فقهی فخر المحققین محمد بن الحسن الحلی (فرزند علامه) * چهل حدیث عبد العظیم حسنی ره * اربعون حدیثا فی فضائل أمیر المؤمنین ع لمحمد بن أبی مسلم الرازی * 1.صحیفة المحبّة 2.نظیم اللآلی (دو چهل حدیث باترجمه منظوم در فضائل علی علیه السلام) * الأربعون الزاهره المنسوبه ألی العترة الطاهرة * الأربعون الودعانیة لابن ودعان ابو نصر محمد بن علی * الأربعین فی إثبات إمامة أمیر المؤمنین ع شیخ محمد مفید * أربعون حدیثا: 1.ابراهیم بن سلیمان قطیفی 2.حسین بن عبدالصمدحارثی 3.محمد تقی مجلسی * اربعین و شعر اربعین * چهلمین آیه سوره های قرآن و دعاهای قرآنی * چهل حدیث زیارت امام حسین ع با پای پیاده * نگاهی نو به چهل آیه از قرآن کریم * چهل گفتار 5و6- خطبه متقین و قاصعه * چهل حدیث از حکمتهای نهج البلاغه * چهل گفتار 4-عهد نامه مالک اشتر نخعی * چهل گفتار 3. حدیث عنوان بصری * چهل حدیث معتبر در موعظه و حکمت * چهل داستان حدیثی از عیون أخبار الرضا ع * چهل حدیث در باره ارزش زنان * چهل گفتار 2- نامه امام علی به امام حسن علیهما السلام * چهل حدیث در اثبات امامت از شیعه و سنی * چهل داستان کوتاه و متنوع برای نوجوانان * چهل درس زندگی از نگاه امام رضا علیه السلام * چهل حدیث اخلاقی: برگرفته از اصول کافی * چهل گام تا عتبات احادیث و نکاتی چند ویژه عتبات * چهل گفتار1،رساله حقوق امام سجاد ع * چهل حدیث در باره رازداری * چهل حدیث در باره جایگاه غدیر * چهل حدیث کوتاه از فضائل علی علیه السلام * چهل حدیث در باره درختکاری و کشاورزی * چهل حدیث زیارت قبر امام حسین ع * چهل حدیث در باره حسرت * چهل حدیث در باره حج 3 * چهل حدیث سیره نبوی صلّی الله علیه و آله وسلّم * چهل حدیث حقوق بشر اسلامی * چهل حدیث امر به معروف ونهی از منکر در گفتار علوی ع * چهل حدیث سیره امام سجاد ع در سفر بیت الله الحرام * چهل حدیث در باره آراستگی و زیبائی * چهل حدیث پیرامون نور یزدان، مهدی عج * چهل حدیث مهدی ع در کلام امیر المؤمنین ع ومقاله ای در اربعینهای مهدوی * چهل حدیث در منزلت قلب * چهل حدیث در باره امام رضا علیه السلام * چهل اندرز خدا به عیسی بن مریم علیهما السلام * چهل حدیث فارسی درباره تربت و زیاررت امام حسین ع * چهل حدیث مورد نظر پیامبر صلی الله علیه وآله * چهل حدیث ابونعیم اصفهانی در باره مهدی علیه السلام * الأربعون القرآنیه {چهل حدیث قرآنی} عربی سنی * الاربعین فی فضل القرآن المبین {عربی سنی} * چهل حدیث در فضائل علی{ع} ازمنابع اهل سنت * چهل حدیث نماز * 40 حدیث منظوم از سرور آزادگان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام * چهل حدیث در باره چشم چرانی * چهل داستان و چهل حدیث از امام باقر {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام کاظم {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام سجّاد ع * چهل داستان و چهل حدیث از امام رضا ع * چهل داستان و چهل حدیث ار امام علی{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام صادق ع * چهل داستان و چهل حدیث از رسول اکرم ص * چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از فاطمه زهرا {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام عسکری{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام جواد {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام زمان {ع} * چهل حدیث طبی از رسول الله صلّی الله علیه وآله * چهل حدیث عزاداری * أربعون نصیحه لإصلاح البیوت * چهل حدیث تعلیم و تعلّم لاتین * چهل حدیث نبوی، حسنی و رضوی * چهل حدیث تعلیم و تعلّم * چهل حدیث معجزه صلوات * چهل حدیث {الاربعون} شهید اول * چهل حدیث شهید و شهادت * چهل خصلت برای مؤمن * صد نکته مدیریتی از نهج البلاغه * چهل حدیث در باره مدیریت * چهل حدیث در باره معاد * چهل حدیث سیر و سفر * چهل حدیث عفو و اغماض * چهل حدیث نماز از 14 معصوم علیهم السلام * چهل حدیث های الفبائی * چهل حدیث در باره حج {2} * چهل حدیث در باره حج * چهل حدیث از امام باقر {ع} 2 * 1000حدیث در 100موضوع {2} * 1000حدیث در 100موضوع {1} * چهل حدیث تربیت لقمانی * چهل حدیث در باره زیارت * چهل حدیث در خورد و خوراک * چهل حدیث در باره پدر * چهل حدیث در باره عمل * چهل حدیث از شیخ عباس قمی * چهل حدیث در باره رؤیا * چهل حدیث قضاوت و داوری * چهل حدیث در باره موفقیت * چهل حدیث از چهل کتاب اهل سنت {مهدی} * چهل حدیث فرزند آوری * چهل حدیث جهاد و شهادت * چهل حدیث نماز جمعه و جماعت * چهل حدیث در باره کشاورزی * چهل حدیث در باره اخلاص * چهل حدیث در باره بیمار و بیماری * چهل حدیث در باره نیّت * چهل حدیث بهداشت 2 * چهل حدیث در باره حضرت مهدی * چهل حدیث در باره حسد * چهل حدیث میانه روی و اقتصاد * چهل حدیث بخل و خسّت نفس * چهل حدیث در باره حسن ظنّ * چهل حدیث صحّت و عافیت * چهل حدیث آبروی مؤمن * چهل حدیث مال و ثروت * چهل حدیث نفاق و دو رویی * چهل حدیث در باره مشورت * چهل حدیث در باره شیطان * چهل حدیث سرمایه عمر * أربعون حدیثا للشیخ منتجب الدین * چهل حدیث در باره نام گذاری * چهل حدیث در فضیلت شیعه * چهل حدیث در باره غیبت * چهل حدیث دعا و استجابت * چهل حدیث درد و درمان * چهل حدیث صدقه جاریه * چهل حدیث خود سازی * چهل حدیث بیت المال * چهل حدیث حلال و حرام * چهل حدیث روان شناسی * چهل حدیث سحر خیزی * چهل حدیث اولین ها * چهل حدیث پیامبران گذشته * چهل حدیث از امام رضا علیه السلام {2} * چهل حدیث جوان و جوانی * چهل حدیث هادوی * چهل حدیث از امام هادی علیه السلام {3} * چهل حدیث از امام هادی علیه السلام {2} * چهل حدیث در باره نگاه به نامحرم * چهل حدیث آئین همسر داری 2 * چهل حدیث آئین همسر داری * چهل نکته پزشکی و تأثیر نماز * چهل حدیث در باره پرسش و پاسخ * چهل نکته در سیر و سلوک * چهل نکته در جهت حفظ قرآن * چهل پرسش و پاسخ درباره قیام امام حسین (ع) * چهل حدیث های تصویری * چهل حدیث تصویری در باره کسب حلال * چهل حدیث تصویری در اصلاح و سازش * بشاره الشیعه بخش 3 فهارس * چهل بشارت {بشاره الشیعه} بخش 2 * چهل بشاره {بشاره الشیعه} بخش 1 * چهل حدیث در باره نماز و خلوت با خالق * چهل حدیث مسواک * چهل حدیث بردباری و خشم * چهل حدیث راستگویی و دروغگویی * چهل حدیث در عدل الهی * چهل حدیث راز خوشبختی و بدبختی * چهل حدیث اصلاح جامعه * چهل حدیث بهترین و بدترین مردم * چهل حدیث رفتار خداپسندانه * چهل حدیث شایسته ترین الگو * چهل حدیث دوستی با خدا 10 * چهل حدیث {4} 10 * چهل حدیث {3} 10 * چهل حدیث {2} 40 * چهل حدیث چهل حدیث در فضیلت بسم الله الرحمن الرحیم * چهل حدیث درباره تربیت فرزند * چهل حدیث از امام جواد علیه السلام {2} * چهل حدیث نبوی در فضیلت علم * چهل حدیث فضائل حضرت زهرا(س) از منابع اهل سنت * چهل حدیث آداب معاشرت * چهل حدیث کارگشائی از دیگران * چهل حدیث {کَیفَ أصبَحتَ} بینش * چهل حدیث علائم و نشانه های هرکس * چهل حدیث خرید و فروش * چهل حدیث در باره سلام * چهل حدیث راه زندگی *چهل حدیث از امام زین العابدین (علیه السلام) {2} * چهل حدیث از امام باقر علیه السلام * چهل حدیث از امام زمان عج {2} * چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام {2} * چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام * چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام * چهل حدبث از امام کاظم ع 2 * چهل حدیث از امام کاظم (ع) * چهل حدیث در پلیدی شراب * چهل حدیث در باره اسراف * چهل حدیث قدسی * چهل حدیث در فضیلت کربلا * چهل حدیث در باره غدیر * چهل حدیث در فضیلت صلوات * چهل حدیث در باره زکات * چهل گفتار5 * چهل حدیث مروّت وجوانمردی * چهل حدیث در باره توبه * چهل حدیث در باره ازدواج {2} * چهل حدیث در باره روزه داری و رمضان * چهل حدیث در حُسن خلق * چهل حدیث تولّی و تبرّی * چهل حدیث درباره حقّ الناس * چهل حدیث کار وتلاش {2} * چهل حدیث در باره کار و همت عالی * چهل حدیث امام علی علیه السلام {2} * چهل حدیث در باره بهداشت و سلامت * چهل حدیث در باره صبر و شکیبائی * چهل حدیث در باره قرض الحسنه * چهل حدیث در باره نماز شب * چهل حدیث در باره انتظار * چهل حدیث امر به معروف و نهی از منکر * چهل حدیث در باره مساجد * چهل حدیث در باره شکر گزاری * چهل حدیث در باره شرم وحیا * چهل حدیث امانت داری * چهل حدیث در باره دعا * چهل حدیث در مهمان ومهمانداری * چهل حدیث فارسی در باره ازدواج * چهل حدیث نیکی به پدر ومادر * چهل حدیث قرآنی * چهل حدیث در باره قرآن * چهل حدیث حجاب و پوشش * چهل حدیث در باره کودک * چهل حدیث در صله رحم * ترجمه چهل حدیث در باره نماز * ترجمه چهل حدیث آخر الزمان * چهل حدیث در باره دنیا * چهل حدیث از امام هادی علیه السلام

أربعینات

---------------------------------------------------
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
--------------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
--------------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.

امام صادق «ع» : هر کس چهل حديث از احاديث ما را حفظ کند خداوند او را روز قيامت عالم و فقيه مبعوث مي فرمايد

الأربعینات فی الکتاب و الحدیث والتاریخ والأدب 8

چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۲:۳۱ ق.ظ

السابق

«فَاَلْقی عَصَاهُ فَاِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُبینٌ»(1)(1)فاتحه فاها قد ملأت ما بین سماطی فرعون، واضعه لحییها الأسفل فی الأرض والأعلی فی سور القصر حتّی رأی بعض من کان خارجاً من مدینه مصر رأسها، ثمّ توجّهت نحو فرعون لیأخذه فارفضّ عنها النّاس وذُعر عنها فرعون، ووثب عن سریره وأحدث حتّی قام به بطنه فی یومه ذلک أربعین مرّه - وکان فیما یزعمون - لا یسعل ولا یصدع ولا یصیبه آفه ممّا یصیب النّاس، وکان یقوم فی أربعین یوماً مرّه وکان أکثر ما یأکل الموز لکیلا یکون له ثفل فیحتاج إلی القیام، وکان هذه الأشیاء ممّا زیّن له أن قال ما قال لأنّه لیس له من النّاس شبیه! قالوا: فلمّا قصدته الحیّه صاح: یا موسی! اُنشدک باللّه وحرمه الرّضاع إلاّ أخذتها وکففتها عنّی، وإنّی اُؤمن بک واُرسل معک بنیإسرائیل. فأخذها موسی فعادت عصا کما کانت... (إلی أن قال:) وانهزم فرعون فیمن انهزم منخوباً مرعوباً عازباً عقله، وقد استطلق بطنه فی یومه ذلک عن أربعمائه جلسه، ثمّ بعد ذلک إلی أربعین مرّه فی الیوم واللّیله علی الدّوام إلی أن هلک... (إلی آخره).

ما طلبت زوجه موسی علیه السلام عند احتضاره

78 - حلیه الأولیاء: مسنداً عن عروه بن رویم: قال: لمّا احتضر موسی علیه السلام قالت له(2) امرأته: إنّی معک منذ أربعین سنه، فمتّعنی من وجهک بنظره. قال: وکان علی وجه موسی البرقع لما غشی وجهه من نور العرش یوم تجلّی ربّه للجبل... (الحدیث).

فی المیقات الأربعینیّ لموسی علیه السلام

79 - مجمع البیان: عن محمّد بن یسار فی قصّه موسی: وإنّما قال: أربعین لیله ولم یقل(3) أربعین یوماً لتضمن اللّیالی الأیّام. وهذه الأربعون لیله هی الّتی ذکرها اللّه فی سوره

ص:691


1- الأعراف / 107 .
2- حلیه الأولیاء 6: 120 .
3- مجمع البیان 1: 108 و 4: 473 .


الأعراف فقال: «وَ وَاعَدْنَا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً وَ اَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ»(1)
(1)وهنّ: ذوالقعده وعشر من ذی الحجّه.

80 - تفسیر الصّافی: قوله تعالی: «فَرَجَعَ مُوسی اِلی قَوْمِهِ»(1) بعد ما استوفی الأربعین(2)(3) وأخذ التّوراه، وجاءهم موسی بعد استکمال الأربعین وتمّ میقات موسی أربعین لیله.

81 - بحار الأنوار: عن الخصال: - باب احتجاج أمیر المؤمنین علیه السلام علی الیهود - علیّ(4) ابن أحمد بن موسی، عن أحمد بن یحیی بن زکریّا القطّان، عن بکر بن عبداللّه بن حبیب، عن عبد الرّحیم بن علیّ بن سعید الجبلیّ الصّیدنانیّ و عبداللّه بن الصّلت - واللّفظ له - عن الحسن بن نصر الخزّاز، عن عمرو بن طلحه، عن أسباط بن نصر، عن سماک بن حرب، عن عکرمه، عن عبداللّه بن عبّاس قال: قدم یهودیّان أخوان من رؤساء الیهود إلی المدینه (فی حدیث طویل) سُئل أبوبکر عن مسائل ومن جملتها: سئل وما الأربعون؟ فبقی أبوبکر لایردّ جواباً. وقال أمیر المؤمنین علیه السلام -فی جواب سؤل الیهودیّ عن المسائل ومنها الأربعون- کان میقات موسی علیه السلام ثلاثین لیله فأتمّها اللّه عزّ وجلّ بعشر «فَتَمَّ میقَاتُ رَبِّهِ اَرْبعینَ لَیْلَهً»(1) ... (الحدیث).(5)

82 - بحار الأنوار: نقلاً عن الطّبرسیّ: «وَاِذْ وَاعَدْنَا مُوسی»(1)أن نؤیه الألواح(6)(7) علی رأس أربعین لیله، أو عند انقضاء أربعین لیله. قال المفسّرون: لمّا عاد بنو إسرائیل إلی مصر بعد إنجائهم من البحر وهلاک فرعون وقومه وعدهم اللّه إنزال التّوراه والشّرائع، فخلّف موسی أصحابه واستخلف علیهم هارون، فمکث علی الطّور أربعین لیله، وأنزل علیه التّوراه فی الألواح... (إلی آخره).

ص:692


1- الأعراف / 142 .
2- تفسیر الصّافی 2: 74 .
3- طه / 86 .
4- البحار 10: 1/1، الخصال: 595/1 .
5- الأعراف / 142 .
6- البحار 13: 198، مجمع البیان 1: 109 .
7- البقره / 51 .

83 - حلیه الأولیاء: مسنداً عن عمرو بن دینار قال: بلغنی أنّ موسی بن عمران علیه السلام (1) نبیّ اللّه صام أربعین لیله، فلمّا ألقی الألواح تکسّرت فصام مثلها فرُدّت إلیه.


ما أوحی اللّه إلی موسی أن یتّخذه لبنی إسرائیل

84 - بحار الأنوار: عن العرائس: روی الثّعلبیّ عن وهب بن منبّه قال: أوحی اللّه تعالی(2) إلی موسی أن یتّخذ مسجداً لجماعتهم، وبیت المقدس للتّوراه، ولتابوت السّکینه، وقباباً للقربان، وأن یجعل لذلک المسجد سرادقات ظاهرها وباطنها من الجلود الملبّسه علیها، وتکون تلک الجلود من جلود ذبائح القربان، وحبالها الّتی تمدّ بها من أصواف تلک الذّبائح، وعهد أن لا تغزل تلک الحبالَ حائض، وأن لا یدبغ تلک الجلود جُنب، وأمره أن ینصب تلک السّرادقات علی عمد من نحاس طول کلّ عمود منها أربعون ذراعاً، ویجعل منه اثنی عشر قسماً مشرّحاً، فإذا انقضی وصار اثنی عشر جزءاً حمل کلَّ جزء بما فیه من العمد سبط من أسباط بنی إسرائیل، وأمره أن یجعل سعه تلک السّرادقات ستّمائه ذراع فی ستّمائه ذراع، وأن ینصب فیه سبع قباب، ستّ منها مشبّکه بقضبان الذّهب والفضّه، کلّ واحد منهنّ منصوبه علی عمود من فضّه طوله أربعون ذراعاً وعلیها أربعه دسوت ثیاب: الباطن منها سندس أخضر والثّانی اُرجوان أحمر، والثّالث دیباج، والرّابع من جلود القربان وقایه لها من المطر والغبار، وحبالها الّتی تمدّ بها من صوف القربان، وأن یجعل سعتها أربعین ذراعاً، وأن ینصب فی جوفها موائد من فضّه مربّعه یوضع علیها القربان، سعه کلّ مائده منهنّ ذراع فی أربعه أذرع، کلّ مائده علی أربع قوائم من فضّه، طول کلّ قائمه ثلاثه أذرع، لا ینال الرّجل منها إلاّ قائماً... (إلی آخره).

إسرائیل

ص:693


1- حلیه الأولیاء 3: 349 .
2- البحار 13: 192، العرائس: 132 .

فتنه قوم موسی علیه السلام بالسّامریّ

85 - بحار الأنوار: عن تفسیر القمّیّ فی قوله تعالی: «فَاِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ»(1)قال:(1)(2) اختبرناهم من بعدک «وَاَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ»(2)قال: بالعجل الّذی عبدوه، وکان سبب ذلک أنّ موسی علیه السلام لمّا وعده اللّه أن ینزل علیه التّوراه والألواح إلی ثلاثین یوماً أخبر بنی إسرائیل بذلک، وذهب إلی المیقات وخلّف هارون علی قومه، فلمّا جاءت الثّلاثون یوماً ولم یرجع موسی إلیهم عصوا وأرادوا أن یقتلوا هارون، قالوا: إنّ موسی کذّبنا وهرب منّا. فجاءهم إبلیس فی صوره رجل فقال لهم: إنّ موسی قد هرب منکم ولا یرجع إلیکم أبداً، فاجمعوا إلیّ حلیّکم حتّی أتّخذ لکم إلهاً تعبدونه. وکان السّامریّ علی مقدّمه موسی یوم أغرق اللّه فرعون وأصحابه، فنظر إلی جبرئیل وکان علی حیوان فی صوره رمکه(3)(3)،وکانت کلّما وضعت حافرها علی موضع من الأرض یتحرّک ذلک الموضع، فنظر إلیه السّامریّ وکان من خیار أصحاب موسی فأخذ التّراب من حافر رمکه جبرئیل، وکان یتحرّک فصرّه فی صرّه، وکان عنده یفتخر به علی بنی إسرائیل، فلمّا جاءهم إبلیس واتّخذوا العجل قال للسّامریّ: هات التّراب الّذی معک، فجاء به السّامریّ فألقاه إبلیس فی جوف العجل، فلمّا وقع التّراب فی جوفه تحرّک وخار ونبت علیه الوبر والشّعر، فسجد له بنو إسرائیل، فکان عدد الّذین سجدوا سبعین ألفاً من بنی إسرائیل، فقال لهم هارون کما حکی اللّه: «یَا قَوْمِ اِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَاِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونی وَاَطیعُوا اَمْری* قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَیْهِ عَاکِفینَ حَتّی یَرْجِعَ اِلَیْنَا مُوسی»(4)،(4)فهمّوا بهارون حتّی هرب من بینهم، وبقوا فی ذلک حتّی تمّ میقات موسی أربعین لیله، فلمّا کان یوم عشره من ذی الحجّه أنزل اللّه علیه الألواح فیه التّوراه وما یحتاجون إلیه من أحکام السّیر والقصص، ثمّ أوحی اللّه إلی موسی: «اِنَّا قدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَاَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ»(5)(5)وعبدوا العجل وله خوار، فقال موسی علیه السلام : یا ربّ! العجل

ص:694


1- البحار 13: 209/4، تفسیر القمّیّ 2: 61 ، تفسیر نور الثّقلین 1: 67 .
2- و 2 طه / 85 .
3- الرّمکه: الفرس (القاموس المحیط: رمک).
4- طه / 90 - 91 .
5- طه / 85 .


من السّامریّ فالخوار ممّن؟ قال: منّی یا موسی. أنا لمّا رأیتهم قد ولّوا عنّی إلی العجل أحببت أن أزیدهم فتنه. فرجع موسی - کما حکی اللّه - إلی قومه غضبان أسفاً قال: «یَا قَوْمِ اَ لَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ وَعْداً حَسَناً اَفَطَالَ عَلَیْکُمُ الْعَهْدُ اَمْ اَرَدْتُمْ اَنْ یَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَاَخْلَفْتُمْ مَوْعِدی»(6)،
(1)ثمّ رمی بالألواح وأخذ بلحیه أخیه هارون ورأسه یجرّه إلیه، فقال له: «مَا مَنَعَکَ اِذْ رَاَیْتَهُمْ ضَلُّوا اَلاَّ تَتَّبِعَنِ اَفَعَصَیْتَ اَمْری»(7)(2)فقال هارون کما حکی اللّه: «یَابْنَ اُمَّ لاَ تَاْخُذْ بِلِحْیَتی وَلاَ بِرَاْسی اِنّی خَشیتُ اَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنی اِسْرَائیلَ وَلَمْ تَرقُبْ قَوْلی»(8)فقال له بنو إسرائیل: «مَا اَخْلَفْنَا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنَا»(9) قال: ما خالفناک «وَلکِنَّا حُمِّلْنَا اَوْزَاراً مِنْ زِیْنَهِ الْقَوْمِ»(10)یعنی من حلیّهم «فَقَذَفْنَاهَا»(11)قال: التّراب الّذی جاء به السّامریّ طرحناه فی جوفه، ثمّ أخرج السّامریّ العجل وله خوار فقال له موسی: «مَا خَطْبُکَ یَا سَامِرِیُّ»(12)(3)قال السّامریّ:«بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فقَبَضْتُ قَبْضَهً مِنْ اَثَرِ الرَّسُولِ»(13) یعنی من تحت حافر رمکه جبرئیل فی البحر «فَنَبَذْتُهَا»(14)أی أمسکتها «وَکَذلِکَ سَوَّلَتْ لی نَفْسی»(15)أی زیّنت. فأخرج موسی العجل فأحرقه بالنّار وألقاه فی البحر، ثمّ قال موسی للسّامریّ: «اِذْهَبْ فَاِنَّ لَکَ فِی الْحَیوهِ اَنْ تَقُولَ لاَ مِسَاسَ»(16)(4)یعنی ما دمت حیّاً وعقبک هذه العلامه فیکم قائمه أن تقول: لا مساس، حتّی تعرفوا أنّکم سامریّه فلا یغترّوا بکم النّاس، فهم إلی السّاعه بمصر والشّام معروفین ب لامساس. ثمّ هَمّ موسی بقتل السّامریّ فأوحی اللّه إلیه: لا تقتله یا موسی فإنّه سخیّ. فقال له موسی: «اُنْظُرْ اِلی اِلهِکَ الَّذی ظَلْتَ عَلَیْهِ عَاکِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفاً* اِنَّمَا اِلهُکُمُ اللّه ُ الَّذی لاَ اِلهَ اِلاّ هُوَ وَسِعَ کُلَّ شَیْ ءٍ عِلْماً».(17)(5)

ص:695


1- طه / 86 .
2- طه / 92 و 93 . (8) طه / 94 . (9 - 11) طه / 87 .
3- طه / 95 . (15 - 13) طه / 96 .
4- طه / 97 .
5- طه / 97 و 98 .

بیان: قال البیضاویّ:«... فَاَخْلَفْتُمْ مَوْعِدی»(18)،(1) وعدکم إیّای بالثّبات علی الإیمان

باللّه، والقیام علی ما أمرتکم به؛ وقیل هو من أخلفت وعده: إذا وجدت الخلف فیه، أی:

أفوجدتم الخلف فی وعدی لکم بالعود بعد الأربعین.

لم یکلَّم موسی علیه السلام إلاّ بعد أربعین لیله

86 - بحار الأنوار: عن المناقب: - باب فضل نبیّنا صلی الله علیه و آله علی الأنبیاء - (فی حدیث(2) طویل) ولم یکلَّم موسی علیه السلام إلاّ بعد أربعین لیله، ومحمّد صلی الله علیه و آله کان نائماً فی بیت اُمّ هانی فعُرج به، ومعراج موسی علیه السلام بعد الموعود، ومعراج محمّد صلی الله علیه و آله بلا وعد، واختار موسی قومه سبعین رجلاً، واختیر محمّد وهو فرید... (الحدیث).

أثر تجلّی نور الرّبّ علی موسی علیه السلام

87 - بحار الأنوار: عن العرائس: روی قتاده، عن الحسن قال: مکث موسی علیه السلام بعد(3) ماتغشّاه نور ربّ العالمین وانصرف إلی قومه أربعین لیله لا یراه أحد إلاّ مات، حتّی اتّخذ لنفسه برنساً وعلیه برقع لا یبدی وجهه لأحد مخافه أن یموت.

88 - الکامل لابن الأثیر: (فی قصّه موسی): وأعطاه الألواح فیها الحلال والحرام(4) والمواعظ، وعاد موسی ولا یقدر أحد أن ینظر إلیه، وکان یجعل علیه حریره نحو أربعین یوماً... (الحدیث).

ص:696


1- طه / 86 .
2- البحار 16: 412، المناقب 1: 222 .
3- البحار 13: 248، العرائس: 117 .
4- الکامل لابن الأثیر 1: 190 .

مول

ماأعطی النّبیّ صلی الله علیه و آله لأبی سفیان

(1)

89 - السّیره الحلبیّه: جاء أبوسفیان إلی النّبیّ صلی الله علیه و آله ، فلمّا رأی کثره المال قال: یا محمّد، أصحبت أکثر قریش! فتبسّم صلی الله علیه و آله ثمّ أعطاه أربعین أوقیّه من فضّه.

ما تصدّق به الإمام علیّ علیه السلام من أمواله

90 - بحار الأنوار: قال فی المناقب: عن تاریخ البلاذریّ وفضائل أحمد: أنّه کانت غلّه(2) علیّ أربعین ألف دینار، فجعلها صدقه، وأنّه باع سیفه وقال: لو کان عندی عشاء ما بعته.

91 - بحار الأنوار: عن کشف المحجّه: روی السّیّد ابن طاووس عن بعض کتب(3) المناقب أنّ علیّاً علیه السلام قال: تزوّجت فاطمه علیهاالسلام وما کان لی فراش، وصدقتی الیوم لو قسّمت علی بنی هاشم لوسعتهم. وقال فیه: إنّه علیه السلام وقف أمواله وکانت غلّته أربعین ألف دینار، وباع سیفه وقال: من یشتری سیفی؟ ولو کان عندی عشاء ما بعته. وقال فیه: إنّه علیه السلام قال مرّه: من یشتری سیفی الفلانیّ؟ ولو کان عندی ثمن إزار ما بعته، قال: وکان یفعل هذا وغلّته أربعون ألف دینار من صدقته.

مقاسمه عمر خالداً فی أمواله

92 - تاریخ الطّبریّ: عن سلیمان بن یسار قال: کان عمر کلّما مرّ بخالد قال: یا خالد،(4) أخرج مال اللّه من تحت إستک، فیقول: واللّه ما عندی من مال. فلمّا أکثر علیه عمر قال له خالد: یا أمیر المؤمنین، ماقیمه ما أصبت فی سلطانکم أربعین ألف درهم؟ فقال عمر: قد أخذت ذلک منک أربعین ألف درهم، قال: هو لک، قال: قد أخذته ولم یکن مال إلاّ عُدّه

ص:697


1- السّیره الحلبیّه 2: 358 .
2- البحار 41: 26، المناقب 2: 72.
3- البحار 41: 43، کشف المحجّه: 124.
4- تاریخ الطّبریّ 4: 56 ، الغدیر 6: 274 .


ورقیق. فحسب ذلک فبلغت قیمته ثمانین ألف درهم، فناصفه عمر ذلک فأعطاه أربعین ألف وأخذ المال، فقیل له: یا أمیر المؤمنین، لو رددت علی خالد ماله، فقال: إنّما أنا تاجر للمسلمین، واللّه لا أردّه علیه أبداً... (الحدیث).

موه

مقدار الماء الّذی لایتنجّس

93 - السّنن الکبری للبیهقیّ: مسنداً عن ابن المنکدر، عن جابر بن عبداللّه قال: قال(1) رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إذا بلغ الماء أربعین قلّه لا یحمل الخبث.

94 - السّنن الکبری للبیهقیّ: مسنداً عن ابن المنکدر، عن عبداللّه بن عمرو بن العاص(2) قال: إذا کان الماءُ أربعین قلّه لا ینجّسه شیء.

95 - السّنن الکبری للبیهقیّ: مسنداً عن عبدالرّحمان بن أبی هریره، عن أبیه، قال: إذا کان(3) الماء قدر أربعین قلّه لم یحمل خبثاً. وخالفه غیر واحد، فرووه عن أبی هریره فقالوا: أربعین غرباً، ومنهم من قال: أربعین دلواً.

96 - السّنن الکبری للبیهقیّ: عن عمرو بن حریث، عن أبی هریره قال: أربعون دلواً(4) من ماء لا ینجّسه وإن اغتسل فیه الجنب.

ص:698


1- السّنن الکبری للبیهقی 1: 262، کنز العمّال 9: 397/26661.
2- السّنن الکبری للبیهقیّ 1: 262، سنن الدّارقطنیّ 1: 27/36 .
3- السّنن الکبری للبیهقیّ 1: 263.
4- السّنن الکبری للبیهقیّ 1: 262 .

حرف النّون

نبذ

ماینبذ من التّمر فی الشّنّ وسعته

1 - بحار الأنوار: عن الکافی: الحسین بن محمّد، عن المعلّی، عن محمّد بن علیّ بن(1) سماعه، عن الکلبیّ النّسّابه (فی حدیث طویل) قال: سألت أبا عبداللّه علیه السلام ما تقول فی النّبیذ؟ فقال علیه السلام : حلال، فقلت: إنّا ننبذ فنطرح فیه العکر وما سوی ذلک و نشربه، فقال: شُه شُه(1)(2)! تلک الخمره المنتنه، فقلت: جعلت فداک، فأیّ نبیذ تعنی؟ فقال: إنّ أهل المدینه شکوا إلی رسول اللّه صلی الله علیه و آله تغیّر الماء وفساد طبائعهم، فأمرهم أن ینبذوا، فکان الرّجل یأمر خادمه أن ینبذ له فیعمد إلی کفّ من التّمر فیقذف به فی الشّنّ فمنه شربه ومنه طهوره،

فقلت: وکم کان عدد التّمر الّذی فی الکفّ؟ فقال: ما حمل الکفّ، فقلت: واحده وثنتان؟

فقال: ربّما کانت واحده، وربّما کانت ثنتین، فقلت: وکم کان یسع الشّنّ؟ فقال: ما بین الأربعین إلی الثّمانین إلی ما فوق ذلک، فقلت: بالأرطال؟ فقال: نعم، أرطال بمکیال العراق.

ص:699


1- البحار 47: 230، الکافی 1: 350 و 6: 413/3، التّهذیب 1: 220/13، الاستبصار 1: 16/2، روضه المتّقین 1: 75.
2- شه شه: کلمه استقذار واستقباح (مجمع البحرین: شهشه).

نبش

قبول توبه بهلول النّبّاش بعد أربعین یوماً

2 - بحار الأنوار: عن الأمالی: الطّالقانیّ، عن أحمد الهمدانیّ، عن أحمد بن صالح، عن(1) موسی بن داود، عن الولید بن هشام، عن هشام بن حسّان، عن الحسن بن أبی الحسن البصریّ، عن عبدالرّحمان بن غنم الدّوسیّ قال: دخل معاذ بن جبل علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله باکیاً، فسلّم فردّ علیه السّلام ثمّ قال: ما یبکیک یا معاذ؟ فقال: یا رسول اللّه إنّ بالباب شابّاً طریّ الجسد... (إلی أن قال:) فقال النّبیّ صلی الله علیه و آله : أدخل علیّ الشّابّ یا معاذ، فأدخله علیه فسلّم فردّ علیه السّلام: ثمّ قال: مایبکیک یاشابّ؟ قال: کیف لأ ابکی وقد رکبتُ ذنوباً... (إلی أن قال:) ونادی: یا ربّ! هذا عبدک بهلول، بین یدیک مغلول، یاربّ! أنت الّذی تعرفنی... (إلی أن قال:) فلم یزل یقول ذلک أربعین یوماً ولیله تبکی له السّباع والوحوش، فلمّا تمّت له أربعون یوماً ولیله رفع یدیه إلی السّماء وقال: اللّهمّ ما فعلت فی حاجتی؟... (إلی أن قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله :) یا بهلول أبشر فإنّک عتیق اللّه من النّار... (الخبر).

نبش قبور شهداء اُحد بعد أربعین سنه

3 - بحار الأنوار: عن کنز الفوائد للکراجکیّ: روی عن عبداللّه بن موهب، عن بعض(2) أشیاخه، أنّ مسجد الرّمله لمّا حفر أساسه فی دهر معاویه بن أبیسفیان انتهی بهم الحفر إلی صخره فقلعوها، فإذا تحتها شابّ دهین الرّأس موفّر الشّعر قائم مستقبل القبله، فکلّموه فلم یکلّمهم، فکُتب بذلک إلی معاویه. قال: فخرجنا بالکتاب فی خمسه، فأتینا معاویه فأخبرناه بذلک ورفعنا إلیه الکتاب فأمر أن تردّ الصّخره علی حالها، وأن یعیدوه علی حاله کما کان.

وحدّثهم غیر واحد أنّه لمّا أجری معاویه بن أبیسفیان القناه الّتی فی اُحد أمر بقبور الشّهداء فنُبشت، فضرب رجل بمعوله فأصاب إبهام حمزه رضوان اللّه علیه فبجس الدّم

ص:700


1- البحار 6: 23/26، أمالی الصّدوق: 45/3.
2- البحار 33: 277، کنزالفوائد: 180.


من إبهامه، فاُخرج رطِباً ینثنی، واُخرج عبداللّه بن عمرو بن حزام و عمرو بن الجموح - وکانا قُتلا یوم اُحد - وهم رطاب ینثنون بعد أربعین سنه فدُفنا فی قبر واحد، وکان عمرو بن الجموح أعرج.

نتن

علّه نتن ما فی جوف الإنسان

4 - بحار الأنوار: عن العلل: عن علیّ بن أحمد بن محمّد، عن محمّد بن أبی عبداللّه (1) الکوفیّ، عن سهل بن زیاد، عن عبدالعظیم الحسنیّ قال: کتبت إلی أبی جعفر الثّانی علیه السلام أسأله عن علّه الغائط ونتنه، قال: إنّ اللّه عزّ وجلّ خلق آدم علیه السلام وکان جسده طیّباً، وبقی أربعین سنه ملقی تمرّ به الملائکه فتقول: لأمر ما خلقت! وکان إبلیس یدخل فی فیه ویخرج من دبره، فلذلک صار ما فی جوف آدم منتناً خبیثاً غیر طیّب.

نجر

أهل نجران

5 - کنز العمّال: مسنداً عن سالم بن أبی الجعد قال: کان أهل نجران بلغوا أربعین ألفاً(2) وکان عُمر یخافهم أن یمیلوا علی المسلمین، فتحاسدوا بینهم.

مانزل فی أربعین من أهل نجران

6 - بحار الأنوار: قوله تعالی: «لَیْسُوا سَوَاءً»(1)إنّها نزلت فی أربعین من أهل(3)(4) نجران... (الحدیث).

ص:701


1- البحار 63: 200/16، و 80: 163/2، علل الشّرائع 1: 275/2 باب 183، جامع أحادیث الشّیعه 2: 67.
2- کنز العمّال 4: 506/11500.
3- البحار 22: 18 .
4- آل عمران/ 113.

نجش

إسلام أربعین رجلاً من أصحاب النّجاشیّ

7 - بحار الأنوار: عن الطّبرسیّ فی مجمع البیان: قال سعید بن جبیر: بعث رسول اللّه صلی الله علیه و آله (1) جعفراً فی سبعین راکباً إلی النّجاشیّ یدعوه، فقدم علیه فدعاه فاستجاب له وآمن به، فلمّا کان عند انصرافه قال ناس ممّن آمن به من أهل مملکته وهم أربعون رجلاً: إئذن لنا فنأتی هذا النّبیّ فنُسلم به. فقدموا مع جعفر، فلمّا رأوا ما بالمسلمین من الخصاصه استأذنوا رسول اللّه صلی الله علیه و آله وقالوا: یا نبیّ اللّه! إنّ لنا أموالاً ونحن نری ما بالمسلمین من الخصاصه، فإن أذنت لنا انصرفنا فجئنا بأموالنا فواسینا المسلمین بها. فأذن لهم فانصرفوا فأتوا بأموالهم فواسوا بها المسلمین... (الحدیث).

نجف

شراء علیّ علیه السلام أرض النّجف

8 - بحار الأنوار: عن فرحه الغریّ: محمّد بن علیّ بن الحسن العلویّ فی کتاب فضل(2) الکوفه، بإسناد رفعه إلی عقبه بن علقمه أبی الجنوب قال: اشتری أمیرالمؤمنین علیه السلام ما بین الخورنق إلی الحیره إلی الکوفه، - وفی حدیث: ما بین النّجف إلی الحیره إلی الکوفه - من الدّهاقین بأربعین ألف درهم، وأشهد علی شرائه. قال: فقیل له: یا أمیرالمؤمنین! تشتری هذا بهذا المال ولیس ینبت حظّاً؟ فقال: سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: کوفان کوفان! یردّ أوّلها علی آخرها، یحشر من ظهرها سبعون ألفاً یدخلون الجنّه بغیر حساب. فاشتهیت أن یحشروا من ملکی.

ص:702


1- البحار 22: 56 ، مجمع البیان 9: 244، نور الثّقلین 5: 253.
2- البحار 100: 231/21، وسائل الشّیعه 2: 833 ، فرحه الغریّ: 29 .

نجل

نزول آیه فی أربعین رجلاً من أهل الإنجیل

9 - بحار الأنوار: نقلاً عن تفسیر الطّبرسیّ فی مجمع البیان: وقال رحمه اللّه فی قوله(1) تعالی: «اَلَّذینَ اتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ»(1)،(2)نزل فی عبداللّه بن سلام وتمیم الدّاریّ والجارود العبدیّ وسلمان الفارسیّ، فإنّهم لمّا أسلموا نزلت فیهم الآیات. وقیل: نزلت فی أربعین رجلاً من أهل الإنجیل کانوا مسلمین بالنّبیّ صلی الله علیه و آله قبل مبعثه، اثنان وثلاثون من الحبشه أقبلوا مع جعفر بن أبی طالب وقت قدومه، وثمانیه قدموا من الشّام، منهم بحیرا وأبرهه والأشرف وعامر وأیمن وإدریس ونافع وتمیم من قبله، أی: من قبل محمّد صلی الله علیه و آله أو من قبل القرآن.

ندو

مَن یدخلون دار النّدوه

10 - السّیره النّبویّه: - فی آثار دار النّدوه - : ودار النّدوه کانت قریش تجتمع فیها(3) للمشاوره فی اُمورها ولا یدخلها إلاّ من بلغ الأربعین، وکانت الجاریه إذا حاضت تدخل دارالنّدوه فکان لا ینکح رجل امرأه من قریش إلاّ فی دار النّدوه، ولا یُعقد لواء حرب إلاّ فیها.

نذر

إنذار النّبیّ صلی الله علیه و آله عشیرته الأقربین وهم أربعون رجلاً

11 - بحار الأنوار: عن العلل: الطّالقانیّ، عن الجلودیّ، عن المغیره بن محمّد، عن(4)

ص:703


1- البحار 22: 47، مجمع البیان 7: 358.
2- القصص / 52 .
3- السّیره النّبویّه، المطبوع بهامش کتاب السّیره الحلبیّه 1: 15 .
4- البحار 18: 178/7، علل الشّرائع 1: 170/2، نور الثّقلین 4: 67 ، إثبات الهداه 2: 82 ، إحقاق الحقّ 3: 56 و 562 و 4: 62 و 64 و 65 و 67 و 383.


إبراهیم بن محمّد الأزدیّ، عن قیس بن الرّبیع و شریک بن عبداللّه، عن الأعمش، عن المنهال بن عمرو، عن عبداللّه بن الحارث بن نوفل، عن علیّ بن أبی طالب علیه السلام قال: لمّا نزلت: «وَاَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(1)
(1)أی رهطک المخلصین، دعا رسول اللّه صلی الله علیه و آله بنی عبدالمطّلب - وهم إذ ذاک أربعون رجلاً یزیدون رجلاً أو ینقصون رجلاً - فقال: أیّکم یکون أخی ووارثی ووزیری ووصیّی وخلیفتی فیکم بعدی؟ فعرض علیهم ذلک رجلاً رجلاً، کلّهم یأبی ذلک، حتّی أتی علیَّ، فقلت: أنا یا رسول اللّه، فقال: یا بنی عبدالمطّلب!

هذا أخی ووارثی ووصیّی ووزیری وخلیفتی فیکم بعدی. فقام القوم یضحک بعضهم إلی بعض ویقولون لأبی طالب: قد أمرک أن تسمع وتطیع لهذا الغلام.

12 - بحار الأنوار: عن تفسیر القمّیّ: «وَاَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(1) قال: نزلت:(2)(3) ورهطک منهم المخلصین، قال: نزلت بمکّه فجمع رسول اللّه صلی الله علیه و آله بنیهاشم وهم أربعون رجلاً کلّ واحد منهم یأکل الجذع(2) ویشرب القربه، فاتّخذ لهم طعاماً یسیراً بحسب ما أمکن، فأکلوا حتّی شبعوا، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من یکون وصیّی ووزیری وخلیفتی؟

فقال أبولهب: هذا ما سحرکم محمّد، فتفرّقوا. فلمّا کان الیوم الثّانی أمر رسول اللّه صلی الله علیه و آله ففعل بهم مثل ذلک، ثمّ سقاهم اللّبن فقال لهم رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أیّکم یکون وصیّی ووزیری وخلیفتی؟ فقال أبولهب: هذا ما سحرکم محمّد، فتفرّقوا. فلمّا کان الیوم الثّالث أمر رسول اللّه صلی الله علیه و آله ففعل بهم مثل ذلک، ثمّ سقاهم اللّبن فقال لهم رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أیّکم یکون وصیّی ووزیری وخلیفتی وینجز عداتی ویقضی دَینی؟ فقام علیّ علیه السلام - وکان أصغرهم سنّاً وأحمشهم(3)(4)ساقاً، وأقلّهم مالاً - فقال: أنا یا رسول اللّه، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أنت هو.

13 - بحار الأنوار: عن مجالس الشّیخ: جماعه، عن أبی المفضّل قال: حدّثنا محمّد بن(5)

ص:704


1- الشّعراء/ 214.
2- البحار 18: 181/11، تفسیر القمّیّ 2: 124، نور الثّقلین 4: 66 .
3- الشّعراء/ 214. (2) الجذع: ولد الشّاه فی السّنه الثّانیه، وللبقر وذوات الحافر فی الثّالثه، وللإبل فی الخامسه (القاموس المحیط: جذع).
4- أحمشهم ساقاً: أدقّها (القاموس المحیط: حمش).
5- البحار 18: 191/27 و 38: 223/24، أمالی الطّوسیّ 2: 194، تفسیر فرات: 112، کشف الأستار 3: 137/2417، إثبات الهداه 1: 297، إحقاق الحقّ 3: 562 و 14: 423 و 430 و 15: 207 و 20: 119 - 123 و 331 و 339، الکامل لابن الأثیر 2: 62 ، الغدیر 2: 278 و 282 و 283.


جریر الطّبریّ سنه ثمان وثلاثمائه قال: حدّثنا محمّد بن حیدر الرّازیّ، عن سلمه بن الفضل الأبرش، عن محمّد بن إسحاق، عن عبدالغفّار بن القاسم، قال أبوالمفضّل: وحدّثنا

محمّد بن محمّد بن سلیمان الباغندیّ - واللّفظ له - عن محمّد بن الصّبّاح الجرجرائیّ، عن سلمه بن صالح الجعفیّ، عن سلیمان الأعمش وأبی مریم جمیعاً، عن المنهال بن عمرو، عن عبداللّه بن الحارث بن نوفل، عن عبداللّه بن عبّاس، عن علیّ بن أبی طالب علیه السلام قال: لمّا نزلت هذه الآیه علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «وَاَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(1)(1)دعانی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال لی: یا علیّ! إنّ اللّه تعالی أمرنی أن أنذر عشیرتک الأقربین، قال: فضقت بذلک ذرعاً، وعرفت أنّی متی اُبادیهم بهذا الأمر أری منهم ما أکره، فصمتّ علی ذلک وجاءنی جبرئیل فقال: یا محمّد! إنّک إن لم تفعل ما اُمرت به عذّبک ربّک. فاصنع لنا یا علیّ صاعاً من طعام، واجعل علیه رجْلَ شاه، واملأ لنا عسّاً من لبن، ثمّ اجمع لی بنی عبدالمطّلب حتّی اُکلّمهم واُبلّغهم ما اُمرت به. ففعلت ما أمرنی به، ثمّ دعوتهم أجمع وهم یومئذٍ أربعون رجلاً یزیدون رجلاً أو ینقصون رجلاً، فیهم أعمامه: أبوطالب وحمزه والعبّاس وأبولهب، فلمّا اجتمعوا له دعانی بالطّعام الّذی صنعت لهم فجئت به، فلمّا وضعته تناول رسول اللّه صلی الله علیه و آله جذمه من اللّحم فنتفها بأسنانه، ثمّ ألقاها فی نواحی الصّفحه، ثمّ قال: خذوا بسم اللّه. فأکل القوم حتّی صدروا ما لهم بشیء من الطّعام حاجه وما أری إلاّ مواضع أیدیهم، وأیم اللّه الّذی نفس علیّ بیده! إن کان الرّجل الواحد منهم لیأکل ما قدّمت لجمیعهم. ثمّ جئتهم بذلک العسّ فشربوا حتّی رووا جمیعاً، وأیم اللّه! إن کان الرّجل الواحد منهم لیشرب مثله، فلمّا أراد رسول اللّه صلی الله علیه و آله أن یکلّمهم بدره أبولهب إلی الکلام فقال: لَشدّ ما سحرکم صاحبکم! فتفرّق القوم لم یکلّمهم رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، فقال لی من الغد: یا علیّ! إنّ هذا الرّجل قد سبقنی إلی ما سمعت من القول فتفرّق القوم قبل أن اُکلّمهم، فأعدّ لنا من الطّعام بمثل ما صنعت ثمّ اجمعهم لی. قال: ففعلت، ثمّ جمعتهم فدعانی بالطّعام فقرّبته لهم،

ص:705


1- الشّعراء/ 214.


ففعل کما فعل بالأمس وأکلوا حتّی ما لهم به من حاجه، ثمّ قال: إسقهم. فجئتهم بذلک العسّ فشربوا حتّی رووا منه جمیعاً، ثمّ تکلّم رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال: یا بنی عبدالمطّلب! واللّه ماأعلم شابّاً فی العرب جاء قومه بأفضل ممّا جئتکم به، إنّی قد جئتکم بخیر الدّنیا والآخره، وقد أمرنی اللّه عزّ وجلّ أن أدعوکم إلیه، فأیّکم یؤمن بی ویؤزرنی علی أمری فیکون أخی ووصیّی ووزیری وخلیفتی فی أهلی من بعدی؟ قال: فأمسک القوم، وأحجموا عنها جمیعاً قال: فقمت وإنّی لَأحدثُهم سنّاً وأرمصهم(2)
(1)عیناً، وأعظمهم بطناً، وأحمشهم ساقاً، فقلت: أنا یانبیّ اللّه أکون وزیرک علی ما بعثک اللّه به، قال: فأخذ بیدی ثمّ قال: إنّ هذا أخی ووصیّی ووزیری وخلیفتی فیکم، فاسمعوا له وأطیعوا، قال: فقام القوم یضحکون ویقولون لأبیطالب: قد أمرک أن تسمع لابنک وتطیع.

14 - بحار الأنوار: عن تفسیر فرات: الحسن بن علیّ بن عفّان معنعناً، عن أبی رافع، أنّ(2) رسول اللّه صلی الله علیه و آله جمع ولد عبدالمطّلب فی الشّعب وهم یومئذٍ - ولده لصلبه وأولادهم - أربعون رجلاً، فصنع لهم رجْل شاه، وثرد لهم ثریده فصبّ علیه ذلک المرق واللّحم، ثمّ قدّموها إلیهم فأکلوا منه حتّی شبعوا، ثمّ سقاهم عسّاً واحداً فشربوا کلّهم من ذلک العسّ حتّی رووا، ثمّ قال أبولهب: واللّه وإنّ منّا نفراً یأکل أحدهم الجفره وما یصلحها فما یکاد یشبعه، ویشرب الفرق(1)(3)من النّبیذ فما یرویه، وإنّ ابن أبی کبشه دعانا علی رجْل شاه وعسّ من شراب فشبعنا وروینا، إنّ هذا لهو السّحر المبین. قال: ثمّ دعاهم فقال لهم: إنّ اللّه أمرنی أن أنذر عشیرتی الأقربین ورهطی المخلصین، وإنّکم عشیرتی الأقربون، ورهطی المخلصون، وإنّ اللّه لم یبعث نبیّاً إلاّ جعل له أخاً من أهله ووارثاً ووصیّاً ووزیراً، فأیّکم یقوم فیبابعنی علی أنّه أخی ووزیری ووارثی دون أهلی، ووصیّی وخلیفتی فی أهلی، ویکون منّی بمنزله هارون من موسی غیر أنّه لا نبیّ بعدی؟ فأمسک القوم، فقال: واللّه لیقومنّ قائمکم أولیکوننّ فی غیرکم ثمّ لتندمنّ، فقام علیّ علیه السلام وهم ینظرون إلیه کلّهم

ص:706


1- الرّمص:وسخ أبیض یجتمع فی المؤ (القاموس المحیط : رمص).
2- البحار 18: 212/41 و 37: 271/41 و 38: 249/43، تفسیر فرات: 113، کنزالفوائد: 280، الغدیر 2: 106، إحقاق الحقّ 15: 145 و 147 و 505 .
3- الفرق: مکیال بالمدینه یسع ثلاثه اَصُعٍ أوستّه عشر رطلاً أو أربعه أرباع (أقرب الموارد: فرق).


فبایعه وأجابه إلی ما دعاه إلیه، فقال: اُدن منّی، فدنا منه فقال: افتح فاک. فمجّ فی فیه من ریقه وتفل بین کتفیه وبین ثدییه، فقال أبولهب: لبئس ما حبوت به ابن عمّک، أجابک فملأت فاه ووجهه بزاقاً، قال: فقال النّبیّ صلی الله علیه و آله : بل ملأته علماً وحلماً وفهماً.

15 - بحار الأنوار: عن العمده: من تفسیر الثّعلبیّ فی تفسیر قوله تعالی: «وَاَنْذِرْ(1) عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(1)(2)قال: أخبرنی الحسین بن محمّد بن الحسین، عن موسی بن محمّد، عن الحسن بن علیّ بن شبیب، عن عبّاد بن یعقوب، عن علیّ بن هاشم، عن صباح المزنیّ، عن زکریّا بن میسره، عن أبی إسحاق، عن البراء قال: لمّا نزلت: «وَاَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(2)جمع رسول اللّه صلی الله علیه و آله بنی عبدالمطّلب - وهم یومئذٍ أربعون رجلاً، الرّجل منهم یأکل المسنّه ویشرب العسّ - فأمر علیّاً أن یدخل شاه فأدمها، ثمّ قال: اُدنوا بسم اللّه. فدنا القوم فأکلوا حتّی صدروا، ثمّ دعا بقعب من لبن فجرع منه جرعه ثمّ قال لهم: إشربوا بسم اللّه. فشربوا حتّی رووا، فبدرهم أبولهب فقال: هذا ما سحرکم به الرّجل. فسکت النّبیّ صلی الله علیه و آله یومئذٍ فلم یتکلّم، ثمّ دعاهم من الغد علی مثل ذلک الطّعام والشّراب ثمّ أنذرهم رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال: یا بنی عبدالمطّلب! أنا النّذیر إلیکم من اللّه عزّ وجلّ والبشیر لما لم یجیٔبه أحد، جئتکم بالدّنیا والآخره فأسلموا وأطیعونی تهتدوا، ومن یواخینی ویوازرنی، ویکون ولیّی ووصیّی بعدی وخلیفتی فی أهلی ویقضی دینی؟ فسکت القوم، وأعاد ذلک ثلاثاً، کلّ ذلک یسکت القوم ویقول علیّ: أنا، فقال: أنت. فقام القوم وهم یقولون لأبی طالب: أطع ابنک فقد اُمّر علیک.

16 - بحار الأنوار: عن رجال الکشّیّ: محمّد بن مسعود، عن جعفر بن أحمد، عن(3) حمدان بن سلیمان، عن منصور بن العبّاس، عن إسماعیل بن سهل قال: حدّثنا بعض أصحابنا وسألنی أن أکتم اسمه قال: کنت عند الرّضا علیه السلام فدخل علیه علیّ بن أبی حمزه

ص:707


1- البحار 38: 144/111 و 221 و 251/46 و 18: 163، العمده: 38، الطّرائف: 7، مجمع البیان 7: 427 و 428، نور الثّقلین 4: 67 ، إثبات الهداه 1: 352، إحقاق الحقّ 14: 427 و 428، السّیره الحلبیّه 1: 223 و 224 و 311 و 312، مجمع البیان 7: 206.
2- و 2 الشّعراء/ 214.
3- البحار 48: 269/29، رجال الکشّیّ: 463/883 .


وابن السّرّاج وابن المکاری، فقال له ابن أبی حمزه: ما فعل أبوک؟ قال: مضی قال: مضی، موتاً؟ قال: فقال: نعم، قال: فقال: إلی من عهد؟ قال: إلیّ، قال: فأنت إمام مفترض الطّاعه من اللّه؟ قال: نعم، قال ابن السّرّاج و ابن المکاری: قد واللّه أمکنک من نفسه، قال علیه السلام : ویلک وبما أمکنت! أترید أن آتی بغداد وأقول لهارون: إنّی إمام مفترضٌ طاعتی؟! واللّه ما ذاک علَیّ، وإنّما قلت ذلک لکم عندما بلغنی من اختلاف کلمتکم وتشتّت أمرکم، لئلاّ یصیر سرّکم فی ید عدوّکم. قال له ابن أبی حمزه: لقد أظهرت شیئاً ما کان یظهره أحد من آبائک ولا یتکلّم به، قال: بلی واللّه، لقد تکلّم به خیر آبائی رسول اللّه صلی الله علیه و آله لمّا أمره اللّه أن ینذر عشیرته الأقربین، جمع من أهل بیته أربعین رجلاً وقال لهم: إنّی رسول اللّه إلیکم، فکان أشدّهم تکذیباً وتألیباً علیه عمّه أبولهب، فقال لهم النّبیّ صلی الله علیه و آله إن خدشنی خدَشٌ فلست بنبیّ. فهذا أوّل ما اُبدع لکم من آیه النّبوّه، وأنا أقول: إن خدشنی هارون خدشاً فلست بإمام، فهذا أوّل ما اُبدع لکم من آیه الإمامه. قال له علیّ: إنّا روینا عن آبائک علیهم السلام أنّ الإمام لا یلی أمره إلاّ إمام مثله، فقال له أبوالحسن: فأخبرنی عن الحسین بن علیّ علیه السلام کان إماماً أو کان غیر إمام؟ قال: کان إماماً، قال: فمن ولی أمره؟ قال: علیّ بن الحسین، قال: وأین کان علیّ بن الحسین؟ کان محبوساً فی ید عبیداللّه بن زیاد، قال: خرج وهم کانوا لایعلمون حتّی ولی أمر أبیه ثمّ انصرف، فقال له أبوالحسن علیه السلام : إن هذا أمکن علیَّ بن الحسین علیه السلام أن یأتی کربلاء فیلی أمر أبیه فهو یمکّن صاحب الأمر أن یأتی بغداد فیلی أمر أبیه ثمّ ینصرف ولیس فی حبس ولا فی إسار. قال له علیّ: إنّا روینا أنّ الإمام لا یمضی حتّی یری عقبه، قال: فقال أبو الحسن علیه السلام : أما رویتم فی هذا غیر هذا الحدیث؟ قال: لا، قال: بلی واللّه، لقد رویتم فیه إلاّ القائم، وأنتم لا تدرون ما معناه ولِمَ قیل، قال: فقال له علیّ: بلی واللّه، إنّ هذا لفی الحدیث، قال له أبوالحسن علیه السلام : ویلک! کیف اجترأت علی شیء تدع بعضه. ثمّ قال: یا شیخ اتّق اللّه، ولا تکن من الّذین یصدّون عن دین اللّه تعالی.

17 - الکامل لابن الأثیر: قال علیّ بن أبی طالب: لمّا نزلت «وَاَنْذِرْ عَشیرَتَکَ(1)

ص:708


1- الکامل لابن الأثیر 2: 62، الغدیر 1: 23.


الاَْقْرَبینَ»(1)
(1)دعانی النّبیّ صلی الله علیه و آله فقال: یا علیّ! إنّ اللّه أمرنی أن اُنذر عشیرتی الأقربین فضقت ذرعاً، وعلمت أنّی متی أبادرهم بهذا الأمر اُرَی منهم ما أکره، فصمتّ علیه حتّی جاءنی جبرئیل فقال: یا محمّد! ألاّ تفعل ما تؤر به یعذّبک ربّک. فاصنع لنا صاعاً من طعام واجعل علیه رجْل شاه واملأ لنا عسّاً من لبن، واجمع لی بنی عبدالمطّلب حتّی اُکلّمهم واُبلّغهم ما اُمرت به. ففعلت ما أمرنی به، ثمّ دعوتهم، وهم یومئذ أربعون رجلاً یزیدون رجلاً أو ینقصونه، فیهم أعمامه: أبوطالب وحمزه والعبّاس وأبولهب، فلمّا اجتمعوا إلیه دعانی بالطّعام الّذی صنعته لهم... (الخبر).

18 - بحار الأنوار: عن الخرائج: روی أنّ ابن الکوّا قال لعلیّ علیه السلام : بما کنت وصیّ(2) محمّد صلی الله علیه و آله من بین بنی عبدالمطّلب؟ قال: إذن ما الخبر ترید؟ لمّا نزل علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله «وَاَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(1)(3)جمعَنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله ونحن أربعون رجلاً، فأمرنی فأنضجت له رجْل شاه وصاعاً من طعام أمرنی فطحنته وخبزته، وأمرنی فأدنیته، قال: ثمّ قدّم عشره من أجلّتهم فأکلوا حتّی صدروا، وبقی الطّعام کما کان، وإنّ منهم لمن یأکل الجذعه ویشرب الفرق، فأکلوا منها کلّهم أجمعون، فقال أبولهب: سحرکم صاحبکم! فتفرّقوا عنه. ثمّ دعاهم رسول اللّه صلی الله علیه و آله ثانیه ثمّ قال: أیّکم یکون أخی ووصیّی ووارثی؟ فعرض علیهم فکلُّهم یأبی، حتّی انتهی إلیّ وأنا أصغرهم سنّاً، وأعمشهم عیناً، وأحمشهم ساقاً، فقلت: أنا. فرمی إلیّ بنعله؛ فلذلک کنت وصیَّه من بینهم.

19 - بحار الأنوار: عن ابن عبّاس قال: لمّا نزلت: «وَاَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(1)قال(4)(5) علیّ علیه السلام : فقال لی صلی الله علیه و آله : یا علیّ! قد اُمرتُ أن أنذر عشیرتی الأقربین، فاصنع لی طعاماً واطبخ لی لحماً، قال علیّ علیه السلام : فعددتهم فکانوا أربعین... (الخبر).

ص:709


1- الشّعراء/ 214.
2- البحار 18: 44/31، الخرائج والجرائح 1: 92/153، إثبات الهداه 1: 252 و 370.
3- الشّعراء/ 214.
4- البحار 35: 144 .
5- الشّعراء/ 214.

20 - فتح الباری: مسنداً عن الواقدیّ: أنّه قصر الدّعوه علی بنیهاشم و المطّلب، وهم(1) یومئذٍ خمسه وأربعون رجلاً. - وفی حدیث علیّ عن ابن إسحاق والطّبریّ والبیهقیّ فی الدّلائل - إنّهم کانوا حینئذٍ أربعین یزیدون رجلاً أوینقصون، وفیه عمومته: أبوطالب وحمزه والعبّاس وأبولهب.

21 - کنز العمّال: مسنداً عن علیّ قال: لمّا نزلت هذه الآیه علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله «وَاَنْذِرْ(2) عَشیرَتَکَ الاَْقْرَبینَ»(1)(3)دعانی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال: یا علیّ! إنّ اللّه أمرنی أن أنذر عشیرتی الأقربین، فضقت بذلک ذرعاً وعرفت أنّی مهما أنادیهم بهذا الأمر أری منهم ما أکره... (إلی أن قال:) فاصنع لی صاعاً من طعام واجعل علیه رجْل شاه... (إلی أن قال:) ففعلت ما أمرنی به ثمّ دعوتهم له وهم یومئذٍ أربعون رجلاً یزیدون أو ینقصون، فیهم أعمامه: أبوطالب وحمزه والعبّاس وأبولهب... (الحدیث).

نزح

مقدار مایُنزح من ماء البئر إذا سقط فیها شیء

22 - وسائل الشّیعه: عن التّهذیب: مسنداً عن أبی خدیجه، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال:(4) سئل عن الفأره تقع فی البئر، قال: إذا ماتت ولم تنتن فأربعین دلواً، وإذا انتفخت فیه أو نتنت نُزح الماء کلّه.

23 - بحار الأنوار: عن الفقیه: قال: فی الکلب ثلاثون إلی أربعین، وفی السّنّور سبع(5) دلاء. وقال الشّهید رحمه اللّه فی الذّکری: المراد بالدّلو حیث تذکر ما کانت عادیّه. وقیل: هجریّه ثلاثون رطلاً، وقال الجعفیّ: أربعون رطلاً.

ص:710


1- فتح الباری 8: 644 .
2- کنز العمّال 13: 131/36419.
3- الشّعراء/ 214.
4- الوسائل 1: 138/4، التّهذیب 1: 239/23، الاستبصار 1: 40/6 ، البحار 80: 28، جامع أحادیث الشّیعه 2:38.
5- البحار 80: 28، الفقیه 1: 12، روضه المتّقین 1: 81 .

24 - التّهذیب: ما أخبرنی به الشّیخ أیّده اللّه تعالی، عن أحمد بن محمّد، عن أبیه، عن(1) الحسین بن الحسن بن أبان، عن الحسین بن سعید، عن القاسم، عن علیّ، قال سألت أباعبداللّه علیه السلام عن الفأره تقع فی البئر، قال: سبع دلاء. قال: وسألته عن الطّیر والدّجاجه تقع فی البئر، قال: سبع دلاء، والسّنّور عشرون أو ثلاثون أو أربعون دلواً، والکلب وشبهه.

25 - بحار الأنوار: عن المعتبر: روی الحسین بن سعید فی کتابه، عن القاسم بن(2) محمّد، عن علیّ بن أبی حمزه، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: سألته عن السّنّور فقال: أربعون دلواً، وللکلب وشبهه.

26 - بحار الأنوار: عن السّرائر: قال: الأخبار متواتره عن الأئمّه الطّاهرین علیهم السلام بأن(3) یُنزح لبول الإنسان أربعون دلواً.

27 - بحار الأنوار: عن الهدایه: ماء البئر واسع لا یفسده شیء، وأکبر ما یقع فی البئر(4) الإنسان فیموت فیها، ینزح منها سبعون دلواً، وأصغر ما یقع فیها الصّعوه(1)(5)ینزح منها دلو واحد، وفیما بین الإنسان والصّعوه علی قدر ما یقع فیها، وإن وقع فیها ثور أو بعیر أو صُبَّ فیها خمر نزح الماء کلّه، وإن وقع فیها حمار نُزح منها کرّ من ماء، وإن وقع فیها کلب أو سنّور نزح منها ثلاثون دلواً إلی أربعین دلواً، وإن وقعت فیها دجاجه أو طیر نزح منها سبع دلاء، وإن وقعت فیها فأره نزح منها دلو واحد، وإن تفسّخت فسبع دلاء، وإن بال فیها رجل نزح منها أربعون دلواً، وإن بال فیها صبیّ قد أکل الطّعام نزح منها ثلاث دلاء، فإن کان رضیعاً نزح منها دلو واحد، وإن وقعت فیها عذَره استقی منها عشره دلاء، فإن ذابت فیها فأربعون دلواً إلی خمسین دلواً.

28 - وسائل الشّیعه: عن الاستبصار عن محمّد بن أحمد بن یحیی، عن أحمد بن(6)

ص:711


1- التّهذیب 1: 235/11، الاستبصار 1: 36/1، جامع أحادیث الشّیعه 2: 36، وسائل الشّیعه 1: 134/3.
2- البحار 80: 29/6 ، المعتبر: 16، جامع أحادیث الشّیعه 2: 37.
3- البحار 80: 29/5 ، وسائل الشّیعه 1: 133/4، السّرائر 1: 78، جامع أحادیث الشّیعه 2: 38.
4- البحار 80: 30/8 ، الهدایه: 14، مستدرک الوسائل 1: 206، روضه المتّقین 1: 85 .
5- الصّعوه: عصفور صغیر (القاموس المحیط: صعو).
6- وسائل الشّیعه 1: 133/2، الاستبصار 1: 34/1، الفقیه 1: 13، التّهذیب 1: 243/31، جامع أحادیث الشّیعه 2: 38.


محمّد، عن علیّ بن الحکم، عن علیّ بن أبی حمزه، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: سألته عن بول الصّبیّ الفطیم یقع فی البئر، فقال: دلو واحد، قلت: بول الرّجل؟ قال: یُنزح منها أربعون دلواً.

29 - الکافی: عن محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن(1) القاسم بن محمّد، عن علیّ بن أبی حمزه قال: سألت أباعبداللّه علیه السلام عن العذره تقع فی البئر، قال: ینزح منها عشره دلاء، فإن ذابت فأربعون أو خمسون دلواً.

30 - التّهذیب: ما أخبرنی به الشّیخ أیّده اللّه تعالی، عن أحمد بن محمّد، عن أبیه، عن(2) سعد بن عبداللّه ومحمّد بن الحسن، عن أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن عبداللّه بن بحر، عن ابن مسکان قال: حدّثنی أبوبصیر قال: سألت أباعبداللّه علیه السلام عن الجنُب یدخل البئر یغتسل فیها، قال: ینزح منها سبع دلاء، وسألته عن العذره تقع فی البئر فقال: ینزح منها عشر دلاء، فإن ذابت فأربعون أو خمسون دلواً.

31 - الاستبصار: أخبرنی الشّیخ أبو عبداللّه رحمه اللّه، عن أحمد بن محمّد، عن أبیه،(3) عن سعد بن عبداللّه والصّفّار جمیعاً، عن أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن عبداللّه بن بحر، عن ابن مسکان قال: حدّثنی أبو بصیر قال: سألت أبا عبداللّه علیه السلام عن العذره تقع فی البئر فقال: ینزح منها عشر دلاء، فإن ذابت فأربعون أو خمسون دلواً.

32 - التّهذیب: ما أخبرنی به الشّیخ أیّده اللّه تعالی بإسناده عن الحسین بن سعید،عن(4) عثمان بن عیسی، عن سماعه قال: سألت أبا عبداللّه علیه السلام عن الفأره تقع فی البئر أو الطّیر قال: إن أدرکته قبل أن ینتن نزحتَ منها سبع دلاء، وإن کان سنّور أو أکبر منه نزحت منها ثلاثین دلواً أو أربعین دلواً، وإن انتن حتّی یوجد ریح النّتن فی الماء نزحت البئر حتّی یذهب النّتن من الماء.

ص:712


1- الکافی 3: 7/11، الفقیه 1: 13، وسائل الشّیعه 1: 140/2.
2- التّهذیب 1: 244/33، جامع أحادیث الشّیعه 2: 36.
3- الاستبصار 1: 41/1، وسائل الشّیعه 1: 140/1.
4- التّهذیب 1: 236/12، الاستبصار 1: 36/2، جامع أحادیث الشّیعه 2: 37، وسائل الشّیعه 1: 135/4.

33 - بحار الأنوار: عن قرب الإسناد بإسناده عن علیّ بن جعفر، عن أخیه علیه السلام قال:(1) سألته عن رجل یذبح شاه فاضطربت فوقعت فی بئر ماء وأوداجها تشخب دماً، هل یتوضّأ من تلک البئر؟ قال: ینزح منها ما بین الثّلاثین إلی الأربعین دلواً ثمّ یتوضّأ منها ولابأس به. وسألته عن رجل ذبح دجاجه أو حمامه فوقعت من یده فی بئر ماء وأوداجها تشخب دماً، هل یتوضّأ من تلک البئر؟ قال: ینزح منها ما بین الثّلاثین إلی الأربعین. وسألته عن رجل یستقی من بئر ماء فرعف فیها، هل یتوضّأ منها؟ قال: ینزح منها دلاء یسیره ویتوضّأ منها.

34 - بحار الأنوار:عن فقه الرّضا علیه السلام : ماء البئر طهور ما لم ینجّسه شیء یقع فیه، وأکبر(2) ما یقع فیه إنسان فیموت، فانزح منها سبعین دلواً، وأصغر ما یقع فیها الصّعوه فانزح منها دلواً واحداً، وفیما بین الصّعوه والإنسان علی قدر ما یقع فیها، فإن وقع فیها حمار فانزح منها کرّاً من الماء، وإن وقع فیها کلب أو سنّور فانزح منها ثلاثین دلواً إلی أربعین، والکرّ ستّون دلواً، وقد روی: سبعه اُدل، وهذا الّذی وصفناه فی ماء البئر ما لم یتغیّر الماء، فإن تغیّر الماء وجب أن ینزح الماء کلّه، فإن کان کثیراً وصعب نزحه فالواجب علیه أن یکتری علیه أربعه رجال یستقون منها علی التّراوح من الغدوه إلی اللّیل، فإن توضّأت منه أو اغتسلت أو غسلت ثوبک بعدما تبیّن وکلّ آنیه صبّ فیها ذلک الماء غُسل، وإن وقعت فیها حیّه أو عقرب أو خنافس أو بنات وردان فاستق للحیّه أدل ، ولیس لسواها شیء، وإن مات فیها بعیر أوصبّ فیها خمر فانزح منها الماء کلّه، وإن قطرفیها قطرات من دم فاستق منها دلاء، وإن بال فیها رجل فاستق منها أربعین دلواً، وإن بال صبیّ وقد أکل الطّعام استق منها ثلاثه اُدل، وإن کان رضیعاً استق منها دلواً واحداً. وکلّ بئر عمق مائها ثلاثه أشبار ونصف فی مثلها فسبیلها سبیل الماء الجاری إلاّ أن یتغیّر لونها وطعمها ورائحتها، فإن تغیّرت نُزحت حتّی تطیب، وإذا سقط فی البئر فأره أو طائر أو سنّور وما أشبه ذلک، فمات

ص:713


1- البحار 80: 23/1، قرب الإسناد: 84 ، وسائل الشّیعه 1: 141/1، التّهذیب 1: 409/7، الفقیه 1: 15/29، الکافی 3: 6/8 ، الاستبصار 1: 44/1، روضه المتّقین 1: 93، جامع أحادیث الشّیعه 2: 33.
2- البحار 80: 25/3، فقه الرّضا علیه السلام : 93، روضه المتّقین 1: 80 و 84، جامع أحادیث الشّیعه 2: 40.


فیها ولم یتفسّخ، نزح منه سبعه أدل من دلاء هجر، والدّلو أربعون رطلاً، وإن تفسّخ نزح منها عشرون دلواً، وروی: أربعون دلواً.

35 - مستدرک الوسائل: عن فقه الرّضا علیه السلام : وإن وقع فی البئر کلب أو سنّور فانزح منها(1) ثلاثین دلواً إلی أربعین... (إلی أن قال:) وإذا سقط فی البئر فأره أو طائر أو سنّور وما أشبه ذلک فمات فیها ولم یتفسّخ نزح منها سبع اُدل من دلاء هجر، والدّلو أربعون رطلاً، وإذا تفسّخ نزح منها عشرون دلواً - وأروی: أربعین دلواً.

36 - جامع أحادیث الشّیعه: عن المبسوط: بعد الفتوی بجواز نزح أربعین دلواً لما لا(2) نصّ فیه، وروی: ینزح منها أربعون دلواً وإن صارت مبخره.

37 - وسائل الشّیعه: نقل عن الشّیخ فی المبسوط، أنّه روی عنهم علیهم السلام أنّهم قالوا: یُنَزح(3) منها أربعون دلواً وإن کانت منجره.

نزل

إثبات خلافه علیّ علیه السلام بحدیث المنزله

38 - بحار الأنوار: عن عیون أخبار الرّضا علیه السلام : احتجاج المأمون علی علماء العامّه(4) وإثباته خلافه أمیر المؤمنین علیّ بن أبیطالب علیه السلام وفیهم زهاء أربعین رجلاً، جمعهم إسحاق بن حمّاد بن زید بأمر المأمون. ومن کلماته لإسحاق: أتروی قول النّبیّ صلی الله علیه و آله لعلیّ علیه السلام : أنت منّی بمنزله هارون من موسی؟ قال إسحاق: قلت: نعم، قال: أما تعلم أنّ هارون أخو موسی لأبیه واُمّه؟ قال: بلی، قال: فعلیٌّ کذلک؟ قال: لا، قال: فهارون نبیّ ولیس علیّ کذلک، فما المنزله الثّالثه إلاّ الخلافه؟! وهذا ما یقول موسی لهارون: اخلُفنی فی قومی وأصلِح... (الخبر).

ص:714


1- مستدرک الوسائل 1: 203 و 204 .
2- جامع أحادیث الشّیعه 2: 40 .
3- وسائل الشّیعه 1: 140/4، المبسوط : 7 .
4- البحار 49: 189 - 200، عیون أخبار الرّضا علیه السلام 2: 185 - 194 .

39 - بحار الأنوار: عن المناقب: - فی باب أخبار المنزله - صنّف أحمد بن محمّد بن(1) سعید کتاباً فی طرقه قد تلقّته الاُمّه بالقبول إجماعاً، وقد قال صلی الله علیه و آله ذلک مراراً، منها لمّا خلّفه فی غزاه تبوک علی المدینه والحرم فریداً، لأنّ تبوک بعیده منها فلم یأمن أن یصیروا إلیها، وأنّه قد علم أنّه لا یکون هناک قتال، وخرج فی جیش أربعین ألف رجل وخلّف جیشاً وهو علیّ وحده، وقد قال اللّه تعالی فی غیره:«رَضُوا بِاَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ»(1)(2)... (الآیه)، قال أبو سعید الخدریّ: فلمّا وصل النّبیّ صلی الله علیه و آله إلی الجُرْف أتاه علیّ علیه السلام فقال: یا نبیّ اللّه! زعم المنافقون أنّک لما خلّفتنی أنّک استثقلتنی وتحفّفت منّی، فقال صلی الله علیه و آله : کذبوا، إنّما خلّفتک لما ورای، فارجع فاخلفنی فی أهلی وأهلک، أفلا ترضی یا علیّ أن تکون منّی بمنزله هارون من موسی إلاّ أنّه لا نبیّ بعدی؟! فرجع علیّ علیه السلام .

نصب

هلاک نّاصبیّ بنحو الإعجاز

40 - بحار الأنوار: من کتاب کشف الیقین للعلاّمه قدّس اللّه روحه من کتاب الأربعین(3) عن الأربعین قال: إنّ الشّاعر الببّغاء(1)(4)وفد علی بعض الملوک، وکان یفد علیه فی کلّ سنه، فوجده فی الصّید، فکتب وزیر الملک یخبر بقدومه فأمره بأن یسکنه فی بعض دوره. وکان علی تلک الدّار غرفه کان الببغاء یبیت کلّ لیله فیها، ولها مطلع إلی الدّرب، وکان کلّ لیله یخرج الحارث بعد نصف اللّیل فیصیح بأعلی صوته: یا غافلین اذکروا اللّه. ثمّ یسبّ علیّاً، وکان الشّاعر الببغاء ینزعج لصوته، فاتّفق فی بعض اللّیالی أنّ الشّاعر رأی فی منامه أنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله قد جاء هو وعلیّ علیه السلام إلی ذلک الدّرب، ووجدا الحارث فقال النّبیّ صلی الله علیه و آله لعلیّ علیه السلام : اصفقه، فله الیوم أربعون سنه یسبّک. فضربه أمیر المؤمنین علیه السلام بین کتفیه فانتبه

ص:715


1- البحار 37: 259/17، المناقب 3: 16.
2- التّوبه / 87 .
3- البحار 42: 9/12، کشف الیقین 162 - 172 .
4- أبو محمّد عبد الواحد بن نصر بن محمّد المخزومیّ من أهل نصیبین، کان أدیباً شاعراً لقّب به لحسن فصاحته، خدم سیف الدّوله بن حمدان، توفّی سنه 398 (الکنی والألقاب، للشیخ عبّاس القمّیّ 2: 57).


الشّاعر منزعجاً من المنام، ثمّ انتظر الصّوت الّذی کان من الحارث کلّ وقت فلم یسمعه، فتعجّب من ذلک، ثمّ رأی صیاحاً ورجالاً قد أقبلوا إلی دار الحارث، فسألهم الخبر فقالوا له: إنّ الحارث حصل له بین کتفیه ضربه بقدر الکفّ، وهی تنشقّ وتمنعه القرار، فلم یکن وقت الصّباح إلاّ وقد مات، وشاهده بهذه الحال أربعون نفساً.

ابن الزبیر یکتم بغض أهل البیت أربعین سنه

41 - مروج الذّهب: قال المسعودیّ: عن مساور بن السّائب أنّ ابن الزّبیر خطب أربعین(1) یوماً لا یصلّی علی النّبیّ صلی الله علیه و آله ... (إلی أن قال:) وذکر سعید بن جبیر أنّ عبداللّه بن عبّاس دخل علی ابن الزّبیر فقال له ابن الزّبیر: أنت الّذی تؤّبنی وتبخّلنی؟ قال ابن عبّاس: نعم سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: لیس المسلم الّذی یشبع ویجوع جارُه، فقال ابن الزّبیر: إنّی لأکتم بغضکم أهل هذا البیت منذ أربعین سنه. وجری بینهم خطب طویل... (إلی آخره).

نصر

نصره أبی طالب وأربعین من عشیرته للنّبیّ صلی الله علیه و آله

42 - بحار الأنوار: أخبرنی عبد الحمید بن التّقیّ رحمه اللّه بإسناده إلی الأصبغ بن(2) نباته قال: سمعت أمیر المؤمنین علیّاً علیه السلام یقول: مرّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله بنفر من قریش وقد نحروا جزوراً - وکانوا یسمّونها الفهیره ویجعلونها علی النّصب - فلم یسلّم علیهم، فلمّا انتهی إلی دار النّدوه قالوا: یمرّ بنا یتیم أبیطالب ولم یسلّم! فأیّکم یأتیه فیفسد علیه مصلاّه؟ فقال عبداللّه بن الزِّبعری السّهمیّ: أنا أفعل. فأخذ الفرث والدّم فانتهی به إلی النّبیّ صلی الله علیه و آله وهو ساجد فملأ به ثیابه، فانصرف النّبیّ صلی الله علیه و آله حتّی أتی عمّه أبا طالب، فقال: یا عمّ! من أنا؟ فقال: ولمَ یا بن أخ؟! فقصّ علیه القصّه، فقال: وأین ترکتهم؟ فقال: بالأبطح. فنادی فی قومه: یا آل عبدالمطّلب، یا آل هاشم، یا آل عبد مناف! فأقبلوا إلیه من کلّ مکان ملبّین،

ص:716


1- مروج الذّهب 3: 79 - 80 .
2- البحار 35: 125/69 .


فقال: کم أنتم؟ فقالوا: نحن أربعون، قال: خذوا سلاحکم. فأخذوا سلاحهم وانطلق بهم حتّی انتهی إلیهم، فلمّا رأت قریش أبا طالب أرادت أن تتفرّق، فقال لهم: وربّ البنیّه! لایقوم منکم أحد إلاّ جلّلته بالسّیف. ثمّ أتی إلی صفاه کانت بالأبطح فضربها ثلاث ضربات فقطع منها ثلاثه أنهار، ثمّ قال: یا محمّد! سألت من أنت؟ ثمّ أنشأ یقول ویومئ بیده إلی النّبیّ صلی الله علیه و آله :

أنت النّبیُّ محمّدُ                قَرْمٌ أعزُّ مُسَوَّدُ

حتّی أتی علی آخر الأبیات، ثمّ قال: یا محمّد! أیّهم الفاعل بک؟ فأشار النّبیّ صلی الله علیه و آله إلی عبداللّه بن الزّبعری السّهمیّ الشّاعر، فدعاه أبوطالب فوجأ أنفه حتّی أدماها، ثمّ أمر بالفرث والدّم فأمرّ علی رؤس الملأ کلّهم، ثمّ قال: یا ابن أخ! أرضیت؟ ثمّ قال: سألتَ من أنت، أنت محمّد بن عبداللّه. ثمّ نسبه إلی آدم علیه السلام ثمّ قال: أنت واللّه أشرفهم حیّاً، وأرفعهم منصباً، یا معشر قریش! من شاء منکم یتحرّک فلیفعل، أنا الّذی تعرفونی. فأنزل تعالی صدراً من سوره الأنعام: «وَمِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ اِلَیْکَ وَجَعَلْنَا عَلی قُلُوبِهِمْ اَکِنَّهً اَنْ یَفْقَهُوهُ وَفی اذَانِهِمْ وَقْراً».(1)(1)

نصص

نصّ الباقر علیه السلام علی القائم عجّل اللّه تعالی فرجه

43 - بحار الأنوار: عن غیبه النّعمانیّ: محمّد الحمیریّ، عن أبیه، عن الیقطینیّ، عن(2) النّضر، عن یحیی الحلبیّ، عن البطائنیّ قال: کنت مع أبی بصیر ومعنا مولی لأبی جعفر الباقر علیه السلام فقال: سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول: منّا اثنا عشر محدَّثاً، السّابع من ولدی القائم. فقام إلیه أبو بصیر فقال: أشهد أنّی سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول منذ أربعین سنهً قبلُ هذا الکلام.

ص:717


1- الأنعام / 25.
2- البحار 36: 395/11، غیبه النّعمانیّ: 96/28.

نطف

حدّ النّطفه المستقرّه

44 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن محبوب، عن(1) عبداللّه بن غالب، عن أبیه، عن سعید بن المسیّب قال: سألت علیّ بن الحسین علیهماالسلام عن رجل ضرب امرأه حاملاً برجله فطرحت ما فی بطنها میّتاً فقال: إن کان نطفه فإنّ علیه عشرین دیناراً، قلت: فما حدّ النّطفه؟ فقال: هی الّتی إذا وقعت فی الرّحم فاستقرّت فیه أربعین یوماً. قال: وإن طرحته وهو علقه؟ فإنّ علیه أربعین دیناراً، قلت: فما حدّ العلقه؟ فقال: هی الّتی إذا وقعت فی الرّحم، فاستقرّت فیه ثمانین یوماً. قال: وإن طرحته وهو مضغه فإنّ علیه ستّین دیناراً، قلت: فما حدّ المضغه؟ فقال: هی الّتی إذا وقعت فی الرّحم فاستقرّت فیه مائه وعشرین یوماً. قال: وإن طرحته وهو نسمه مخلّقه له عظم ولحم مزیّل الجوارح قد نُفخ فیه روح العقل فإنّ علیه دیه کامله، قلت له: أرأیت تحوّله فی بطنها إلی حال أبروح کان ذلک أو بغیر روح؟ قال: بروح عدا الحیاه القدیم المنقول فی أصلاب الرّجال وأرحام النّساء، ولولا أنّه کان فیه روح عدا الحیاه ما تحوّل عن حال بعد حال فی الرّحم، وکان إذاً علی من یقتله دیه وهو فی تلک الحال.

نظر

جزاء من نظر إلی عوره أخیه متعمّداً

45 - کنز العمّال: مسنداً عن أبی هریره: من نظر إلی عوره أخیه متعمّداً لم یقبل اللّه له(2) صلاه أربعین لیله.

ص:718


1- وسائل الشّیعه 19: 240/8، الکافی 7: 347/15، التّهذیب 10: 281/3، البحار 60: 356/40، مستدرک الوسائل 18: 364/ 4، البحار 104: 427/8، المناقب 4: 160، نورالثّقلین 3: 540، روضه المتّقین 10: 419.
2- کنز العمّال 5: 330/13078.

نفخ

مقدار المدّه مابین النّفختین

46 - مجمع البیان: عن أبی هریره عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أنّه سأل جبرئیلَ عن هذه الآیه:(1) «فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّموَاتِ وَمَنْ فِی الاَْرْضِ اِلاَّ مَنْ شَاءَ اللّه ُ ثُمَّ نُفِخَ فیهِ اُخْری»(1)(2)من ذا الّذی لم یشأ اللّه أن یصعقهم؟ قال: هم الشّهداء متقلّدون أسیافهم حول العرش. وقال قتاده فی حدیث رفعه: إنّما بین النّفختین أربعون سنه.

47 - صحیح مسلم: مسنداً عن أبی صالح، عن أبی هریره قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : - ما(3) بین النّفختین أربعون - قالوا: یا أباهریره! أربعون یوماً؟ قال: أبیت، قالوا: أربعون شهراً؟ قال: أبیت، قالوا: أربعون سنه؟ قال: أبیت... (إلی آخره).

48 - فتح الباری: مسنداً عن أبی هریره: بین النّفختین أربعون سنه.(4)

49 - لآلئ الأخبار: سئل علیّ بن الحسین علیه السلام عن النّفختین کم بینهما؟ قال: یبقی(5) أربعین یوماً، وهو مقدار ما بین النّفختین.

50 - کنز العمّال: عن أبی هریره: ما بین النّفختین أربعون، ثمّ یُنزل اللّه من السّماء ماء(6) فینبتون کما ینبت البقل، ولیس من الإنسان شیء إلاّ یَبلی إلاّ عظمٌ واحدٌ وهو عجب الذّنَب، ومنه یرکّب الخلق یوم القیامه.

ص:719


1- مجمع البیان 8: 508 ، نور الثّقلین 4: 503 .
2- الزّمر / 68 .
3- صحیح مسلم 4: 2270، اللّؤؤوالمرجان 3: 315/1864، صحیح البخاریّ 6: 158 و 205، کتاب التّاج 4: 224 و 5: 362، فتح الباری 8: 708/4814، کتاب الفردوس 2: 26/2165، الکامل لابن الأثیر 2: 421.
4- فتح الباری 11: 450 .
5- لآلئ الأخبار 5: 58 ، مجمع البیان 6: 521 .
6- کنز العمّال 14: 352/38908 .

نفس

فی شأن السّیّده نفیسه

51 - مستدرک السّفینه: عن کتاب إسعاف الرّاغبین: إنّ السّیّده نفیسه بنت الحسن بن(1) زید بن الحسن المجتبی علیه السلام لمّا توفّیت بمصر أراد زوجها إسحاق المؤمن ابن الإمام جعفر الصّادق علیه السلام نقلها إلی المدینه ودفنها فی البقیع، فسأله أهل مصر فی ترکها عندهم للتّبرّک وبذلوا له مالاً کثیراً... (إلی أن قال:) وبالجمله خدمتها زینب بنت یحیی بن الحسن أربعین سنه.

مدّه قعود النفساء

52 - بحار الأنوار: عن منتقی الجُمان: من کتاب الأعمال لأحمد بن محمّد بن عیّاش(2)

الجوهریّ، عن أحمد بن محمّد بن یحیی، عن سعد بن عبداللّه، عن إبراهیم بن هاشم، عن عثمان بن عیسی، عن عمر بن اُذینه، عن حمران بن أعین قال: قالت امرأه محمّد بن مسلم - وکانت ولوداً - : أقرئ أباجعفر علیه السلام وأخبره أنّی کنت أقعد فی نفاسی أربعین یوماً، وأنّ أصحابنا ضیّقوا علیّ فجعلوها ثمانیه عشر یوماً، فقال أبوجعفر علیه السلام من أفتاها بثمانیه عشر یوماً؟ قال: قلت: الرّوایه الّتی رووها فی أسماء بنت عمیس أنّها نفست بمحمّد بن أبیبکر بذی الحَلیفه فقالت: یا رسول اللّه، کیف أصنع؟ فقال: اغتسلی واحتشی وأهلّی بالحجّ. فاغتسلتْ واحتشت ودخلت مکّه ولم تطف ولم تسعَ حتّی انقضی الحجّ فرجعت إلی مکّه، فأتت رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقالت: یا رسول اللّه، أحرمتُ ولم أطف ولم أسع، فقال لها رسول اللّه: وکم لک الیوم؟ فقالت: ثمانیه عشر یوماً، فقال: أمّا الآن فاخرجی السّاعه فاغتسلی واحتشی وطوفی واسعی. فاغتسلت وطافت وسعت وأحلّت...(الحدیث).

53 - التّهذیب : ما رواه محمّد بن أحمد بن یحیی، عن أبی جعفر، عن أبیه، عن حفص(3)

ص:720


1- مستدرک السّفینه 10: 119 .
2- البحار 81: 109/32، وسائل الشّیعه 2: 614/11، جامع أحادیث الشّیعه 2: 552، منتقی الجمان 1: 235.
3- التّهذیب 1: 177/78، وسائل الشّیعه 2: 615/17، الاستبصار 1: 152/8، جامع أحادیث الشّیعه 2: 555.


ابن غیاث، عن جعفر، عن أبیه، عن علیّ علیهم السلام قال: النّفساء تقعد أربعین یوماً، فإن طهرت وإلاّ اغتسلت وصلّت ویأتیها زوجها، وکانت بمنزله المستحاضه تصوم وتصلّی.

54 - سنن التّرمذیّ: مسنداً عن اُمّ سلمه قالت: کانت النّفساء تجلس علی عهد(1) رسول اللّه صلی الله علیه و آله أربعین یوماً...(الحدیث).

55 - مستدرک الوسائل: عن الجعفریّات: أخبرنا محمّد: حدّثنی موسی، حدّثنا أبی،(2) عن أبیه، عن جدّه جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن علیّ علیهم السلام قال: تقعد النّفساء أربعین یوماً، فإذا جاوزت أربعین یوماً اغتسلت وصلّت، وکانت بمنزله المستحاضه تصوم وتصلّی ویأتیها زوجها.

56 - روضه المتّقین: إذا ولدت المرأه قعدت عن الصّلاه عشره أیّام إلاّ أن تطهر قبل(3) ذلک، فإن استمرّ بها الدّم ترکت الصّلاه ما بینها و بین ثمانیه عشر یوماً، ورُوی ثلاثون، وأربعون، وخمسون أیضاً.

57 - سنن الدّارمیّ: مسنداً عن یوسف بن ماهک، عن ابن عبّاس قال: النّفساء تنتظر(4) نحواً من أربعین یوماً.

وفیه أیضاً: أخبرنا موسی بن خالد، حدّثنا معتمر، عن أبیه أنّ الحسن قال: فی النّفساء الّتیتری الدّم تربّص أربعین لیله، ثمّ تصلّی.

وفیه أیضاً: مسنداً عن مکحول قال: المرأه تنتظر من الغلام ثلاثین یوماً، ومن الجاریه أربعین یوماً - یعنی النّفساء - .

58 - سنن الدّار قطنیّ: عن عثمان بن أبی العاص أنّه قال: ألم اُخبرک أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله (5) أمرنا أن نعتزل النّفساء أربعین لیله.

ص:721


1- سنن التّرمذیّ 1: 256 - 258، کتاب التّاج 1: 121، سنن أبی داود 1: 83/311 و 84، سنن الدّار قطنیّ 1: 222/76 و 223/80.
2- مستدرک الوسائل 2: 48/4، الجعفریّات: 25، سنن الدّار قطنیّ 1: 221/72.
3- روضه المتّقین 1: 269.
4- سنن الدّارمیّ 1: 230، سنن الدّارقطنیّ 1: 223/ 79.
5- سنن الدّارقطنیّ 1: 220/68.

59 - التّهذیب: روی عن أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن القاسم بن(1) محمّد، عن محمّد بن یحیی الخثعمیّ قال: سألت أباعبداللّه علیه السلام عن النّفساء فقال: کما کانت تکون مع ما مضی من أولادها وما جرّبت، قلت: فلم تلد فیما مضی؟ قال: بین الأربعین إلی الخمسین.

60 - التّهذیب: عن العلاء بن رزین، عن محمّد بن مسلم، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال:(2) تقعد النّفساء إذا لم ینقطع عنها الدّم ثلاثین أو أربعین یوماً إلی الخمسین.

61 - سنن الدّارمیّ: أخبرنا محمّد بن عیسی، حدّثنا هیثم، حدّثنا یونس، عن الحسن(3) فی النّفساء تمسک عن الصّلاه أربعین یوماً.

وفیه أیضاً: عن عثمان بن أبی العاص أنّه کان لا یقرب النّفساء أربعین یوماً. وقال الحسن: النّفساء خمس وأربعون إلی خمسین، فمازاد فهی مستحاضه.

وفیه أیضاً: عن عثمان بن أبی العاص قال: وقت النّفساء أربعین یوماً، فإن طهرت وإلاّ فلا تجاوزه حتّی تصلّی.

وعن عطاء قال: إن کان للنّفساء عاده وإلاّ جلست أربعین لیله.

وعن ابن عبّاس قال: تنتظر النّفساء أربعین یوماً.

وعن اُمّ سلمه قالت: کانت النّفساء تجلس علی عهد رسول اللّه صلی الله علیه و آله أربعین یوماً، أو أربعین لیله.

نفق

مَن أنفق فی سبیل اللّه

62 - بحار الأنوار: عن المناقب: المشهور من الصّحابه بالنّفقه فی سبیل اللّه علیّ وأبوبکر(4)

ص:722


1- التّهذیب 1: 177/79، الاستبصار 1: 152/9، البحار 81: 111، جامع أحادیث الشّیعه 2: 555.
2- التّهذیب 1: 177/81، وسائل الشّیعه 2: 614/13، الاستبصار 1: 152/11، جامع أحادیث الشّیعه 2: 555، سنن الدّارقطنیّ 1: 222/78.
3- سنن الدّارمیّ 1: 229.
4- البحار 41: 24/1، المناقب 2: 70.


وعمر وعثمان و عبدالرّحمان وطلحه، ولعلیّ فی ذلک فضائل، لأنّ الجود جودان: نفسیّ ومالیّ، قال: «جَاهِدُوا بِاَمْوَالِکُمْ وَاَنْفُسِکُمْ»(1)
(1)وقال النّبیّ صلی الله علیه و آله : أجود النّاس من جاد بنفسه فی سبیل اللّه تعالی... (إلی أن قال:) فصار قوله: «لاَ یَسْتَوی مِنْکُمْ مَنْ اَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاَتَلَ اُولِئکَ اَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذینَ اَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا»(2)(2)ألیقَ بعلیّ علیه السلام ، لأنّه جمع بینهما ولم تُجمَع لغیره. وقولهم: إنّ أبابکر أنفق علی النّبیّ صلی الله علیه و آله أربعین ألفاً، فإن صحّ هذا الخبر فلیس فیه أنّه کان دیناراً أو درهماً، وأربعون ألف درهم هو أربعه آلاف دینار، ومال

خدیجه أکثر من ماله، ونفع ذلک للمسلمین عامّه.

ما أنفقه الإمام علیّ علیه السلام للأعرابیّ

63 - بحار الأنوار: عن الأمالی: الهمدانیّ، عن عمر بن سهل بن إسماعیل الدّینوریّ، عن(3) زید بن إسماعیل الصّائغ، عن معاویه بن هشام، عن سفیان، عن عبدالملک بن عمیر، عن خالد بن ربعیّ (فی حدیث طویل) قال أمیر المؤمنین علیه السلام لسلمان الفارسیّ: اُعرض الحدیقه الّتی غرسها رسول اللّه صلی الله علیه و آله لی علی التّجّار. قال: فدخل سلمان إلی السّوق وعرض الحدیقه، فباعها باثنی عشر ألف درهم، وأحضر المال وأحضر الأعرابیّ فأعطاه أربعه آلاف درهم وأربعین درهماً نفقه، ووقع الخبر إلی سوّال المدینه فاجتمعوا... (إلی أن قال:) والدّراهم مصبوبه بین یدیه، حتّی اجتمع إلیه أصحابه فقبض قبضه قبضه وجعل یعطی رجلاً رجلاً حتّی لم یبق معه درهم واحد... (الحدیث).

ما أنفقه النّبیّ صلی الله علیه و آله یوم اُحد

64 - تفسیر الطّبریّ: أنفق رسول اللّه صلی الله علیه و آله علی المشرکین یوم اُحد أربعین أوقیّه، وکلّ أوقیّه(4) اثنان وأربعون مثقالاً.

ص:723


1- التوبه / 41.
2- الحدید / 10 .
3- البحار 41: 44/1، أمالی الصّدوق: 377 / 10.
4- تفسیر الطّبریّ 9: 159، الغدیر 10: 81 .

نفی

نفی الحکم بن أبی العاص أربعین فرسخاً عن الیمن

65 - إثبات الهداه: بإسناده إلی ابن عبّاس قال: لمّا اشتدّ بالنّبیّ صلی الله علیه و آله مرضه الّذی توفّی(1) فیه، قال: إیتونی بدواه وقرطاس لأکتب لکم کتاباً لا تضلّوا بعدی، فقال عمر: إنّ صاحبکم

لیهجر، حسْبنا کتاب اللّه. وکثر اللّغط فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : قوموا عنّی، ولاینبغی عندی التّنازع... (إلی أن قال:). الثّامن فی أمر الشّوری، واتّفقوا بعد الاختلاف علی إمامه عثمان، ووقعت اختلافات کثیره، منها: ردّه الحکَم بن أبی العاص بن اُمیّه إلی المدینه بعد أن طرده رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، وکان یسمّی طرید رسول اللّه، بعد أن تشفّع إلی أبی بکر وعمر أیّام خلافتهما فما أجابا إلی ذلک، ونفاه عمر من مقامه بالیمن أربعین فرسخاً.

نقب

بعض مناقب الإمام علیّ علیه السلام

66 - إثبات الهداه: روی صاحب کتاب المقامات عن ابن عبّاس قال: رأیت علیّاً علیه السلام (2) یوماً فی سکک المدینه یسلک طریقاً لم یکن له منفذ، فجئت فأعلمت رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال: إنّ علیّاً علم الهدی، والهدی طریقه. قال: فمضی علی ذلک ثلاثه أیّام، فلمّا کان فی الیوم

الرّابع أمرنا أن ننطلق فی طلبه، قال ابن عبّاس: فذهبت إلی الدّرب الّذی رأیته فیه، وإذا ببیاض درعه فی ضوء الشّمس، قال: فأتیت فأعلمت رسول اللّه صلی الله علیه و آله بقدومه، فقام إلیه فلاقاه واعتنقه، وحلّ عنه الدّرع بیده وجعل یتفقّد جسده، فقال عمر: کأنّک یا رسول اللّه

توهم أنّه کان فی الحرب، فقال النّبیّ صلی الله علیه و آله : یابن الخطّاب! واللّه لقد ولّی علی أربعین ألف ملک، وقتل أربعین ألف عفریت، وأسلم علی یده أربعون ألف قبیله من الجنّ... (الحدیث).

ص:724


1- إثبات الهداه 2: 344 و 345 .
2- إثبات الهداه 2: 469 .

نکح

مراتب النّساء فی المناکحه

67 - مستدرک الوسائل: - فی خبر طویل فی مکالمه الباقر علیه السلام مع الحجّاج فی صغر سنّه(1) - عن أبی عبداللّه الکرخیّ، قال: حضرت مجلس الحجّاج بن یوسف الثّقفیّ وعنده جماعه من الأعیان، والنّاس حوله محدقون، ولهیبته مطرقون، وهو کالجمل الهائج، إذ دخل علینا صبیّ صغیر السّنّ لم یبلغ الحلم، حسَن الشّباب نقی الثّیاب، لا نبات بعارضه وهو کأنّه البدر فی لیله تمامه، فسلّم علی الحاضرین فردّوا علیه السّلام وقاموا له، إجلالاً له، فاُعجب الحجّاج من حسنه وجماله وبهائه وکماله وأدبه وفصاحته وهیبته، فقال له الحجّاج: من أین أقبلت یا صبیّ؟ فقال: من ورائی... (إلی أن قال:) ثمّ قال الحجّاج: أیّ النّساء أجود؟ قال: الصّبیّ: ذات الدّلال والکمال والجمال الفاضل، قال: فما تقول فی بنت العشر سنین؟ قال: لعبه اللاّعبین، قال: فما تقول فی بنت العشرین؟ قال: قرّه أعین النّاظرین، قال: فما تقول فی بنت الثّلاثین؟ قال: لذّه للمباشرین، قال: فما تقول فی بنت الأربعین؟ قال: ذات شحم ولحم ولین، قال: فما تقول فی بنت الخمسین؟ قال: ذات بنات وبنین، قال: فما تقول فی بنت السّتّین؟ قال: آیه للسّائلین، قال: فما تقول فی بنت السّبعین؟ قال عجوز فی الغابرین، قال: فما تقول فی بنت الثّمانین؟ قال: لا تصلح لدنیا ولا دین، قال: فما تقول فی بنت التّسعین؟ قال: أعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم، قال: فما تقول فی بنت المائه؟ قال: لا تسأل عن أصحاب الجحیم... (إلی أن قال:) فقال الحجّاج: أحسنت أحسنت یا صبیّ... (الخبر).


ثواب من زوّج رحمه

68 - کتاب الفردوس: سلمه بن الأکوع: من زوّج ابنته أو اُخته أو ذا قرابه له من رجل(2) وهو دونه فی المال والحسب من أجل دینه، زوّجه اللّه یوم القیامه عشره من الحور العین، و رفعه اللّه فی الجنّه أربعین درجه.

ص:725


1- مستدرک الوسائل 14: 306/17 .
2- کتاب الفردوس 3: 526/5645 .

مَن رغّب زوجته بعدم الزواج بعده

69 - کنز العمّال: عن أبی سلمه، عن عبدالرّحمان بن عوف قال: کانت عاتکه بنت زید(1) ابن عمرو بن نفیل عند عبداللّه بن أبیبکر - وکان یحبّها حبّاً شدیداً - فجعل لها حدیقه علی أن لا تزوّج بعده، فرمی بسهم یوم الطّائف فانتقض بعد وفاه رسول اللّه صلی الله علیه و آله بأربعین لیله فمات... (الخبر).


فضل المتزوّج

70 - کتاب الفردوس: معاذ بن جبل: صلاه متزوّج أفضل من أربعین صلاه من أعزب،(2) ورکعتان من متختّم أفضل من سبعین رکعه بغیر خاتم.


ما یُبتلی به المنکوح من الرّجال

71 - بحار الأنوار: عن الکافی: بإسناده عن عطیّه أبی العرام قال: ذکرت لأبی(3) عبداللّه علیه السلام المنکوح من الرّجال فقال: لیس یبلی اللّه بهذا البلاء أحداً وله فیه حاجه، إنّ فی أدبارهم أرحاماً منکوسه، وحیاء أدبارهم کحیاء المرأه قد شرک فیهم ابن لابلیس یقال له: زوال، فمن شرک فیه من الرّجال کان منکوحاً، ومن شارک فیه من النّساء کانت من الموارد، والعامل علی هذا من الرّجال إذا بلغ أربعین سنه لم یترکه... (الخبر).

ص:726


1- کنز العمّال 16: 552/45853 .
2- کتاب الفردوس 2: 390/3732 .
3- البحار 63: 269/155، الکافی 5: 549/2، علل الشّرائع: 552 ، نور الثّقلین 2: 380، روضه المتّقین 10: 72.


علّه لوذ النّساء بالرّجال آخر الزّمان

72 - فتح الباری: قال أبو موسی: عن النّبیّ صلی الله علیه و آله : وتری الرّجل الواحد یتبعه أربعون(1) نسوه یلذن به، من قلّه الرّجال وکثره النّساء.


النّکاح ألذّ الأشیاء فی الجنّه

73 - لآلئ الأخبار: (فی حدیث:) قال: فیعانقها - یعنی زوجته الإنسیّه - مقدار أربعین(2) عاماً لاتملّ منه ولایملّ منها، وقال علیه السلام : یجامعها - یعنی الحوراء - فی قوّه مائه رجل فی شهوه أربعین سنه، وقال علیه السلام : ماتلذّذ النّاس فی الدّنیا والآخره بلذّه أکثر لهم من لذّه النّساء.

نوح

نَوح نوحٍ علیه السلام علی نفسه أربعین سنه

74 - مستدرک الوسائل: نقلاً عن جامع الأخبار: وروی أنّ نوحاً علیه السلام مرّ علی کلب کریه(3) المنظر فقال نوح: ما أقبح هذا الکلب! فجثی الکلب وقال بلسان طلق ذلق: إن کنت لاترضی بخلق اللّه فحوّلنی یا نبی اللّه. فتحیّر نوح وأقبل یلوم نفسه بذلک وناح علی نفسه أربعین سنه، حتّی ناداه اللّه: إلی متی تنوح یا نوح؟ فقد تبْتُ علیک.

نور

خلْق نور المصطفی صلی الله علیه و آله والمرتضی علیه السلام قبل آدم علیه السلام

75 - تأویل الآیات الظّاهره: عن محمّد بن العبّاس رفعه إلی محمّد بن زیاد قال: سأل ابن(4)

ص:727


1- فتح الباری 9: 412.
2- لآلئ الأخبار 4: 378.
3- مستدرک الوسائل 11: 244/30، لآلئ الأخبار 2: 199 .
4- تأویل الآیات الظّاهره: 488، البحار 24: 88/4 و 25: 24/42 و 26: 345/18 و 35: 29/25 .


مهران عبدَاللّه بن العبّاس عن تفسیر قوله تعالی: «وَاِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ* وَاِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ»(1)
(1)،فقال ابن عبّاس: إنّا کنّا عند رسول اللّه صلی الله علیه و آله فأقبل علیّ بن أبیطالب علیه السلام فلمّا رآه النّبیّ صلی الله علیه و آله تبسّم فی وجهه وقال: مرحباً بمن خلقه اللّه قبل آدم بأربعین ألف عام، فقلت: یا رسول اللّه! أکان الابن قبل الأب؟! قال: نعم، إنّ اللّه تعالی خلقنی وخلق علیّاً قبل أن یخلق آدم بهذه المدّه، خلق نوراً فقسّمه نصفین فخلقنی من نصفه، وخلق علیّاً من النّصف الآخر قبل الأشیاء کلّها، ثمّ خلق الأشیاء فکانت مظلمه فنوّرها من نوری ونور علیّ ثمّ جعلنا عن یمین العرش، ثمّ خلق الملائکه فسبّحنا فسبّحت الملائکه، وهلّلنا فهلّلت الملائکه، وکبرّنا فکبّرت الملائکه، فکان ذلک من تعلیمی وتعلیم علیّ، وکان ذلک فی علم اللّه السّابق أن لا یدخل النّارَ محبٌّ لی ولعلیّ، ولا یدخل الجنّه مبغض لی ولعلیّ. ألا وإنّ اللّه عزّوجلّ خلق ملائکه بأیدیهم أباریق اللّجین مملوَّه من ماء الحیاه من الفردوس، فما أحد من شیعه علیّ إلاّ وهو طاهر الوالدین، تقیّ نقیّ مؤمن باللّه، فإذا أراد أبُ واحدِهم أن یواقع أهله جاء ملک من الملائکه الّذین بأیدیهم أباریق ماء الجنّه فیطرح من ذلک الماء فی الآنیه الّتی یشرب منها فیشرب من ذلک الماء فینبت الإیمان فی قلبه کما ینبت الزّرع، فهم علی بیّنه من ربّهم ومن نبیّهم ومن وصیّه علیّ ومن ابنتی الزّهراء، ثمّ الحسن ثمّ الحسین، ثمّ الأئمّه من ولد الحسین، فقلت: یا رسول اللّه! ومن هم الأئمّه؟ قال: أحد عشر منّی، وأبوهم علیّ بن أبیطالب. ثمّ قال النّبیّ صلی الله علیه و آله : الحمدللّه الّذی جعل محبّه علیّ والإیمان به سببین - یعنی سبباً لدخول الجنّه، وسبباً للفوز من النّار - .


أربعون نوراً لصیام یوم النّصف من شهر رمضان

76 - بحار الأنوار: عن الأمالی: بإسناده عن ابن عبّاس فی فضیله شهر رمضان، عن(2) النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: فی حدیث مقطوعاً: وقضی لکم اللّه عزّ وجلّ یوم خمسه عشر سبعین حاجه من حوائج الدّنیا والآخره، وأعطاکم اللّه ما یعطی أیّوب، واستغفر لکم حمله العرش، وأعطاکم اللّه عزّ وجلّ أربعین نوراً... (الحدیث).

ص:728


1- الصّافّات / 165 - 166 .
2- البحار 7: 299/50 و 96: 353، أمالی الصّدوق: 50 .


نزول محمل فیه أربعون نوعاً من النور

77 - بحار الأنوار: عن العلل: أبی وابن الولید معاً، عن سعد، عن الیقطینیّ عن ابن أبی(1) عمیر ومحمّد بن سنان، عن الصّبّاح المزنیّ، وسدیر الصّیرفیّ، ومحمّد بن النّعمان مؤمن

الطّاق، وعمر بن اُذینه، عن أبی عبداللّه علیه السلام . وحدّثنا محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید رضیاللّه عنه قال: حدّثنا محمّد بن الحسن الصّفّار وسعد بن عبداللّه قالا: حدّثنا محمّد بن الحسین بن أبی الخطّاب ویعقوب بن یزید ومحمّد بن عیسی، عن عبداللّه بن جبله، عن الصّبّاح المزنیّ وسدیر الصّیرفیّ ومحمّد بن النّعمان الأحول وعمر بن اُذینه، عن أبیعبداللّه علیه السلام أنّهم حضروه فقال: یا عمر بن اُذینه! ماتری هذه النّاصبه فی أذانهم وصلاتهم؟ فقلت: جعلت فداک! إنّهم یقولون: إنّ اُبیّ بن کعب الأنصاریّ رآه فی النّوم،

فقال علیه السلام : کذبوا واللّه، إنّ دین اللّه تبارک وتعالی أعزّ من أن یُری فی النّوم.

وقال أبو عبداللّه علیه السلام : إنّ اللّه العزیز الجبّار عرج بنبیّه صلی الله علیه و آله إلی سمائه سبعاً، أمّا اُولاهنّ فبارک علیه صلی الله علیه و آله ، والثّانیه علّمه فیها فرضه، والثّالثه أنزل اللّه العزیز الجبّار علیه محملاً من نور فیه أربعون نوعاً من أنواع النّور، کانت محدقه حول العرش - عرشه تبارک وتعالی - تغشی أبصار النّاظرین. أمّا واحد منها فأصفر، فمن أجل ذلک اصفرّت الصّفره، وواحد منها

أحمر، فمن أجل ذلک احمرّت الحمره، وواحد منها ابیضّ، فمن أجل ذلک ابیضّ البیاض، والباقی علی عدد سائر ما خلق اللّه من الأنوار والأ لوان. فی ذلک المحمل حلق وسلاسل من فضّه، فجلس فیه ثمّ عرج به إلی السّماء الدّنیا، فنفرت الملائکه إلی أطراف السّماء، ثمّ خرّت سجّداً فقالت: سبّوح قدّوس، ربّنا وربّ الملائکه والرّوح! ما أشبه هذا النّور بنور

ربّنا! فقال جبرئیل علیه السلام : اللّه أکبر، اللّه أکبر! فسکتت الملائکه وفتحت أبواب السّماء، واجتمعت الملائکه ثمّ جاءت فسلّمت علی النّبیّ صلی الله علیه و آله أفواجاً، ثمّ قالت: یا محمّد! کیف

ص:729


1- البحار 18: 354/66 و 82: 237/1، علل الشّرائع: 312/1، الکافی 3: 482/1، نور الثّقلین 3: 114، روضه المتّقین 2: 213، جامع أحادیث الشّیعه 5: 7.

أخوک؟ قال: بخیر، قالت: فإن أدرکته فاقرئه منّا السّلام، فقال النّبیّ صلی الله علیه و آله : أتعرفونه؟ فقالوا: کیف لم نعرفه وقد أخذ اللّه عزّ وجلّ میثاقک ومیثاقه منّا؟! وإنّا لنصلّی علیک وعلیه. ثمّ زاده أربعین نوعاً من أنواع النّور لا یشبه شیء منه ذلک النّور الأوّل، وزاده فی محمله حلقاً وسلاسل، ثمّ عرج به إلی السّماء الثّانیه، فلمّا قرب من باب السّماء تنافرت الملائکه

إلی أطراف السّماء وخرّت سجّداً وقالت: سبّوح قدّوس! ربّ الملائکه والرّوح! ما أشبه

هذا النّور بنور ربّنا! فقال جبرئیل علیه السلام : أشهد أن لا إله إلاّ اللّه! أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، فاجتمعت الملائکه، وفتحت أبواب السّماء وقالت: یا جبرئیل! من هذا معک؟ فقال: هذا محمّد، قالوا: وقد بُعث؟! قال: نعم.

قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : فخرجوا إلیّ شبه المعانیق فسلّموا علیّ، وقالوا: أقرئ أخاک السّلام، فقلت: هل تعرفونه؟ قالوا: نعم، وکیف لا نعرفه وقد أخذ اللّه میثاقک ومیثاقه ومیثاق شیعته إلی یوم القیامه علینا؟! وإنّا لنتصفّح وجوه شیعته فی کلّ یوم خمساً - یعنون فی وقت کلّ صلاه - . قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله . ثمّ زادنی ربّی عزّ وجلّ أربعین نوعاً من أنواع النّور لا تشبه الأنوار الأُوَل، وزادنی حلقاً وسلاسل، ثمّ عرج بی إلی السّماء الثّالثه فنفرت الملائکه إلی أطراف السّماء وخرّت سجّداً وقالت: سبّوح قدّوس ربّ الملائکه والرّوح! ما هذا النّور

الّذی یشبه نور ربّنا؟! فقال جبرئیل: أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه، أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه! فاجتمعت الملائکه وفتحت أبواب السّماء وقالت: مرحباً بالأوّل، ومرحباً بالآخر، ومرحباً بالحاشر، ومرحباً بالنّاشر، محمّد خاتم النّبیّین، وعلیّ خیر الوصیّین. فقال

رسول اللّه صلی الله علیه و آله : سلَّموا علیّ، وسألونی عن علیّ أخی، فقلت: هو فی الأرض خلیفتی، أوَ تعرفونه؟! فقالوا: نعم، کیف لا نعرفه وقد نحجّ البیت المعمور فی کلّ سنه مرّه، وعلیه رقّ

أبیض فیه اسم محمّد وعلیّ والحسن والحسین والأئمّه وشیعتهم إلی یوم القیامه؟! وإنّا لنبارک علی رؤسهم بأیدینا.

ثمّ زدانی ربّی عزّ وجلّ أربعین نوعاً من أنواع النّور لا تشبه شیئاً من تلک الأنوار الأُول، وزادنی حلقاً وسلاسل. ثمّ عرج بی إلی السّماء الرّابعه فلم تقل الملائکه شیئاً،

وسمعت دویّاً کأنّه فی الصّدور، واجتمع الملائکه ففتحت أبواب السّماء، وخرجت إلیّ

ص:730

معانیق، فقال جبرئیل علیه السلام : حیّ علی الصّلاه، حیّ علی الصّلاه، حیّ علی الفلاح حیّ علی الفلاح! فقالت الملائکه: صوتین مقرونین، بمحمّد تقوم الصّلاه وبعلیّ الفلاح، فقال جبرئیل: قد قامت الصّلاه، قد قامت الصّلاه! فقالت الملائکه: هی لشیعته أقاموها إلی یوم

القیامه. ثمّ اجتمعت الملائکه فقالوا للنّبیّ صلی الله علیه و آله : أین ترکت أخاک؟ وکیف هو؟ فقال لهم: أتعرفونه؟! فقالوا: نعم، نعرفه وشیعته، وهو نور حول عرش اللّه، وإنّ فی البیت المعمور لرقّاً من نور، فیه کتاب من نور، فیه اسم محمّد وعلیّ والحسن والحسین والأئمّه علیهم السلام وشیعتهم لا یزید فیهم رجل ولا ینقص منهم رجل، إنّه لمیثاقنا الّذی اُخذ علینا، وإنّه لیُقرأ علینا فی کلّ یوم جمعه. فسجدت للّه شکراً، فقال: یا محمّد! ارفع رأسک... (الحدیث).

توسعه قبر المؤمن بالنّور أربعین فرسخاً

78 - بحار الأنوار: عن الاختصاص:أحمد بن محمّد بن عیسی، عن سعید بن جناح،(1) عن عوف بن عبداللّه الأزدیّ، عن بعض أصحابنا، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله إذا أراد اللّه تبارک وتعالی قبض روح المؤمن قال: یا ملک الموت، انطلق أنت وأعوانک إلی عبدی...(إلی أن قال:) فیقول له الأرض: مرحباً یا ولیّ اللّه، مرحباً بک، أما واللّه لقد کنتُ اُحبّک... (إلی أن قال:) ولأوسّعنّ مدخلک، إنّما أنا روضه من ریاض

الجنّه أو حفره من حفر النّار. قال: ثمّ یبعث اللّه إلیه ملکاً فیضرب بجناحیه عن یمینه وعن

شماله ومن بین یدیه ومن خلفه فیوسّع له من کلّ طریقه أربعین فرسخاً نوراً...(الحدیث).

فی وصف نار جهنّم

79 - جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله : أبو سعید الخدریّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله :(2)

لِسُرادقِ النّار أربع جدُر کثفُ، کلّ جدار مسیره أربعین سنه، قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لو أنّ رصاصهً مثل هذه - وأشار إلی مثل الجمجمه - اُرسلت من السّماء إلی الأرض - وهی

ص:731


1- البحار 8 : 207/205، الاختصاص:347.
2- جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله : 145/8031 و 8032، کنز العمّال 14: 520/39472 و 39473 .

مسیره خمسمائه سنه - لبلغت الأرض قبل اللّیل، ولو أنّها اُرسلت من رأس السّلسله لسارت أربعین خریفاً اللّیلَ والنّهار قبل أن تبلغ أصلها أو قعرها.

81 - کنز العمّال: مسنداً عن عبداللّه بن الحارث: إنّ فی النّار حیّات کأمثال أعناق(1) البخت الموکفه، تلسع إحداهنّ اللّسعه فیجد حموتها أربعین خریفاً، وإنّ فی النّار عقارب کأمثال البغال الموکفه، تلسع إحداهنّ اللّسعه فیجد حموتها أربعین سنه.

82 - کنز العمّال: إنّ أهل النّار یعظمون فی النّار حتّی یصیر ما بین شحمه اُذن أحدهم(2) إلی عاتقه مسیره سبعمائه عام، وغلظ جلد أحدهم أربعین ذراعاً.

نوق

خبر النّاقه

83 - بحار الأنوار: عن الأمالی: الهمدانیّ، عن عمر بن سهل بن إسماعیل الدّینوریّ،(3)

عن زید بن إسماعیل الصّائغ، عن معاویه بن هشام، عن سفیان، عن عبدالملک بن عمیر، عن خالد بن ربعیّ (فی حدیث طویل) قال أمیر المؤمنین علیه السلام لسلمان الفارسیّ: یا أباعبداللّه! اُعرض الحدیقه الّتی غرسها رسول اللّه صلی الله علیه و آله لی علی التّجّار. قال: فدخل سلمان

إلی السّوق وعرض الحدیقه، فباعها باثنی عشر ألف درهم، وأحضر المال وأحضر الأعرابیّ فأعطاه أربعه آلاف درهم وأربعین درهماً نفقه، والنّاقه الّتی باعها جبرئیل علیه السلام من أمیرالمؤمنین علیه السلام بمائه واشتراها منه میکائیل بمائه وسبعین. قال علیّ علیه السلام : خذ

السّبعین والمائه وسلّم النّاقه... (الحدیث).

ص:732


1- کنز العمّال 214: 526/39503 .
2- کنز العمّال 14: 529/39518 و 530/39522 و 533/39536 و 658/39792، کتاب الفردوس 1: 216/826 .
3- البحار 41: 44/1، أمالی الصّدوق: 379 .

إراءه علیّ علیه السلام ناقه ثمود لسلمان ومااُخرج له منها

84 - بحار الأنوار: عن نوادر المعجزات بإسناده إلی الصّدوق، عن محمّد بن الحسن(1) الصّفّار، عن محمّد بن زکریّا، عن أبی المعافا، عن وکیع، عن زاذان، عن سلمان، قال: کنّا

مع أمیر المؤمنین علیه السلام ونحن نذکر شیئاً من معجزات الأنبیاء فقلت له: یا سیّدی! اُحبّ أن ترینی ناقه ثمود وشیئاً من معجزاتک، قال: أفعل. ثمّ وثب فدخل منزله وخرج إلیّ وتحته

فرس أدهم، وعلیه قباء أبیض وقلنسوه بیضاء، ونادی: یا قنبر! أخرج إلیّ ذلک الفرس. فأخرج فرساً أغرّ أدهم، فقال لی: إرکب یا أبا عبداللّه. قال سلمان: فرکبته فإذا له جناحان ملتصقان إلی جنبه، فصاح به الإمام فتحلّق فی الهواء، وکنت أسمع خفیق أجنحه الملائکه تحت العرش، ثمّ خطونا علی ساحل بحر عجّاج، مغطمط الأمواج، فنظر إلیه الإمام شزراً، فسکن البحر، فقلت: یا سیّدی! سکن البحر من غلیانه من نظرک إلیه، فقال: یا سلمان! حسبنی أنّی آمر فیه بأمر. ثمّ قبض علی یدی وسار علی وجه الماء والفرسان یتبعاننا لایقودهما أحد، فواللّه ما ابتلّت أقدامنا ولا حوافر الخیل، فعبرنا ذلک البحر ووقعنا إلی

جزیره کثیره الأشجار والأثمار والأطیار والأنهار، وإذا شجره عظیمه بلا ثمر بل ورد وزهر، فهزّها بقضیب کان فی یده فانشقّت وخرج منها ناقه طولها ثمانون ذراعاً وعرضها أربعون ذراعاً خلفها فصیل، فقال لی: اُدن منها واشرب من لبنها. فدنوت وشربت حتّی رویت، وکان أعذب من الشّهد وألین من الزّبد، وقد اکتفیت، قال: هذا حسن؟ قلت: حسن یا سیّدی، قال: ترید أن اُریک أحسن منها؟ فقلت: نعم یا سیّدی، قال: یا سلمان! ناد: اُخرجی یا حسناء. فنادیت فخرجت ناقه طولها مائه وعشرون ذراعاً وعرضها ستّون ذراعاً من الیاقوت الأحمر وزمامها من الیاقوت الأصفر، وجنبها الأیمن من الذّهب، وجنبها الأیسر من الفضّه وضرعها من اللّؤؤالرّطب، فقال: یا سلمان! اشرب من لبنها. قال سلمان: فالتقمت الضّرع فإذا هی تحلب عسلاً صافیاً محضاً، فقلت: یا سیّدی! هذه لمن؟ قال: هذه لک ولسائر الشّیعه من أولیائی، ثمّ قال لها: إرجعی. فرجعت من الوقت وسار بی

فی تلک الجزیره حتّی ورد بی إلی شجره عظیمه وفی أصلها مائده عظیمه علیها طعام

ص:733


1- البحار 57: 339/31 و 42: 50/1، إثبات الهداه 2: 525 .

تفوح منه رائحه المسک، وإذا بطائر فی صوره النّسر العظیم، قال: فوثب ذلک الطّیر فسلّم

علیه ورجع إلی موضعه، فقلت: یا سیّدی! ما هذه المائده؟ قال: هذه مائده منصوبه فی هذا

الموضع للشّیعه من موالیَّ إلی یوم القیامه، فقلت: ما هذا الطّائر؟ فقال: ملک موکّل بها، فقلت: وحده یا سیّدی؟ فقال: یجتاز به الخضر فی کلّ یوم مرّه... (الحدیث).

85 - بحار الأنوار: عن الخرائج: (فی حدیث طویل) وإنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله لمّا وصف علیّاً علیه السلام (1) وشبّهه بعیسی علیه السلام قال تعالی: «وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً اِذَا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ»(1)(2)وإنْ أخرج اللّه لصالح علیه السلام ناقه من الجبل لها شرب ولقومه شرب، فقد أخرج تعالی لوصیّ محمّد صلی الله علیه و آله خمسین ناقه أو أربعین مرّه ومائه ناقه مرّه من الجبل قضی بها دین محمّد صلی الله علیه و آله ووعده ... (الخبر).

ص:734


1- البحار 17: 252 .
2- الزّخرف / 57 .

حرف الهاء

هجر

هجر رسول اللّه صلی الله علیه و آله بعض نسائه

1 - سنن أبی داود: قال أبو داود: النّبیّ صلی الله علیه و آله هجر بعض نسائه أربعین یوماً، وابن عمر(1) هجر ابناً له إلی أن مات.

هجر عائشه لابن الزّبیر

2 - حلیه الأولیاء: مسنداً عن الزّهری: أخبرنی عوف بن الحارث بن الطّفیل - وهو ابن(2) أخی عائشه لأ مّها - أنّ عائشه باعت رباعها، فقال ابن الزّبیر: لأحجرنّ علیها، فقالت

عائشه: للّه علیّ أن لا اُکلّم ابن الزّبیر حتّی اُفارق الدّنیا. فطالت هجرتها، فاستشفع ابن الزّبیر بکلّ أحد فأبت أن تکلّمه فقالت: واللّه لا آثم فیه أبداً. فلمّا طالت هجرتها کلّم المسورُ بن مخرمه وعبدالرّحمان بن الأسود عائشه فدخلوا علیها معهم ابن الزّبیر فاعتنقها

ابن الزّبیر فبکی وبکت عائشه بکاء کثیراً، وناشدها ابن الزّبیر اللّه والرّحم فلمّا أکثروا علیها کلّمته، ثمّ بعثت إلی الیمن فابتیع لها أربعون رقبه فأعتقتها.

3 - الأحادیث القدسیّه: (فی حدیث): إنّ المسور بن مخرمه وعبد الرّحمان بن الأسود(3)

ص:735


1- سنن أبی داود 4: 280/4916 .
2- حلیه الأولیاء 2: 49 .
3- الأحادیث القدسیّه 1: 255/258، السّنن الکبری للبیهقیّ 6: 62، فتح الباری 10: 603/6073 جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله 7: 415/4934 .

ابن عبد یغوث استأذنا علی عائشه فقالا: السّلام علیک ورحمه اللّه وبرکاته، أندخل؟ قالت عائشه: وادخلوا، قالوا: کلّنا؟ قالت: نعم، اُدخلوا کلّکم - ولا تعلم أنّ معهما ابن الزّبیر - فلمّا دخلوا دخل ابن الزّبیر الحجاب فاعتنق عائشه، وطفق یناشدها ویبکی، وطفق المسور وعبد الرّحمان یناشدانها إلاّ ما کلّمته وقبلت منه، ویقولان: إنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله نهی عمّا علمْتِ من الهجره، فإنّه لا یحلّ لمسلم أن یهجر أخاه فوق ثلاث لیال. فلمّا أکثروا علی

عائشه من التّذکره والتّحریج طفقت تذکرهما وتبکی، وتقول: إنّی نذرت والنّذر شدید. فلم یزالا بها حتّی کلّمت ابن الزّبیر، وأعتقت فی نذرها ذلک أربعین رقبه.

هدی

نصّ العسکریّ علیه السلام علی إمامه المهدیّ علیه السلام بمحضر أربعین رجلاً

4 - بحار الأنوار: عن کمال الدّین: عن ماجیلویه، عن محمّد العطّار، عن جعفر(1) الفزاریّ، عن معاویه بن حکیم ومحمّد بن أیّوب بن نوح ومحمّد بن عثمان العَمریّ قالوا:

عرض علینا أبو محمّد الحسن بن علیّ علیهماالسلام ابنه ونحن فی منزله، وکنّا أربعین رجلاً، فقال: هذا إمامکم من بعدی وخلیفتی علیکم، أطیعوا ولا تتفرّقوا من بعدی فتهلکوا فی أدیانکم،

أما إنّکم لا ترونه بعد یومکم هذا. قالوا: فخرجنا من عنده، فما مضت إلاّ أیّام قلائل حتّی مضی أبو محمّد علیه السلام .

5 - بحار الأنوار: عن کمال الدّین: قال جعفر بن محمّد بن مالک الفزاریّ البزّاز - عن(2) جماعه من الشّیعه منهم علیّ بن بلال، وأحمد بن هلال، ومحمّد بن معاویه بن حکیم،

والحسن بن أیّوب بن نوح، فی خبر طویل مشهور - قالوا جمیعاً: اجتمعنا إلی أبی محمّد الحسن بن علیّ علیه السلام نسأله عن الحجّه من بعده، وفی مجلسه أربعون رجلاً... (إلی أن قال:) فقال: هذا إمامکم من بعدی... (الحدیث).

ص:736


1- البحار 52: 25/19، کمال الدّین: 435/2، إحقاق الحقّ 19: 641/10، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 4: 251 و 252، سفینه البحار 4: 801 .
2- البحار 51: 346، کمال الدّین 2: 435 .


أربعون حدیثاً فی شأن المهدیّ علیه السلام

6 - بحار الأنوار: نقلاً عن کشف الغمّه: وقع لی أربعون حدیثاً جمعها الحافظ أبونعیم(1) أحمد بن عبداللّه فی أمر المهدیّ علیه السلام أوردتها سرداً کما أوردها واقتصرت علی ذکر الرّاوی عن النّبیّ صلی الله علیه و آله .

الأوّل: عن أبی سعید الخدریّ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أنّه قال: یکون من اُمّتی المهدیّ، إن قصر عمره فسبع سنین وإلاّ فثمان وإلاّ فتسع، یتنعّم اُمّتی فی زمانه نعیمًا لم یتنعّموا مثله قطّ ، البرّ والفاجر، یرسل السّماء علیهم مدراراً، ولا تدّخر الأرض شیئاً من نباتها.

الثّانی: فی ذکر المهدیّ علیه السلام وأنّه من عتره النّبیّ صلی الله علیه و آله ، وعن أبی سعید الخدریّ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أنّه قال: تُملأ الأرض ظلماً وجوراً فیقوم رجل من عترتی فیملأها قسطاً وعدلاً، یملک سبعاً أوتسعاً.

الثّالث: وعنه قال: قال النّبیّ صلی الله علیه و آله : لا تنقضی السّاعه حتّی یملک الأرضَ رجل من أهل بیتی، یملأ الأرض عدلاً کما مُلئت جوراً، یملک سبع سنین.

الرّابع: فی قوله لفاطمه علیهاالسلام : المهدیّ من ولْدک. عن الزهریّ، عن علیّ بن الحسین، عن أبیه علیهماالسلام أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال لفاطمه علیهاالسلام : المهدیّ من ولدک.

الخامس: قوله صلی الله علیه و آله : إنّ منهما مهدیّ هذه الاُمّه، یعنی الحسن والحسین علیهماالسلام . عن علیّ ابن هلال، عن أبیه قال: دخلت علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله وهو فی الحاله الّتی قبض فیها فإذا فاطمه عند رأسه، فبکت حتّی ارتفع صوتها فرفع رسول اللّه صلی الله علیه و آله إلیها رأسه فقال: حبیبتی فاطمه! ما الّذی یبکیک؟ فقالت: أخشی الضّیعه من بعدک، فقال: یا حبیبتی أما علمت أنّ اللّه عزّ وجلّ اطّلع علی الأرض اطّلاعه فاختار منها أباک فبعثه برسالته، ثمّ اطّلع اطّلاعه فاختار منها بعلک وأوحی إلیّ أن اُنکحک إیّاه. یا فاطمه! ونحن أهل بیت قد أعطانا اللّه عزّ وجلّ سبع خصال لم یعطِ أحداً قبلنا ولا یعطی أحداً بعدنا، أنا خاتم النّبیّین وأکرم النّبیّین علی اللّه عزّ وجلّ، وأحبّ المخلوقین إلی اللّه عزّوجلّ، وأنا أبوک، ووصیّی خیر الأوصیاء وأحبّهم إلی اللّه عزّ وجلّ وهو بعلک، وشهیدنا خیر الشّهداء وأحبّهم إلی اللّه عزّ وجلّ وهو حمزه بن عبدالمطّلب عمّ أبیک وعمّ بعلک،

ص:737


1- البحار 51: 78/37، کشف الغمّه 2: 467، إثبات الهداه 3: 591 - 597 و 2: 273، إحقاق الحقّ 4: 107 و 13: 269.


ومنّا من له جناحان یطیر فی الجنّه مع الملائکه حیث یشاء وهو ابن عمّ أبیک وأخو بعلک ومنّا سبطا هذه الاُمّه وهما ابناک الحسن والحسین وهما سیّدا شباب أهل الجنّه، وأبوهما - والّذی بعثنی بالحقّ - خیر منهما. یا فاطمه! والّذی بعثنی بالحقّ، إنّ منهما مهدیَّ هذه الاُمّه إذا صارت الدّنیا هرجًا ومرجًا... (الخبر).

السّادس: فی أنّ المهدیّ هو الحسینیّ، وبإسناده عن حذیفه رضی اللّه عنه قال: خطبنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله فذکّرنا ماهو کائن ثمّ قال: لو لم یبق من الدّنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه عزّ وجلّ ذلک الیوم حتّی یبعث رجلاً من ولدی، اسمه اسمی. فقام سلمان رحمه اللّه فقال: یا رسول اللّه! من أیّ ولدک هو؟ قال: من ولَدی هذا. وضرب بیده علی الحسین علیه السلام .

السّابع: فی القریه الّتی یخرج منها المهدیّ، وبإسناده عن عبداللّه بن عمر قال: قال النّبیّ صلی الله علیه و آله : یخرج المهدیّ من قریه یقال لها: کرعه.

الثّامن: فی صفه وجه المهدیّ، بإسناده عن حذیفه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : المهدیّ رجل من ولْدی، وجهه کالکوکب الدّرّیّ.

التّاسع: فی صفه لونه وجسمه، بإسناده عن حذیفه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : المهدیّ رجل من ولدی، لونه لون عربیّ وجسمه جسم إسرائیلیّ، علی خدّه الأیمن خال کأنّه کوکب درّیّ، یملأ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً، یرضی فی خلافته أهل الأرض وأهل السّماء والطّیر فی الجوّ.

العاشر: فی صفه جبینه، بإسناده عن أبی سعید الخدریّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : المهدیّ منّا، أجلی الجبین أقنی الأنف.

الحادی عشر: فی صفه أنفه، بإسناده عن أبی سعید الخدریّ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أنّه قال: المهدیّ منّا أهل البیت، رجل من اُمّتی أشمّ الأنف، یملأُ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً.

الثّانی عشر: فی خاله، علی خدّه الأیمن، وبإسناده عن أبی أمامه الباهلیّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : بینکم وبین الرّوم أربع هدن، یوم الرّابعه علی ید رجل من آل هرقل یدوم سبع سنین. فقال له رجل من عبدالقیس یقال له: المستورد بن غیلان: یا رسول اللّه! مَن

ص:738

إمام النّاس یومئذ؟ قال: المهدیّ من ولدی ابن أربعین سنه، کأنّ وجهه کوکب درّیّ، فی خدّه الأیمن خال أسود، علیه عباءتان قطریّتان، کأنّه من رجال بنی إسرائیل، یستخرج الکنوز ویفتح مدائن الشّرک.

الثّالث عشر: قوله صلی الله علیه و آله المهدیّ أفرق الثّنایا، بإسناده عن عبدالرّحمان بن عوف قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لیبعثنّ اللّه من عترتی رجلاً أفرق الثّنایا، أجلی الجبهه، یملأ الأرض عدلاً، یفیض المال فیضاً.

الرّابع عشر: فی ذکر المهدیّ علیه السلام وهوإمام صالح، بإسناده عن أبی أمامه قال: خطبنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله وذکر الدّجّال فقال: فتنفی المدینه الخبث کما ینفی الکیر خبث الحدید، ویُدعی ذلک الیوم یوم الخلاص. فقالت اُمّ شریک: فأین العرب یومئذ یا رسول اللّه؟ قال: هم قلیل یومئذ وجلّهم ببیت المقدس، إمامهم المهدیّ رجل صالح.

الخامس عشر: فی ذکر المهدیّ علیه السلام وأنّ اللّه یبعثه عیاناً للنّاس، وباسناده عن أبی سعید الخدریّ أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: یخرج المهدیّ فی اُمّتی یبعثه اللّه عیاناً للنّاس، یتنعّم الاُمّه وتعیش الماشیه، وتخرج الأرض نباتها ویُعطی المال صحاحاً.

السّادس عشر: فی قوله صلی الله علیه و آله علی رأسه غمامه، وبإسناده عن عبداللّه بن عمر قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : یخرج المهدیّ وعلی رأسه غمامه فیها مناد ینادی: هذا المهدیّ خلیفه اللّه فاتّبعوه.

السّابع عشر: فی قوله صلی الله علیه و آله علی رأسه ملَک، وبإسناده عن عبداللّه بن عمر قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : یخرج المهدیّ وعلی رأسه ملک ینادی: هذا المهدیّ فاتّبعوه.

الثّامن عشر: فی بشاره النّبیّ صلی الله علیه و آله اُمّته بالمهدیّ، بإسناده عن أبی سعید الخدریّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : اُبشّرکم بالمهدیّ، یُبعث فی اُمّتی علی اختلاف من النّاس وزلازل، فیملأُ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً، یرضی عنه ساکن السّماء وساکن الأرض، یقسم المال صحاحاً. فقال له رجل: وما صحاحاً؟ قال: السّویّه بین النّاس.

التّاسع عشر: فی اسم المهدیّ علیه السلام وبإسناده عن عبداللّه بن عمر قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لا یقوم السّاعه حتّی یملک رجل من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی، یملأُ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً.

ص:739

العشرون: فی کنیته علیه السلام ، وبإسناده عن حذیفه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لو لم یبق من الدّنیا إلاّ یوم واحد لبعث اللّه فیه رجلاً، اسمه اسمی وخلقه خلقی، یکنّی أبا عبداللّه .

الحادی والعشرون: فی ذکر اسمه، وبإسناده عن ابن عمر قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لایذهب الدّنیا حتّی یبعث اللّه رجلاً من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی واسم أبیه اسم أبی، یملأُها قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً وظلماً.

الثّانی والعشرون: فی ذکر عدله علیه السلام ، وبإسناده عن أبی سعید الخدریّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لتُملأنّ الأرض ظلماً وعدواناً، ثمّ لیخرجنّ رجل من أهل بیتی حتّی یملأُها قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً - عدواناً - وظلماً.

الثّالث والعشرون: فی خُلقه، وبإسناده عن زرّ، عن عبداللّه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : یخرج رجل من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی وخلقه خلقی، یملأُها قسطاً وعدلاً.

الرّابع والعشرون: فی عطائه علیه السلام ، بإسناده عن أبی سعید الخدریّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یکون عند انقطاع من الزّمان وظهور من الفتن رجل یقال له: المهدیّ، یکون عطاؤ هنیئاً.

الخامس والعشرون: فی ذکر المهدیّ علیه السلام وعلمه بسنّه النّبیّ صلی الله علیه و آله ، بإسناده عن أبی سعید الخدریّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : یخرج رجل من أهل بیتی ویعمل بسنّتی، و ینزّل اللّه له البرکه من السّماء وتخرج الأرض برکتها، وتُملأُ به الأرض عدلاًکما ملئت ظلماً وجوراً، ویعمل علی هذه الاُمّه سبع سنین وینزل بیت المقدس.

السّادس والعشرون: فی مجیئه ورایاته، وبإسناده عن ثوبان أنّه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إذا رأیتم الرّایات السّود قد أقبلت من خراسان فائتوها ولو حَبواً علی الثّلج، فإنّ فیها خلیفه اللّه المهدیّ.

السّابع والعشرون: فی مجیئه من قبل المشرق، وبإسناده عن عبداللّه قال: بینا نحن عند رسول اللّه صلی الله علیه و آله إذ أقبلت فتیه من بنیهاشم، فلمّا رآهم النّبیّ صلی الله علیه و آله اغرورقت عیناه وتغیّر لونه، فقالوا: یا رسول اللّه! ما نزال نری فی وجهک شیئاً نکرهه!

ص:740

فقال: إنّا أهل بیت اختار اللّه لنا الآخره علی الدّنیا، وإنّ أهل بیتی سیلقون بعدی بلاء وتشریداً وتطریداً، حتّی یأتی قوم من قِبل المشرق ومعهم رایات سود فیسألون الحقّ فلایُعطَونه، فیقاتلون وینصرون فیعطَون ماسألوا، فلا یقبلون حتّی یدفعوه إلی رجل من أهل بیتی فیملأها قسطاً کما ملأوها جوراً، فمن أدرک ذلک منکم فلیأتهم ولوحبواً علی الثّلج.

الثّامن والعشرون: فی مجیئه علیه السلام وعود الإسلام به عزیزاً، وبإسناده عن حذیفه قال: سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ویح هذه الأمّه من ملوک جبابره کیف یقتلون ویخیفون المطیعین إلاّ من أظهر طاعتهم! فالمؤمن التّقیّ یصانعهم بلسانه ویفرّ منهم بقلبه، فإذا أراد اللّه عزّ وجلّ أن یعید الإسلام عزیزاً قصم کلّ جبّار عنید، وهو القادر علی مایشاء أن یصلح اُمّه بعد فسادها. فقال علیه السلام : یا حذیفه! لولم یبق من الدّنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتّی یملک رجل من أهل بیتی، تجری الملاحم علی یدیه ویظهر الاسلام، لایخلف وعده وهو سریع الحساب.

التّاسع والعشرون: فی تنعّم الاُمّه فی زمن المهدیّ علیه السلام ، وبإسناده عن أبی سعید الخدریّ عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: یتنعّم اُمّتی فی زمن المهدیّ نعمه لم یتنعّموا قبلها قطّ ، یرسل السّماء علیهم مدراراً، ولا تدع الأرض شیئاً من نباتها إلاّ أخرجته.

الثّلاثون: فی ذکر المهدیّ وهو سیّد من سادات الجنّه، وبإسناده عن أنس بن مالک أنّه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : نحن بنو عبدالمطّلب سادات أهل الجنّه: أنا وأخی علیّ، وعمّی حمزه، وجعفر والحسن والحسین والمهدیّ.

الحادی والثّلاثون: فی مُلکه، وبإسناده عن أبی هریره قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لو لم یبق من الدّنیا إلاّ لیله لملک فیها رجل من أهل بیتی.

الثّانی والثّلاثون: فی خلافته، وبإسناده عن ثوبان قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : یقتل عند کنزکم ثلاثه کلّهم ابن خلیفه، ثمّ لایصیر إلی واحد منهم، ثمّ تجیء الرّایات السّود فیقتلونهم قتلاً لم یقتله قوم، ثمّ یجیء خلیفه اللّه المهدیّ، فإذا سمعتم به فائتوه فبایعوه فإنّه خلیفه اللّه المهدیّ.

الثّالث والثّلاثون: فی قوله صلی الله علیه و آله إذا سمعتم بالمهدیّ فائتوه فبایعوه، وبإسناده عن ثوبان

ص:741

قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : تجیء الرّایات السّود من قِبل المشرق کأنّ قلوبهم زبر الحدید، فمن سمع بهم فلیأتهم فبایعهم ولوحبواً علی الثّلج .

الرّابع والثّلاثون: فی ذکر المهدیّ وبه یؤّف اللّه بین قلوب العباد، وبإسناده عن علیّ بن أبی طالب علیه السلام قال: قلت: یا رسول اللّه، أمِنّا آلَ محمّدٍ المهدیُّ أم مِن غیرنا؟ فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لا، بل منّا، یختم اللّه به الدّین کما فتح بنا، وبنا یُنقَذون من الفتن کما اُنقذوا من الشّرک، وبنا یؤّف اللّه بین قلوبهم بعد عداوه الفتنه إخواناً کما أ لّف بینهم بعد عداوه الشّرک إخواناً فی دینهم.

الخامس والثّلاثون: فی قوله صلی الله علیه و آله لا خیر فی العیش بعد المهدیّ، وبإسناده عن عبداللّه بن مسعود قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لو لم یبق من الدّنیا إلاّ لیله لطوّل اللّه تلک اللّیله حتّی یملک رجل من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی واسم أبیه اسم أبی، یملأها قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً، ویقسم المال بالسّویّه، ویجعل اللّه الغنی فی قلوب هذه الاُمّه، فیملک سبعاً أوتسعاً، لاخیر فی العیش بعد المهدیّ.


السّادس والثّلاثون: فی ذکر المهدیّ وبیده تُفتح القسطنطینیّه، وبإسناده عن أبی هریره عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: لاتقوم السّاعه حتّی یملک رجل من أهل بیتی یفتح القسطنطینیّه وجبل الدّیلم، ولو لم یبق إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتّی یفتحها.

السّابع والثّلاثون: فی ذکر المهدیّ وهو یجیء بعد ملوک جبابره، وباسنإده عن قیس بن جابر، عن أبیه، عن جدّه أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: سیکون بعدی خلفاء، ومن بعد الخلفاء اُمراء، ومن بعد الاُمراء ملوک جبابره، ثمّ یخرج رجل من أهل بیتی یملأ الأرض عدلاً کما

ملئت جوراً.

الثّامن والثّلاثون: فی قوله صلی الله علیه و آله : منّا الّذی یصلّی عیسی بن مریم علیه السلام خلفه، وبإسناده عن أبی سعید الخدریّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : منّا الّذی یصلّی عیسی بن مریم علیه السلام خلفه.

التّاسع والثّلاثون: وهو یکلّم عیسی بن مریم علیه السلام ، وبإسناده عن جابر بن عبداللّه قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ینزل عیسی بن مریم علیه السلام فیقول أمیرهم المهدیّ: تعال صلّ بنا، فیقول: ألا إنّ بعضکم علی بعض اُمراء، تکرمهً من اللّه عزّ وجلّ لهذه الاُمّه.

ص:742

الأربعون: فی قوله صلی الله علیه و آله فی المهدیّ علیه السلام ، وبإسناده یرفعه إلی محمّد بن إبراهیم الإمام حدّثه أنّ أباجعفر المنصور حدّثه عن أبیه، عن جدّه، عن عبداللّه بن العبّاس رضیاللّه عنهما قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لن تهلک اُمّه أنا فی أوّلها، وعیسی بن مریم فی آخرها، والمهدیّ فی وسطها.


مایتعلّق بظهور المهدیّ علیه السلام وصفته ومدّه دولته

7 - إثبات الهداه: - روی بعض أصحابنا المعاصرین من أنّهم رووا الأخبار(1) بمدّه ملک المهدیّ واختلفوا فیها. قال: وقد روی عن حذیفه عشرون سنه وأربعون سنه. وعن دینار بن دینار أربعه وعشرون سنه. وعن حمزه بن حبیب ثلاثون سنه. وعن أرطاه أربعون سنه. وعن أمیرالمؤمنین علیه السلام التّردید بین الثّلاثین وأربعین والعلم عند اللّه.

8 - إحقاق الحقّ:قد تواترت الأخبار عن النّبیّ صلی الله علیه و آله بخروج المهدیّ، وفی بعض الآثار(2) أنّه یخرج فی وتر من السّنین سنه إحدی أو ثلاثه أوخمس أوسبع أوتسع... (إلی أن قال:) وجاء فی روایات اُخری زیاده مدّته علی ماُذکر، ففی روایه أنّها أربعون سنه.

9 - إحقاق الحقّ: عن نعیم بن حمّاد عن علیّ علیه السلام قال: المهدیّ یولد بالمدینه من أهل(3) بیت النّبیّ صلی الله علیه و آله ... (إلی أن قال:) یخرج برایه النّبیّ صلی الله علیه و آله من مرطٍ مخمَّلهٍ سوداء مُرَبَّعَهٍ فیها حجر وحجج ؛ لم تنتشر منذ توفّی رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، ولا تنتشر حتّی یخرج المهدیّ، ویُمدّ بثلاثه آلاف من الملائکه، یضربون وجوه مَن خالفه وأدبارهم، یُبعث وهو ما بین الثّلاثین إلی الأربعین.

10 - إحقاق الحقّ: نقلاً عن القرطبیّ، من حدیث ابن مسعود: المهدیّ یخرج فی آخر(4) الزّمان من المغرب الأقصی، یمشی النّصر من بین یدیه أربعین میلاً، رایاته بیض وصفر، فیها رقوم فیها اسم اللّه الأعظم مکتوب، فلا تنهزم له رایه.

ص:743


1- إثبات الهداه 3: 624.
2- إحقاق الحقّ 19: 695 .
3- إحقاق الحقّ 19: 654 و 668 و 13: 320 و 321، کنز العمّال 14: 589/39671، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 3: 47 .
4- إحقاق الحقّ 13: 373 و 374 .

11 - إحقاق الحقّ: مسنداً عن الهیثم بن عبدالرّحمان، عن علیّ علیه السلام قال: یلی(1) المهدیُ علیه السلام النّاس أربعین سنه. وفی روایه عن أرطأه قال: المهدیّ علیه السلام ابن ستّین سنه، ویبقی أربعین عاماً.

12 - کنز العمّال: عن قتاده قال: کان یقال: إنّ المهدیّ ابن أربعین سنه.(2)

13 - السّیره الحلبیّه: - فی أحوال المهدیّ علیه السلام - اسمه محمّد بن عبداللّه، وظهوره یکون(3) بعد أن یُکسف القمر فی أوّل لیله من رمضان وتکسف الشّمس فی النّصف منه، فإنّ مثْل

ذلک لم یوجد منذ خلق اللّه السّماوات والأرض، وعمره أربعون سنه، ووجهه کوکب درّیّ علی خدّه الأیمن خال أسود، یخرج فی زمان الدّجّال، وینزل فی زمانه عیسی بن مریم... (الخبر).

14 - بحار الأنوار: عن کمال الدّین: الطّالقانیّ، عن أحمد بن علیّ الأنصاریّ، عن(4) الهرویّ قال: قلت للرّضا علیه السلام : ماعلامه القائم علیه السلام منکم إذا خرج؟ قال: علامته أن یکون

شیخ السّنّ شابّ المنظر، حتّی إنّ النّاظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنه أو دونها، وإنّ من علامته أن لایهرم بمرور الأیّام واللّیالی علیه حتّی یأتی أجله.

ظهور المهدیّ علیه السلام ابن أربعین سنه

15 - بحار الأنوار: عن کشف الغمّه: عن أبی أمامه الباهلیّ قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله :(5) بینکم وبین الرّوم أربع هُدن فی یوم الرّابعه علی یدَی رجل من أهل هِرَقْل یدوم سبع

سنین، فقال له رجل من عبد القیس یقال له المستورد بن غیلان: یا رسول اللّه، مَن إمام

النّاس یومئذ؟ قال: المهدیّ من ولدی ابن أربعین سنه، کأنّ وجهه کوکب درّیّ، فی خدّه

ص:744


1- إحقاق الحقّ 13: 312 .
2- کنز العمّال 14: 586/39660 .
3- السّیره الحلبیّه 1: 213 .
4- البحار 52: 285/16، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 4: 156 .
5- البحار 51: 95 / 38، کشف الغمّه 2: 487، إثبات الهداه 3: 593/ باب 32، کنزالعمّال 14: 268/38680.

الأیمن خالٌ أسوَد، علیه عباءتان قطوانیّتان، کأنّه من رجال بنی إسرائیل، یستخرج الکنوز ویفتح مدائن الشّرک.

اُمّ المهدیّ علیه السلام من نسل الحواریّین

16- بحار الأنوار: عن غیبه الشّیخ: جماعه عن أبی المفضّل الشّیبانیّ، عن محمّد بن(1) بحر بن سهل الشّیبانیّ قال: قال بشر بن سلیمان النّخّاس - وهو من ولد أبی أیّوب الأنصاریّ أحد موالی أبی الحسن وأبی محمّد وجارهما بسرّ من رأی - : أتانی کافور الخادم فقال: مولانا أبوالحسن علیّ بن محمّد العسکریّ یدعوک إلیه فأتیته... (إلی أن قال:) فقالت... أناملیکه بنت یشوعا بن قیصر ملک الرّوم و اُمّی من ولد الحواریّین تنسب إلی وصیّ المسیح شمعون، اُنبّئک بالعجب، إنّ جدّی قیصر أراد أن یزوّجنی من ابن أخیه وأنا من بنات ثلاث عشره سنه، فجمع فی قصره من نسل الحواریّین من القسّیسین والرّهبان ثلاثمائه رجل، ومن ذوی الأخطار منهم سبعمائه رجل، وجمع من اُمراء الأجناد وقوّاد العسکر ونقباء الجیوش وملوک العشایر أربعه آلاف، وأبرز من بهیّ ملکه عرشاً مساغاً من أصناف الجوهر ورفعه فوق أربعین مرقاه... (الحدیث).


السّؤل عن الإمام المهدیّ علیه السلام وفی المجلس أربعون رجلاً

17 - بحار الأنوار: قال جعفر بن محمّد بن مالک الفزاریّ البزّاز، عن جماعه من(2) الشّیعه منهم: علیّ بن بلال، وأحمد بن هلال، ومحمّد بن معاویه بن حکیم، والحسن بن أیّوب بن نوح - فی خبر طویل مشهور - قالوا جمیعاً: اجتمعنا إلی أبی محمّد الحسن بن علیّ علیه السلام نسأله عن الحجّه من بعده، وفی مجلسه أربعون رجلاً...(الحدیث).

ص:745


1- البحار 51: 6/12، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 4: 196 .
2- البحار 51: 346.

من أرشده الإمام المهدیّ علیه السلام فی طریق الحجّ

18- بحار الأنوار: عن کمال الدّین: سمعنا شیخاً من أصحاب الحدیث یقال له: أحمدبن(1) فارس الأدیب یقول: سمعت بهمذان حکایه حکیتها کما سمعتها لبعض إخوانی فسألنی أن اُثبتها له بخطّی ولم أجد إلی مخالفته سبیلاً، وقد کتبتها وعهدتها إلی من حکاها، وذلک أنّ بهمذان ناساً یُعرفون ببنی راشد، وهم کلّهم یتشیّعون ومذهبهم مذهب أهل الإمامه، فسألت عن سبب تشیّعهم من بین أهل همذان، فقال لی شیخ منهم رأیت فیه صلاحاً وسمتاً: إنّ سبب ذلک أنّ جدّنا الّذی نُنسب إلیه خرج حاجّاً فقال: إنّه لمّا صدر من الحجّ وساروا منازل فی البادیه، قال: فنشطت فی النّزول والمشی، فمشیت طویلاً حتّی أعیَیْت وتعبت وقلت فی نفسی: أنام نومه تریحنی، فإذا جاء أواخر القافله قمت. قال: فما انتبهت إلاّ بحرّ الشّمس ولم أرَ أحداً، فتوحّشت ولم أرَ طریقاً ولا أثراً، فتوکّلت علی اللّه عزّ وجلّ وقلت: أسیر حیث وجّهنی، ومشیت غیر طویل فوقعت فی أرض خضراء نضره کأنّها قریبه عهد بغَیثٍ، وإذا تربتها أطیب تربه ونظرت فی سواء تلک الأرض إلی قصر یلوح کأنّه سیف، فقلت: یا لیت شعری ما هذا القصر الّذی لم أعهده ولم أسمع به! فقصدته، فلمّا بلغت الباب رأیت خادمَین أبیضَین فسلّمت علیهما فردّا علیّ ردّاً جمیلاً وقالا: اجلس فقد أراد اللّه بک خیراً. وقام أحدهما فدخل واحتبس غیر بعید، ثمّ خرج فقال: قم فادخل.

فدخلت قصراً لم أر بناءً أحسن من بنائه ولا أضوأ منه، وتقدّم الخادم إلی ستر علی بیت فرفعه ثمّ قال لی: اُدخل، فدخلت البیت فإذا فتیً جالس فی وسط البیت وقد عُلّق علی رأسه من السّقف سیف طویل تکاد ظُبَته تمَسّ رأسه، والفتی بدر یلوح فی ظلام، فسلّمت فرّد السّلام بألطف الکلام وأحسنه، ثمّ قال لی: أتدری من أنا؟ فقلت: لا واللّه، فقال: أنا القائم من آل محمّد صلی الله علیه و آله ، أنا الّذی أخرج فی آخر الزّمان بهذا السّیف - وأشار إلیه - فأملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت جوراً وظلماً. فسقطت علی وجهی وتعفّرت فقال: لا تفعل، ارفع رأسک أنت فلان من مدینه بالجبل یقال لها: همذان، قلت: صدقت یا سیّدی

ص:746


1- البحار 52: 40/30، کمال الدّین: 453/20، إثبات الهداه 3: 671، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 4: 428.


ومولای، قال: فتحبّ أن تؤب إلی أهلک؟ قلت: نعم یا سیّدی واُبشّرهم بما أتاح اللّه عزّوجلّ لی. فأومأ إلی الخادم فأخذ بیدی وناولنی صرّه، وخرج ومشی معی خطوات فنظرت إلی ظلال وأشجار ومناره مسجد فقال: أتعرف هذا البلد؟ قلت: إنّ بقربِ بلدنا بلده تعرف بأستاباد وهی تشبهها. قال: فقال: هذه أستاباد، إمضِ راشداً. فالتفتّ فلم أره،

ودخلت أستاباد وإذا فی الصّرّه أربعون أو خمسون دیناراً، فوردت همذان وجمعت أهلی وبشّرتهم بما أتاح اللّه لی ویسّره عزّوجلّ، ولم نزل بخیر ما بقی معنا من تلک الدّنانیر.

19 - بحار الأنوار: ما أخبرنی به والدی رحمه اللّه قال: کان فی زماننا رجل شریف(1) صالح کان یقال له: أمیر إسحاق الاسترابادیّ، وکان قد حجّ أربعین حجّه ماشیاً وکان قد اشتهر بین النّاس أنّه تُطوی له الأرض.

فورد فی بعض السّنین بلده إصفهان، فأتیته وسألته عمّا اشتهر فیه، فقال: کان سبب ذلک أنّی کنت فی بعض السّنین مع الحاجّ متوجّهین إلی بیت اللّه الحرام، فلمّا وصلنا إلی موضع کان بیننا وبین مکّه سبعه منازل أو تسعه تأخّرت عن القافله لبعض الأسباب حتّی غابت عنّی، وضللت عن الطّریق، وتحیّرت وغلبنی العطش حتّی آیست من الحیاه.

فنادیت: یا صالح، یا أبا صالح! أرشدونا إلی الطّریق یرحمکم اللّه. فتراءی لی فی منتهی البادیه شبح، فلمّا تأمّلته حضر عندی فی زمان یسیر فرأیته شابّاً حسن الوجه نقیّ الثّیاب أسمر، علی هیئه الشّرفاء، راکباً علی جمل، ومعه أداوه، فسلّمت علیه فردّ علیّ السّلام وقال: أنت عطشان؟ قلت: نعم. فأعطانی الأداوه فشربت، ثمّ قال: ترید أن تلحق القافله؟ قلت: نعم. فأردفنی خلفه وتوجّه نحو مکّه.

وکان من عادتی قراءه الحرز الیمانیّ فی کلّ یوم، فأخذت فی قراءته فقال علیه السلام فی بعض المواضع: إقرأ هکذا، قال: فما مضی إلاّ زمان یسیر حتّی قال لی: تعرف هذا الموضع؟ فنظرت فإذا أنا بالأبطح، فقال: إنزل، فلمّا نزلت رجعت وغاب عنّی.

فعند ذلک عرفت أنّه القائم علیه السلام فندمت وتأسّفت علی مفارقته وعدم معرفته، فلمّا کان بعد سبعه أیّام أتت القافله فرأونی فی مکّه بعد ما أیسوا من حیاتی، فلذا اشتهرت بطیّ الأرض.

ص:747


1- البحار 52: 175، إثبات الهداه 3: 708 باب 33.

زیاره الهرقلیّ سامرّاء أربعین مرّه لرؤه الإمام المهدیّ علیه السلام

20- بحار الأنوار: عن کشف الغمّه: کان فی البلاد الحِلّیّه شخص یقال له: إسماعیل بن(1) الحسن الهرقلیّ من قریه یقال لها: هرقل، مات فی زمانی وما رأیته. حکی لی ولده شمس الدّین قال: حکی لی والدی أنّه خرج فیه وهو شابّ علی فخذه الأیسر تُوثَه(1)(2) مقدار قبضه الإنسان، وکانت فی کلّ ربیع تتشقّق ویخرج منها دم وقَیح، ویقطعه ألمها عن کثیر من أشغاله. وکان مقیماً بهرقل، فحضر إلی الحلّه یوماً ودخل إلی مجلس السّعید رضیّ الدّین علیّ بن طاووس رحمه اللّه وشکا إلیه مایجده، وقال: اُرید أن اُداویها. فأحضر له أطبّاء الحلّه وأراهم الموضع، فقالوا: هذه التّوثه فوق العرق الأکحل، وعلاجها خطر ومتی قُطعت خیف أن ینقطع العرق فیموت. فقال له السّعید رضیّ الدّین قدّس اللّه روحه: أنا متوجّه إلی بغداد وربّما کان أطبّاؤا أعرف وأحذق من هؤاء، فأصحبنی. فأصعد معه، وأحضر الأطبّاء فقالوا کما قال أولئک فضاق صدره، فقال له السّعید: إنّ الشّرع قد فسح لک فی الصّلاه فی هذه الثّیاب، وعلیک الاجتهاد فی الاحتراس، ولا تغرّر بنفسک، فاللّه تعالی قد نهی عن ذلک ورسوله. فقال له والدی: إذا کان الأمر هکذا وقد حصلت فی بغداد فأتوجّه إلی زیاره المشهد الشّریف بسرّ من رأی علی مشرّفه السّلام ثمّ أنحدر إلی أهلی، فحسّن له ذلک فترک ثیابه ونفقته عند السّعید رضیّالدّین وتوجّه.

قال: فلمّا دخلت المشهد وزرت الأئمّه علیهم السلام نزلت السّرداب واستغثت باللّه تعالی وبالإمام علیه السلام ، وقضیت بعض اللّیل فی السّرداب وبقیت فی المشهد إلی الخمیس، ثمّ مضیت إلی دجله واغتسلت ولبست ثوباً نظیفاً وملأت إبریقاً کان معی وصعدت اُرید المشهد، فرأیت أربعه فرسان خارجین من باب السّور. وکان حول المشهد قوم من

ص:748


1- البحار 52: 61/51، کشف الغمّه 2: 493.
2- التّوثه، وهکذا «التوته» : لحمه متدلّیه کالتّوت أعنی الفرصاد، قد تکون حمراء وقد تصیر سوداء، وأغلب ما تخرج فی الخدّ والوجنه، ویظهر من الجوهریّ أنّ الصحیح «التوته» لا «التوثه»، (هامش البحار 52: 91). و فی (هامش کشف الغمّه 2: 493): بثره متقرّحه.


الشّرفاء یَرعَون أغنامهم فحسبتهم منهم، فالتقینا فرأیت شابّین أحدهما عبد مخطوط وکلّ واحد منهم متقلّد بسیف، وشیخاً منقّباً بیده رمح والآخر متقلّد بسیف، وعلیه فرجیّه(2)
(1) ملوّنه فوق السّیف، وهو متحنّک بعذبته.

فوقف الشّیخ صاحب الرّمح یمین الطّریق، ووضع کعب رمحه فی الأرض، ووقف الشّابّان عن یسار الطّریق، وبقی صاحب الفرجیّه علی الطّریق مقابل والدی، ثمّ سلّموا علیه فردّ علیهم السّلام، فقال له صاحب الفرجیّه: أنت غداً تروح إلی أهلک، فقال له: نعم، فقال له: تَقدّمْ حتّی اُبصر ما یوجعک. قال: فکرهت ملامستهم وقلت: أهل البادیه ما یکادون یحترزون من النّجاسه، وأنا قد خرجت من الماء وقمیصی مبلول!

ثمّ إنّی مع ذلک تقدّمت إلیه، فلزمنی بیدی ومدّنی إلیه وجعل یلمس جانبی من کتفی إلی أن أصابت یده التّوثه فعصرها بیده فأوجعنی، ثمّ استوی فی سرج فرسه کما کان. فقال لی الشّیخ: أفلحتَ یا إسماعیل، فتعجّبت من معرفته باسمی، فقلت: أفلحنا وأفلحتم إن شاء اللّه.

قال: فقال: هذا هو الإمام، قال: فتقدّمت إلیه فاحتضنته وقبّلت فخذه. ثمّ إنّه ساق وأنا أمشی معه محتضنه فقال: إرجع، فقلت: لا اُفارقک أبداً، فقال: المصلحه رجوعک، فأعدت علیه مثل القول الأوّل، فقال الشّیخ: یا اسماعیل. ما تستحیی؟! یقول لک الإمام مرّتین: إرجع وتخالفه! فجبهنی بهذا القول، فوقفت فتقدّم خطوات، والتفت إلیّ وقال: إذا وصلت ببغداد فلابدّ أن یطلبک أبو جعفر - یعنی الخلیفه المستنصر - فإذا حضرت عنده وأعطاک شیئاً فلاتأخذه، وقل لولدنا الرّضیّ لیکتب لک إلی علیّ بن عوض، فإنّنی اُوصیه یعطیک الّذی ترید.

ثمّ سار وأصحابه معه، فلم أزل قائماً أبصرهم حتّی بعدوا، وحصل عندی أسف لمفارقته... (إلی أن قال:) ثمّ کشفتُ رِجلی فلم أرَ لذلک المرض أثراً... (إلی أن قال:) وحکی لی ولده هذا أنّه کان بعد ذلک شدید الحزن لفراقه علیه السلام ، حتّی إنّه جاء إلی بغداد وأقام بها فی فصل الشّتاء وکان کلّ أیّام یزور سامرّاء ویعود إلی بغداد، فزارها فی تلک السّنه أربعین

ص:749


1- فرجیّه: نوع من الثّیاب (القاموس المحیط: فرج).


مرّه طمعاً أن یعود له الوقت الّذی مضی أو یقضی له الحظّ بما قضی، ومن الّذی أعطاه دهره الرّضا، أو ساعده بمطالبه صرف القضا، فمات رحمه اللّه بحسرته وانتقل إلی الآخره بغصّته، واللّه یتولاّه وإیّانا برحمته بمنّه وکرامته.


مَن تشرّف برؤه الإمام المهدیّ علیه السلام

21 - بحار الأنوار: فی ذکر قصّه الجزیره الخضراء فی البحر الأبیض أحببت إیرادها لاشتمالها علی(1) ذکر من رآه علیه السلام فیها: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، الحمد للّه الّذی هدانا لمعرفته... (إلی أن قال:) فاتّفق أنّ الشّیخ زین الدّین علیّ بن فاضل المازندرانیّ انحدر من سرّمن رأی إلی الحلّه... (إلی أن قال:) فسافرت إلی الأندلس... فوصلتُ إلی جزیره ذات أسوار أربعه ولها أبراج محکمات شاهقات، وتلک الجزیره بحصونها راکبه علی شاطئ البحر فدخلت من باب کبیره یقال لها: باب البربر، فدُرت سککها أسأل عن مسجد البلد فهُدیت علیه، ودخلت إلیه فرأیته جامعاً کبیراً معظّماً واقعاً علی البحر من الجانب الغربیّ من البلد، فجلست فی جانب المسجد لأستریح وإذا بالمؤّن یؤّن للظّهر، ونادی ب «حیَّ علی خیرالعمل»، ولمّا فرغ دعا بتعجیل الفرج للإمام صاحب الزّمان علیه السلام . فأخذتنی العبره بالبکاء، فدخلت جماعه بعد جماعه إلی المسجد، وشرعوا فی الوضوء علی عین ماء تحت شجره فی الجانب الشّرقیّ من المسجد، وأنا أنظر إلیهم فرِحاً مسروراً لما رأیته من وضوئهم المنقول عن أئمّه الهدی علیهم السلام .

فلمّا فرغوا من وضوئهم وإذا برجل قد برز من بینهم بهیّ الصّوره، علیه السّکینه والوقار، فتقدّم إلی المحراب وأقام الصّلاه، فاعتدلت الصّفوف وراءه وصلّی بهم إماماً وهم به مأمومون صلاه کامله بأرکانها المنقوله عن أئمّتنا علیهم السلام علی الوجه المرضیّ فرضاً ونفلاً،

وکذا التّعقیب والتّسبیح . ومن شدّه ما لقیته من وعثاء السّفر وتعبی فی الطّریق لم یمکنّی أن اُصلّی معهم الظّهر.

فلمّا فرغوا ورأونی أنکروا علیّ عدم اقتدائی بهم، فتوجّهوا نحوی بأجمعهم وسألونی

ص:750


1- البحار 52: 159.


عن حالی ومن أین أصلی وما مذهبی؟ فشرحت لهم أحوالی وأنّی عراقیّ الأصل، وأمّا مذهبی فإنّنی رجل مسلم أقول: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له، وأشهد أنّ محمّداً عبده ورسوله أرسله بالهدی ودین الحقّ لیظهره علی الأدیان کلّها ولو کره المشرکون.

فقالوا لی: لم تنفعک هاتان الشّهادتان إلاّ لحقن دمک فی دار الدّنیا، لِمَ لا تقول الشّهاده الاُخری لتدخل الجنّه بغیر حساب؟ فقلت لهم: وما تلک الشّهاده الاُخری؟ اهدونی إلیها یرحمکم اللّه، فقال لی إمامهم: الشّهاده الثّالثه هی أن تشهد أنّ أمیر المؤمنین، ویعسوب المتّقین، وقائد الغرّ المحجّلین علیّ بن أبی طالب والأئمّه الأحد عشر من ولده أوصیاء رسول اللّه، وخلفاؤ من بعده بلافاصله (إلی أن قال:) فلمّا سمعت مقالتهم هذه حمدت اللّه سبحانه علی ذلک، وحصل عندی أکمل السّرور، وذهب عنّی تعب الطّریق من الفرح، وعرّفتهم أنّی علی مذهبهم، فتوجّهوا إلیّ توجّه إشفاق وعیّنوا لی مکاناً فی زوایا المسجد، وما زالوا یتعاهدونی بالعزّه والإکرام مدّه إقامتی عندهم، وصار إمام مسجدهم لا یفارقنی لیلاً ولا نهاراً... (إلی أن قال:) فتأ ثّرت لطول المدّه، ومکثت عندهم مقدار أربعین یوماً أدعو اللّه لیلاً ونهاراً بتعجیل مجیئها، وأنا عندهم فی غایه الإعزاز والإکرام، ففی آخر یوم من الأربعین ضاق صدری لطول المدّه فخرجت إلی شاطئ البحر، أنظر إلی جهه المغرب الّتی ذکروا أهل البلد أنّ میرتهم تأتی إلیهم من تلک الجهه ... (القصّه).


من عرض حاجته لصاحب الأمر علیه السلام أربعین یوماً

22 - بحار الأنوار: رأی رجل فی أیّام سیاحته فی نومه ویقظته عجائب کثیره، واشتغل(1) بعض أیّامه علی عرض حاجته علی صاحب الزّمان علیه السلام أربعین یوماً، وکان یکتب حاجته... (القصّه).

ص:751


1- البحار 53: 248.


عقوبه لمن أساء التصرّف مع الإمام المهدیّ علیه السلام

23- بحار الأنوار: عن الخرائج: روی أنّ أبا محمّد الدّعلجیّ کان له ولدان وکان من(1) أخیار أصحابنا، وکان قد سمع الأحادیث، وکان أحد ولدیه علی الطّریقه المستقیمه وهو أبوالحسن کان یغسّل الأموات، وولد آخر یسلک مسالک الأحداث فی الإجرام. ودُفع إلی أبیمحمّد حجّه یحجّ بها عن صاحب الزّمان علیه السلام ... (إلی أن قال:) فدفع شیئاً منها إلی ابنه المذکور بالفساد وخرج إلی الحجّ، فلمّا عاد حکی أنّه کان واقفاً بالموقف فرأی إلی جانبه شابّاً حسن الوجه أسمر اللّون... (إلی أن قال:) إلتفتَ إلیّ فقال: یا شیخ، أما تستحیی؟!

فقلت: من أیّ شیء یا سیّدی؟ قال: یدفع إلیک حجّهً عمّن تعلم فتدفع منها إلی فاسق یشرب الخمر، یوشک أن تذهب عینک هذه - وأومأ إلی عینی... (إلی أن قال:) وسمع أبو عبداللّه محمّد بن النّعمان ذلک قال: فما مضی علیه أربعون یوماً بعد مورده حتّی خرج فی عینه الّتی أومأ إلیها قرحه فذهبت.

هرس

فوائد أکل الهریسه

24 - بحار الأنوار: عن الرّضا عن آبائه علیهم السلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ضعفتُ عن الصّلاه(2) والجماع فنزلتْ علیّ قدرٌ من السّماء، فأکلت منها فزاد فی قوّتی قوّه أربعین رجلاً فی البطش والجماع، وهو الهریس.

25 - بحار الأنوار: قال صلی الله علیه و آله : علیکم بالهریسه، فإنّها تنشط للعباده أربعین یوماً، وهی(3) الّتی نزلت علینا بدل مائده عیسی علیه السلام .

ص:752


1- البحار 52: 59/42، وسائل الشّیعه 8: 147/2، مستدرک الوسائل 8: 70/4، الخرائج والجرائح 1: 480/21، جامع أحادیث الشّیعه 10: 306.
2- البحار 66: 87/6 و 16: 224/27، عیون أخبار الرّضا علیه السلام 2: 36/88 ، وسائل الشّیعه 17: 13/14 .
3- البحار 62: 292، مستدرک الوسائل 16: 355/2 .

26 - بحار الأنوار: عن أمیر المؤمنین علیه السلام : علیکم بالهریسه فإنّها تنشط للعباده أربعین(1) یوماً، وشکا رسول اللّه إلی ربّه وجع الظّهر فأمره بأکل الهریسه، وشکا نبیّ الضّعف وقلّه الجماع فأمره بأکلها.

27 - السّیره الحلبیّه: روی ابن سعد من حدیث أبی هریره: شکا رسول اللّه صلی الله علیه و آله إلی(2) جبرئیل قلّه الجماع فتبسّم جبرئیل حتّی تلألأ مجلس رسول اللّه صلی الله علیه و آله من بریق ثنایا جبرئیل علیه السلام ، فقال له: أین أنت من أکل الهریسه؟ فإنّ فیها قوّه أربعین رجلاً.

28 - بحار الأنوار: نقلاً عن المحاسن، عن معلّی بن محمّد البصریّ، عن بسطام بن(3) مرّه الفارسیّ، عن عبدالرّحمان بن یزید الفارسیّ، عن محمّد بن معروف، عن صالح بن رزین، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: قال أمیر المؤمنین علیه السلام : علیکم بالهریسه فإنّها تنشط للعباده أربعین یوماً، وهی المائده الّتی اُنزلت علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله .

29 - بحار الأنوار: نقلاً عن المحاسن، عن معاویه بن الحکیم، عن ابن المغیره، عن(4) إبراهیم بن معرّض، عن أبی جعفر علیه السلام قال: إنّ عمر دخل علی حفصه فقال: کیف رسول اللّه صلی الله علیه و آله فیما فیه الرّجال؟ فقالت: ماهو إلاّ رجل من الرّجال، فأنف اللّه لنبیّه صلی الله علیه و آله فأنزل إلیه صحفه فیها هریسه من سنبل الجنّه، فأکلها فزاد فی بضعه بضع أربعین رجلاً.

30 - بحار الأنوار: نقلاً عن المحاسن، أبی، عن محمّد بن سنان، عن منصور الصّیقل،(5) عن أبیه، عن أبی بصیر، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: إنّ اللّه تبارک وتعالی أهدی إلی رسوله هریسه من هرائس الجنّه، غُرست فی ریاض الجنّه وفرکها الحور العین، فأکلها رسول اللّه صلی الله علیه و آله فزاد فی قوّته بضع أربعین رجلاً، وذلک شیء أراد اللّه أن یسرّ به نبیّه صلی الله علیه و آله .

31 - مستدرک الوسائل: عن الجعفریّات: مسنداً عن علیّ بن أبیطالب علیه السلام قال: قالوا(6) لرسول اللّه صلی الله علیه و آله:

ص:753


1- البحار 62: 281 .
2- السّیره الحلبیّه 3: 249 .
3- البحار 66: 86/3 و 17: 362/19، سفینه البحار 4: 825 ، الکافی 6: 319/1، وسائل الشّیعه 17: 49/1.
4- البحار 16: 174/14 و 66: 87/5 ، إثبات الهداه 1: 212، وسائل الشّیعه 17: 50/6 .
5- البحار 16: 174/15 و 66: 86/4، روضه المتّقین 7: 585، الکافی 6: 320/4، وسائل الشّیعه 17: 50/4، إثبات الهداه 1: 236 .
6- مستدرک الوسائل 16: 355/1 .

یا رسول اللّه! هل نزلت علیک مائده من السّماء؟ فقال: اُنزلت علیّ هریسه فأکلت منها، فزاد اللّه فی قوّتی قوّه أربعین رجلاً فی البطش.

32 - بحار الأنوار: نقلاً عن الکافی، محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد، عن علیّ بن(1) الحکم، عن هشام بن سالم، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: إنّ أبابکر وعمر أتیا اُمّ سلمه فقالا لها: یا اُمّ سلمه! إنّک قد کنت عند رجل قبل رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، فکیف رسول اللّه من ذاک؟ فقالت: ما هو إلاّ کسائر الرّجال. ثمّ خرجا عنها وأقبل النّبیّ صلی الله علیه و آله فقامت إلیه مبادره فرقاً أن ینزل أمر من السّماء فأخبرته الخبر فغضب رسول اللّه صلی الله علیه و آله ... (إلی أن قال:) فلمّا کان فی السّحر هبط علیه جبرئیل علیه السلام بصحفه من الجنّه فیها هریسه فقال: یا محمّد، هذه عملها لک الحور العین، فکُلْها أنت وعلیّ وذرّیّتکما، فإنّه لایصلح أن یأکلها غیرکم. فجلس رسول اللّه صلی الله علیه و آله وعلیّ وفاطمه والحسن والحسین علیهم السلام فأکلوا فاُعطی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی المباضعه من تلک الأکله قوّه أربعین رجلاً، فکان إذا شاء غشی نساءه کلّهنّ فی لیله واحده.

هرن

کان هارون رجلاً صالحاً

33 - بحار الأنوار: نقلاً عن الطّبرسیّ عن ابن عبّاس وقتاده وکعب و ابن زید والمغیره(2) ابن شعبه رفعه إلی النّبیّ صلی الله علیه و آله قوله تعالی: «یَا اُخْتَ هرُونَ»(3)(1)قیل: فیه أقوال، أحدها: انّ هارون کان رجلاً صالحاً فی بنی إسرائیل ینسب إلیه کلّ من عُرف بالصّلاح، وقیل: إنّه لمّامات شیّع جنازتَه أربعون ألفاً کلّهم یسمّی هارون.

ص:754


1- البحار 22: 225/6، الکافی 5: 65/41، روضه المتّقین 8: 91، وسائل الشّیعه 14: 180/7، إثبات الهداه 1: 235 .
2- البحار 14: 227 ؛ مجمع البیان 6: 512 .
3- مریم / 28 .

هزأ

عقوبه ضمره بن معبد لاستهزائه بحدیث النبیّ صلی الله علیه و آله

34 - بحار الأنوار: نقلاً عن الکافی: علیّ بن إبراهیم، عن محمّد بن عیسی، عن یونس،(1) عن عمرو بن شمر، عن جابر قال: قال علیّ بن الحسین علیه السلام - فی حدیث عذاب ضمره بن معبد لاستهزائه بحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله وضحکه - فقال علیّ بن الحسین علیه السلام : اللّهمّ إن کان ضمره هزأ من حدیث رسولک فخذه أخذ أسف، قال: فمکث أربعین یوماً ثمّ مات... (الحدیث).

هلک

هلاک قوم لوط

35 - المیزان للعلاّمه الطّباطبائیّ: ذکرت التّوراه أنّ لوطاً کان ابن أخی إبراهیم (فی خبر)(2) قال إبراهیم: إنّی قد شرعت اُکلّم المولی وأنا تراب ورماد، ربّما نقص الخمسون بارّاً خمسه، أتهلک کلّ المدینه بالخمسه؟ فقال الرّبّ: لا اُهلک إن وجدت هناک خمسه وأربعین. فعاد یکلّمه أیضاً وقال: عسی أن یوجد هناک أربعون، فقال: لا أفعل من أجل الأربعین. فقال: لا یسخط المولی فأتکلّم عسی أن یوجد هناک ثلاثون، فقال: لا أفعل إن وجدت هناک ثلاثین، فقال: إنّی قد شرعت اُکلّم المولی عسی أن یوجد هناک عشرون، فقال: لااُهلک من أجل العشرین... (الخبر).

هود

قصّه هود علیه السلام

36 - بحار الأنوار: نقلاً عن القصص بالإسناد عن الصّدوق، عن محمّد بن هارون، عن(3)

ص:755


1- البحار 6: 259/95 و 46: 142/25، لآلئ الأخبار 5: 17، الکافی 3: 234/4، إثبات الهداه 3: 8 .
2- تفسیر المیزان 10: 354 نقلاً من الإصحاح الثّامن عشر من سفر التّکوین .
3- البحار 11: 361/21 ؛ قصص الأنبیاء: 91/87 .

مُعاذ بن المثنّی، عن عبداللّه بن أسماء، عن جویریّه، عن سفیان بن منصور، عن أبی وائل، عن وهب قال: لمّا تمّ لهود علیه السلام أربعون سنه أوحی اللّه تعالی إلیه أن ائت قومک فادعهم إلی عبادتی وتوحیدی، فإن أجابوک زدتهم قوّهً وأموالاً. فبینا هم مجتمعون إذ أتاهم هود فقال: یا قوم اعبدوا اللّه مالکم من إله غیره، فقالوا: یا هود لقد کنت عندنا ثقهً أمیناً، قال: فإنّی رسول اللّه إلیکم، دعوا عباده الأصنام. فلمّا سمعوا ذلک منه بطشوا به وخنقوه وترکوه کالمیّت، فبقی یومه ولیلته مغشیّاً علیه، فلمّا أفاق قال: یا ربّ! إنّی قد عملت وقدتری ما فعل بی قومی. فجاء جبرئیل علیه السلام فقال: یا هود! إنّ اللّه تعالی یأمرک أن لاتفتر عن دعائهم وقد وعدک أن یلقی فی قلوبهم الرّعب فلایقدرون علی ضربک بعدها. فأتاهم هود فقال لهم: قد تجبّرتم فی الأرض وأکثرتم الفساد، فقالوا: یا هودُ اترک هذا القول، فإنّا إن بطشنا بک الثّانیه نسیت الاُولی، فقال: دعوا هذا وارجعوا إلی اللّه وتوبوا إلیه. فلمّا رأی القوم مالبسهم من الرّعب علموا أنّهم لا یقدرون علی ضربه الثّانیه، فاجتمعوا بقوّتهم، فصاح بهم هود علیه السلام صیحه فسقطوا لوجوههم، ثمّ قال هود: یا قوم قد تمادتیم فی الکفر کما تمادی قوم نوح، وخلیق أن أدعو علیکم کما دعا نوح علی قومه، فقالوا: یا هود! إنّ آلهه قوم نوح کانوا ضعفاء وإنّ آلهتنا أقویاء، وقد رأیت شدّه أجسامنا. وکان طول الرّجل منهم مائه وعشرین ذراعاً بذراعهم، وعرضه ستّین ذراعاً، وکان أحدهم یضرب الجبل الصّغیر فیقطعه، فمکث علی هذا یدعوهم سبعمائه وستّین سنه، فلمّا أراد اللّه تعالی إهلاکهم حقف الأحقاف حتّی صارت أعظم من الجبال، فقال لهم هود: یا قوم ألاترون هذه الرّمال کیف تحقّفت؟! إنّی أخاف أن تکون مأموره. فاغتمّ هود علیه السلام لما رأی من تکذیبهم، ونادته الأحقاف: قِرَّ یاهود عیناً، فإنّ لعاد منّا یوم سوء، فلمّا سمع هود ذلک قال: یا قوم اتّقوا اللّه واعبدوه، فإن لم تؤمنوا صارت هذه الأحقاف علیکم عذاباً ونقمه. فلمّا سمعوا ذلک أقبلوا علی نقل الأحقاف فلا تزید إلاّ کثره فرجعوا صاغرین، فقال هود: یا ربّ! قد بلّغت رسالاتک فلم یزدادوا إلاّ کفراً، فأوحی اللّه إلیه: یا هود إنّی اُمسک عنهم المطر، فقال هود علیه السلام : یا قوم قد وعدنی ربّی أن یهلککم. ومرّ صوته فی الجبال وسمع الوحشُ صوته والسّباع والطّیر، فاجتمع کلّ جنس معها یبکی ویقول: یا هود! أتهلکنا مع الهالکین؟!

ص:756

فدعا هود ربّه تعالی فی أمرها، فأوحی اللّه تعالی إلیه أنّی لا اُهلک من لم یعص بذنب من عصانی، تعالی اللّه علوّاً کبیراً.

إسلام نفر من الیهود

37 - بحار الأنوار: نقلاً عن الخصال: ماجیلویه، عن عمّه، عن البرقیّ، عن علیّ بن(1) الحسین الرّقّی، عن عبداللّه بن جبله، عن الحسن بن عبداللّه، عن آبائه، عن جدّه الحسن ابن علیّ بن أبی طالب علیهم السلام (فی حدیث طویل) قال: جاء نفرمن الیهود إلی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فسأله أعلمهم عن أشیاء، فأجابه علیه السلام فأسلم، وأخرج رقّاً أبیض فیه جمیع ما قال النّبیّ صلی الله علیه و آله ،

وقال: یا رسول اللّه! والّذی بعثک بالحقّ نبیّاً ما استنسختها إلاّ من الألواح الّتی کتب اللّه عزّ وجلّ لموسی بن عمران علیه السلام ، ولقد قرأت فی التّوراه فضلک حتّی شککت فیه یا محمّد، ولقد کنت أمحو اسمک منذ أربعین سنه من التّوراه، وکلّما محوته وجدته مثبتاً فیها، ولقد قرأت فی التّوراه أنّ هذه المسائل لایخرجها غیرک، وأنّ فی السّاعه الّتی ترد علیک فیها هذه المسائل یکون جبرئیل عن یمینک، ومیکائیل عن یسارک، ووصیّک بین یدیک، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : صدقت، هذا جبرئیل عن یمینی، ومیکائیل عن یساری، ووصیّی علیّ بن أبی طالب بین یدیّ. فآمن الیهودیّ وحسن إسلامه.


خروج أربعین رجلاً من یهود المدینه

38 - بحار الأنوار: عن الاحتجاج: عن ابن عبّاس رضیاللّه عنه قال: خرج من المدینه(2) أربعون رجلاً من الیهود... (الحدیث).

ص:757


1- البحار 15: 181/4، الخصال 2: 355، إثبات الهداه 1: 181، الاختصاص:40 .
2- البحار 9: 289/3 و 16: 327/25، الاحتجاج: 48 .

مازعمه الیهود فی العذاب

39 - مجمع البیان: فی تفسیر قوله تعالی: «وَقَالُواْ لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ»(1)عن ابن عبّاس(1)(2) ومجاهد: قدم رسول اللّه صلی الله علیه و آله المدینه والیهود تزعم أنّ مدّه الدّنیا سبعه آلاف سنه، وإنّما یعذّب بکلّ ألف سنه یوماً واحداً ثمّ ینقطع العذاب، فأنزل اللّه هذه الآیه. وقال أبوالعالیه وعِکرمه وقتاده: هی أربعون یوماً، لأنّها عدد الأیّام الّتی عبدوا فیها العجل. آماده چاپ نهایی تنظیم کلی شده است تاریخ 4/10/78 ساعت 30/8

ص:758


1- مجمع البیان 1: 147.
2- البقره / 80 .

حرف الواو

وحد

توحید اللّه تعالی علی لسان الإمام علیّ علیه السلام

1 - حلیه الأولیاء: مسنداً عن النّعمان بن سعد قال: کنت بالکوفه فی دار الإماره(1) دارعلیّ بن أبی طالب إذ دخل علینا نوف بن عبداللّه فقال: یا أمیر المؤمنین! بالباب أربعون رجلاً من الیهود، فقال علیّ علیه السلام : علَیَّ بهم. فلمّا وقفوا بین یدیه قالوا له: یا علیّ! صف لنا ربّک هذا الّذی فی السّماء، کیف هو؟ وکیف کان؟ ومتی کان؟ وعلی أیّ شیء هو؟ فاستوی علیّ جالساً وقال: معشر الیهود! إسمعوا منّی ولا تبالوا أن لا تسألوا أحداً غیری، إنّ ربّی عزّ وجلّ هو الأوّل لم یبدُ ممّا، ولا ممازج معماً، ولا حال وهماً، ولا شبح یتقصّی، ولا محجوب فیُحوی... (الحدیث).

ودی

دیه العَلَقه

2 - بحار الأنوار: عن إرشاد المفید: قال: قضی علیّ علیه السلام فی رجل ضرب امرأه فألقت(2) علقه: أنّ علیه دیتها أربعین دیناراً، وتلا قوله عزّوجلّ: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسَانَ مِنْ سُلاَلَهٍ مِنْ طینٍ* ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَهً فی قَرَارٍ مَکینٍ* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا

ص:759


1- حلیه الأولیاء 1: 72 .
2- البحار 40: 266/35 و 104: 426/7، إرشاد المفید: 119، وسائل الشّیعه 19: 241/10، مستدرک الوسائل 18: 307/1.

الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا المُضْغَهَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ اَنْشَاْنَاهُ خَلْقاً اخَرَ فَتَبَارَکَ اللّه ُ اَحْسَنُ الْخَالِقینَ»(1)(1) ثمّ قال: فی النّطفه عشرون دیناراً، وفی العلقه أربعون دیناراً، وفی المضغه ستّون دیناراً، وفی العظم قبل أن یستوی خلقاً ثمانون دیناراً، وفی الصّوره قبل أن تلجها الرّوح مائه دینار، فإذا ولجتها الرّوح کان فیها ألف دینار.

3 - مستدرک الوسائل: عن الصّدوق فی المُقنع: إعلم أنّ فی النّطفه عشرین(2) دیناراً...(إلی أن قال:) فإذا کسی لحمه ففیه مائه دینار حتّی یستهلّ، فإذا استهلّ ففیه الدّیه کامله... (إلی أن قال:) حتّی یصیر علقه، فإذا کان علقه فأربعون دیناراً، فإن خرجت النّطفه متخضخضه بالدّم، فإن کان دماً صافیاً ففیها أربعون دیناراً...(الحدیث).

4 - بحار الأنوار: عن تفسیر القمّیّ: قوله تعالی: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسَانَ...»(إلی قوله:)(3) «ثُمَّ اَنْشَاْنَاهُ خَلْقاً اخَرَ»(1)(4)فهی سته أجزاء وستّه استحالات، وفی کلّ جزء واستحاله دیه محدوده؛ ففی النّطفه عشرون دیناراً وفی العلقه أربعون دیناراً، وفی المضغه ستّون دیناراً، وفی العظم ثمانون دیناراً، وإذا کُسی لحماً فمائه دینار، حتّی یستهلّ، فإذا استهلّ فالدّیه کامله.

5 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: علیّ بن إبراهیم، عن محمّد بن عیسی، عن یونس(5) أو غیره، عن ابن مسکان، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: دیه الجنین خمسه أجزاء: خمس للنّطفه عشرون دیناراً، وللعلقه خمسان أربعون دیناراً، وللمضغه ثلاثه أخماس ستّون دیناراً، وللعظم أربعه أخماس ثمانون دیناراً، فإذا تمّ الجنین کانت له مائه دینار فإذا اُنشئ فیه الرّوح فدیته ألف دینار أو عشره آلاف درهم إن کان ذکراً، وإن کان اُنثی فخمسمائه دینار. وإن قُتلت المرأه وهی حبلی فلم یُدرَ أذکراً کان ولدها أو أُنثی فدیه الولد نصف دیه الذّکر ونصف دیه الاُنثی، ودیتها کامله.

ص:760


1- المؤمنون / 12 - 14.
2- مستدرک الوسائل 18: 365/6، المقنع: 179 باب الدّیات.
3- البحار 60: 369/74 و 104: 424/2، تفسیر القمّیّ 2: 90، نور الثّقلین 3: 538.
4- المؤمنون/ 12 - 14 .
5- وسائل الشّیعه 19: 169/1، الکافی 7: 343/2، التّهذیب 10: 281/1، روضه المتّقین 10: 420.

6 - بحار الأنوار: عن فقه الرّضا علیه السلام : إعلم یرحمک اللّه أنّ، اللّه عزّوجلّ جعل فی(1) القصاص حیاه طولاً منه ورحمه، لئلاّ یتعدّی النّاس حدود اللّه فیتفانون، فجعل فی النّطفه إذا ضرب الرّجل المرأه وألقتها عشرین دیناراً، فإن ألقت مع النّطفه قطره دم جعل لتلک القطره دینارین، ثمّ لکلّ قطره دیناران إلی تمام أربعین دیناراً وهی العلقه، فإن ألقت علقه - وهی قطعه دم مجتمعه مشبّکه - فعلیه أربعون دیناراً... (الحدیث).

7 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: بإسناده عن صالح بن عقبه، عن یونس الشّیبانیّ قال:(2) قلت لأبیعبداللّه علیه السلام : فإن خرج فی النّطفه قطره دم؟ قال: القطره عُشر النّطفه فیها اثنان وعشرون دیناراً، قلت: فإن قطرت قطرتین؟ قال: أربعه وعشرون دیناراً، قال: قلت: فإن قطرت بثلاث؟ قال: فستّه وعشرون دیناراً، قلت: فأربع؟ قال: فثمانیه وعشرون دیناراً، وفی خمسٍ ثلاثون دیناراً، ومازاد علی النّصف فعلی حساب ذلک حتّی تصیر علقه، فإذا صارت علقه ففیها أربعون... (الحدیث).


ما کانت علیه دیه الرّباعیّه

8 - الکافی: عن أمیر المؤمنین علیه السلام قال: وفی الأسنان فی کلّ سنّ خمسون دیناراً،(3) والأسنان کلّها سواء، وکان قبل ذلک یُقضی فی الثّنیّه خمسون دیناراً وفی الرّباعیّه أربعون دیناراً، وفی النّاب ثلاثون دیناراً، وفی الضّرس خمسه وعشرون دیناراً. فإذا اسودّت السّنّ إلی الحول ولم تسقط فدیتها دیه السّاقطه خمسون دیناراً، وإن انصدعت ولم تسقط فدیتها خمسه وعشرون دیناراً، وما انکسر منها من شیء فبحسابه من الخمسین دیناراً، فإن سقطت بعد وهی سوداء فدیتها اثنا عشر دیناراً ونصف دینار، فما انکسر منها من شیء فبحسابه من الخمسه والعشرین دیناراً.

ص:761


1- البحار 104: 426/6، فقه الرّضا علیه السلام : 311.
2- وسائل الشّیعه 19: 239/5، الکافی 7: 345/11، التّهذیب 10: 283/7، الفقیه 4: 143/5317، روضه المتّقین 10: 421.
3- الکافی 7: 333/ 5 .


دیه قتل شبه العمد

9 - سنن الدّارمیّ: مسنداً عن عبداللّه بن عمرو قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : دیه قتیل(1) الخطأ شبه العمد ما کان بالسّوط والعصا منها أربعون خَلِفَه(1)(2)فی بطونها أولادها ...(الخبر).

10 - جامع الصّحاح: مسنداً عن عمرو بن شعیب، عن أبیه، عن جدّه أنّ رسول صلی الله علیه و آله قال:(3) من قتل مؤمناً متعمّداً دفع إلی أولیاء المقتول الدّیه، وهی ثلاثون حقّه وثلاثون جذعه وأربعون خلفه، وما صالحوا علیه فهو لهم.

11 - مستدرک الوسائل: عن الجعفریّات:مسنداً عن علیّ علیه السلام قال: خطبنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله (4) فقال: إنّ شبه العمد الحجر والعصا والسّوط، والدّیه فی شبه العمد مائه من الإبل، منها أربعون خلفه ما بین ثنیّه إلی بازل... (الحدیث).

12 - کنز العمّال: عن ابن المسیّب، أنّ عثمان وزیداً قالا: فی شبه العمد أربعون جذعه(5) خلفه إلی بازل عامها، وثلاثون حقّه وثلاثون بنت لبون.

13 - کنز العمّال: مسنداً عن عباده بن الصّامت: (فی حدیث)وقضی فی الدّیه الکبری(6) المغلّظه بثلاثین ابنه لبون وثلاثین حقّه وأربعین جذعه.

14 - بحار الأنوار: عن تفسیر العیّاشیّ: عن ابن سنان، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: قضی(7) أمیر المؤمنین علیه السلام

ص:762


1- سنن الدّارمیّ 2: 197، کنز العمّال 5: 132/12360 و 10: 514/30178 و 15: 51/ 40047 و 55/40065 و 40066، سنن ابن ماجه 2: 877/2627 باب 5 و 878/2628، سنن النّسائیّ 8: 40 و 41 و 42، سنن الدّار قطنیّ 3: 105/ 78 و 80 و 104 / 76، السنّن الکبری للبیهقیّ 8: 44 و 45 و 68 و 69 و 70 و 72 و 73، سنن أبی داود 4: 195/ 4588، و 185/4547 و 186/4550و187/4554.
2- الخَلِفَه: الحامل من النّوق (مجمع البحرین: خلف).
3- جامع الصّحاح للتّرمذیّ 4: 13، کتاب التّاج 3: 9، جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله 5: 157/2482 و 158/2485 و 159/2489 و 160 و 177/2521 و 227.
4- مستدرک الوسائل 18: 297/2، الجعفریّات: 132.
5- کنز العمّال 15: 112/312. 4 و 113/40319 و 126/40386.
6- کنز العمّال 6: 109/15053.
7- البحار 104: 407/6، تفسیر العیّاشیّ 1: 265/226، وسائل الشّیعه 19: 146/1، الکافی 7: 281/3، التّهذیب 10: 158/14، الاستبصار 4: 259/4، الفقیه 4: 105/5196، روضه المتّقین 10: 315.

فی أبواب الدّیات فی الخطأ شبه العمد إذا قتل بالعصا أو بالسّوط أو بالحجاره یغلّظ دیته وهو مائه من الإبل، أربعون خلفه بین ثنیّه إلی بازل(1)(1)عامها، وثلاثون حقّه وثلاثون بنت لبون. وقال: فی الخطأ دون العمد یکون فیه ثلاثون حقّه، وثلاثون بنت لبون، وعشرون بنت مخاض، وعشرون ابن لبون ذکر، وقیمه کلّ بعیر من الورق مائه درهم وعشره دنانیر، ومن الغنم إذا لم یکن بقیمه ناب الإبل لکلّ بعیر عشرون شاه.

15 - بحار الأنوار: عن فقه الرّضا علیه السلام : أبی سمع أبا عبداللّه علیه السلام یقول: قال(2) أمیرالمؤمنین علیه السلام فی أبواب الدّیه: الخطأ شبه العمد أن یقتل بسوط أو عصاً أو بالحجاره ودیه ذلک یغلّظ، وهو مائه من الإبل منها أربعون خلفه تخلّفت عن الحمل، أو الخلفه الّتی لقحت بین ثنیّه إلی بازل عامها، وثلاثون حقّه وثلاثون ابنه لبون الّتی تتّبع أخوها(1)(3)أو اُمّها. والخطأ یکون فیه ثلاثون حقّه، وثلاثون بنت لبون، وثلاثون بنت مخاض الّتی إخوتها فی بطن اُمّها، وعشره ابن لبون ذکر، وقیمه کلّ بعیر من الورق مائه وعشرون درهماً أو عشره دنانیر، ومن الغنم قیمه إناث من الإبل عشرون شاه.


دیه قتل العمد

16 - السنّن الکبری: مسنداً عن عمرو بن شعیب، عن أبیه، عن جدّه قال النّبیّ صلی الله علیه و آله :(4) من قتل عمداً دُفع إلی ولی المقتول، فإن شاء قتله وإن شاء أخذ الدّیه وهی ثلاثون حقّه وثلاثون جذعه وأربعون خلفه. وذلک عقل العمد، وما صولحوا علیه فهو لهم وذلک تشدید العقل.

ص:763


1- البازل من الإبل: الّذی تمّ له ثمان سنین ودخل فی التّاسعه (مجمع البحرین: بزل).
2- البحار 104: 410/16 فقه الرّضا علیه السلام : 77 .
3- هکذا فی المصدر، والظاهر: إخوتها.
4- السنن الکبری للبیهقیّ 8: 72 - باب دیه العمد، کنزالعمّال 15: 4/39806 و 54/40064 و 80/40185 و 105/40283 و 111/40310 و 112/40312، سنن الدّارقطنیّ 3: 177/275.

17 - کنز العمّال: عن ابن جریح قال: قال عمرو بن شعیب: قال النّبیّ صلی الله علیه و آله : من قتل(1) متعمّداً فإنّه یدفع إلی أهل القتیل، فإن شاؤا قتلوه، وإن شاؤا أخذوا العقل دیه مسلّمه، وهی مائه من الإبل: ثلاثون حقّه وثلاثون جذعه وأربعون خلفه... (الخبر).

18 - سنن ابن ماجه: مسنداً عن عمرو بن شعیب، أنّ أبا قتاده رجل من بنی مدلج قتل(2) ابنه فأخذ منه عمر مائه من الإبل: ثلاثین حقّه، وثلاثین جذعه، وأربعین خلفه فقال: أین أخو المقتول؟ سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: لیس لقاتل میراث.


دیه التّرقوه

19 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: عدّه من أصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن محمّد بن(3) الحسن بن شمون، عن عبداللّه بن عبدالرّحمان، عن مسمع، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: إنّ علیّاً علیه السلام قضی فی سنّ الصّبیّ قبل أن یثغر(1)(4)بعیراً، بعیراً فی کلّ سنّ. وفی التّرقوه إذا انکسرت فجبرت علی غیر عثم ولا عیب أربعون دیناراً، فإن انصدعت فدیتها أربعه أخماس کسرها اثنان وثلاثون دیناراً، فإن أوضحت فدیتها خمسه وعشرون دیناراً وذلک خمسه أجزاء من ثمانیه من دیتها إذا انکسرت، فإن نقل منها العظام فدیتها نصف دیه کسرها عشرون دیناراً، فإن نقبت فدیتها ربع دیه کسرها عشره دنانیر.

20 - بحار الأنوار: (فی حدیث:) وإن انکسرت التّرقوه فجبرت علی غیر عثم ولا(5) عیب فدیتها أربعون دیناراً.

ص:764


1- کنزالعمّال 15: 132/40406.
2- سنن ابن ماجه 2: 884/2646 باب 14 القاتل لایرث، السّنن الکبری للبیهقیّ 6: 219 و 8: 38 و 74 و 134،کنز العمّال 11: 73/30669 و 30671.
3- وسائل الشّیعه 19: 225/1 و 226/1، الکافی 7: 334/10، التّهذیب 10: 300، الفقیه 4: 59، روضه المتّقین 10: 255.
4- ثغر الصّبیّ: سقطت أسنانه (القاموس المحیط: ثغر).
5- البحار 104: 416.


دیه إحدی قصبتَی السّاعد

21 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: قضی علیّ علیه السلام فی السّاعد إذا کسر ثمّ جبر علی غیر(1) عثم ولا عیب، فدیته خمس دیه الید مائه دینار، فإن کسرت قصبتا السّاعد فدیتها خُمس دیه الید مائه دینار، وفی الکسر لأحد الزّندین خمسون دیناراً، وفی کلیهما مائه دینار، فإن انصدعت إحدی القصبتین ففیها أربعه أخماس دیه إحدی قصبتَیِ السّاعد أربعون دیناراً، ودیه موضحتها ربع دیه کسرها خمسه وعشرون دیناراً...(الخبر).


دیه الکفّ

22 - التّهذیب: بإسناده عن أمیرالمؤمنین علیه السلام (فی حدیث طویل): وفی الکفّ إذا(2) کسرت فجبرت علی غیر عثم ولا عیب فدیتها أربعون دیناراً... (الحدیث).


دیه الجنین

23 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن محبوب، عن(3) عبداللّه بن غالب، عن أبیه، عن سعید بن المسیّب قال: سألت علیّ بن الحسین علیهماالسلام عن رجل ضرب امرأه حاملاً برجله فطرحت ما فی بطنها میّتاً فقال: إن کان نطفه فإنّ علیه عشرین دیناراً، قلت: فما حدّ النّطفه؟ فقال: هی الّتی إذا وقعت فی الرّحم فاستقرّت فیه أربعین یوماً. قال: وإن طرحته وهو علقه؟ فإنّ علیه أربعین دیناراً، قلت: فما حدّ العلقه؟ فقال: هی الّتی إذا وقعت فی الرّحم، فاستقرّت فیه ثمانین یوماً. قال: وإن طرحته وهو مضغه فإنّ علیه ستّین دیناراً، قلت: فما حدّ المضغه؟ فقال: هی الّتی إذا وقعت فی الرّحم فاستقرّت فیه مائه وعشرین یوماً. قال: وإن طرحته وهو نسمه مخلّقه له عظم ولحم مزیّل الجوارح قد نُفخ فیه روح العقل فإنّ علیه دیه کامله،

ص:765


1- وسائل الشّیعه 19: 227/1، الکافی 7: 335/10، التّهذیب 10: 301، الفقیه 4: 84.
2- التّهذیب 10: 303، روضه المتّقین 10: 264.
3- وسائل الشّیعه 19: 240/8، الکافی 7: 347/15، التّهذیب 10: 281/3، البحار 60: 356/40، مستدرک الوسائل 18: 364/40، البحار 104: 427/8، المناقب 4: 160، نورالثّقلین 3: 540، روضه المتّقین 10: 419.


قلت له: أرأیت تحوّله فی بطنها إلی حال أبروح کان ذلک أو بغیر روح؟ قال: بروح عدا الحیاه القدیم المنقول فی أصلاب الرّجال وأرحام النّساء، ولولا أنّه کان فیه روح عدا الحیاه ما تحوّل عن حال بعد حال فی الرّحم، وکان إذاً علی من یقتله دیه وهو فی تلک الحال.


دیه الجنین إن کان عَلَقه أومُضغه

24 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: بإسناده عن الحسین بن سعید، عن ابن محبوب، عن(1) علیّ بن رئاب، عن أبی عبیده، عن أبی عبداللّه علیه السلام فی امرأه شربت دواء وهی حامل لتطرح ولدها، فألقت ولدها قال: إن کان عظماً قد نبت علیه اللّحم وشقّ له السّمع والبصر فإنّ علیها دیته تسلّمها إلی أبیه. قال: وإن کان جنیناً علقه أو مضغه فإنّ علیها أربعین دیناراً أو غرّه تسلّمها إلی أبیه، قلت: فهی لا ترث من ولدها من دیته قال: لا، لأنّها قتلته.

25 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن(2) عبداللّه بن سنان، عن رجل، عن أبی جعفر علیه السلام قال: قلت له: الرّجل یضرب المرأه فتطرح النّطفه قال: علیه عشرون دیناراً، فإن کانت علقه فعلیه أربعون دیناراً، وإن کانت مضغه فعلیه ستّون دیناراً، فإن کان عظماً فعلیه الدّیه.

26 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد بن عیسی، عن(3) ابن محبوب، عن أبی أیّوب الخزّاز، عن محمّد بن مسلم قال: سألت أبا جعفر علیه السلام عن الرّجل یضرب المرأه فتطرح النّطفه فقال: علیه عشرون دیناراً، فقلت: یضربها فتطرح العلقه؟ فقال: علیه أربعون دیناراً، قلت: فیضربها فتطرح المضغه؟ قال: علیه ستّون دیناراً، قلت: فیضربها فتطرحه

ص:766


1- وسائل الشّیعه 19: 242/1 و 17: 390/1، الکافی 7: 344/6 و 141/6 ، التّهذیب 9: 379/9 و 10: 238/21، الفقیه 4: 145/5321 و 319/688، الاستبصار 4: 301/9، روضه المتّقین 11: 348.
2- وسائل الشّیعه 19: 238/2، الکافی 7: 344/8، البحار 104: 428/11 و 421/6، فقه الرّضا علیه السلام : 311، روضه المتّقین 10: 421، مستدرک الوسائل 18: 5364.
3- وسائل الشّیعه 19: 238/4، الکافی 7: 345/10، التّهذیب 10: 283/5، البحار 60: 354/38، نور الثّقلین 3: 540، روضه المتّقین 10: 418.


وقد صار له عظم؟ فقال: علیه الدّیه کامله، وبهذا قضی أمیرالمؤمنین علیه السلام .

قلت: فما صفه النّطفه الّتی تعرف بها؟ فقال: النّطفه تکون بیضاء مثل النّخامه الغلیظه فتمکث فی الرّحم إذا صارت فیه أربعین یوماً، ثمّ تصیر إلی علقه، قلت: فما صفه خلقه العلقه الّتی تعرف بها؟ فقال: هیعلقه کعلقه الّدم المحجمه الجامده تمکث فی الرّحم بعد تحویلها عن النّطفه أربعین یوماً، ثمّ تصیر مضغه، قلت: فما صفه المضغه وخلقتها الّتی تعرف بها؟ قال: هی مضغه لحم حمراء فیها عروق خضر مشبّکه، ثمّ تصیر إلی عظم، قلت: فما صفه خلقته إذا کان عظماً؟ فقال: إذا کان عظماً شقّ له السّمع والبصر ورتّبت جوارحه، فإذا کان کذلک فإنّ فیه الدّیه کامله.

27 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: بإسناده عن صالح بن عقبه، عن أبی شبل قال:(1) حضرت یونس وأبو عبداللّه علیه السلام یخبره بالدّیات، قال: قلت: فإن النّطفه خرجت متخضخضه بالدّم؟ قال: فقال لی: فقد علقت إن کان دماً صافیاً ففیها أربعون دیناراً، وإن کان دماً أسود فلا شیء علیه إلاّ التّعزیر، لأنّه ما کان من دم صاف فذلک للولد وما کان من دم أسود فذلک من الجوف. قال أبو شبل: فإن العلقه صار فیها شبه العرق من لحم؟ قال: اثنان وأربعون العشر، قال: فقلت: فإنّ عشر أربعین أربعه؟ قال: لا، إنّما هو عشر المضغه، لأنّه إنّما ذهب عشرها، فکلّما زادت زید حتّی تبلغ السّتّین، قلت: فإن رأیت فی المضغه مثل العقده عظماً یابساً؟ قال: فذلک عظم أوّل ما یبتدئ العظم فیبتدئ بخمسه أشهر ففیه أربعه دنانیر، فإن زاد فزد أربعه أربعه حتّی یتمّ الثّمانین، قلت: فإذا وکزها فسقط الصّبیّ ولا یُدری أحیّ کان أم لا؟ قال: هیهات یا أباشبل، إذا مضت الخمسه الأشهر فقد صارت فیه الحیاه وقد استوجب الدّیه.

28 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: عن محمّد بن یحیی، عن محمّد بن الحسین، عن(2)

ص:767


1- وسائل الشّیعه 19: 239/6، الکافی 7: 345/11، التّهذیب 10: 283/7، الفقیه 4: 144/5318، البحار 60: 355/39، نور الثّقلین 3: 538، روضه المتّقین 10: 421.
2- وسائل الشّیعه 19: 238/3، الکافی 7: 345/9، التّهذیب 10: 281/2، الاستبصار 4: 299/1، الفقیه 4: 143/5316، روضه المتّقین 10: 418.


محمّد بن إسماعیل، عن صالح بن عقبه، عن سلیمان بن صالح، عن أبی عبداللّه علیه السلام : فی النّطفه عشرون دیناراً، وفی العلقه أربعون دیناراً، وفی المضغه ستّون دیناراً، وفی العظم ثمانون دیناراً فإذا، کُسی اللّحم فمائه دینار. ثمّ هی دتیه حتّی یستهلّ، فإذا استهلّ فالدّیه کامله.

29 - التّهذیب: علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن فضّال ومحمّد بن عیسی، عن(1) یونس جمیعاً قالا: عرضنا کتاب الفرائض عن أمیر المؤمنین علیه السلام علی أبی الحسن علیه السلام فقال: هو صحیح، وکان ممّا فیه أنّ أمیر المؤمنین علیه السلام جعل دیه الجنین مائه دینار، وجعل منیّ الرّجل إلی أن یکون جنیناً خمسه أجزاء، فإذا کان جنیناً قبل أن یلج الرّوح فیه مائه دینار، وذلک أنّ اللّه عزّ وجلّ خلق الإنسان من سلاله وهی النّطفه فهذا جزء، ثمّ علقه فهو جزآن، ثمّ مضغه ثلاثه أجزاء، ثمّ عظم فهی أربعه أجزاء، ثمّ یکسی لحماً حینئذٍ ثمّ جنیناً فکملت له خمسه أجزاء مائه دینار والمائه دینار خمسه أجزاء، فجعل للنّطفه خُمس المائه عشرین دیناراً، وللعلقه خمسَیِ المائه أربعین دیناراً، وللمضغه ثلاثه أخماس المائه ستّین دیناراً، وللعظم أربعه أخماس المائه ثمانین دیناراً... (الحدیث).


دیه ولد المقتوله خطأ

30 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: بإسناده عن ابن محبوب، عن أبی أیّوب، عن(2) أبیعبیده الحلبیّ، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: سئل عن رجل قتل امرأه خطأً وهی علی رأس الولد تمخض فقال: علیه الدّیه خمسه آلاف درهم، وعلیه دیه الّذی فی بطنها وصیف أو وصیفه أو أربعون دیناراً.

31 - وسائل الشّیعه: عن التهذیب: بإسناده عن محمّد بن علیّ بن محبوب، عن أحمدبن(3) محمّد، عن الحسن بن محبوب، عن أبی أبوب، عن أبی عبیده والحلبیّ، عن أبی عبداللّه علیه السلام

ص:768


1- التّهذیب 10: 285/9 و 295/26.
2- وسائل الشّیعه 19: 243/6، الکافی 7: 299/5، التّهذیب 10: 185/22 و 286/14، الاستبصار 4: 301/8، روضه المتّقین 10: 339 و 424.
3- وسائل الشّیعه 19: 273/6، التّهذیب 10: 286/14، الکافی 299/5 .


قال: سئل عن رجل قتل امرأهً خطأ، وهی علی رأس ولدها تمخض، فقال: خمسه آلاف درهم، وعلیه دیه الذی فی بطنها: وصیف أو وصیفه، أو أربعون دیناراً.


دیه إصابه اللّسان بعدم الإفصاح ببعض الحروف

32 - وسائل الشّیعه: عن التّهذیب: محمّد بن أحمد بن یحیی والصّفّار جمیعاً عن(1) العبیدیّ، عن عثمان بن عیسی، عن سماعه، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: قلت له: رجل ضرب غلامه ضربه فقطع بعض لسانه فأفصح ببعض ولم یفصح ببعض؟ قال: یقرأ المعجم، فما أفصح به طُرح من الدّیه، وما لم یفصح به اُلزم الدّیه. قال: قلت: کیف هو؟ قال: علی حساب الجُمل: ألف دیته واحده، والباء دیتها اثنان، والجیم ثلاثه، والدّال أربعه، والهاء خمسه، والواو ستّه، والزّای سبعه، والحاء ثمانیه، والطّاء تسعه، والیاء عشره، والکاف عشرون، واللاّم ثلاثون، والمیم أربعون، والنّون خمسون، والسّین ستّون، والعین سبعون، والفاء ثمانون، والصّاد تسعون، والقاف مائه، والرّاء مائتان، والشّین ثلاثمائه، والتّاء أربعمائه، وکلّ حرف یزید بعد هذا من ألف ب ت ث، زدت له مائه درهم.


دیه طرح الحبلی ولدها

33 - وسائل الشّیعه: عن التّهذیب: الحسن بن سعید، عن ابن محبوب، عن علیّ بن(2) رئاب، عن أبی عبیده، عن أبی عبداللّه علیه السلام فی امرأه شربت دواءً وهی حامل لتطرح ولدها فألقت ولدها، قال: إن کان له عظم قد نبت علیه اللّحم وشقّ له السّمع والبصر، فإنّ علیها دیه تسلّمها إلی أبیه. قال: وإن کان جنیناً علقه أو مضغه فإنّ علیها أربعین دیناراً أو غرّه تسلّمها إلی أبیه. قلت: فهی لا ترث من ولدها من دیته؟ قال: لا، لأنّها قتلته.

34 - من لا یحضره الفقیه: روی الحسن بن علیّ بن فضّال، عن ظریف بن ناصح، عن(3) عبداللّه بن أیّوب قال: حدّثنی الحسین

ص:769


1- وسائل الشّیعه 19: 275/7، التّهذیب 10: 263/76، الاستبصار 4: 293/6، روضه المتّقین 10: 335.
2- وسائل الشّیعه 19: 242/1، التّهذیب 10: 287/15، الاستبصار 4: 301/9، الفقیه 4: 145/5321، روضه المتّقین 10: 424.
3- الفقیه 4: 54/194، روضه المتّقین 10: 242، وسائل الشّیعه 19: 218/4.


الرّواسیّ، عن ابن أبی عمیر الطّبیب قال: عرضت هذه الرّوایه علی أبی عبداللّه علیه السلام فقال: نعم هی حقّ، وقد کان أمیر المؤمنین علیه السلام یأمر عمّاله بذلک، قال: أفتی علیه السلام فی کلّ عظم له مخّ فریضه مسمّاه إذا کسر فجبر علی غیر عثم(1)
(1)ولا عیب جعل فریضه الدّیه ستّه أجزاء، وجعل فی الجروح والجنین والأشفار والشّلل والأعضاء والإبهام لکلّ جزء ستّه فرائض، جعل دیه الجنین مائه دینار، وجعل دیه منیّ الرّجل إلی أن یکون جنیناً خمسه أجزاء، فإذا کان جنیناً قبل أن تلجه الرّوح مائه دینار، وجعل للنّطفه عشرین دیناراً وهو الرّجل یفرغ عن عرسه فیلقی نطفته وهی لاترید ذلک، فجعل فیها أمیر المؤمنین علیه السلام عشرین دیناراً الخمس، وللعلقه خُمسَی ذلک أربعین دیناراً...(الحدیث).

دیه الشجّه الموضحه

35 - بحار الأنوار: عن فقه الرّضا علیه السلام : - باب الحدّ - ودیه الشّجّه الموضحه فی الرّأس(2)وهی الّتی توضح العظام - أربعون دیناراً.

36 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: عن أمیر المؤمنین علیه السلام : ودیه الشّجّه إذا کانت توضح(3) أربعون دیناراً إذا کانت فی الخدّ.

دیه السّمحاق

37 - مستدرک الوسائل: عن الدّعائم: (فی حدیث:) قضی أمیر المؤمنین علیه السلام فی(4) السّمحاق - وهی الّتی تقطع الجلد واللّحم کلّه، وتصل إلی جلد الرّأس الّذی علی العظم - بأربعین دیناراً، وفی الموضحه - وهی الّتی توضح العظم - بخمسین دیناراً.

ص:770


1- العثم: الجبر علی غیر استواء (القاموس المحیط: عثم).
2- البحار 104: 415/3 ، فقه الرّضا علیه السلام : 317.
3- وسائل الشّیعه 19: 223/1، الکافی 7: 332، التّهذیب 10: 300، الفقیه 4: 58، روضه المتّقین 10: 254 و 255.
4- مستدرک الوسائل 18: 405/9، دّعائم الإسلام 2: 438/1535.

ورث

مخرج میراث البنت مع الأبوین والزّوجه

38 - من لایحضره الفقیه: إذا مات رجل وترک أبوین وامرأه وابناً، فللمرأه الثُّمن(1) وللأبوین السّدسانِ وما بقی فللابن، وکذلک إذا کانا ابنین أو ثلاثه بنین أو أکثر من ذلک إنّما یکون لهم مابقی، فإن ترک امرأه وأبوین وابنه فللمرأه الثُّمن وللأبوین السّدسان وللابنه النّصف، وما بقی رُدّ علی الابنه والأبوین علی قدر أنصبائهم، ولایُردّ علی المرأه ولا علی الزّوج شیء وهذه من أربعه وعشرین لمکان الثُّمن. فإذا ذهب منه الثّمن والسّدسان والنّصف بقی سهم فلا یستقیم من خمسه، فیضرب خمسه فی أربعه وعشرین یکون ذلک مائه وعشرین، للمرأه الثّمن من ذلک خمسه عشر، وللأبوین السّدسان من ذلک أربعون، وبقی خمسه وستّون، للبنت من ذلک النّصف ستّون، وبقی خمسه للبنت من ذلک ثلاثه، فیصیر فی یدها ثلاثه وستّون، وللأبوین من ذلک اثنان فیصیر فی أیدیهما اثنان وأربعون... (الحدیث).

مَن صحّف «میراث» فی القرآن أربعین سنه

39 - سفینه البحار: عن فهرست ابن النّدیم: حکی أبو الحسن بن الرّاوندیّ قال: مررت(2) بشیخ جالس وبیده مصحف وهو یقرأ: وللّه میزاب السّماوات والأرض، فقلت: وما یعنی میزاب السّماوات والأرض؟ قال: هذا المطر الذی تری، فقلت: ما یکون التّصحیف إلاّ إذا کان مثلک یقرأ یا هذا! إنّما هو: «میرَاثُ السَّموَاتِ وَالاَْرْضِ»(1)(3) فقال: اللّهمّ غفراً، أنا من أربعین سنه أقرأها وهی فی مصحفی هکذا.

ص:771


1- الفقیه 4: 194 .
2- سفینه البحار 4: 647، مستدرک السّفینه 10: 283 .
3- آل عمران / 180 .

وزن

رجحان النبیّ صلی الله علیه و آله علی أربعین فی الوزن

40 - کتاب الفردوس: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله یا أبا ذرّ، إنّی وُزِنت بأربعین أنت فیهم(1) فوَزَنتُهم.

وصل

من صام وصالاً

41 - شذرات الذّهب: کان شمس الدّین محمّد بن إبراهیم بن عبداللّه الکردیّ القدسیّ(2) نزیل القاهره الشّافعیّ... (إلی أن قال:) یواصل الاُسبوع کاملاً، وذکر أنّ السّبب فیه أن تعشّی مع أبویه قدیماً فأصبح لایشتهی أکلاً، فتمادی علی ذلک ثلاثه أیّام، فلمّا رأی أنّه له قدره علی الطّیّ، تمادی فیه أنّه أربعیناً، ثمّ اقتصر علی سبع، وکان فقیهاً... (إلی أن قال:) وکان یذکر أنّه یقیم أربعه أیّام لا یحتاج إلی تجدید وضوء.

قال العلاّمه الأمینیّ رحمه اللّه: الطّبع البشریّ لا یطیق المثابره علی الجوع أربعین یوماً ولا اُسبوعاً، کما أنّه لا یطیق علی السّهر أربعاً، ولعلّ الفقیه الکردیّ کانت له نظریّه خاصّه فی مبطلات الوضوء.

وصول سبایا الطّف إلی الکوفه

42 - بحار الأنوار: عن مسلم الجصّاص قال: فبینما أنا واقف والنّاس یتوقّعون وصول(3) السّبایا والرّؤس إذ قد أقبلت نحو أربعین شقّه تُحمل علی أربعین جملاً، فیها الحرم والنّساء وأولاد فاطمه علیهاالسلام ... (الحدیث).

ص:772


1- کتاب الفردوس 5: 336/8360.
2- شذرات الذّهب 7: 93، الغدیر 11: 184 .
3- البحار 45: 114 .

وصی

مَن أوصی لظئر له یهودیّه بأربعین درهماً

43 - سنن الدّارمیّ: عن أبی إسحاق قال: أوصی غلام من الحیّ یقال له: عبّاس بن(1) مرثد ابن سبع سنین لظئر له یهودیّه من أهل الحیره بأربعین درهماً، فقال شریح : إذا أصاب الغلام فی وصیّته جازت.

وعد

ما وعد موسی علیه السلام قومَه

44 - بحار الأنوار: نقلاً عن تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : قال اللّه عزّ وجلّ: «وَاِذْ وَاعَدْنَا(2) مُوسی اَرْبَعینَ لَیْلَهً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَاَنْتُمْ ظَالِمُونَ»(1)،(3)قال: کان موسی علیه السلام یقول لبنی إسرائیل: إذا فرّج اللّه عنکم وأهلک أعداءکم آتیکم بکتاب من عند ربّکم یشتمل علی أوامره ونواهیه ومواعظه وعبره وأمثاله. فلمّا فرّج اللّه عنهم أمره اللّه عزّ وجلّ أن یأتی للمیعاد ویصوم ثلاثین یوماً عند أصل الجبل، فظنّ موسی أنّه بعد ذلک یعطیه الکتاب، فصام ثلاثین یوماً، فلمّا کان آخر الیوم استاک قبل الفطر فأوحی اللّه عزّ وجلّ إلیه: یا موسی! أما علمت أنّ خلوف فم الصّائم أطیب عندی من ریح المسک؟ صم عشراً أُخَر ولا تستک عند الافطار.

ففعل ذلک موسی علیه السلام وکان وعده اللّه أن یعطیه الکتاب بعد أربعین لیله، فأعطاه إیّاه، فجاء السّامریّ فشبّه علی مستضعفی بنی إسرائیل، فقال: وعدکم موسی أن یرجع إلیکم بعد أربعین لیله، وهذه عشرون لیله وعشرون یوماً تمّت أربعون، أخطأ موسی ربّه وقد أتاکم ربّکم، أراد أن یریکم أنّه قادر علی أن یدعوکم إلی نفسه بنفسه، و أنّه لم یبعث موسی علیه السلام

ص:773


1- سنن الدّارمیّ 2: 427 و 424 .
2- البحار 13: 230/42 و 53: 327، تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : 247، الکامل لابن الأثیر 1: 189، مجمع البیان 4: 473، تفسیر نور الثّقلین 2: 61، تفسیر الصّافی 1: 91 .
3- البقره / 51 .


لحاجه منه إلیه. فأظهر لهم العجل الّذی کان عمله، فقالوا: کیف یکون العجل إلهَنا؟ قال: إنّما هذا العجل یکلّمکم منه... (الحدیث).

قال العلاّمه المجلسیّ رحمه اللّه: إعلم أنّ الأخبار قد اختلفت من الخاصّه والعامّه فی أنّ موسی علیه السلام هل وعدهم ثلاثین فجاء بعد الأربعین، أو وعدهم أربعین، والأظهر من أکثر الأخبار السّالفه أنّها کانت من الأخبار البدائیّه، وکان الثّلاثون مشروطاً بشرط فتمّ بعد ذلک أربعون. و یظهر من هذا الخبر أنّ السّامریّ سوّل لهم شبهه فاسده ولم یکن المیقات إلاّ أربعین، ویمکن کون إحداهما محموله علی التّقیّه لکونها أشهر بین المخالفین فی زمان صدور الخبر، أویکون موسی وعدهم الثّلاثین مع تجویز الأربعین فجعل لمیقاته نهایتین، وبه یمکن الجمع بین الآیتین أیضاً.

قال الطّبرسیّ رحمه اللّه فی قوله تعالی: «وَوَاعَدْنَا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً وَاَتْمَمْنَاَهَا بِعَشْرٍ»(2)(1) ولم یقل أربعین لیله - کما قال فی سوره البقره - لفائده زائده ذُکر فیها وجوه: أحدها - أنّ العدّه کانت ذا القعده وعشراً من ذی الحجّه، ولو قال: أربعین لیله لم یعلم أنّه کان الابتداء أوّل الشّهر ولا أنّ الأیّام کانت متوالیه ولا أنّ الشّهر شهر بعینه، قاله أکثر المفسّرین. وثانیها - أنّه واعد موسی ثلاثین لیله لیصوم فیها ویتقرّب بالعباده، ثمّ أتمّهما بعشر إلی وقت المناجاه. وقیل: هی العشر الّتی اُنزلت التّوراه فیها فلذلک اُفردت بالذکّر. وثالثها - : أنّ موسی علیه السلام قال لقومه: إنّی أتأخّر عنکم بثلاثین یوماً، لیتسهّل علیهم، ثمّ زاد علیهم عشراً، ولیس فی ذلک خُلف لأنّه إذا تأخّر عنهم أربعین لیله فقد تأخّر ثلاثین قبلها... (الخبر).

وقال الثّعلبیّ: کان قد وعد قومه ثلاثین لیله فأتمّها اللّه بعشر حتّی صارت أربعین، وعدّ بنو إسرائیل الثّلاثین، فلمّا لم یرجع إلیهم موسی افتتنوا، وقال قوم: إنّهم عدّوا اللّیله یوماً والیوم یوماً، فلمّا مضت عشرون یوماً افتتنوا.

45 - بحار الأنوار: نقلاً عن تفسیر القمّیّ«وَوَاعَدْنَا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً وَاَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ(2) فَتَمَّ

ص:774


1- الأعراف / 142 .
2- البحار 13: 213/7، کتاب التّاج 4: 118 .


میقَاتُ رَبِّهِ اَرْبَعینَ لَیْلَهً»،(1)
(1)فانّ اللّه عزّ وجلّ أوحی إلی موسی: إنّی اُنزل علیک التّوراه الّتی فیها الأحکام إلی أربعین یوماً، وهو ذوالقعده وعشره من ذیالحجّه، فقال موسی علیه السلاملأصحابه: إنّ اللّه تبارک وتعالی قد وعدَنی أن ینزل علیّ التّوراه والألواح إلی ثلاثین یوماً. وأمره اللّه أن لایقول: إلی أربعین یوماً... (الحدیث).

46 - بحار الأنوار: نقلاً عن تفسیر العیّاشیّ، عن محمّد بن مسلم، عن أبی جعفر علیه السلام فی(2) قوله: «وَاِذْ وَاعَدْنَا مُوسی اَرْبَعینَ لَیلَهً»(1)(3)قال: کان فی العلم والتّقدیر ثلاثین لیله، ثمّ بدا للّه فزاد عشراً، فتمّ میقات ربّه للأوّل والآخر أربعین لیله.

47 - بحار الأنوار: نقلاً عن العیّاشیّ، عن فضیل بن یسار قال: قلت لأبی جعفر علیه السلام :(4) جعلت فداک، وقّت لنا وقتاً فیهم، فقال: إنّ اللّه خالف علمُه علم الموقّتین، أما سمعت اللّه یقول: «وَوَاعَدْنَا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً (إلی) أرْبَعینَ لَیْلَهً»(1)،(5)أما إنّ موسی لم یکن یعلم بتلک العشر ولا بنو إسرائیل، فلمّا حدّثهم قالوا: کذب موسی، وأخلفنا موسی. فإن حدّثتم به فقولوا: صدق اللّه ورسوله تُوجروا مرّتین.

48 - بحار الأنوار: نقلاً عن الاختصاص (فی حدیث طویل) فی سؤلات عبداللّه بن(6) سلام عن النّبیّ صلی الله علیه و آله وجوابه صلی الله علیه و آله : وأمّا الثّلاثون «وَ وَاعَدْنَا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً (إلی) اَرْبَعینَ لَیْلَهً»(1)(7)... (الحدیث).

49 - بحار الأنوار: نقلاً عن تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام (فی حدیث) قال(8) رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إنّ موسی وعد قومه أربعین لیله... (الحدیث).

ص:775


1- الأعراف / 142 .
2- البحار 13: 226/27، تفسیر العیّاشیّ 1: 44 .
3- البقره / 51 .
4- البحار 13: 228/30 .
5- الأعراف / 142 .
6- البحار 9: 341، الاختصاص:48 .
7- الأعراف / 142 .
8- البحار 21: 259 .

50 - بحار الأنوار: (فی خبر): فی عدد الأربعین فوائد، وأحسن من الجمیع شاهداً(1) أنّه تعالی جعل میقات نبیّه موسی أربعین یوماً. وفی النّبویّ أنّه ما أکل وماشرب ولا نام ولا اشتهی شیئاً من ذلک فی ذهابه ومجیئه أربعین یوماً، شوقاً إلی ربّه.


الوعد بمجیء وصیّ النّبیّ صلی الله علیه و آله

51 - بحار الأنوار: عن کتاب إرشاد القلوب: - فی باب احتجاج أمیر المؤمنین علیه السلام علی(2) النّصاری - (فی حدیث طویل) قال سهل بن حُنیف الأنصاریّ: فقلت: یا أمیرالمؤمنین! هذا الدّیرانیّ کنت أبلغتک عنه وعن صاحبه السّلام، فقال له علیّ علیه السلام : وکیف علمت أنّی وصیُّ رسول اللّه؟ قال: أخبرنی أبی وکان قد أتی علیه من العمر مثل ما أتی علیّ عن أبیه، عن جدّه، عمّن قاتل مع یوشع بن نون وصیّ موسی حین توجّه فقاتل الجبّارین بعد موسی بأربعین سنه... (الحدیث).

وفد

عدد وفد عبد القیس

52 - فتح الباری: - باب وفد عبد القیس - هی قبیله کبیره یسکنون البحرین یُنسَبون(3) إلی عبدالقیس بن أفصی، والّذی تبیّن لنا أنّه کان لعبد القیس وفادتان: إحداهما قبل الفتح... (إلی أن قال:) کان عدد الوفد الأوّل ثلاثه عشر رجلاً، وفیها سألوا عن الإیمان وعن الأشربه، وکان فیهم الأشجّ وقال له النّبیّ صلی الله علیه و آله : إنّ فیک خصلتین یحبّهما اللّه: الحلم والأناه... (إلی أن قال:) ثانیتهما کانت فی سنه الوفود، وکان عددهم حینئذ أربعین رجلاً.

ص:776


1- البحار 53: 326 .
2- البحار 10: 68 - 69 ، إرشاد القلوب: 372.
3- فتح الباری 8 : 107/ 4369 .

وقع

وقائع صفّین

53 - بحار الأنوار: نقلاً عن المناقب (فی حدیث) فبعث علیّ علیه السلام إلی معاویه أن اُخرج(1) إلیّ اُبارزک، فلم یفعل. وقد جری بین العسکرین أربعون وقعه یغلبها أهل العراق، أوّلها یوم الأربعاء بین الأشتر وحبیب بن مسلمه، والثّانی بین المرقال وأبی الأعور السّلمیّ، والثّالث بین عمّار وعمرو بن العاص، والرّابع بین ابن الحنفیّه وعبیداللّه بن عمر، والخامس بین عبداللّه بن العبّاس والولید بن عقبه، والسّادس بین سعید بن قیس وذی الکلاع، إلی تمام الأربعین وقعه آخرها لیله الهریر.

وقف

ما أوقفه الإمام علیّ علیه السلام من أمواله

54 - بحار الأنوار: نقلاً عن السّیّد ابن طاووس فی (کشف المحجّه) من بعض کتب(2) المناقب، أنّ علیّاً علیه السلام وقف أمواله وکانت غلّته أربعین ألف دینار، وباع سیفه وقال: من یشتری سیفی؟ ولو کان عندی عشاء مابعته، وقال فیه: إنّه علیه السلام قال مرّه: من یشتری سیفی الفلانیّ؟ ولو کان عندی ثمن إزار مابعته. قال: وکان یفعل هذا وغلّته أربعون ألف دینار من صدقته.


موقف یوم القیامه

55 - کنز العمّال : مسنداً عن ابن عمر: یحشر النّاس یوم القیامه کما ولدتهم اُمّهاتهم،(3) حفاهً عراه غُرْلاً(1)،(4)قالت عائشه: ینظر بعضهم إلی بعض، قال: شغل النّاس یومئذٍ عن النّظر وسمَوا بأبصارهم إلی السّماء، موقوفون أربعین سنه لا یأکلون ولا یشربون.

ص:777


1- البحار 32: 574 .
2- البحار 41: 43 .
3- کنز العمّال: 14: 364/38951 .
4- غَرِلَ الصّبیّ غَرَلاً: لم یُخْتَنْ (أقرب الموارد: غرل).

وقی

مقدار الاُوقیّه

56 - کتاب الفردوس: أبوهریره: إذا سرق العبد فبِعْه ولو بِنَشّ. النَّشّ عشرون درهماً(1) والاُوقیّه أربعون درهماً.

ولد

امرأه ولدت بعد موت زوجها بأربعین لیله

57 - کتاب اللّؤؤ والمرجان: حدیث اُمّ سلمه عن أبی سلمه قال: جاء رجل إلی ابن(2) عبّاس، وأبو هریره جالس عنده، فقال: أفتنی فی امرأه ولدت بعد زوجها بأربعین لیله، فقال ابن عبّاس: آخر الأجلین، قلت: أنا «وَاُولاَتُ الاَْحْمَالِ اَجَلُهُنَّ اَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ»(1)(3) قال أبو هریره: أنا مع ابن أخی - یعنی أبا سلمه - . فأرسل ابن عبّاس غلامه کریبا إلی اُمّ سلمه یسألها فقالت: قتل زوج سبیعه الأسلمیّه وهی حبلی، فوضعت بعد موته بأربعین لیله فخُطبت فأنکحها رسول اللّه صلی الله علیه و آله .


فی مولد النّبیّ صلی الله علیه و آله ومبعثه

58 - لآلئ الأخبار: - فی تاریخ النّبیّ صلی الله علیه و آله وعلیّ علیه السلام - أمّا النّبیّ صلی الله علیه و آله فإنّه ولد بمکّه یوم(4)

السّابع عشر من شهر ربیع الأوّل فی عام الفیل، وصدع بالرّساله یوم السّابع والعشرین من

ص:778


1- کتاب الفردوس 1: 292/1149.
2- کتاب اللّؤؤوالمرجان 2: 122/949، جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله 9: 71/5948 .
3- الطّلاق / 4 .
4- لآلئ الأخبار 5: 466 .


شهر رجب وله أربعون سنه، وقبض بالمدینه مسموماً یوم الإثنین للیلتین بقیتا من صفر سنه عشر من الهجره وهو ابن ثلاث وستّین سنه.

59 - بحار الأنوار: وکانت الولاده فی عهد کسری أنوشیروان بعد مضیّ اثنین(1) وأربعین من ملکه، وبعد مضیّ اثنین وثمانین وثمانمائه من وفاه إسکندر الرّومیّ، وکان فی عام الفیل بعد مضیّ خمس وخمسین أوأربعین من الواقعه، وقیل: فی یوم الواقعه، وقیل: بعد ثلاثین سنه منها، وقیل: بعد أربعین منها، والأصحّ أنّها کانت فی تلک العام.

60 - السّیره الحلبیّه: فی مولد النّبیّ صلی الله علیه و آله فی تاریخ ابن حبّان: ولد عام الفیل فی الیوم(2) الّذی بعث اللّه تعالی الطّیر الأبابیل فیه علی أصحاب الفیل... (إلی أن قال:) وقیل: بأربعین یوماً، وقیل: شهر، وقیل: بعشر سنین، وقیل: بثلاث وعشرین سنه، وقیل: بثلاثین سنه، وقیل: بأربعین سنه.

61 - بحار الأنوار: ابن المتوکّل، عن علیّ، عن أبیه، عن محمّد بن سنان، عن زیادبن(3) المنذر، عن لیث بن سعد، قال: قلت لکعب وهو عند معاویه: کیف تجدون صفه مولد النّبیّ صلی الله علیه و آله ؟ وهل تجدون لعترته فضلاً؟ فالتفت کعب إلی معاویه لینظر کیف هواه، فأجری اللّه عزّ وجلّ علی لسانه فقال: هات یا أبا إسحاق رحمک اللّه ما عندک، فقال کعب: إنّی قد قرأت اثنین وسبعین کتاباً کلّها اُنزلت من السّماء، وقرأت صحف دانیال کلّها، ووجدت فی کلّها ذکر مولده ومولد عترته، وأنّ اسمه المعروف، وأنّه لم یولد نبیّ قطّ فنزلت علیه الملائکه ما خلا عیسی وأحمد صلوات اللّه علیهما، وماضرب علی آدمیّه حجب الجنّه غیر مریم وآمنه اُمّ أحمد صلی الله علیه و آله، وما وُکّلت الملائکه باُنثی حملت غیر مریم اُمّ المسیح علیه السلام وآمنه اُمّ أحمد صلی الله علیه و آله ، وکان من علامه حمله أنّه لمّا کانت اللّیله الّتی حملت آمنه به صلی الله علیه و آله نادی مناد فی السّماوات السّبع: أبشروا، فقد حمل اللّیله بأحمد، وفی الأرضین کذلک حتّی فی البحور، وما بقی یومئذ فی الأرض دابّه تدبّ ولا طائر یطیر إلاّ علم بمولده، ولقد

ص:779


1- البحار 15: 249 .
2- السّیره الحلبیّه 1: 65 و 3: 404 .
3- البحار 15: 261/12 .


بنی فی الجنّه لیله مولده سبعون ألف قصر من یاقوت أحمر، وسبعون ألف قصر من لؤؤ رطب، فقیل: هذه قصور الولاده، ونُجّدت الجنان وقیل لها: اهتزّی وتزیّنی، فإنّ نبیّ أولیائک قد وُلد، فضحکت الجنّه یومئذ فهی ضاحکه إلی یوم القیامه، وبلغنی أنّ حوتاً من حیتان البحر یقال له: طموساً وهو سیّد الحیتان له سبعمائه ألف ذنب، یمشی علی ظهره سبعمائه ألف ثور الواحد منها أکبر من الدّنیا، لکلّ ثور سبعمائه ألف قرن من زمرّد أخضر، لا یشعر بهنّ، اضطرب فرحاً بمولده، ولولا أنّ اللّه تبارک وتعالی ثبّته لجعل عالیها سافلها. ولقد بلغنی أنّ یومئذ مابقی جبل إلاّ نادی صاحبه بالبشاره، ویقول: لا إله إلاّ اللّه، ولقد خضعت الجبال کلّها لأبی قبیس کرامه لمحمّد صلی الله علیه و آله ، ولقد قدّست الأشجار أربعین یوماً بأنواع أفنانها وثمارها فرحاً بمولده صلی الله علیه و آله ، ولقد ضُرب بین السّماء والأرض سبعون عموداً من أنواع الأنوار لا یشبه کلّ واحد صاحبه، وقد بشّر آدم علیه السلام بمولده فزید فی حسنه سبعین صنفاً، وکان قد وجد مراره الموت وکان قد مسّه ذلک فسرّی عنه ذلک، ولقد بلغنی أنّ الکوثر اضطرب فی الجنّه واهتزّ فرمی بسبعمائه ألف قصرمن قصور الدّرّ والیاقوت نثاراً لمولد محمّد صلی الله علیه و آله ، ولقد زُمّ إبلیس وکبّل واُلقی فی الحصن أربعین یوماً، وغرق عرشه أربعین یوماً، ولقد تنکّست الأصنام کلّها وصاحت وولولت، ولقد سمعوا صوتاً من الکعبه: یا آل قریش! قدجاء کم البشیر، جاءکم النّذیر، معه العزّ الأبد، والرّبح الأکبر، وهو خاتم الأنبیاء. ونجد فی الکتب أنّ عترته خیر النّاس بعده، وأنّه لایزال النّاس فی أمان من العذاب مادام من عترته فی دار الدّنیا خلق یمشی. فقال معاویه: یا أبا إسحاق! ومَن عترته؟ قال کعب: ولْد فاطمه. فعبس وجهه، وعضّ علی شفتَیه، وأخذ یعبث بلحیته، فقال کعب: وإنّا نجد صفه الفرخین المستشهدین وهما فرخا فاطمه علیهاالسلام ، یقتلهما شرّالبریّه، قال: فمن یقتلهما؟ قال: رجل من قریش. فقام معاویه وقال: قوموا إن شئتم، فقمنا.

62 - بحار الأنوار: نقلاً عن الکافی: ولد النّبیّ صلی الله علیه و آله لاثنتَی عشره لیله مضت من شهر(1) ربیع الأوّل فی عام الفیل یوم الجمعه مع الزّوال، وروی أیضاً: عند طلوع الفجر قبل أن یبعث بأربعین سنه، وحملت به اُمّه فی أیّام التّشریق عند الجمره الوسطی، وکانت فی

ص:780


1- البحار 15: 251/5 و 98/193 و 194، الکافی 1: 439 .


منزل عبداللّه بن عبدالمطّلب، وولدته فی شعب أبی طالب فی دار محمّد بن یوسف فی الزّاویه القصوی عن یسارک وأنت داخل، وقد أخرجت الخیزران ذلک البیت فصیّرته مسجداً یصلّی النّاس فیه.

63 - بحار الأنوار: (فی تاریخ ولاده النّبیّ صلی الله علیه و آله ) نقلاً عن الواقدیّ: فلمّا رأی إبلیس -(1) لعنه اللّه تعالی وأخزاه - ذلک وضع التّراب علی رأسه وجمع أولاده وقال لهم: یا أولادی! إعلموا أنّنی ما أصابنی منذ خُلقت مثل هذه المصیبه، قالوا: وما هذه المصیبه؟! قال: إعلموا أنّه قد ولد فی هذه اللّیله مولود اسمه محمّد بن عبداللّه یبطل عباده الأوثان، ویمنع السّجود للأصنام، ویدعو النّاس إلی عباده الرّحمان، قال: فنثروا التّراب علی رؤسهم، ودخل إبلیس لعنه اللّه تعالی فی البحر الرّابع وقعد فیه للمصیبه هو وأولاده مکروبین أربعین یوماً... (الحدیث).

64 - بحار الأنوار: قال الواقدیّ: فأرسل اللّه تعالی إلی البیت جللاً من الدّیباج(2) الأبیض مکتوب علیها بخطّ أسود: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم «یَاءَیُّهَا النَّبِیُّ اِنَّا اَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذیراً * وَدَاعِیاً اِلَی اللّه ِ بِاِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُنیراً».(1)(3)قال الواقدیّ: فتعجّب النّاس من ذلکٍ وبقیت الجلل علی البیت أربعین یوماً، فذهب رجل من آل إدریس وکان بیده مدٌّسمناً فتمسّح بذلک الجلل والتّحف به فارتفع الجلل من لیلته، ولولم یلتحف به لبقی علی بیت اللّه الحرام هذا الدّیباج إلی یوم القیامه... (الخبر).

65 - بحار الأنوار: قال الواقدیّ: أوّل ما افتتح به عقیل بن أبی وقّاص أن قال: بسم اللّه (4) الرّحمان الرّحیم، الحمد للّه الّذی جعلنا من نسل إبراهیم، ومن شجره إسماعیل، ومن غصن نِزار، ومن ثمره عبد مناف. ثمّ أثنی علی اللّه تعالی ثناءً بلیغاً، وقال فیه جمیلاً،... (إلی أن قال:) ونظر إلی وهب وقال: یا أبا الوداح! زوّجت کریمتک آمنه من ابن سیّدنا عبدالمطّلب علی صداق أربعه آلاف درهم بیض هجریّه جیاد، وخمس مائه مثقال ذهب

ص:781


1- البحار 15: 288 .
2- البحار 15: 290 .
3- الأحزاب / 46 و 47 .
4- البحار 15: 281 .


أحمر، قال: نعم، ثمّ قال: یا عبداللّه! قبلت هذا الصّداق یا أیّها السیّد الخاطب؟ قال: نعم. ثمّ دعا لهما بالخیر والکرامه، ثمّ أمر وهب أن تُقدّم المائده، فقدّمت مائده خضره فاُتی من الطّعام الحارّ والبارد والحلو والحامض فأکلوا وشربوا، قال: ونثر عبدالمطّلب علی ولده قیمه ألف درهم من النّثار، وکان متّخذاً من مسک بنادق، ومن عنبر ومن سکّر ومن کافور، ونثر وهب بقیمه ألف درهم عنبراً، وفرح الخلق بذلک فرحاً شدیداً.

قال الواقدیّ: فلمّا فرغوا من ذلک نظر عبدالمطّلب إلی وهب وقال: وربّ السّماء، إنّی لا اُفارق هذا السُقف أو اُؤّف بین ولدی وحلیلته، فقال وهب: بهذه السّرعه لایکون، فقال عبدالمطّلب: لا بدّ من ذلک. فقام وهب ودخل علی امرأته برّه وقال لها: إعلمی أنّ عبدالمطّلب قد حلف بربّ السّماء أنّه لایفارق هذا السّقف أو یؤّف بین ولده عبداللّه وبین زوجته آمنه. فقامت المرأه من وقتها ودعت بعشرمن المشّاطات وأمرتهنّ أن یأخذن فی زینه آمنه، فقعدن حول آمنه، فواحده منهنّ تنقش یدیها، وواحده تخضب، وواحده تسرّح ذؤبتها، فلمّا کان عند غروب الشّمس وقد فرغن من زینتها نصبوا سریراً من الخیزران، وقد فرشوا علیه من ألوان الدّیباج والوشیّ، وقعدت الجاریه علی السّریر وعقدن علی رأسها تاجاً، وعلی جبینیها إکلیلاً، وعلی عنقها مخانق الدّرّ والجواهر وتخوتمت بأنواع الخواتیم، وجاء وهب وقال لعبد المطّلب: یا سیّدی! اقدم علی العروس. فقام عبدالمطّلب إلی العروس وهی کأنّها فلقه قمر من حسنها، وتقدّم عبدالمطّلب إلی السّریر وقبّله وقبّل عین العروس، فقال عبدالمطّلب لولده عبداللّه: إجلس یا ولدی معها علی السّریر وافرح برؤتها.

قال: فرفع عبداللّه قدمه وصعد إلی السّریر، وقعد إلی جنب العروس، وفرح عبدالمطّلب، وکان من عبداللّه إلی أهله مایکون من الرّجال إلی النّساء، فواقعها، فحملت بسیّد المرسلین وخاتم النّبیّین، وقام من عندها إلی عند أبیه فنظر إلیه أبوه وإذا النّور قد فارق من بین عینیه، وبقی علیه من أثر النّور کالدّرهم الصّحیح، وذهب النّور إلی ثدی آمنه، فقام عبدالمطّلب إلی عند آمنه ونظر إلی وجهها، فلم یکن النّور کما کان فی عبداللّه بل أنور، فذهب عبدالمطّلب إلی عند حبیب الرّاهب فسأله عن ذلک، فقال حبیب:

ص:782

إعلم أنّ هذا النّور هو صاحب النّور بعینه، وصار فی بطن اُمّه. فقام عبدالمطّلب وخرج مع الرّجل وبقی عبداللّه عند أهله إلی أن ذهبت الصّفره من یدیه، وذلک أنّ العرب کانوا إذا دخلوا بأهلهم خضبوا أیدیهم بالحنّاء، ولا یخرجون من عندهم وعلی أیدیهم أثرمن الحنّاء، وبقی عبداللّه أربعین یوماً، وخرج ونظر أهل مکّه إلی عبداللّه والنّور قد فارق موضعه، فرجع عبدالمطّلب من عند حبیب وقد أتی علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله شهر واحد فی بطن اُمّه... (الحدیث).

مولد الإمام علیّ علیه السلام

66 - بحار الأنوار: الحسن بن أحمد بن یحیی العطّار، عن أحمد بن محمّد بن إسماعیل(1) الفاروسیّ، عن عمر بن روق الخطّابیّ، عن الحجّاج بن منهال، عن الحسن بن عمران، عن شاذان بن العلاء، عن عبدالعزیز، عن عبدالصّمد، عن سالم، عن خالد بن السّریّ، عن جابر ابن عبداللّه الأنصاریّ قال: سألت رسول اللّه صلی الله علیه و آله عن میلاد علیّ بن أبیطالب فقال: آه آه! سألت عجباً یا جابر عن خیر مولود ولد فی شبه المسیح... (إلی أن قال:) ثمّ إنّ اللّه عزّ وجلّ نقلنا من صلب آدم فی الأصلاب الطّاهره، فما نقلنی من صلب إلاّ نقل علیّاً معی، فلم نزل کذلک حتّی أطلعنا اللّه تعالی من ظهر طاهر وهو ظهر عبدالمطّلب، ثمّ نقلنی عن ظهر طاهر وهو عبداللّه، واستودعنی خیر رحم وهی آمنه... (إلی أن قال:) فأطلع اللّه عزّ وجلّ علیّاً من ظهر طاهر و هو خیر ظهر من بنی هاشم بعد أبی، واستودعه خیر رحم وهی فاطمه بنت أسد. فمِن قبل أن صار فی الرّحم کان رجل فی ذلک الزّمان وکان زاهداً عابداً یقال له المثرم ابن رعیب من الشّیقیان، وکان من أحد العبّاد قد عبداللّه تعالی مأتین وسبعین سنه، لم یسأله حاجه حتّی إنّ اللّه عزّ وجلّ أسکن فی قلبه الحکمه وألهمه لحسن طاعته لربّه، فسأل اللّه تعالی أن یُریه ولیّاً له، فبعث اللّه تعالی له بأبی طالب، فلمّا بصر به المثرم قام إلیه وقبّل رأسه وأجلسه بین یدیه، ثمّ قال: من أنت یرحمک اللّه؟ فقال له: رجل من تهامه،

ص:783


1- البحار 35: 99/33 و 12: 12 .


فقال: من أیّ تهامه؟ فقال: من عبد مناف، فقال: من أیّ عبد مناف؟ قال: من هاشم. فوثب العابد وقبّل رأسه ثانیه وقال: الحمد للّه الّذی لم یمتنی حتّی أرانی ولیّه، ثمّ قال: أبشر یا هذا، فإنّ العلیّ الأعلی ألهمنی إلهاماً فیه بشارتک، فقال أبوطالب: وماهو؟ قال: ولدٌ یولد من ظهرک هو ولیّ اللّه عزّ وجلّ وإمام المتّقین، ووصیّ رسول ربّ العالمین، فإن أنت أدرکت ذلک الولد من ذلک فاقرأه منّی السّلام وقل له: إنّ المثرم یقرأ علیک السّلام ویقول:

أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، وأنّ محمّداً رسول اللّه، به تتمّ النّبوّه وبعلیّ تتمّ الوصیّه. قال: فبکی أبوطالب وقال: فما اسم هذا المولود؟ قال: اسمه علیّ... (إلی أن قال:) فلمّا کان فی اللّیله الّتی ولد فیها علیّ علیه السلام أشرقت الأرض وتضاعفت النّجوم... (إلی أن قال:) فخرج أبوطالب وهو یتخلّل سکک مکّه ومواقعها وأسواقها وهو یقول لهم: أیّها النّاس، وُلد اللیّله فی الکعبه حجّه اللّه تعالی وولیّ اللّه... (إلی أن قال:) وهو یقول هذه الأبیات:

                                 یا ربِّ ربَّ الغسق الدجیِّ                         والقمرِ المُبتلجِ المضیِّ

                             بیّنْ لنا من حُکمِک المقضیِّ                        ماذا تری لی فی اسم ذا الصّبیِ

قال: فسمع هاتفاً یقول:

                                    خُصّصتما بالولدِ الزّکیِّ                        والطّاهرِ المطهَّر الرّضیِّ

                               إنّ اسمَه من شامخٍ علیِّ                          علیٌّ اشتُقّ من العلیِّ

فلمّا سمع هذا خرج من الکعبه وغاب عن قومه أربعین صباحاً. قال جابر: فقلت یا رسول اللّه! علیک السّلام، إلی أین غاب؟ قال: مضی إلی المثرم لیبشّره بمولد علیّ بن أبی طالب. و کان المثرم قدمات فی جبل لکام، لأنّه عهد إلیه إذا ولد هذا المولود أن یقصد

جبل لکام... (الحدیث).

67 - بحار الأنوار: عن نهج البلاغه من کلام له علیه السلام لأصحابه: أما إنّه سیظهر علیکم(1) بعدی رجل رحْب البلعوم... (إلی أن قال:) وإنّه سیأمرکم بسَبّی والبراءه منّی... (إلی أن قال:) وأمّا البراءه فلاتتبرّأو منّی، فإنّی وُلدت علی الفطره. قال ابن أبی الحدید:

ص:784


1- البحار 39: 327، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید 4: 114 .


مراده ها هنا بالولاده علی الفطره أنّه لم یولد فی الجاهلیّه، لأنّه ولد لثلاثین عاماً مضت من عام الفیل، والنّبیّ صلی الله علیه و آله اُرسل لأربعین سنه مضت من عام الفیل... (إلخ).

ولی

الإعلام بولایه علیّ علیه السلام

68 - إحقاق الحقّ: عن أبی الحمراء، خادم رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال - بعد ماکبر سنّه - لواحد(1) من رفقائه: لاُحدّثنّک ما سمعت اُذنای، ورأت عینای، أقبل رسول اللّه صلی الله علیه و آله ... (إلی أن قال:) حتّی إذا دخل علی اُمّ المؤمنین اُمّ سلمه وقال: ادعی لی سیّد العرب، فبعثت إلی علیّ. قال لی: یا أبا الحمراء! رح إئتنی بمائه من قریش وثمانین من العرب، وستّین من الموالی، وأربعین من أولاد الحبشه، فلمّا اجتمع النّاس... (إلی أن قال:) قال: من کان اللّه وأنا مولاه، فهذا علیّ مولاه یأمرکم وینهاکم، مالکم علیه أمر ونهی، اللّهمّ وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره، واخذل من خذله، اللّهمّ أنت شهیدی علیهم... (الحدیث).

69- إحقاق الحقّ: قال النّبیّ صلی الله علیه و آله فی أربعین ألف من الصّحابه: من کنت مولاه فهذا علیّ(2) مولاه.

مَن یولّی علی عشره أو أربعین

70 - نهج الفصاحه: عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: من وُلّی علی عشره کان له عقل أربعین،(3) ومن ولّی أربعین کان له عقل أربعمائه.

ص:785


1- إحقاق الحقّ 6: 284 و 15: 38 .
2- إحقاق الحقّ 6: 304.
3- نهج الفصاحه: 573/2771 .

ویل

معنی «ویل»

71 - کتاب الفردوس: عن أبیسعید: ویلٌ وادٍ فی جهنّم یهوی به الکافر أربعین خریفاً(1) قبل أن یبلغ قعره.

ص:786


1- کتاب الفردوس 4: 401/7164 .

حرف الیاء

یتم

ماأنشده حنیفه النّعم لیتیم فی حجره

1 - الأمثال النّبویّه: عن الفائق: إنّ حنیفه النّعم أتاه صلی الله علیه و آله فأنشده لیتیم فی حجره(1) بأربعین من الإبل الّتی کانت تسمّی المطیبه فی الجاهلیّه، فقال صلی الله علیه و آله : فأین یتیمک یا أبا جذیم؟ وکان قد حمله معه، قال: هو ذاک النّائم.

یمن

جزاء الیمین الکاذبه

2 - لآلئ الأخبار: عن الکافی: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إیّاکم والیمین الفاجره، فإنّها تدع(2) الدّیار من أهلها بلاقع... (إلی أن قال:) الیمین الغموس ینتظر بها أربعین لیله، وقال: من حلف علی یمین وهو یعلم أنّه کاذب فقد بارز اللّه عزّ وجلّ.

الاستثناء فی الیمین والمشیئه إلی أربعین یوماً

3 - بحار الأنوار: عن العیّاشیّ عن القدّاح، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن علیّ علیه السلام (3) قال: الاستثناء فی الیمین

ص:787


1- الأمثال النّبویّه 2: 341/629 .
2- لآلئ الأخبار 5: 253، الکافی 7: 436/3،7،1 البحار 104: 209/20، جامع أحادیث الشّیعه 19: 455 .
3- البحار 104 - 230/69 .


متی ماذُکر وإن کان بعد أربعین صباحاً. ثمّ تلا هذه الآیه: «وَاذْکُرْ
رَبَّکَ اِذَا نَسیتَ».(1)(1)

4 - بحار الأنوار: عن حمادبن عیسی، عن عبداللّه بن میمون قال:سمعت أبا عبداللّه علیه السلام

یقول: للعبد أن یستثنی مابینه وبین أربعین یوماً إذا نسی، إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله أتاه اُناس من الیهود فسألوه عن أشیاء فقال لهم: تعالوا غداً اُحدّثکم. ولم یستثن، فاحتبس جبرئیل أربعین یوماً ثمّ أتاه فقال: «لاَتَقُولَنَّ لِشَیْءٍ اِنّی فَاعِلٌ ذلِکَ غَداً* اِلاَّ اَنْ یَشَاءَ اللّه ُ وَاذْکُرْ رَبَّکَ اِذَا نَسیتَ».(1)(2)(3)

5 - بحار الأنوار: عن تفسیر العیّاشیّ: فی روایه عبداللّه بن میمون، عن أبیعبداللّه علیه السلام فی قوله: «وَلاَ تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ اِنّی فَاعِلٌ ذلِکَ غَداً* اِلاَّ اَنْ یَشَاءَ اللّه ُ وَاذْکُرْ رَبَّکَ اِذَا نَسیتَ»(1) أن تقول إلاّ من بعد الأربعین، فللعبد الاستثناء فی الیمین ما بینه وبین أربعین یوماً إذا نسی.(4)(5)

ص:788


1- الکهف / 24 .
2- البحار 104: 230/71 .
3- الکهف / 23 و 24 .
4- البحار 104: 228/62 و 230/69 و 72، مستدرک الوسائل 16: 63/7 و 64/10 و 62/2 و 1، تفسیر العیّاشیّ 2: 325/23 و: 325، الکافی 7: 448/4، التّهذیب 8: 281/20 و 21، الوسائل 16: 4 و 3 و 190/6، نور الثّقلین 3: 255 و 254، روضه المتّقین 8: 18، جامع أحادیث الشّیعه 19: 515 و 517.
5- الکهف / 23 - 24.

ص:789

ص:790                                                         القسم التاسع، الفهرس

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی