تایتل قالب


  • نشـان شــاکر
  • ۱ قالَ النَّبىُّ صلی الله علیه و آله: وَ امّا عَلامَةُ الشّاکِرِ فَاَرْبَعَةٌ: اَلشُّـکْرُ فِى النَّعْماءِ وَ الصَّبْرُ فِى الْبَلاءِ وَ الْقُنُوعُ بِقِسْمِ اللّهِ وَ لا یَحْمِدُ وَ لا یُعَظِّمُ اِلاَّ اللّهَ. [بحارالانوار، ج 1، ص 120.]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نشانه شاکر و سپاسگزار چهار چیز است:
۱ ـ در نعمتها شکر مى کند،
۲ ـ در گرفتارى صبر مى کند،
۳ ـ به قسمت الهى راضى و قانع است،
۴ ـ و جز خدا، کسى را ستایش و تعظیم نمى کند.

  • نشــان صـابر
  • ۲ قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله: عَلامَةُ الصّابِرِ فى ثَلاثٍ: اَوَّلُها اَنْ لا یَکْسِلَ وَالثّانِیَةُ اَنْ لا یَضْجُرَ وَالثّالِثَةُ اَنْ لا یَشْکُو مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ، لاَِنّهُ اِذا کَسِلَ فَقَدْ ضَیَّعَ الْحَقَّ وَ اِذا ضَجَرَ لَمْ یُؤَدِّ الشُّکْرَ وَ اِذا شَکى مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَصاهُ. [علل الشرایع، ص 498 (باب 253).]

حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: علامت صابر در سه چیز است:
نخست آنکه کسل و تنبل نباشد،
دوم آنکه بى حوصله و بى تاب نباشد،
سوم آنکه از پروردگارش شکایت نکند،
زیرا اگر کسل باشد، حقّ را ضایع مى سازد، اگر بى حوصله باشد، شکر را به جا نمى آورد و اگر از پروردگارش شکایت کند او را نافرمانى کرده است.

  • نشــان عـالِم
  • ۳ کانَ اَمیرُالمُؤمنینَ علیه السلام یَقُولُ: یا طالِبَ الْعِلمِ! اِنَّ لِلْعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: اَلْعِـلْمُ وَالْحِـلْمُ وَالْصَّـمْتُ. [اصول کافى، ج 1، ص 37.]

امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرمود: اى جویاى دانش! دانشمند را سه نشانه است: علم، بردبارى و سکوت.

  • نشـان غــافـل
  • ۴ قالَ عَلِىٌّ علیه السلام: کـَفى بِالْمـَرْءِ غـَفْلـَةً اَنْ یَصْرِفَ هَمَّهُ فیما لا یَعنیهِ. [میزان الحکمه، ج 7، ص 267.]

على علیه السلام فرمود: در غفلت یک انسان، همین بس که همّت و تلاش خود را صرف چیزى کند که به دردش نمى خورد و به کارش نمى آید.


  • فروش قبل از تحویل
  • ۱ قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلَّی الله علیه و آله: اِذَا اشْـتَرَیْتَ بَیْـعا فَلا تَبِعْهُ حَتَّى تَقْبِضَهُ. [کنزالعمال، جلد 4/15]

رسول خدا صلَّی الله علیه و آله فرمود: وقتى چیـزى خـریدى پیش از آنکه آن را تحویل بگیرى نفروش.

  • فروش کالاى معیوب
  • ۲ قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلَّی الله علیه و آله: الْمُسْلِمُ اَخُوا لْمُسْلِمِ وَلایَحِلُّ لِمُسْلِمٍ باعَ مِنْ اَخِیهِ بَیْعا فِیهِ عَیْبٌ اِلاّ بَیَّنَهُ. [کنز العمال جلد 4/59]

رسول خدا صلَّی الله علیه و آله فرمود: مسلمان با مسلمان بـرادر است و جایز نیست به برادرش چیز معیوبى را بفروشد مگر آنکه به او اعـلام نماید.

  • غشّ در معامله
  • ۳ قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلَّی الله علیه و آله: یا صَاحِبَ الطَّعامِ، اَسْفَلُ هذا مِثْلُ اَعْلاهُ؟ مَن غَشَّ الْمُسْلِمینَ، فَلَیْسَ مِنْهُمْ. [کنز العمال جلد 4/60]

رسول خدا صلَّی الله علیه و آله فرمود: اى خواروبار فروش، زیر این کالا همانند روى آن است؟ هرکس به مسلمانان خیانت کند مسلمان نیست.

  • دخالت درمعامله مؤمن
  • ۴ قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلَّی الله علیه و آله: لایَبِعْ بَعْضُکُمْ عَلى بَیْعِ اَخِیهِ. [کنزالعمال، جلد 4/69]

رسول خدا صلَّی الله علیه و آله فرمود: هیچ یک از شما وارد معامله برادر دینى خود نشود.


  • ارزش سلام
  • ۱ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: مَنْ لَقِىَ عَشَرَةً مِنَ الْمُسْلِمینَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ کَتَبَ اللّهُ لَهُ عِتْقَ رَقَبَةٍ. [ بحار ، ج 76، ص 4 .]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هر کس به ده تن از مسلمانان برخورد نماید و بر آنها سلام کند، خداوند ثواب آزاد کردن یک بنده را به او خواهد داد.
 

  • پاداش سلام
  • ۲ عَنْ عَلِىٍّ علیه السلام قالَ: لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنَةٌ، تِسْعَةٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدى وَ واحِدَةٌ لِلرّادِّ. [ همان، ص 11 .]

از على علیه السلام نقل شده که فرمود: سلام هفتاد حسنه دارد که شصت و نه حسنه براى سلام کننده و فقط یک حسنه، براى پاسخ دهنده است.
 

  • سـلام و درود مـلائـکه
  • ۳ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: اِذا سَلَّمَ الْمُسْلِمُ عَلَى الْمُسْلِمِ فَرَدَّ عَلَیْهِ صَلَّتْ عَلَیْهِ الْمَلائِکَةُ سَبْعِینَ مَرَّةً. [ محجه البیضاء، ج 3، ص 382 .]

خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله فرمود: وقتى مسلمانى بر مسلمان دیگر سلام کند و او پاسخ دهد، ملائکه هفتاد بار به او درود مى فرستند.
 

  • سلام و محبّت
  • ۴ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: وَ الَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لاتَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتّى تُؤْمِنُوا، وَ لاتُؤْمِنُونَ حَتّى تَحابُّوا، اَفَلا اَدُلُّکُمْ عَلى عَمَلٍ اِذا عَمِلْتُمُوهُ تَحابَبْتُمْ؟ قالُوا: بَلى یا رَسُولَ اللّهِ، قالَ: اَفْشُوا السَّلامَ بَیْنَکُمْ. [ محجة البیضاء، ج 4، ص 382 .]

پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله فرمود: قسم به کسى که جانم در دست اوست(خدا)، وارد بهشت نمى شوید تا ایمان بیاورید و ایمان نمى آورید تا اینکه همدیگر را دوست داشته باشید، آیا راهنمائى کنم شما را به کارى که وقتى انجام دهید همدیگر را دوست خواهید داشت؟ گفتند: بله یا رسول اللّه، حضرت فرمود: سلام را در میان خودتان افشاء (علنى) کنید.
 

  • سـلام محـبوب خـدا
  • ۵ عَنْ اَبِى جَعْفَرٍ علیه السلام قالَ: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اِطْعامَ الطَّعامِ وَ اِفْشاءَ السَّلامِ. [ بحارالأنوار، ج 76، ص 10 .]

امام باقر علیه السلام فرمود: خـداوند متـعال، غذا دادن به دیـگران و افـشاء سلام را دوسـت دارد.


  • گزینـش دوسـت
  • ۱ الإمام علیّ علیه السلام أَلصّاحِبُ کَالرُّقْعَةِ فِى الثَّوبِ فَاتَّخِذْهُ مُشاکِلاً. [غررالحکم ج1 ص379]

امام عـلى علیه السلام فرمود: همنشین و دوسـت، همانند وصله در لباس است، پس آن را همشکل برگزین.
در این که هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار، حرفى نیست.
در این هم که انتخاب دوست، هنر است و هنر بزرگتر، نگهداشتن دوست است، سخنى نیست.
مهمتر از همه، داشتن «معیار» در انتخاب دوست است. نیازى به توضیح نیست که همنشینى، تا چه حد در افکار و رفتار انسان مؤثر است. گاهى صالحترین افراد، قربانى معاشرت با دوستان ناباب مى شوند. گاهى هم انسانهاى خطاکار و آلوده، در اثر همجوارى با افرادى خودساخته و پاک، از عطر دلاویز صداقت و پاکى و دیندارى آنان، معطر مى شوند و راهى نو در پیش مى گیرند.
به تعبیر مولایمان حضرت على علیه السلام، گزینش دوست، مثل وصله زدن بر جامه اى است که پاره شده است. عاقلانه آن است که وصله را از جنس و نوع و رنگ پارچه اى انتخاب کنیم که به هم بخورند و ترکیب ناهماهنگى پدید نیاورند طبق فرهنگ «کبوتر با کبوتر باز با باز»، زیبنده دوستى با یک مسلمان متعهّد، کسى است که شایستگى اخلاقى و پاکى و عفاف داشته باشد.
دوستانى انتخاب کنید که با فکر و فرهنگ و باورهاى دینى و سنتهاى ارزشمند مکتبى و ملى شما متناسب باشد، وگرنه چهره زندگى و اخلاق اجتماعى شما زشت و ناهماهنگ خواهد شد.
کسى که به ایمان و اخلاق و تعهد شما آسیب برساند، «وصله ناجور» بر اندام شماست.

  • رعـایت اولـویـّت‏ها
  • ۲ الإمام علیّ علیه السلام مَنِ اشْتَـغَلَ بِغَیْرِ الْمُهِمِّ ضَیَّعَ الأَهـَمَّ. [(غررالحکم ج2 ص330]

امام عـلى علیه السلام فرمود: هر کس به کار غیر مهم بپردازد، کار مهم تر را تباه ساخته است!
از ضرورى ترین کارها در یک «زندگى موفق» برنامه ریزى و اولویت بندى در کارهاست.
به هر چیزى به اندازه اهمیت و ضرورتش باید بها داد و وقت صرف آن کرد.
همه کارها در یک درجه از اهمیت نیستند.
کارِ لازم داریـم و لازمـتر، مفید داریم و مفـیدتر. در یک مرحله بـاید این اولویتها را شـناخت، در گام دوم بـاید طبـق آن، برنـامه ریزى و عـمل کــرد.
این یکى از شیوه ها و نکات «مدیریت» است که انسانرا در رسیدن به هدف و بهره گیرى از امکانات موفق تر مى سازد.
راستى... به چه کارى مشغولیم؟
آیا کارهاى مهمترى هست که زمین مانده باشد؟ اگر وقت خود را صرف کارهاى کم اهمیت یا غیر ضرورى یا لغو بکنیم، در آینده حسرت این غفلت ها را خواهیم خورد و آنگاه دیگر فرصت تدارک و جبران هم برایمان نخواهد بود.
«اَهمّ» و «مُهم» کردن در امور و برنامه ریزى، شرط کامیابى است در غیر این صورت، آنچه باید انجام دهیم، زمین مى ماند و کارهاى کم اهمّیت سرمایه و وقت و عمر ما را مى خورد!


1. إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَکَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فی ما لایعنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ. 
همانا معرفت و کمال دین مسلمان، در گرو رهاکردن سخنان و حرف هائى است که به حال او ـو دیگران ـ سودى ندارد. و از ریا و خودنمائى دورى جستن، در برابر مشکلات زندگى بردبار و شکیبا بودن و  داراى اخلاق پسندیده و نیک سیرت بودن است.

تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11

2. مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ أکْمَلَ ما فیهِ، کانَ هَلاکُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ. 
کسى که بینش و عقل خود را به کمال نرساند ـ و در رُکود فکرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاکت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26

3. عَجَباً کُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَکَ دارَ الْبقاء. 
بسیار عجیب است از کسانى که براى این دنیاى زودگذر و فانى کار مى کنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را که باقى و ابدى است رها و فراموش کرده اند.

بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128

4. نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه. 
نظر کردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح


بقـاى دین خــدا
۱ عَنْ أبى حَمزة قالَ: قُلْتُ لأبى جَعْفَر علیه السلام:قالَ اللّه تَعالى:«کُلُ شَى ءٍ هالِکٌ الاّ وَجهَهُ» قالَ: فَیَهلِکُ کُلُّ شَى ءٍ وَ یَبْقَى الوَجْهُ اَنّ عَزَّوَجَلَّ اَعْظَمُ مِنْ اَنْ یُوصَفَ بِالوَجهِ وَلِکن مَعُناهُ کُلُّ شَى ءٍ هالِکٌ اِلاّ دینُهُ وَ الوَجْهُ الذّى یُؤتى مِنهُ. [معانى الاخبار، ص 12.]
امـام بـاقر علیه السلام دربـاره آیـه« کل شى هـالک الاّ وجـهه »بـه ابوحمزه ثمالى فرمود: هر چیز نابود مى شود و وجه باقى مى ماند. خداوند بزرگ تر از آن است که وجه (چهره) داشته باشد و معناى آیه این است که همه چیز نابود مى شود الاّ دین خدا و سمت و سویى که مردم از آن به سمت خدا رو مى آورند.

نشـانه‏ هاى شـیعه
۲ عَن الباقِر علیه السلام : اِنَّ بَعْضَ اَصَحْابِهِ سَأَلَهُ فَقالَ: جُعِلتُ فَدِاکَ اِنَّ الشّیعَهَ عِنْدَ ناکثیروُنَ، فَقالَ: هَلْ یَعْطِفُ الغَنِىُّ عَلى الفَقیرَ، وَ یَتَجاوَزُ المُحْسِنُ عَنْ المُسى ء وَ یَتَواسُونَ؟ قُلْتُ: لا، قالَ علیه السلام : لَیْسَ هؤُلاءِ الشّیعَةَ، الشَّیعَةُ مَنْ یَفْعَلُ هذا. [قضاء حقوق المؤمنین، الشیخ ابو على الصورى، ص 21، ح 22.]
یکى از یاران امام باقر علیه السلام به آن حضرت گفت: شیعیان در منطقه ما زیادند. حضرت فرمود: آیـا توانـگر آنان بر فقیر مهر مى ورزد؟ و نیکوکار از بدکار مى گذرد؟ و مواسات و بذل و بخشش مالى دارند؟ گفت: خیر. حضرت فرمود: اینان شیعه نیستند. شیعه کسى است که چنین باشد.

چشـم‏هاى عـزیز
۳ قالَ الباقِر علیه السلام: کُلُ عَیْنٍ باکِیَةٌ یَوْمَ القِیامَةِ اِلاّ ثَلاثَ عُیُونٍ: عَیْنٌ سَهَـرَتْ فِى سَبـیلِ اللّه ِ. وَ عَیْنٌ فاضَت مِنْ خَشْیَةِ اللّه ِ. وَ عَیْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّه ِ. [معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ص 34.]
امام باقر علیه السلام فرمود: روز قیامت همه چشم ها گریان است مگر سه چشم: چشمى که در راه خدا بیدار مانده است، چشمى که از خوف خدا گریسته است، چشمى که از محارم الهى فرو بسته شده است.

خصـلتهاى الـهى
۴ رُوِىَ عَنِ الباقِر علیه السلام قالَ: تِسْعُ خِصالٍ خَصَّ اللّه ُ بِها رُسُلَهُ فَاْمتَحِنُوا أنفُسَکُمْ فَإنْ کانت فَیکُمْ فَاحْمَدُوا اللّه َ تَعالى عَلَیْها فاْسَاَلُوُهُ فِیْها، وَ هُمُ: الیَقینُ وَ القَناعَةُ وَ الصَّبْرُ وَ الشُّکْرُ وَ الحِلْمُ وَ حُسْنُ الخُلْقِ وَ السَّخاءُ وَ الشَّجاعَةُ وَ التَّنَزُّهُ. [معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ص 34.]
امام باقر علیه السلام فرمود: نُه خصلت است که خداوند آن ها را از ویژگیهاى پیامبرانش قرار داده است. پس خود را بیازمایید بنگرید اگر آنها را دارید، خدا را حمد و ستایش کنید و اگر ندارید از او بخواهید. آن ها عبارتند از: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوت، شجاعت، پاکیزگى و پارسایى.


1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) : 
الَّذی یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ انْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ ائِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فی ارْضِهِ، وَ اُمَناوُهُ عَلی خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فی بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1]) 
امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم. 
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه می باشیم، حلال و حرام را می شناسیم، تاویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم. 

2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بِی یُدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اهْلِی وَ شِیعَتِی.([2]) 
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد. 

3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلی رُواهِ حَدیثِنا (احادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْهِمْ.([3]) 
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسی، عبادی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها می باشم. 

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4]) 
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم می باشد و کناره گیری عدّه ای، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره های نیکوی پروردگار می باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده های ما خواهند بود. 

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّهَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَهَ، فَإذَا اشْتَهی مُوْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَه عَلَی الصُّورَهِ الَّتی یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَهً.([5]) 


قالَ الاِمامُ أبو محمّد الحَسَنُ الْعَسْکَری (علیه السلام) :

1. پرهیز از جدال و شوخی

«لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاوُکَ وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَاَ عَلَیْکَ.»: جدال مکن که ارزشت میرود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند.


2. تواضع در نشستن

«مَنْ رَضِی بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّی یَقُومَ.»:

هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.


3. هلاکت در ریاست و افشاگری 
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ یَمینًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِی یَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِاَهْوَنِ سَعْی وَ إِیّاکَ وَ الاِْذاعَهَ وَ طَلَبَ الرِّیاسَهِ، فَإِنَّهُما یَدْعُوانِ إِلَی الْهَلَکَهِ.»: 
آن که را به راست و چپ رود واگذار! به راستی چوپان، گوسفندانش را به کمتر تلاشی گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش کرده و سخن پراکنی کنی و در پیریاست باشی، زیرا این دو، آدمی را به هلاکت میکشانند. 


4. گناهی که بخشوده نشود 
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتی لا تُغْفَرُ : لَیْتَنی لا اُواخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: اَلاِْشْراکُ فِی النّاسِ اَخْفی مِنْ دَبیبِ الَّنمْلِ عَلَی الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِی اللَّیْلَهِ الْمُظْلِمَهِ.»: 
از جمله گنـاهانی کـه آمرزیده نشود ایـن است که [آدمی ] بگوید: ای کاش مرا به غیر از این گناه مواخذه نکنند. سپس فرمود: شرک در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است. 


5. نزدیکتر به اسم اعظم 


http://bayanbox.ir/view/2390861941620876890/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%D9%87%D8%A7.png۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری علیه السلام: إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی بَیَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِکُلِّ شَیء، وَ یُعْطِیهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَهَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِکَ لَمْ یَکُنْ بَیْنَ الْحُجَّهِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.
«الکافی، ج. ۱، ص. ۵۱۹، ح. ۱۱»

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: همانا خداوند متعال، حجّت و خلیفه خود را برای بندگانش الگو و دلیلی روشن قرار داد، همچنین خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت‌ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را می‌شناسد و از نهایت عمر انسان‌ها و موجودات و نیز جریات و حادثه‌ها آگاهی کامل دارد و چنانچه این امتیاز وجود نمی‌داشت، بین حجّت خدا و بین دیگران فرقی نبود.

http://bayanbox.ir/view/2390861941620876890/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%D9%87%D8%A7.png*****************
۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری علیه السلام: عَلامَهُ الاْیمانِ خَمْسٌ: التَّخَتُّمُ بِالْیَمینِ، وَ صَلاهُ الإحْدی وَ خَمْسینَ، وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، وَ تَعْفیرُ الْجَبین، وَ زِیارَهُ الاْرْبَعینَ.
«حدیقه الشّیعه، ج. ۲، ص. ۱۹۴»

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: علامت و نشانه ایمان پنج چیز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (واجب و مستحبّ)، خواندن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را (در نماز ظهر و عصر) با صدای بلند، پیشانی را در حال سجده روی خاک نهادن، زیارت اربعین امام حسین علیه السلام انجام دادن.

http://bayanbox.ir/view/2390861941620876890/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%D9%87%D8%A7.png*****************
۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری علیه السلام: لَیْسَتِ الْعِبادَهُ کَثْرَهُ الصّیامِ وَالصَّلاهِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَهُ کَثْرَهُ التَّفَکُّرِ فی أمْرِ اللهِ.
«مستدرک الوسائل، ج. ۱۱، ص. ۱۸۳، ح. ۱۲۶۹۰»

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: عبادت در زیاد انجام دادن نماز و روزه نیست، بلکه عبادت با تفکّر و اندیشه در قدرت بی منتهای خداوند در امور مختلف می‌باشد.

http://bayanbox.ir/view/2390861941620876890/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%D9%87%D8%A7.png*****************
۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری علیه السلام: خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیءٌ: الاْیمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ.
«تحف العقول، ص. ۴۸۹»

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: دو خصلت و حالتی که والاتر از آن دو چیز نمی‌باشد عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنایان.


چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام

قالَ الامامُ الْحَسَنُ الْمُجتبی علیه الصلوة السّلام:
۱ - مَنْ عَبَدَ اللهَ، عبَّدَ اللهُ لَهُ کُلَّ شَیْءٍ.
فرمود: هر کسی که خداوند را عبادت و اطاعت کند، خدای متعال همه چیزها را مطیع او گرداند.
[مجموعه ورام ص ۲۲۷] .

۲ - قالَ علیه السلام: وَ نَحْنُ رَیْحانَتا رَسُولِ اللهِ، وَسَیِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّةِ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ یَتَقَدَّمُ، اَوْ یُقَدِّمُ عَلَیْنا اَحَدا.
به دنباله وصیّتش در حضور جمعی از أصحاب فرمود: و ما دو نفر - یعنی حضرت و برادرش امام حسین علیهما السلام - ریحانه رسول الله صلی الله علیه وآله و دو سرور جوانان اهل بهشت هستیم، پس خدا لعنت کند کسی را که بر ما پیشقدم شود یا دیگری را بر ما مقدّم دارد.
[کلمه الامام حسن ج۷ص۲۱۱] .

۳ - قالَ علیه السلام: وَ إنّ حُبَّنا لَیُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنی آدَم، کَما یُساقِطُ الرّیحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.
فرمود: همانا محبّت و دوستی با ما (اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وآله) سبب ریزش گناهان - از نامه اعمال - می شود، همان طوری که وزش باد، برگ درختان را می ریزد.
[کلمه الامام حسن ج۷ص۲۵]

۴ - قالَ علیه السلام: لَقَدْ فارَقَکُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ یَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا یُدْرِکُهُ آلاَّْخِرُونَ.


1. حیا

چهل حدیث هاالْحَیاءُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْإِیمَانُ فِی الْجَنَّةِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَ الْجَفَاءُ فِی النَّار (وسائل الشیعة، جلد۱۶، صفحه ۳۶)

حیا از ایمان است، و ایمان در بهشت است و بی‌شرمى از جفاست، و جفا در دوزخ. امام موسی کاظم (ع)


2. تعقل

چهل حدیث هاینْبَغِی لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لَا یسْتَبْطِئَهُ‏ فِی رِزْقِهِ وَ لَا یتَّهِمَهُ فِی قَضَائِهِ (کافی، جلد۲، صفحه۶۱)

بر آن کس که از جانب خدا خرد ورزد [و عقلش به فرمان حق باشد] سزاست که خدا را در روزی‌رسانى کندکار نپندارد و او را در قضایش متّهم نسازد [و بر او گمان بد نبرد.


3. یقین

چهل حدیث هاوَ قَالَ رَجُلٌ‏ سَأَلْتُهُ عَنِ الْیقِینِ فَقَالَ علیه‌السلام یتَوَکلُ عَلَى اللَّهِ وَ یسَلِّمُ لِلَّهِ وَ یرْضَى بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ یفَوِّضُ إِلَى اللَّهِ (بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه ۳۱۹)

مردى گفت: از امام کاظم علیه‌السلام در مورد یقین پرسیدم، فرمود: بر خدا توکل کند و فرمانبردار خدا باشد و به قضا و خواسته الهى راضى باشد و [کار خویش را] به خدا بسپارد.


4. تواضع

چهل حدیث هاأَنَّ اللَّهَ لَمْ یرْفَعِ الْمُتَوَاضِعِینَ بِقَدْرِ تَوَاضُعِهِمْ وَ لَکنْ رَفَعَهُمْ بِقَدْرِ عَظَمَتِهِ وَ مَجْدِهِ (بحارالنوار، جلد۷۵، صفحه ۳۱۴)

خدا متواضعان را به قدر تواضعشان بالا نبرد، بلکه در خور مجد و عظمت خود بالا برد.


5. احترام


ادامه چهل حدیث در اثبات امامت از شیعه و سنی

5. أبو حامد غزالی (متوفای505هـ):

غزالی، دانشمند نامور و شهیر قرن ششم که ذهبی از از او با عنوان اعجوبه زمان یاد می کند، در باره حدیث غدیر و پیمانی که خلیفه دوم در آن روز بست و تنها چند روز بعد از غدیر آن را به باد فراموشی سپرد، می نویسد:

واجمع الجماهیر علی متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولی کل مولی فهذا تسلیم ورضی وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوی تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوی فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوی فعادوا إلی الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.

از خطبه های رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) این گونه تبریک گفت:

«افتخار، افتخار ای ابوالحسن، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولای دیگری هستی.»

این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبری علی (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب علی (علیه السلام) به رهبری امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز ها، عمر تحت تأثیر هوای نفس و علاقه به ریاست و رهبری خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلی تغییر داد و با لشکر کشی ها، برافراشتن پرچم ها و گشودن سرزمین های دیگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلی هموار کرد و [مصداق این آیه قرآن شد:]

پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهایی ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله ای کردند.

الغزالی، أبو حامد محمد بن محمد ، سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج 1، ص 18، باب فی ترتیب الخلافة والمملکة، تحقیق: محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولی، 1424هـ 2003م.

ترجمه أبو حامد غزالی:

علامه شمس الدین ذهبی در ترجمه او می نویسد:

الغزالی الشیخ الإمام البحر حجة الإسلام أعجوبة الزمان زین الدین أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن أحمد الطوسی الشافعی الغزالی صاحب التصانیف والذکاء المفرط... ثم بعد سنوات سار إلی وطنه لازما لسننه حافظا لوقته مکبا علی العلم

غزالی استاد پیشوا و دریای علم، نشانه اسلام، اعجوبه زمان، صاحب کتاب ها وانسانی با هوش فراوان و زیرک... بود.

پس از سال ها به زادگاهش بازگشت و به استفاده از وقت، فرصت وعلم ودانش روزگار را سپری کرد....

سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 322، تحقیق: شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

و در جلد 14، ص 202 از همین کتاب با استفاده از حدیث نبوی او را یکی از احیاگران دین می داند و می نویسد:

وقال الحاکم سمعت حسان بن محمد یقول کنا فی مجلس ابن سریج سنة ثلاث وثلاث مئة فقام إلیه شیخ من أهل العلم فقال أبشر أیها القاضی فإن الله یبعث علی رأس کل مئة سنة من یجدد یعنی للأمة أمر دینها وإن الله تعالی بعث علی رأس المئة عمر بن عبدالعزیز وبعث علی رأس المئتین محمد بن إدریس الشافعی...

قلت وقد کان علی رأس الأربع مئة الشیخ أبو حامد الاسفرایینی وعلی رأس الخمس مئة أبو حامد الغزالی وعلی رأس الست مئة الحافظ عبد الغنی...

حاکم می گوید: از حسان بن محمد شنیدم که می گفت: در سال 303هـ در مجلس ابن سریج بودم، پیر مردی دانشمند بر خواست و گفت: بشارت ای قاضی ! خداوند در هر صد سال کسی را می فرستد که احیاگر دین است، عمربن عبد العزیز اولین است و در صد سال دوّم محمد بن ادریس شافعی است...

من می گویم در صد سال چهارم ابو حامد اسفرایینی است و در صد سال پنجم غزالی و در صد سال ششم حافظ عبد الغنی است، و...

6. ملا علی قاری (متوفای1014هـ):

چهل حدیث از امام موسی کاظم (ع)

۱. مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ
کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.

بحارالانوار، جلد ۷۸، ص. ۳۳۳،

۲. مَن دَعا قَبلَ الثَّناءِ عَلَی الله و الصَّلاهِ عَلَی النَّبِی (صلی الله علیه وآله) کَانَ کَمَن رَمی بِسَهمٍ بِلا وَتر
هر که پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) دعا کند، چون کسی است که بی زه کمان کشد.

تحف‌العقول، ص ۴۲۵،

۳. أوشَک دَعوَةً وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ بِظَهرِ الغَیبِ
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می‌رود و زودتر به اجابت می‌رسد، دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

اصول کافی، ج. ۱، ص. ۵۲،

۴. مَن أرادَ أن یکنَ أقوَی النّاسِ فَلیتَوکل عَلی الله
هر که می‌خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.

بحار الانوار، ج. ۷، ص. ۱۴۳،

۵. أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ إِنتِظارُ الفَرَجِ
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشایش است.


شراب در ادیان الهى
۱ عَنِ الرِّضا علیه السلام قالَ: مـا بَعَثَ اللّهُ نَـبِیّاً اِلاّ بِـتَحْرِیمِ الْخَـمْرِ، وَ اَنْ یُـقِرَّ لَهُ بِاَنَّ اللّهَ یَـفْعَلُ مـا یَشاءُ. [ بحارالأنوار، 79 / 134.]
امام رضا علیه السلام فرمود: خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نکرد مگر با حرام کردن شراب، و اینکه اقرار داشت که خدا آنچه را بخواهد انجام مى دهد.

تولید شراب
۲ سُوَیْدُ بْنُ طُارِقِ سَاَلَ النَبىّ صلی الله علیه و آله عَنِ الخَمْرِ، فَنَهْاهُ،فَقالَ: اَصْنَعُ لِلدَّواءِ؟ فقالَ صلی الله علیه و آله: اِنَّها داءٌ وَ لَیسَتْ بِدَواءٍ. [ کنز العمال، 5 / 13756 .]
سوید بن طارق از پیامبر صلی الله علیه و آله درباره شراب سئوال کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را از آن نهى کرد، او گفت: آن را براى دواء مى سازم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: شراب درد است نه دواء.

تهیه و توزیع شراب
۳ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: لَعَنَ اللّهُ الْخَمْرَ وَ عاصِرَها وَ غارِسَها وَ شارِبَها وَ ساقِیَها وَ بائِعَها وَ مُشْتَریها وَ آکِلَ ثَمَنِها وَ حامِلَها وَ الْمَحْمُولَةِ اِلَیْهِ. [ بحارالأنوار، 79 / 126 .]
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند، شراب و بوجود آورنده و تهیه کننده آنرا و مصرف کننده و اعطاء کننده و خریدار و فروشنده و استفاده کننده از قیمت آن و حمل کننده و صاحب آنرا لعن کرده است.

ایـمان شـرابـخوار
۴ عَنْ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله: مَنْ شَرِبَ خَمْراً خَرَجَ نُورُ الاِیمانِ مِنْ جَوْفِهِ. [ کنز العمال، 5 / 13180 .]
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هر کس شراب بنوشد نور ایمان از قلب او خارج مى گردد.

رابـطه شراب و ایمان
۵ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: لا یَجْمَعُ الْخَمْرُ وَ الایمْانُ فِى جَوْفٍ اَوْ قَلْبِ رَجُلٍ اَبَدا. [ بحارالأنوار،79/152 .]
پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: هیچگاه، شراب و ایمان در قلب یا درون انسان جمع نمى شود.


اسراف چیست
۱ قالَ الصّادِقُ علیه السلام: اِنَّمَا اْلاِسْرافُ فیما اَتلَفَ الْمالَ وَاَضَرَّ بِالْبَدَنِ. قیلَ: فَمَا اْلاِقْتارُ؟ قالَ: اَکْلُ الْخُبْزِ وَالْمِلْحِ وَاَنْتَ تَقْدِرُ عَلى غَیْرِهِ. [ مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 1 .]
امام صادق علیه السلام فرمود: اسراف آنست که انسان مالش را از بین ببرد و به بدنش صدمه بزند [«مثل سیگار کشیدن»] عرض شد پس اقتار چیست؟ فرمود: اینست که غذایت نان و نمک باشد در صورتیکه قدرت دارى غذاى مناسبترى بخورى.

زیـادى آبِ خوردن را نباید دور ریخت
۲ قالَ الصّادِقُ علیه السلام: مَنْ شَرِبَ مِنْ ماءِ الْفُراتِ وَاَلْقى بَقیَّةَ الْکُوزِ خارِجَ الْماءِ فَقَدْ اَسْرَفَ. [ همان، حدیث 3 .]
امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که آبى را از نهر فرات «گوارا» براى خوردن بردارد و بعد از نوشیدن، زیادى آنرا بیرون بریزد اسراف کرده است.

پائین‏ ترین مـرتبه اسـراف
۳ عَنَ اَبى عَبْدِاللّه علیه السلام قالَ: اَدْنَـى اْلاِسْـرافِ هَـراقَةُ فَضْلِ اْلاِنـاءِ وَابْتِذالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ وَاِلْقاءُ النَّـوى. [ وسائل الشیعه، ج 3، باب 28، ص 384 .]
امام صادق علیه السلام فرمود: پائین ترین مرتبه اسراف عبارتست از:
۱ ـ دور ریختن آبیکه از آشامیدن اضافه آمده است.
۲ ـ اینکه لباس کار و لباس بیرونى، یکى باشد.
۳ ـ بدور انداختن هسته خرما پس از خوردن خرما [«چون از هسته خرما ماده غذائى براى شتران تهیه مى شد»]

سیب نیم خورده
۴ رُوِىَ: اَنَّهُ نَظَرَ الصّادِقُ علیه السلام اِلى فاکِهَةٍ قَدْرُمِیَتْ مِنْ دارِهِ لَمْ یُسْتَقْصَ اَکْلُهافَغَضِبَ وَ قالَ: ما هذا اِنْ کُنْتُمْ شَبِعْتُمْ فَاِنَّ کَثیرا مِنَ النّاسِ لَمْ یَشْبَعُوا فَاَطْعِمُوهُ مَنْ یَحْتاجُ اِلَیْهِ. [ مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 4 .]
نقل شده است که: امام صادق علیه السلاممشاهده کرد سیبى را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند، خشمگین شد و فرمود: اگر شما سیر هستید خیلى از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندیش مى دادید.


عاقبـت انـدیشى
۱ فیما أوصى بِهِ آدَمُ إبنَهُ شَیثَ علیهماالسلام: إذا عَزَمْتُم عَلى أمرٍ فَانظُرُوا إلى عَواقِبِهِ، فِإنّى لَوْ نَظَرْتُ فى عاقِبَةِ أمرى لَمْ یُصِبْنى ما أَصابَنى. [بحارالانوار، ج78 ص 452 ح 19]
در سفارشهاى آدم علیه السلام به فرزندش شیث علیه السلام آمده است: هرگاه قصد کارى کردید، به پیامدهاى آن بنگرید؛ اگر من در عاقبت کار خود اندیشیده بودم، آنچـه بـه سـرم آمـده، نمى آمـد.

دل نبستن به دنیـا
۲ فیما أوصى بِهِ آدَمُ إبنَهُ شَیثَ علیهماالسلام: لا تَرکَـنُوا إلَى الدُّنـیَا الفـانِیَةِ فَإنّى رَکَنْتُ إلَى الجَنَّةِ الباقِیَةِ فَما صَحِبَ لى وَ أُخرِجْتُ مِنها. [بحارالانوار، ج78 ص 452 ح 19]
از وصیتهاى آدم علیه السلام به فرزندش شیث علیه السلام: بــه دنیـاى فـانى دل نبـندید ؛ زیرا من به بهشت جاویدان دل بستم، اما به من وفا نکرد و از آن بیرونم کردند.

گفتگوى موساى کلیم با خدا
۳ ناجى مُوسَى بنُ عِمرانَ علیه السلام : یارَبِّ أرِنى دَرَجاتِ مُحَمَّدٍ وَاُمَّتِهِ. قالَ: یا مُوسى اِنَّکَ لَنْ تُطیقَ ذلِکَ، وَ لکِن اُریکَ مَنزِلَةً مِن مَنازِلِهِ جَلیلَةً عَظیمَةً فَضَّلتُهُ بِها عَلَیکَ وَ عَلى جَمیعِ خَلقى... فَکَشَفَ لَهُ عَن مَلَکُوتِ السَّماءِ، فَنَظَرَ اِلى مَنزِلِهِ کادَتْ تَتْلَفُ نَفسُهُ مِن أنوارِها وَ قُربِها مِنَ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ. قالَ: یارَبِّ بِماذا بَلَّغتَهُ اِلى هذِهِ الکَرامَةِ ؟ قالَ: بِخُلقٍ اختَصَصتُهُ بِهِ مِن بَینِهِم، وَ هُوَ الایثارُ. یامُوسى لایَأْتینى أحَدٌ مِنهُم قَد عَمِلَ بِهِ وَقتاً مِن عُمرٍ اِلاّ استَحیَیتُ مِن مُحاسَبَتِهِ، وَ بَوَّأتُهُ مِن جَنَّتى حَیثُ یَشاءُ. [میزان الحکمه به نقل از تنبیه الخواطر ج1 ص 173]
حضرت موسى کلیم عرض کرد: بار پروردگارا! درجات محمد و امت او را به من بنماى. فرمود: اى موسى! تو تاب و تحمل آن راندارى، اما یکى از منزلتهاى ارجمند و والاى اورا که بدان سبب وى را بر تو و همه آفریدگانم برترى داده ام، نشانت مى دهم ... آن گاه ملکوت آسمان را بر موسى علیه السلام آشکار ساخت؛ پس موسى علیه السلام منزلتى را دید که از پرتوهاى آن و نزدیکیش به خدا نزدیک بود قالب تهى کند. عرض کرد: خدایا به چه سبب اورا به این بزرگوارى رساندى ؟ فـرمـود: به سبب خصلتى که از میان بندگانم او را ویژه گردانیدم وآن «ایثار» است. اى موسى! هیچ یک از بندگانم که زمانى از عمر خود را به ایثار گذرانده باشد، بر من وارد نشود، مگر آنکه از حسابرسى او شرم کنم ودر هرجاى از بهشتم که خواهد او را جاى دهم.

رضا به قضا
۴ رُوِىَ أنَّ مُوسى علیه السلام قالَ: یارَبِّ دُلَّنى عَلى عَمَلٍ إذا أنَا عَمِلتُهُ نِلْتُ بِهِ رِضاکَ. فَأوحَى اللّه ُ إلَیهِ: یَابْنَ عِمرانَ! إنَّ رِضاىَ فى کُرهِکَ وَلَن تُطیقَ ذلِکَ... فخرَّ مُوسى ساجِداً باکِیاً فَقالَ: یارَبِّ خَصَصْتَنى بِالکَلامِ وَلَم تَکَلَّمْ بَشَراً قَبلى وَلَمْ تَدُلَّنى عَلى عَمَلٍ أنالُ بِهِ رِضاکَ! فَأوحَى اللّه ُ إلَیهِ: إنَّ رِضاىَ فى رِضاکَ بِقَضائى. [میزان الحکمه به نقل از غرر الحکم: ص 6344]
روایت شده است که حضرت موسى علیه السلام عرض کرد: بار پروردگارا! مرا به کارى راهنمایى کن که اگر آن را به جاى آورم، رضایت تورا به دست آورده باشم. خداوند به او وحى فرمود که: اى پسر عمران! همانا خشنودى من در ناخشنودى توست و تو طاقت آن را ندارى... موسى گریه کنان به سجده افتاد و عرض کرد: پروردگارا! تو مرا به سخن گفتن با خودت مفتخر نمودى و پیش از من با هیچ بشرى سخن نگفتى، اما اکنون مرا به کارى که به سبب آن به رضاى تو برسم راهنمایى نمى کنى؟! پس خداوند به او وحى فرمود: همانا خشنودى من در خرسندى تو به قضاى من است.


 روایتهایی که درباره کربلا، بویژه زیارت آستان قدس حسینی علیه السلام، در منابع روایی آمده است، بیش از آن است که در یک یا دو ویا چند مجموعه چهل حدیثی بگنجد، بناچار از میان صدها حدیث، این چهل نمونه را از سخنان معصومین و برگزیدگان خدا اختیار نمودیم.

 احادیث منتخب از کتابهای معتبر نقل شده و بیشتر آنها را در کتاب وزین کامل الزیارات  ابن قولویه می توان دید، کتابی که در نظر دانشوران شیعی معتبر است و محل وثوق است.

 در انتخاب حدیثها، علاوه بر نکات چندی که در نظر بوده این نکته نیز در نظر گرفته شده است که تا حد امکان حدیثی نقل شود که موجز یعنی با  الفاظی کوتاه اما پر معنی باشد تا حفظ آن برای همه سهل و ممکن باشد.

 پیشاپیش باید اقرار نمود که ترجمه ها نارسا بوده و آن لطف بی نظیری که در سخن معصوم علیه السلام موج می زند در ترجمه ها دیده نمی شود ما تلاش خویش را کرده ایم، امید که مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.

چهل حدیث شریف در فضیلت کربلا

  • حدیث اول: حریم پاک

عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: ... و هی أطهر بقاع الارض وأعظمها حرمة، و إنّها لمن بطحاء الجنّة.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن حدیث بلندی می ‏فرمایند: کربلا پاکترین بقعه ها روی زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ ها است و الحق که کربلا از بساطهای بهشت است.

بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز کامل الزیارات، ص 264


مقدمه
غدیر در قرآن
1- عید خلافت و ولایت
2- برترین عید امت
3- عید بزرگ خدا
4- عید ولایت
5- روز تجدید بیعت
6- عید آسمانى
7- عید بى‏ نظیر
8- عید پربرکت
9- عید فروزان
10- یکه ى‏از چهار عید الهى
فصل دوم: شایسته ‏ها و بایسته ‏هاى غدیر
11- روز پیام و ولایت
12- روز اطعام
13- روز هدیه
14- روز کفالت
15- روز سپاس و شادى
16- روز نیکوکارى
17- روز سرور و شادى
18- روز تبریک و تهنیت
19- روز درود و برائت
20- عید اوصیاء
21- روز گشایش و درود
22- روز دیدار رهبرى
23- روز تکبیر
24- روز دیدار و نیکى
25- نماز در مسجد غدیر
26- نماز روز غدیر
27- روزه غدیر
28- روز تبریک و تبسم
فصل سوم ولایت در غدیر
29- پیامبر(ص) و ولایت على(ع)
30- زندگى پیامبرگونه
31- پیامبر(ص) و امامت على(ع)
32- پایه ‏هاى اسلام
33- ولایت جاودانه
34- ولایت و توحید
35- روز ناله نومیدى شیطان
36- ولایت علوى دژ توحید
37- جانشین پیامبر
38- اسلام در سایه ولایت
39- ده هزار شاهد
40- على(ع)، مفسر قرآن
منابع


مقدمه:

سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پیامبر اکرم(ص) مراسم حج را به پایان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پیامبر اکرم(ص) عازم مدینه گردید.


 


منادی صلوات

چهل حدیث در فضیلت صلوات

 

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

 

مقدمه

«إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما».[1]  

خدا و فرشتگانش بر پیامبر صلوات می‏فرستند. اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، بر او صلوات فرستید و سلام کنید سلامى نیکو.

***

عَن الصّادقِ علیه السلام فی تفسیرِ هذهِ الآیةِ:

الصَّلا‌‌ةُ مِن اللهِ عَزَّوَجَلَّ رَحمَةٌ، وَ مِن الملائِکَةِ تَزکِیَةٌ، وَ مِِن النّاسِ دُعاءٌ.[2]  

حضرت صادق علیه السلام درباره معنی صلوات خدا و ملائکه و مؤمنین بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ‌فرمودند:

صلوات از جانب حق‌تعالی به معنی نزول رحمت، و از سوی فرشتگان به معنی ستایش و تمجید، و از سوی انسانها به معنی دعا می‌باشد.

*****

روایات متعددی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که حضرت دستور داده‌اند که صلوات بر من را به همراه صلوات بر خاندانم کامل کنید، و صلواتی که بدون درود بر خاندانم باشد ابتر و ناقص است، بلکه در برخی روایات تارک صلوات بر آل پیامبر صلی الله علیه و آله را دور شده از بهشت و ظالم به حق ایشان شمرده‌اند، در اینجا به سه نمونه از این روایات اشاره می‌کنیم:

1: صلوات ناقص و بدون دنباله:

قال رسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ علیهِ وآله:

لاتُصَلُّوا عَلَیَّ صَلاةَ البَتْراءِ، قالُوا: وَ ما الصَّلاةُ البَتراءُ یا رسولَ اللهِ؟ قالَ صَلَّی اللهُ علیهِ و آله: لاتَقُولُوا "اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ" وَ تُمسِکُونَ، بَلْ قُولوا: "صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ".[3]  

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

صلوات ناقص و بدون دنباله بر من نفرستید. اصحاب پرسیدند: صلوات ناقص و بدون دنباله چیست؟ پیامبر صلّی الله علیه و اله فرمودند: نگویید" اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ" و سکوت کنید؛ بلکه بگویید: " الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ".

2: بوی بهشت به مشامش نمی‌رسد:

قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ علیهِ ولِهِ:


نـماز و زکـات
 ۱ قَالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ علیه السلام: لَمَّا نَزَلَتْ آیَةُ الزَّکاةِ «خُذْ مِنْ اَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْ بِها» [ توبه، 103.] فى شَهْرِ رَمِضانِ، فَاَمَرَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مُنادِیَهُ فَنَادى فى النّاسِ: اِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالى فَرَضَ عَلَیْکُمُ الزَّکَاةَ کَما فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلاةَ. [ وسائل الشیعه، ج 6، ص 3 .]
امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامى که آیه زکات در ماه رمضان نازل شد که: از اموال آنان صدقه بگیر تا آنان را پاکیزه و تزکیه نمایى، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دستور داد که سنخنگویش در بین مردم اعلام کند که: خداى متعال زکات را بر شما واجب کرد همانگونه که نماز را بر شما واجب کرد.
 
پایه‏ هاى اسلام
 ۲ عَنْ اَبى جَعْفَرٍ علیه السلام قالَ: بُنِىَ الاْءسْلامُ عَلى خَمْسَةٍ: عَلَى الصَّلاةِ، وَالزَّکَاةِ، وَالصَّوْمِ، وَالْحَجِ وَالوِلایَةِ. [ بحارالأنوار، 68، 332 .]
امام باقر علیه السلام فرمود: اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت ( اهل بیت علیهم السلام ).
 
پـل اسـلام
 ۳ قَالَ اَمیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام: اُوصیکُمْ بِالزَّکَاةِ فَاِنّى سَمِعْتُ نَبیَّکُمْ صلی الله علیه و آلهیَقُولُ: اَلزَّکاةُ قَنْطَرَةُ الاِءسْلامِ فَمَنْ اَدّاها جازَ الْقَنْطَرَةَ، وَمَنْ اِحْتَبَسَ دُونَها وَهِىَ تُطْفى غَضَبَ الرَّبِّ. [ بحارالأنوار، 77، 407 .]
امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: شما را به زکات وصیّت و سفارش مى کنم، از پیامبر شما که درود خدا بر او و خاندانش باد شنیدم که مى فرمود: زکات پل اسلام است، پس کسى که زکات بپردازد از پل مى گذرد، و کسى که آن را نگهدارد به پایین آن سقوط خواهد کرد، و (پرداخت) زکات خشم پروردگار را فرو مى نشاند.
 
سـتونـهاى اسـلام
 ۴ قالَ الرّاوى: سَمِعْتُ عَلیّا علیه السلامیَقُولُ: اَثافىُّ الاْءسْلامِ ثَلاثٌ لاتَنْفَعُ وَاحِدةٌ مِنْهُنَّ دُونَ صَاحِبَتَیهِما: اَلصَّلاةُ، وَ الزَّکَاةُ، وَ الْوِلایَةُ. [ بحارالأنوار، 68، 386 .]
راوى گوید: از حضرت على علیه السلامشنیدم که مى فرمود: ستونها و پایه هاى اسلام سه تاست که هیچ یک از آنها بدون دو تاى دیگر سودى ندارد، آنها عبارتند از: نماز، زکات و ولایت.


مقدمه کوتاه از شریف رضی

و من الناس من یسمّی هذه الخطبه بالقاصعة، و هی تتضمّن ذمّ إبلیس - لعنه اللّه - علی استکباره و ترکه السجود لآدم - علیه السلام - و أنه أول من أظهر العصبیة و تبع الحمیة، و تحذیر الناس من سلوک طریقته:
ترجمه :
بعضی این خطبه را «قاصعه»**قاصعه به معنی تحقیر کننده و خوار کننده است. در این خطبه ابلیس تحقیر شده است.*** نامیده اند و آن در نکوهش ابلیس (لعنة الله) است به سبب خودپسندی او و سجده نکردن برای آدم (ع). او نخستین کسی است که عصبیت را آشکار ساخت و از حمیت پیروی نمود. این خطبه مردم را از رفتن به راه ابلیس برحذر می دارد.


1.پیامبراکرم صلى الله علیه و آله فرمودند:
مُرُوَّتُنا أَهْلُ الْبَیْتِ، أَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنا وَ اِعطاءُ مَنْ حَرَمَنا؛
مروّت ما اهل بیت، گذشت از کسى است که به ما ظلم کرده و بخشش به کسى است که ما را محروم کرده است.
[بحارالانوار، جلد 17 ص 41]
2.امام باقر علیه السّلام فرمودند:
یَوْماً لِمَنْ حَضَرَهُ: مَا الْمُرُوَّةُ؟ فَتَکَلَّمُوا فَقالَ علیه السلام: أَلْمُرُوَّةُ أَنْ لاتَطْمَعَ فَتَذِلَّ، وَ تَسْأَلَ فَتَقِلَّ، وَلاتَبخَلَ فَتُشْتَمْ، وَ لاتَجْهَلَ فَتُخْـصَم؛
مروّت آن است که طمع نکنى تا ذلیل و خوار نشوى و از دیگران چیزى نخواهى تا کوچک نشوى و بخل نورزى تا ناسزا نشنوى و نادانى نکنى تا براى خودت دشمن نتراشى.
[بحارالانوار، جلد 78 ص 172]
3.امام صادق علیه السّلام فرمودند:
لَیْسَ مِنَ الْمُرُوَّةِ أَن یُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِما یَلْقى فى سَفَرِهِ مِنْ خَیْرِ وشَرٍّ؛
از مروّت نیست که انسان آنچه را که در سفر دیده، از ریز و درشت و خوب و بد، بازگو کند.
[بحارالانوار ج 12، ص 29 .]
4.امام صادق علیه السّلام فرمودند:
أَتَظُنُّونَ أَنَّ الفُتَُّةَ بِالفِسقِ وَ الفُجُورِ، إنَّمَا الفُتُوَّةُ طَعامٌ مَوْضُوعٌ، وَ نائِلٌ مَبذُولٌ، وَ بِشرٌ (بِّرٌ) مَعرُوفٌ، وَ أَذىً مَکفُوفٌ؛
آیا گمان مى کنید جوانمردى با فسق و فجور حاصل مى شود! جوانمردى تنها با سفره اى گسترده، و عطایى بخشیده، و نیکى (یا خوشرویى) پسندیده، و پرهیز از مردم آزادى حاصل مى شود.
[سفینة بحارالانوار، ج 2، ص 345]

١ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

بابُ التّوبَةِ مَفتُوحٌ.

درب توبه همیشه باز است. (الشهاب فی‌الحِکم و الآداب، ص ١٨)

 

٢ـ «امام جعفر صادق(علیه‌السلام)»:

لِکُلِّ داءٍ دَواءٌ وَ دَواءُ الذَّنبِ اَلاِستِغفارُ.

هر دردی دوا و درمانی دارد. داروی گناه، طلب آمرزش و استغفار کردن است. (ثواب‌الاعمال، ص ٣٦٥)

 

٣ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

التّوبَةُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ وَ تَرْکٌ بِالْجَوارِحِ، وَ اِضمارٌ أنْ لایَعُودَ.

توبه عبارت است از: پشیمانی در دل، استغفار با زبان، ترک گناه در عمل و تصمیم بر عدم ارتکاب مجدّد آن. (فهرست غرر، ص ٣٩)

 

٤ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

اَلتّائِبُ مِنَ الذّنبِ کَمَن لاذَنْبَ لَهُ.

کسی که از گناه توبه کرده مانند کسی است که گناهی نکرده است. (الشهاب فی‌ الحِکم و لآداب، ص ١٨)

 

٥ـ امام جواد(ع):

تَأخیرُ التّوبَةِ إِغترارٌ.

(سهل‌انگاری در توبه) و به تأخیر انداختن آن، یک خُدعه و عمل فریبکارانه است. (تحف‌العقول، ص ٤٨٠)

 


قرآن کریم
قالَ اللّهُ تَعالى:
وَ اَنْکِحُوا الاَْیامى مِنْکُمْ وَ الصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ اِمآئِکُمْ اِنْ یَکُونُوا فُقَرآءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنَ فضْلِه وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ.

پروردگار متعال مى فرماید:
مردان بى زن و زنان بى شوهر، بردگان و کنیزان صالح را تزویج کنید. چنانچه آنان فقیر باشند، خداوند به لطف خود غنى و بى نیازشان مى سازد. که خداوند به احوال بندگان خود آگاه و رحمتش وسیع است.
«سوره نور، آیه ۳۲»

تأثیر ازدواج

۱ قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله: اِذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ اَحْرَزَ نِصْفَ دینِهِ. [مستدرک الوسائل، ج 14، ص 154]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسى که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

عروسى در هنگام تنگدستى

۲ قـالَ الصّـادِقُ علیه السلام: مَنْ تَرَکَ التَّزْویجَ مَخافَةَ الْفَقْرِ فَقَدْ اَساءَ الظَّنَّ بِاللّهِ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ ، اِنَّ اللّهَ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ یَقُولُ: «اِنْ یَکُونُوا فُقَـراءَ یُغْنِـهِمُ اللّهُ مِـنْ فَضْـلِهِ[ ـ قرآن، سوره نور، آیه 32.] ». [من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 251]
امام صادق علیه السلام فرمود: هرکس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند مى فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بى نیازشان مى کند.

ازدواج رحمت است

۳ قـالَ النَّـبِیُّ صلی الله علیه و آله: یُفْتَحُ اَبْوابُ السَّماءِ بِالرَّحْمَةِ فى اَرْبَعِ مَواضِعَ: عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ، وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فى وَجْهِ الْو الِدَیْنِ، وَ عِنْدَ فَتْحِ بابِ الْکَعْـبَةِ، وَ عِـنْدَ النِّـکاحِ. [بحار الانوار، ج 103، ص 221]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى شود: ۱ ـ موقع بارش باران. ۲ ـ زمانى که فرزند به چهره پدر و مادرش مى نگرد. ۳ ـ هنگام گشوده شدن در کعبه. ۴ ـ هنگام برپایى مراسم عقد و عروسى.

آفات بى‏ همسرى

۴ قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: اَکْـثَرُ اَهْلِ النّـارِ الْعُـزّابُ. [من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 251]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بیشترین اهل جهّنم جوانان بى همسر هستند.

تلاش در ازدواج جوانان

۵ عَنِ الصّـادِقِ علیه السلام قـالَ: مَنْ زَوَّجَ اَعْزَبا {أعزَبَ}کانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللّهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ اِلَـیْهِ یَـوْمَ الْقِیــامَةِ. [وسائل الشیعه، ج 20، ص 45]
امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که مجردى را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانى است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف مى کند.

در سایه عرش



۱- اخلاق خوش و عبادت

امام حسین علیه السلام:

اَلخُلقُ الحَسَنُ عِبادَةٌ؛

خوش اخلاقى عبادت است.

(کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۵۱، ح۳۶۴۷۲)


۲- خوش اخلاقی زینت اسلام

امام صادق علیه السلام:

إنَّ مِمّا یُزَیِّنُ الاسلامَ الاخلاقُ الحَسَنَةُ فیما بَینَ النّاسِ؛

خوش اخلاقى در بین مردم زینت اسلام است.

(کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۳، ح۲۸۷۳۱)


۳- زندگی گوارا با اخلاق

امام على علیه السلام:

مَن حَسُنَت خَلیقَتُهُ طابَت عِشرَتُهُ؛

هر کس خوش اخلاق باشد، زندگى اش پاکیزه و گوارا مى گردد.

(نهج البلاغه، خطبه ۱۸۴)


۴- آبادی شهرها در گرو اخلاق نیک

امام صادق علیه السلام:

اَلبِّرُ وَ حُسنُ الخُلقِ یَعمُرانِ الدِّیارَ وَ یَزیدانِ فِى الأعمارِ؛

نیکى و خوش اخلاقى، شهرها را آباد و عمرها را زیاد مى کند.

(التوحید، ص ۶۳)


۵- الفت با دوستان


۱ـ «امام علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام»:

کَمالُ الدّینِ وِلایَتُنا وَالبَراءَةُ مِن عَدُوِّنا

کمال دین، در ولایت ما و بیزاری از دشمنان ماست. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۸)


۲ـ «امام جعفرصادق علیه‌السلام»:

کَذَبَ مَنِ ادَّعَی مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ یَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّنَا.

دروغ می‌گوید کسی که ادعای محبّت ما را می‌کند ولی از دشمنان ما تبرّی و بیزاری نمی‌جوید. (بحار، ج ۲۷،‌ص ۵۹)


۳ـ «امام زین‌العابدین علیه‌السلام»:

مَن اَحبَّ اَعداءَنا فَقَد عادانا وَ نَحنُ مِنهُ بَراءٌ واللهُ عزَّ وجلَّ مِنهُ بَریءٌ.

کسی که دشمنان ما را دوست بدارد با ما دشمنی کرده و ما از او بیزاریم و خداوند متعال نیز از او بیزار است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۰)


۴ـ «امام محمدباقر علیه‌السلام»:

مَنْ اَرادَ أنْ یَعْلَمَ حُبَّنا فَلْیَمْتَحِنْ قَلْبَهُ فَاِنْ شاَرَکَ فِی‌حُبِّنا حُبَّ عَدُوِّنا فَلَیْسَ مِنّا وَ لَسْنا مِنْهُ.

اگر کسی بخواهد میزان دوستی خود را نسبت به ما بداند به دل خود مراجعه کند اگر ما را دوست می‌دارد و دشمنان ما را هم دوست می‌دارد او از ما نیست و ما هم از او نیستیم. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۱)


۵ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:


١ـ حضرت مهدی ارواحنا فداه:
لایَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَتَصرَّفَ فی مالِ غیرهِ اِلاّ بِاِذنِه.
کسی حق ندارد در مال دیگری بدون اجازة او دخل و تصرف نماید. (بحار، ج ٥٣، ص ١٨٣)
 
٢ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:
أعظمُ الخطایا اِقتِطاعُ مالِ امرِیءٍ مُسلِمٍ بِغَیر حَقٍّ.
عظیم‌ترین گناهان، خوردنِ به ناحق و تجاوز به مال یک مسلمان است. (تحف‌العقول، ص ٢١٧)
 
٣ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:
لَیسَ بِوَلِیٍّ لی مَن أَکَلَ مالَ مؤمنٍ حَراماً.
هر کس مال مؤمنی را به ناحق بخورد پیرو من نیست. (وسائل، ج ١٢، ص ٥٣)
 
٤ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:
ما عُبِدَ اللهُ بِشیءٍ اَفضلَ مِن اداءِ حَقِّ المُؤمِنِ.
هیچ عبادتی بالاتر از ادای حق مؤمن نیست. (بحار، ج ٧٤، ص ٢٤٢)
 
٥ـ «مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)»:
جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ حُقوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقوقِهِ.
خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدمة رسیدن به حقوق خود قرار داده است. (فهرست غرر، ص ٧٧)
 
٦ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:
لَو أَنَّ الناسَ أَدُّوا حُقوقَ اَموالِهِم لَکانوُا عایِشینَ بَخَیر.
مردم اگر حقوق و واجبات مالی خود را ادا می‌کردند مسلّماً همه از یک زندگی مطلوب و رضایتبخشی برخوردار می‌شدند. (وسائل، ج ٦، ص ٢)
 
٧ـ «امام محمدباقر(علیه‌السلام)»:

1. قالَ رَسُولُ اللهِ (ص) الاِیمانُ فِی عَشَرَةٍ: المَعرِفَة وَالطاعَة وَ العِلم وَالعَمَل وَالوَرَع وَالاِجتِهاد وَالصَّبر وَالیَقِین وَالرِّضا وَالتَسلِیم، فَاِیُّها فُقِد صاحِبُهُ بَطَلَ نِظامُهُ.(بحارالانوار ج 28، ص 175)

پیامبر اکرم (ص): ایمان در ده چیز است: شناخت، فرمانبری از خدا، علم، عمل، پاکدامنی، سخت‌کوشی، شکیبایی، یقین، خشنودی و تسلیم در برابر خدا. هر یک از این ده رکن کم شود، رشته ایمان از هم پاشیده می‌شود.

 

2. عَنهُم عَلیهمُ السَلام: جدُّوا وَاجتَهِدُوا، وَإن لَم تَعمَلُوا فَلا تَعصُوا، فَإنَّ مَن یَبنِی وَلا یَهدِم یرتَفعُ بَناؤه وَإن کانَ یَسِیراً، وأنّ مَن یَبنِی وَیَهدِمُ یُوشَکُ أن لا یَرتَفعُ بَناؤُه.(بحارالانوار ج 8، ص 286)

امامان معصوم (ع): تلاش و کوشش کنید و اگر عمل نمی‌کنید، گناه هم نکنید؛ زیرا کسی که بنایی می‌سازد و ویرانش نمی‌کند، ساختمانش برافراشته می‌شود، هر چند کوچک باشد. امّا کسی که می‌سازد و سپس ویران می‌کند، بنایش برافراشته نمی‌شود.

 

3. الإمام علی (ع):‌ العَمَل العَمَل، ثُمَّ النِّهایَة النِّهایَة، وَالاستِقامَة الاستِقامَة، ثُمَّ الصَّبر الصَّبر، وَالوَرَع، إنَّ لَکُم نِهایَةً فَانتَهُوا اِلی نِهایَتِکُم.(نهج‌البلاغه: خطبه 176)

‌امام علی (ع): کار کنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری کنید؛‌ آن گاه شکیبایی ورزید و پارسا باشید. همانا شما را پایانی است؛ پس، خود را به آن پایان (بهشت) رسانید.

 

4. الإمام علی (ع): مَن أبطَأ بِهِ عَمَلُه، لَم یَسرَع بِهِ نَسَبُهُ (حسبه).(نهج‌البلاغه: حکمت 23)

امام علی (ع): هرکس کارش او را کُند برد، نسبش (حسبش)‌ او را شتابان نبرد.

 


حدیث (1) پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله :

طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة.چهل
کار کردن برای کسب روزی حلال بر هر زن و مرد مسلمان واجب است
جامع الاخبار (شعیری) ص 139

 

-------------------------------------------------
حدیث (2) حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  :
امْنُنْ عَلَیْنَا بِالنَّشَاطِ وَ أَعِذْنَا مِنَ الْفَشَلِ وَ الْکَسَلِ وَ الْعَجْزِ وَ الْعِلَلِ وَ الضَّرَرِ وَ الضَّجَرِ وَ الْمَلَل.
خدایا نعمت سرزندگی و کوشایی را به ما ارزانی دار و از سستی ، تنبلی ، ناتوانی ، بهانه آوری ، زیان ، دل مردگی و ملال ، محفوظمان دار
بحار الانوار (ط - بیروت )‏ ج 91 ، ص 125

 

-------------------------------------------------
حدیث (3) پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله :
إِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لَا یُکَفِّرُهَا صَلَاةٌ وَ لَا صَدَقَةٌ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا یُکَفِّرُهَا قَالَ الْهُمُومُ فِی طَلَبِ الْمَعِیشَة.
بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سوال شد یا رسول الله!پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود : جدیت و تلاش در طلب معیشت
 مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج‏13، ص 13

 

-------------------------------------------------
حدیث (4) حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم :
الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِی طَلَبِ الْحَلَال.
عبادت ده جز است که نه جز آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج‏13، ص 12

 

-------------------------------------------------


۱ ۲ ۳ ... ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

حلول ماه ربیع تهنیت باد
---------------------------------------------
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
--------------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
--------------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.