أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

چهل حدیث شب قدر * معدن الجواهر * چهل سؤال و جواب * چهل حدیث شریف در باره اسباب طول عمر * چهل حدیث در باره کرامت انسان * چهل داستان از عظمت قرآن کریم * چهل توصیه به زوج های جوان * چهل حدیث جایگاه مرد در خانواده * چهل حدیث اتّحاد اسلامی * چهل حدیث در باره بهشت و جهنّم * چهل حدیث در باره نظم و برنامه ریزی * چهل غایت در یک حدیث * چهل حدیث در باره کرامت انسان * کتاب: نوادر الأثر فی علی خیر البشر * چهل حدیث در موانع رفتن به بهشت (کتاب المانعات من دخول الجنّة) * چهل و دو باب در فضیلت روز جمعه (کتاب العروس) * چهل نکته آماری در مورد نهضت کربلا * چهل حدیث بلا * چهل گفتار7،زیارت غدیریّه امام هادی ع * چهل سؤال و جواب * چهل حدیث خانواده (کودک) * چهل حدیث خانواده (مردان) * چهل حدیث خانواده (زنان) * چهل حدیث شریف درباره اسباب طول عمر * آموزش تصویری نماز برای نوجوانان+نماز نشسته * چهل داستان از عظمت قرآن کریم * چهل چرا (یا پاسخ به 40سؤال اعتقادی، فقهی، قرآنی، عمومی،نوجوانان وجوانان) * چهل فصل (منشور شیعه) * چهل توصیه به زوج های جوان * چهل حدیث جایگاه مرد در خانواده * چهل حدیث در باره پیشگیری از جرم و گناه * چهل حدیث در باره روزه داری به انضمام خطبه شعبانیه رسول اکرم و خطبه امیر المؤمنین صلوات الله علیهما در اول رمضان * چهل حدیث نبوی در اتحاد و انسجام * چهل حدیث در اهمیت و ضرورت انسجام اسلامی * سه چهل حدیث در اتحاد و انسجام مسلمانان * چهل حدیث در باره نظم و برنامه ریزی * چهل حدیث در باره قم * چهل حدیث اتّحاد اسلامی * اشعار فاطمی * چهل حدیث در باره بهشت و جهنّم * چهل حدیث در باره کرامت انسان * چهل حدیث حضرت زهرا علیها السلام {تصویر} * چهل آیه شریفه در فضائل امام علی علیه السلام * چهل داستان در امر به معروف و نهی از منکر * چهل حدیث در باره زهد و عدم گرایش به دنیا * چهل غایت در یک حدیث * چهل حدیث در باره کودک * چهل حدیث ابو زکریا یحیی بن شرف نووی (سنّی) * (نظاره مَزُور) چهل حدیث در فضیلت کربلا * چهل مَثَل از أمثال قرآن کریم * چهل حدیث در باره حق و حقوق همسایه «2» * چهل حدیث در باره حقوق همسایه * اربعون حدیثا الفاطمیه لأیمن عبدالکریم * چهل حدیث « گوهرهای قدسی » * ستّون حدیثاً [کتاب إحیاء المَیْت بفضائل أهل البیت ع للسیوطی] * 40 آموزه مهم در باره همسرداری از زبان ائمه علیهم السلام * چهل حدیث از رسول الله صلی الله علیه وآله * [أربعة أربعین] چهار چهل حدیث از امام صادق علیه السلام * چهل حدیث در باره آب و نان * چهل حدیث در باره « عید » * اربعون حدیثا من الصحاح و الحسان- جلال الدین السیوطی * اربعون حدیثا فی فضائل اهل البیت علیهم السلام - محمد بن جعفریة العلوی * چهل حدیث مسلسل (کتاب المسلسلات لجعفربن احمد القمی الرازی) * چهل حدیث در باره توسل به اولیاء الهی * چهل حدیث در باره فاطمه زهرا سلام الله علیها * چهل حدیث فقهی فخر المحققین محمد بن الحسن الحلی (فرزند علامه) * چهل حدیث عبد العظیم حسنی ره * اربعون حدیثا فی فضائل أمیر المؤمنین ع لمحمد بن أبی مسلم الرازی * 1.صحیفة المحبّة 2.نظیم اللآلی (دو چهل حدیث باترجمه منظوم در فضائل علی علیه السلام) * الأربعون الزاهره المنسوبه ألی العترة الطاهرة * الأربعون الودعانیة لابن ودعان ابو نصر محمد بن علی * الأربعین فی إثبات إمامة أمیر المؤمنین ع شیخ محمد مفید * أربعون حدیثا: 1.ابراهیم بن سلیمان قطیفی 2.حسین بن عبدالصمدحارثی 3.محمد تقی مجلسی * اربعین و شعر اربعین * چهلمین آیه سوره های قرآن و دعاهای قرآنی * چهل حدیث زیارت امام حسین ع با پای پیاده * نگاهی نو به چهل آیه از قرآن کریم * چهل گفتار 5و6- خطبه متقین و قاصعه * چهل حدیث از حکمتهای نهج البلاغه * چهل گفتار 4-عهد نامه مالک اشتر نخعی * چهل گفتار 3. حدیث عنوان بصری * چهل حدیث معتبر در موعظه و حکمت * چهل داستان حدیثی از عیون أخبار الرضا ع * چهل حدیث در باره ارزش زنان * چهل گفتار 2- نامه امام علی به امام حسن علیهما السلام * چهل حدیث در اثبات امامت از شیعه و سنی * چهل داستان کوتاه و متنوع برای نوجوانان * چهل درس زندگی از نگاه امام رضا علیه السلام * چهل حدیث اخلاقی: برگرفته از اصول کافی * چهل گام تا عتبات احادیث و نکاتی چند ویژه عتبات * چهل گفتار1،رساله حقوق امام سجاد ع * چهل حدیث در باره رازداری * چهل حدیث در باره جایگاه غدیر * چهل حدیث کوتاه از فضائل علی علیه السلام * چهل حدیث در باره درختکاری و کشاورزی * چهل حدیث زیارت قبر امام حسین ع * چهل حدیث در باره حسرت * چهل حدیث در باره حج 3 * چهل حدیث سیره نبوی صلّی الله علیه و آله وسلّم * چهل حدیث حقوق بشر اسلامی * چهل حدیث امر به معروف ونهی از منکر در گفتار علوی ع * چهل حدیث سیره امام سجاد ع در سفر بیت الله الحرام * چهل حدیث در باره آراستگی و زیبائی * چهل حدیث پیرامون نور یزدان، مهدی عج * چهل حدیث مهدی ع در کلام امیر المؤمنین ع ومقاله ای در اربعینهای مهدوی * چهل حدیث در منزلت قلب * چهل حدیث در باره امام رضا علیه السلام * چهل اندرز خدا به عیسی بن مریم علیهما السلام * چهل حدیث فارسی درباره تربت و زیاررت امام حسین ع * چهل حدیث مورد نظر پیامبر صلی الله علیه وآله * چهل حدیث ابونعیم اصفهانی در باره مهدی علیه السلام * الأربعون القرآنیه {چهل حدیث قرآنی} عربی سنی * الاربعین فی فضل القرآن المبین {عربی سنی} * چهل حدیث در فضائل علی{ع} ازمنابع اهل سنت * چهل حدیث نماز * 40 حدیث منظوم از سرور آزادگان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام * چهل حدیث در باره چشم چرانی * چهل داستان و چهل حدیث از امام باقر {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام کاظم {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام سجّاد ع * چهل داستان و چهل حدیث از امام رضا ع * چهل داستان و چهل حدیث ار امام علی{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام صادق ع * چهل داستان و چهل حدیث از رسول اکرم ص * چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از فاطمه زهرا {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام عسکری{ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام جواد {ع} * چهل داستان و چهل حدیث از امام زمان {ع} * چهل حدیث طبی از رسول الله صلّی الله علیه وآله * چهل حدیث عزاداری * أربعون نصیحه لإصلاح البیوت * چهل حدیث تعلیم و تعلّم لاتین * چهل حدیث نبوی، حسنی و رضوی * چهل حدیث تعلیم و تعلّم * چهل حدیث معجزه صلوات * چهل حدیث {الاربعون} شهید اول * چهل حدیث شهید و شهادت * چهل خصلت برای مؤمن * صد نکته مدیریتی از نهج البلاغه * چهل حدیث در باره مدیریت * چهل حدیث در باره معاد * چهل حدیث سیر و سفر * چهل حدیث عفو و اغماض * چهل حدیث نماز از 14 معصوم علیهم السلام * چهل حدیث های الفبائی * چهل حدیث در باره حج {2} * چهل حدیث در باره حج * چهل حدیث از امام باقر {ع} 2 * 1000حدیث در 100موضوع {2} * 1000حدیث در 100موضوع {1} * چهل حدیث تربیت لقمانی * چهل حدیث در باره زیارت * چهل حدیث در خورد و خوراک * چهل حدیث در باره پدر * چهل حدیث در باره عمل * چهل حدیث از شیخ عباس قمی * چهل حدیث در باره رؤیا * چهل حدیث قضاوت و داوری * چهل حدیث در باره موفقیت * چهل حدیث از چهل کتاب اهل سنت {مهدی} * چهل حدیث فرزند آوری * چهل حدیث جهاد و شهادت * چهل حدیث نماز جمعه و جماعت * چهل حدیث در باره کشاورزی * چهل حدیث در باره اخلاص * چهل حدیث در باره بیمار و بیماری * چهل حدیث در باره نیّت * چهل حدیث بهداشت 2 * چهل حدیث در باره حضرت مهدی * چهل حدیث در باره حسد * چهل حدیث میانه روی و اقتصاد * چهل حدیث بخل و خسّت نفس * چهل حدیث در باره حسن ظنّ * چهل حدیث صحّت و عافیت * چهل حدیث آبروی مؤمن * چهل حدیث مال و ثروت * چهل حدیث نفاق و دو رویی * چهل حدیث در باره مشورت * چهل حدیث در باره شیطان * چهل حدیث سرمایه عمر * أربعون حدیثا للشیخ منتجب الدین * چهل حدیث در باره نام گذاری * چهل حدیث در فضیلت شیعه * چهل حدیث در باره غیبت * چهل حدیث دعا و استجابت * چهل حدیث درد و درمان * چهل حدیث صدقه جاریه * چهل حدیث خود سازی * چهل حدیث بیت المال * چهل حدیث حلال و حرام * چهل حدیث روان شناسی * چهل حدیث سحر خیزی * چهل حدیث اولین ها * چهل حدیث پیامبران گذشته * چهل حدیث از امام رضا علیه السلام {2} * چهل حدیث جوان و جوانی * چهل حدیث هادوی * چهل حدیث از امام هادی علیه السلام {3} * چهل حدیث از امام هادی علیه السلام {2} * چهل حدیث در باره نگاه به نامحرم * چهل حدیث آئین همسر داری 2 * چهل حدیث آئین همسر داری * چهل نکته پزشکی و تأثیر نماز * چهل حدیث در باره پرسش و پاسخ * چهل نکته در سیر و سلوک * چهل نکته در جهت حفظ قرآن * چهل پرسش و پاسخ درباره قیام امام حسین (ع) * چهل حدیث های تصویری * چهل حدیث تصویری در باره کسب حلال * چهل حدیث تصویری در اصلاح و سازش * بشاره الشیعه بخش 3 فهارس * چهل بشارت {بشاره الشیعه} بخش 2 * چهل بشاره {بشاره الشیعه} بخش 1 * چهل حدیث در باره نماز و خلوت با خالق * چهل حدیث مسواک * چهل حدیث بردباری و خشم * چهل حدیث راستگویی و دروغگویی * چهل حدیث در عدل الهی * چهل حدیث راز خوشبختی و بدبختی * چهل حدیث اصلاح جامعه * چهل حدیث بهترین و بدترین مردم * چهل حدیث رفتار خداپسندانه * چهل حدیث شایسته ترین الگو * چهل حدیث دوستی با خدا 10 * چهل حدیث {4} 10 * چهل حدیث {3} 10 * چهل حدیث {2} 40 * چهل حدیث چهل حدیث در فضیلت بسم الله الرحمن الرحیم * چهل حدیث درباره تربیت فرزند * چهل حدیث از امام جواد علیه السلام {2} * چهل حدیث نبوی در فضیلت علم * چهل حدیث فضائل حضرت زهرا(س) از منابع اهل سنت * چهل حدیث آداب معاشرت * چهل حدیث کارگشائی از دیگران * چهل حدیث {کَیفَ أصبَحتَ} بینش * چهل حدیث علائم و نشانه های هرکس * چهل حدیث خرید و فروش * چهل حدیث در باره سلام * چهل حدیث راه زندگی *چهل حدیث از امام زین العابدین (علیه السلام) {2} * چهل حدیث از امام باقر علیه السلام * چهل حدیث از امام زمان عج {2} * چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام {2} * چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام * چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام * چهل حدبث از امام کاظم ع 2 * چهل حدیث از امام کاظم (ع) * چهل حدیث در پلیدی شراب * چهل حدیث در باره اسراف * چهل حدیث قدسی * چهل حدیث در فضیلت کربلا * چهل حدیث در باره غدیر * چهل حدیث در فضیلت صلوات * چهل حدیث در باره زکات * چهل گفتار5 * چهل حدیث مروّت وجوانمردی * چهل حدیث در باره توبه * چهل حدیث در باره ازدواج {2} * چهل حدیث در باره روزه داری و رمضان * چهل حدیث در حُسن خلق * چهل حدیث تولّی و تبرّی * چهل حدیث درباره حقّ الناس * چهل حدیث کار وتلاش {2} * چهل حدیث در باره کار و همت عالی * چهل حدیث امام علی علیه السلام {2} * چهل حدیث در باره بهداشت و سلامت * چهل حدیث در باره صبر و شکیبائی * چهل حدیث در باره قرض الحسنه * چهل حدیث در باره نماز شب * چهل حدیث در باره انتظار * چهل حدیث امر به معروف و نهی از منکر * چهل حدیث در باره مساجد * چهل حدیث در باره شکر گزاری * چهل حدیث در باره شرم وحیا * چهل حدیث امانت داری * چهل حدیث در باره دعا * چهل حدیث در مهمان ومهمانداری * چهل حدیث فارسی در باره ازدواج * چهل حدیث نیکی به پدر ومادر * چهل حدیث قرآنی * چهل حدیث در باره قرآن * چهل حدیث حجاب و پوشش * چهل حدیث در باره کودک * چهل حدیث در صله رحم * ترجمه چهل حدیث در باره نماز * ترجمه چهل حدیث آخر الزمان * چهل حدیث در باره دنیا * چهل حدیث از امام هادی علیه السلام

أربعینات

---------------------------------------------------
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
--------------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
--------------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.

امام صادق «ع» : هر کس چهل حديث از احاديث ما را حفظ کند خداوند او را روز قيامت عالم و فقيه مبعوث مي فرمايد

الأربعینات فی الکتاب و الحدیث والتاریخ والأدب 6

چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۲:۲۰ ق.ظ

طرق                                                                    السابق

جعل الطریق أربعین ذراعاً

3 - الکامل لابن الأثیر: فی ذکر انتقال المنصور إلی بغداد وکیفیّه بنائها... (إلی أن(1) قال:) وکان اللِّبن الّذی یُبنی به ذراعاً فی ذراع، وکان وزن لبنه منه مائه رطل وستّه عشر رطلاً... (إلی أن قال:) وجعل الطّریق أربعین ذراعاً... (الخبر).

طرمح

ما جری من الکلام بین الطِّرِمّاح ومعاویه

4 - الاختصاص : قصّه الطّرمّاح بن عدیّ مع معاویه وما جری بینهما فی کتاب(2) معاویه إلی علیّ علیه السلام وجواب علیّ علیه السلام علی ید الطّرمّاح إلیه - (فی حدیث طویل:) ثمّ أقبل معاویه علی کاتبه فقال: اُکتب للأعرابیّ جواباً، فلا طاقه لنا به. فکتب: أمّا بُعد یا علیّ، فلاُوجّهنَّ إلیک بأربعین حملاً من خردل، مع کلّ خردله ألف مقاتل یشربون الدّجله

ویسقون الفرات. فلمّا نظر الطّرمّاح إلی ما کتب به الکاتب أقبل علی معاویه فقال له: سَوأهً لک یا معاویه! فلاأدری أیّکما أقلّ حیاء: أنت أم کاتبک؟ ویلک! لو جمعت الجنّ والإنس

وأهل الزّبور والفرقان کانوا لا یقولون بما قلت... (إلی أن قال:) أما إنّ لعلیّ علیه السلام دیکاً أشتر جیّد العنصر، یلتقط الخردل لجیشه وجیوشه، فیجمعه فی حوصلته، قال: ومَن ذلک یا

ص:491


1- الکامل 5: 573 - 575 .
2- الاختصاص:138.

أعرابیّ؟ قال: ذلک مالک بن الحارث الأشتر... (الحدیث).

طلق

عقوبه طلب المرأه الطّلاق بدون عذر

5 - کنزالعمّال:(1)عن ابن عبّاس: لا تسأل المرأه زوجها الطّلاق فی غیر کنهه فتجد ریح الجنّه! وإنّ ریحها لتوجد من مسیره أربعین عاماً.

طلا

الحثّ علی إطلاء العانه وحلقها کلّ أربعین یوماً

6 - السّنن الکبری: مسنداً عن أنس بن مالک قال: وقّت لنا فی قصِّ الشّارب وتقلیم(2) الأظفار ونتف الإبط وحلق العانه أن لا نترک أکثر من أربعین یوماً.

7 - بحار الأنوار: عن الخصال: عن أبیه وابن الولید جمیعاً، عن سعد، عن ابن(3) عیسی، عن ابن أبی عمیر، عن بعض أصحابنا، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: السّنّه فی النّوره فی کلّ خمسه عشر یوماً، فمن أتت علیه أحد وعشرون یوماً ولم یتنوّر فلیستدن علی اللّه

عزّ

وجلّ ولیتنوّر، ومن أتت علیه أربعون یوماً ولم یتنوّر فلیس بمؤن ولا مسلم، ولا کرامه.

8 - الدّرّ المنثور: عن أنس قال: وقّت لنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله أن یحلق الرّجل عانته کلّ(4) أربعین یوماً، وأن ینتف إبطه کلّما طلع، ولا یدع شاربیه یطولان، وأن یقلّم أظفاره من الجمعه إلی الجمعه.

یوماً

ص:492


1- کنزالعمّال 16: 387/45031 .
2- السّنن الکبری 1: 150، جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله 5 : 436/2932، سنن أبی داود 4: 84/4200، سنن النّسائیّ 1: 16، فتح الباری 10: 424.
3- البحار 76: 89/3، الخصال 2: 503 ، جامع أحادیث الشّیعه 16: 546 ، وسائل الشّیعه 1: 392/4 و 439/2، سفینه البحار 4: 585 ، لآلئ الأخبار 4: 190.
4- الدّرّ المنثور 1: 113 .

9 - صحیح التّرمذیّ: عن أنس بن مالک، عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أ نّه وقّت لهم فی کلّ أربعین(1) لیله: تقلیم الأظفار وأخذ الشّارب وحلق العانه.

10 - بحار الأنوار: عن الخصال: عن ماجیلویه، عن عمّه، عن هارون، عن ابن صدقه،(2) عن الصّادق عن آبائه علیهم السلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من کان یؤن باللّه والیوم الآخر فلا یترک حلق عانته فوق أربعین یوماً، فإن لم یجد فلیستقرض بعد الأربعین ولا یؤّر.

11 - بحار الأنوار: عن نوادر الرّاوندیّ: بإسناده، عن موسی بن جعفر عن آبائه علیهم السلام (3) قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لا یطولنّ أحدکم شاربه ولا عانته ولا شعر جناحه، فإنّ الشّیطان

یتّخذها مخابی یستتر بها، ومن کان یؤن باللّه والیوم الآخر فلا یترک عانته فوق أربعین یوماً.

طهر

آیه التّطهیر ومجیء النّبیّ صلی الله علیه و آله أربعین صباحاً إلی باب علیّ وفاطمه علیهماالسلام

12 - بحار الأنوار: عن تفسیر فرات: جعفر بن محمّد الفزاری مُعنْعناً عن أبی سعید(4)

الخدریّ قال: کان النّبیّ صلی الله علیه و آله : یأتی باب علیّ أربعین صباحاً - حیث بنی(1)(5)بفاطمه - فیقول: السّلام علیکم ورحمه اللّه وبرکاته أهلَ البیت «اِنَّمَا یُریدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»(2)(6)أنا حرب لمن حاربتم، وسلم لمن سالمتم.

ص:493


1- صحیح التّرمذیّ 5: 92، صحیح مسلم 1: 222.
2- البحار 76: 89/4، الخصال 2: 538، وسائل الشّیعه 1: 392/5 و 439/3، جامع أحادیث الشّیعه 16: 614، لآلئ الأخبار 4: 190.
3- البحار 76: 93/15 و: 91/14، جامع أحادیث الشّیعه 16: 611 و 614 و 615، الکافی 6: 506/11، مستدرک الوسائل 1: 417، سفینه البحار 4: 585 .
4- البحار 35: 213/16، تفسیر فرات: 122، إحقاق الحقّ 14: 67 و 18: 382.
5- البناء: الدّخول بالزّوجه، والأصل فیه أنّ الرّجل کان إذا تزوّج امرأه بنی علیها قبّهً لیدخل بها فیها (النّهایه لابن الأثیر: بنی).
6- الأحزاب / 33.

13 - بحار الأنوار: عن أمالی الطّوسیّ - فی باب نزول آیه التّطهیر - عن أبی عمرو، عن(1) ابن عقده، عن الحسین بن عبد الرّحمان، عن أبیه، عن عبد النّور بن عبداللّه بن سنان، عن سلیمان بن قرم، عن أبی الحجّاف وسالم بن أبی حفصه، عن نقیع بن أبی داود، عن أبی الحمراء قال: شهدت النّبیّ صلی الله علیه و آله أربعین صباحاً یجیء إلی باب علیّ وفاطمه علیهماالسلام فیأخذ

بعضادتَی الباب ثمّ یقول: السّلام علیکم أهل البیت ورحمه اللّه وبرکاته، الصّلاه یرحمکم

اللّه «اِنَّمَا یُریدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»(1)(2).

14 - بحار الأنوار: عن تفسیر فرات: - فی باب نزول آیه التّطهیر - : عن علیّ بن(3) محمّد قراءهً علیه معنعناً عن أبی عبداللّه جعفر بن محمّد علیه السلام قال: لمّا بنی أمیر المؤنین بفاطمه علیهاالسلام اختلف(1)(4)رسول اللّه صلی الله علیه و آله إلی بابها أربعین صباحاً، کلَّ غَداه یدقّ الباب ثمّ

یقول: السّلام علیکم یا أهل بیت النّبوّه ومعدن الرّساله ومختلف الملائکه، الصّلاهَ رحمکم

اللّه «اِنَّمَا یُریدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»(2).(5)ثمّ قال: یدقّ أشدّ من ذلک ویقول: أنا سلم لمن سالمتم، وحرب لمن حاربتم.

طور

ماورد من الخرافات فی تطوّر أبی علیّ الصّوفیّ

(6)

15 - شذرات الذّهب: قال المناوی فی طبقاته فی ترجمه أبی علیّ حسین الصّوفیّ: کان کثیر التّطوّر، یدخل علیه انسان فیجده سبُعاً، ثمّ یدخل علیه آخر فیجده جندیّاً، ثمّ یدخل علیه آخر فیجده فلاّحاً، أوفیلاً وهکذا. وقال آخرون: کان التّطوّر دأبه لیلاً ونهاراً حتّی فی صوره السّباع والبهائم، ودخل علیه أعداؤ لیقتلوه فقتلوه فقطّعوه بالسّیوف لیلاً، ورموه

ص:494


1- البحار 35: 209/8، أمالی الطّوسیّ 1: 257 / 37، نور الثّقلین 3: 410، إحقاق الحقّ 9: 48 و 49 و 174.
2- الأحزاب / 33.
3- البحار 35: 215/20، تفسیر فرات: 126.
4- اختلف: تردّد (مجمع البحرین: خلف).
5- الأحزاب / 33.
6- شذرات الذّهب 7: 250، الغدیر 11: 188.

علی کُوم بعید، فأصبحوا فوجدوه قائماً یصلّی بزاویته، ومکث بخلوه فی غیط خارج باب البحر أربعین سنه لا یأکل ولا یشرب.

قال الأمینی رضوان اللّه تعالی علیه: من لی، بمعتوهٍ یصدّق هذه الأ فائک؟! متی سمعت

بإنسان یتطوّر بصور الکواسر والبهائم کالشّیاطین الّتی تتشکّل بأشکال مختلفه حتّی الکلب والخنزیر؟ أو رجل حیّ بعدما قُطّع بالسّیوف إرْباً إرباً؟ أو بشر عاش علی الطَّوی

أربعین عاماً؟ - هی من الخرافات - .

طوع

أربعون رجلاً یُظهرون طاعتهم لعلیّ علیه السلام

16 - بحارالأنوار: عن الاختصاص:عدّه من أصحابنا، عن ابن الولید، عن الصّفّار، عن(1) محمّد بن الحسین، عن موسی بن سعدان، عن عبداللّه بن القاسم الحضرمیّ، عن عمرو بن ثابت قال: سمعت أبا عبداللّه علیه السلام یقول: إنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله لمّا قُبض ارتدّ النّاس علی أعقابهم کفّاراً إلاّ ثلاثه: سلمان والمقداد وأبوذر الغفاریّ، أ نّه لمّا قبض رسول اللّه صلی الله علیه و آله جاء أربعون رجلاً إلی علیّ بن أبی طالب علیه السلام فقالوا: لا واللّه، لا نعطی أحداً طاعه بعدک أبداً، قال: ولِمَ؟

قالوا: إنّا سمعنا من رسول اللّه صلی الله علیه و آله فیک یوم غدیر خمّ، قال: وتفعلون؟ قالوا: نعم، قال: فأْتونی غداً محلّقین، قال: فما أتاه إلاّ هؤاء الثّلاثه... (الخبر).

طوف

نزول الرحمه علی الطائفین

17 - کنز العمّال : عن ابن عبّاس، أ نّ اللّه تعالی یُنزل علی هذا المسجد - مکّه - فی کلّ(2) یوم ولیله عشرین ومائه رحمه: ستّین للطّائفین، وأربعین للمصلّین، وعشرین للنّاظرین.

ص:495


1- البحار 28: 259/42، الاختصاص:6.
2- کنز العمّال : 12: 195/34630، کتاب الفردوس 1: 189/709.

18 - بحار الأنوار: عن الخصال: عن أبی، عن سعد، عن الیقطینیّ، عن القاسم بن(1) یحیی، عن جدّه الحسن بن راشد، عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: حدّثنی أبی، عن جدّی، عن آبائه علیهم السلام أنّ أمیرالمؤنین علیه السلام علّم أصحابه فی مجلس واحد أربعمائه باب ممّا یصلح للمؤن فی دینه ودنیاه. قال علیه السلام : إنّ الحجامه تصحّح البدن، وتشدّ العقل... (إلی أن قال:) إذا خرجتم حجّاجاً إلی بیت اللّه عزّ وجلّ فأکثروا النّظر إلی بیت اللّه، فإنّ للّه تعالی مائه وعشرین رحمه عند بیته الحرام، منها: ستّون للطّائفین،

وأربعون للمصلّین، وعشرون للنّاظرین... (الحدیث).

19 - کنز العمّال: مسنداً عن ابن عبّاس: یُنزل اللّه تعالی فی کلّ یوم عشرین ومائه(2) رحمه: ستّون منها علی الطّائفین، وأربعون للعاکفین حول البیت، وعشرون منها للنّاظرین إلی البیت.

20 - بحار الأنوار: عن دعائم الإسلام: عن جعفر بن محمّد علیهماالسلام أ نّه قال: لمّا أوحی اللّه (3)

عزّوجلّ إلی إبراهیم علیه السلام : «اَنْ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَالْعَاکِفینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»(1)(4)أهبط إلی الکعبه مائه وسبعین رحمه، فجعل منها ستّین للطّائفین، وخمسین للعاکفین، وأربعین للمصلّین، وعشرین للنّاظرین.

21 - بحار الأنوار: عن ثواب الأعمال: ابن المتوکّل، عن السّعدآبادی، عن البرقیّ،(5) عن ابن أبی عمیر، عن معاویه بن عمّار، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: للّه تبارک وتعالی حول الکعبه عشرون ومائه رحمه، منها: ستّون للطّائفین، وأربعون للمصلّین، وعشرون للنّاظرین.

ص:496


1- البحار 10: 89/1 و 99: 59/21 و: 202/8 ، الخصال: 611 و 617 ، وسائل الشّیعه 9: 399/6، سفینه البحار 4: 224.
2- کنز العمّال 5: 53/12019 و 12021.
3- البحار 99: 50/48، دعائم الإسلام 1: 294، جامع أحادیث الشّیعه 11: 371، مجمع البیان 1: 204، التّحف: 102، تفسیر الصّافی 2: 119.
4- البقره / 125.
5- البحار 99: 61/30 و: 202/9، ثواب الأعمال: 72/11، وسائل الشّیعه 9: 363/2، الکافی 4: 240/2، الفقیه 2: 207/2153، مستدرک الوسائل 9: 357/3 و 378/2 و 3، دعائم الإسلام 1: 294، نور الثّقلین 1: 104 و 3: 485، روضه المتّقین 4: 51، جامع أحادیث الشّیعه 10: 64 و 65 و 11: 371.

محاصره أهل الطائف من قِبل النّبیّ صلی الله علیه و آله

22 - کتاب التّاج: عن عبداللّه عمرو قال: حاصر رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله أهل الطّائف فلم یَنَل(1) منهم شیئاً فقال: إنّا قافلون إن شاءاللّه، قال أصحابه: ترجع ولم تفتحه؟! فقال لهم النّبیّ صلی الله علیه و آله : اُغدوا علی القتال. فغدَوا علیه فأصابهم جِراح، فقال لهم النّبیّ صلی الله علیه و آله : إنّا قافلون غداً. قال: فأعجبهم ذلک، فضحک النّبیّ صلی الله علیه و آله . فحاصرهم النّبیّ صلی الله علیه و آله والمسلمون خمسه عشر أو سبعه عشر یوماً أو أربعین یوماً فلم ینالوا منهم شیئاً.

یأس مَن حمل رأس الحسین علیه السلام من المغفره فی الطّواف

23 - بحار الأنوار: عن الخرائج: أبو الفرج سعید بن أبی الرّجا، عن محمّد بن عبداللّه بن(2) عمر الخانیّ، عن أبی القاسم بکراد بن الطّیّب بن شمعون، عن أبی بکر بن أحمد بن یعقوب،

عن أحمد بن عبدالرّحمان، عن سعد، عن الحسن بن عمر، عن سلیمان بن مهران الأعمش قال: بینما أنا فی الطّواف بالموسم إذْ رأیت رجلاً یدعو وهو یقول: اللّهمّ اغفر لی، وأنا أعلم أ نّک لا تغفر. قال: فارتعدتُ لذلک ودنوت منه وقلت: یا هذا، أنت فی حرم اللّه وحرم

رسوله، وهذه أیّامٌ حُرم فی شهر عظیم، فلِم تیأس من المغفره؟ قال: یا هذا، ذنبی عظیم،

قلت: أعظم من جبل تهامه؟ قال: نعم، فقلت: یوازن الجبال الرّواسی؟ قال: نعم، فإن شئت

أخبرتک، قلت: أخبرنی، قال: اُخرج بنا عن الحرم.

فخرجنا منه فقال لی: أنا أحد من کان فی العسکر المیشوم، عسکر عمر بن سعد، حین قتل الحسین، وکنت أحد الأربعین الّذین حملوا الرّأس إلی یزید من الکوفه، فلمّا حملناه علی طریق الشّام نزلنا علی دَیر للنّصاری، وکان الرّأس معنا مرکوزاً علی رمح، ومعه الأحراس، فوضعنا الطّعام وجلسنا لنأکل فإذا بکفّ فی حائط الدّیر تکتب :

أترجو اُ مّه قتلت حسیناً

شفاعه جدّه یوم الحساب... (الخبر).

ص:497


1- کتاب التّاج 4: 434.
2- البحار 45: 184/31 و 44/224/3، الخرائج والجرائح 2: 577/2.

طواف الصّرد حول بیت المقدس

24 - بحار الأنوار: عن العیون والعلل: محمّد بن عمر بن علیّ بن عبداللّه البصریّ،عن(1) محمّد بن عبداللّه بن أحمد بن جبله، عن عبداللّه بن أحمد بن عامر الطّائیّ، عن أبیه، عن الرّضا، عن آبائه، عن الحسین بن علیّ علیهم السلام (فی حدیث) قال: وسأله: کم حجّ آدم علیه السلام من حجّه؟ فقال له: سبعین حجّه ماشیاً علی قدمیه، وأوّل حجّه حجّها کان معه الصّرد، یدلّه

علی مواضع الماء، وخرج معه من الجنّه، وقد نهی عن أکل الصّرد والخطّاف. وسأله ما باله

لا یمشی علی الأرض؟ قال: لأ نّه ناحَ علی بیت المقدس فطاف حوله أربعین عاماً یبکی علیه، ولم یزل یبکی مع آدم علیه السلام فمن هناک سکن البیوت...(الحدیث).

طوی

طیّ الأرض لبشر الحافی

25 - تاریخ ابن عساکر: کان ببغداد رجل من التّجّار قال: إنّی صلّیت یوماً الجمعه و(2) خرجت فرأیت بِشر الحافی یخرج من المسجد مسرعاً... (إلی أن قال:) ثمّ إنّه خرج إلی الصّحراء فقلت: إنّه یرید الخضره. فمازال یمشی إلی العصر وأنا أمشی خلفه، فدخل قریه وفی القریه مسجد وفیه رجل مریض فجلس عند رأسه وجعل یلقّمه، فقمت لأنظر فی القریه وبقیت ساعه ثمّ رجعت فقلت للعلیل: أین بشر؟ فقال: ذهب إلی بغداد، فقلت: کم بینی وبین بغداد؟ قال: أربعون فرسخاً... (الخبر).

ص:498


1- البحار 10: 75 و 64: 283، العلل 2: 493 و: 594، العیون 1: 243 باب 24، نور الثّقلین 3: 172 و 242 و 4: 376.
2- تاریخ ابن عساکر 3: 236، الغدیر 5: 18/4.

حرف الظّاء

ظهر

ظهور نور النّبیّ صلی الله علیه و آله ، والحروف المقطّعه

1 - بحار الأنوار:(1)العیّاشیّ: أبولبید المخزومیّ قال: قال أبوجعفر علیه السلام : یا أبالبید، إنّه یملک من ولْد العبّاس اثنا عشر، تقتل بعد الثّامن منهم أربعه تصیب أحدهم الذّبحه، فیذبحه، هم فئه قصیره أعمارهم قلیله مدّتهم، خبیثه سیرتهم، منهم الفویسق الملقّب بالهادی والنّاطق والغاوی. یا أبالبید، إنّ فی حروف القرآن المقطّعه لَعلماً جمّاً، إنّ اللّه تعالی أنزل: «الم* ذَلِکَ الْکِتَابُ»(1)(2)فقام محمّد صلی الله علیه و آله حتّی ظهر نوره، وثبتت کلمته، ووُلدیوم ولد وقد مضی من الألف السّابع مائه سنه وثلاث سنین.

ثمّ قال: وتبیانه فی کتاب اللّه فی الحروف المقطّعه إذا عدّدتها من غیر تکرار، ولیس

من حروف مقطّعه حرف ینقضی إلاّ وقیام قائم من بنی هاشم عند انقضائه، ثمّ قال: الألف

واحد، واللاّم ثلاثون، والمیم أربعون، والصّاد تسعون، فذلک مائه وإحدی وستّون، ثمّ کان بدْو خروج الحسین بن علیّ علیهماالسلام ، «الم * اللّه ُ»(2)، فلّما بلغت مدّته قام قائم ولد العبّاس

عند «المص»(3) ،ویقوم قائمنا عند انقضائهاب«الر»(4) فافهمْ ذلک وعِه واکتمه.(3)(4)(5)

ص:499


1- البحار 52: 106/13.
2- البقره / 1 - 2 .
3- آل عمران / 1 - 2 .
4- الأعراف / 1.
5- یوسف / 1.

حرف العین

عبد

انتقال نور النّبیّ صلی الله علیه و آله من عبداللّه إلی اُمّه آمنه

1 - الفضائل لابن شاذان : (فی حدیث طویل) قال: فقام عبدالمطّلب وخرج مع الرّجل(1) وبقی عبداللّه عند أهله إلی أن ذهبت الصّفره من یدیه، وذلک أنّ العرب کانوا إذا دخلوا

بأهلهم یخضبون أیدیهم بالحنّاء ولایخرجون من عندهم وعلی أیدیهم أثر من الحنّاء. وبقی عبداللّه أربعین یوماً وخرج ونظر أهل مکّه إلی عبداللّه والنّور قد فارق موضعه... (الحدیث). ویأتی تمامه فی (ولد).

أثر العباده

2- کتاب الفردوس: نبیط بن شریط: کانت العباده فیما مضی من الاُمم، إذا عبد العابد(2) أربعین سنه یسعی نوره بین یدیه.

عباده النّبیّ صلی الله علیه و آله قبل البعثه

3 - بحار الأنوار: نقلاً عن العلاّمه قدّس سرّه، أ نّه لا شکّ فی أ نّه صلی الله علیه و آله کان یعبد اللّه قبل(3)

بعثته بما لایعلم إلاّ بالشّرع: کالطّواف والحجّ وغیرهما... (إلی أن قال:) وقد ورد فی أخبار

ص:500


1- الفضائل لابن شاذان : 13.
2- کتاب الفردوس 3: 278/4838.
3- البحار 18: 280.

کثیره أ نّه صلی الله علیه و آله کان یطوف، وأ نّه کان یعبد اللّه فی حراء... (إلی أن قال:) وکیف یجوّز ذو مسکه من العقل علی اللّه تعالی أن یهمل أفضل أنبیائه أربعین سنه بغیر عباده.

4 - بحار الأنوار: عن تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : قال علیّ بن محمّد علیه السلام : إنّ(1) رسول اللّه صلی الله علیه و آله لمّا ترک التّجاره إلی الشّام وتصدّق بکلّ مارزقه اللّه تعالی من تلک التّجارات، کان یغدو کلّ یوم إلی حِراء یصعده وینظر من قلله إلی آثار رحمه اللّه، وإلی

أنواع عجائب رحمته وبدائع حکمته، وینظر إلی أکناف السّماء وأقطار الأرض والبحار والمفاوز والفیافی، فیعتبر بتلک الآثار، ویتذکّر بتلک الآیات، ویعبد اللّه حقّ عبادته، فلمّا استکمل أربعین سنه ونظر اللّه عزّ وجلّ إلی قلبه فوجده أفضل القلوب وأجلّها وأطوعها وأخشعها وأخضعها... (الحدیث).

مَن عبَد اللّه بغیر تفقّه

5 - بحار الأنوار: عن العلل: عن أبیه، عن سعد بن عبداللّه، عن الحسن بن علیّ(2) الکوفیّ، عن عبداللّه بن جبله، عن رجل، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: إنّ الرّجل لیعبد اللّه أربعین سنه وما یطیعه فی الوضوء.

العبد الذی کان أعظم برکه

6 - کنز العمّال: قال أبوالهیثم: فلمّا بلغنی أ نّه اُتی رسولَ اللّه صلی الله علیه و آله رقیق أتیته فأعطانی(3)

رأساً، فکاتبته علی أربعین ألف درهم، فما رأیت رأساً کان أعظم برکهً منه.

ص:501


1- البحار 18: 205/36، تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : 156/78.
2- البحار 80: 264/13، علل الشّرائع: 289/1، وسائل الشّیعه 1: 297/16، الفقیه 1: 36/73، روضه المتّقین 1: 131، جامع أحادیث الشّیعه 2: 309.
3- کنز العمّال 7: 198/18621.

مایَسلب حلاوه العباده أربعین یوماً

7 - لآلئ الاخبار: قال زاهد: من نظر إلی بستان أو بنیان بعین المُنیه لابعین العِبره،(1) نقص من عقله بقدر مایستحسنها، وسلبه اللّه حلاوه العباده أربعین یوماً.

العبد الذی ینفر الإیمان منه

8 - کتاب الفردوس: أبو هریره: إذا تناول العبد کأس الخمر بیده ناشده الإیمان باللّه:(2) لاُتدخلْه علَیّ، فإنّی لا أستقرّ أنا وهو فی وعاء واحد. فإنّ أبی فشربه نفر الإیمان منه نفره لن یعود إلیه أربعین صباحاً، فإن تاب تاب اللّه علیه وسلبه من عقله سلباً لا یعود إلیه أبداً.

عابدٌ أربعین سنه یذمّ نفسه

9 - بحار الأنوار: عن الکافی: عدّه من أصحابنا، عن أحمد بن أبی عبداللّه، عن ابن(3) فضّال، عن الحسن بن الجهم قال: سمعت أبا الحسن علیه السلام یقول: إنّ رجلاً فی بنی إسرائیل عبَداللّه أربعین سنه، ثمّ قرّب قرباناً فلم یُقبل منه، فقال لنفسه: وما اُوتیتُ إلاّ منکِ، وما الذّنب إلاّ لکِ. قال: فأوحی اللّه تبارک وتعالی إلیه: ذمُّک لنفسک أفضل من عبادتک أربعین سنه.

أکثر من أربعین سنه فی عباده الأصنام

10 - الاستیعاب: عن میمون بن مهران، عن یزید بن الأصمّ أنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله قال لأبی بکر:(4)

ص:502


1- لآلئ الاخبار 1: 38.
2- کتاب الفردوس 1: 292/1151.
3- البحار 14: 500/23 و 71: 228/1 و: 234/15، وسائل الشّیعه 11: 183/1، الکافی 2: 73/3، سفینه البحار 3: 406، قرب الإسناد: 174، مستدرک الوسائل 11: 253/2، مشکاه الأنوار: 245، جامع أحادیث الشّیعه 13: 254، لآلئ الأخبار 1: 54 .
4- الاستیعاب 2: 626 .

من أکبر: أنا أو أنت؟ فقال: بل أنت، وأکرم وخیر منّی، وأنا أسنّ منک.

- ولا ریب أنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله قد بعث بتبلیغ الدّیانه المقدّسه وعمره قد بلغ أربعین عاماً وکان إسلام أبیبکر بعد سنین مضافاً إلی ما أفاده «قدّه» من عباده أبیبکر الأصنام أزید

من أربعین سنه - .

أبوجهل یعبد هُبَل منذ أربعین سنه

11 - بحار الأنوار: عن المناقب: محمّد بن إسحاق (فی خبر طویل) عن کثیر بن عامر(1) أ نّه طلع من الأبطح راکب ومن ورائه سبع عشره ناقه محمّله ثیاب دیباج، علی کلّ ناقه عبد أسود یطلب النّبیّ الکریم لیدفعها إلیه بوصیّته من أبیه، فأومأ ابن أبی البختریّ إلی أبی جهل وقال: هذا صاحبک، فلمّا دنا منه قال: ما أنت بصاحبی. فما زال یدور حتّی رأی النّبیّ صلی الله علیه و آله فسعی إلیه وقبّل یدیه ورجلیه، فقال له النّبیّ صلی الله علیه و آله : ألیس أنت بلحاً ناجی بن المنذر السّکّاکیّ؟ قال: بلی یا رسول اللّه، قال: فأین سبع عشره ناقه محمّله ذهباً وفضّه ودرّاً ویاقوتاً وجوهراً ووشیاً وملحماً وغیر ذلک؟ قال: هی ورائی مقبله، فقال: هی سبع

عشره ناقه، علی کلّ ناقه عبد أسود علیهم أقبیه الدّیباج ومناطق الذّهب، وأسماؤم: محرز، ومنعم، وبدر، وشهاب، ومنهاج وفلان وفلان، قال: بلی یا رسول اللّه، قال: سلّم

المال وأنا محمّد بن عبداللّه. فأورد المال بجملته إلی النّبیّ صلی الله علیه و آله فقال أبو جهل: یا آل غالب، إن لم تنصفونی وتنصرونی علیه لأضعنّ سیفی فی صدری، وهذا المال کلّه للکعبه.

ورکب فرسه وجرّد سیفه، ونفرت مکّه أقصاها وأدناها حتّی أجابت أبا جهل سبعون

ألف مقاتل، ورکب أبوطالب فی بنی هاشم وبنی عبدالمطّلب وأحاطوا بالنّبیّ صلی الله علیه و آله ، ثمّ قال أبوطالب: ما الّذی تریدون؟ قال أبوجهل: إنّ ابن أخیک قد جنی علینا جنایات عظیمه، ویحقّ للعرب أن تغضب وتسفک الدّماء وتسبی النّساء، قال أبوطالب: وما ذاک؟ فذکر قصّه الغلام وأنّ محمّداً سحره وردّه إلی دینه، وأخذ منه المال وهو شیء مبعوث للکعبه،

فقال: قف حتّی أمضی إلیه وأسأله عن ذلک. فلمّا أتی النّبیَّ صلی الله علیه و آله وسأله ردّ ذلک قال: لا

ص:503


1- البحار 18: 236/79، المناقب 1: 133.

أعطیه حبّه واحده، قال: خذ عشره وأعطه سبعه، فأبی، ثمّ أمر صلی الله علیه و آله أن توقف الهدیّه بین یدیه وینادیها سبع مرّات، فإن کلّمتَها فالهدیّه هدّیتها، وإن کلّمتها أنا وأجابتنی فالهدیّه هدیّتی.

فأتی أبوطالب وقال: إنّ ابن أخی قد أجابک إلی النّصفه. وذکر مقال النّبیّ صلی الله علیه و آله والمیعاد غداً عند طلوع الشّمس، فأتی أبوجهل إلی الکعبه وسجد لهُبَل ورفع رأسه وذکر القصّه ثمّ

قال: أسألک أن تجعل النّوق تخاطبنی، ولایشمت بی محمّد وأنا أعبدک من أربعین سنه وما سألتک حاجه، فإن أجبتنی هذه لأضعنّ لک قبّه من لؤؤأبیض وسوارین من الذّهب وخلخالین من الفضّه وتاجاً مکلّلاً بالجوهر وقلاده من العقیان. ثمّ إنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله حضر وکان منه المعجزات، أجابه کلّ ناقه سبع مرّات وشهدت بنبوّته بعد عجز أبی جهل، فأخذ المال.

ما رُزق المیرزا عبداللّه الأفندیّ

12 - سفینه البحار: المیرزا عبداللّه الأفندیّ: إنّه قال: ورزقنی اللّه إلی یومنا هذا- وهو(1) عام ستّه ومائه وألف من الهجره، وقد مضی من العمر نحو من أربعین سنه - ثلاثَ حجّات، وزیاره الرّضا علیه السلام ثلاث مرّات.

عبس

فی شأن العبّاس

13 - السّیره الحلبیّه: قال ابن کثیر: کان العبّاس رضوان اللّه تعالی علیه شدیداً طویلاً(2) نبیلاً، فاحتمل شیئاً یقارب أربعین ألفاً وانطلق وهو یقول: إنّما أخذت ما وعد اللّه... (الخبر).

ص:504


1- سفینه البحار 3: 316، ریاض العلماء 3: 230 .
2- السّیره الحلبیّه 3: 302.

عتب

فیشأن عُتبه بن غزوان

14 - سفینه البحار: عتبه بن غزوان من الصّحابه، حُکی أ نّه کان سابع سبعه مع(1) رسول اللّه صلی الله علیه و آله ما کان لهم طعام إلاّ ورق الشّجر حتّی قرحت أشداقهم، وهاجر إلی أرض الحبشه وهو ابن أربعین سنه، ثمّ عاد إلی رسول اللّه صلی الله علیه و آله وهو بمکّه فأقام معه حتّی هاجر

إلی المدینه مع المقداد، وکانا من السّابقین... (إلی آخره).

ما رُزق عَتّاب بن أُسَید

15 - السّنن الکبری:مسنداً عن الزّهریّ قال: رَزق رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله عتّابَ بن أُسید حین(2) استعمله علی مکّه أربعین أوقیّه فی کلّ سنه.

عتق

ما أعطاه النّبیّ صلی الله علیه و آله لسلمان کی یُعتق

16 - السّنن الکبری: مسنداً عن سلمان الفارسیّ (فی حدیث) فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أین(3) الفارسیّ المسلم المکاتب؟ فدُعیت له فقال: خذ هذه یا سلمان، فأدِّ ما علیک؟ فقلت: یا

رسول اللّه، وأین تقع هذه ممّا علَیّ؟ قال: فإنّ اللّه سیؤّی بها عنک. فوالّذی نفس سلمان بیده، لوزنت لهم منها أربعین أوقیّه فأدّیتها إلیهم. وعُتق سلمان الفارسیّ رضیاللّه عنه.

مُکاتَبه العتق علی أربعین ألف درهم

17 - السّنن الکبری: مسنداً عن سعید بن أبی سعید المقبریّ أ نّه حدّثه عن أبیه قال:(4)

ص:505


1- سفینه البحار 3: 394، تنقیح المقال 2: 243 .
2- السّنّ الکبری للبیهقیّ 6: 355.
3- السّنن الکبری للبیهقیّ 10: 322.
4- السّنن الکبری للبیهقیّ 10: 334.

إشترتنی امرأه من بنی لیث بسوق ذی المجاز بسبعمائه درهم، ثمّ قدمت المدینه فکاتبتْنی

علی أربعین ألف درهم فأدّیت إلیها عامّه ذلک... (الحدیث).

ما أعتق النّبیّ صلی الله علیه و آله فی مرضه

18 - السّیره الحلبیّه: روی: أعتق رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی مرضه أربعین رقبه، ومن النّساء اُمّ(1) أیمن.

عثم

قصّه عثمان وحصره أربعین یوماً

19 - الکامل لابن الأثیر: صلّی عثمان بالنّاس أیّاماً... (إلی أن قال:) ثمّ منعوه الصّلاه(2) وصلّی بالنّاس أمیرهم الغافقیّ، وتفرّق أهل المدینه فی حیطانهم ولزموا بیوتهم لا یجلس

أحد ولا یخرج إلاّ بسیفه یتمنّع به، وکان الحصار أربعین یوماً... (إلخ).

عجب

العُجب فی العباده

20 - بحار الأنوار: عن کتاب عبدالملک بن حکیم: عن بشیر النّبّال، عن أبیعبداللّه علیه السلام (3) قال: سهر داود علیه السلام لیله یتلو الزّبور فأعجبته عبادته، فنادته ضفدع: یا داود، تعجب من سهرک لیله، وإنّی لَتحتَ هذه الصّخره منذ أربعین سنه ما جفّ لسانی عن ذکر اللّه؟!

ص:506


1- السّیره الحلبیّه 3: 364 و 390.
2- الکامل لابن الأثیر 3: 160 - 161 .
3- البحار 64: 50/26، مستدرک الوسائل 1: 141/18، الاُصول السّتّه عشر - أصل عبدالملک بن حکیم - : 101، جامع أحادیث الشّیعه 1: 395، لآلئ الأخبار 1: 19.

عجز

اعتراف کفّار قریش بإعجاز القرآن

21 - تفسیر نور الثّقلین: عن مجمع البیان: فی تفسیر هذه الآیه «وَقیلَ یَا اَرْضُ ابْلَعی(1) مَاءَکِ»(1)(2)ویروی أنّ کفّار قریش أرادوا أن یتعاطوا معارضه القرآن فعکفوا علی لُباب البرّ ولحوم الضّأن وسلاف الخمر أربعین یوماً لتصفو أذهانهم، فلمّا أخذوا فیما أرادوا سمعوا هذه الآیه، فقال بعضهم لبعض: هذا کلام لایشبه کلام المخلوقین. وترکوا ما أخذوا فیه،

وافترقوا.

برکه الطّعام بالإعجاز

22 - بحار الأنوار: عن القصص:الصّدوق، عن محمّد بن هارون، عن موسی بن(3) هارون، عن حمّاد بن زید، عن هشام، عن محمّد، عن أنس قال: أرسلتنی اُمّ سلیم - یعنی اُمّه - علی شیء صنعته، وهو مُدّ من شعیر طحنته وعصرت علیه من عکّه کان فیها سمن، فقام النّبیّ صلی الله علیه و آله ومن معه فدخل علیها، فقال صلی الله علیه و آله : أدخِلْ علَیّ عشره عشره. فدخلوا فأکلوا وشبعوا حتّی أتی علیهم، قال: فقلت لأنس: کم کانوا؟ قال: أربعین.

معجزه النّبیّ صلی الله علیه و آله فی دعوه إطعام بنی عبدالمطّلب

23 - بحار الأنوار: عن قرب الإسناد: باب جوامع معجزاته - ومن ذلک أ نّه کان بمکّه(4) قبل الهجره أیّام أ لّبت علیه قومه وعشائره، فأمر علیّاً أن یأمر خدیجه أن تتّخذ له طعاماً، ففعلت، ثمّ أمره أن یدعو له أقرباءَه من بنی عبد المطّلب، فدعا أربعین رجلاً، فقال: أحضر

ص:507


1- تفسیر نور الثّقلین 2: 367 .
2- هود / 44 .
3- البحار 18: 26/4، قصص الأنبیاء: 314/391، إثبات الهداه 1: 381/ باب 8، فتح الباری 9: 716/5450، جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله 12: 82/8870.
4- البحار 17: 231/1، قرب الإسناد: 137.

لهم طعاماً یا علیّ. فأتاه بثریده وطعام یأکله الثّلاثه والأربعه، فقدّمه إلیهم. وقال: کلوا وسمّوا. فسمّی ولم یسمّ القوم فأکلوا وصدروا وشبعوا، فقال أبوجهل، جاد ما سحرکم محمّد! یطعم من طعامِ ثلاثه رجال أربعین رجلاً، هذا واللّه السّحر الّذی لا بعده، فقال علیّ علیه السلام : ثمّ أمرنی بعد أیّام فاتّخذت له مثله، ودعوتهم بأعیانهم فطعموا وصدروا... (الحدیث).

معجزه محو صحیفه المقاطعه المختومه بأربعین خاتماً

24 - بحار الأنوار: عن الخرائج: ومن المعجزات: أ نّه لمّا کانت قریش تحالفوا وکتبوا(1) بینهم صحیفه: ألاّ یجالسوا واحداً من بنی هاشم ولا یبایعوهم حتّی یسلّموا إلیهم محمّداً

لیقتلوه. وعلّقوا تلک الصّحیفه فی الکعبه، وحاصروا بنی هاشم فی الشِّعب - شعب عبدالمطّلب - أربع سنین، فأصبح النّبیّ صلی الله علیه و آله یوماً وقال لعمّه أبی طالب: إنّ الصّحیفه الّتی کتبتها قریش فی قطیعتنا قد بعث اللّه علیها دابّه فلحست کلّ ما فیها غیرَ اسم اللّه. وکانوا قد ختموها بأربعین خاتماً من رؤاء قریش، فقال أبو طالب: یا بن أخی، أفأصیر إلی قریش فأُعلمهم بذلک؟ قال: إن شئت.

فصار أبوطالب رضیاللّه عنه إلیهم فاستبشروا بمصیره إلیهم واستقبلوه بالتّعظیم والإجلال، وقالوا: قد علمنا الآن أنّ رضی قومک أحبّ إلیک ممّا کنت فیه، أفتسلّم إلینا

محمّداً ولهذا جئتنا؟ فقال: یا قوم، قد جئتکم بخبر أخبرنی به ابن أخی محمّد، فانظروا فی ذلک، فإن کان کما قال فاتّقوا اللّه وارجعوا عن قطیعتنا، وإن کان بخلاف ما قال سلّمتُه

إلیکم واتّبعت رضاکم، قالوا: وما الّذی أخبرک؟! قال: أخبرنی أنّ اللّه قد بعث علی صحیفتکم دابّه فلحست ما فیها غیرَ اسم اللّه، فحُطّوها، فإن کان الأمر بخلاف ما قال

سلّمتُه إلیکم. ففتحوها فلم یجدوا فیها شیئاً غیر اسم اللّه، فتفرّقوا وهم یقولون: سحر سحر، وانصرف أبوطالب رضی اللّه عنه.

ص:508


1- البحار 18: 120، الخرائج والجرائح 1: 142/230.

إخباره صلی الله علیه و آله بفساد بنی أبی العاص

25 - بحار الأنوار: عن إعلام الوری: فی باب معجزاته واخباره صلی الله علیه و آله ومن ذلک(1)قوله صلی الله علیه و آله فی بنی أبی العاص وبنی اُمیّه: روی أبو سعید الخدریّ عنه صلی الله علیه و آله أ نّه قال: إذا بلغ بنو أبیالعاص ثلاثین رجلاً اتّخذوا دین اللّه دغلاً،(1)(2)وعباد اللّه خولاً،(2)(3)ومال اللّه دولاً.(3)(4)

وفی روایه أبی هریره: أربعین رجلاً.

ما قُضی به دین النّبیّ صلی الله علیه و آله بالإعجاز

26 - بحار الأنوار: عن الخرائج: (فی حدیث طویل) قال: وإنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله لمّا وصف(5) علیّاً علیه السلام وشبّهه بعیسی علیه السلام قال اللّه تعالی: «وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً اِذَا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ»(1) ... (إلی أن قال:) وإن أخرج اللّه لصالح علیه السلام ناقه من الجبل لها شرب، ولقومه

شرب، فقد أخرج تعالی لوصیّ محمّد خمسین ناقه أو أربعین مرّه ومائه ناقه مرّه من الجبل قضی بها دین محمّد صلی الله علیه و آله ... (الخبر). (6)

تکثیر النّبیّ صلی الله علیه و آله الماء القلیل بإعجاز

27 - کتاب التّاج: - فی معجزات النّبیّ صلی الله علیه و آله - منها: تکثیر الماء القلیل ببرکته صلی الله علیه و آله ، عن(7) عمران بن حصین قال: کنّا مع النّبیّ صلی الله علیه و آله فی مسیر وجعلنی فی رکوب بین یدیه، فعطشنا عطشاً شدیداً، فبینما نحن نسیر إذا نحن بامرأهٍ سادلهٍ رِجلَیها بین مَزادَتَین، فقلنا لها: أین

ص:509


1- البحار 18: 126، إعلام الوری: 45، السّیره الحلبیّه 1: 180 و 263، الغدیر 5: 149 و 8: 250، کنز العمّال 11: 165/31058.
2- الدّغل: الخبث والمکر والخدیعه (مجمع البحرین: دغل).
3- الخَوَل: العبید (مجمع البحرین: خول) .
4- الدّوله: یقال صار الفیء دُوله یتداولونه یکون مرّه لهذا ومرّه لهذا، والجمع دُولاَت (مجمع البحرین: دول).
5- البحار 17: 250/4، الخرائج والجرائح 2: 907.
6- الزّخرف /57.
7- کتاب التّاج 3: 278.

الماء؟ فقالت: إنّه لا ماء... (إلی أن قال:) فأمر صلی الله علیه و آله بمَزادَتَیها فمسح بالعزلاویَن فشربنا عطاشاً أربعین رجلاً حتّی روینا، فملأنا کلّ قِربه معنا... (الحدیث).

28 - صحیح البخاریّ: نقل معجزه عن النّبیّ صلی الله علیه و آله وأ نّه وجد ماءً قلیلاً وشرب أربعون(1) رجلاً حتّی رووا.

خفاء أمر النّبیّ صلی الله علیه و آله فی الغار علی الأعداء

29 - بحار الأنوار: عن إعلام الوری: من معجزاته صلی الله علیه و آله حدیث الغار، وأ نّه صلی الله علیه و آله لمّا أوی(2) إلی غار بقرب مکّه یعتوره النُّزّال ویأوی إلیه الرُّعاء، متوجّهه إلی الهجره، فخرج القوم فی طلبه فعمّی اللّه أثره وهو نصب أعینهم، وصدّهم عنه، وأخذ بأبصارهم دونه وهم دهاه العرب، وبعث سبحانه العنکبوت فنسجت فی وجه النّبیّ صلی الله علیه و آله فسترته، وآیسهم ذلک من الطّلب فیه... (إلی أن قال:) وبعث اللّه حمامتین وحشیّتین فوقعتا بفم الغار. فأقبل فتیان

قریش من کلّ بطن رجلٌ بعصیّهم وهراواهم وسیوفهم، حتّی إذا کانوا من النّبیّ صلی الله علیه و آله بقدر أربعین ذراعاً، تعجّل رجل منهم لینظر من فی الغار، فرجع إلی أصحابه فقالوا له: مالک لاتنظر فی الغار؟ فقال: رأیت حمامتین بفم الغار فعلمت أن لیس فیه أحد، وسمع النّبیّ صلی الله علیه و آله ما قال فدعا لهنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله وفرض جزاءهنّ، فانحدرن فی الحرم.

30 - بحار الأنوار: عن المناقب: علیّ بن إبراهیم بن هاشم: ما زال أبو کرز الخزاعیّ(3) یقفو أثر النّبیّ صلی الله علیه و آله فوقف علی باب الحجر - یعنی الغار - فقال: هذه قدم محمّد، واللّه اُخت القدم الّتی فی المقام، وقال: هذه قدم أبی قحافه أو ابنه، وقال: ماجاوزوا هذا المکان: إمّا أن یکونوا صعدوا فی السّماء، أو دخلوا فی الأرض. وجاء فارس من الملائکه فی صوره الإنس فوقف علی باب الغار وهو یقول لهم: اطلبوه فی هذه الشّعاب، فلیس هاهنا.

وتبعه القوم فعمّی اللّه أثره وهو نصب أعینهم، وصدّهم عنه وهم دهاه العرب، وکان

ص:510


1- صحیح البخاریّ 4: 233.
2- البحار 17: 392/2، إعلام الوری: 34، کتاب اللّؤؤوالمرجان 1: 135/396، فتح الباری 6: 720/3571 و 714.
3- البحار 19: 77/28: المناقب 1: 127.

الغار ضیّق الرّأس، فلمّا وصل إلیه النّبیّ صلی الله علیه و آله اتّسع بابه، فدخل بالنّاقه فعاد الباب وضاق کما کان فی الأوّل... (إلی أن قال:) أمر اللّه شجره صغیره فنبتت فی وجه الغار، وأمر

العنکبوت فنسجت فی وجهه، وأمر حمامتین وحشیّتین فوقفتا بفم الغار... (إلی أن قال:)،

ولمّا قربوا من الغار بقدر أربعین ذراعاً تعجّل بعضهم لینظر مَن فیه... (الحدیث).

وثبه علیّ علیه السلام أربعین ذراعاً فی معرکه الخندق

31 - بحار الأنوار: عن المناقب: من عجائبه علیه السلام طول ما لقی من الحروب لم

ینهزم(1) قطّ، ولم ینله فیها شین ولا جراح سوء، ولم یبارز أحداً إلاّ ظفر به، ولا نجا من ضربته أحد

فصلح منها، ولم یفلت منه قرن، ولم یخرج فی حروبه إلاّ وهو ماشٍ یهرول طول الدّهر بغیر جند إلی العدوّ، وما قُدّمت رایهٌ قوتل تحتها علیّ إلاّ انقلبوا صاغرین.

ویروی: وثْبتُه أربعون ذراعاً إلی عمرو ورجوعه إلی خلف عشرون ذراعاً، وذلک خارج عن العاده.

وروی: ضربته علی رجلیه وقطعهما بضربه واحده مع ماکان علیه من الثّیاب والسّلاح.

وروی: أ نّه ضرب مرحبَ الکافر یوم خیبر علی رأسه فقطع العمامه والخوذه والرّأس والحلق وما علیه من الجوشن من قدّام وخلف، إلی أن قدّه بنصفین، ثمّ حمل علی سبعین فارس فبدّدهم، وتحیّر الفریقان من فعله فانهزموا إلی الحصن... (إلی آخره).

ما أظهر علیّ علیه السلام لسلمان من المعاجز

32 - بحار الأنوار: وجدت فی بعض الکتب: حدّثنا محمّد بن زکریّا العلائیّ قال: حدّثنا(2) محمّد بن الحسن الصّفّار - المعروف بابن المعافا - عن وکیع، عن زاذان، عن سلمان الفارسیّ رضیاللّه عنه قال: کنّا مع مولانا أمیر المؤنین علیه السلام فقلت: یا أمیر المؤنین، اُحبّ

ص:511


1- البحار 42: 33/11، المناقب 2: 297 و 298.
2- البحار 42: 50/1 و 57: 339/31، إثبات الهداه 2: 525.

أن أری من معجزاتک شیئاً، قال علیه السلام : أفعل إن شاء اللّه عزّوجلّ.

ثمّ قام ودخل منزله وخرج إلیّ وتحته فرس أدهم، وعلیه قباء أبیض وقلنسوه بیضاء، ثمّ نادی: یا قنبر، أخرج إلیّ ذلک الفرس. فأخرج فرساً آخر أدهم، فقال علیه السلام : إرکب یا أباعبداللّه. قال سلمان: فرکبته فإذا له جناحان ملتصقان إلی جنبه، قال: فصاح به الإمام علیه السلام

فتعلّق فی الهواء، وکنت أسمع حفیف أجنحه الملائکه وتسبیحها تحت العرش، ثمّ خطونا علی ساحل بحر عجّاج، مغطمط الأمواج، فنظر إلیه الإمام شزراً فسکن البحر من غلیانه، فقلت له: یا مولای، سکن البحر من غلیانه من نظرک إلیه! فقال علیه السلام : یا سلمان، خشی أن آمر فیه بأمر. ثمّ قبض علی یدی وسار علی وجه الماء والفرسَان تتبعانِنا لا یقودهما أحد،

فواللّه ما ابتلّت أقدامنا ولاحوافر الخیل.

قال: سلمان: فعبرنا ذلک البحر ورُفعنا إلی جزیره کثیره الأشجار والأثمار والأطیار والأنهار، وإذا شجره عظیمه بلا صدع ولا زهر، فهزّها علیه السلام بقضیب کان فی یده فانشقّت وخرج منها ناقه طولها ثمانون ذراعاً وعرضها أربعون ذراعاً وخلفها قلوص(1)(1)فقال علیه السلام :

اُدنُ منها واشرب من لبنها، قال سلمان: فدنوت منها وشربت حتّی رُویت، وکان لبنها أعذب من الشّهد وألین من الزّبد، وقد اکتفیت، قال علیه السلام : هذا حسَن یا سلمان؟ فقلت: مولای حسن، فقال علیه السلام : ترید أن أریک ما هو أحسن منه؟ فقلت: نعم یا أمیرالمؤنین. قال سلمان: فنادی مولای أمیر المؤنین علیه السلام : اُخرجی یا حسناء. قال: فخرجت ناقه طولها عشرون ومائه ذراع وعرضها ستّون ذراعاً، ورأسها من الیاقوت الأحمر، وصدرها من العنبر الأشهب، وقوائمها من الزّبرجد الأخضر، وزمامها من الیاقوت الأصفر، وجنبها الأیمن من الذّهب، وجنبها الأیسر من الفضّه، وعرضها من اللّؤؤالرّطب، فقال علیه السلام : یا سلمان، إشرب من لبنها. قال سلمان: فالتقمت الضّرع، فإذا هی تحلب عسلاً صافیاً مخلَصاً، فقلت: یا سیّدی، هذه لمن؟ قال علیه السلام : هذه لک ولسائر الشّیعه من أولیائی، ثمّ قال علیه السلام لها: إرجعی إلی الصّخره. ورجعت من الوقت.

وسار بی فی تلک الجزیره حتّی ورد بی إلی شجره عظیمه علیها طعام یفوح منها

ص:512


1- القلوص:هی النّاقه الشّابّه بمنزله الجاریه من النّساء (مجمع البحرین: قلص).

رائحه المسک، فإذا بطائر فی صوره النّسر العظیم، قال سلمان رضیاللّه عنه: فوثب ذلک الطّائر فسلّم علیه علیه السلام ورجع إلی موضعه، فقلت: یا أمیرالمؤنین، ما هذه المائده؟

فقال

علیه السلام : هذه منصوبه فی هذا المکان للشّیعه من مُوالیّ إلی یوم القیامه، فقلت: ما هذا الطّائر، قال علیه السلام : ملَک موکّل بها إلی یوم القیامه، فقلت: وحده یا سیّدیّ؟ فقال علیه السلام : یجتاز به الخضر علیه السلام فی کلّ یوم مرّه.

ثمّ قبض علیه السلام علی یدی و سار إلی بحر ثان فعبرنا، وإذا جزیره عظیمه فیها قصر لبنه من ذهب، ولبنه من فضّه بیضاء، وشُرَفها من عقیق أصفر، وعلی کلّ رکن من القصر سبعون صفّاً من الملائکه، فأتوا وسلّموا ثمّ أذن لهم فرجعوا إلی مواضعهم، قال سلمان رحمه اللّه تعالی: ثمّ دخل أمیر المؤنین علیه السلام القصر فإذا أشجار وأثمار وأنهار وأطیار وألوان النّبات، فجعل الإمام علیه السلام یمشی فیه حتّی وصل إلی آخره فوقف علیه السلام علی بِرکه کانت فی البستان، ثمّ صعد علی قصر فإذا کرسیّ من الذّهب الأحمر، فجلس علیه علیه السلام وأشرفنا علی القصر فإذا بحر أسود یغطمط أمواجه کالجبال الرّاسیات، فنظر علیه السلام شزراً فسکن من غلیانه حتّی کان کالمذنب فقلت: یا سیّدی سکن البحر من غلیانه إلی نظره إلیه، فقال علیه السلام : خشی أن آمر فیه بأمر، أتدری یا سلمان أیّ بحر هذا؟ فقلت: لا یا سیّدی، فقال: هذا الّذی غرق

فیه فرعون وملؤ المذنبه، حملها جناح جبرئیل علیه السلام ثمّ زجّها فی هذا البحر، فهو یهوی لا یبلغ قراره إلی یوم القیامه، فقلت: یا أمیرالمؤنین، هل سرنا فرسخین؟ فقال علیه السلام : یا سلمان، لقد سرت خمسین ألف فرسخ ودرت حول الدّنیا عشر مرّات، فقلت: یا سیّدی وکیف هذا؟! قال علیه السلام : إذا کان ذوالقرنین طاف شرقها وغربها وبلغ إلی سدّ یأجوج ومأجوج فأ نّی یتعذّر علَیّ وأنا أمیر المؤنین وخلیفه ربّ العالمین؟! یا سلمان، أما قرأت قول اللّه عزّ وجلّ حیث یقول: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلاَ یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ اَحَداً* اِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ»(2)(1)،فقلت: بلی یا أمیر المؤنین، فقال علیه السلام : أنا ذلک المرتضی من الرّسول الّذی

أظهره اللّه عزّ وجلّ علی غیبه، أنا العالم الرّبّانیّ، أنا الّذی هوّن اللّه علَیّ الشّدائد فطوی له البعید.

ص:513


1- الجنّ / 26 و 27.

قال سلمان رضی اللّه عنه: فسمعت صائحاً یصیح فی السّماء، أسمع الصّوت ولا أری الشّخص، وهو یقول: صدقت، أنت الصّادق المصدّق صلوات اللّه علیک. قال: ثمّ نهض علیه السلام فرکب الفرس ورکبت معه وصاح بهما فطارا فی الهواء ثمّ خطونا علی باب الکوفه، هذا کلّه وقد مضی من اللّیل ثلاث ساعات، فقال: علیه السلام لی: یا سلمان، الویل کلّ الویل لمن لایعرفنا حقّ معرفتنا وأنکر ولا یتنا! أیّما أفضل: محمّد صلی الله علیه و آله أم سلیمان علیه السلام ؟ قلت: بل محمّد صلی الله علیه و آله ، ثمّ قال علیه السلام : فهذا آصف بن برخیا قدر أن یحمل عرش بلقیس من فارس بطرفه عین وعنده علم من الکتاب، ولا أفعل أنا ذلک وعندی مائه کتاب وأربعه وعشرون کتاباً؟!

أنزل اللّه تعالی علی شیث بن آدم علیهماالسلام خمسین صحیفه، وعلی إدریس النّبیّ صلی الله علیه و آله ثلاثین صحیفه، وعلی نوح علیه السلام عشرین صحیفه، وعلی إبراهیم علیه السلام عشرین صحیفه، والتّوراهَ والإنجیل والزّبور والفرقان، فقلت: صدقت یا أمیر المؤنین، هکذا یکون الإمام، فقال علیه السلام : إنّ الشّاکّ فی اُمورنا وعلومنا کالممتری فی معرفتنا وحقوقنا، قد فرض اللّه عزّ وجلّ فی کتابه فی غیر موضع وبیّن فیه ما وجب العمل به، وهو غیر مکشوف.

اهتداء زیدیّ کان یُخفی عقیدته أربعین سنه

33 - إثبات الهداه: روی الحسین بن حمدان الحضینیّ عن أبی جعفر علیه السلام (فی حدیث:)(1) إنّ جماعه من الشّیعه دخلوا علیه وفیهم رجل زیدیّ یظهر الإمامه مدّه أربعین سنه ولاتعلم الشّیعه أ نّه زیدیّ، فقال علیه السلام لبعض غلمانه: خذ بید هذا الزّیدیّ فأخرجه، فقال بإمامته وإمامه الأئمّه علیهم السلام وقال: علمت منّی ما لم یعلمه إلاّ اللّه.

مَن أخبره الإمام المهدیّ علیه السلام بوفاته

34 - بحار الأنوار: عن غیبه الشّیخ: المفید والغضائریّ، عن محمّد بن أحمد الصّفوانیّ(2)

قال: رأیت القاسم بن العلاء وقد عُمّر مائه سنه وسبع عشره سنه، منها ثمانین سنه صحیح

ص:514


1- إثبات الهداه 3: 344.
2- البحار 51: 313/37، غیبه الطّوسیّ: 188، إثبات الهداه 3: 690 باب 33.

العینین لقی مولانا أبا الحسن وأبا محمّد العسکریّین علیهماالسلام وحجب بعد الثّمانین وردّت علیه عیناه قبل وفاته بسبعه أیّام، وذلک أ نّی کنت مقیماً عنده بمدینه الرّان من أرض

أذربیجان، وکان لا تنقطع توقیعات مولانا صاحب الزّمان علیه السلام علی ید أبی جعفر محمّد بن عثمان العَمریّ وبعده علی ید أبی القاسم الحسین بن روح قدّس اللّه أرواحهما، فانقطعت

عنه المکاتبه نحواً من شهرین فقلق رحمه اللّه لذلک. فبینا نحن عنده نأکل إذ دخل البوّاب

مستبشراً فقال له: فیج العراق لایُسمّی بغیره. فاستبشر القاسم وحوّل وجهه إلی القبله

فسجد. ودخل کهل قصیر یری أثر الفیوج علیه وعلیه جبّه مضرّبه وفی رجله نعل محاملیّ وعلی کتفه مخلاه، فقام القاسم فعانقه ووضع المخلاه عن عنقه، ودعا بطست وماء فغسّل یده وأجلسه إلی جانبه، فأکلنا وغسّلنا أیدینا، فقام الرّجل فأخرج کتاباً أفضل من النّصف المدرج فناوله القاسم، فأخذه وقبّله ودفعه إلی کاتب له یقال له: ابن أبی سلمه،

فأخذه أبو عبداللّه ففضّه وقرأه حتّی أحسّ القاسم بنکایه فقال: یا أبا عبداللّه خیر، فقال: خیر، فقال: ویحک! خرج فیّ شیء؟ فقال أبو عبداللّه: أمّا ماتکره فلا، قال القاسم: فما هو؟ قال: نعی الشّیخ إلیّ نفسه بعد ورود هذا الکتاب بأربعین یوماً، وقد حمل إلیه سبعه أثواب، فقال القاسم: فی سلامه من دینی؟ فقال: فی سلامه من دینک. فضحک رحمه اللّه فقال: ما

اُؤّل بعد هذا العمر... (إلی آخره).

عجل

الأیّام الّتی عبد بنوإسرئیل فیها العِجل

35 - بحار الأنوار: قال الطّبرسیّ رحمه اللّه فی مجمع البیان:(1)«وَقَالُوا»(1)أی الیهود(2)«لَنْ

تَمَسَّنَا النَّارُ»(2) أی لن تصیبنا «اِلاَّ اَیَّاماً مَعْدُودَهً»(3)أی أیّاماً قلائل کقوله: «دَرَاهِمَ

مَعْدُودَهٍ»(4)،(3)وقیل معدوده محصاه. قال ابن عبّاس ومجاهد: قدم رسول اللّه صلی الله علیه و آله المدینه

ص:515


1- البحار 8: 236، مجمع البیان 1: 147، إثبات الهداه 3: 344.
2- 3 البقره / 80.
3- یوسف / 20.

والیهود تزعم أنّ مدّه الدّنیا سبعه آلاف سنه، وإنّما نُعذَّب بکلّ ألف سنه یوماً واحداً ثمّ ینقطع العذاب، فأنزل اللّه تعالی هذه الآیه. وقال أبو العالیه وعکرمه وقتاده: هی أربعون یوماً، لأ نّها عدد الأیّام الّتی عبدوا فیها العجل، فقال سبحانه: «قُلْ»(5) یامحمّد لهم «اَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللّه ِ عَهْداً»(6) أی موثقاً لأن لایعذّبکم إلاّ هذه المدّه، وعرفتم ذلک بوحیه وتنزیله؟ فإن کان ذلک فاللّه سبحانه لاینقض عهده ومیثاقه «اَمْ تَقُولُونَ عَلَی اللّه ِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ».(7)(1)

عذاب عِجل ضلال أربعین صباحاً

36 - بحار الأنوار: عن تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام - فی حدیث طویل وقصّه أبی عامر(2) الرّاهب - قال موسی بن جعفر علیه السلام : ولقد اتّخذ المنافقون من اُمّه محمّد صلی الله علیه و آله - بعد موت سعد ابن معاذ وبعد انطلاق محمّد صلی الله علیه و آله إلی تبوک - أبا عامر الرّاهب أمیراً ورئیساً، وبایعوا له وتواطأوا علی إنهاب المدینه وسبی ذراری رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسائر أهله وصحابته... (إلی أن قال:) ثمّ إنّ المنافقین اتّفقوا وبایعوا أبا عامر - الرّاهب - الّذی سمّاه رسول اللّه صلی الله علیه و آله الفاسق - وجعلوه أمیراً علیهم... (إلی أن قال:) فقال لهم رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إنّ موسی وعد قومه أربعین

لیله... (إلی أن قال:) ثمّ کرّ رسول اللّه راجعاً إلی المدینه إلی إبطال کید المنافقین فی نصب ذلک العجل الّذی هو أبو عامر الّذی سمّاه النّبیّ صلی الله علیه و آله وآله: الفاسق، وعاد رسول اللّه صلی الله علیه و آله

غانماً ظافراً وأبطل اللّه کید المنافقین، وأمر رسول اللّه صلی الله علیه و آله بإحراق مسجد الضّرار... (إلی أن

قال:) وقال موسی بن جعفر علیه السلام : فهذا العجل فی حیاه رسول اللّه صلی الله علیه و آله دمّر اللّه علیه وأصابه بقولنج وفالج وجذام ولَقوه، وبقی أربعین صباحاً فی أشدّ عذاب، صار إلی عذاب اللّه.

ص:516


1- 7 البقره / 80 .
2- البحار 21: 257/7، تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : 481 و 482 و 488.

عجن

ما صنعت أسماء یوم أُصیب زوجها جعفر

37 - بحار الأنوار: قال ابن أبی الحدید فی شرح نهج البلاغه: وروی الواقدیّ بإسناده(1) عن أسماء بنت عمیس قالت: أصبحت فی الیوم الّذی اُصیب فیه جعفر وأصحابه فأتانی رسول اللّه صلی الله علیه و آله وقد منأت أربعین منّاً من أدم وعجنت عجینی، وأخذت بَنیّ فغسلت وجوههم ودهنتهم، فدخل علَیّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال: یا أسماء، أین بنو جعفر؟ فجئت بهم

إلیه فضمّهم وشمّهم ثمّ ذرفت عیناه فبکی، فقلت: یا رسول اللّه، لعلّه بلغک عن جعفر

شیء؟! قال: نعم، إنّه قُتل الیوم. فقمت أصیح، واجتمعت إلیّ النّساء فجعل رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: یا أسماء، لا تقولی هُجراً ولا تضربی صدراً. ثمّ خرج حتّی دخل علی ابنته فاطمه علیهاالسلام وهی تقول: واعمّاه! فقال: علی مثْل جعفر فَلْتَبْکِ الباکیه، ثمّ قال: إصنعوا لآل جعفر طعاماً، فقد شُغلوا عن أنفسهم الیوم.

عدد

سؤل عن أعداد من جملتها الأربعون

38 - بحار الأنوار: الخصال: عن سعد، عن أحمد بن الحسین بن سعید، عن أبیه، عن(2)

جعفر بن یحیی، عن أبیه رفعه إلی بعض الصّادقین من آل محمّد صلی الله علیه و آله قال: جاء رجلان من یهود خیبر ومعهما التّوراه منشوره یریدان النّبیّ صلی الله علیه و آله فوجداه قد قبض، فأتیا أبابکر فقالا:

إنّا قد جئنا نرید النّبیّ لنسأله عن مسأله فوجدناه قد قبض، فقال: وما مسألتکما؟ قالا:

أخبرْنا عن الواحد، والاثنین، والثّلاثه، والأربعه، والخمسه، والسّتّه، والسّبعه، والثّمانیه،

والتّسعه، والعشره، والعشرین، والثّلاثین، والأربعین، والخمسین والسّتّین، والسّبعین، والثّمانین، والتّسعین، والمائه، فقال لهما أبوبکر: ما عندی فی هذا شیء، إیتیا علیَّ بن أبی طالب. قال: فأتیاه فقصّا علیه القصّه من أوّلها ومعهما التّوراه منشوره، فقال لهما

ص:517


1- البحار 21: 63، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید 15: 70.
2- البحار 10: 6/2 و 30: 86/3، الخصال: 599/2 .

أمیر المؤنین علیه السلام : إن أنا أخبرتکما بما تجدانه عندکما، تُسْلمان؟ قالا: نعم، قال:

أمّا الواحد: فهو اللّه وحده لا شریک له.

وأمّا الاثنان: فهو قول اللّه عزّ وجلّ:«لاَ تَتَّخِذُوا اِلهَیْنِ اثْنَیْنِ اِنَّمَا هُوَ اِلهٌ وَاحِدٌ»(1)(1)

وأمّا الثّلاثه والأربعه والخمسه والسّتّه والسّبعه والثّمانیه: فهنّ قول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه فی أصحاب الکهف: «سَیَقُولُونَ ثَلثَهٌ رَابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَیَقُولُونَ خَمْسَهٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْماً

بالْغَیْبِ وَیَقُولُونَ سَبْعَهٌ وَثَامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ».(2)(2)

وأمّا التّسعه: فهو قول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه: «وَکَانَ فِی الْمَدینَهِ تِسْعَهُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الاَْرْض وَلاَ یُصْلِحُونَ».(3)(3)

وأمّا العشره: فقول اللّه عزّوجلّ: «تِلْکَ عَشَرَهٌ کَامِلَهٌ».(4)(4)

وأمّا العشرون: فقول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه: «اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ».(5)(5)

وأمّا الثّلاثون والأربعون: فقول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه: «وَوَاعَدْنَا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً

وَاَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقَاتُ رَبِّهِ اَرْبَعینَ لَیْلَهً».(6)(6)

وأمّا الخمسون: فقول اللّه عزّ وجلّ: «فی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسینَ اَلْفَ سَنَهٍ».(7)(7)

وأمّا السّتّون: فقول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه: «فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَاِطْعَامُ سِتّینَ مِسْکیناً».(8)(8)

وأمّا السّبعون: فیقول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه: «وَاخْتَارَ مُوسی قَوْمَهُ سَبْعینَ رَجُلاً

ص:518


1- النّحل / 51 .
2- الکهف / 22 .
3- النّمل / 48 .
4- البقره / 196 .
5- الأنفال / 65 .
6- الأعراف / 142 .
7- المعارج / 4 .
8- المجادله / 4 .

لِمیقَاتِنَا»(9)(1)

وأمّا الثّمانون: فقول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه: «وَالَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَاْتُوا بِاَرْبَعَهِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانینَ جَلْدَهً».(10)(2)

وأمّا التّسعون: فقول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه: «اِنَّ هذَا اَخی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَهً».(11)(3)

وأمّا المائه: فقول اللّه عزّ وجلّ فی کتابه:«اَلزَّانِیَهُ وَالزَّانی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَهَ جَلْدَهٍ».(12)(4)

قال: فأسلم الیهودیّان علی یَدی أمیر المؤنین علیه السلام .

(5)

تفسیر کلمه اُلُوف، والمص

39 - مجمع البیان: فی قوله تعالی: «وَهُمْ اُلُوفٌ»(6)أجمع أهل التّفسیر علی أنّ المراد باُلوف هنا کثره العدد... (إلی أن قال:) واختلف منهم من قال: المراد به العدد الکثیر... (إلی

أن قال:) وقیل: بضعه وثلاثین ألفاً، عن السّدیّ. وقیل: أربعین ألفاً، عن ابن عبّاس وابن جریح.

40 - تفسیرالصّافی:فی قوله تعالی: «المص»(1) قال الصّادق علیه السلام (فی حدیث): الألف واحد، واللاّم ثلاثون، والمیم أربعون، والصّاد تسعون... (الحدیث).(7)(8)

ص:519


1- الأعراف / 155 .
2- النّور / 4 .
3- ص / 23 .
4- النّور / 2 .
5- مجمع البیان 2: 346.
6- البقره / 243.
7- تفسیر الصّافی 1: 563.
8- الأعراف /1.

عدل

أهمیّه یومٍ من سلطان عادل

41 - مستدرک الوسائل: عن الرّاوندیّ، عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: یوم واحد من سلطان(1) عادل خیر من مطر أربعین یوماً، وحدّ یقام فی الأرض أزکی من عباده ستّین سنه.

عدن

ما کان بین عدنان وإسماعیل من الآباء

42 - السّیره الحلبیّه: عن أبی أمامه الباهلیّ قال: سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: لمّا بلغ(2) ولد معد بن عدنان أربعین رجلاً وقعوا فی عسکر موسی علیه السلام فانتهبوه، فدعا علیهم موسی علیه السلام ... (إلی أن قال:) وکان بین عدنان وإسماعیل أربعون أباً.

عذب

جعل غلظ جلد الکافر أربعین ذراعاً للتّعذیب

43 - بحار الأنوار: عن الاختصاص:أحمد بن محمّد بن عیسی، عن سعید بن(3) جناح، عن عوف بن عبداللّه الأزدیّ، عن جابر الجعفیّ، عن أبی جعفر علیه السلام قال: إذا أراد اللّه قبض الکافر قال: یا ملک الموت، انطلق أنت وأعوانک إلی عدوّی فإنّی قد ابتلیته فأحسنت البلاء، ودعوته إلی دار السّلام فأبی إلاّ أن یشتمنی، وکفر بی وبنعمتی وشتمنی علی عرشی، فاقبض روحه حتّی تکبّه فی النّار. قال: فیجیئه ملک الموت بوجه کریه کالح، عیناه کالبرق الخاطف، وصوته کالرعد القاصف، لونه کقطع اللّیل المظلم، نفسه کلهب النّار، رأسه فی السّماء الدّنیا، ورِجل فی المشرق ورجل فی المغرب، وقدماه فی الهواء،

ص:520


1- مستدرک الوسائل 18: 9/10.
2- السّیره الحلبیّه 1: 20 و 25.
3- البحار 8: 317/99، الاختصاص:359.

معه سفّود(1)(1)کثیر الشُّعب، معه خمسمائه ملک أعواناً، معهم سیاط من قلب جهنّم تلتهب تلک السّیاط وهی من لهب جهنّم، ومعهم مسح أسود وجمره من جمر جهنّم، ثمّ یدخل علیه ملک من خزّان جهنّم یقال له: سحقطائیل، فیسقیه شربه من النّار لا یزال منها عطشاناً حتّی یدخل النّار. فإذا نظر إلی ملک الموت شخص بصره وطار عقله، قال: یا ملک

الموت، إرجعونِ، قال: فیقول ملک الموت: «کَلاَّ اِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا»(2)(2)قال: فیقول: یا ملک الموت، فإلی من أدَعُ مالی وأهلی وولدی وعشیرتی وما کنت فیه من الدّنیا؟ فیقول:

دعهم لغیرک واخرج إلی النّار، قال: فیضربه بالسّفّود ضربه فلا یبقی منه شعبه إلاّ أنشبها فی کلّ عِرق ومفصل، ثمّ یجذبه جذبه فیسلّ روحه من قدمیه بسطاً... (إلی أن قال:) ویخلق اللّه له سبعین جلداً غلظه أربعون ذراعاً بذراع الملک الّذی یعذّبه، بین الجلد إلی الجلد أربعون ذراعاً، بین الجلد إلی الجلد حیّات وعقارب من نار ودیدان من نار، رأسه مثل الجبل العظیم... (الحدیث).

عرج

ما انتهی إلیه النّبیّ صلی الله علیه و آله لیله المعراج

44 - بحار الأنوار: عن الأمالی: عن أبی، عن سعد، عن البرقیّ، عن أبیه، عن خلف بن(3) حمّاد، عن أبی الحسن العبدیّ، عن الأعمش، عن عبایه بن ربعیّ، عن عبداللّه بن عبّاس

قال: إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله لمّا اُسری به إلی السّماء انتهی به جبرئیل إلی نهر یقال له: النّور، وهو قول اللّه عزّ وجلّ: «خَلَقَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ»،(1)(4)فلمّاانتهی به إلی ذلک النّهر قال له جبرئیل: یا محمّد، اُعبر علی برکه اللّه فقد نوّر اللّه لک بصرک، ومدّ لک أمامک، فإنّ هذا نهر لم یعبره أحد، لا ملَک مقرّب ولا نبیّ مرسل، غیر أنّ لی فی کلّ یوم اغتماسه فیه ثمّ أخرج منه

ص:521


1- السَّفّود: الحدیده الّتی یُشوی بها اللّحم (مجمع البحرین: سفد).
2- المؤنون / 100.
3- البحار 18: 338/40 و 37: 110 و 59: 248/1، أمالی الصّدوق: 290/10.
4- الأنعام / 1.

فأنفض أجنحتی، فلیس من قطره تقطر من أجنحتی إلاّ خلق اللّه تبارک وتعالی منها ملکاً

مقرّباً له عشرون ألف وجه وأربعون ألف لسان، کلّ لسان یلفظ بلغه لا یفقهها اللّسان الآخر.

فعبر رسول اللّه صلی الله علیه و آله حتّی انتهی إلی الحجب، والحجب خمسمائه حجاب، من الحجاب إلی الحجاب مسیره خمسمائه عام. ثمّ قال: تقدّم یا محمّد، فقال له: یا جبرئیل، ولم لاتکون معی؟ قال: لیس لی أن أجوز هذا المکان. فتقدّم رسول اللّه صلی الله علیه و آله ما شاءاللّه أن یتقدّم، حتّی سمع ما قال الرّبّ تبارک وتعالی: أنا المحمود وأنت محمّد، شققت اسمک من

اسمی، فمَن وصلک وصلته، ومن قطعک بتکته(2)،(1)إنزل إلی عبادی فأخبرهم بکرامتی

إیّاک، وأ نّی لم أبعث نبیّاً إلاّ جعلت له وزیراً، وأ نّک رسولی وأنّ علیّاً وزیرک.

ماخُصّ به النبیّ صلی الله علیه و آله فی معراجه

45 - بحار الأنوار: عن العلل: فی إثبات المعراج (فی حدیث طویل) وقال(2) أبو عبداللّه علیه السلام : إنّ العزیز الجبّار عرج بنبیّه صلی الله علیه و آله إلی سمائه سبعاً، أمّا اُولاهنّ: فبارک اللّه علیه صلی الله علیه و آله ، والثّانیه: علّمه فیها فرضه، والثّالثه: أنزل اللّه العزیز الجبّار علیه محملاً من نور فیه أربعون نوعاً من أنواع النّور... (إلی أن قال:) ثمّ زاده أربعین نوعاً من أنواع النّور... (إلی أن قال:) قال صلی الله علیه و آله : ثمّ زادنی ربّی أربعین نوعاً من أنواع النّور... (الحدیث).

عرف

فی شأن بعض أهل المعرفه

46 - لآلئ الأخبار: قال ذوالنّون المصریّ: وُصف لی بالمغرب رجل، وذُکر لی من(3) لطائف شأنه وحسن کلامه فی إشارات أهل المعرفه، فارتحلت إلیه حتّی بلغت مکانه

ص:522


1- بَتَکَهُ: قَطَعَهُ (القاموس المحیط : بتک).
2- البحار 18: 354/66 و 82: 237/1، علل الشّرائع: 312 - 314، الکافی 3: 482/1.
3- لآلئ الأخبار 1: 248.

فوقفت عنده أربعین صباحاً فلم أجد وقتاً أقتبس من عمله شیئاً، لکمال شغله بربّه.

جزاء من أتی العرّاف أو الکاهن

47 - جامع الاُصول: مسنداً عن بعض أزواج رسول اللّه صلی الله علیه و آله عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: من أتی(1) عرّافاً فسأله عن شیء فصدّقه لم تُقبل له صلاه أربعین یوماً.

48 - کتاب الفردوس: واثله بن الأسقع عن النّبیّ صلی الله علیه و آله : من أتی کاهناً فسأله عن شیء(2) حجبت عنه التّوبه أربعین یوماً، فإن صدّقه بما قال کفر.

49 - السّنن الکبری: مسنداً عن صفیّه، عن بعض أزواج النّبیّ صلی الله علیه و آله : قال: من أتی عرّافاً(3)

فسأله عن شیء لم تُقبل له صلاه أربعین لیله.

عرق

عَرَق الإنسان فی یوم الحساب

50 - لآلئ الأخبار: قال علیه السلام : إنّ الرّجل لَیُوقف بالحساب حتّی لو وردت مائه بعیر(4) عطاش علی عرقه یصدرن رواء.

وفی خبر: یغرق الرّجل فی عرقه إلی شحم اُذنه، فلو شرب من عرقه سبعون بعیراً مانقص منه شیء.

وقال علیه السلام : یروی من عرق رجل أربعون إبلاً عطشاناً.

ص:523


1- جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله 6: 40/3076، حلیه الأولیاء 10: 407، کتاب الفردوس 3: 617/5928.
2- کتاب الفردوس 3: 618/5929.
3- السّنن الکبری للبیهقیّ 8: 138.
4- لآلئ الأخبار 5: 70.

عری

العاریه المضمونه

51 - السّنن الکبری: مسنداً عن ناس من آل صفوان بن اُمیّه قالوا: إستعار رسول اللّه صلی الله علیه و آله (1) من صفوان بن اُمیّه سلاحاً فقال صفوان: أعاریه أم غصب؟ فقال: بل عاریه. فأعاره ما بین

الثّلاثین إلی أربعین درعاً... (الحدیث).

عزر

تحدید التّعزیر

52 - الکافی: الحسین بن محمّد، عن معلّی بن محمّد، عن الحسن بن علیّ، عن(2) حمّاد ابن عثمان قال: قلت لأبی عبداللّه علیه السلام : کم التّعزیر؟ فقال: دون الحدّ، قال: قلت: دون ثمانین؟ قال: فقال: لا، ولکن دون الأربعین فإنّه حدّ المملوک، قال: قلت: وکم ذلک؟ قال: قال: علی قدر ما یری الوالی من ذنب الرّجل وقوّه بدنه.

عشق

حاله المشتاق إلی اللّه عزّ وجلّ

53 - بحار الأنوار: عن مصباح الشّریعه: قال الصّادق علیه السلام المشتاق لا یشتهی طعاماً (3) ولایلتذّ بشراب ولا یستطیب رقاداً ولا یأنس حمیماً ولا یأوی داراً، ولا یسکن عمراناً

ولایلبس لیّناً ولا یقرّ قراراً، ویعبد اللّه لیلاً ونهاراً، راجیاً أن یصیر إلی ما اشتاق إلیه، ویناجیه بلسان شوقه معبِّراً عمّا فی سریرته، کما أخبر اللّه عزّ وجلّ عن موسی علیه السلام فی

ص:524


1- السّنن الکبری 6: 89.
2- الکافی 7: 241/5، التّهذیب 10: 92/13، الاستبصار 4: 237/4، وسائل الشّیعه 18: 472/6 و 584/3، البحار 79: 102/1، روضه المتّقین 10: 142، العلل 2: 538 باب 336.
3- البحار 70: 24/24، مصباح الشّریعه: 196، نور الثّقلین 3: 388.

میعاد ربّه بقوله: «وَعَجِلْتُ اِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضی»(1)(1).وفسّر النّبیّ صلی الله علیه و آله عن حاله أ نّه لا أکَل ولاشرِب ولانام ولااشتهی شیئاً من ذلک فی ذهابه ومجیئه أربعین یوماً، شوقاً إلی اللّه عزّوجلّ.

فإذا دخلت میدان الشّوق فکبّر علی نفسک ومرادِک من الدّنیا، وودّع جمیع المألوفات، وأحرم عن سوی معشوقک... (إلی أن قال:) ومَثل المشتاق مثل الغریق، لیس له هِمّه إلاّ

خلاصه وقد نسی کلّ شیء دونه.

عشا

ضرر ترک طعام العشاء

54 - بحار الأنوار: عن المکارم: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من ترک العشاء لیله السّبت ولیله(2) الأحد متوالیتین ذهب منه ما لا یرجع إلیه أربعین یوماً.

55 - بحار الأنوار: عن المحاسن: عن أبیه، عن سلیمان، عن أحمد بن الحسن وهو(3) الختلیّ، عن أبیه، عن جمیل بن درّاج قال: سمعت أبا عبداللّه علیه السلام یوماً یقول: من ترک العشاء لیله السّبت ولیله الأحد متوالیتین ذهبت منه قوّه لم ترجع إلیه أربعین یوماً.

عصب

معنی العصبه

56 - مجمع البیان: العصبه ما بین العشره إلی الأربعین، ولا واحد له من لفظه کالقوم(4) والرّهط والنّفر.

ص:525


1- طه / 84 .
2- البحار 66: 345/20، مستدرک الوسائل 16: 266/2، مکارم الأخلاق: 221.
3- البحار 66: 345/17 و 62: 279، المحاسن: 422/209، وسائل الشّیعه 16: 467/4، الکافی 6: 289/8، روضه المتّقین 7: 571، لآلئ الأخبار 2: 303.
4- مجمع البیان 5: 211.

57 - مجمع البیان: عن قتاده: العصبه ما بین عشره إلی أربعین ، وقیل: أربعون رجلاً.(1)

58 - لآلئ الأخبار: ورُوی أنّ العصبه الّذین ینوؤن بها أربعون رجلاً اُولی القوّه.(2)

عصا

عصا موسی علیه السلام

59 - بحار الأنوار: عن الکافی: محمّد بن یحیی، عن سلمه بن الخطّاب، عن عبداللّه بن(3)

محمّد، عن منیع بن الحجّاج، عن مجاشع، عن معلّی، عن محمّد بن الفیض، عن أبی جعفر علیه السلام قال: کانت عصا موسی علیه السلام لآدم فصارت إلی شعیب، ثمّ صارت إلی موسی بن عمران، وإنّها لَعندنا، وإنّ عهدی بها آنفاً وهی خضراء کهیئتها حین انتُزعت من شجرتها،

وإنّها لتنطق إذا استُنطقت، اُعدّت لقائمنا علیه السلام یصنع بها ماکان یصنع موسی علیه السلام وإنّها لتروّع وتلقف ما یأفکون، وتصنع ما تؤر به، إنّها حیث أقبلت تلقف ما یأفکون، تُفتح لها شعبتان: إحداهما فی الأرض، والأُخری فی السّقف، وبینهما أربعون ذرعاً، تلقف ما یأفکون بلسانها.

60 - مجمع البیان: فی قصّه موسی علیه السلام : وأمّا عصاه فقیل: إنّه أعطاه إیّاها ملک حین(4) توجّه إلی مدین ، وقیل: إنّ عصا آدم من آس الجنّه حین اُهبط ، وکانت تدور بین أولاده

حتّی انتهت النّوبه إلی شعیب، فکانت میراثاً له مع أربعین عصا کانت لآبائه ... (الحدیث).

61 - السّیره الحلبیّه: فی ما اشتهر أنّ قامه موسی کانت أربعین ذراعاً، وعصاه کذلک.(5)

62 - بحار الأنوار: عن العیّاشیّ: عن محمّد بن علیّ قال: کانت عصا موسی لآدم ،(6) فصارت إلی شعیب ثمّ صارت إلی موسی بن عمران ، وإنّها لتروّع وتلقف ما یأفکون ،

ص:526


1- مجمع البیان 7: 266.
2- لآلئ الأخبار 2: 111.
3- البحار 13: 45/11 و 26: 219/41 و 52 : 318/19، الکافی 1: 231/1، نور الثّقلین 2: 55 ، الاختصاص:270.
4- مجمع البیان 4: 458.
5- السّیره الحلبیّه 2: 67 .
6- البحار 13: 138/51 ، تفسیر العیّاشیّ 2: 24/64.

وتصنع ماتؤر ،تفتح لها شعبتان: إحداهما فی الأرض ، والاُخری فی السّقف ، وبینهما أربعون ذراعاً ، تلقف ما یأفکون بلسانها.

63 - بحار الأنوار: عن مجمع البیان: قیل: إنّ العصا لمّا صارت حیّه أخذت قبّه فرعون(1) بین فکّیها وکان ما بینهما ثمانون ذراعاً ، فتضرّع فرعون إلی موسی بعد أن وثب من سریره

وهرب منها وأحدث ، وهرب النّاس ، ودخل فرعون البیت وصاح: یا موسی، خذها وأنا اُومن بک . فأخذها موسی فعادت عصا.

وقیل: کان طولها ثمانین ذراعاً .

قیل: إنّ فرعون قال له: هل معک آیه اُخری؟ قال: نعم ، فأدخل یده فی جیبه - وقیل: تحت إبطه - ثمّ نزعها أی أخرجها منه وأظهرها «فَاِذَا هِیَ بَیْضَاءُ»(1)(2)أی لونها أبیض نوریّ ، ولها شعاع یغلب نور الشّمس ، وکان موسی علیه السلام آدم فیما یُروی، ثمّ أعاد الید فی کمّه فعادت إلی لونها الأوّل.

واختُلف فی عصاه، فقیل: أعطاه ملک حین توجّه إلی مدین.

وقیل: إنّ عصا آدم کانت من آس الجنّه حین اُهبط، فکانت تدور بین أولاده حتّی انتهت النّوبه إلی شعیب ، وکانت میراثاً مع أربعین عصاً کانت لآبائه ، فلمّا استأجر شعیب موسی أمره بدخول بیت فیه العصیّ ، وقال له:خذ عصا من تلک العصیّ. فوقعت تلک العصا بید موسی ، فاستردّه شعیب وقال: خذ غیرها ، حتّی فعل ذلک ثلاث مرّات ، فی کلّ مرّه تقع یده علیها دون غیرها ، فترکها فی یده فی المرّه الرّابعه . فلمّا خرج من عنده متوجّهاً

إلی مصر ورأی ناراً وأتی الشّجره فناداه اللّه تعالی: «أنْ یَا مُوسی اِنّی اَنَا اللّه ُ»(2)،(3)وأمره بإلقائها ، فألقاها فصارت حیّه فولّی هارباً فناداه اللّه سبحانه: «خُذْهَا وَلاَ تَخَفْ»(3)،(4) فأدخل یده بین لحییها فعادت عصا ، فلمّا أتی فرعون ألقاها بین یدیه... (الحدیث).

ص:527


1- البحار 13: 77 ، مجمع البیان 2: 458.
2- الأعراف / 108.
3- القصص / 30.
4- طه /21.

استحباب حمل العصا لمن بلغ الأربعین

64 - مستدرک الوسائل: عن جامع الأخبار: عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أ نّه قال: من مشی مع العصا(1) فی السّفر والحضر للتّواضع ، یُکتب له بکلّ خطوه ألف حسنه ، ومحا عنه ألف سیّئه ورفع

له ألف درجه.

65 - السّیره الحلبیّه: (فی حدیث:) من بلغ أربعین سنه ولم یأخذ العصا عدله، أی عدم أخذ العصا من الکبر والعجب.(2)

عطر

بقاء ریح العود فی البدن أربعین یوماً

66 - الکافی: محمّد بن یحیی، عن علیّ بن إبراهیم الجعفریّ، عن بعض أصحابه رفعه قال: قال أبو عبداللّه علیه السلام یبقی ریح العود الّتی فی البدن أربعین یوماً، ویبقی ریح عود المطرّاه(3)(4) عشرین یوماً.

عطش

النّاس یوم القیامه

67 - بحار الأنوار: من العیّاشیّ: عن سماعه بن مهران، عن أبی إبراهیم علیه السلام فی یوم اللّه:

«عَسَی اَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»(5)قال: یقوم الناس یوم القیامه مقدار أربعین عاماً، ویُؤر الشّمس فترکب علی رؤس العباد ویلجمهم العرق، ویؤر الأرض لاتقبل عن عرقهم شیئاً... (الخبر).

ص:528


1- مستدرک الوسائل 8: 127.
2- السّیره الحلبیّه 1: 83.
3- الکافی 6: 518/1.
4- المُطرّاه: الّتی یعمل علیها ألوان الطّیب غیرها، کالعنبر والمسک والکافور (النهایه: طرا).
5- البحار 8: 48، تفسیر العیّاشیّ 2: 315/151 . 1 الإسراء / 79 .

68 - حلیه الأولیاء: مسنداً عن الهیثمیّ بن حمّاد قال: دخلت علی یزید الرّقاشیّ وهو(1) یبکی وقد عطّش نفسه أربعین سنه، فقال لی: یا هاشم، تعالَ ادخل نبک علی الماء البارد فی الیوم الحارّ.

عطی

المساواه فی العطاء

69 - إحقاق الحقّ: عن عیسی بن عبداللّه الهاشمیّ عن أبیه عن جدّه قال: أتت علیّاً علیه السلام (2) امرأتان تسألانه: عربیّه ومولاه لها، فأمر لکلّ واحده منهما بکرٍّ من طعام وأربعین درهماً، فأخذت المولاه الّذ ی اُعطیت وذهبت، وقالت العربیّه: یا أمیر المؤنین! تعطینی مثل الّذی أعطیت هذه وأنا عربیّه وهی مولاه! قال لها علیّ علیه السلام : إنّی نظرت فی کتاب اللّه عزّ وجلّ فلم أر فیه فضلاً لولْد إسماعیل علی ولد إسحاق علیهماالسلام .

عقب

التّعقیبات الوارده عقیب الفرائض وثوابها

70 - بحار الأنوار: عن المکارم: عن الحسن بن حمّاد ، عن الصّادق علیه السلام قال: من قال(3) فی دبر صلاه الفریضه قبل أن یثنی رجلیه: أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم ذو الجلال والإکرام وأتوب إلیه ،غفر اللّه له ذنوبه ولو کانت مثل زبد البحر.

وفی خبر آخر: من قاله فی کلّ یوم غفر اللّه له أربعین کبیره.

71 - کنز العمّال: عن ابن السّنیّ ، عن تمیم الدّاریّ : من قال بعد صلاه الصّبح: أشهد أن(4) لاإله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلهاً واحداً صمداً، لم یتّخذ صاحبهً ولا ولداً، ولم یکن له

ص:529


1- حلیه الأولیاء 8: 216.
2- إحقاق الحقّ 18: 22 .
3- البحار 86: 5/5 ، مکارم الأخلاق: 365.
4- کنز العمّال 2: 144/3517 و 196/3724 و 233/3898 و 6: 446/16471 ، کتاب الفردوس 3: 477/5475.

کفواً أحد ، کتب اللّه له أربعین ألف حسنه.

72 - بحار الأنوار: عن مجالس الصّدوق: عن الحسین بن إبراهیم ناتانه ، عن علیّ بن(1)

إبراهیم ، عن أبیه ، عن ابن أبی عمیر، عن یحیی الحلبیّ ، عن الحارث بن المغیره ، عن أبیعبداللّه علیه السلام قال: من قال: سبحان اللّه ، والحمد للّه ، ولا إله إلاّ اللّه ، واللّه أکبر أربعین مرّه

فی دبر کلّ صلاه فریضه قبل أن یثنی رجلیه ثمّ سأل اللّه اُعطی ماسأل.

73 - بحار الأنوار: عن المحاسن: عن أبیه ،عن صفوان ، عن إسحاق بن عمّار قال:(2) قال أبو عبداللّه علیه السلام : من قال بعد فراغه من الصّلاه قبل أن یزوِّل رکبتیه: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلهاً واحداً أحداً صمداً لم یتّخذ صاحبهً ولا ولداً ، عشر مرّات محا اللّه عنه أربعین ألف ألف سیّئه ، وکتب له أربعین ألف ألف حسنه ، وکان مثل من قرأ القرآن

اثنتی عشره مرّه . ثمّ التفت إلیّ فقال: أمّا أنا فلا اُزوِّل رکبتیَّ حتّی أقولها مائه مرّه ، وأمّا أنتم فقولوها عشر مرّات.

ذکر ثواب التّعقیب بعد الصّلاه الیومیّه

74 - بحار الأنوار: عن اختیار ابن باقی: قال النّبیّ صلی الله علیه و آله : لمّا عُرج بی إلی سماء الدّنیا(3) مررت علی قصر من جوهره حمراء... (الحدیث) فقلت: یا حبیبی جبرئیل، لمن هذا القصر؟ قال: لمن یصلّی فرض الصّبح ویقول بعده: یا باسط الیدین بالرّحمه ارحمنی، أربعین مرّه.

ص:530


1- البحار 86: 21/19 ، وسائل الشّیعه 4: 1032/6 ، أمالی الصّدوق: 154/11 ، جامع أحادیث الشّیعه 5: 375.
2- البحار 86: 27/30 ، وسائل الشّیعه 4: 1046/12 ، المحاسن: 51/73 ، جامع أحادیث الشّیعه 5: 391 ، الصّحاح للتّرمذیّ 5: 514 ، لآلئ الأخبار 3: 403 و 85 .
3- البحار 86: 52/57، مستدرک الوسائل 5: 121/5 ، جامع أحادیث الشّیعه 5: 406.

ولمّا عرج به إلی السّماء الثّانیه مرّ بقصر له سبعون باباً... (إلی آخره) قال: یا حبیبی

جبرئیل، لمن هذا؟ فقال: لمن صلّی الظّهر وقال بعدها: یا واسع المغفره اغفر لی، سبعین

مرّه.

ولمّا عرج به إلی السّماء الثّالثه مرّ علی قصر معلّق فی الهواء... (إلی آخره) فقال: یا

حبیبی جبرئیل، لمن هذا؟ فقال: لمن صلّی العصر وقال بعدها: لا إله إلاّ اللّه قبل کلّ أحد،

لاإله إلاّ اللّه بعد کلّ أحد، لا إله إلاّ اللّه یبقی ربُّنا ویفنی کلُّ أحد، سبع عشره مرّه.

ولمّا عرج به إلی السّماء الرّابعه مرّ علی قصر من اللّؤؤوشرائفه من زبرجد... (إلی

آخره) فقال: یا أخی جبرئیل ،لمن هذا؟ قال: لمن صلّی المغرب وقال بعدها: یا کریم العفو

انشُر علَیّ رحمتک یا أرحم الرّاحمین، أربعین مرّه.

ولمّا عرج به إلی السّماء الخامسه مرّ علی قصر من أرجوان... (إلی آخره) قال: یا حبیبی جبرئیل لمن هذا؟ قال: لمن صلّی العشاء الآخره وقال بعدها: یا عالم خفیّتی، إغفر

لی خطیئتی، سبعین مرّه.

ولمّا عرج بی إلی السّماء السّادسه مررت علی قبّه بیضاء، قلت: لمن هذا؟ قال: لمن انتبه باللّیل وقال: یا حیّ یا قیّوم، یا حیّ لا یموت، إرحم عبدک الخاطئَ المعترف بذنبه یا أرحم الرّاحمین، ثلاث مرّات.

ولمّا عرج بی إلی السّماء السّابعه مررت علی قصر من لؤؤه بیضاء... (إلی آخره) فقلت: لمن هذا یا حبیبی جبرئیل؟ قال: لمن یقرأ کلّ یوم: سبحان اللّه بعدد ماخلق، سبحان اللّه بعدد ما هو خالق إلی یوم القیامه، خمس عشره مرّه. والحمد للّه ربّ العالمین.

تعقیب بعد صلاه الفجر لإبراء العلّه

75 - بحار الأنوار: عن البلد الأمین: رأیت فی بعض کتب أصحابنا مرویّاً عن(1) الصّادق علیه السلام أ نّه من کان به علّه فلیقل عقیب الصّبح أربعین مرّه: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ، الحمد للّه ربّ العالمین، حسبنا اللّه ونعم الوکیل ، تبارک اللّه... (إلی أن قال:) ثمّ یمسح یده علی العلّه یبرأ إن شاء اللّه تعالی .

وتزید هذه الرّوایه علی ما فی الأصل بزیادتین: الاُولی قراءتها أربعین مرّه ،والثّانیه

ذکر حسبنا اللّه ونعم الوکیل فی أثنائها بخلاف الرّوایه الاُولی.

ص:531


1- البحار 86: 153/37 ، البلد الأمین: 55 ، جامع أحادیث الشّیعه 5: 423.

ورأیت فی بعض کتب أصحابنا أنّ رجلاً اُصیب بداء أعجز الأطبّاء دواؤ ویئس من بُرئه ، فنظر یوماً فی کتاب وإذا فی أوّله: رُوی عن الصّادق علیه السلام أ نّه من کان به علّه فلیقل عقیب الصّبح أربعین مرّه هذه الکلمات... (إلی أن قال:) ففعل الرّجل ذلک أربعین یوماً فبرئ بإذن اللّه تعالی.

وکان والدی الشّیخ زین الإسلام والمسلمین علیّ بن الحسن بن محمّد بن صالح الجبعیّ، برّد اللّه مضجعه ، ذا اعتقاد عظیم بمضمون هذه الرّوایه ، وکان یذکر ماتضمّنه کلّ یوم عقیب الفجر أربعین مرّه لا یألو جهداً فی ذلک ، وذلک لأ نّه تزوّج امرأه شریفه من أهل بیت کبیر ،فأصابها ورم فی جسدها کلّه ألزمها الفراش أشهراً، فقلق والدی لذلک قلقاً عظیماً ، فذکر هذه الرّوایه فأمرها رحمه اللّه أن تقول ما ذکرناه عقیب الفجر أربعین مرّه ، ففعلت ذلک فبرئت بإذن اللّه تعالی.

76 - بحار الأنوار: عن مهج الدّعوات: سعد بن محمّد الفرّاء ، عن الحسین بن محمّد بن(1) الجواد بالمشهد الموسوم بمولانا جعفر بن محمّد علیهماالسلام بالجامعین یوم الجمعه الثّانی والعشرین من جمادی الآخره، قال: حدّثنی سعید بن أبی الفتح بن الحسن القمّیّ النّازل

بواسط قال: حدث بی مرض أعیی الأطبّاء، فأخذنی والدی إلی المارستان فجمع الأطبّاء والسّاعور فافتکروا فقالوا: هذا مرض لا یزیله إلاّ اللّه تعالی . فعدت وأنا منکسر القلب

ضیّق الصّدر ،فأخذت کتاباً من کتب والدی فوجدت علی ظهره مکتوباً: عن الصّادق علیه السلام یرفعه عن آبائه ، عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: من کان به مرض فقال عقیب الفجر أربعین مرّه: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، الحمد للّه ربّ العالمین، حسبنا اللّه ونعم الوکیل، تبارک اللّه أحسن الخالقین، ولا حول ولا قوّه إلاّ باللّه العلیّ العظیم، ومسح بیده علیها أزاله اللّه تعالی عنه، وشفاه.

فصابرت الوقت إلی الفجر، فلمّا طلع الفجر صلّیت الفریضه وجلست فی موضعی، اُردّدها أربعین مرّه وأمسح بیدی علی المرض، فأزاله اللّه تعالی، فجلست فی موضعی وأنا خائف أن یعاود، فلم أزل کذلک ثلاثه أیّام، وأخبرت والدی بذلک فشکر اللّه تعالی، وحکی

ص:532


1- البحار 95: 64/40، مهج الدّعوات: 77.

ذلک لبعض الأطبّاء - وکان ذمّیّاً فدخل علَیّ - فنظر إلی المرض وقد زال، فحکیت له الحکایه فقال: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، وأنّ محمّداً رسول اللّه، وحسن إسلامه.

77 - بحار الأنوار: عن عدّه الدّاعی: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم - الحمد للّه رب العالمین،(1) حسبنا اللّه ونعم الوکیل، تبارک اللّه أحسن الخالقین، ولا حول ولا قوّه إلاّ باللّه العلیّ العظیم، یُدعی بهذا أربعین مرّه عقیب صلاه الصّبح، ویُمسح به علی العلّه کائناً ما کانت، خصوصاً الفَطر(1)،(2)یبرأ بإذن اللّه تعالی، وقد صُنع ذلک فانتُفع به.

عقرب

وصف عقارب جهنّم

78 - سفینه البحار: عن بعض الأخبار: فی کلّ فقاره من ذنَب ذلک العقرب - عقرب(3) جهنّم - من السّمّ أربعون قلّه، کلّ عقرب منهنّ قدر البغله الموکفه یلدغ الرّجل فینسی حرّ جهنّم من حراره لدغتها.

79 - لآلئ الأخبار: قال علیه السلام : إنّ فی جهنّم من الأفاعی والعقارب مالا یعلمه إلاّ اللّه، وإنّ(4) عقاربها کالبغال المعلّفه، یُلسَع أحدهم فیجد حموتها أربعین خریفاً.

80 - لآلئ الأخبار: قال: ویخلق اللّه سبعین جلداً، کلّ جلد غلظه أربعون ذراعاً بذراع(5)

الملَک الّذی یعذّبه، بین الجلد إلی الجلد حیّات وعقارب من نار ودیدان.

آماده چاپ نهایی کلاً تنظیم شده است. تاریخ 4/10/78 ساعت 20

ص:533


1- البحار 95: 19/21، سفینه البحار 4: 364 ، عدّه الدّاعی: 257.
2- الفَطر: الشّقّ (لسان العرب: فطر).
3- سفینه البحار 4: 582 ، مستدرک السّفینه 10: 175.
4- لآلئ الأخبار 5: 138.
5- لآلئ الأخبار 5: 141 و 145.

عقل

متی یزید عقل الرّجل

81 - بحار الأنوار: عن الاختصاص:قال الصّادق علیه السلام : یزید عقل الرّجل بعد الأربعین(1) إلی خمسین وستّین، ثمّ ینقص عقله بعد ذلک.

لقاء عقیل بأربعین من أبناء الطّلقاء

82 - بحار الأنوار: عن ابن أبی الحدید: کتب عقیل بن أبی طالب إلی أخیه علیّ علیه السلام (2) حین بلغه خذلان أهل الکوفه وتقاعدهم به: لعبداللّه علیّ أمیرالمؤنین، من عقیل بن أبی

طالب: سلام اللّه علیک، فإنّی أحمد إلیک اللّه الّذی لا إله إلاّ هو. أمّا بعد، فإنّ اللّه حارسُک من کلّ سوء وعاصمک من کلّ مکروه، وعلی کلّ حال إنّی خرجت إلی مکّه معتمراً، فلقیت عبداللّه بن سعد بن أبی سرح فی نحو من أربعین شابّاً من أبناء الطّلقاء، فعرفت المنکر فی وجوههم فقلت: إلی أین یا أبناء الشّانئین؟ أبمعاویه تلحقون؟ عداوه واللّه منکم قدیماً غیر

مستنکر، تریدون بها إطفاء نور اللّه وتبدیل أمره... (إلی أن قال:) وقد توهّمت حیث بلغنی ذلک أنّ شیعتک وأنصارک خذلوک، فاکتب إلیّ یا بن اُمّی برأیک، فإن کنت الموتَ ترید تحمّلت إلیک ببنی أخیک وولد أبیک، فعشنا معک ما عشت ومتنا معک إذا متّ، فواللّه ما

أحبّ أن أبقی فی الدّنیا بعدک فواقاً... (إلی أن قال:) والسّلام علیک ورحمه اللّه وبرکاته.

فکتب إلیه أمیر المؤنین علیه السلام : بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. من عبداللّه علیّ أمیر المؤنین إلی عقیل بن أبی طالب:سلام اللّه علیک، فإنّی أحمدُ إلیک اللّه الّذی لاإله إلاّهو. أمّا بعد،

ص:534


1- البحار 1: 131/27، الاختصاص:244.
2- البحار 34: 21/902، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید 2: 118 - 119.

کلأنا اللّه وإیّاک کلاءهَ من یخشاه بالغیب، إنّه حمید مجید، قد وصل إلیّ کتابک مع عبدالرّحمان بن عبید الأزدیّ، تذکر فیه أ نّک لقیت عبداللّه بن سعد بن أبی سرح مقبلاً من قُدَیْد فی نحو أربعین فارساً من أبناء الطّلقاء متوجّهین إلی جهه الغرب... (الحدیث).

ابتیاع عقیل جاریه بأربعین ألف درهم

83 - بحار الأنوار: نقلاً عن عبدالحمید بن أبی الحدید: وروی المدائنی قال: قال معاویه(1) یوماً لعقیل بن أبی طالب: هل من حاجه فأقضیها لک؟ قال: نعم، جاریه عرضت علیّ وأبی أصحابها أن یبیعوها إلاّ بأربعین ألفاً. فأحبّ معاویه أن یمازحه، قال: وما تصنع بجاریه قیمتها أربعون ألفاً وأنت أعمی؟ تجتزئ بجاریه قیمتها خمسون درهماً. قال: أرجو أن أطأها فتلد لی غلاماً إذا أغضبتَه یضرب عنقک. فضحک معاویه وقال: مازحناک یا أبا یزید.

وأمر فابتِیعت له الجاریه الّتی أولد منها (مسلماً) ... (الخبر).

عقم

عقم أرحام النّساء أربعین عاماً قبل إهلاک قوم نوح

84 - بحار الأنوار: عن الطّبرسیّ فی مجمع البیان: روی علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن(2) صفوان، عن أبی بصیر، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: لمّا أراد اللّه هلاک قوم نوح علیه السلام عَقَم أرحام النّساء أربعین سنه فلم یولد لهم مولود، فلمّا فرغ نوح من اتّخاذ السّفینه أمره اللّه تعالی أن ینادی بالسّریانیّه أن یجتمع إلیه جمیع الحیوان، فلم یبق حیوان إلاّ وقد حضر، فأدخل من کلّ جنس من أجناس الحیوان زوجین... (الخبر).

85 - بحار الأنوار: عن تفسیر القمّیّ قال: حدّثنی أبی، عن صفوان، عن أبی بصیر، عن(3) أبی عبداللّه علیه السلام قال: لمّا أراد اللّه عزّ وجلّ هلاک قوم نوح عَقَم أرحام النّساء أربعین سنه فلم

ص:535


1- بحار الأنوار 42: 116.
2- البحار 11: 303، مجمع البیان 5: 160، نور الثّقلین 2: 358.
3- البحار 11: 312/6 ، تفسیر القمّیّ 1: 326، نور الثّقلین 2: 355 و 361 و 363، مروج الذّهب 1: 51.

یولد فیهم مولود، فلمّا فرغ نوح من اتّخاذ السّفینه أمره اللّه أن ینادی بالسّریانیّه: لا یبقی بهیمه ولا حیوان إلاّ حضر، فأدخل من کلّ جنس من أجناس الحیوان زوجین فی السّفینه. وکان الّذین آمنوا به من جمیع الدّنیا ثمانین رجلاً، قال اللّه عزّ وجلّ: «احْمِلْ فیهَا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَاَهْلَکَ اِلاَّ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ امَنَ وَمَا امَنَ مَعَهُ اِلاَّ قَلیلٌ»(1)(1)وکان نجر السّفینه فی مسجد الکوفه، فلمّا کان فی الیوم الّذی أراد اللّه هلاکهم کانت امرأه نوح تخبز فی الموضع الّذی یعرف بفار التّنّور فی مسجد الکوفه، وقد کان نوح اتّخذ لکلّ ضرب من

أجناس الحیوان موضعاً فی السّفینه، وجمع لهم فیها ما یحتاجون إلیه من الغذاء فصاحت امرأته لمّا فار التّنّور، فجاء نوح إلی التّنّور فوضع علیها طیناً وختمه، حتّی أدخل جمیع الحیوان السّفینه، ثمّ جاء إلی التّنّور ففضّ الخاتم ورفع الطّین، وانکسفت الشّمس، وجاء

من السّماء ماء منهمر صبّ بلا قطر، وتفجّرت الأرض عیوناً، وهو قوله عزّ وجلّ: «فَفَتَحْنَا اَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ* وَفَجَّرْنَا الاَْرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمَاءُ عَلی اَمْرٍ قَدْ قُدِرَ* وَحَمَلْنَاهُ عَلی ذَاتِ اَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ»(2)(2)قال اللّه عزّ وجلّ: «ارْکَبُوا فیهَا بِسْمِ اللّه ِ مَجْریهَا وَمُرْسهَا»(3)یقول: مجراها أی مسیرها، ومرساها أی موقفها، فدارت السّفینه ونظر نوح إلی ابنه یقع ویقوم فقال له: «یَا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنَا وَلاَ تَکُنْ مَعَ الْکَافِرینَ»(4)(3)فقال ابنه کما حکی اللّه عزّ وجلّ: «سَاوی اِلی جَبَلٍ یَعْصِمُنی مِنَ المَاءِ»(5): فقال نوح: «لاَ عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ اَمْرِ اللّه ِ اِلاَّ مَنْ رَحِمَ»(6) ثمّ قال نوح: «رَبِّ اِنَّ ابْنی مِنْ اَهْلی وَاِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَاَنْتَ اَحْکَمُ الْحَاکِمینَ»(7)(4)

فقال اللّه: «یَا نُوحُ اِنَّهُ لَیْسَ مِنْ اَهْلِکَ اِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْئَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ اِنّی اَعِظُکَ اَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلینَ»(8)،فقال نوح کما حکی اللّه تعالی: «رَبِّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ اَنْ

ص:536


1- هود / 40.
2- القمر / 11 - 13. (3) هود / 41.
3- هود / 42. 5 و 6 هود / 43.
4- هود / 45. (8) هود / 46. (9) هود / 47.

اَسْاَ لَکَ مَا لَیْسَ لی بِهِ عِلْمٌ وَاِلاَّ تَغْفِرْ لی وَتَرْحَمْنی اَکُنْ مِنَ الْخَاسِرینَ»(9)،فکان کما حکی اللّه: «وَحَالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقینَ»(10)(1). فقال أبو عبداللّه علیه السلام : فدارت السّفینه وضربتها الأمواج حتّی وافت مکّه، وطافت بالبیت وغرق جمیع الدّنیا إلاّ موضع البیت، وإنّما سُمّی

البیت العتیق لأ نّه اُعتق من الغرق، فبقی الماء ینصبّ من السّماء أربعین صباحاً، ومن الأرض العیون حتّی ارتفعت السّفینه فمسحت السّماء.

قال: فرفع نوح یده ثمّ قال: - یا رهمان اتقن - وتفسیرها ربّ أحسن، فأمر اللّه الأرض

أن تبلع ماءها، وهو قوله: «وَقیلَ یَا اَرْضُ ابْلَعی مَاءَکِ وَیَا سَمَاءُ اَقْلِعی»(11)(2)أی امسکی«وَغیضَ الْمَاءُ وقُضِیَ الاَْمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ»(12)فبلغت الأرض ماءها، فأراد ماء السّماء أن یدخل فی الأرض فامتنعت الأرض من قبولها وقالت: إنّما أمرنی اللّه عزّ

وجلّ أن أبلع مائی. فبقی ماء السّماء علی وجه الأرض واستوت السّفینه علی جبل الجودیّ، وهو بالموصل جبل عظیم، فبعث اللّه جبرئیل، فساق الماء إلی البحار حول الدّنیا

وأنزل اللّه علی نوح: «یَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِنَّا وَبَرَکَاتٍ عَلَیْکَ وَعَلی اُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَاُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ اَلیمٌ»(13)،(3)فنزل نوح بالموصل من السّفینه مع الثّمانین وبنوا مدینه الثّمانین. وکانت لنوح بنت رکبت معه فی السّفینه فتناسل النّاس منها، وذلک قول

النّبیّ صلی الله علیه و آله : نوح أحد الأبوین. ثمّ قال اللّه عزّ وجلّ لنبیّه صلی الله علیه و آله : «تِلْکَ مِنْ اَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحیهَا اِلَیْکَ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا اَنْتَ وَلاَ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هذَا فَاصْبِرْ اِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقینَ».(14)(4)

86 - بحار الأنوار: عن العلل والعیون: الهمدانیّ، عن علیّ، عن أبیه، عن الهرویّ، عن(5) الرّضا علیه السلام قال: قلت له: لأیّ علّه أغرق اللّه عزّ وجلّ الدّنیا کلّها فی زمن نوح علیه السلام وفیهم الأطفال وفیهم من لا ذنب له؟ فقال علیه السلام : ما کان فیهم الأطفال، لأنّ اللّه عزّ وجلّ أعقم

ص:537


1- هود / 43.
2- و 12 هود/ 44.
3- هود / 48.
4- هود / 49.
5- البحار 5: 283 و 11: 320/25، علل الشّرائع: 30/1، عیون أخبار الرّضا علیه السلام 2: 75، وسائل الشّیعه 11: 410/5 ، جامع أحادیث الشّیعه 14: 407، نور الثّقلین 2: 354، التّوحید: 392، لآلئ الأخبار 5: 268 و 450 و 455، تفسیر الصّافی 1: 796.

أصلاب قوم نوح علیه السلام وأرحام نسائهم أربعین عاماً، فانقطع نسلهم فغرقوا ولا طفل فیهم،

وما کان اللّه عزّ وجلّ لیهلک بعذابه من لا ذنب له، وأمّا الباقون من قوم نوح علیه السلام فاُغرقوا لتکذیبهم لنبیّ اللّه نوح علیه السلام ، وسائرُهم اُغرقوا برضاهم بتکذیب المکذّبین، ومن غاب من أمر فرضی به کان کمن شهده وأتاه.

87 - بحار الأنوار: عن الطّبرسیّ فی مجمع البیان: فی تفسیر قوله تعالی: «رَبِّ لاَ تَذَرْ(1) عَلَی الاَْرْضِ»(1)(2)فأعقم اللّه أصلاب الرّجال وأرحام النّساء فلبثوا أربعین سنه لا یُولَد لهم ولد، وقحطوا فی تلک الأربعین سنه حتّی هلکت أموالهم وأصابهم الجهد والبلاء.

عکف

عکوف کفّار قریش أربعین یوماً

88 - نور الثّقلین: عن مجمع البیان: فی تفسیر هذه الآیه: «وَقیلَ یَا اَرْضُ ابْلَعی(3) مَاءَکِ»(1)(4). ویروی أنّ کفّار قریش أرادوا أن یتعاطوا معارضه القرآن، فعکفوا علی لباب البُرّ ولحوم الضّأن وسلاف الخمر أربعین یوماً لتصفوَ أذهانهم، فلمّا أخذوا فیما أرادوا

سمعوا هذه الآیه فقال بعضهم لبعض: هذا کلام لایشبه کلام المخلوقین. وترکوا ما أخذوا فیه وافترقوا.

علل

دعاء لإزاله العلّه

89 - وسائل الشّیعه: عن إبراهیم بن علیّ الکفعمیّ فی المصباح: عن الصّادق علیه السلام : من(5)

ص:538


1- البحار 11: 299، مجمع البیان 4: 435، تفسیر الصّافی 2: 748.
2- نوح / 26.
3- نور الثّقلین 2: 367، مجمع البیان 5: 165.
4- هود / 44.
5- وسائل الشّیعه 4: 1234/22.

کانت به علّه فلیقل علیها فی کلّ صباح أربعین مرّه مدّه أربعین یوماً: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، الحمد للّه ربّ العالمین، حسبنا اللّه ونعم الوکیل، تبارک اللّه أحسن الخالقین، ولا حول ولا قوّه إلاّ باللّه العلیّ العظیم.

علم

فی علم النّبیّ صلی الله علیه و آله

90 - بحار الأنوار: عن تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : قوله تعالی: «وَاِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا(1) نَزَّلْنَا عَلی عَبْدِنَا فَاْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ»،(1)(2)من مثل محمّد صلی الله علیه و آله من مثل رجل منکم لا یقرأ ولا یکتب، ولم یدرس کتاباً، ولا اختلف إلی عالم، ولا تعلّم من أحد، وأنتم تعرفونه فی

أسفاره وفی حضره، بقی کذلک أربعین سنه ثمّ اُوتی جوامع العلم حتّی علِم علْم الأوّلین والآخرین.

سعه علم الإمام علیّ علیه السلام

91 - بحار الأنوار: عن مشارق الأنوار: (فی حدیث) روی ابن عبّاس عن الحسن(3) البصریّ أ نّه شرح له فی لیله واحده من حین أقبل ظلامها حتّی أسفر صباحها فی شرح الباء من بسم اللّه ولم یتقدّم إلی السّین، وقال: لو شئت لأوقرت أربعین بعیراً من شرح بسم اللّه.

92 - بحار الأنوار: کتاب بیان العلم اللّدنیّ: فی وصف مولانا علیّ بن أبی طالب علیه السلام ما(4) هذا لفظه: قال أبو حامد الغزالیّ: وقال أمیرالمؤنین علیّ علیه السلام : إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله دخل لسانه فی فمی، فانفتح فی قلبی ألف باب من العلم، مع کلّ باب. ألف باب وقال علیه السلام : لو ثُنیت لی

ص:539


1- البحار 9: 175/4 و 17: 214/20 و 92: 29/33.
2- البقره / 23.
3- البحار 40: 186/71، مشارق الأنوار: 79، إثبات الهداه 2: 468 باب 11.
4- البحار 92: 104.

وساده وجلست علیها لحکمت لأهل التّوراه بتوراتهم ولأهل الإنجیل بإنجیلهم، ولأهل القرآن بقرآنهم... (إلی أن قال:) وقال علیّ علیه السلام لمّا حکی عهد موسی علیه السلام أنّ شرح کتابه کان أربعین جملاً: لو أذن اللّه ورسوله لی لأتسرّع بی شرح معانی ألِف الفاتحه حتّی یبلغ مثل ذلک. یعنی أربعین وقراً أو جملاً، وهذه الکثره فی السّعه والافتتاح فی العلم لا یکون إلاّ لَدُنیّاً سماویّاً إلهیّاً.

93 - إحقاق الحقّ: مسنداً عن عمیر بن عبداللّه، قال: خطبنا علیّ بن أبی طالب علیه السلام علی(1) منبر الکوفه فقال: أیّها النّاس، سلونی قبل أن تفقدونی، فبین الجنبین علم جمّ.

قال : عن خالد بن عرعره: أتیت الرّحبه، فإذا أنا بنفر جلوس قرب من ثلاثین أو أربعین رجلاً، فقعدت فیهم فخرج علینا علیّ.

94 - بحار الأنوار: عن الطّرائف: ذکر الغزالیّ فی کتاب (المنقذ من الضّلال) ما هذا لفظه:(2) والعاقل یقتدی بسیّد العقلاء علیّ علیه السلام حیث قال: لا یُعرف الحقّ بالرّجال، إعرف الحقّ تعرفْ أهله. وقال فی رساله العلم اللّدنیّ: قال أمیر المؤنین علیه السلام : إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله أدخل

لسانه فی فمی، فانفتح فی قلبی ألف باب من العلم، وفتح لی کلّ باب ألف باب، وقال أیضاً: لو ثُنّیت لی الوساده وجلست علیها لحکمت بین أهل التّوراه بتوراتهم وأهل الإنجیل بإنجیلهم وأهل الفرقان بفرقانهم. وهذه المرتبه لا تُنال بمجرّد التّعلّم بل یتمکّن المرء فی هذه المرتبه بقوّه العلم اللّدنّی. وکذا قال لمّا حکی عن عهد موسی أنّ شرح کتابه کان

أربعین وقراً، قال الغزالیّ: وهذه الکثره والسّعه والانفتاح فی العلم لا یکون إلاّ من لدن إلهیّ سماویّ.

من علامات الظّهور تعطیل المساجد أربعین لیله

95 - بحار الأنوار: بإسناده عن إسحاق یرفعه إلی الأصبغ بن نباته قال: سمعت (3)

ص:540


1- إحقاق الحقّ 17: 473 و 482.
2- البحار 40: 125/18، الطّرائف: 136/215 .
3- البحار 52: 272/167 و 53: 81/86 .

أمیرالمؤنین علیه السلام یقول للنّاس: سلونی قبل أن تفقدونی، لأ نّی بطرق السّماء أعلم من العلماء، وبطرق الأرض أعلم من العالم، أنا یعسوب الدّین، أنا یعسوب المؤنین وإمام المتّقین، ودیّان النّاس یوم الدّین، أنا قاسم النّار، وخازن الجنان، وصاحب الحوض والمیزان، وصاحب الأعراف. فلیس منّا إمام إلاّ وهو عارف بجمیع أهل ولایته، وذلک قوله عزّ وجلّ: «اِنَّمَا اَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»(1)(1).ألا أیّها النّاس، سلونی قبل أن تفقدونی، فإنّ بین جوانحی علماً جمّاً، فسلونی قبل أن تشغر برجلها فتنه شرقیّه، وتطأ فی خطامها

بعد موتها وحیاتها، وتشبّ نار بالحطب الجزل من غربیّ الأرض، رافعه ذیلها، تدعو یا ویلها لرحله ومثلها، فإذا استدار الفلک قلتم مات أو هلک، بأیّ واد سلک، فیومئذ تأویل

هذه الآیه: «ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ وَاَمْدَدْنَاکُمْ بِاَمْوَالٍ وَبَنینَ وَجَعَلْنَاکُمْ اَکْثَرَ

نَفَیراً»،(2)(2)ولذلک آیات وعلامات، أوّلهنّ إحصار الکوفه بالرّصد والخندق، وتخریق الرّوایا فی سکک الکوفه، وتعطیل المساجد أربعین لیله... (إلی آخره).

فضل مَن یطلب العلم الحقّ

96 - بحار الأنوار: عن أمالی الشّیخ: جماعه، عن أبی المفضّل، عن علیّ بن جعفر بن(3) مسافر الهذلیّ، عن أبیه، عن محمّد بن یعلی، عن أبی نعیم عمر بن صبیح، عن مقاتل بن حیّان، عن الضّحّاک بن مزاحم، عن النّزال بن سبره، عن علیّ علیه السلام وعبداللّه بن مسعود، عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: من خرج یطلب باباً من علم لیردّ به باطلاً إلی حقّ، أو ضلالهً إلی هدی، کان عمله ذلک کعباده متعبّد أربعین عاماً.

ما للّه من عوالم

97 - کتاب الفردوس: عن أنس: إنّ للّه عزّ وجلّ أربعین ألف عالم، الدّنیا من شرقها إلی(4)

ص:541


1- الرّعد / 7.
2- الإسراء / 6 .
3- البحار 1: 181/72، أمالی الشّیخ الطّوسیّ 2: 231، کنز العمّال 10: 161/28835، لآلی ء الأخبار 2: 250 .
4- کتاب الفردوس 1: 183/ 685 .

الغرب أصغر الأعلام من أربعین ألف إلاّ واحده.

أهمّیّه التّعلیم وفضل العالم علی الجاهل

98 - بحار الأنوار: روی الطّبرسیّ رحمه اللّه فی مجمع البیان عن الثّعلبیّ بإسناده عن(1) الحسن بن عماره قال: أتیت الزّهریّ بعد أن ترک الحدیث وألفیته علی بابه فقلت: إن رأیت

أن تحدّثنی، فقال: أما علمت أ نّی ترکت الحدیث؟ فقلت: إمّا أن تحدّثنی وإمّا أن اُحدثّک،

فقال: حدّثنی، فقلت: حدّثنی الحکم بن عتیبه، عن نجم الجزّار، قال: سمعت علیّ بن أبی

طالب علیه السلام یقول: ما أخذ اللّه علی أهل الجهل أن یتعلّموا حتّی أخذ علی أهل العلم أن یعلّموا. قال: فحدّثَنی بأربعین حدیثاً.

99 - لآلئ الأخبار: قد حُکی أنّ أخوین کانا فیما مضی من الزّمان: أحدهما عالم(2) مقتصد فی علمه والآخر متزهّد جاهل، فکانت بینهما مناقشات فیما هما فیه، فخرج المتزهّد وفارق أخاه مدّه من الزّمان، فلمّا رجع وقد شدّ إحدی عینیه فقال له العالم: یا أخی، ما أصابک عینک؟ قال: ما أصابها إلاّ خیر، إلاّ أ نّی شددتها لأری الدّنیا بنصف العین لأستحقّ

الثّواب، فقال له أخوه: یا أخی أخطأت، لوکان الأمر علی ما ظننت لما خلق اللّه لنا عینین،

ولکن أخبرنی عن وضوئک للصّلاه أتحلّ هذا من عینک أم لا؟ قال: لا، بل أمسح یدی علی الخرقه، قال: منذُ کم؟ قال: منذ أربعین سنه أو أقلّ أو أکثر، قال: أعِدْ صلاتک الّتی صلّیتها بتلک الطّهاره.

100 - کتاب الفردوس: عن أبی هریره: خیار اُمّتی علماؤا، وخیار علمائها(3) رحماؤا، ألا وإنّ اللّه عزّ وجلّ یغفر للعالم أربعین ذنباً قبل أن یغفر للجاهل ذنباً واحداً.

101 - نهج الفصاحه: عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: خیار اُمّتی حلماؤا، وخیار علمائها(4) رحماؤا، ألا وإنّ اللّه تعالی لَیغفر للعالم أربعین ذنباً قبل أن یغفر للجاهل ذنباً واحداً، ألا

ص:542


1- البحار 2: 80/81 .
2- لآلئ الأخبار 2: 265.
3- کتاب الفردوس 2: 174/2865.
4- نهج الفصاحه: 310/1470 .

وإنّ العالم الرّحیم یجیء یوم القیامه وإنّ نوره قد أضاء، یمشی فیه ما بین المشرق والمغرب کما یضیء الکوکب الدّرّیّ.

هیبه العالم الرّبّانیّ

102 - لآلئ الأخبار: عن مقاتل، قال: کنت عند حمّاد بن سلمه وإذ لیس فی بیته إلاّ(1) حصیر وهو جالس علیه، ومصحف یقرأ به، وجراب فیه علمه، ومطهره یتوضّأ منها. فبینا نحن عنده إذ دقّ داقٌّ الباب، ففتح وإذا هو محمّد بن سلیمان أحد الخلفاء، فدخل وجلس

ثمّ قال: مالی إذا رأیتک امتلأتُ رعباً؟! قال حمّاد: لأ نّه علیه السلام قال: إنّ العالم إذا أراد بعلمه وجه اللّه تعالی هابه کلّ شیءٍ، فإن أراد أن یکنز به الکنوز هاب من کلّ شیء. ثمّ عرض

علیه أربعین ألف درهم فی صرّه فقال: تأخذها وتستعین بها... (الخبر).

استغناء ابن طاووس عن المعلّم فی أربعین یوماً

103- سفینه البحار: السّیّد الأجلّ عبدالکریم بن طاووس رحمه اللّه أ نّه حفظ القرآن فی(2) مدّه یسیره وله إحدی عشره سنه، اشتغل بالکتابه واستغنی عن المعلّم فی أربعین یوماً وعمره إذ ذاک أربع سنین.

عمر

عمر النبیّ صلی الله علیه و آله عند البعثه

104 - بحار الأنوار: رُوی عن ابن عبّاس وأنس أ نّهما قالا: أوحی اللّه عزّوجلّ إلی(3) النّبیّ صلی الله علیه و آله یوم الاثنین السّابع والعشرین من رجب وله أربعون سنه.

ص:543


1- لآلئ الأخبار 2: 283.
2- سفینه البحار 3: 311، مستدرک الوسائل 3: 441 .
3- البحار 98: 200 و 15: 281 و 18: 204/34 و 184/14 و 194/30 و 193: 29 و 58: 379 و 380، التّهذیب 6: 2، إعلام الوری: 15، قصص الأنبیاء: 318 و 204، المناقب 1: 173.

105 - الکافی: ولد النّبیّ صلی الله علیه و آله لاثنتی عشره لیله مضت من شهر ربیع الأوّل فی عام(1) الفیل یوم الجمعه مع الزّوال.

وروی أیضاً: عند طلوع الفجر قبل أن یُبعث بأربعین سنه - وهو موافق لما هو المشهور بین العامّه - .

عمر الإمام علیّ علیه السلام حین کان النَّبیّ فی الأربعین

106 - بحار الأنوار: قال ابن أبی الحدید فی شرح نهج البلاغه: اختُلف فی سنّ علیّ علیه السلام (2) حین أظهر النّبیّ صلی الله علیه و آله الدّعوه، إذ تکامل له صلی الله علیه و آله أربعون سنه، فالأشهر من الرّوایات أ نّه کان ابن عشر.

عمر الإمام المهدیّ علیه السلام عند الظّهور

107 - السّیره الحلبیّه: قال: وظهوره یکون بعد أن یکسف القمر فی أوّل لیله من(3) رمضان، وتکسف الشّمس فی النّصف منه، فإنّ مثل ذلک لم یوجد منذ خلق اللّه السّماوات والأرض، عمره عشرون سنه، وقیل: أربعون سنه.

108 - الحاوی: عن ابن حمّاد: یخرج المهدیّ وهو ابن أربعین سنه کأ نّه رجل من بنی(4) إسرائیل. (وفی حدیث:) المهدیّ من ولدی ابن أربعین سنه، کأنّ وجهه کوکب درّیّ... (الحدیث).

ص:544


1- الکافی 1: 439.
2- البحار 38: 254.
3- السّیره الحلبیّه 1: 193، معجم أحادیث الامام المهدیّ عجل اللّه تعالی فرجه 1: 120.
4- الحاوی 2: 73، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 1: 163 - 164. و 338 و 339 و 346 و 356 و 359 و 360.

إخبار النّبیّ صلی الله علیه و آله عن أعمار اُمّته

109 - الأمثال النّبویّه: عن النّبیّ صلی الله علیه و آله : عمر اُمّتی ما بین ستّین إلی سبعین، وأ نّه(1) قال صلی الله علیه و آله : معترک المنایا ما بین السّتّین إلی السّبعین، ومن أنسأ اللّه فی أجله إلی أربعین فقد أعذر إلیه.

عُمر دوله المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه

110 - إثبات الهداه: بإسناده عن علیّ بن عمر، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: القائم من ولدی(2)

یعمَّر عمر خلیل الرّحمن، یقوم فی النّاس وهو ابن ثمانین سنه، ویمکث فیها أربعین سنه یملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت جوراً وظلماً.

عُمْرُ ابن عبّاس یوم الهریر

111 - بحار الأنوار: عن کتاب سلیم بن قیس: عن أبان بن أبی عیّاش قال: سألت عبداللّه (3) بن عبّاس: هل شهدت صفّین؟ قال: نعم، قلت: هل شهدت یوم الهریر؟ قال: نعم، قلت: کم کان اُتی علیک من السّنّ؟ قال: أربعون سنه... (الحدیث).

العمر الّذی یمکن فیه التّفکّر والتّدبّر

112 - بحار الأنوار: - عن مجمع البیان - فی قوله تعالی: «اَوَ لَمْ نُعَمِّرْکُمْ مَا یَتَذَکَّرُ فیهِ مَنْ تَذَکَّرَ»(1)(4)(5)أی: ألم نعطکم من العمر مقدار ما یمکن أن یتفکّر ویعتبر وینظر فی اُمور دینه، وعواقب حاله من یرید أن یتفکّر ویتذکّر؟ واختُلف فی هذا المقدار فقیل: هوستّون سنه، وهو المرویّ عن أمیرالمؤنین علیه السلام ، قال: العمر الّذی اُعذر اللّه فیه إلی ابن آدم ستّون سنه، وهو إحدی الروایتین، وقیل: هو أربعون سنه، عن ابن عبّاس ومسروق.

ص:545


1- الأمثال النّبویّه 2: 334.
2- إثبات الهداه 3: 574 ، معجم أحادیث الإمام المهدیّعجّل اللّه تعالی فرجه 4: 77، دلائل الإمامه: 258.
3- البحار 32: 609/481، کتاب سلیم بن قیس: 176/41.
4- فاطر / 37.
5- البحار 8 : 257، مجمع البیان 8 : 410.

إذا عُمِّر العبد أربعین سنه

113 - کنز العمّال : عن عثمان، قال تعالی: إذا بلغ عبدی أربعین سنه عافیته من(1) البلایا الثّلاث: من الجنون والبرص والجذام، وإذا بلغ خمسین سنه حاسبته حساباً یسیراً، فإذا

بلغ ستّین سنه حبّبت إلیه الإنابه، وإذا بلغ سبعین سنه أحبّته الملائکه، وإذا بلغ ثمانین سنه کُتبت حسناته وألقیت سیّئاته، وإذا بلغ تسعین سنه قالت الملائکه: أسیرُ اللّه فی أرضه،

فغفر له ما تقدّم من ذنبه وما تأخّر، ویشفع فی أهله.

114 - الخصال: أبی، عن سعد بن عبداللّه، عن سلمه بن الخطّاب، عن أحمد بن(2) عبدالرّحمان، عن إسماعیل بن عبد الخالق، عن محمّد بن طلحه، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: إنّ اللّه عزّ وجلّ لیُکْرِمُ ابن الأربعین ویستحیی من ابن الثّمانین.

115 - سفینه البحار: عن ابن عیینه أ نّه کتب إلی أخ له: أما آن لک یا أخی أن تستوحش(3) من النّاس؟ ولقد أدرکنا النّاس وهم إذا بلغ أحدهم أربعین سنه جنّ عن معارفه وصار کأ نّه مختلط العقل من شدّه تأهّبه للموت، وکان إذا أعطاه النّاس شیئاً یقول: أعطوا لفلان فإنّه

أحوج منّی.

وحُکی أ نّه دعا قوم رجلاً کان یألفهم فی المداعبات، فلم یجبهم وقال: إنّی دخلت البارحه الأربعین وأنا أستحیی من سنّی.

116 - مجمع البیان: عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أ نّه قال: من عمّره اللّه ستّین سنه فقد أعذر إلیه، وقیل:(4) هو أربعون سنه.

117 - تفسیر الصّافی: عن الخصال: عن الصّادق علیه السلام قال: إذا بلغ العبد ثلاثاً وثلاثین(5) سنه فقد بلغ أشدّه، وإذا بلغ أربعین سنه فقد بلغ وانتهی منتهاه، فإذا طعن فی إحدی وأربعین فهو فی النّقصان، وینبغی لصاحب الخمسین أن یکون کمن کان فی النّزع.

ص:546


1- کنز العمّال 15: 664/42634.
2- الخصال 2: 545 - باب الأربعین - .
3- سفینه البحار 2: 332 .
4- مجمع البیان 8: 410.
5- تفسیر الصّافی 2: 556 .

ما یُنادی به أبناء الأربعین

118 - مستدرک الوسائل: عن إرشاد القلوب: عن علیّ بن الحسین علیه السلام : إذا بلغ الرّجل(1)

أربعین سنه نادی منادٍ من السّماء: دنا الرّحیل فأعدّ زاداً. ولقد کان فیما مضی إذا أتت علی الرّجل أربعون سنه حاسب نفسه.

119 - مستدرک الوسائل: عن إرشاد القلوب: عن النّبیّ صلی الله علیه و آله : إنّ للّه تعالی ملکاً ینزل فی(2) کلّ لیله فینادی: یا أبناء العشرین جدّوا واجتهدوا، ویا أبناء الثّلاثین لا تغرّنّکم الحیاه الدّنیا، ویا أبناء الأربعین ماذا أعددتم للقاء ربّکم؟ ویا أبناء الخمسین أتاکم النّذیر، ویا أبناء السّتّین زرعٌ آن حصاده، ویا أبناء السّبعین نودی لکم فأجیبوا، ویا أبناء الثّمانین

أتتکم السّاعهُ وأنتم غافلون. ثمّ یقول: لولا عبادٌ رکّعٌ، ورجالٌ خُشّعٌ، وصبیانٌ رُضّع،

وأنعامٌ رتّع، لصُبّ علیکم العذاب صبّاً.

120 - مشکاه الأنوار: عن الباقر علیه السلام : إذا بلغ الرّجل أربعین سنه نادی منادٍ من السّماء:(3) قد دنا الرّحیل، فأعدَّ الزّاد.

ماینبغی لأبناء الأربعین

121 - بحار الأنوار: عن الخصال: عن ابن الولید، عن أحمد بن إدریس، عن الأشعریّ،(4) عن محمّد بن السّندیّ، عن علیّ بن الحکم، عن أبی بصیر، قال: قال أبو جعفر علیه السلام : إذا أتت علی العبد أربعون سنه قیل له: خذ حذْرک، فإنّک غیر معذور. ولیس ابن أربعین سنه أحقّ بالعذر من ابن عشرین سنه، فإنّ الّذی یطلبها واحد، ولیس عنهما براقد، فاعمل لما أمامک

من الهول، ودع عنک فضول القول.

ص:547


1- مستدرک الوسائل 12: 156/3، إرشاد القلوب: 185، جامع أحادیث الشّیعه 13: 267، لآلئ الأخبار 1: 244 و 384.
2- مستدرک الوسائل 12: 157/5 و 6: 75/7، إرشاد القلوب: 32،جامع أحادیث الشّیعه 6: 177، لآلئ الأخبار 1: 246، نور الثّقلین 3: 67.
3- المشکاه الأنوار : 170 .
4- البحار 73: 389/7، الخصال: 545/24، وسائل الشّیعه 11: 381/2، الکافی 2: 455/10، روضه المتّقین 13: 65 ، جامع أحادیث الشّیعه 13: 266.

122 - بحار الأنوار: عن الرّضا علیه السلام أ نّه قال: وکذلک من بلغ من العمر أربعین سنه یحتجم(1) فی کلّ أربعین یوماً... (الحدیث).

123 - کتاب الفردوس: عن علیّ علیه السلام : إذا اُتی علی العبد أربعون سنه یجب علیه أن(2) یخاف اللّه ویحذره.

حالات العمر

124 - بحار الأنوار: عن تفسیر العیّاشیّ: عن أبی بصیر قال: قال أبو عبداللّه علیه السلام : إذا بلغ(3) العبد ثلاثاً وثلاثین سنه فقد بلغ أشدّه، وإذا بلغ أربعین سنه فقد انتهی منتهاه، وإذا بلغ إحدی وأربعین فهو فی النّقصان، وینبغی لصاحب الخمسین أن یکون کمن هو فی النّزع.

مَن یعمّر فی الإسلام أربعین سنه

125 - کنز العمّال : مسنداً عن أنس بن مالک قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ما من عبد یُعمَّر(4) فی الإسلام أربعین سنه إلاّ صرف اللّه عنه ثلاثه أنواع من البلاء: الجنون، والجذام، والبرص... (الحدیث).

126 - بحار الأنوار: عن الخصال: قال النّبیّ صلی الله علیه و آله : من عُمّر أربعین سنه سلم من الأدواء(5) الثّلاثه: الجنون والجذام والبرص... (الحدیث). تقدّم فی (برص).

ص:548


1- البحار 62: 318، الرّساله الذّهبیّه: 55 .
2- کتاب الفردوس 1: 315/1243، کنز العمّال 4: 238/10329 .
3- البحار 6: 120/7 و 73: 389/6، مستدرک الوسائل 12: 156/1، تفسیر العیّاشیّ 2: 292/72، وسائل الشّیعه 11: 382/7، الخصال: 454/23، نور الثّقلین 5: 14، جامع أحادیث الشّیعه 13: 257 و 266 .
4- کنز العمّال 15: 762/43002 - 43006 و 43011 و 664/42634 و 668/42659 و 670/42662 - 42665، کشف الأستار 4: 225/3587 و 227/3589، البحار 62: 269/57 ، دعوات الرّاوندیّ: 79/191.
5- البحار 73: 388/4 و 389 و 6: 119 و 66: 196/15، الخصال: 544/21، لآلئ الأخبار 2: 239 و 353.

مَن قُبض وله من العمر أربعون سنه

127 - الأمثال النّبویّه: إنّ طلحه قتل فی فتنه البصره، مرّ علیه علیه السلام (1)فقال: هذا النّاکث(1) بیعتی والمنشئ الفتنه فی الاُمّه الدّاعی إلی قتلی! أجلسوه، فاُجلس فقال: یا طلحه، لقد

وجدتُ ماوعدنی ربّی حقّاً. قُتل سنه 36 وقبره فی البصره وهو ابن أربعین .

128 - الکامل لابن الأثیر: قیل: توفّی عمر بن عبدالعزیز فی رجب سنه إحدی ومائه...(2) (إلی أن قال:) کان عمره تسعاً وثلاثین سنه وأشهراً، وقیل: کان عمره أربعین سنه وأشهراً.

129 - الکامل لابن الأثیر: تُوفّی یزید بن عبدالملک لخمس بقین من شعبان وله أربعون(3) سنه، فی سنه خمس ومائه.

130 - بحار الأنوار: عن المناقب: عن ابن عیّاش (فی تاریخ شهاده الإمام الهادی علیه السلام :)(4) وقُبض بُسرّ من رأی الثّألث من رجب سنه أربع وخمسین ومائیتن... (إلی أن قال:) ولیس عند الهادی علیه السلام إلاّ ابنه أبومحمّد علیه السلام ، وله(1)(5)یومئذٍ أربعون سنه... (الحدیث).

131 - مروج الذّهب: - فی ذکر أ یّام هشام بن عبدالملک بن مروان - بویع هشام...(إلی(6) أن قال:) سنه خمس ومائه، وقُبض یزید بن عبدالملک وله یومئذٍ ثمانٍ وثلاثون سنه، وقیل: أربعون سنه.

132 - مروج الذّهب: - فی ذکر أ یّام المتوکّل - کانت وفاه أبی الحسین أحمد بن یحیی(7) ابن إسحاق الرّاوندیّ برحبه مالک بن طوق، وقیل: ببغداد وله أربعون سنه.

ص:549


1- الأمثال النّبویّه 2: 24/354. 1 أی الإمام علیّ علیه السلام .
2- الکامل لابن الأثیر 5: 58.
3- الکامل لابن الأثیر 5: 120.
4- البحار 50: 114 و 115، المناقب 4: 401.
5- أی الإمام الهادی علیه السلام .
6- مروج الذّهب 3: 205 .
7- مروج الذّهب 4: 23 .

133 - بحار الأنوار: عن مروج الذّهب للمسعودیّ: کانت وفاه أبی الحسن علیّ بن(1)

محمّد علیه السلام فی خلافه المعتزّ باللّه، وذلک یوم الاثنین لأربع بقین من جمادی الآخره سنه أربع وخمسین ومائتین وهو ابن أربعین سنه... (إلی أن قال:) ودفن هناک فی داره بسامرّاء.

ما یوحی إلی حفظه العبد بعد الأربعین من عمره

134 - کتاب الفردوس: عن أنس بن مالک: أوحی اللّه عزّ وجلّ إلی حفظه العبد: أرفقا(2) بعبدی فی حداثه سنّه. حتّی إذا بلغ أربعین سنه أوحی اللّه إلیهما: أشدُدا وخفّفا واکتبا.

135 - بحار الأنوار: عن الأمالی: عن أبیه، عن سعد، عن ابن عیسی، عن علیّ بن(3) الحکم، عن داود بن النّعمان، عن سیف التّمّار، عن أبی بصیر قال: قال الصّادق علیه السلام : إنّ العبد لفی فسحه من أمره ما بینه وبین أربعین سنه، فإذا بلغ أربعین سنه أوحی اللّه عزّ وجلّ إلی ملَکَیه: إنّی قد عمّرت عبدی عمراً فغلِّظا وشدّدا وتحفّظا، واکتبا علیه قلیل عمله وکثیره،

وصغیره وکبیره.

مَن کان له ابن أکبر منه

136 - بحار الأنوار: عن المناقب: قال علیه السلام : (فی حدیث) وأمّا الابن الّذی أکبر من أبیه(4) وله ابن أکبر منه فهو عُزیر، بعثه اللّه وله أربعون سنه ولابنه مائه وعشر سنین... (الحدیث).

ص:550


1- البحار 50: 207 و 205 و 210، سفینه البحار 3: 609 ، مروج الذّهب 4: 84 ، کشف الغمّه 2: 384، روضه الواعظین: 210، الکافی 1: 497، إحقاق الحقّ 12: 444 و 445 و 19: 608.
2- کتاب الفردوس 1: 146/522 .
3- البحار 73: 388/5 ، أمالی الصّدوق: 40/1، وسائل الشّیعه 11: 138/1، الکافی 8: 108/84 ، لآلئ الأخبار 1: 384، روضه المتّقین 13: 5 ، جامع أحادیث الشّیعه 13: 266 .
4- البحار 10: 88 ، المناقب 2: 385.

من لم یفلح من أهل الأربعین

137 - سفینه البحار: روی: إذا بلغ الرّجل أربعین سنه ولم یتب مسح إبلیس وجهه(1) وقال: بأبی وجه لا یُفلح .

138 - مشکاه الأنوار: عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله من جاوز الأربعین ولم یغلب خیرُه شرّه(2) فلیتجهّز إلی النّار.

139 - مشکاه الأنوار: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إذا بلغ الرّجل أربعین سنه ولم یغلب خیره(3) شرّه قبلّ الشّیطان بین عینیه وقال: هذا وجه لا یفلح.

ابن الأربعین یُکره له أکل السّمن

140 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: عن علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر،(4) عن حمّاد بن عثمان، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: إذا بلغ الرّجل أربعین سنه، فلایبیتنّ وفی جوفه شیء من السّمن.

سبب زیاده العمر ونقصانه

141 - بحار الأنوار: قال البیضاویّ فی أنوار التّنزیل: قوله تعالی: «وَمَا یُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ(5) وَلاَ یُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ»(1)(6)قیل: الزّیاده والنّقصان فی عمر واحد باعتبار أسباب مختلفه اُثبتت فی اللّوح، مثل أن یکون فیه: إن حجّ واعتمر فعمره ستّون سنه، وإلاّ فأربعون.

ص:551


1- سفینه البحار 2: 332 .
2- مشکاه الأنوار : 169، لآلئ الأخبار 1: 244 و 384، کتاب الفردوس 3: 498/5544 .
3- مشکاه الأنوار 169 .
4- وسائل الشّیعه 17: 82/1، الکافی 6: 335/4، البحار 62: 282.
5- البحار 60: 324، أنوار التّنزیل 2: 299.
6- فاطر / 11.

ذکر بعض المعمَّرین

142 - بحار الأنوار: عن کمال الّدین: فی - باب ذکر أخبار المعمَّرین - قال أبو عبداللّه (1) محمّد بن الحسن: حججت فی سنه ثلاث عشره وثلاثمائه... (إلی أن قال:) فدخلت مدینه الرّسول صلی الله علیه و آله فی ذی القعده، فأصبت قافله المصریّین وبها أبوبکر محمّد بن علیّ المادرائیّ ومعه رجل من أهل المغرب وذکر أ نّه رأی أصحاب رسول اللّه صلی الله علیه و آله فاجتمع علیه النّاس وازدحموا وجعلوا یمسحون به وکادوا یأتون علی نفسه، فأمر عمّی أبوالقاسم طاهر بن یحیی فتیانه وغلمانه فقال: أفرجوا عنه النّاس، ففعلوا وأخذوه وأدخلوه دار أبی سهل الطّفیّ، وکان عمّیّ نازلها، فأُدخل وأذن للنّاس فدخلوا، وکان معه خمسه نفر ذکر أنّهم

أولاد أولاده فیهم شیخ له نیّف وثمانون سنه، فسألناه عنه فقال: هذا ابن ابنی. وآخر له

سبعون سنه فقال: هذا ابن ابنی. واثنان لهما ستّون سنه أو خمسون أو نحوها، وآخر له سبع

عشره سنه فقال: هذا ابن ابن ابنی. ولم یکن معه فیهم أصغر منه، وکان إذا رأیته قلت: ابن

ثلاثین أو أربعین سنه أسود الرّأس واللّحیه، ضعیف الجسم... (الخبر).

الاختلاف فی عمر کیومرث

143 - بحار الأنوار: (فی خبر): المجوس فلایعرفون آدم، ولا نوحاً ولاساماً ولاحاماً(2) ولایافث، وأوّل متکوّن من البشر عندهم کیومرث... (إلی أن قال:) اختلفوا فی مدّه بقاء

کیومرث فی الوجود، فقال الأکثرون: ثلاثون سنه، وقال الأقلّون: أربعون سنه... (إلی أن قال:) ثمّ مکث بعد ذلک ثلاثین أوأربعین سنه... (القصّه).

قصّه عمّار مع أربعین منافقاً

144 - بحار الأنوار: عن تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : قوله تعالی: «وَدَّ کَثیرٌ مِنْ اَهْلِ(3)

ص:552


1- البحار 51: 229/2، کمال الّدین 543/9، نور الثّقلین 5: 57 .
2- البحار 60: 267.
3- البحار 22: 335/49 و 94: 16/12، تفسیر الإمام العسکریّ علیه السلام : 516 - 517 .

الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ ایمَانِکُمْ کُفَّاراً»(1)(1)- فی قصّه عمّار قالت له الیهود: یا عمّار، وإذا أطعت أنت غلب محمّد سادات قریش مع دقّه ساقیک؟ فقال: نعم واللّه ِ الّذی لا إله إلاّ هو باعثه بالحقّ نبیّاً، لقد وعدنی محمّد من الفضل والحکمه ما عرّفنیه من نبوّته وفهّمنیه من فضل أخیه ووصیّه وخیر من یخلّفه بعده، والتّسلیم لذرّیّته الطّیّبین المنتجَبین، وأمرنی

بالدّعاء بهم عند شدائدی ومهمّاتی، ووعدنی أ نّه لا یأمرنی بشیء فاعتقدت فیه طاعته إلاّ بلّغته، حتّی لو أمرنی بحطّ السّماء إلی الأرض أو رفع الأرضین إلی السّماوات لَقوّی

علیه ربّی بساقیّ هاتین الدّقیقتین، فقالت الیهود: کلاّ واللّه یا عمّار، محمّد أقلّ عند اللّه من ذلک، وأنت أوضع عند اللّه وعند محمّد من ذلک. وکان فیها أربعون منافقاً، فقام عمّار عنهم وقال: لقد أبلغتکم حجّه ربّی ونصحت لکم، ولکنّکم للنّصیحه کارهون... (إلی أن قال:) فبینا رسول اللّه صلی الله علیه و آله وعمّار یتحادثان إذْ حضرت الیهود الّذین کانوا کلّموه، فقالوا: یا محمّد، هاه صاحبک یزعم أنّک إن أمرته بحطّ السّماء إلی الأرض أو رفع الأرض إلی السّماء فاعتقد طاعتک وعزم علی الایتمار، لأعانه اللّه علیه، ونحن نقتصر منک ومنه علی ما هو

دون هذا إن کنت نبیّاً، فقد قنعنا أن یحمل عمّار مع دقّه ساقیه هذا الحجر. وکان الحجر

مطروحاً بین یدی رسول اللّه صلی الله علیه و آله بظاهر المدینه، یجتمع علیه مائتا رجل لیحرّکوه فلم یقدروا فقالوا له: یا محمّد، إن رام احتماله لم یحرّکه ولو حمل فی ذلک علی نفسه لانکسرت ساقاه وتهدّم جسمه، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لا تحتقروا ساقیه، فإنّهما أثقل فی میزان حسناته من ثور وثبیر وحراء وأبی قبیس، بل من الأرض کلّها وما علیها، وإنّ اللّه قد خفّف بالصّلاه علی محمّد وآله الطّیّبین... (الحدیث).

نفی عمر الحَکَمَ بن أبی العاص أربعین فرسخاً عن الیمن

145 - إثبات الهداه: فیما رواه البخاریّ بإسناده إلی ابن عبّاس، قال: لمّا اشتدّ(2) بالنّبیّ صلی الله علیه و آله مرضه الّذی تُوفّی فیه، قال: إ یتونی بدواه وقرطاس لأکتب لکم کتاباً لا تضلّوا بعدی، فقال

ص:553


1- البقره / 109.
2- إثبات الهداه 2: 344 - 345.

عمر: إنّ صاحبکم لیهجر، حسْبنا کتاب اللّه. وکثر اللّغط ، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : قوموا عنّی ولاینبغی عندی التّنازع... (إلی أن قال): وقعت اختلافات کثیره، منها: ردّه الحکم بن أبی العاص بن اُمیّه إلی المدینه بعد أن طرده رسول اللّه صلی الله علیه و آله وکان یُسمّی طرید رسول اللّه بعد أن تشفّع إلی أبی بکر وعمر أیّام خلافتهما فما أجابا إلی ذلک، ونفاه عمر عن مقامه بالیمن

أربعین فرسخاً.

ذکر مثالب عمرو بن العاص واُمّه

146 - سفینه البحار: ذکر البیهقیّ فی کتاب المحاسن والمساوی والجاحظ فی کتاب(1)

المحاسن عن غانمه بنت غانم أ نّها جاءت من مکّه إلی الشّام فأتاها معاویه فسلّم علیها،

فقالت: علی المؤنین السّلام، وعلی الکافرین الهوان، ثمّ قالت: أفیکم عمرو بن العاص؟

(...إلی أن قالت:) یا عمرو، إنّی واللّه لعارفه بک وبعیوبک وعیوب اُمّک، وإنّی أذکر لک ذلک عیباً عیباً، وُلدت من أمهٍ سوداء، مجنونه حمقاء... (إلی أن قالت:) رکبها فی یومٍ واحد

أربعون رجلاً... (الخبر).

عهد

عهد عبدالملک لابن الحنفیّه

147 - حلیه الأولیاء: مسنداً عن أبی حمزه قال: کنت مع محمّد بن علیّ، فسرنا من(2)

الطّائف إلی أیله بعد موت ابن عبّاس بزیاده علی أربعین لیله، وکان عبد الملک قد کتب لمحمّد بن الحنفیّه عهداً علی أن یدخل هو وأصحابه فی أرضه حتّی یصطلح النّاس علی رجل... (الحدیث).

ص:554


1- سفینه البحار 3: 659، المحاسن و المساوئ للبیهقیّ : 93، والمحاسن والأضداد للجاحظ: 103.
2- حلیه الأولیاء 3: 174.

عوی

ظَفر حارثه بن قدامه ببغاه أرسلهم معاویه

148 - مروج الذّهب: ذکر أبو مخنف لوط بن یحیی: قدکان معاویه فی سنه أربعین بعث(1) بسر بن أرطأه فی ثلاثه آلاف حتّی قدم المدینه... (إلی أن قال:) وجاء بسر حتّی صعد المنبر وتهدّد أهل المدینه بالقتل، فأجابوه إلی بیعه معاویه، وبلغ الخبر علیّاً فأنفذ حارثه ابن قدامه السّعدیّ فی ألفین... (إلی أن قال:) وظفر حارثه بابن أخی بسر مع أربعین من أهل بیته فقتلهم... (إلخ).

مَن قتلهم معاویه

149 - بحار الأنوار: عن کشف الحقّ للعلاّمه قدّس سرّه: روی صاحب کتاب الهاویه:(2) أنّ معاویه قتل أربعین ألفاً من المهاجرین والأنصار وأولادهم.

مدّه ولایه معاویه بن یزید

150 - الکامل لابن الأثیر: فی ذکر بیعه معاویه بن یزید بن معاویه فوصل أهل الشّام(3) دمشق وقد بویع معاویه بن یزید، فلم یمکث إلاّ ثلاثه أشهر حتّی هلک، وقیل: بل ملک

أربعین یوماً ومات، وعمره إحدی وعشرون سنه وثمانیه عشر یوماً... (الخبر).

151 - بحار الأنوار: عن الاختصاص:هلک یزید لعنه اللّه وهو ابن ثلاث وستّین سنه،(4) وولی الأمر أربع سنین. وهلک معاویه بن یزید وهو ابن إحدی وعشرین سنه وولی الأمر أربعین لیله.

152 - السّیره الحلبیّه: انّ معاویه بن یزید مکث فی الخلافه أربعین یوماً.(5)

ص:555


1- مروج الذّهب 3: 21 و تاریخ ابن عساکر 3: 220 و 224. 22، الغدیر 11: 23 و 21.
2- البحار 33: 198/484، سفینه البحار 3: 726 ، کشف الحقّ ونهج الصّدق: 307.
3- الکامل لابن الأثیر 4: 130.
4- البحار 46: 119/8 ، الاختصاص:131.
5- السّیره الحلبیّه 1: 169.

ماکتبه معاویه لعلیّ علیه السلام

153 - بحار الأنوار: عن الاختصاص:- فی قصّه الطّرمّاح مع معاویه - : ثمّ أقبل معاویه(1) علی کاتبه فقال: اُکتب للأعرابیّ جواباً فلاطاقه لنا به. فکتب: أمّا بعد یا علیّ، فلاُوجّهنّ

إلیک بأربعین حملاً من خردل، مع کلّ خردله ألف مقاتل... (إلی آخر القصّه).

عام خلافه معاویه

154 - السّیره الحلبیّه: کان معاویه ولی الخلافه سنه أربعین.(2)

ماصُنع بعامل معاویه فی البصره

155 - فتح الباری: مسنداً عن عمر بن شبه - فی أخبار البصره - أنّ عبداللّه بن عبّاس(3) خرج من البصره وکان عاملها لعلیّ واستخلف زیاد بن سمیّه علی البصره، فأرسل معاویه عبداللّه بن عمرو بن الحضرمیّ لیأخذ له البصره، فنزل فی بنی تمیم، وانضمّت إلیه

العثمانیّه، فکتب زیاد إلی علیّ یستنجده، فأرسل إلیه أعین بن ضبیعه المجاشعیّ فقُتل غیله، فبعث علیّ بعده جاریه بن قدامه فحصر ابن الحضرمیّ فی الدّار الّتی نزل فیها ثمّ

أحرق الدّار علیه وعلی من معه، وکانوا سبعین رجلاً أو أربعین.

عیس

عمر عیسی علیه السلام حین تکلّم فی المهد

156 - السّیره الحلبیّه: ذُکر: أنّ عیسی علیه السلام تکلّم فی المهد وهو ابن لیله، وقیل: وهو ابن(4) أربعین یوماً، أشار بسبّابته وقال بصوت رفیع: إنّی عبدُاللّه... (الخبر).

ص:556


1- البحار 33: 288، الاختصاص 138.
2- السّیره الحلبیّه 2: 325.
3- فتح الباری 13: 35.
4- السّیره الحلبیّه 1: 58 .

مکوث عیسی علیه السلام فی قومه

157 - کنز العمّال : عن یحیی بن جعده قال: قالت فاطمه بنت رسول اللّه صلی الله علیه و آله : قال لی(1) رسول اللّه صلی الله علیه و آله : إنّ عیسی بن مریم مکث فی إسرائیل أربعین سنه.

158 - کنز العمّال : عن الأعمش، عن إبراهیم: یعیش کلّ نبیّ نصف عمر الّذی قبله،(2) وإنّ عیسی بن مریم مکث فی قومه أربعین عاماً.

159 - بحار الأنوار: عن العمده: من مناقب الفقیه أبی الحسن بن المغازلیّ، عن أبی علیّ(3) ابن عبداللّه العلاّف، عن عبد السّلام بن عبدالملک، عن عبداللّه بن محمّد بن عثمان، عن محمّد بن بکر بن عبد الرّزّاق، عن مغیره بن محمّد المهلّبیّ، عن مسلم بن إبراهیم، عن نوح ابن قیس، عن الولید بن صالح، عن ابن امرأه زید بن أرقم قال: أقبل نبیّ اللّه من مکّه فی حجّه الوداع حتّی نزل بغدیر الجُحفه بین مکّه والمدینه، فأمر بالدّوحات فقُمّ ما تحتهنّ من

شوک، ثمّ نادی: الصّلاه جامعه. فخرجنا إلی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی یوم شدید الحرّ وإنّ منّا لمن

یضع رداءه علی رأسه وبعضه تحت قدمیه من شدّه الحرّ، حتّی انتهینا إلی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فصلّی بنا الظّهر ثمّ انصرف إلینا بوجهه الکریم فقال:

الحمدللّه الّذی نحمده ونستعینه ونؤن به ونتوکّل علیه، ونعوذ باللّه من شرور أنفسنا

ومن سیّئات أعمالنا، الّذی لا هادی لمن أضلّ ولا مضلّ لمن هدی، وأشهد أنّ محمّداً عبده

ورسوله. أمّا بعد أیّها النّاس، إنّه لم یکن لنبیّ من العمر إلاّ نصف ما عُمِّرَ من قبله، وإنّ عیسی بن مریم لبث فی قومه أربعین سنه، وإنّی قد أسرعت فی العشرین، ألا وإنّی یُوشَک أن اُفارقکم. ألا وإنّی مسؤل وأنتم مسؤلون، فهل بلّغتکم، فماذا أنتم قائلون؟

فقام من کلّ ناحیه من القوم مجیب یقول: نشهد أ نّک عبداللّه ورسوله، قد بلّغت رسالته

وجاهدت فی سبیله وصدعت بأمره، وعبدته حتّی أتاک الیقین، جزاک اللّه عنّا خیر ما جزی نبیّاً عن اُمّته. فقال: ألستم تشهدون أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له، وأنّ محمّداً

ص:557


1- کنز العمّال 14: 39729620، کتاب الفردوس 1: 228/875 و 5: 522/8959 .
2- کنز العمّال 11: 478/32260 و 12: 474/35566 .
3- البحار 37: 184/69 ،العمده 104/140، إحقاق الحقّ 4: 438.

عبده ورسوله، وأنّ الجنّه حقّ، والنّار حقّ،وتؤنون بالکتاب کلّه؟ قالوا: بلی، قال: اشهدوا أن قد صدقتکم وصدّقتمونی، ألا وإنّی فرطکم وأنتم تبعی، توشکون أن تردوا علیّ الحوض فأسألکم حین تلقونی عن ثِقلیَ کیف خلّفتمونی فیهما.

قال: فاُعیل علینا ماندری ما الثّقلان حتّی قام رجل من المهاجرین فقال: بأبی أنت واُمّی یا نبیّ اللّه، ما الثّقلان؟

قال: الأکبر منهما کتاب اللّه عزّ وجلّ، سبب طرفه بید اللّه وطرفه بأیدیکم فتمسّکوا به ولا تزلّوا، والأصغر منهما عترتی، من استقبل قبلتی وأجاب دعوتی فلا یقتلوهم ولا یقهروهم ولا یقصروا عنهم، فإنّی قد سألت لهما اللّطیف الخبیر فأعطانی، ناصرهما لی ناصر، وخاذلهما لی خاذل، وولیّهما لی ولیّ، وعدوّهما لی عدوّ، ألا وإنّها لن تهلک أُمّه

قبلکم حتّی تدیّن بأهوائها وتظاهر علی نبیّها وتقتّل من قام بالقسط منها. ثمّ أخذ بید علیّ بن أبی طالب فرفعها فقال: من کنت مولاه فعلیّ مولاه، ومن کنت ولیّه فهذا ولیّه، اللّهمّ والِ من والاه، وعاد من عاداه - قالها ثلاثا ... (آخر الخطبه).

نزول المائده الّتی سألها عیسی علیه السلام أربعین صباحاً

160 - بحار الأنوار: عن مجمع البیان: روی عطاء بن أبی ریاح، عن سلمان الفارسیّ(1) أ نّه قال: واللّه ما تبع عیسی علیه السلام شیئاً من المساوی قطّ، ولا انتهر شیئاً ولا قهقهه ضحکاً ولاذبّ ذباباً عن وجهه، ولا أخذ علی أنفه من شیء نتن قطّ، ولا عبث قطّ . ولمّا سأله الحواریّون

أن یُنزل علیهم مائده لبس صوفاً وبکی وقال: «اللّهُمَّ رَبَّنَا اَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَهً»(1)(2)... (الآیه) فنزلت سفره حمراء بین غمامتین وهم ینظرون إلیها وهی تهوی منقضه حتّی سقطت بین أیدیهم، فبکی عیسی علیه السلام وقال: اللّهمّ اجعلنی من الشّاکرین، اللّهمّ اجعلها رحمهً ولا تجعلها مثله وعقوبه. والیهود ینظرون إلیها ینظرون إلی شیء لم یروا مثله قطّ، ولم

یجدوا ریحاً أطیب من ریحه، فقام عیسی علیه السلام فتوضّأ وصلّی صلاه طویله ثمّ کشف المندیل عنها

ص:558


1- البحار 14: 263.
2- المائده / 114.

وقال: بسم اللّه خیر الرّازقین، فإذا هو سمکه مشویّه لیس علیها فلوسها، تسیل سیلاً من الدّسم، وعند رأسها ملح، وعند ذنبها خلّ، وحولها من أنواع البقول ما عدا الکرّاث، وإذا

خمسه أرغفه، علی واحد منها زیتون، وعلی الثّانی عسل، وعلی الثّالث سمن، وعلی الرّابع جبن، وعلی الخامس قدید، فقال شمعون: یا روح اللّه، أمن طعام الدّنیا هذا أم من طعام الآخره؟ فقال عیسی: لیس شیء ممّا ترون من طعام الدّنیا ولا من طعام الآخره، ولکنّه شیء افتعله اللّه تعالی بالقدره الغالبه، کلوا ممّا سألتم یمددکم ویزدکم من فضله.

وقال الحواریّون: یا روح اللّه، لو أریتنا من هذه الآیه الیوم آیه اُخری، فقال عیسی علیه السلام :

یا سمکه احیَی بإذن اللّه. فاضطربت السّمکه وعاد علیها فلوسها وشوکها ففزعوا منها،

فقال عیسی علیه السلام : مالکم تسألون أشیاء إذا اُعطیتموها کرهتموها؟! ما أخوفنی علیکم أن تعذَّبوا! یا سمکه عودی کما کنت بإذن اللّه، فعادت السّمکه مشویّه کما کانت، قالوا: یا

روح اللّه، کن أوّل من یأکل منها ثمّ نأکل نحن، فقال عیسی: معاذ اللّه أن آکل منها، ولکن

یأکل منها من سألها، فخافوا أن یأکلوا منها، فدعا لها عیسی علیه السلام أهل الفاقه والزّمنی والمرضی والمبتلَین فقال: کلوا منها ولکم الهناء، ولغیرکم البلاء. فأکل منها ألف وثلاثمائه

رجل وامرأه من فقیر ومریض ومبتلی وکلّهم شبعان یتجشّی، ثمّ نظر عیسی علیه السلام إلی السّمکه فإذا هی کهیئتها کما نزلت من السّماء، ثمّ طارت المائده صعداً وهم ینظرون إلیها

حتّی توارت عنهم، فلم یأکل منها یومئذٍ زمِن إلاّ صحّ ولا مریض إلاّ برئ، ولا فقیر إلاّ

استغنی ولم یزل غنیّاً حتّی مات، وندم الحواریّون ومن لم یأکل منها، وکانت إذا نزلت

اجتمع الأغنیاء والفقراء والصّغار والکبار یتزاحمون علیها، فلمّا رأی ذلک عیسی علیه السلام جعلها نوبه بینهم فلبثت أربعین صباحاً تنزل ضحیً ... (الحدیث).

مدّه مکث عیسی علیه السلام بعد نزوله من السّماء

161 - کنز العمّال : عن عائشه: إن یخرج الدّجّال وأنا حیّ... (إلی أن قال:) فینزل(1) عیسی علیه السلام فیقتله، ویمکث عیسی فی الأرض أربعین سنه إماماً عدلاً وحکَماً مقسطاً.

ص:559


1- کنز العمّال 14: 313/38789، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 2: 79 و 159.

162 - الدّرّ المنثور:(فی حدیث) ثمّ إنّ عیسی یرفع یدیه إلی السّماء فیر فع المؤنون معه(1) فیدعون اللّه عزّوجلّ ویؤّن المؤنون، فیبعث اللّه علیهم دوداً یقال النّغف، فتدخل فی مناخرهم حتّی تدخل فی الدّماغ فیصبحون أمواتاً.قال: فیبعث اللّه عزّوجلّ علیهم مطراًوابلاً أربعین صباحاً فیغرقهم فی البحر فیرجع عیسی إلی بیت المقدس والمؤنون معه، فعند ذلک یظهر الدّجّال... (إلی أن قال:) ویمکث عیسی بن مریم أربعین سنه.

163 - سنن أبی داود: بإسناده عن أبی هریره أنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: لیس بینی وبینه - یعنی(2) عیسی علیه السلام - نبیّ، وأ نّه نازل، فإذا رأیتموه فاعرفوه: رجل مربوع إلی الحمره والبیاض، بین

ممصَّرَتین، کأ نّ رأسه یقطر وإن لم یصبه بلل، فیقاتل النّاس علی الإسلام، فیدقّ الصّلیب ویقتل الخنزیر ویضع الجزیه، ویُهلک اللّه فی زمانه الملل کلّها إلاّ الإسلام، ویهلک المسیح الدّجّال(1)(3)، فیمکث فی الأرض أربعین سنه ثمّ یُتوفّی فیصلّی علیه المسلمون.

عیش

مدّه عَیش داود علیه السلام و ملکه

164 - بحار الأنوار: إکمال الدّین: أبی عن أحمد بن إدریس ومحمّد العطّار معاً، عن(4) الأشعریّ، عن محمّد بن یوسف التّمیمیّ، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن جدّه علیهم السلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: عاش آدم أبو البشر تسعمائه وثلاثین سنه، وعاش نوح ألفی سنه وأربع مائه سنه وخمسین سنه، وعاش إبراهیم علیه السلام مائه وخمساً وسبعین سنه، وعاش إسماعیل ابن إبراهیم علیه السلام مائه وعشرین سنه، وعاش إسحاق بن إبراهیم علیه السلام مائه وثمانین سنه، وعاش یعقوب مائه وعشرین سنه، وعاش یوسف علیه السلام مائه وعشرین سنه، وعاش موسی علیه السلام مائه وستّاً وعشرین سنه، وعاش هارون مائه وثلاثین سنه، وعاش داود علیه السلام

ص:560


1- الّدرّ المنثور 4: 250، معجم أحادیث الإمام المهدیّ عجّل اللّه تعالی فرجه 1: 361 - 362 و 537 و 548 .
2- سنن أبی داود 2: 342/4324، البحار 52: 383 .
3- سمّی الدّجّال مَسِیحاً لأنّ أحد عینیه ممسوحه (مجمع البحرین : مسح) .
4- البحار 11: 65/10 و 14: 8/17، کمال الدّین: 523/3، نور الثّقلین 1: 210.

مائه سنه منها أربعون سنه ملکه، وعاش سلیمان بن داود سبعمائه سنه واثنتی عشره سنه.

ترحیل عائشه مع أربعین امرأه من البصره

165 - الکامل لابن الأثیر: - فی قصّه عائشه - ثمّ جهّز علیّ عائشه بکلّ ما ینبغی لها من(1) مرکب وزاد ومتاع وغیر ذلک، وبعث معها کلّ من نجا ممّن خرج معها إلاّ من أحبّ المقام،

واختار لها أربعین امرأه من نساء البصره المعروفات، وسیّر معها أخاها محمّد بن أبیبکر... (إلی آخره).

166 - بحار الأنوار: وعن محمّد بن علیّ بن نصر، عن نصر بن سعد أنّ أمیرالمؤنین علیه السلام (2) دخل علی عائشه لمّا أبت الخروج فقال لها: یا شعیراء ارتحلی وإلاّ تکلّمت بما تعلمینه،

فقالت: نعم، أرتحل. فجهّزها وأرسلها، ومعها أربعون امرأه من عبد قیس.

ما أنفقت عائشه علی مبغضی علیّ علیه السلام

167 - بحار الأنوار: عن مشارق الأنوار قال: لمّا قدم الحسن بن علیّ علیهماالسلام من الکوفه(3) جاءت النّسوه یعزّینه بأمیر المؤنین علیه السلام ، ودخلت علیه أزواج النّبیّ صلی الله علیه و آله فقالت عائشه: یا أبا محمّد، ما فُقد جدُّک إلاّ یوم فقد أبوک، فقال لها الحسن علیه السلام : نسیتِ نبشک فی بیتک لیلاً بغیر قبس بحدیده - حتّی ضربت الحدیده کفّک فصارت جرحاً إلی الآن - تبغین جراراً خضراً فیها، ما جمعت من خیانه حتّی أخذت منها أربعین دیناراً عدداً لا تعلمین لها وزناً فغرّقتیها فی مبغضی علیّ من تیم وعَدیّ قد تشفّیت بقتله!! فقالت: قد کان ذلک.

ص:561


1- الکامل لابن الأثیر 3: 258، السّیره الحلبیّه 3: 323.
2- البحار 32: 275.
3- البحار 32: 276/221، مشارق الأنوار: 86 .

منع عائشه دفن الحسن علیه السلام عند جدّه صلی الله علیه و آله

168 - بحار الأنوار: عن أمالی الطّوسیّ: قال ابن عبّاس: وکنت أوّل من انصرف،(1) فسمعت اللّغط وخفت أن یعجّل الحسین علی من قد أقبل، ورأیت شخصاً علمت الشّرّ فیه، فأقبلت مبادراً فإذا أنا بعائشه فی أربعین راکباً علی بغل مرحّل تقدمهم وتأمرهم بالقتال، فلمّا رأتنی قالت: إلیّ إلیّ یا ابن عبّاس، لقد اجترأتم علیّ فی الدّنیا تؤوننی مرّه

بعد اُخری، تریدون أن تُدخلوا بیتی من لا أهوی ولا اُحبّ، فقلت: واسوأتاه! یوم علی بغل، ویوم علی جمل، تریدین أن تُطفئی نور اللّه، وتقاتلی أولیاء اللّه، وتحولی بین

رسول اللّه وبین حبیبه أن یُدفن معه، إرجعی فقد کفی اللّه عزّ وجلّ المؤه، ودفن الحسن علیه السلام إلی جنب اُمّه... (الحدیث).

مدّه ما عاش الحسن علیه السلام بعد النّبیّ صلی الله علیه و آله

169 - بحار الأنوار: عن الکافی: سعد بن عبداللّه، وعبداللّه بن جعفر، عن إبراهیم بن(2) مهزیار، عن أخیه علیّ، عن الحسن بن سعید، عن محمّد بن سنان، عن ابن مسکان، عن أبی بصیر، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: قُبض الحسن بن علیّ وهو ابن سبع وأربعین سنه فی عام خمسین، عاش بعد رسول اللّه صلی الله علیه و آله أربعین سنه.

ص:562


1- البحار 44: 153، أمالی الطّوسیّ 1: 162.
2- البحار 44: 144/10، الکافی 1: 461/2 .

حرف الغین

غدر

طرق ابن حنبل فی حدیث الغدیر

1 - علیّ فی الکتاب والسّنّه: قوله تعالی: «یَاءَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ(1) رَبِّکَ...»(1)(2)الآیه وقوله تعالی:«اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ...»(2)(3)الآیه، نزلت هذه الآیات تباعاً حاکیه مهمّه خطیره، ألا وهی الولایه الکبری وإکمال الدّین وإتمام النّعمه ورضی

الرّبّ... (إلی أن قال:) لذا عُدّ حدیث الغدیر من أصحّ الأحادیث وأعلاها، حتّی رواه أحمد ابن حنبل من أربعین طریقاً.

غزو

فضیله الغزوه

2 - کنز العمّال : مسنداً عن ابن عبّاس: حجّهٌ خیر من أربعین غزوه، وغزوه خیر من(4) أربعین حجّه.

3 - کشف الأستار: مسنداً عن ابن عبّاس عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: حجّه خیر من أربعین(5)

ص:563


1- علیّ فی الکتاب والسّنّه 1: 82 .
2- المائده / 67 .
3- المائده / 3 .
4- کنز العمّال 4: 301/10599.
5- کشف الأستار 2: 258/1651.

غزوه، وغزوه خیر من أربعین حجّه، یقول: إذا حجّ الرّجل حجّه الإسلام، فغزوه خیر له من أربعین حجّه، وحجّه الإسلام خیر من أربعین غزوه.

4 - کنز العمّال : مسنداً عن مکحول: لغزوهٌ فی سبیل اللّه أحبّ إلیّ من أربعین(1) حجّه.

ثواب المرابطه

5 - علل الحدیث: مسنداً عن جابر بن عبداللّه، عن النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: من رابط أربعین(2) صباحاً من وراء بیضه المسلمین أعطاه اللّه من کلّ من ترک خلف ظهره من أهله وماله ودمه والبهائم الّتی بأیدیهم قیراطاً قیراطاً من حسنه.

خیر الطّلائع

6 - السّنن الکبری للبیهقیّ: مسنداً عن أکثم بن الجون الخزاعیّ قال: قال رسول صلی الله علیه و آله :(3) یا أکثم بن الجون، اُغز مع غیر قومک یحسن خلقک، وتکرم علی رفقائک. یا أکثم بن الجون، خیر الرّفقاء أربعه، وخیر الطّلائع أربعون، وخیر السّرایا أربعمائه، وخیر الجیوش أربعه آلاف.

تعرُّض النبیّ صلی الله علیه و آله لعیر قریش

7 - بحار الأنوار: عن المناقب: (فی حدیث) ثمّ غزا صلی الله علیه و آله بدر الکبری وهو یوم الفرقان(4)

قوله تعالی: «کَمَا اَخْرَجَکَ رَبُّکَ»(1)(5)... (السّوره) وقوله:«قَدْ کَانَ لَکُمْ ایَهٌ»(2)(6)وبدر مابین مکّه والمدینه، وقال الشّعبی والثّمالیّ: بئر منسوبه إلی بدر الغفاریّ، وقال الواقدیّ: هو اسم

ص:564


1- کنز العمّال 4: 304/10617 و 319/10694.
2- علل الحدیث لابن أبی حاتم 1: 340/1008.
3- السّنن الکبری للبیهقیّ 9: 157، کنز العمّال 9: 182/25600 و 4: 359/10894 و 6: 712/17527.
4- البحار 19: 323/80 ، المناقب 1: 187.
5- الأنفال / 5 .
6- آل عمران / 13 .

الموضع، خرج صلی الله علیه و آله سابع شهر رمضان، ویقال: ثالثه، فی ثلاثمائه وسبعه عشر رجلاً فی عدّه أصحاب طالوت، منهم ثمانون راکباً أو سبعون، ویقال: سبعه وسبعین رجلاً من المهاجرین، ومائتین وثلاثین رجلاً من الأنصار، وکان المقداد فارساً فقط، یعتقب النّفر

علی البعیر الواحد، وکان بین النّبیّ صلی الله علیه و آله وبین أبی مرثد بعیر، ویقال: فرس، وکان معهم من السّلاح ستّه أدرع وثمانیه سیوف قاصداً إلی أبی سفیان وعتبه بن أبی ربیعه فی أربعین من قریش أو سبعین، فأخبر بالنّبیّ صلی الله علیه و آله فأخذوا علی السّاحل واستصرخوا إلی أهل مکّه علی لسان ضمضم الغفاریّ.

8 - بحار الأنوار: قال أصحاب السّیر، وذکر أبو حمزه وعلیّ بن إبراهیم فی(1) تفسیرهما، دخل حدیث بعضهم فی بعض: أقبل أبو سفیان بِعِیر قریش من الشّام وفیها أموالهم، وهی اللّطیمه فیها أربعون راکباً من قریش، فندب النّبیّ صلی الله علیه و آله أصحابه للخروج إلیها لیأخذوها وقال: لعلّ اللّه أن ینفّلکموها. فانتدب النّاس فخفّ بعضهم وثقل بعضهم ولم

یظنّوا أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله یلقی کیداً ولا حرباً، فخرجوا لا یریدون إلاّ أبا سفیان والرّکب لا یرونها إلاّ غنیمه لهم، فلمّا سمع أبو سفیان بمسیر النّبیّ صلی الله علیه و آله استأجر ضمضم بن عمرو الغفاریّ فبعثه

إلی مکّه، وأمره أن یأتی قریشاً فیستنفرهم ویخبرهم أنّ محمّداً قد تعرّض لعیرهم فی أصحابه، فخرج ضمضم سریعاً إلی مکّه، وکانت عاتکه بنت عبد المطّلب رأت فیما یری النّائم قبل مقدم ضمضم بن عمرو بثلاث لیال... (القصّه).

أخذ الفداء من المشرکین فی غزوه بدر

9 - بحار الأنوار: عن المناقب: قال ابن عبّاس: «وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاَءً حَسَناً»(1)،(2)(3) وکان الأسری سبعین، ویقال أربع وأربعون، ولم یؤر أحد من المسلمین، والشّهداء کانوا أربعه عشر، وأخذ الفداء من کلّ مشرک أربعین أوقیّه، ومن العبّاس مائه، وقالوا: کان

ص:565


1- البحار 19: 215.
2- البحار 19: 325/80 ، المناقب 1: 189.
3- الأنفال / 17.

أکثر من أربعه آلاف درهم فنزل عتاباً فی الفداء والأسری: «مَا کَانَ لِنَبِیٍّ اَنْ یَکُونَ لَهُ اَسْری»(2)،(1)وقد کان کتب فی اللّوح المحفوظ: «لَوْلاَ کِتَابٌ مِنَ اللّه ِ سَبَقَ»(3)،(2)وکان القتال بالسّابع عشر من شهر رمضان، وکان لواؤ مع مصعب بن عمیر ورایته مع علیّ علیه السلام ورایه الأنصار مع سعد بن عباده.

10 - بحار الأنوار: قال الطّبرسیّ فی مجمع البیان: وقال أبو جعفر الباقر علیه السلام : کان الفداء(3) یوم بدر کلّ رجل من المشرکین بأربعین أوقیّه، والأوقیّه أربعون مثقالاً، إلاّ العبّاس، فإنّ فداءه کان مائه أوقیّه، وکان اُخذ منه حین أسر عشرون أوقیّه ذهباً... (القصّه).

11 - بحار الأنوار: عن تفسیر القمّیّ: فی باب غزوه بدر الکبری (فی حدیث طویل)(4) ثمّ قال صلی الله علیه و آله : إفد نفسک وابن أخیک. وقد کان العبّاس أخذ معه أربعین أوقیّه من ذهب فغنمها رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، فلمّا قال رسول اللّه للعبّاس: إفدِ نفسک، قال: یا رسول اللّه، احسبها من فدائی، فقال رسول اللّه: لا، ذاک شیء أعطانا اللّه منک، فافد نفسک وابن أخیک، فقال

العبّاس: فلیس لی مال غیر الّذی ذهب منّی، قال: بلی، المال الّذی خلّفته عند اُمّ الفضل

بمکّه فقلتَ لها: إن یحدث حدث فاقسموه بینکم... (إلی آخره).

12 - کنز العمّال : مسنداً عن إبراهیم قال: جعل رسول صلی الله علیه و آله فداء العربیّ یوم بدر(5)

أربعین أوقیّه، وجعل فداء المولی عشرین أوقیّه، والأوقیّه أربعون درهماً.

سبب غزوه بدر الکبری

13 - الکامل لابن الأثیر: فی السّنه الثّانیه کانت وقعه بدر الکبری فی شهر رمضان فی(6) السّابع عشر، وقیل: التّاسع عشر، وکانت یوم الجمعه، وکان سببها قتل عمرو بن الحضرمیّ

ص:566


1- الأنفال / 67.
2- الأنفال / 68.
3- البحار 19: 241، مجمع البیان 4: 559 ، نور الثّقلین 2: 167.
4- البحار 19: 258، تفسیر القمّیّ 1: 268، نور الثّقلین 2: 134.
5- کنز العمّال 10: 408/29982.
6- الکامل 2: 116.

وإقبال أبی سفیان بن حرب فی عِیر لقریش عظیمه من الشّام وفیها أموال کثیره ومعها ثلاثون رجلاً أوأربعون.

مَن بعثهم النّبیّ صلی الله علیه و آله إلی الغمره والقَصّه

14 - بحار الأنوار: عن المناقب سنه ستّ فی شهر ربیع الأوّل بعث عکاشه بن محصن(1) فی أربعین رجلاً إلی الغمره فهربوا وأصاب مائتی بعیر، وفیها بعث أبا عبیده بن الجرّاح إلی القَصّه(1)(2) فی أربعین رجلاً فأغار علیهم.

15 - بحار الأنوار: عن إعلام الوری: (فی حدیث) وبعث رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی سنه ستّ(3) فی شهر ربیع الأوّل عکاشه بن محصن فی أربعین رجلاً إلی الغمره(1)(4)وبکّر القوم فهربوا وأصاب مائتی بعیر لهم فساقها إلی المدینه، وفیها بعث أبا عبیده بن الجرّاح إلی القصّه فی أربعین فأغار علیهم وأعجزهم هرباً فی الجبال، وأصابوا رجلاً واحداً، فأسلم .

مَن خرج لقتال النّبیّ صلی الله علیه و آله فی غزوه تبوک

16 - کنز العمّال : عن عمران بن حصین، أ نّه شهد عثمان بن عفّان أیّام غزوه تبوک(5) فی جیش العسره فأمر رسول اللّه صلی الله علیه و آله بالصّدقه والقوّه والتأسّی، وکانت نصاری العرب کتبوا إلی هرقل: إنّ هذا الرّجل الّذی خرج ینتحل النّبوّه قد هلک، وأصابتهم سنون فهلکت أموالهم، فإن کنت ترید أن تلحق دینک فالآن. فبعث رجلاً من عظمائهم یقال له: الصّنار،

وجهز معه أربعین ألفاً، فلمّا بلغ ذلک نبیّ اللّه صلی الله علیه و آله کتب فی العرب... (الحدیث).

17 - السّیره الحلبیّه:روی الطّبرانیّ من حدیث عمران بن حصین الخزاعیّ قال: کانت(6)

ص:567


1- البحار 20: 308/8 ، المناقب 1: 201.
2- ذوالقصّه: موضع بینه وبین المدینه أربعه وعشرون میلاً، وهو طریق الرّبذه (معجم البلدان 4: 366).
3- البحار 20: 291 ، اعلام الوری 103 و 104.
4- الغمره: وهو ماء لبنی أسد علی لیلتین من فید (هامش البحار).
5- کنز العمّال 13: 37/36188.
6- السّیره الحلبیّه 2: 367 و 369.

نصاری العرب کتبت إلی هرقل: إنّ هذا الرّجل الّذی یدّعی النّبوّه هلک وأصابتهم سنون

فهلکت أموالهم، فإن کنت ترید أن تلحق دینک فالآن. فبعث رجلاً من عظمائهم یقال له: قباذ، وجهّز معه أربعین ألفاً... (الخبر).

خروج أربعین ألف مقاتل فی معرکه تبوک

18 - بحار الأنوار: عن المناقب - فی باب أخبار المنزله - یعنی أنت منّی بمنزله هارون(1) من موسی إلاّ النّبوّه، وصنّف أحمد بن محمّد بن سعید کتاباً فی طرقه قد تلقّته الاُمّه

بالقبول إجماعاً. وقد قال صلی الله علیه و آله ذلک مراراً، منها لمّا خلّفه(1)(2)فی غزاه تبوک علی المدینه والحرم فریداً، لأنّ تبوک بعیده منها فلم یأمن أن یصیروا إلیها، وأ نّه قد علم أ نّه لا یکون هناک قتال، وخرج فی جیش أربعین ألف رجل وخلّف جیشاً، وهو علیّ وحده، وقد قال اللّه تعالی فی غیره: «رَضُوا بِاَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ...»(2)(3)(الآیه) فما ظنّک بالمدینه لیس فیها إلاّ منافق أو امرأه.

قال أبوسعید الخدریّ: فلمّا وصل النّبیّ إلی الجرف أتاه علیّ علیه السلام فقال: یا نبیّ اللّه، زعم المنافقون أنّک لمّا خلّفتنی أ نّک استثقلتنی وتخفّفت منّی، فقال صلی الله علیه و آله : کذبوا، إنّما خلّفتک لما ورای، فارجع فاخلفنی فی أهلی وأهلک، أفلا ترضی یا علیّ أن تکون منّی بمنزله هارون من موسی إلاّ أ نّه لا نبیّ بعدی؟! فرجع علیّ علیه السلام .

غزوه حنین وتبوک

19 - جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله : عن أنس بن مالک فی حدیث غزوه(4) حنین: فنادی رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقال: یا لَلمهاجرین، یا للمهاجرین! ثمّ قال: یا للأنصار، یا للأنصار! قال: قلنا: یا رسول اللّه! قال: فتقدّم رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: وأیم اللّه ما أتیناهم حتّی

ص:568


1- البحار 37: 259/17، المناقب 3: 16.
2- أی خلّف علیّاً علیه السلام .
3- التّوبه / 87 .
4- جامع الاُصول 9: 273/6148.

هزمهم اللّه، قال: فقبضنا ذلک المال، ثمّ انطلقنا إلی الطّائف فحاصرناهم أربعین لیله... (الحدیث).

20 - جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله : إنّ عبداللّه بن کعب - وکان قائد کعب من(1) بنیه حین عمی - قال: سمعت کعب بن مالک - فی قصّه تبوک - قال: حتّی إذا مضت أربعون من الخمسین، إذا رسول رسول اللّه صلی الله علیه و آله یأتینی فقال: إنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله یأمرک أن تعتزل امرأتک، قال: فقلت: اُطلّقها... (الحدیث).

خبر مُتخلِّف عن غزوه تبوک

21 - فتح الباری: عن عبدالرّحمان بن عبداللّه بن کعب بن مالک قال: سمعت کعب بن(2) مالک یحدّث حین تخلّف عن قصّه تبوک، قال کعب: لم أتخلّف عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی

غزوه غزاها إلاّ فی غزوه تبوک... (إلی أن قال:) فبینا أنا أمشی بسوق المدینه إذا نبطیّ من

أنباط أهل الشّام ممّن قدم بالطّعام یبیعه بالمدینه یقول: من یدلّ علی کعب بن مالک؟

فطفق النّاس یشیرون له: حتّی إذا جاءنی دفع إلیّ کتاباً من ملک غسّان، فإذا فیه: أمّا بعد، فإنّه بلغنی أنّ صاحبک قد جفاک، ولم یجعلک اللّه بدار هوان ولا مضیعه، فالحقّ بنا نواسِک. فقلت لمّا قرأتها: وهذا أیضاً من البلاء. فتیمّمت بها التّنّور فسجرته بها، حتّی إذا مضت أربعون لیله من الخمسین... (الخبر).

إغاره أربعین مشرکاً عام الحدیبیّه

22 - بحار الأنوار: قال الطّبرسیّ فی مجمع البیان: - فی باب غزوه الحدیبیّه - قوله(3) تعالی: «وَهُوَ الَّذی کَفَّ اَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ»(1)(4)أی: بالرّعب، قیل: سبب نزوله أنّ المشرکین بعثوا أربعین رجلاً عام الحدیبیّه لیصیبوا من المسلمین، فاُتی بهم إلی النّبیّ صلی الله علیه و آله اُساری فخلّی

ص:569


1- جامع الاُصول 2: 263 .
2- فتح الباری 8: 142/4418 .
3- البحار 20: 326، مجمع البیان 9: 123 - 124.
4- الفتح / 24.

سبیلهم... (الحدیث).

عدد من بعثهم النّبیّ صلی الله علیه و آله إلی أهل نجد

23 - الکامل لابن الأثیر: بعث رسول اللّه صلی الله علیه و آله سبعین رجلاً، فیهم: المنذر بن عمرو...(1) (إلی أن قال:) وغیرهم، وقیل: کانوا أربعین، فساروا حتّی نزلوا ببئر معونه.

غادِرٌ یقود أربعین مشرکاً

24 - السّیره الحلبیّه: کان محمّد بن سلمه علی حرس رسول اللّه صلی الله علیه و آله فبعثت قریش(2)

أربعین رجلاً علیهم مکرز بن حفص الّذی قال فیه صلی الله علیه و آله : إنّه رجل غادر.

إعاره سلاح للنّبیّ صلی الله علیه و آله

25 - جامع الاُصول من أحادیث الرّسول صلی الله علیه و آله : عن صفوان بن اُمیّه أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال:(3) یا صفوان، هل عندک من سلاح؟ قال: عاریه أوغصباً؟ قال: عاریه. فأعاره ما بین الثّلاثین

إلی الأربعین درعاً... (الخبر).

تحذیر النّبیّ صلی الله علیه و آله أباذرّ من إغاره عُیَینه بن حصین

26 - السّیره الحلبیّه: - فی غزوه ذی قرد - (فی حدیث): أنّ أباذرّ الغفاریّ استأذن(4) رسول اللّه صلی الله علیه و آله أن یکون فی اللّقاح فقال له رسول اللّه صلی الله علیه و آله : لا تأمن عُیَینه بن حصین وذویه

أن یُغیروا علیک... (إلی أن قال:) فلمّا کان اللّیل أحدث بنا عیینه بن حصین فی أربعین فارساً، فصاحوا وهم قیام علی رؤسنا.

ص:570


1- الکامل 2: 171.
2- السّیره الحلبیّه 3: 18 .
3- جامع الاُصول 9: 110/5986.
4- السّیره الحلبیّه 3: 3 و 17 .

أسری الرّوم فی معرکه الیرموک

27 - کتاب التّاج: عن عروه بن الزّبیر، أ نّ أصحاب النّبیّ صلی الله علیه و آله قالوا للزّبیر یوم الیرموک:(1) ألا تشدّ علی الکفّار فنشدّ معک... (إلخ).

الیرموک: موضع بالشّام حصلت فیه موقعه کبیره فی أوّل خلافه عمر بین المسلمین والرّوم، وکان عدد المسلمین فیها ستّه وثلاثین أوخمسه وأربعین ألفاً، وعدد الرّوم

سبعمائه ألف فهابهم المسلمون، فقالوا للزّبیر: ألا تبدأ بالحمل علیهم؟ فقال: نعم. فحمل

علیهم وتبعه المسلمون وأبلوا بلاء حسناً، وانتصر المسلمون علیهم فقتلوا منهم مائه ألف

وخمسه آلاف، وأسروا أربعین ألفاً، ولکن استشهد من المسلمین أربعه آلاف.

28 - الکامل لابن الأثیر: فلمّا تکامل جمع المسلمین بالیرموک، وکانوا سبعه وعشرین(2) ألفاً، قدم خالد فی تسعه آلاف فصاروا ستّه وثلاثین ألفاً... (إلی أن قال:) فصاروا أربعین ألفاً سوی ستّه آلاف مع عکرمه بن أبی جهل... (إلی أن قال:) وکان الرّوم فی مأتی ألف وأربعین ألف مقاتل، منهم ثمانون ألف مقیّد وأربعون ألف مسلسل للموت وأربعون ألفاً مربطون بالعمائم لئلاّیفرّوا، وثمانون ألف راجل... (إلی أن قال:) فخرجت الرّوم فی تعبیه

لم یرَ الرّاؤن مثلها قطّ ، وخرج خالد فی تعبیه لم تُعبّها العرب قبل ذلک، فخرج فی ستّه وثلاثین کردوساً إلی الأربعین... (إلی أن قال:) وأربعون ألف مطلق سوی من قتل فی المعرکه.

مدّه غزو اُسامه

29 - الکامل لابن الأثیر: أوصی اُسامه أن یفعل ما أمر به رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، فسار بقبائل(3) من ناس قضاعه الّتی ارتدّت، وغنم وعاد، وکانت غیبته أربعین یوماً، وقیل: سبعین یوماً.

30 - الکامل لابن الأثیر: وقدم اُسامه بعد ذلک بأیّام، وقیل: کانت غزوته وعوده فی(4)

ص:571


1- کتاب التّاج 3: 340.
2- الکامل 2: 410 .
3- الکامل لابن الأثیر 2: 335.
4- الکامل 2: 345.

أربعین یوماً.

خالد بن الولید یفتح عین التّمر

31 - الکامل لابن الأثیر: فلمّا بلغ الخبر مهران هرب فی جنده وترکوا الحصن، فلمّا(1) انتهی المنهزمون إلیه تحصّنوا به، فنازلهم خالد، فطلبوا منه الأمان، فأبی، فنزلوا علی

حکمه، فأخذهم أسری وقتل عَقّه ثمّ قتلهم أجمعین، وسبی کلّ من فی الحصن وغنم مافیه، وَوَجَدَ فی بیعتهم أربعین غلاماً یتعلّمون الإنجیل.

من غزا الرّوم وماوراء النّهر

32 - الکامل لابن الأثیر: إنّ الحسن بن قحطبه غزا الصّائفه مع عبد الوهّاب بن إبراهیم(2) الإمام فی سنه أربعین، وأقبل قسطنطین ملک الرّوم فی مائه ألف.

33 - الکامل لابن الأثیر: غزا نصر بن سیّار ماوراء النّهر مرّتین، إحداهما من نحو الباب(3) الجدید... (إلی أن قال:) ثمّ غزا الثّانیه إلی وَرَغْسَر وسمرقند ثمّ رجع، ثم غزا الثّالثه إلی الشّاش من مرو، فحال بینه وبین عبور نهر الشّاش کورصُول فی خمسه عشر ألفاً، وکان معهم الحارث بن سُرَیج وعبد کو رصُول فی أربعین رجلاً.

ماحصل فی غزو البیلمان

34 - الکامل لابن الأثیر: غزا الجُنید، الکیرج... (إلی أن قال:) الجنید یقول: القتل فی(4) الجزع أکبر منه فی الصّبر. ووجّه جیشاً إلی اُزین، فأغاروا علیها وحرّقوا ربضها وفتح

البیلمان، وحصل عنده سوی ما حمل أربعون ألف ألف وحمل مثلها.

ص:572


1- الکامل لابن الأثیر 2: 395.
2- الکامل لابن الأثیر 5: 488.
3- الکامل لابن الأثیر 5: 236.
4- الکامل لابن الأثیر 4: 590 .

غزو المهلّب ماوراء النّهر

35 - الکامل لابن الأثیر: قطع المهلّب نهر بلخ ونزل علی کش، وکان علی مقدّمته (1)

أبوالأدهم الزّمانیّ فی ثلاثه آلاف وهو فی خمسه آلاف، وکان أبو الأدهم یُغنی غناء ألفین فی البأس والتّدبیر والنّصیحه... (إلی أن قال:) ووجّه المهلّب ابنه حبیباً فوافی صاحب

بخاری فی أربعین ألفاً، فنزل جماعه من العدوّ قریه فسار إلیهم حبیب فی أربعه آلاف فقتلهم وأحرق القریه، فسمّیت المحترقه، ورجع حبیب إلی أبیه.

غسق

فی تفسیر غسّاق

36 - بحار الأنوار: عن تفسیر القمّیّ: «فَلْیَذُوقُوهُ حَمیمٌ وَغَسَّاقٌ»(1)قال: الغسّاق وادٍ(2)(3) فی جهنّم فیه ثلاثمائه وثلاثون قصراً، فی کلّ قصر ثلاثمائه وثلاثون بیتاً، فی کلّ بیت

أربعون زاویه، فی کلّ زاویه شجاع(2)،(4)فی کلّ شجاع ثلاثمائه وثلاثون عقرباً.

غسل

ثواب من غسل میّتاً فکتم علیه

37 - کنز العمّال : عن أبی رافع: من غسل مسلماً فکتم علیه غفر اللّه له أربعین مرّه.(5)

38 - کنز العمّال : من غسل میّتاً فکتم علیه غُفِر له أربعون کبیره.(6)

ص:573


1- الکامل لابن الأثیر 4: 453.
2- البحار 8: 314/90، تفسیر القمّیّ 2: 242، نور الثّقلین 4: 467، سفینه البحار 2: 316، تفسیر الصّافی 2: 453.
3- ص / 57 .
4- الشّجاع: الحیّه العظیمه الّتی ثواثب الفارس والرّجل وتقوم علی ذنَبها (مجمع البحرین: شجع).
5- کنز العمّال 15: 575/42237.
6- کنز العمّال 15: 575/42238.

غفر

مایُغفر للعالِم

39 - کتاب الفردوس: أبو هریره: خیار اُمّتی علماؤا، وخیار علمائها رحماؤا، ألا(1) وإنّ اللّه عزّ وجلّ یغفر للعالم أربعین ذنباً قبل أن یغفر للجاهل ذنباً واحداً.

غنم

ما غنمه المسلمون فی غزوه الطّائف

40 - السّیره الحلبیّه: (فی خبر) عند وصول النّبیّ صلی الله علیه و آله إلی الجعرانه اُحصی السّبیّ فکان(2) ستّه آلاف رأس، والإبل أربعه وعشرین ألفاً، والغنم أکثر من أربعین ألفاً، وأربعه آلاف أُوقیّه فضّه.

غور

اقتراب العدوّ من النّبیّ صلی الله علیه و آله أربعین ذراعاً عند الغار

41 - بحار الأنوار: إعلام الوری: (فی حدیث الغار) وأ نّه صلی الله علیه و آله آوی إلی غار بقرب مکّه(3) یعتوره النُّزّال، ویأوی إلیه الرِّعاء... (إلی أن قال:) وبعث سبحانه العنکبوت... (إلی أن قال:) وحمامتین وحشیّتین فوقعتا بفم الغار، فأقبل فتیان قریش من کلّ بطن رجل بعصیّهم وهراواهم وسیوفهم، حتّی إذا کانوا من النّبیّ بقدر أربعین ذراعاً تعجّل رجل منهم لینظر من فی الغار فرجع إلی أصحابه فقالوا له: مالک لا تنظر فی الغار؟ فقال: رأیت حمامتین بفم الغار فعلمت أنْ لیس فیه أحد. وسمع النّبیّ صلی الله علیه و آله ما قال فدعا لهنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله وفرض جزاءَهنّ فانحدرن فی الحرم.

ص:574


1- کتاب الفردوس 2: 174/2865.
2- السّیره الحلبیّه 3: 119 .
3- البحار 17: 392/2، إعلام الوری: 34.

42 - بحار الأنوار: عن المناقب: عن علیّ بن إبراهیم بن هاشم: مازال أبوکرز الخزاعیّ(1)

یقفو أثر النّبیّ صلی الله علیه و آله فوقف علی باب الحجر - یعنی الغار - فقال: هذه قدم محمّد واللّه ِ اُخت القدم الّتی فی المقام، وقال: هذه قدم أبی قحافه أو ابنه، وقال: ما جازوا هذا المکان إمّا أن یکونوا صعدوا فی السّماء أو دخلوا فی الأرض... (إلی أن قال:) ولمّا قربوا من الغار بقدر

أربعین ذراعاً تعجّل بعضهم لینظر من فیه... (الحدیث).

غیب

جزاء المغتاب

43 - بحار الأنوار: عن جامع الأخبار: قال النّبیّ صلی الله علیه و آله : من اغتاب مسلماً أو مسلمه(2) لم یقبل اللّه صلاته ولا صیامه أربعین یوماً ولیلهً إلاّ أن یغفر له صاحبه. وقال صلی الله علیه و آله : من اغتاب مسلماً فی شهر رمضان لم یؤر علی صیامه. وعن سعید بن جبیر، عن النّبیّ صلی الله علیه و آله أ نّه قال: یؤی بأحد یوم القیامه یوقف بین یدی اللّه ویدفع إلیه کتابه، فلا یری حسناته

فیقول: إلهی، لیس هذا کتابی، فانّی لا أری فیها طاعتی! فیقال له: إنّ ربّک لا یضلّ ولاینسی، ذهب عملک باغتیاب النّاس. ثمّ یؤی بآخر ویُدفع إلیه کتابه، فیری فیه طاعاتٍ کثیرهً فیقول: إلهی، ما هذا کتابی، فإنّی ما عملت هذه الطّاعات! فیقال: لأنّ فلاناً اغتابک فدُفعت حسناته إلیک. وقال علیه السلام : کذب من زعم أ نّه ولد من حلال وهو یأکل لحوم النّاس بالغیبه، فإنّها إدام کلاب النّار. وقال علیه السلام : إیّاکم والغیبه، فإنّ الغیبه أشدّ من الزّنا، قالوا: وکیف الغیبه أشدّ من الزّنا؟! قال: لأنّ الرّجل یزنی ثمّ یتوب فتاب اللّه علیه، وإنّ صاحب الغیبه لایُغفَر حتّی یغفر له صاحبه. وقال علیه السلام : عذاب القبر من النّمیمه والغیبه والکذب.

وقال علیه السلام : من روی علی أخیه المؤن روایه یرید بها شینه وهدْم مروّته وقّفه اللّه فی طینه خبال فی الدّرک الأسفل من النّار.

ص:575


1- البحار 19: 77/28، المناقب 1: 127.
2- البحار 75: 258/53 ،مستدرک الوسائل 7: 322/2 و 9: 122/34، جامع الأخبار: 146 و 147، جامع أحادیث الشّیعه 5: 52 و 9: 192 و 16: 327، لآلئ الأخبار 5: 226.

غیر

عقوبه مَن لایغار علی أهله

44 - وسائل الشّیعه: عن الکافی: بإسناده عن محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد عن(1) ابن محبوب، عن اسحاق بن حریز، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: إذا اُغیر الرّجل فی أهله أو بعض مناکحه من مملوکه فلم یغر ولم یغیّر، بعث اللّه عزّ وجلّ إلیه طائراً یقال له: القفندر، حتّی یسقط علی عارضه بابه ثمّ یمهله أربعین یوماً، ثمّ یهتف به: إنّ اللّه غیور یحبّ کلّ غیور. فإن هو غار وغیّر وأنکر ذلک فأنکره، وإلاّ طار حتّی یسقط علی رأسه فیخفق بجناحیه علی عینیه ثمّ یطیر عنه، فینزع اللّه عزّ وجلّ منه بعد ذلک روح الإیمان...

(الحدیث).

آماده چاپ نهایی می باشد کلاً تنظیم شده است تاریخ 4/10/78 ساعت 20

ص:576


1- وسائل الشّیعه 14: 108/4، الکافی 5: 536/3، روضه المتّقین 5: 382.

حرف الفاء

فتن

إخبار عن وقوع فتن متفرّقه

1 - کنز العمّال : عن ابن مسعود قال: یخرج رجل من أهل الجزیره، فیطأ النّاس(1) وطأه ویهریق الدّماء، ثمّ یخرج رجل من خراسان بعد قتل أخیه من بنی هاشم یدعی عبداللّه، یلی نحواً من أربعین سنه ثمّ یهلک... (الحدیث).

2 - کنز العمّال : عن ابن مسعود قال: إذا ظهر التّرک والخزر بالجزیره وأذربیجان(2) والرّوم بالعمق وأطرافها، قاتل الرّومَ رجل من قیس من أهل قنسرین، والسّفیانیّ بالعراق

یقاتل أهل المشرق، وقد اشتغل أهل کلّ ناحیه بعدوّ، فإذا قاتلهم أربعین یوماً ولم یأته مدد صالحَ الرّومَ علی أن لا یؤّی أحد الفریقین إلی صاحبه شیئاً.

3 - کنز العمّال : عن أبی غسّان المدنیّ قال: قدمنا الشّام مع داود بن فراهج ومعنا(3) رجل من بنی وعله السّبائیّ کان صاحب علم وحکم، فقال داود: أنت رجل شریف، إلق هذا الرّجل وتعرّضْ له - یعنی الولید بن یزید - فبالحریّ أن تردّ علینا خیراً، فقال: إنّه مقتول لتمام أربعین لیله من هذا الیوم، وهو انقضاء خلافه العرب إلی قیام صاحب الوادی من آل أبی سفیان ثمّ یعود إلی الشّام... (الحدیث).

ص:577


1- کنز العمّال 11: 256/31438.
2- کنز العمّال 11: 256/31439.
3- کنز العمّال 11: 258/31443.

فجر

جزاء من رأی الفجور فی منزله ولم یغیّره

4 - بحار الأنوار: عن نوادر الرّاوندیّ: بإسناده قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أیّما رجل رأی(1) فی منزله شیئاً من الفجور فلم یغیّر بعث اللّه تعالی طیراً أبیض یظلّ علیه أربعین صباحاً، فیقول کلّما دخل و خرج : غیّر غیّر. فإن غیّر وإلاّ مسح رأسه بجناحیه علی عینیه، فإن

رأی حسناً لم یستحسنه، وإن یری قبیحاً لم ینکره.

فخت

عمر الفاخته

5 - بحار الأنوار:عن الاختصاص والبصائر: عن أحمد بن محمّد، عن البزنطیّ، عن(2) بعض أصحابنا قال: اُهدی إلی أبی عبداللّه علیه السلام فاخته وورشان وطیر راعبیّ، فقال أبوعبداللّه علیه السلام : أمّا الفاخته فتقول: فقدتکم فقدتکم، فافقدوها قبل أن تفقدکم. فأمر بها فذُبحت، وأمّا الورشان فیقول: قدّستم قدّستم. فوهبه لبعض أصحابه، والطّیر الرّاعبیّ

یکون عندی أسرّ به.

قال الدّمیریّ(1)(3): الفاخته واحده الفواخت من ذوات الأطواق، زعموا أنّ الحیّات تهرب من صوتها. وهی عراقیّه ولیست حجازیّه وفیها فصاحه وحسن صوت وفی طبعها الاُنس، وتعیش فی الدّور، والعرب تصفها بالکذب، فإنّ صوتها عندهم هذا أوان الرّطب، تقول ذلک والنّخل لم تطلع، وتعمَّر قد ظهر منه ما عاش خمساً وعشرین سنه وما عاش أربعین سنه.

ص:578


1- البحار 103 : 251/47، نوادر الرّاوندیّ 47، مستدرک الوسائل 12 : 200/3 و 14 : 234/2 و 235/5، الجعفریّات: 89، دعائم الإسلام 2 : 217/804 .
2- البحار 65: 13/3، الاختصاص 294، بصائر الدّرجات 363/7، سفینه البحار 3: 867 .
3- حیاه الحیوان 2: 135 .

فدی

مقدار الفداء فی وقعه بدر

6 - السّیره الحلبیّه: إنّ العبّاس عمّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله لمّا اُخذ أسیراً ببدر لم

یجدوا له(1) قمیصاً، وکان رجلاً طوالاً، فکساه عبداللّه بن اُبیّ بن سلول قمیصه، وجعل صلّی اللّه علیه و آله فداء العبّاس أربعمائه أوقیّه. وفی روایه: أربعین أوقیّه من ذهب. وفی روایه قال له: إفد نفسک یا عبّاس وابنَی أخیک عقیل بن أبیطالب ونوفل بن الحرث عبدالمطّلب وحلیفک عتبه بن عمرو. ففدی نفسه بمائه أوقیّه، وکلّ واحد بأربعین أوقیّه.

7 - بحار الأنوار: عن تفسیر القمّیّ: (فی حدیث طویل) قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله للعبّاس:(2) إفدِ نفسَک وابن أخیک، فقال: یا رسول اللّه، لقد کنتُ أسلمت ولکنّ القوم استکرهونی، فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : اللّه أعلم بإسلامک، إن یکن ما تذکر حقّاً فإنّ اللّه عزّ وجلّ یجزیک علیه، فأمّا ظاهر أمرک فقد کنت علینا. ثمّ قال: یا عبّاس، إنّکم خاصمتم اللّه فخصمکم، ثمّ قال: إفدِ نفسک وابنَ أخیک.

وقد کان العبّاس أخذ معه أربعین أوقیّه من ذهب...(الحدیث).

8 - مجمع البیان: قال أبوجعفر الباقر علیه السلام : کان الفداء یوم بدر کلّ رجل من المشرکین(3) بأربعین أوقیّه والأوقیّه أربعون مثقالاً، إلاّ العبّاس، فإنّ فداءه کان مائه أوقیّه، وکان اُخذ منه حین أُسر عشرون أوقیّهً ذهباً.

9 - فتح الباری: مسنداً عن ابن عبّاس، أنّ النّبیّ صلی الله علیه و آله قال: یا عبّاس، إفد نفسک... (إلی(4) أن قال:) وذکر موسی بن عقبه أنّ فداءهم کان أربعین أوقیّهً ذهباً.

ص:579


1- السّیره الحلبیّه 1: 457 و 2: 209 .
2- البحار 19: 258، نور الثّقلین 2: 134.
3- مجمع البیان 4: 559 .
4- فتح الباری 7: 409 .

فرر

مَن تفرّ النّار عنهم مسیره أربعین سنه

10 - مستدرک الوسائل: عن لبّ اللّباب: (فی الخبر:) إنّ المذنبین من المؤنین إذا(1) اُدخلوا النّار یقولون: بسم اللّه، فتفرّ النّار عنهم مسیره أربعین سنه، لفضل بسم اللّه.

فرزدق

الإمام السجّاد علیه السلام یبعث للفرزدق عطاء أربعین سنه

11 - بحار الأنوار: عن الخرائج: روی أنّ علیّ بن الحسین علیه السلام حجّ فی السّنه الّتی حجّ(2) فیها هشام بن عبدالملک وهو خلیفه، فاستجهر النّاس منه علیه السلام وتشوّفوا وقالوا لهشام: من هو؟ قال هشام: لا أعرفه، لئلاّ یرغب النّاس فیه، فقال الفرزدق - وکان حاضراً - : أنا أعرفه، هذا الّذی تعرف البطحاء وطأته... (إلی آخر القصیده) فبعثه هشام وحبسه ومحا اسمه من الدّیوان، فبعث إلیه علیُّ بن الحسین علیه السلام بدنانیر، فردّها وقال: ما قلت ذلک إلاّ دیانه، فبعث بها إلیه أیضاً وقال: قد شکر اللّه لک ذلک.

فلمّا طال الحبس علیه - وکان یوعده بالقتل - شکا إلی علیّ بن الحسین علیهماالسلام فدعا له فخلّصه اللّه فجاء إلیه وقال: یا بن رسول اللّه، إنّه محا اسمی من الدّیوان، فقال: کم کان عطاؤ؟ قال: کذا، فأعطاه لأربعین سنه، وقال علیه السلام : لو علمت أ نّک تحتاج إلی أکثر من هذا لأعطیتک. فمات الفرزدق بعد أن مضی أربعون سنه.

ص:580


1- مستدرک الوسائل 4: 389.
2- البحار 46: 141/22، مستدرک الوسائل 10: 394/10، الخرائج والجرائح 1: 267/10، إثبات الهداه 3: 17 17، جامع أحادیث الشّیعه 12: 573 .

فرس

ما بقی من الأفراس زمن سلیمان علیه السلام

12 - بحار الأنوار: عن العلل: ماجیلویه، عن عمّه، عن البرقیّ، عن البزنطیّ، عن أبان بن(1) عثمان، عمّن ذکره، عن مجاهد، عن ابن عبّاس قال: کانت الخیل العراب وحوشاً بأرض العرب، فلمّا رفع إبراهیم وإسماعیل القواعد من البیت قال اللّه: إنّی قد أعطیتک کنزاً

لم اعطه أحداً کان قبلک. قال: فخرج إبراهیم وإسماعیل حتّی صعدا جیاداً فقالا: ألا هلا

ألا هلمّ. فلم یبق فی أرض العرب فرس إلاّ أتاه وتذلّل له وأعطت بنواصیها، وإنّما سُمّیت

جیاداً لهذا، فما زالت الخیل بعد تدعو اللّه أن یحبّبها إلی أربابها، فلم تزل الخیل حتّی اتّخذها سلیمان، فلمّا ألهته أمر بها أن یُمسح رقابها وسوقها، حتّی بقی أربعون فرساً.

عدد قتلی فرَس الإمام الحسین علیه السلام

13 - بحار الأنوار: قال ابن شهر آشوب: روی أبو مخنف، عن الجلودیّ أ نّه کان صُرع(2) الحسین علیه السلام فجعل فرسه یحامی عنه، ویثب علی الفارس فیخبطه عن سرجه ویدوسه، حتّی قتل الفرس أربعین رجلاً.

فرض

ما فرض النّبیّ صلی الله علیه و آله لعتّاب

14 - السّیره الحلبیّه: عن جابر رحمه اللّه، أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله استعمل عتّاب بن أُسَید(3) علی مکّه، وفرض له عمالته أربعین أوقیّه من فضّه.

ص:581


1- البحار 64:154/5 و 12:104/16 علل الشّرائع: 37/1 .
2- البحار 45: 57، المناقب 4: 58 .
3- السّیره الحلبیّه 3: 121 .

فرعن

ماحصل لفرعون بسبب ذعره من الثّعبان

15 - بحار الأنوار: قال الثّعلبیّ فی العرائس: (فی حدیث طویل) قال فرعون: «فَاْتِ بِهِ(1) اِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقینَ»،(1)(2)«فَاَلْقی عَصَاهُ فَاِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُبینٌ»(2)،(3)فاتحهً فاهاً قد ملأت ما بین سماطی فرعون، واضعه لحییها الأسفل فی الأرض والأعلی فی سور القصر حتّی رأی بعض من کان خارجاً من مدینه مصر رأسها، ثمّ توجّهت نحو فرعون لتأخذه فانفضّ عنها النّاس وذُعر عنها فرعون، ووثب عن سریره وأحدث حتّی قام به بطنه فی یومه ذلک أربعین مرّه... (إلی أن قال:) وانهزم فرعون فیمن انهزم منخوباً مرعوباً ذاهباً عقله، وقد استطلق بطنه فی یومه ذلک عن أربعمائه مرّه، ثمّ بعد ذلک إلی أربعین مرّه فی الیوم واللّیله علی الدّوام إلی أن هلک... (إلی آخره).

(4)

إمهال فرعون أربعین سنه

16 - لآلئ الأخبار: عن ابن عبّاس، أنّ بین إغراق فرعون وبین قوله: «اَ نَا رَبُّکُمُ الاَْعْلی»(5)(6)(7) طال أربعین سنه، فناجی موسی ربّه وقال: قد مهّلت فرعون أربعین سنه یقول: أنا ربّکم الأعلی، ویکذّب الرّسل، فأوحی اللّه إلیه أ نّه رجل حسن الخلق فی قضاء حوائج

النّاس ومهمّاتهم ولم یمنعهم من بابه، فأردت أن اُجازیه، فلذلک ترکته.

17 - کتاب الفردوس: عن ابن عبّاس: کلمتان قالهما فرعون: «مَا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ اِلهٍ غَیْری»(1) وقوله:«اَنَا رَبُّکُمُ الاَْعْلی»(2)،کان بینهما أربعون عاماً «فَاَخَذَهُ اللّه ُ نَکَالَ اْلاخِرَهِ وَالاُْولی».(3)(8)

ص:582


1- البحار 13: 145، العرائس: 114، سفینه البحار 4: 421.
2- الشّعراء / 31 .
3- الشّعراء/ 32 .
4- لآلئ الأخبار 2: 82 .
5- النّازعات / 24 .
6- الفردوس 3: 297/4890.
7- القصص / 38 . (2) النّازعات / 24 .
8- النّازعات / 25 .

فطم

تکبیر النّبیّ صلی الله علیه و آله علی فاطمه بنت أسد أربعین مرّه

18 - بحار الأنوار: عن الأمالی عن عبداللّه بن عبّاس قال: أقبل علیّ بن أبیطالب علیه السلام (1) ذات یوم إلی النّبیّ صلی الله علیه و آله باکیاً وهو یقول: إنّا للّه وإنّا إلیه راجعون، فقال له رسول اللّه صلی الله علیه و آله : مه یا علیّ، فقال علیّ علیه السلام : یا رسول اللّه ماتت اُمّی فاطمه بنت أسد، قال: فبکی النّبیّ صلی الله علیه و آله ... (إلی أن قال:) فصلّی علیها النّبیّ صلی الله علیه و آله صلاه لم یصلّ علی أحد قبلها مثل تلک الصّلاه، ثمّ کبّر علیها أربعین تکبیره... (الحدیث).

فی شأن تزویج فاطمه علیهاالسلام

19 - بحار الأنوار: عن المناقب: کان بین تزویج أمیرالمؤنین وفاطمه علیهماالسلام فی السّماء(2)

إلی تزویجهما فی الأرض أربعون یوماً، زوّجها رسول اللّه صلی الله علیه و آله من علیّ أوّل یوم من ذی الحجّه، وروی: أ نّه کان یوم السّادس منه.

شهاده الملائکه علی تزویج فاطمه علیهاالسلام

20 - بحار الأنوار: عن المناقب: ابن بطّه وابن المؤّن والسّمعانیّ فی کتبهم، بالإسناد(3) عن ابن عبّاس وأنس بن مالک قالا: بینما رسول اللّه صلی الله علیه و آله جالس إذ جاء علیّ فقال: یا علیّ، ما جاء بک؟ قال: جئت اُسلّم علیک، قال: هذا جبرئیل یخبرنی أنّ اللّه عزّ وجلّ زوّجک

فاطمه وأشهد علی تزویجها أربعین ألف ملک، وأوحی اللّه إلی شجره طوبی أن انثری

ص:583


1- البحار 35: 70/4، أمالی الصّدوق: 258/14 .
2- البحار 43: 110، المناقب 3: 349 .
3- البحار 43: 109، المناقب 3: 346، إحقاق الحقّ 10: 390 و 17: 86 و 19: 124 و 6: 604، الغدیر 2: 317.

علیهم الدّرّ والیاقوت، فنثرت علیهم الدّرّ والیاقوت، فابتدرن إلیه الحور العین یلتقطن فی أطباق الدّرّ والیاقوت، وهنّ یتهادینه بینهنّ إلی یوم القیامه، وکانوا یتهادون ویقولون: هذه تحفه خیر النّساء.

حمل فاطمه علیهاالسلام بالحسین علیه السلام

21 - بحار الأنوار: عن الخرائج: (فی حدیث) قال مقداد بن أسود الکندیّ: فقلت(1) لفاطمه: ما منزله الحسین؟ قالت: إنّه لمّا ولدت الحسن أمرنی أبی أن لا ألبس ثوباً أجد فیه اللّذّه حتّی أفطمه، فأتانی أبی زائراً فنظر إلی الحسن وهو یمصّ الثّدی فقال: فطمته؟ قلت: نعم، قال: إذا أحبّ علیٌّ الاشتمال فلا تمنعیه، فإنّی أری فی مقدّم وجهک ضوءاً ونوراً،

وذلک أ نّک ستلدین حجّه لهذا الخلق. فلمّا تمّ شهر من حملی وجدت فیّ سخنه، فقلت لأبی ذلک فدعا بکوز من ماء فتکلّم علیه وتفل علیه، وقال: إشربی. فشربت، فطرد اللّه

عنّی ما کنت أجد، وصرت فی الأربعین من الأیّام فوجدت دبیباً فی ظهری کدبیب النّمل فی بین الجلده والثّوب، فلم أزل علی ذلک حتّی تمّ الشّهر الثّانی... (الحدیث).

ذهاب فاطمه علیهاالسلام أربعین صباحاً طلباً للنُّصره

22 - بحار الأنوار: عن الاختصاص:عن عبداللّه بن سنان، عن أبی عبداللّه علیه السلام (فی(2) حدیث طویل) وقالت: اللّهمّ إنّهما ظلما ابنه نبیّک حقَّها، فاشدد وطأتک علیهما. ثمّ

خرجت وحملها علیّ علیه السلام علی أتان علیه کساء له خمل، فدار بها أربعین صباحاً فی بیوت المهاجرین والأنصار والحسن والحسین علیهماالسلام معها، وهی تقول: یا معشر المهاجرین والأنصار! انصروا اللّه وابنه نبیّکم وقد بایعتم رسول اللّه صلی الله علیه و آله یوم بایعتموه... (إلی أن قال:)

قالا: فما حملک علی أن دفنتها ولم تعلمنا بموتها؟ قال: هی أمرتنی، فقال عمر: واللّه لقد هممت بنبشها والصّلاه علیها، فقال علیّ علیه السلام : أما واللّه ما دام قلبی بین جوانحی وذوالفقار

ص:584


1- البحار 43: 272، الخرائج والجرائح 2: 843 .
2- البحار 29: 189، الاختصاص:184 .

فی یدی فإنّک لا تصل إلی نبشها فأنت أعلم، فقال أبوبکر: إذهب فإنّه أحقّ بها منّا. وانصرف النّاس، وفیه عدم نصره معاذ بن جبل فاطمه علیهاالسلام .

حینما اعتلّت فاطمه علیهاالسلام

23 - بحار الأنوار: عن المناقب: عن أبی الفضل بن خیرانه بإسناده أ نّه اعتلّت(1) فاطمه علیهاالسلام لمّا ولدت الحسین علیه السلام وجفّ لبنها، فطلب رسول اللّه صلی الله علیه و آله مرضعاً فلم یجد، فکان یأتیه فیلقمه إبهامه فیمصّها، فیجعل اللّه له فی إبهام رسول اللّه صلی الله علیه و آله رزقاً یغذوه. ویقال: بل کان رسول اللّه صلی الله علیه و آله یدخل لسانه فی فیه فیغرّه کما یغرّ الطّیر فرخه، فجعل اللّه له فی ذلک رزقاً، ففعل ذلک أربعین یوماً ولیله، فنبت لحمه من لحم رسول اللّه صلی الله علیه و آله .

شهاده فاطمه علیهاالسلام ومدّه مکثها بعد أبیها

24 - بحار الأنوار: عن کشف الغمّه: ذکر ابن الخشّاب، عن شیوخه یرفعه، عن أبی(2) جعفر محمّد بن علیّ علیهماالسلام قال: ولدت فاطمه بعد ما أظهر اللّه نبوّه نبیّه وأنزل علیه الوحی بخمس سنین وقریش تبنی البیت، وتُوفّیت ولها ثمانی عشره سنه وخمسه وسبعون یوماً. وفی روایه صدقه: ثمانی عشره سنه وشهر وخمسه عشر یوماً، وکان عمرها مع أبیها بمکّه ثمانی سنین، وهاجرت إلی المدینه مع رسول اللّه صلی الله علیه و آله فأقامت معه عشر سنین. وکان عمرها ثمانی عشره سنه، فأقامت مع علیّ أمیر المؤنین بعد وفاه أبیها خمسه وسبعین یوماً. وفی روایه اُخری: أربعین یوماً.

25 - بحار الأنوار: عن المناقب: قبض النّبیّ صلی الله علیه و آله ولها یومئذٍ ثمانی عشره سنه وسبعه(3) أشهر، وعاشت بعده اثنین وسبعین یوماً، ویقال: خمسه وسبعین یوماً، وقیل: أربعه أشهر.

وقال القربانیّ: قد قیل: أربعین یوماً، وهو أصحّ... (إلی أن قال:) ثمّ مرضت ومکثت أربعین

ص:585


1- البحار 43: 254/31، المناقب 4: 50 .
2- البحار 43:7/8 ، الاختصاص:184 .
3- البحار 43: 180/16 .

لیله... (إلی آخره).

26 - بحار الأنوار: عن کشف الغمّه: روی أنّ أبا جعفر علیه السلام أخرج سفطاً(1) أوحُقّاً،(1)(2) وأخرج منه کتاباً فقرأه وفیه وصیّه فاطمه علیهاالسلام : بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، هذا ما أوصت به فاطمه بنت محمّد صلی الله علیه و آله : أوصت بحوائطها السّبعه إلی علیّ بن أبی طالب، فإن مضی فإلی الحسن، فإن مضی فإلی الحسین، فإن مضی فإلی الأکابر من ولدی. شهد المقداد بن الأسود والزّبیر بن العوّام، وکتب علیّ بن أبی طالب.

وعن أسماء بنت عمیس قالت: أوصتنی فاطمه علیهاالسلام أن لایغسّلها إذا ماتت إلاّ أنا وعلیّ،

فغسّلتها أنا وعلیّ علیه السلام . وقیل: قالت فاطمه علیهاالسلام لأسماء بنت عمیس حین توضّأت وضوءها للصّلاه: هاتی طیبی الّذی أتطیّب به، وهاتی ثیابی الّتی اُصلّی فیها. فتوضّأت ثمّ وضعت رأسها فقالت لها: اجلسی عند رأسی، فإذا جاء وقت الصّلاه فأقیمینی، فإن قمت وإلاّ فأرسلی إلی علیّ. فلمّا جاء وقت الصّلاه قالت: الصّلاهَ یا بنت رسول اللّه. فإذا هی قد قُبضت، فجاء علیّ فقالت له: قد قبضت ابنه رسول اللّه، قال علیّ: متی؟ قالت: حین أرسلت إلیک. قال: فأمر أسماء فغسّلتها، وأمر الحسن والحسین علیهماالسلام یدخلان الماء، ودفنها لیلاً وسوّی قبرها، فعوتب علی ذلک فقال: بذلک أمرتنی.

وروی أ نّها بقیت بعد أبیها أربعین صباحاً، ولمّا حضرتها الوفاه قالت لأسماء: إنّ جبرئیل أتی النّبیّ صلی الله علیه و آله لمّا حضرته الوفاه بکافور من الجنّه فقسّمه أثلاثاً، ثلُثاً لنفسه، وثلثاً لعلیّ، وثلثاً لی، وکان أربعین درهماً. فقالت: یا أسماء، ائتینی ببقیّه حنوط والدی من موضع کذا وکذا فضعیه عند رأسی. فوضعته، ثمّ تسجّت بثوبها وقالت: انتظرینی هنیهه وادعینی، فإن أجبتک وإلاّ فاعلمی أ نّی قد قدمت علی أبی صلی الله علیه و آله . فانتظرتْها هنیهه ثمّ نادتها فلم تجبها، فنادت: یا بنت محمّد المصطفی، یا بنت أکرم من حملته النّساء، یا بنت خیر من وطئ الحصاء، یا بنت من کان من ربّه قاب قوسین أو أدنی. قال: فلم تجبها، فکشفت الثّوب عن وجهها فإذا بها قد فارقت الدّنیا، فوقعت علیها تقبّلها وهی تقول: فاطمه، إذا

ص:586


1- البحار 43: 185/18، مستدرک الوسائل 2: 210/4، کشف الغمّه 1: 499، جامع أحادیث الشّیعه 3: 220.
2- السّفط: الوعاء الّذی یُعبّأ فیه الطّیب وما أشبهه (القاموس المحیط: سفط).

قدمتِ علی أبیک رسول اللّه فأقرئیه عن أسماء بنت عمیس السّلام. فبینا هی کذلک إذ دخل الحسن والحسین فقالا: یا أسماء ما یُنیم اُمَّنا فی هذه السّاعه؟ قالت: یا ابنَی

رسول اللّه، لیست اُمّکما نائمه، قد فارقت الدّنیا. فوقع علیها الحسن یقبّلها مرّه ویقول: یا اُمّاه کلّمینی قبل أن تفارق روحی بدنی، قالت: وأقبل الحسین یقبّل رجلها ویقول: یا امّاه

أنا ابنک الحسین کلّمینی قبل أن یتصدّع قلبی فأموت. قالت لهما أسماء: یا ابنی رسول اللّه،

انطلقا إلی أبیکما علیٍّ فأخبراه بموت اُمّکما. فخرجا، حتّی إذا کانا قرب المسجد رفعا

أصواتهما بالبکاء فابتدرهما جمیع الصّحابه فقالوا: ما یبکیکما یا ابنی رسول اللّه لا أبکی اللّه أعینکما؟! لعلّکما نظرتما إلی موقف جدّکما فبکیتما شوقاً إلیه، فقالا: لا، أوَلیس قد

ماتت أُمّنا فاطمه علیهاالسلام . قال: فوقع علیّ علیه السلام علی وجهه یقول: بمَن العزاء یا بنت محمّد؟ کنت بک أتعزّی، ففیم العزاء من بعدک؟ ثمّ قال:

لکلّ اجتماع من خلیلین فُرقهٌ

وکلّ الّذی دون الفراق قلیلُ

وإنّ افتقادی فاطماً بعد أحمدٍ

دلیل علی أن لا یدوم خلیلُ

ثمّ قال علیه السلام : یا أسماء، غسّلیها وحنّطیها وکفّنیها. قال: فعسّلوها وکفّنوها وحنّطوها وصلّوا علیها لیلاً ودفنوها بالبقیع، وماتت بعد العصر.

27 - بحار الأنوار: عن روضه الواعظین: مرضت فاطمه علیهاالسلام مرضاً شدیداً ومکثت(1) أربعین لیله فی مرضها إلی أن تُوفّیت علیهاالسلام ... (الحدیث).

28 - بحار الأنوار: روی ورقه بن عبداللّه الأزدیّ (فی حدیث طویل) ثمّ إنّه علیه السلام بنی لها(2) بیتاً فی البقیع نازحاً عن المدینه یسمّی (بیت الأحزان)، وکانت إذا أصبحت قدّمت الحسن

والحسین علیهماالسلام أمامها وخرجت إلی البقیع باکیه، فلا تزال بین القبور باکیه. فإذا جاء اللّیل أقبل أمیر المؤنین علیه السلام إلیها وساقها بین یدیه إلی منزلها، ولم تزل علی ذلک إلی أن مضی لها بعد موت أبیها سبعه وعشرون یوماً، واعتلّت العلّه الّتی تُوفّیت فیها، فبقیت إلی یوم الأربعین. وقد صلّی أمیر المؤنین علیه السلام صلاه الظّهر وأقبل یرید المنزل إذ استقبلته

ص:587


1- البحار 43: 191/20، روضه الواعظین: 151 .
2- البحار 43: 174/15 .

الجواری باکیات حزینات، فقال لهنّ: ما الخبر؟! ومالی أراکنّ متغیّرات الوجوه والصّور؟!

فقلن: یا أمیر المؤنین، أدرک ابنه عمّک الزّهراء علیهاالسلام ، وما نظنّک تدرکها... (الحدیث).

29 - بحار الأنوار: عن کتاب سلیم بن قیس الهلالیّ، عن أبان بن أبی عیّاش عنه، عن(1)

سلمان وعبداللّه بن العبّاس قالا: توفّی رسول اللّه صلی الله علیه و آله یوم توفّی فلم یوضع فی حفرته حتّی نکث النّاس وارتدّوا وأجمعوا علی الخلاف، واشتغل علیّ علیه السلام برسول اللّه صلی الله علیه و آله حتّی فرغ من غُسله وتکفینه وتحنیطه ووضعه فی حفرته، ثمّ أقبل علی تألیف القرآن وشغل عنهم

بوصیّه رسول اللّه صلی الله علیه و آله .

فقال عمر لأبی بکر: یا هذا، إنّ النّاس أجمعین قد بایعوک ما خلا هذا الرّجل وأهل بیته، فابعث إلیه. فبعث إلیه ابن عمّ لعمر یقال له: قنفذ، فقال له: یا قنفذ، انطلق إلی علیّ فقل له: أجب خلیفه رسول اللّه. فبعثا مراراً وأبی علیّ علیه السلام أن یأتیهم، فوثب عمر غضبان ونادی خالد بن الولید وقنفذاً فأمرهما أن یحملا حطباً وناراً، ثمّ أقبل، حتّی انتهی إلی باب علیّ وفاطمه علیهماالسلام ، وفاطمه قاعده خلف الباب قد عصّبت رأسها، ونحل جسمها فی وفاه رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، فأقبل عمر حتّی ضرب الباب ثمّ نادی: یا بن أبی طالب، افتح الباب، فقالت فاطمه: یا عمر، ما لنا ولک لا تدعنا وما نحن فیه! قال: افتحی الباب وإلاّ أحرقنا علیکم

بیتکم، فقالت: یا عمر، أما تتّقی اللّه عزّوجلّ، تدخل علی بیتی وتهجم علی داری؟! فأبی

أن ینصرف، ثمّ دعا عمر بالنّار فأضرمها فی الباب فأحرق الباب، ثمّ دفعه عمر فاستقبلته

فاطمه علیهاالسلام وصاحت: یا أبتاه یا رسول اللّه! فرفع السّیف وهو فی غمده فوجأ به جنبها، فصرخت، فرفع السّوط فضرب به ذراعها فصاحت: یا أبتاه!

فوثب علیّ بن أبی طالب علیه السلام فأخذ بتلا بیب عمر، ثمّ هزّه فصرعه ووجأ أنفه ورقبته وهمّ بقتله، فذکر قول رسول اللّه صلی الله علیه و آله وما أوصاه به من الصّبر والطّاعه، فقال: والّذی کرّم محمّداً بالنّبوّه یابن صِهاک «لَوْلاَ کِتَابٌ مِنَ اللّه ِ سَبَقَ»(1)(2) لعلمتَ أ نّک لا تدخل بیتی. فأرسل عمر یستغیث، فأقبل النّاس حتّی دخلوا الدّار فکاثروه وألقوا فی عنقه حبلاً، فحالت بینهم

ص:588


1- البحار 43: 197/29 و 81: 256/18 و 28: 303، کتاب سلیم بن قیس: 29/4، مستدرک الوسائل 2: 360/4.
2- الأنفال / 68 .

وبینه فاطمه عند باب البیت، فضربها قنفذ الملعون بالسّوط ، فماتت حین ماتت وإنّ فی عضدها کمثل الدّملج من ضربته لعنه اللّه، فألجأها إلی عضاده بیتها ودفعها فکسّر ضلعها

من جنبها، فألقت جنیناً من بطنها. فلم تزل صاحبه فراش حتّی ماتت علیهاالسلام من ذلک شهیده.

وساق الحدیث الطّویل فی الدّاهیه العظمی والمصیبه الکبری... (إلی أن قال ابن عبّاس:) ثمّ إنّ فاطمه علیهاالسلام بلغها أنّ أبا بکر قبض فدکاً، فخرجت فی نساء بنی هاشم حتّی

دخلت علی أبی بکر فقالت: یا أبا بکر، ترید أن تأخذ منّی أرضاً جعلها لی رسول اللّه صلی الله علیه و آله ! فدعا أبو بکر بدواه لیکتب به لها، فدخل عمر فقال: یا خلیفه رسول اللّه، لا تکتب لها حتّی تقیم البیّنه بما تدّعی، فقالت فاطمه علیهاالسلام : علیّ واُمُّ أیمن یشهدان بذلک، فقال عمر: لا تقبل شهاده امرأه أعجمیّه لا تفصح، وأمّا علیّ فیجرّ النّار إلی قرصته.

فرجعت فاطمه مغتاظه فمرضت، وکان علیّ یصلّی فی المسجد الصّلوات الخمس، فلمّا صلّی قال له أبو بکر وعمر: کیف بنت رسول اللّه؟ إلی أن ثقلت فسألا عنها وقالا: قد کان بیننا وبینها ما قد علمت، فإن رأیت أن تأذن لنا لنعتذر إلیها من ذنبنا، قال: ذاک إلیکما.

فقاما فجلسا بالباب، ودخل علیّ علیه السلام علی فاطمه علیهاالسلام فقال لها: أیّتها الحرّه، فلان وفلان بالباب یریدان أن یسلّما علیک، فما تریدین؟ قالت: البیت بیتک، والحرّه زوجتک،

إفعل ما تشاء، فقال: سدّی قناعک. فسدّت قناعها وحوّلت وجهها إلی الحائط، فدخلا وسلّما وقالا: إرضَی عنّا رضی اللّه عنک، فقالت: ما دعا إلی هذا؟ فقالا: إعترفنا بالإساءه

ورجونا أن تعفی عنّا، فقالت: إن کنتما صادقینِ فأخبرانی عمّا أسألکما عنه، فإنّی لا

أسألکما عن أمر إلاّ وأنا عارفه بأ نّکما تعلمانه، فإن صدقتما علمت أ نّکما صادقان فی

مجیئکما، قالا: سلی عمّا بدا لک، قالت: نشدتکما باللّه، هل سمعتما رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: فاطمه بضعه منّی، فمن آذاها فقد آذانی؟ قالا: نعم، فرفعت یدها إلی السّماء فقالت: اللّهمّ

إنّهما قد آذیانی، فأنا أشکوهما إلیک وإلی رسولک، لا واللّه لاأرضی عنکما أبداً حتّی ألقی أبی رسول اللّه صلی الله علیه و آله وأخبره بما صنعتما فیکون هو الحاکمَ فیکما. قال: فعند ذلک دعا أبوبکر بالویل والثّبور وجزع جزعاً شدیداً فقال عمر: تجزع یا خلیفه رسول اللّه من قول امرأه؟!

قال: فبقیت فاطمه علیهاالسلام بعد وفاه أبیها صلی الله علیه و آله أربعین لیله، فلمّا اشتدّ بها الأمر دعت

ص:589

علیّاً علیه السلام وقالت: یا بن عمّ، ما أرانی إلاّ لما بی، وأنا اُوصیک أن تتزوّج بأمامه بنت اُختی زینب تکون لولْدی مثلی، واتّخذْ لی نعشاً، فإنّی رأیت الملائکه یصفونه لی، وأن لا یشهد

أحد من أعداء اللّه جنازتی ولادفنی ولاالصّلاه علَیّ.

قال ابن عبّاس: فقُبضت فاطمه علیهاالسلام من یومها، فارتجّت المدینه بالبکاء من الرّجال

والنّساء، ودُهش النّاس کیوم قُبض فیه رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، فأقبل أبوبکر وعمر یعزّیان علیّاً علیه السلام ویقولان له: یا أبا الحسن لاتسبقنا بالصّلاه علی ابنه رسول اللّه. فلمّا کان اللّیل دعا علیّ علیه السلام العبّاس والفضل والمقداد وسلمان وأباذرّ وعمّاراً فقدّم العبّاس فصلّی علیها ودفنوها.

فلمّا أصبح النّاس أقبل أبوبکر وعمر والنّاس یریدون الصّلاه علی فاطمه علیهاالسلام ، فقال المقداد: قد دفنّا فاطمه البارحه. فالتفت عمر إلی أبی بکر فقال: ألم أقل لک إنّهم سیفعلون؟

قال العبّاس: إنّها أوصت أن لا تصلّیا علیها، فقال عمر: لا تترکون یا بنی هاشم حسدکم

القدیم لنا أبداً، إنّ هذه الضّغائن الّتی فی صدورکم لن تذهب، واللّه لقد هممت أن أنبشها

فاُصلّی علیها، فقال علیّ علیهاالسلام : واللّه لو رُمت ذاک یا بن صهاک لأرجعت إلیک یمینک، لئن سللتُ سیفی لاغمدته دون إزهاق نفسک. فانکسر عمر وسکت، وعلم أنّ علیّاً علیه السلام إذا حلف صدق.

ثمّ قال علیّ علیه السلام : یا عمر، ألست الّذی همّ بک رسول اللّه صلی الله علیه و آله وأرسل إلیّ فجئت متقلّداً سیفی، ثمّ أقبلت نحوک لأقتلک فأنزل اللّه عزّوجلّ: «فَلاَ تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ اِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا»؟!(2)(1)

30 - بحار الأنوار: عن عیون المعجزات للسّیّد المرتضی رحمه اللّه: روی أنّ فاطمه علیهاالسلام (2)

توفّیت ولها ثمان عشره سنه وشهران، وأقامت بعد النّبیّ صلی الله علیه و آله خمسه وسبعین یوماً. وروی أربعین یوماً، وتولّی غسلها وتکفینها أمیر المؤنین علیه السلام ، وأخرجها ومعه الحسن والحسین فی اللّیل وصلّوا علیها ولم یعلم بها أحد، ودفنها فی البقیع، وجدّد أربعین قبراً فاستشکل

ص:590


1- مریم / 84 .
2- البحار 43: 212/41 .

اللاحق

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی