أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

خورشید، محمد است و صادق ماه است
خورشید همیشه با قمر، همراه است
یعنی که ولادت امام صادق
در روز ولادت رسول الله است
خجسته میلاد رئیس دین و رئیس مذهب مبارک باد
*بسم الله الرَّحمن الرَّحیم*
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
***
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند خداوند او را روز قیامت عالم و فقیه مبعوث می فرماید

فهرست چهلچراغ

1. 40حدیث آداب ادب 14. 40حدیث جوان 27. 40حدیث راستگوئی ودروغگوئی
2. 40حدیث آسایش دو گیتی 15. 40حدیث حق و باطل 28. 40حدیث رفتارخداپسندانه بامردم
3. 40حدیث اخلاق پسندیده 16. 40حدیث حیات اسلام 29. 40حدیث زبان کلیدخوبیها وبدیها
4. 40حدیث اخلاق درمانی 17. 40حدیث خداچه کسی رادوست 30. 40حدیث شایسته ترین الگو
5. 40حدیث از خدا بخواهید 18. 40حدیث خواص خوراکی ها 31. 40حدیث عدالت و ظلم
6. 40حدیث اصلاح جامعه 19. 40حدیث خوب وبدرا بشناسیم 32. 40حدیث عدل الهی
7. 40حدیث اعجاز بسم الله 20. 40حدیث خلوت با خالق 33. 40حدیث عقل و عاقل
8. 40حدیث الگوی خانواده 21. 40حدیث خیر دو جهان 34. 40حدیث قرض و ربا
9. 40حدیث باخداباش پادشاهی کن 22. 40حدیث درد و درمان 35. 40حدیث کلید های روزی
10. 40حدیث بردباری و خشم 23. 40حدیث دهانی خوشبو 36. 40حدیث کودک
11. 40حدیث برکت در زندگی 24. 40حدیث دید و بازدید 37. 40حدیث مؤمن و منافق
12. 40حدیث بهترین وبدترین مردم 25. رازخوشبختی وبدبختی 38. 40حدیث محبوبترین مردم نزدخدا
13. 40حدیث بهداشت 26. 40حدیث راز طول عمر 39. 40حدیث مردم را بشناسیم
http://bayanbox.ir/view/808257245323328818/banner1.gif 40. 40حدیث هرچه کنی بخودکنی

1. خدا چه کسی را دوست دارد


قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونى یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنوبَکُمْ وَ اللّهُ غَفورٌ رَحیمٌ؛
[سوره آل عمران، آیه 31]
بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهانتان را ببخشد» و خداوند آمرزنده مهربان است .

1 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ بُغاةَ الْعِلْمِ ؛
خداوند جویندگان دانش را دوست دارد. [کافى، ج1، ص 30، ح1]

2 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الحَیَّى الحَلیمَ العَفیفَ المُتَعَفِّفَ؛
خداوند انسان با حیاىِ بردبارِ با عفّتى را که پاکدامنى مى ورزد،دوست دارد. [کافى، ج2، ص 112، ح8]

3 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِنَ الْخَیْرِ ما یُعَجَّلُ؛
خداوند کار خیرى را که به آن شتاب شود دوست دارد. [کافى، ج 2، ص 142، ح4]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الرِّفْقَ وَ یُعینُ عَلَیْهِ؛
خداوند مدارا کردن را دوست دارد و بر آن یارى مى دهد. [کافى، ج2، ص 120، ح 12]

5 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اِغاثَةَ اللَّهْفانِ؛
خداوند فریاد رسىِ دلسوختگان و درماندگان را دوست دارد. [نهج الفصاحه، ح 756]

6 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْغَیورَ؛
خداوند بندگان غیرتمند خود را دوست دارد. [نهج الفصاحه، ح 752]

7 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مَعالِىَ الاُْمورِ وَ اَشْرافَها وَ یَکْرَهُ سَفْسافَها؛
خداوند کارهاى والا و شرافتمند را دوست دارد و از کارهاى پست و ناچیز بیزار است. [نهج الفصاحه، ح 804]

8 پیامبر صلی الله علیه و آله: کُنْ بَشّاشا فَاِنَّ اللّهَ یُحِبُّ البَشّاشینَ وَ یُبْغِضُ الْعَبوسَ کَریهَ الْوَجْهِ؛
گشاده رو باش که خداوند انسان هاى گشاده رو را دوست دارد و با اخموى ترش رودشمن است. [الشهاب فى الحکم والآداب، ص 38]

9 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَنْ تَعْدِلوا بَیْنَ اَولادِکُمْ حَتّى فِى الْقُبَلِ؛
خداوند دوست دارد که بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید حتى در بوسیدنشان. [نهج الفصاحه، ح 754]

10 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الشّابَّ الَّذى یُفْنی شَبابَهُ فى طاعَةِ اللّهِ؛
خداوند جوانى که جوانیش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد. [نهج الفصاحه، ح 800]

11 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اِذا عَمِلَ اَحَدُکُمْ عَمَلاً اَنْ یُتْقِنَهُ؛
خداوند دوست دارد که وقتى یکى از شما کارى انجام مى دهد در آن محکم کارى کند. [نهج الفصاحه، ح 726]

12 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ السَّهْلَ الطَّلیقَ؛
خداوند انسان آسان گیرِ گشاده رو را دوست دارد. [نهج الفصاحه، ح 748]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الاِْنْفاقَ وَ یُبْغِضُ اْلاِقْتارَ، فَاَنـْفِقْ وَ اَطْعِمْ وَ لا تُصَرْصِرْ فَیَعْسِرْ عَلَیْکَ الطَّـلَبُ؛
خداوند خرج کردن را دوست دارد و با سخت خرج کردن دشمن است پس انفاق واطعام کن و به ثروت اندوزى مپرداز که کسب ثروت تو را به سختى مى اندازد. [بحارالأنوار، ج64، ص 282، ح 43]

14 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُلِحّینَ فِى الدُّعاءِ؛
خداوند اصرار کنندگان در دعا را دوست دارد. [بحارالأنوار، ج 93، ص 378]

15 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الرَّجُلَ القَوِىَّ المُبْدِئَ الْمُعیدَ عَلَى الْفَرَسِ المُبْدِئَ المُعیدِ؛
خداوند مردِ نیرومندى را که همیشه براى جهاد پا به رکاب است دوست دارد. [بحارالأنوار، ج 64، ص 184، ح 40]

16 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ تَعالى یُحِبُّ الاَْتْقیاءَ الاَْبْرارَ الاَْخْفیاءَ الَّذینَ اِذا حَضَروا لَمْ یُعْرَفواوَ اِذا غابوا لَمْ یُفْتَقَدوا، قُلوبُهُمْ مَصابیحُ الْهُدى یَنْجونَ مِنْ کُل غَبْراءَ مُظْلِمَةٍ؛
خداوند تعالى بندگان پرهیزگارِ نیکوکارِ گمنام را دوست دارد، کسانى که چونحاضرند، شناخته نمى شوند و آنگاه که غایب اند سراغشان را نمى گیرند، قلب هایشانچراغ هاى هدایت است و از هر تیرگى و تاریکى نجات مى یابند. [نثر الدّر، ج 1، ص 156]

17 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْبَصَرَ النّافِذَ عِندَ مَجیئ الشَّهَواتِ، وَالْعَقْلَ الکامِلَ عِندَ نُزولِ الشُّبَهاتِ و یُحِبُّ السَّماحَةَ وَ لَوْ عَلى تَمراتٍ وَ یُحِبُّ الشَّجاعَةَ وَ لَوْ عَلى قَتْلِ حَیَّةٍ؛
خداوند چشم تیز بین هنگام روى آوردن هوا و هوس ها، و عقل کامل هنگام آمدن شبهه ها را دوست دارد و بخشندگى را هر چند به دانه هاى خرما، دوست دارد و شجاعت را اگر چه به کشتن یک مار دوست دارد. [مسند الشهاب، ج 2، ص 152، ح 1080]

18 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ تعالى یُحِبُّ الْمُداوَمَةَ عَلَى الاِْخاءِ الْقَدیمِ فَداوِمُوا؛
خداوند تداوم دوستى دیرینه را دوست دارد، پس در دوستى مداومت ورزید. [نهج الفصاحه، ح 751]

19 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مادامَ مِن عَمَلٍ صالِحٍ وَ اِن کانَ یَسیرا؛
خداوند عمل صالح مداوم را هر چند اندک باشد، دوست دارد. [کنزالعمال، ح 5348]

20 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مَعالِىَ الاَْخْلاقِ وَ یَکْرَهُ سَفْسافَها؛
خداوند خصلت هاى والاى اخلاقى را دوست دارد و از خصلت هاى پَست بیزار است. [کنزالعمال، ح 5180]

21 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْعَبدَ اَنْ یَکُونَ سَهْلَ الْبَیْعِ وَ سَهْلَ الشِّراءِ وَ سَهْلَ القَضاءِ وَ سَهْلَ الاِقْتِضاءِ؛
خداوند بنده اى را که در خرید و فروش و قضاوت و پذیرش قضاوت آسان گیر باشد دوست دارد. [دعائم الاسلام، ج 1، ص 17]

22 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْفالَ الحَسَنَ؛
خداوند فال نیک زدن را دوست دارد. [عوالى اللآلى، ج1، ص 291، ح155]

23 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ فِى الصَّلاةِ ما یُحِبُّ فِى الْقِتالِ: «صَفّا کَأَنَّهُم بُنیانٌ مَرصُوصٌ»؛
خداوند آنچه را که در جنگ دوست دارد، در نماز هم دوست دارد و آن صفى (متحدو منظم) همچون بنیانى پولادین و محکم است. [الدرالمنثور، ج 6، ص 213]

24 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَنْ یُؤخَذَ بِرُخَصِهِ کَما یُحِبُّ اَنْ یُؤخَذَ بِعَزائِمِهِ؛
خداوند دوست دارد از امور مجاز نیز استفاده شود چنانکه دوست دارد به تکالیفعمل شود. [وسائل الشیعه، ج 1، ص 81، ح1]

25 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اِذا اَنـْعَمَ عَلى عَبْدٍ اَنْ یُرى اَثـَرُ نِعْمَتِهِ عَلَیْهِ وَ یُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَؤُّسَ؛
خداوند دوست دارد وقتى به بنده اى نعمت داد اثرش در او دیده شود و فقر و تظاهربه فقر را دشمن مى دارد. [تحف العقول، ص56]

26 امام على علیه السلام: اِنَّ اللّهَ عزَّوَجَلَّ یُحِبُّ المُحْتَرِفَ الاَْمینَ؛
خداوند انسان شاغل امین را دوست دارد. [کافى، ج 5، ص 113، ح 1]

27 امام على علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَواضِعینَ؛
خداوند متواضعان را دوست دارد. [تحف العقول، ص 143]

28 امام على علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْعَقْلَ الْقَویمَ وَالْعَمَلَ الْمُسْتَقیمَ؛
خداوند عقل استوار و کردار معتدل را دوست دارد. [غررالحکم، ح 3410]

29 امام على علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَنْ تَـکونَ نِیَّةُ الاِْنْسانِ لِلنّاسِ جَمیلَةً، کَما یُحِبُّ اَنْ تَکونَ نِیَّتُهُ فى طاعتِهِ قَویَّةً غَیرَ مَدخولَةٍ؛
خداوند دوست دارد که انسان نسبت به دیگران خوش نیت باشد، چنانکه دوست دارد نیتش در اطاعت از او محکم و خالص باشد. [غررالحکم، ح 3703]

30 امام على علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمَرءَ الْمُسْلِمَ الَّذى یُحِبُّ لأَِخیهِ ما یُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ یَکْرَهُ لَهُما یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ وَ یُناصِحُهُ الولایةَ وَ یَعرِفُ فَضلى و یَطَأُ عَقِبى وَ یَنظُرُ عاقِبَتى
خداوند دوست دارد مسلمانى را که آنچه براى خود مى خواهد، براى برادر دینى اشنیز مى خواهد و آنچه براى خود نمى پسندد، براى برادر دینى اش نیز نمى پسندد و او رابه ولایت ما سفارش مى کند و فضیلت مرا مى شناسد و پا جاى پاى من مى گذارد و در سرانجام کار من مى اندیشد. [محاسن، ج 1، ص 72]

31 امام سجاد علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْبٍ حَزینٍ وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْدٍ شَکورٍ؛
خداوند هر قلب محزون و هر بنده شکرگزار را دوست دارد. [کافى، ج 2، ص 99، ح30]

32 امام باقر علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُداعِبَ فِى الْجَماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛
خداوند کسى را که در میان جمع شوخى مى کند، به شرط آن که ناسزا نگوید دوست دارد. [کافى، ج 2، ص 663، ح4]

33 امام باقر علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اِبْرادَ الْکَبَدِ الحَرّى؛
خداوند خنک کردن جگر تشنه را دوست دارد. [کافى، ج 4، ص 58، ح6]

34 امام باقر علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اِطْعامَ الطَّعامِ وَ اِفشاءَ السَّلامِ؛
خداوند غذا دادن و به همه سلام کردن را دوست دارد. [محاسن، ج 2، ص 143، ح 1371]

35 امام صادق علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَنْ یُعْبَدَ فِى السِّرِ کَما یُحِبُّ اَنْ یُعْبَدَ فِى الْعَلانِیَةِ؛
خداوند دوست دارد که در پنهان عبادت شود، چنانکه دوست دارد آشکارا عبادت شود. [کافى، ج 2، ص 223، ح 8]

36 امام صادق علیه السلام: اِنَّ اللّهَ عزّوَجَلَّ یُحِبُّ اَنْ یُسْاَلَ وَ یُطْلَبَ ما عِنْدَهُ؛
خداوند عزّوجل دوست دارد آنچه نزد اوست درخواست گردد و طلب شود. [کافى، ج 2، ص 475، ح4]

37 امام صادق علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ الْمُفَتَّنَ التَّوّابَ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ ذلِکَ مِنْهُ کانَ اَفْضَلَ؛
خداوند بنده به گناه افتاده توبه کار را دوست دارد ولى کسى که گناه نکند، از اوبرتر است. [کافى، ج 2، ص 435، ح9]

38 امام صادق علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْبَیْتَ الَّذى فیهِ الْعُرْسُ وَ یُبْغِضُ الْبَیْتَ الَّذى فیهِ الطَّلاقُ؛
خداوند خانه اى را که در آن عروسى برپا شود دوست دارد و با خانه اى که در آن طلاقصورت گیرد، دشمن است. [کافى، ج 6، ص 54، ح3]

39 امام صادق علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْجَمالَ وَ التَّجَمُّلَ وَ یُبْغِضُ البُؤْسَ وَ التَّباؤُسَ؛
خداوند زیبایى و آراستگى را دوست دارد و با فقر و تظاهر به فقر دشمن است. [کافى، ج 6، ص 440، ح 14]

40 امام صادق علیه السلام: اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْعَدْلَ؛
خداوند عدالت را دوست دارد. [محاسن، ج 2، ص 108، ح 1294]


 http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif

2. شایسته ترین الگو


لَقَدْ کانَ لَکُمْ فى رَسولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُو اللّهَ وَ الْیَوْمَ الاْخِرَ وَ ذَکَرَ اللّهَ کَثیرا؛ [سوره احزاب، آیه 21]
قطعا رفتار رسول خدا براى شما الگویى شایسته است، براى آنان که به رحمت خدا و روز رستاخیز امید دارند و خدا را بسیار یاد مى کنند.


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الاَْخْلاقِ؛
من تنها برانگیخته شده ام تا اخلاق بزرگوارانه را به کمال رسانم. [بحارالأنوار، ج 71، ص 382]

2 امام حسین علیه السلام: کانَ صلی الله علیه و آله... لا یَحْسَبُ اَحَدٌ مِنْ جُلَسائِهِ اَنَّ اَحَدا اَکْرَمُ عَلَیْهِ مِنْهُ؛
پیامبر صلی الله علیه و آله چنان با هم نشینان رفتار مى نمودند که هیچ یک از آنان گمان نمى کردکسى نزد آن حضرت از وى گرامى تر باشد. [عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 284]

3 امام على علیه السلام ـ فى صِفَةِ النَّبىِّ صلی الله علیه و آله ـ: طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ اَحْکَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحْمى(اَمْضى) مَواسِمَهُ یَضَعُ ذلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ اِلَیْهِ مِنْ قُلوبٍ عَمْىٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ اَلْسِنَةٍ بُکْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَواطِنَ الْحَیْرَةِ... ؛
پیامبر صلی الله علیه و آله پزشکى بودند که با دانش خود، همواره در میان مردم مى گشتند،مرهم هایشان را به خوبى فراهم و ابزار کارشان را آماده مى ساختند و آنها را هرجا که لازم بود، مى گذاردند، در دل هاى کور و گوش هاى کر و زبان هاى گنگ. غفلتگاه ها وجایگاه هاى حیرت و [نهج البلاغه، از خطبه 108]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: ألا اُخْبِرُکُمْ بِاَشبَهِکُم بى؟ قَالوا: بَلى یا رَسولَ اللّهِ. قالَ: اَحسَنُکُم خُلقا وَ اَلیَنُکُم کَنَفا وَ اَبَرُّکُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّکُم حُبّا لاِِخوانِهِ فى دینِهِ وَ اَصبَرُکُم عَلَى الحَقِّ وَ اَکظَمُکُم لِلغَیظِ وَ اَحسَنُکُم عَفْوا وَ أَشَدُّکُمْ مِنْ نَفْسِهِ إِنْصَافاً فِی اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ؛
آیا شما را از شبیه ترینتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر کس خوش اخلاق تر، نرم خوتر، به خویشانش نیکوکارتر، نسبت به برادراندینى اش دوست دارتر، بر حق شکیباتر، خشم را فروخورنده تر و با گذشت تر و درخرسندى و خشم با انصاف تر باشد. [کافى، ج 2، ص 240، ح 35]

5 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلا اُخْبِرُکُمْ بِاَبْعَدِکُمْ مِنّى شَبَها؟ قَالُوا: بَلى یا رَسولَ اللّهِ. قالَ: اَلْفاحِشُ الْمُتَفَحِّشُ الْبَذىءُ، اَ لْبَخِیلُ، اَلْمُخْتَالُ، اَلْحَقودُ، اَلْحَسُودُ، اَلْقاسِى الْقَلْبِ، اَلْبَعِیدُ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ یُرْجى، غَیْرُ اَلْمَأْمُونِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ یُتَّقَى؛
آیا شما را از کم شباهت ترینتان به خودم آگاه نسازم؟ عرض کردند: چرا، اى رسول خدا! فرمودند: زشتگوىِ بى آبروىِ بى شرم، بخیل، متکبر، کینه توز، حسود، سنگدل، کسى که هیچ امیدى به خیرش و امانى از شرش نیست. [کافى، ج 2، ص 291، ح 9]

6 دیلمى: کانَ النَّبىُّ صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله... یُسَلِّمُ عَلى مَنِ اسْتَقْبَلَهُ مِنْ کَبیرٍ وَ صَغیرٍ وَ غَنىٍّ وَ فَقیرٍ و لا یُحَقِّرُ ما دُعِىَ اِلَیهِ و لو اِلى خَشفِ التَّمْرِ وَ کانَ خَفیفَ المَؤونَةِ کَریمَ الطَّبیعَةِ، جَمیلَ المُعاشَرَةِ، طَلِقَ الوَجهِ، بَشّاشا من غَیرِ ضِحکٍ، مَحْزونا مِن غَیرِ عَبوسٍ، مُتَواضِعا مِنْ غَیْرِ مَذَلَّةٍ، جَوادا مِن غَیْرِ سَرَفٍ، رَقیقَ القَلبِ، رَحیما بِکُلِّ مُسْلِمٍ... ؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله به هر کس برخورد مى نمودند، از بزرگ و کوچک، ثروتمند و فقیر،سلام مى کردند و اگر به جایى حتى براى خوردن خرمایى خشک دعوت مى شدند، آن را کوچک نمى شمردند. زندگیشان کم هزینه بود، بزرگ طبع، خوش معاشرت و گشاده رو بودند، بى آن که بخندند

[ارشاد القلوب، ج 1، ص 115]

7 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنّا اُمِرْنا مَعاشِرَ الاَنْبیاءِ بِمُداراةِ النّاسِ، کَما اُمِرْنا بِاِقامَةِ الفَرائِضِ؛
ما پیامبران، همان گونه که به برپا داشتن واجبات مأمور شده ایم، به مدارا کردن بامردم نیز مأمور شده ایم. [امالى طوسى، ص 521]

8 در حدیث: اِنَّ النَّبىَّ صلی الله علیه و آله کانَ یُحِبُّ الفالَ الحَسَنَ وَ یَکْرَهُ الطِّیَرَةَ؛
پیامبر صلی الله علیه و آله فال خوب را دوست داشتند و از فال بد، بدشان مى آمد. [مکارم الاخلاق، ص 350]

9 امام على علیه السلام: وَ هُوَ خاتَمُ النَّبیّینَ، اَجْوَدُ النّاسِ کَفّا وَ اَرْحَبُ النّاسِ صَدْرا وَ اَصْدَقُ النّاسِ لَهْجَةً وَ اَوْفَى النّاسِ ذِمَّةً وَ اَلـْیَنُهُمْ عَریکَةً وَ اَکْرَمُهُمْ عِشْرَةً مَنْ رَآهُ بدیهَةً هابَهُ وَ مَنْ خالَطَهُ مَعْرِفَةً اَحَبَّهُ یَقولُ ناعِتُهُ: لَمْ اَرَ قَبْلَهُ وَ لا بَعْدَهُ مِثْلَهُ؛
او که خاتم پیامبران بود، بخشنده ترین، پرحوصله ترین، راستگوترین، پایبندترین مردم به عهد و پیمان، نرم خوترین و خوش مصاحبت ترین مردم بود، هر کس بدون سابقه قبلى او را مى دید، هیبتش او را مى گرفت و هر کس با او معاشرت مى نمود و او را مى شناخت دوستدارش مى شد و هر کس مى خواست او را تعریف کند، مى گفت: نظیر او را پیش از او و پس از او ندیده ام. [بحارالأنوار، ج 16، ص 190]
10 اَنَس: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله اِذا فَقَدَ الرَّجُلَ مِنْ اِخْوانِهِ ثَلاثَةَ اَیّامٍ سَـأَلَ عَنْهُ، فَاِنْ کانَ غائِبا، دَعا لَهُ وَ اِنْ کانَ شاهِدا زارَهُ وَ اِنْ کانَ مَریضا عادَهُ؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله هرگاه یکى از اصحاب خود را سه روز نمى دیدند از حال او جویا مى شدند، آنگاه اگر در سفر بود، دعایش مى کردند و اگر در شهر بود به دیدارش و اگر مریض بود، به عیادتش مى رفتند. [مکارم الاخلاق، ص 19]

11 امام صادق علیه السلام: مَا کَلَّمَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله اَلـْعِبادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ، قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: اِنّا مَعاشِرَ الاَْنْبیاءِ اُمِرْنا اَنْ نُـکَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدْرِ عُقولِهِمْ ؛
رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگز با مردم به اندازه عقل خود سخن نگفتند و فرمودند: ما پیامبران مأموریم که با مردم به اندازه عقل و فهمشان سخن بگوییم. [کافى، ج 1، ص 23]

12 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالاِْخلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانیَةِ وَ اَن اَعْفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعْطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَنْ قَطَعَنى و اَن یَکونَ صَمْتى فِکْرا وَ نَظَرى عِبَرا؛
پروردگارم هفت چیز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشکار، گذشت ازکسى که به من ظلم نموده، بخشش به کسى که مرا محروم کرده، رابطه با کسى که با من قطع رابطه کرده، و سکوتم همراه با تفکّر و نگاهم براى عبرت باشد. [کنزالفوائد، ص 184]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَقْرَبُکُمْ غَدا مِنّى فِى الْمَوْقِفِ اَصْدَقُکُمْ لِلْحَدیثِ وَ اَدّاکُمْ لِلاَْمانَةِ وَاَوفاکُمْ بِالْعَهْدِ وَ اَحْسَنُکُمْ خُلْقا وَ اَقْرَبُکُمْ مِنَ النّاسِ؛
نزدیک ترین شما به من در قیامت: راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد وپیمان، خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما به مردم است. [امالى طوسى، ص 229]

14 ابى سعید الخدرى: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله اَشَدَّ حَیاءً مِنَ العَذراءِ فى خِدْرِها. و کانَ اِذا کَرِهَ شَیئا عَرَفْناهُ فى وَجْهِهِ؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله از دختران پشت پرده با حیاتر بودند، و اگر چیزى را دوست نمى داشتند، از چهره شان مى فهمیدیم. [مکارم الأخلاق، ص 17]

15 امام حسن مجتبى علیه السلام: کانَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله فَخْما مُفَخَّما... یَتَـکَلَّمُ بِجَوامِعِ الکَلِمِ فَصْلاً لا فُضولَ فیهِ و لا تَقصیرَ. دمثا، لَیْسَ بِالجافى و لا بِالْمَهینِ تَعظُمُ عِنْدَهُ النِّعْمَةُ و اِنْ دَقَّت لا یَذُمُّ مِنها شَیئا غَیْرَ اَنَّهُ کانَ لا یَذُمُّ ذَواقا و لا یَمدَحُهُ و لا تُغضِبُهُ الدُّنْیا و ما کانَ لَها، فَاِذا تُعوطىَ الحَقّ لَم یَعْرِفهُ اَحَدٌ، و لَم یَقُمْ لِغَضَبِهِ شَىءٌ حَتّى یَنتَصِرَ لَهُ... ؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله (در نظرها) با شکوه و بزرگوار بودند... سخنانى کوتاه، جامع و بى چون و چرا مى گفتند بدون کم و زیاد، نرم خو و مهربان بودند، در حق کسى ظلم نمى کردند،کسى را خوار نمى شمردند، نعمت را اگر چه کم بود، بزرگ مى دانستند و چیزى از آن را نکوهش نمى کردند، از مزه غذا نه بد مى گفتند و نه تعریف مى کردند، دنیا و آنچه به آن مرتبط است ایشان را خشمگین نمى ساخت و هرگاه حقى ضایع مى شد، احدى را ملاحظه نمى کردند و چیزى باعث رفع خشمشان نمى شد، تا آن که حق را حاکم سازند. [عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 283]

16 امام على علیه السلام: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَیَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْموما بِالْمُداعَبَةِ وَ کانَ صلی الله علیه و آله یَقولُ: اِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ؛
هرگاه رسول اکرم صلی الله علیه و آله یکى از اصحاب خود را غمگین مى دیدند، با شوخى او را خوشحال مى کردند و مى فرمودند: خداوند، کسى را که با برادران (دینى) اش با ترشرویى و چهره عبوس روبرو شود، دشمن مى دارد. [رسائل شهید ثانى، ص 326]

17 امام صادق علیه السلام: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُداعِبُ وَ لا یَقولُ اِلاّ حَقّـا؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله شوخى مى کردند ولى جز حقّ چیزى نمى گفتند. [مستدرک الوسائل، ج 8، ص 408]

18 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَمْسٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلینَ: اَْلْحَیاءُ وَ الْحِلْمُ وَ الْحِجامَةُ وَ السِّواکُ وَ التَّعَطُّرُ؛
پنج چیز از سنت پیغمبران است: حیا، بردبارى، حجامت کردن، و مسواک وعطر زدن. [نهج الفصاحه، ح 1463]

19 عن زید بن ثابت: کُنّا اِذا جَلَسْنا اِلَیْهِ صلی الله علیه و آله اِنْ اَخَذْنا فى حَدیثٍ فى ذِکْرِ الآخِرَةِ اَخَذَ مَعَنا و اِنْ اَخَذنا فى ذِکْرِ الدُّنْیا اَخَذَ مَعَنا و اِنْ اَخَذنا فى ذِکرِ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ اَخَذَ مَعَنا؛
هرگاه با رسول اکرم صلی الله علیه و آله مى نشستیم، اگر در مورد آخرت صحبت مى کردیم، ایشان هم باما همان سخن را مى گفتند و اگر در مورد دنیا صحبت مى کردیم، ایشان هم چنین مى کردندو اگر در مورد خوردنى و نوشیدنى صحبت مى کردیم، ایشان هم با ما هم سخن مى شدند. [مکارم الاخلاق، ص 21]

20 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَکْرَمُ اَخلاقِ النَّبیّینَ وَ الصِّدّیقینَ وَ الشُهَداءِ وَ الصّالِحینَ التَّزاوُرُ فِى اللّهِ؛
بزرگوارانه ترین اخلاق پیامبران، صدیقین (انسان هاى راستین) شهدا و صالحین، دیدار یکدیگر براى خداست. [دعائم الاسلام، ج 2، ص 106]

21 پیامبر صلی الله علیه و آله: لا یُـبَلِّغُنى اَحَدٌ مِنْکُم عَنْ اَحَدٍ مِن اَصحابى شَیئا، فَاِنّى اُحِبُّ اَنْ اَخْرُجَ اِلَیکُم و اَنـَا سَلیمُ الصَّدرِ؛
کسى از شما حق ندارد از هیچ یک از یارانم چیزى به من بگوید؛ زیرا دوست دارم درحالى که چیزى از شما در دلم نیست به سویتان بیایم. [مکارم الاخلاق، ص 17]

22 امام صادق علیه السلام: اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبیّا اِلاّ بِصِدْقِ الْحَدیثِ وَ اَداءِ الاَْمانَةِ اِلَى الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ؛
خداوند عزّوجلّ هیچ پیامبرى را نفرستاد، مگر به راستگویى و برگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار . [کافى، ج 1، ص 104، ح 1]

23 امام کاظم علیه السلام: اِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله کانَ اِذا اَتاهُ الضَّیْفُ اَکَلَ مَعَهُ وَ لَمْ یَرْفَعْ یَدَهُ مِنَ الْخوانِ حَتّى یَرْفَعَ الضَّیْفُ یَدَهُ؛
رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه میهمان داشتند، با او غذا مى خوردند و دست از سفره و غذا نمى کشیدند، تا آن که میهمان دست از غذا خوردن بکشد. [کافى، ج 6، ص 286]

24 امام على علیه السلام: کانَ صلی الله علیه و آله لا یَذُمُّ اَحَدا وَ لا یُعَیِّرُهُ وَ لا یَطْلُبُ عَثَراتِهِ وَ لا عَوْرَتَهُ وَ لایَتَـکَلَّمُ اِلاّ فیما رَجا ثَوابَهُ؛
رسول خدا صلی الله علیه و آله، هرگز بدگویى کسى را نمى کردند، سرزنش نمى نمودند و در پى لغزش ها و اسرار دیگران نبودند و [درباره دیگران]، چیزى جز خیر (خوبى) نمى گفتند. [عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 284]

25 داود بن الحصین: فى صِفَةِ النَّبىِّ صلی الله علیه و آله کانَ رَجُلاً اَفْضَلَ قَوْمِهِ مُروءَةً وَ اَحْسَنَهُمْ خُلْقا وَ اَکْرَمَهُمْ مُخالَطَةً وَ اَحْسَنَهُمْ جِوارا وَ اَعْظَمُهُمْ حِلْما وَ اَمانَةً وَ اَصْدَقَهُمْ حَدیثا وَ اَبْعَدَهُمْ مِنَ الْفُحْشِ وَ الاَْذى، وَ ما رُئِىَ مُلاحیا وَ لا مُماریا اَحَدا حَتّى سَمّاهُ قَوْمُهُ الاَْمینَ لِما جَمَعَ اللّهُلَهُ مِنَ الاُْمورِ الصّالِحَةِ فیهِ فَلَقَدْ کانَ الْغالِبُ عَلَیْهِ بِمَکَّةَ الاَْمینَ؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله، از همه قوم خود جوانمردتر، خوش اخلاق تر، خوش برخوردتر، همسایه دارتر، بردبارتر، امانتدارتر، راستگوتر، و از بد زبانى و آزار رسانى به دورتر بودند. هرگز دیده نشد که با کسى پرخاش و مجادله کنند. خداوند صفات پسندیده را در آنحضرت جمع کرده بود، تا جایى که قومش او را امین نامیدند و در مکه غالبا با لقب امیناز ایشان یاد مى شد. [الطبقات الکبرى، ج 1، ص 121]

26 امام على علیه السلام: کانَ النَّبىُّ صلی الله علیه و آله اِذا سُئِلَ شَیئا فَاِذا اَرادَ اَنْ یَفْعَلَهُ قالَ: نَعَم وَ اِذا اَراد اَنْ لایَفْعَلَ سَکَتَ و کانَ لایَقول لِشَئ لا... ؛
هرگاه از رسول اکرم صلی الله علیه و آله چیزى تقاضا مى شد، اگر ایشان آن را مى خواستند انجام دهند، مى فرمودند: بله و اگر نمى خواستند انجام دهند، سکوت مى نمودند و هیچ گاه ایشان براى چیزى نه نمى گفتند. [بحارالأنوار، ج 93، ص 327]

27 پیامبر صلی الله علیه و آله: اُمِرْتُ اَن آخُذَ الصَّدَقَةَ مِن اَغْنیائکُم فَاَرُدَّها فى فُقَرائکُم؛
من مأمورم که صدقه (و زکات) را از ثروتمندانتان بگیرم و به فقرایتان بدهم. [مستدرک الوسائل، ج 7، ص 105]

28 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَمَرَنى رَبّى بِسَبْعِ خِصالٍ: حُبِّ المَساکینِ وَ الدُّنُوِّ مِنْهُم و اَنْ أکثِرَ مِن«لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه » وَ اَنْ اَصِلَ بِرَحِمى و اِن قَطَعَنى و اَن اَنظُرَ الى مَن هُوَ اَسفَلُ مِنّى و لا اَنْظُرَ اِلى مَنْ هُوَ فَوقى و اَن لا یَأخُذَنى فِى اللّهِ لَومَةُ لائِمٍ و اَنْ اَقولَ الحَقَّ وَ اِنْ کانَ مُرّا و اَن لا اَسْاَلَ اَحَدا شَیئا؛
پروردگارم مرا به هفت خصلت امر نموده است: دوست داشتن بینوایان و نزدیک شدن به آنها، ذکر لا حول و لا قوة الا باللّه را بسیار گفتن، با خویشاوندان رابطه برقرارکردن؛ هر چند آنان قطع رابطه کنند، [و در مسائل مادى]، به پایین تر از خود نگاه کنم نه به بالاتر، در راه خدا سرزنش ملامت گران را به خود نگیرم، حق را بگویم اگر چه تلخ باشد و از کسى چیزى نخواهم. [الاصول الستة عشر، ص 75]

29 فى المناقب لابن شهر آشوب: کانَ النَّبىّ صلی الله علیه و آله قَبْلَ المَبْعَثِ مَوصوفا بِعِشرینَ خَصلَةً مِن خِصالِ الاَنْبیاءِ لَوِ انْفَرَدَ واحِدٌ بِاَحَدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ فَکَیْفَ مَنِ اجْتَمَعَت فیهِ؟! کانَ نَبیّا اَمینا، صادِقا، حاذِقا، اَصیلاً، نَبیلاً، مَکینا، فَصیحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخیّا، کمیا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَلیما، رَحیما، غَیورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَم یُخالِطْ مُنَجِّما وَ لا کاهِنا و لا عَیافا؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیش از مبعوث شدن، بیست خصلت از خصلت هاى پیامبران را دارابودند، که اگر کسى یکى از آنها را داشته باشد، دلیل عظمت اوست؛ چه رسد به کسى کههمه آنها را دارا باشد، آن حضرت پیامبرى امین، راستگو، ماهر، اصیل، شریف، استوار،سخنور، عاقل، با فضیلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلیر و با شهامت، قانع، متواضع،بردبار، مهربان، غیرتمند، صبور، سازگار، و نرم خو بودند و با هیچ منجّم (قائل به تأثیرستارگان)، غیب گو و پیش گویى هم نشین نبودند. [المناقب لابن شهر آشوب، ج1، ص 123]

30 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنْ قَدَرتَ اَن تُصْبِحَ و تُمسى و لَیْسَ فى قَلبِکَ غَشٌّ لاَِحَدٍ فَافعَل و ذلِکَمِن سُنَّتى و مَنْ أحیى سُنَّتى فَقَد اَحیانى و مَن اَحیانى کانَ مَعى فِى الجَنَّةِ؛
تا مى توانى بکوش که صبح و شب در قلبت (حتّى) قصد فریب و نیرنگ کسى نباشد؛چرا که این از سنّت هاى من است و کسى که سنّتم را زنده کند، مرا زنده کرده است وکسى که مرا زنده کند، در بهشت با من خواهد بود. [سنن ترمذى، ج 4، ص 151]

31 طبرسى: ... و کانَ مِن فِعْلِهِ صلی الله علیه و آله اِذا لَبِسَ الثَّوبَ الجَدیدَ حَمِدَ اللّهَ ثُمَّ یَدعو مِسکینافَیُعطیهِ القَدیمَ، ثُمَّ یَقولُ: ما مِن مُسلِمٍ یَکسو مُسلِما مِن شَمْلِ ثیابِهِ ـ لا یَکْسوهُ اِلاّ لِلّهِعزَّوَجَلَّ ـ الاّ کانَ فى ضَمانِ اللّهِ عزَّوَجَلَّ و حِرزِهِ و خَیْرِهِ و اَمانِهِ حَیّا و مَیّتا؛
هر وقت رسول اکرم صلی الله علیه و آله لباس جدیدى مى پوشیدند، خداوند را سپاس مى گفتند وسپس بینوایى را مى خواستند و لباس قدیمشان را به او مى دادند و مى فرمودند:مسلمانى که فقط براى رضایت خداوند عزّوجلّ، لباس کهنه خود را به مسلمان فقیرىبدهد، تا هنگامى که لباس به تن آن فقیر است، در پناه و خیر و ضمانت خداوند است،چه زنده بماند و چه بمیرد. [مکارم الاخلاق، ص 36]

32 امام کاظم علیه السلام: کانَ النَّبىُّ صلی الله علیه و آله اِذا اَصْبَحَ مَسَحَ عَلى رُؤوسِ وُلْدِهِ وَ وُلْدِ وُلْدِهِ؛
هرگاه صبح مى شد پیامبر صلی الله علیه و آله دست نوازش بر سر فرزندان و نوه هاى خود مى کشیدند . [عدة الداعى، ص 79]

33 پیامبر صلی الله علیه و آله: نَحْنُ قَوْمٌ لا نَأکُلُ حَتّى نَجوعَ وَ اِذا اَکَلْنا لا نَشْبَعُ؛
ما قومى هستیم که تا گرسنه نشویم غذا نمى خوریم و تا سیر نشده ایم دست ازغذا مى کشیم. [سنن النبى، ص 226]

34 امام صادق علیه السلام: الاَکْلُ عِندَ اَهلِ المُصیبَةِ مِن عَمَلِ الجاهِلیَّةِ وَ السُّنَّةُ البَعْثُ اِلَیْهِمبِالطَّعامِ؛
غذا خوردن نزد مصیبت زدگان و با خرج آنان، از رفتارهاى جاهلیت است و سنّتپیامبر صلی الله علیه و آلهفرستادن غذا براى مصیبت زدگان است. [من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 182]

35 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُکُم خَیْرُکُم لِنِسائِهِ و اَنـَا خَیْرُکُم لِنِسائى؛
بهترین شما کسى است که براى زنان خود بهتر باشد و من بهترین شما براى زنخود هستم. [من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 443]

36 امام على علیه السلام: کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لا یُؤْثِرُ عَلَى الصَّلاةِ عَشاءً وَ لا غَیْرَهُ وَ کانَ اِذادَخَلَ وَقْتُها کَاَنـَّهُ لا یَعْرِفُ اَهْلاً وَ لا حَمیما؛
رسول اکرم صلی الله علیه و آله چیزى مثل شام و غیر آن را بر نماز مقدم نمى داشتند و هنگامى کهوقت نماز مى رسید، گویى که هیچ یک از اهل خانه و دوستان را نمى شناختند. [مجموعه ورام، ج 2، ص 78]

37 الغزالى فى احیاء العلوم: کانَ صلی الله علیه و آله لا یَجْلِسُ اِلَیهِ اَحَدٌ و هُوَ یُصَلّى اِلاّ خَفَّفَ صَلاتَهُ واَقْبَلَ عَلَیهِ فَقالَ: اَ لَکَ حاجَةٌ؟ فَاِذا فَرَغَ مِنْ حاجاتِهِ عادَ اِلى صَلاتِهِ؛
هرگاه رسول اکرم صلی الله علیه و آله نماز مى خواندند و کسى نزد ایشان مى نشست، ایشان نماز خود را کوتاه مى کردند و به او رو مى نمودند و مى فرمودند: آیا خواسته اى دارى؟ و بعد از آن کهحاجت او را برآورده مى کردند، به نماز بر مى گشتند. [سنن النبى، ص 294]

38 امام رضا علیه السلام: اِنّا اَهلُ بَیْتٍ نَرى وَعدَنا عَلَینا دَینا کَما صَنَعَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ؛
ما اهل بیت، وعده هاى خود را براى خودمان، بدهى و دِین حساب مى کنیم، چنانکهرسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین مى کردند. [تحف العقول، ص 446]

39 امام على علیه السلام: کُنّا اِذَا احْمَرَّ الْبَاْسُ وَ لَقِىَ القَومُ الْقَوْمَ اتَّقَیْنا بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَما یَکونُاَحَدٌ اَقْرَبَ اِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ ؛
وقتى که آتش جنگ بر افروخته مى شد و دو لشکر به هم مى رسیدند، به پیامبرپناهنده مى شدیم و کسى نبود که از آن حضرت به دشمن نزدیک تر باشد. [مکارم الاخلاق، ص 18]

40 عایشه: ما کانَ خُلْقٌ اَبْغَضَ اِلى رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِنَ الْکَذِبِ وَ مَا اطَّـلَعَ مِنْهُ عَلى شَىْ ءٍعِنْدَ اَحَدٍ مِنْ اَصْحابِهِ فَیَبْخَلُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ حَتّى یَعْلَمَ اَنْ اَحْدَثَ تَوْبَةً؛
هیچ صفتى نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله منفورتر از دروغ نبود و هر گاه مطلع مى شدند یکى ازاصحابشان دروغى گفته است، به او بى اعتنایى مى کردند تا آن که مى فهمیدند توبه کردهاست. [الطبقات الکبرى، ج 1، ص 378]


http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif


3. آسایش دو گیتی

رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ؛ [سوره بقره، آیه 201]
پروردگارا ! خیر دنیا و آخرت را نصیب ما گردان و ما را از عذاب آتش نگهدار.


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلْبِرُّ ما سَکَنَتْ اِلَیْهِ النَّفْسُ وَ اطْمَاَنَّ اِلَیْهِ الْقَلْبُ، وَ الاِْثْمُ ما لَمْ تَسْکُنْ اِلَیْهِالنَّفْسُ وَ لَمْ یَطْمَئِنَّ اِلَیْهِ الْقَلْبُ وَ اِنْ اَفْتاکَ الْمُفْتونَ ؛
نیکى آن است که جان و دل انسان با آن آرامش پیدا کند و گناه آن است که جانو دل انسان با آن آرام نگیرد، هر چند فتوا دهندگان (خلاف آن را) به توفتوا دهند. [کنزالعمّال، ح 7278]

2 فاطمه زهرا علیهاالسلام: فَفَرَضَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا مِنَ الشِّرْکِ... وَ الْعَدْلَ تَسْکینا لِلْقُلوبِ؛
خداوند ایمان را براى پاکى از شرک... و عدل و داد را براى آرامش دل ها واجب نمود. [من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 568]

3 امام سجاد علیه السلام: اِلهى ... فَلا تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ اِلاّ بِذِکْراکَ وَ لا تَسْکُنُ النُّفوسُ اِلاّ عِنْدَرُؤْیاکَ؛
خداوندا، دل ها جز با یاد تو آرام نمى گیرد و جان ها جز با دیدن تو، به آرامشنمى رسد. [بحارالأنوار، ج 94، ص 151، ح 21]

4 امام صادق علیه السلام: اَلْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إلَى اللّهِ فى راحَةِ الأَبَدِ وَالعَیْشِ الدّائِمِ الرَّغَدِوَالْمُفَوِّضُ حَقّا هُوَ الْعالى عَنْ کُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللّهِ تَعالى؛
کسى که کارهاى خود را به خدا بسپارد همواره از آسایش و خیر و برکت در زندگىبرخوردار است و واگذارنده حقیقى کارها به خدا، کسى است که تمام همّتش تنها بهسوى خدا باشد. [مصباح الشریعه، ج 1، ص 175، ح 83]

5 امام على علیه السلام: مَنْ حَسُنَتْ خَلیقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛
هر کس خوش اخلاق باشد، زندگى اش پاکیزه و گوارا مى گردد. [غررالحکم، ح8153]

6 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فى بَیْتٍ مِنْ بُیوتِ اللّهِ یَتْلونَ کِتابَ اللّهِ وَ یَتَدارَسونَهُبَیْنَهُمْ اِلاّ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکینَةُ وَ غَشِیَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَ حَفَّتْهُمُ الْمَلائِکَةُ وَ ذَکَرَهُمُ اللّهُفیمَنْ عِنْدَهُ؛
هیچ جلسه قرآنى براى تلاوت و درس در خانه اى از خانه هاى خدا برقرار نشد، مگراین که آرامش بر آنان نازل شد و رحمت دربرشان گرفت و فرشتگان در اطراف آنان حلقهزدند و خداوند در میان کسانى که در نزدش هستند، از آنان یاد کرد. [کنزالعمّال، ح 2320]

7 امام صادق علیه السلام: اِنَّ الْمُؤمِنَ لَیَسْکُنُ اِلَى الْمُؤْمِنِ کَما یَسْکُنُ الظَّمْآنِ اِلَى الْماءِ الْبارِدِ؛
به راستى که مؤمن با برادر مؤمنش آرامش پیدا مى کند، چنان که تشنه، با آب خنکآرامش مى یابد. [کافى، ج 2، ص 247]

8 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلصِّدْقُ طُمَأْنینَةٌ وَ الْکَذِبُ ریبَةٌ؛
راستگویى مایه آرامش و دروغگویى مایه تشویش است. [نهج الفصاحه، ح 1864]

9 امام صادق علیه السلام: خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ ناقِصَ العَیْشِ زائِلَالْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانیَةُ: اَلاَْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَْنیسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاَْنیسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُالصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَلیطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ:الدَّعَةُ؛
پنج چیز است که هر کس یکى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى اش کمبوددارد و کم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنیت، سوم روزى فراوان، چهارمهمراهِ همرأى. راوى پرسید: همراهِ همرأى کیست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند وهمنشین خوب و پنجم که در برگیرنده همه اینهاست، رفاه و آسایش است. [خصال، ص 284]

10 امام صادق علیه السلام: اِنَّ الْقَلْبَ لَیَـتَجَلْجَلُ فِى الْجَوْفِ یَطْلُبُ الحَقَّ فَاِذا اَصابَهُ اطْمَاَنَّ وَ قَرَّ؛
به راستى که دل در درون سینه بى قرار است و به دنبال حق مى گردد و چون به آنرسید، آرام و قرار مى گیرد. [کافى، ج 2، ص 421]

11 امام صادق علیه السلام: ما مِنْ مُؤْمِنٍ اِلاّ وَ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لَهُ مِنْ ایمانِهِ اُنْسا یَسْکُنُ اِلَیْه، حَتّى لو کانَ عَلى قُلَّةِ جَبَلٍ لَمْ یَسْتَوحِشْ؛
هیچ مؤمنى نیست مگر آن که خداوند ایمان را همدم و آرامش بخش او قرار مى دهد،چنانچه حتى اگر در قله کوهى هم باشد، احساس تنهایى نمى کند. [عدة الداعى، ص 218]

12 امام سجاد علیه السلام: وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَناً وَ اُنْساً فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِکَ نِعْمَةٌ مِنَ اللّهِ عَلَیْکَ فَـتُـکْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ کانَ حَقُّکَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَیْکَ اَنْ تَرْحَمَها؛
حق زن این است که بدانى خداوند عزّوجلّ او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش کن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب تراست اما این حق اوست که با او مهربان باشى. [من لایحضره الفقیه، ج2، ص621،ح3214]

13 امام باقر علیه السلام: اَلصّیامُ وَ الْحَجُّ تَسْکینُ الْقُلوبِ؛
روزه و حج آرام بخش دل هاست. [امالى طوسى، ص 296، ح 582]

14 امام على علیه السلام: اَلنَّظیفُ مِنَ الثِّیابِ یُذْهِبُ الْهَمَّ وَالْحُزْنَ وَهُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ؛
لباس پاکیزه غم و اندوه را مى برد و موجب پاکیزگى نماز است. [کافى، ج6، ص 444، ح 14]

15 امام صادق علیه السلام: اِنَّ صاحِبَ الدّینِ فَکَّرَ فَـعَـلَـتْهُ السَّکینَةُ وَ اسْتَـکانَ فَـتَواضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنى وَ رَضىَ بِما اُعْطىَ وَ انْفَرَدَ فَکُفىَ الاِْخْوانَ وَ رَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا وَ خَلَعَ الدُّنْیا فَتَحامَى الشُّرورَ وَ اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرتِ الْمَحَبَّةُ وَ لَمْ یُخِفِ النّاسَ فَـلَـمْ یَخَفْهُمْ وَ لَمْ یُذْنِبْ اِلَیْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنْ کُلِّ شَئ ففازَ وَ اسْتَکْمَلَ الْفَضْلَ وَ اَبْصَرَ العافیَةَ فَاَمِنَ النَّدامَةَ؛

آدم دین دار چون مى اندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع مى کندمتواضع است. چون قناعت مى کند، بى نیاز است. به آنچه داده شده خشنود است. چونتنهایى را برگزیده از دوستان بى نیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چوندنیا را فرو گذارده از بدى ها و گزندهاى آن در امان است. چون حسادت را دور افکنده محبتش آشکار است. مردم را نمى ترساند پس از آنان نمى هراسد و به آنان تجاوز نمى کند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمى بندد پس به رستگارى و کمال فضیلت دست مى یابد و عافیت را به دیده بصیرت مى نگرد پس کارش به پشیمانى نمى کشد. [امالى مفید، ص 52، ح 14]

16 امام صادق علیه السلام: صَلاةُ اللَّیْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلْقَ وَ تُطَیِّبُ الرِّیحَ وَ تَدُرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِى الدَّیْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ؛
نماز شب، انسان را خوش سیما، خوش اخلاق و خوشبو مى کند و روزى را زیاد و قرضرا ادا مى نماید و غم و اندوه را از بین مى برد و چشم را نورانى مى کند. [ثواب الأعمال، ص 42]

17 امام حسین علیه السلام: وَ حَقیقٌ عَلَى اللّهِ اَنْ لا یَاْتیَنى مَکْرُوبٌ اِلاّ اَرُدُّهُ وَ اَقْلِبُهُ اِلى اَهْلِهِ مَسْرورا؛
بر خداوند است که هیچ گرفتارى به زیارت من نیاید مگر آن که او را شادمان باز گردانم و به خانواده اش برسانم. [ثواب الأعمال، ص 98]

18 امام صادق علیه السلام: مَنْ تَصَدَّقَ فى یَوْمٍ اَو لَیْلَةٍ اِنْ کَانَ یَوْمٌ فَیَوْمٌ وَ اِنْ کانَ لَیْلَةٌ فَلَیْلٌ دَفَعَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ الْهَمَّ وَ السَّبُعَ وَ میتَةَ السُّوءِ؛
هر کس در روز و یا شب صدقه بدهد ـ اگر روز است روز و اگر شب است، شب ـ خداوند عزّوجلّ او غم و اندوه، درنده و مرگ بد را دور مى کند. [ثواب الأعمال، ص 140]

19 امام صادق علیه السلام: مَنْ قالَ فى کُلِّ یَوْمٍ مِائَةَ مَرَّةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ دَفَعَ اللّهُبِها عَنْهُ سَبْعینَ نَوْعا مِنَ الْبَلاءِ اَیْسَرُهَا الْهَمُّ؛
هر کس در هر روز صد مرتبه لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ بگوید، خداوند هفتاد نوع بلا را از او دفع مى کند، که کوچکترین آن غم و اندوه است. [ثواب الأعمال، ص 162]

20 امام على علیه السلام: مَنِ اطَّرَحَ الْحِقْدَ اسْتَراحَ قَلْبُهُ وَ لُبُّهُ؛
هر کس کینه را از خود دور کند، قلب و عقلش آسوده مى گردد. [غررالحکم، ح 8584]

21 امام على علیه السلام: مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْکَفافِ فَقَدِ انْتَظَـمَ الرّاحَةَ وَ تَبَوَّاَ خَفْضَ الدَّعَةِ؛
هر کس به اندازه اى که او را کفایت مى کند، قناعت کند، به آسایش و نظم مى رسد و درآسودگى و رفاه منزل مى گیرد. [نهج البلاغه، حکمت 371]

22 امام صادق علیه السلام: لَمّا سُئِلَ عَنْ طَریقِ الراحَةِ ـ: فى خِلافِ الْهَوى. قیل: فَمَتى یَجِدُ عَبدٌ الرّاحَةَ؟ فَقالَ علیه السلام: عِنْدَ اَوَّلِ یَوْمٍ یَصیرُ فِى الْجَنَّةِ؛
در پاسخ به این سؤال که راه رسیدن به آسایش چیست؟ فرمودند: مخالفت با هوا وهوس. عرض شد: پس، چه وقت انسان به آسایش مى رسد؟ فرمودند: در نخستین روز ورودش به بهشت. [تحف العقول، ص 370]

23 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ الزاهِدَ فِى الدُّنْیا یَرْتَجى وَ یُریحُ قَلْبَهُ وَ بَدَنَهُ فِى الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ وَالراغِبَ فیها یُتْعِبُ قَلْبَهُ وَ بَدَنَهُ فِى الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ؛
هر کس به دنیا بى رغبت است، امیدوار است و تن و جانش را در دنیا و آخرت آسوده مى گذارد و هر کس دل به دنیا ببندد، تن و جان خود را در دو دنیا به زحمتمى اندازد. [اعلام الدین، ص 343]

24 امام صادق علیه السلام: اَلسُّرُورُ فى ثَلاثِ خِلالٍ: فِى الْوَفاءِ وَ رِعایَةِ الحُقوقِ وَ النُّهوضِ فِىالنَّوائِبِ؛
شادى در سه چیز است: وفادارى، رعایت حقوق و ایستادگى در برابر سختى ها. [تحف العقول، ص 323]

25 امام على علیه السلام: مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ؛
هر کس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت مى شود. [غررالحکم، ح 9122]

26 امام على علیه السلام: اَصْلُ الْعَقْلِ القُدَرةُ وَ ثَمَرَتُها السُّرورُ؛
ریشه عقل، قدرت است و میوه آن شادى. [بحارالأنوار، ج 78، ص 7، ح 59]

27 امام على علیه السلام: شعر

تَغَرَّبْ عَنِ الأَْوْطانِ فى طَـلَبِ الْعُلا      *         وَسافِرْ فَفِى الأَْسْفارِ خَمْسُ فَوائِدَ

تَفَرُّجُ هَمٍّ وَ اکْتِسابُ مَعیشَةٍ             *          وَ عِلْمٌ وَ آدابٌ و صُحْبَةُ ماجِدٍ؛
براى کسب بلند مرتبگى از وطن خود دور شو و سفر کن که در مسافرت پنج فایده است:برطرف شدن اندوه، بدست آوردن روزى و دانش و آداب زندگى، و هم نشینى با بزرگواران. [مستدرک الوسائل، ج 8، ص 115، ح9199]

28 امام صادق علیه السلام: النَّشْوَةُ فى عَشَرَةِ اَشْیاءَ: فِى الْمَشْىِ وَ الرُّکُوبِ وَ الاِرتِماسِ فِىالْماءِ وَ النَّظَرِ اِلَى الْخُضْرَةِ وَ الاَکْلِ وَ الشُّرْبِ وَ الْجِماعِ وَ السِّواکِ وَ غَسْلِ الرَّأْسِ بِالْخَطْمىِّ وَ النَّظَرِ اِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْناءِ وَ مُحادَثَةِ الرِّجالِ؛
نشاط در ده چیز است: پیاده روى، سوارى، آب تنى (شنا)، نگاه کردن به سبزى، خوردن و آشامیدن، آمیزش، مسواک کردن، شستن سر با خطمى، نگاه کردن به زن زیبا و گفتگوى حکیمانه. [خصال، ص 443، ح 38]

29 امام صادق علیه السلام: اَلنَّومُ راحَةٌ لِلْجَسَدِ وَ النُّطْقُ راحَةٌ لِلرُّوحِ وَ السُّکوتُ راحَةٌ لِلْعَقْلِ؛
خواب مایه آسایش جسم، سخن مایه آسایش جان و سکوت مایه آسایش عقل است. [من لایحضره الفقیه، ج4، ص402، ح5865]

30 امام على علیه السلام: اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْدا زَیَّنَهُ بِالسَّکینَةِ وَ الْحِلْمِ؛
هرگاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، او را به آرامش و بردبارى زینت مى بخشد. [غررالحکم، ح 4099]

31 امام صادق علیه السلام: ما یَمْنَعُ اَحَدَکُمْ اِذا دَخَل عَلَیْهِ غَمٌّ مِنْ غُمُومِ الدُّنْیا اَنْ یَتَوَضَّاَ ثُمَّ یَدْخُلَ مَسْجِدَهُ وَ یَرْکَعَ رَکْعَتَینِ فَیَدْعُوَ اللّهَفیهِما؟ اَما سَمِعْتَ اللّهَیَقُولُ: «وَاسْتَعینوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»؟
چه چیز مانع مى شود که هر گاه بر یکى از شما غم و اندوه دنیایى رسید، وضو بگیرد وبه سجده گاه خود رود و دو رکعت نماز گزارد و در آن دعا کند؟ مگر نشنیده اى که خداوند مى فرماید: «از صبر و نماز مدد بگیرید»؟ [تفسیر عیاشى، ج 1، ص 59، ح 39]

32 امام على علیه السلام: اَهْنَى الْعَیْشِ اطِّراحُ الْکُلَفِ؛
گواراترین زندگى، رها کردن تکلّف ها (تجمّلات) است. [غررالحکم، ح 2964]

33 امام على علیه السلام: حُسْنُ الظَّنِّ راحَةُ الْقَلْبِ وَ سَلامَةُ الدّینِ؛
خوش گمانى، مایه آسایش قلب و سلامت دین است. [غررالحکم، ح 4816]

34 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَنْ أَعْرَضَ عَنْ مُحَرَّمٍ أَبْدَلَهُ اللّهُبِهِ عِبادَةً تَسُرُّهُ؛
هر کس از حرام دورى کند، خداوند به جاى آن عبادتى که او را شاد کند نصیبش مى گرداند. [بحارالأنوار، ج 77، ص 121، ح 20]

35 پیامبر صلی الله علیه و آله: عَلَیْکُمْ بِالزَّبیبِ فَإِنَّهُ یَکْشِفُ المِرَّةَ وَ یَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ یَشُدُّ الْعَصَبَ وَ یَذْهَبُ بِالإِْعْیاءِ وَ یُحَسِّنُ الْخُلْقَ وَ یُطَیِّبُ النَّفْسَ وَ یَذْهَبُ بِالْغَمِّ؛
شما را سفارش مى کنم به خوردن مویز، زیرا صفرا را برطرف مى کند، بلغم را از بینمى برد، اعصاب را قوى، خستگى را دور، و اخلاق را خوب مى کند، و به روح آرامشمى بخشد و غم را مى برد. [خصال، ص 344]

36 امام صادق علیه السلام: حُرِمَ الْحَریصُ خَصْلَتَیْنِ وَ لَزِمَتْهُ خَصْلَتانِ: حُرِمَ القَناعَةَ فَافْتَقَدَ الرّاحَةَ وَ حُرِمَ الرِّضا فَافْتَقَدَ الْیَقینَ؛
حریص از دو خصلت محروم و با دو خصلت همراه است: از قناعت محروم است و درنتیجه آسایش را از دست مى دهد، از راضى بودن محروم است، در نتیجه یقین را ازدست مى دهد. [خصال ص 69]

37 امام صادق علیه السلام: مَنْ وَجَدَ هَمّا وَ لا یَدرى ما هُوَ فَلْیَغْسِلْ رَأْسَهُ؛
هر کس غمگین شد و علت آن را ندانست، سر خود را بشوید. [الدعوات للراوندى، ص 120، ح 284]

38 امام على علیه السلام: مَنْ وَثِقَ بِاَنَّ ما قَدَّرَ اللّهُ لَهُ لَنْ یَفوتَهُ اسْتَراحَ قَلْبُهُ؛
هر کس اطمینان داشته باشد که آنچه خداوند برایش تقدیر کرده است به او مى رسد،دلش آرام مى گیرد. [غررالحکم، ح 8763]

39 امام على علیه السلام: تَوَقُّعُ الْفَرَجِ اِحدَى الرّاحَتَیْنِ؛
انتظار گشایش، یکى از دو آسایش است. [غررالحکم، ح 4578]

40 پیامبر صلی الله علیه و آله: تُفْتیکَ نَـفْسُکَ، ضَعْ یَدَکَ عَلى صَدْرِکَ، فَإنَّهُ یَسْکُنُ لِلْحَلالِ وَ یَضْطَرِبُ مِنَ الْحَرامِ دَعْ ما یُریبُکَ اِلَى ما لا یُریبُکَ، وَ اِنْ اَفْتاکَ الْمُفْتُونُ، اِنَّ الْمُؤمِنَ یَذَرُ الصَّغیرَ مَخافَةَ اَنْ یَقَعَ فِى الْکَبیرِ؛
قلبت (وجدانت)، حقیقت را براى تو مى گوید. دستت را بر روى سینه ات بگذار، زیرا قلبت از حلال، آرامش و از حرام تشویش پیدا مى کند. آنچه تو را به تردید مى اندازد ـ هرچند که صاحبان فتوا، فتوا دهند ـ رها کن و به سراغ چیزى برو که تو را به تردیدنمى اندازد. مؤمن از ترس گناه بزرگ، گناه کوچک را هم رها مى کند. [کنزالعمّال، ح 7306]


http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif


4. رفتار خدا پسندانه با مردم

وَ لْیَعْفوا وَ لْیَصْفَحوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ وَ اللّهُ غَفورٌ رَحیمٌ؛ [سوره نور، آیه 22]
... باید عفو کنید و لغزش هاى دیگران را نادیده بگیرید. آیا دوست نمى دارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: إنَّ أَوْلَى النّاسِ بِاللّهِ وَ بِرَسولِهِ مَنْ بَدا بِالسَّلامِ؛
نزدیک ترین مردم به خدا و رسول او کسى است که آغازگر سلام باشد. [بحارالأنوار، ج 76، ص 12، ح 50]

2 امام على علیه السلام: أَبْلَغُ ما تَسْتَدِرُّ بِهِ الرَّحْمَةَ أَنْ تُضْمِرَ لِجَمیعِ النّاسِ الرَّحْمَةَ؛
مؤثّرترین وسیله جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه مردم باشى. [غررالحکم، ح 3353]

3 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِذا اوقِفَ الْعِبادُ نادى مُنادٍ: لِیَقُمْ مَنْ أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ وَلْیَدْخُلِ الْجَنَّةَ قیلَ: مَنْ ذَا الَّذى أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ؟ قالَ: الْعافُونَ عَنِ النّاسِ؛
هنگامى که بندگان در پیشگاه خدا مى ایستند، آواز دهنده اى ندا دهد: آن کس کهمزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته مى شود: چه کسى مزدش با خداست؟ مى گوید: گذشت کنندگان از مردم. [کنزالعمال، ح 7009]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: یَروى عَنْ رَبِّهِ تَبارَکَ وَتَعالى ـ حُقَّتْ مَحَبَّتى عَلَى الْمُتَزاوِرَیْنِ فىَّ وَحُقَّتْ مَحَبَّتى عَلَى الْمُتَباذِلینَ فىَّ وَهُمْ عَلى مَنابِرَ مِنْ نورٍ یَغْبِطُهُمُ النَّبیّونَ وَ الصِّدّیقونَ بِمَکانِهِمْ؛
خداوند متعال مى فرماید: بر خود واجب کرده ام دوست داشتن کسانى را که به خاطرمن به دیدار یکدیگر مى روند و کسانى که در راه من به یکدیگر بخشش مى نمایند، چنین کسانى (روز قیامت) بر منابرى از نورند به گونه اى که پیامبران و صدیقین به جایگاه آنان غبطه مى خورند. [صحیح ابن حبّان، ج 2، ص 338]

5 امام على علیه السلام: مَنْ أَصْلَحَ فیما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ فیما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ؛
هر کس رابطه اش را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود. [بحارالأنوار، ج 71، ص 366، ح 12]

6 پیامبر صلی الله علیه و آله: أَمَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النّاسِ کَما أَمَرَنى بِأَداءِ الْفَرائِضِ؛
پروردگارم، همان گونه که مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیزفرمان داده است. [کافى، ج 2، ص 117، ح 4]

7 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلسَّخىُّ قَریبٌ مِنَ اللّهِ، قَریبٌ مِنَ النّاسِ، قَریبٌ مِنَ الجَنَّةِ؛
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزدیک است. [بحارالأنوار، ج 73، ص 308، ح 37]

8 امام صادق علیه السلام: صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللّهُ: إِصْلاحٌ بَیْنَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَ تَقارُبٌ بَیْنَهُمْ إِذا تَباعَدوا؛
صدقه اى که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند. [کافى، ج 2، ص 209، ح 1]

9 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِنْ أَحْبَبْتُمْ أَنْ یُحِبَّکُمُ اللّهُوَ رَسولُهُ فَأَدّوا إِذَا ائْتُمِنْتُمْ وَ اصْدُقوا إِذا حَدَّثْتُمْ وَ أَحْسِنوا جِوارَ مَنْ جاوَرَکُمْ؛
اگر مى خواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند به سلامت برگردانید و چون سخن گویید راست گویید و با همسایگان خود به نیکى رفتار نمایید. [نهج الفصاحه، ح 554]

10 امام سجاد علیه السلام: أمّا حَقُّ ذِى المَعروفِ عَلَیکَ فَأن تَشکُرَهُ و تَذکُرَ مَعروفَهُ، وَ تُکْسِبَهُ المَقالَةَ الحَسَنَةَ وَ تُخلِصَ لَهُ الدُّعاءَ فیما بَینَکَ وَ بَینَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَإذا فَعَلتَ ذلِکَ کُنتَ قَد شَکَرتَهُ سِرّا وَ عَلانیَةً، ثُمَّ إن قَدَرْتَ عَلى مُکافاتِهِ یَوما کافَیْتَهُ؛
حق کسى که به تو نیکى کرده، این است که از او تشکر کنى و نیکیش را به زبان آورى و از وى به خوبى یاد کنى و میان خود و خداى عزّوجلّ برایش خالصانه دعا کنى، هرگاه چنین کردى بى گمان پنهانى و آشکارا از او تشکر کرده اى . سپس اگر روزى توانستى نیکى او را جبران کنى، جبران کن . [خصال، ص 568]

11 امام صادق علیه السلام: إذا أرادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُسْتَجابَ لَهُ فَلْیُطَیِّبْ کَسْبَهُ وَ لْیَخْرُجْ مِنْ مَظالِمِ النّاسِ، وَ إِنَّ اللّهَلا یَرْفَعُ إِلَیْهِ دُعاء عَبْدٍ وَ فى بَطْنِهِ حَرامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلَمَةٌ لأِحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ؛
هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هیچ بنده اى که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى رود. [بحارالأنوار، ج 93، ص 321، ح 31]

12 امام على علیه السلام: وَ إیّاکَ ... اَنْ تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَکَ بِخُلفِکَ... فَاِنَّ الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّهِ وَ النّاسِ؛
بپرهیز از خلف وعده که آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود. [نهج البلاغه، از نامه 53]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: أمَّا الحَیاءُ فَیَتَشَعَّبُ مِنهُ اللِّینُ، والرّأفَةُ، والمُراقَبَةُ للّهِِ فِى السِّرِّ والعَلانیَةِ،والسَّلامَةُ، واجْتِنابُ الشَّرِّ، والبَشاشَةُ، والسَّماحَةُ، والظَّفَرُ، وحُسْنُ الثَّناءِ عَلَى المَرءِ فِى النّاسِ، فَهذا ما أصابَ العاقِلَ بِالحَیاءِ، فَطُوبى لِمَن قَبِلَ نَصیحَةَ اللّهِ وخافَ فَضیحَتَهُ؛
اما شاخه هاى حیا عبارتند از: نرمش، مهربانى، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دورى از بدى، خوشرویى، گذشت، بخشندگى، پیروزى و خوشنامى در میان مردم، اینها فوایدى است که خردمند از حیا مى برد. خوشا به حال کسى که نصیحت خدا را بپذیرد و از رسوایى خودش بترسد. [تحف العقول، ص 17]

14 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: أَنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَانْصَحِ الأُمَّةَ وَارْحَمْهُمْ فَإِذا کُنْتَ کَذلِکَ وَ غَضِبَ اللّهُ عَلى أَهْلِ بَلْدَةٍ أَنْتَ فیها وَ أَرادَ أَنْ یُنْزِلَ عَلَیْهِمُ الْعَذابَ نَظَرَ إِلَیْکَ فَرَحِمَهُمْ بِکَ، یَقولُ اللّهُ تَعالى: (وَما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَأَهْلُها مُصْلِحونَ)؛
با مردم منصفانه رفتار کن و نسبت به آنان خیرخواه و مهربان باش، زیرا اگر چنین بودى و خداوند بر مردم آبادیى که تو در آن به سر مى برى خشم گرفت و خواست بر آنان عذاب فرو فرستد، به تو نگاه مى کند و به خاطر تو به آن مردم رحم مى کند. خداى متعال مى فرماید «و پروردگار تو (هرگز) بر آن نبوده است که شهرهایى را که مردمش درستکارند، به ستمى هلاک کند». [مکارم الاخلاق، ص 457]

15 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَنْ أرادَ اللّهُ بِهِ خَیْرا رَزَقَهُ اللّهُ خَلیلاً صالِحا؛
هر کس که خداوند براى او خیر بخواهد، دوستى شایسته نصیب وى خواهد نمود. [نهج الفصاحه، ح 3064]

16 پیامبر صلی الله علیه و آله: مُشاوَرَةُ الْعاقِلِ الناصِحِ رُشْدٌ وَ یُمْنٌ وَ تَوْفیقٌ مِنَ اللّهِ فَإِذا أَشارَ عَلَیْکَ النّاصِحُ الْعاقِلُ فَإِیّاکَ وَ الْخِلافَ فَإِنَّ فى ذلِکَ الْعَطَبَ؛
مشورت کردن با عاقلِ خیرخواه مایه هدایت و میمنت است و توفیقى است از جانبخداوند، پس هرگاه خیرخواه عاقل تو را راهنمایى کرد، مبادا مخالفت کنى که موجبنابودى مى شود. [محاسن، ج 2، ص 602، ح 25]

17 پیامبر صلی الله علیه و آله: إنَّ أَعْظَمَ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللّهِ یَوْمَ الْقیامَةِ أَمْشاهُمْ فى أَرْضِهِ بِالنَّصیحَةِلِخَلْقِهِ؛
بلند مرتبه ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت کسى است که در روى زمین بیشتردر خیرخواهى و ارشاد مردم قدم بردارد. [کافى، ج 2، ص 208، ح 5]

18 امام جواد علیه السلام: اَلْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللّهِ وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ؛
مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیقى از پروردگار، پند دهنده اى از درون خویش وپذیرش از نصیحت کنندگان. [بحارالأنوار، ج 78، ص 358، ح 1]

19 امام رضا علیه السلام: اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَها بِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتى إِلَیْهِ، إِنْ رَأى سَیِّئَةً دَرَأَها بِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛
تواضع درجاتى دارد: یکى از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدى دید آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. [کافى، ج 2، ص 124، ح 13]

20 پیامبر صلی الله علیه و آله: رَأى موسى علیه السلام رَجُلاً عِنْدَ الْعَرْشِ فَغَبَطَهُ بِمَکانِهِ فَسَأَلَ عَنْهُ فَقالَ: کانَ لایَحْسُدُ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛
حضرت موسى علیه السلام مردى را نزد عرش دید و به جایگاه او غبطه خورد و در مورد او سؤال کرد. به او گفته شد که او به آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است حسد نمى برد. [روضة الواعظین، ص424]

21 پیامبر صلی الله علیه و آله: یُؤْتى بِأَحَدٍ یَوْمَ القیامَةِ یوقَفُ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ وَیُدْفَعُ إِلَیْهِ کِتابُهُ فَلایَرى حَسَناتِهِ فَیَقولُ: إِلهى، لَیْسَ هذا کِتابى فَإِنّى لاأَرى فیها طاعَتى؟! فَیُقالُ لَهُ: إِنَّ رَبَّکَ لایَضِلُّ وَ لایَنْسى ذَهَبَ عَمَلُکَ بِاغْتیابِ النّاسِ ثُمَّ یُؤْتى بِآخَرَ وَ یُدْفَعُ إِلَیْهِ کِتابُهُ فَیَرى فیهِ طاعاتٍ کَثیرَةً فَیَقولُ: إِلهى ما هذا کِتابى فَإِنّى ما عَمِلْتُ هذِهِ الطّاعاتِ فَیُقالُ: لأَِنَّ فُلانا اغْتابَکَ فَدُفِعَتْ حَسَناتُهُ إِلَیْکَ؛
روز قیامت فردى را مى آورند و او را در پیشگاه خدا نگه مى دارند و کارنامه اشرابه اومى دهند،اما حسنات خود را در آن نمى بیند. عرض مى کند: الهى! این کارنامه من نیست! زیرا من در آن طاعات خود را نمى بینم! به او گفته مى شود: پروردگار تو نه خطامى کند و نه فراموش. عمل تو به سبب غیبت کردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد دیگرى را مى آورند و کارنامه اش را به او مى دهند. در آن طاعت بسیارى را مشاهده مى کند. عرض مى کند: الهى! این کارنامه من نیست! زیرا من این طاعات را بجا نیاورده ام! گفته مى شود: فلانى از تو غیبت کرد و من حسنات او را به تو دادم. [جامع الأخبار، ص 412]

22 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن عالَ یَتیما حَتّى یَسْتَغْنىَ عَنْهُ أَوْجَبَ اللّهُعَزَّوَجَلَّ لَهُ بِذلِکَ الْجَنَّةَ کَما أَوْجَبَ اللّهُ لآِکِلِ مالِ الْیَتیمِ النّارَ؛
هر کس یتیمى را سرپرستى کند تا آن که بى نیاز گردد، خداوند به سبب این کار بهشت را بر او واجب سازد، همچنان که آتش دوزخ را بر خورنده مال یتیم واجب ساخته است. [بحارالأنوار، ج 75، ص 4، ح 8]

23 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِذا کَثُرَ الزِّنا بَعْدى کَثُرَ مَوْتُ الْفُجْأَةِ وَ إِذا طُفِّفَ الْمِکْیالُ اَخَذَهُمُ اللّهُبِالسِّنینَ وَ النَّقْصِ وَ إذا مَنَعُوا الزَّکاةَ منعَتِ الأْرْضُ بَرَکاتِها مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمارِ وَ الْمَعادِنِ وَ إِذا جاروا فِى الْحُکْمِ تَعاوَنوا عَلَى الظُّلْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ إِذا نَقَضُوا الْعُهودَ سَلَّطَ اللّهُعَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ... ؛
چون پس از من زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى زیاد مى شود و چون کم فروشى کنند، خداوند آنان را به قحطى و کمبود مبتلا مى گرداند و چون زکات ندهند، زمین برکات خود مانند غلات و میوه ها و معادن را از آنان دریغ مى دارد و چون در قضاوت ستم نمایند، بر ظلم و تجاوز یکدیگر را یارى کنند و چون عهد و پیمان ها را بشکنند، خداوند دشمنشان را بر آنان مسلّط کند... . [تحف العقول، ص 51]

24 پیامبر صلی الله علیه و آله: عائِدُ الْمَریضِ فى مَخْرَفَةِ الْجَنَّةِ، فَإِذا جَلَسَ عِنْدَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةَ؛
عیادت کننده از بیمار، در نخلستان بهشت میوه مى چیند و هرگاه نزد بیمار بنشیند، رحمت خدا او را فرا مى گیرد. [کنزالعمال، ح 25127]

25 امام على علیه السلام: اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ فَرَضَ فى أمْوالِ الاَْغْنیاءِ اَقْواتَ الْفُقَراءِ فَما جاعَ فَقیرٌ اِلاّ بِما مُتِّعَ بِهِ غَنىٌّ، وَ اللّهُ تَعالى سائِلُهُمْ عَنْ ذلِکَ؛
خداوند سبحان غذاى فقرا را در اموال ثروتمندان قرار داده است، پس هیچ فقیرى در دنیا گرسنگى نمى کشد مگر این که ثروتمندى حق او را نداده باشد و خداوند از اغنیا در این باره خواهد پرسید. [نهج البلاغه صبحى صالح، حکمت 328]

26 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَحَبُّ الاَْعْمالِ اِلَى اللّهِ مَنْ اَطْعَمَ مِنْ جوعٍ اَوْ دَفَعَ عَنْهُ مَغْرَما اَوْ کَشَفَ عَنْهُ کَرْبا؛
محبوب ترین کارها نزد خدا، سیر کردن گرسنه یا پرداختن بدهى یا برطرف کردن گرفتارى اوست. [نهج الفصاحه، ح76]

27 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَنْ لا یَرْحَمِ النّاسَ لا یَرْحَمْهُ اللّهُ؛
هر کس به مردم رحم نکند، خداوند به او رحم نمى کند. [نهج الفصاحه، ح 2899]

28 امام على علیه السلام: اَفْضَلُ الشَّفاعاتِ اَنْ تَشْفَعَ بَیْنَ اثْنَینِ فى نِکاحٍ حَتّى یَجْمَعَ اللّهُ بَیْنَهُما؛
بهترین وساطت، وساطت میان دو نفر براى ازدواج است تا این که خداوند آن دو را به یکدیگر برساند. [وسائل الشیعه، ج 20، ص 45، ح 2]

29 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُ الاَْصْحابِ صاحِبٌ اِذا ذَکَرْتَ اللّهَ اَعانَکَ وَ اِذا نَسیتَ ذَکَّرَکَ؛
بهترین دوستان کسى است که هرگاه خدا را یاد نمودى تو را یارى کند و چون خدا رافراموش نمودى به یادت آورد. [نهج الفصاحه، ح 1479]

30 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِذا حَکَمْتُمْ فَاعْدِلوا وَ اِذا قُلْتُمْ فَاَحْسِنوا فَاِنَّ اللّهَمُحْسِنٌ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛
هرگاه قضاوت مى کنید، عادلانه قضاوت کنید و هرگاه سخن مى گویید، نیکو بگویید،زیرا خداوند نیکوکار است و نیکوکاران را دوست دارد. [نهج الفصاحه، ح 200]

31 امام صادق علیه السلام: مَنْ بَغى صَیَّرَ اللّهُ بَغْیَهُ عَلى نَفْسِهِ وَصارَتْ نُصْرَةُ اللّهِ لِمَنْ بَغى عَلَیْهِ وَ مَنْ نَصَرَهُ اللّهُ غَلَبَ وَ اَصابَ الظَّـفَرَ مِنَ اللّهِ؛
هر کس ستم کند خداوند ستمش را به خود او باز مى گرداند و یارى خدا نصیب کسى مى گردد که به او ستم شده و کسى که خدا او را یارى کند غلبه پیدا مى کند و از جانب خدا پیروزى نصیبش مى شود. [تحف العقول، ص 315]

32 امام على علیه السلام: مَنْ کَثُرَتْ نِعَمُ اللّهِ عَلَیْهِ کَثُرَتْ حَوائِجُ النّاسِ اِلَیْهِ، فَاِنْ قامَ فیها بِما اَوْجَبَ اللّهُسُبْحانَهُ عَلَیْهِ فَقَدْ عَرَّضَها لِلدَّوامِ وَ اِنْ مَنَعَ ما اَوْجَبَ اللّهُسُبْحانَهُ فیها فَقَدْ عَرَّضَها لِلزَّوالِ؛
هر کس نعمت هاى خدا بر او زیاد شود، نیازهاى مردم به او زیاد مى شود، حال اگر به آنچه خداوند در این باره بر او واجب کرده عمل کند، زمینه دوام آن نعمت ها را فراهم کرده، و اگر نکند آنها را در معرض نابودى قرار داده است. [غررالحکم، ح8752]

33 پیامبر صلی الله علیه و آله: إنَّ الاِختِلافَ و التَّنازُعَ وَ التَّثَبُّطَ مِنْ أمْرِ الْعَجْزِ وَ الضَّعْفِ وَ هُوَ مِمّا لایُحِبُّهُ اللّهُ وَلا یُعْطى عَلَیْهِ النَّصْرَ وَ الظَّـفَرَ؛
اختلاف و کشمکش و پشت هم اندازى، از ناتوانى و سستى است و خداوند نه آن رادوست دارد و نه با آن یارى و پیروزى مى دهد. [بحارالأنوار، ج20، ص 126]

34 امام صادق علیه السلام: مَنْ شَتَمَکَ فَقُلْ لَهُ: اِنْ کُنْتَ صادِقا فیما تَقولُ فَاَسْاَلُ اللّهَ اَنْ یَغْفِرَ لى، وَ اِنْ کُنْتَ کاذِبا فیما تَقولُ فَاللّهَ اَسْاَلُ اَنْ یَغْفِرَ لَکَ. وَ مَنْ وَعَدَکَ بِالْخَنى فَعِدْهُ بِالنَّصیحَةِ وَالرِّعاءِ؛
اگر کسى به تو ناسزا گفت به او بگو: اگر راست مى گویى، از خدا مى خواهم که مرا بیامرزد و اگر دروغ مى گویى، از خدا مى خواهم که تو را بیامرزد و اگر کسى تهدیدت کرد، تو او را به خیرخواهى و مراقبت وعده ده. [بحارالأنوار، ج1، ص 244، ح17]

35 امام صادق علیه السلام: اِعْلَموا اَنَّ اللّهَ تَعالى یُبْغِضُ مِنْ خَلْقِهِ الْمتَلَـوِّنَ، فَلا تَزولوا عَنِ الْحَقِّ وَ اَهْلِهِ، فَاِنَّ مَنِ اسْتَبَدَّ بِالْباطِلِ وَ اَهْلِهِ هَلَکَ وَ فاتَتْهُ الدُّنْیا؛
بدانید که خداوند از انسان هایى که دائما رنگ عوض مى کنند نفرت دارد. پس از حق و اهل آن جدا نشوید، چرا که هر کس به باطل و اهل آن بپیوندد، نابود مى شود و دنیا راهم از دست مى دهد. [امالى مفید، ص137، ح 6]

36 پیامبر صلی الله علیه و آله: ما مِنْ مُسْلِمٍ یَنْظُرُ امْرَأَةً اَوَّلَ رَمْقَةٍ ثُمَّ یَغُضُّ بَصَرَهُ اِلاّ اَحْدَثَ اللّهُ تَعالى لَهُ عِبادَةً یَجِدُ حَلاوَتَها فى قَلْبِهِ؛
هیچ مرد مسلمانى نیست که نگاهش به زنى بیفتد و چشم خود را پایین بیندازد مگراین که خداى متعال به او توفیق عبادتى دهد که شیرینى آن را در دل خویش بیابد. [کنزالعمّال، ح 13059]

37 امام سجاد علیه السلام: اَللّهُمَّ... وَ اَجْرِ لِلنّاسِ عَلى یَدِىَ الْخَیْرَ وَ لا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ وَ هَبْ لى مَعالىَ الاَْخْلاقِ وَ اعْصِمْنى مِنَ الْفَخْرِ؛
خدایا به دست من براى مردم خیر و نیکى جارى ساز و آن را با منّت گذارى من تباهمکن، و مرا اخلاق والا عطا فرما و از فخرفروشى نگاه دار. [صحیفه سجادیه، از دعاى 20]

38 امام صادق علیه السلام: یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَکونَ فیهِ ثَمانى خِصالٍ: وَقورا عِنْدَ الهَزاهِزِ،صَبورا عِندَ البَلاءِ، شَکُورا عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعا بِما رَزَقَهُ اللّه، لایَظْلِمُ الاَعْداءِ، وَ لا یَتَحامَلُ لِلاَْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعَبٍ وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ؛
سزاوار است مؤمن هشت خصلت داشته باشد: در سختى ها باوقار، در گرفتارى صبور، در آسایش شاکر و به روزى خداوند قانع باشد، به دشمنان ستم نکند، از دوستان کینه و دشمنى به دل نگیرد، بدنش از او در رنج و مردم از او در آسایش باشند. [کافى، ج2، ص 47، ح1]

39 پیامبر صلی الله علیه و آله: تَفَرَّغوا مِنْ هُمومِ الدُّنْیا مَا اسْتَطَعْتُمْ فَاِنَّهُ مَنْ اَقْبَلَ عَلَى اللّهِ تَعالى بِقَلْبِهِ جَعَلَ اللّهُ قُلوبَ العِبادِ مُنْقادَةً اِلَیْهِ بِالوُدِّ وَالرَّحْمَةِ وَکانَ اللّهُ اِلَیْهِ بِکُلِّ خَیْرٍ اَسْرَعَ؛
تا مى توانید خود را از همّ و غم دنیا فارغ سازید؛ زیرا هر کس با دل خویشبه جانب خدا روى آورد، خداوند دل هاى بندگان را از سر مهر و محبت مطیع او مى کند وهر خیرى را به او زودتر مى رساند. [بحارالأنوار، ج 77، ص 166، ح 3]

40 پیامبر صلی الله علیه و آله: لا وُکِلَ ابْنُ آدَمَ اِلاّ اِلى مَنْ رَجاهُ وَلَوْ اَنَّ ابْنَ آدَمَ لَمْ یَرْجُ اِلاَّ اللّهَ ما وُکِلَ اِلى غَیْرِهِ؛
انسان به همان کسى واگذار مى شود که به او امید بسته است و اگر انسان جز به خدا امید نبندد به غیر خدا واگذار نمى شود. [کنزالعمّال، ح 5909]


http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif

5. اعجاز بسم الله

کَلِمَةُ اللّهِ هِىَ الْعُلْیا؛ [سوره توبه، آیه 40]
کلام الهى است که برترین است.


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلتَّسْمیَةُ مِفْتاحُ الْوُضوءِ و مِفْتاحُ کُلِّ شَیءٍ؛

بسم اللّه الرحمن الرحیم، کلید وضو و کلید هر چیزى است. [مستدرک الوسائل، ج1، ص 323]

2 پیامبر صلی الله علیه و آله: لا یُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ؛

دعایى که با بسم اللّه الرحمن الرحیم شروع شود، رد نمى شود. [الدعوات، ص 52]

3 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَنْ قَرَأَ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ مُوقِنا سَبَّحَتْ مَعَهُ الْجِبالُ إلاّ أَنـَّهُ لایَسْمَعُ ذلِکَ مِنها؛

هر کس با یقین بسم اللّه الرحمن الرحیم را قرائت کند، کوه ها به همراه او تسبیحمى گویند، هر چند او تسبیح آنها را نمى شنود. [الدرالمنثور، ج 1، ص 26]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن رَفَعَ قِرطاسا مِنَ الأْرضِ مَکتوبا عَلَیهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِإجلالاً لِلّهِ ولاِسْمِهِ عَنْ أن یُداسَّ کانَ عِندَ اللّهِ مِنَ الصِّدِّیقینَ و خُفِّفَ عَن والِدَیهِ و إنکانا مُشرِکَینِ؛

هر کس کاغذى را که روى آن بسم اللّه الرحمن الرحیم نوشته شده است از روى زمین برداردو این کار براى بزرگداشت خداوند و جلوگیرى از اهانت به نام او باشد، نزد خداوند از صدیقینبه شمار مى رود و از بار گناه پدر و مادرش برداشته خواهد شد، حتى اگر مشرک باشند. [تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج 1، ص32]

5 پیامبر صلی الله علیه و آله: إذا قالَ الْعَبدُ عِندَ مَنامِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ یَقولُ اللّهُ: مَلائِکَتى! اُکتُبُوا بِالْحَسَناتِ نَفسَهُ إلَى الصَّباحِ؛

هر گاه بنده اى هنگام خوابش، بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید، خداوند به فرشتگانمى گوید: به تعداد نفس هایش تا صبح برایش حسنه بنویسید. [جامع الأخبار، ص 42]

6 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلْعَبد... إِنْ قالَ فى أوَّلِّ وُضوئِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ طَهُرَتأعضاؤُهُ کُلُّها مِنَ الذُّنوبِ؛

اگـر بنـده اى... در ابتداى وضویش، بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید همه اعضایش ازگناهان پاک مى شود. [تفسیر الإمام العسکرى علیه السلام، ص 521]

7 پیامبر صلی الله علیه و آله: زَیـِّنوا مَوائِدَکُم بِالْبَقْلِ؛ فإِنَّها مَطرَدَةٌ لِلشَّیاطینِ مَعَ التَّسمیَةِ؛

سفره هایتان را با سبزى، زینت دهید، زیرا سبزى با بسم اللّه الرحمن الرحیم،شیطان را طرد مى کند. [مکارم الأخلاق، ص 176]

8 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَنْ قَرَأ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ کَـتَبَ اللّهُ لَهُ بِکُلِّ حَرفٍ أربَعَةَ آلافِحَسَنَةٍ و مَحا عَنهُ أربَعَةَ آلافِ سَیِّـئَةٍ و رَفَعَ لَهُ أربَعَةَ آلافِ دَرَجَةٍ؛

هر کس بسم اللّه الرحمن الرحیم را قرائت کند خداوند به ازاى هر حرفِ آن چهار هزارحسنه برایش مى نویسد و چهار هزار گناه از او پاک مى کند و چهار هزار درجه او رابالا مى برد. [بحارالأنوار، ج 92، ص 258]

9 پیامبر صلی الله علیه و آله: أنَّهُ إذا قالَ الْمُعَلِّمُ لِلصَّبىِّ قُل بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ فَقالَ الصَّبىُّ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ کَـتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِىِّ و بَراءَةً لأِبـَوَیهِ و بَراءَةً لِلمُعَلِّمِ؛

وقتى معلم به کودک بگوید: بگو بسم اللّه الرحمن الرحیم و کودک آن را تکرار کندخداوند براى کودک و پدر و مادرش و معلم، برائت از آتش در نظر خواهد گرفت. [مجمع البیان، ج 1، ص 50]

10 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن کَـتَبَ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ فَجَوَّدَهُ تَعظیما لِلّهِ غَفَرَ اللّهُ لَهُ؛

هر کس بسم اللّه الرحمن الرحیم را براى بزرگداشت خداوند زیبا بنویسد، خداوند اورا مى بخشد. [بحارالأنوار، ج 92، ص 35]

11 پیامبر صلی الله علیه و آله: عَنِ اللّهِ جَلّ وَ عزَّ أنَّهُ قالَ: کُلُّ أمرٍ ذى بالٍ لَم یُذکَر فیهِ بِسمِ اللّهِفَهُوَ أَبْتَرُ؛

پیامبر صلی الله علیه و آله از خداوند عزیز و جلیل نقل کرده است که فرمود: هر کار ارزشمندى که درآن بسم اللّه ذکر نشود ناقص است. [بحارالأنوار، ج 76، ص 305]

12 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن حَزَنَهُ أَمرٌ تَعاطاهُ فَقالَ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ و هو مُخلِصٌ لِلّهِبِقَلبِهِ إلَیْهِ لَم یَنفَکَّ مِن إحدَى اثْنَتَینِ إمّا بُلُوغُ حاجَتِهِ فِى الدُّنیا و إمّا یَعدِلُهُ عِندَ رَبِّهِ ویَدَّخِرُ لَدَیهِ و أبقى لِلْمُؤمِنینَ؛

هر کس کارى او را اندوهگین و به خود مشغول کند و او با اخلاص براى خدا بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید و با قلبش به سوى او رو کند، یکى از این دو براى او خواهد بود: یادر دنیا به حاجتش مى رسد و یا حاجتش نزد پروردگار بوده و براى او ذخیره مى شود وآن براى مؤمنان ماندگارتر است. [التوحید، ص 232]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن أرادَ أَنْ یُنجِیَهُ اللّهُ مِنَ الزَّبانیَةِ التِّسعَةِ عَشَرَ فَلْیَقرَأْ بِسمِ اللّهِالرَّحمنِ الرَّحیمِ فَإنَّها تِسعَةَ عَشَرَ حَرفا لِیَجعَلَ اللّهُ کُلَّ حَرفٍ مِنها جُنَّةً مِنواحدٍ مِنهُم؛

هر کس مى خواهد خداوند او را از زبانیه (فرشتگان عذاب) نوزده گانه برهاند، بسم اللّه الرحمن الرحیم را قرائت کند زیرا آن نوزده حرف است. تا خداوند هر حرف آن را سپرىدر مقابل یکى از آن فرشتگان قرار دهد. [بحارالأنوار، ج 89، ص 258]

14 پیامبر صلی الله علیه و آله: إذا مَرَّ الْمُؤمِنُ عَلَى الصِّراطِ فَیَقولُ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ طَفِئَتْلَهبُ النِّیرانِ وَ تَقولُ: جُز یا مُؤمِنُ فَإنَّ نورَکَ قَد أطفَأ لَهِبى؛

هنگامى که مؤمن بر صراط مى گذرد، و مى گوید: بسم اللّه الرحمن الرحیم. ناگاهزبانه هاى آتش خاموش مى شود و مى گوید: اى مؤمن عبور کن زیرا نور تو آتش مراخاموش کرد. [جامع الأخبار، ص 120]

15 پیامبر صلی الله علیه و آله: لَو قَرَأتَ بِسمِ اللّهِ تَحفَظُکَ الْمَلائِکَةُ إلَى الْجَنَّةِ و هُوَ شِفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ؛

اگر بسم اللّه را قرائت کنى، فرشتگان، تا بهشت تو را حفظ مى کنند و آن شفاى هردردى است. [فقه الرضا علیه السلام، ص 342]

16 پیامبر صلی الله علیه و آله: إذا قالَ الْعَبدُ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُه: بَدَأَ عَبدىبِاسْمى و حَقٌّ عَلَىَّ أنْ اُتَمِّمَ لَهُ اُمُورَهُ و اُبارِکَ لَهُ فى أَحوالِهِ؛

هر گاه بنده اى بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید خداوند مى فرماید: بنده ام کارش رابا نام من آغاز کرد، بر من است تا کارش را به پایان برسانم و براى او در کارهایشبرکت قرار دهم. [عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 269]

17 پیامبر صلی الله علیه و آله: کانَ جِبرئیلُ إذا جاءَنى بِالْوَحىِ أوَّلُ ما یُلقى عَلَىَّ بِسمِ اللّهِالرَّحمنِ الرَّحیمِ؛

وقتى جبرئیل با وحى به نزدم مى آمد، نخستین چیزى که به من القا مى کرد، بسماللّه الرحمن الرحیم بود. [سنن الدارقطنى، ج 1، ص 304]

18 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن قَرَأ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ بَنَى اللّهُ لَهُ فِى الْجَنَّةِ سَبعَةَ ألفٍ قَصرٍمِن یاقوتَةٍ حَمْراءَ؛

هر کس بسم اللّه الرحمن الرحیم را قرائت کند خداوند در بهشت هفتاد هزار قصر ازیاقوت سرخ براى او بنا کند. [مدینة المعاجز، ج 2، ص 366]

19 پیامبر صلی الله علیه و آله: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ مِفتاحُ کُلِّ کِتابٍ؛

بسم اللّه الرحمن الرحیم، کلید هر نوشته اى است. [الجامع الصغیر، ج 1، ص 481]

20 پیامبر صلی الله علیه و آله: اُمَّتى یَأتونَ یَومَ الْقیامَةِ و هُم یَقولونَ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ فَتَثقُلُحَسَناتُهُم فِى الْمیزانِ فَیُقالُ: ألا ما اُراجِحَ مَوازینَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ: فَـتَقولُ الأْنبیاءُ علیهم السلام إنَّابْتِداءَ کَلامِهِم ثَلاثَةَ أسماءٍ مِن أسماءِ اللّهِ لَو وُضِعَت فى کَفَّةِ الْمِیزانِ و وُضِعَت سَیِّئاتُ الْخَلقِ فى کَفَّةٍ اُخرى لَرَجَحَتْ حَسَناتُهُم؛

امت من در روز قیامت مى آیند در حالى که بسم اللّه الرحمن الرحیم مى گویند. آنگاهاعمال نیک آنها در ترازوى اعمال، سنگین مى شود. گفته مى شود: چه چیزى باعث شدهکه ترازوى اعمال امّت محمد سنگین شود. پیامبران جواب مى دهند: چون سخن ایشانبه سه نام از نام هاى پروردگار شروع مى شود که اگر در یک کفه ترازو قرار گیرد و گناهانمردم در کفه دیگر گزارده شود، حسنات آنها برترى مى یابد. [تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج 1، ص 32]

21 امام على علیه السلام: إنَّ الْعَبدَ إذا أرادَ أن یَقرَأَ أو یَعمَلَ عَمَلاً و یَقولُ... بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِالرَّحیمِ فَإنَّهُ یُبارَکُ لَهُ فیهِ؛

هر بنده اى بخواهد چیزى بخواند یا کارى انجام دهد و بسم اللّه الرحمن الرحیمبگوید، در کارش برکت داده مى شود. [تفسیر الإمام العسکرى علیه السلام، ص 25]

22 امام على علیه السلام: مَنِ اسْتَمَعَ إلى قارى ءٍ یَقرَؤُها [بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ ]کانَ لَهُبِقَدرِ ما لِلْقارِئ؛

هر کس به صداى قارى اى که بسم اللّه الرحمن الرحیم را قرائت مى کند گوش دهد،براى او آن خواهد بود، که براى قارى است. [عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 271]

23 امام على علیه السلام: بِسمِ اللّهِ شِفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ و عَونٌ لِکُلِّ دَواءٍ؛

بسم اللّه، شفاى هر دردى و یارى کننده هر دارویى است. [نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص 42]

24 امام على علیه السلام: ألا فَمَن قَرَأها (بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ) مُعتَقِدا لِمُوالاةِ مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطَّیِّبِینَ مُنقادا لأَِمرِها مُؤمِنا بِظاهِرِهِما و باطِنِهِما أعطاهُ اللّهُ عَزَّوَجلَّ بِکُلِّحَرفٍ مِنها حَسَنَةً کُلُّ واحِدَةٍ مِنها أفضَلُ مِنَ الدُّنْیا و ما فیها مِن أصنافِ أموالِهاو خَیراتِها؛

هر که بسم اللّه الرحمن الرحیم را با اعتقاد و دوستى محمد و آل پاکش و با تسلیم دربرابر دستوراتشان و با ایمان به ظاهر و باطنش بخواند خداوند عزیز و جلیل در مقابل هرحرف آن، چیزى برتر از دنیا و آنچه در آن است، از ثروت و خوبى ها را به او مى بخشد. [عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص 270]

25 امام کاظم علیه السلام: سُئِلَ الکاظِمُ علیه السلام: و أىُّ آیَةٍ أَعظَمُ فى کِتابِ اللّهِ؟ فَقالَ: بِسمِ اللّهِالرَّحمنِ الرَّحیمِ؛

از امام کاظم علیه السلام پرسیدند: کدامیک از آیات کتاب خدا برتر و بزرگ تر است؟ فرمودند:بسم اللّه الرحمن الرحیم. [بحارالأنوار، ج 89، ص 238]

26 امام باقر علیه السلام: أوَّلُ کُلِّ کِتابٍ نَزَلَ مِنَ السَّماءِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ»، فَإِذا قَرَأتَ«بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» فَلا تُبالى أن لا تَستَعیذَ، و إذا قَرَأتَ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِالرَّحیمِ» سَتَرَتکَ فیما بَینَ السَّماءِ وَالأَرضِ؛

ابتداى هر کتابى که از آسمان نازل شده، بسم اللّه الرحمن الرحیم است. هر گاهبسم اللّه الرحمن الرحیم را قرائت کردى اشکالى ندارد که استعاذه نکنى (نگویى که پناهمى برم به خدا) و هر گاه بسم اللّه الرحمن الرحیم را تلاوت کردى، تو را از آنچه میانآسمان و زمین است محفوظ مى دارد. [کافى، ج 3، ص 313]

27 امام صادق علیه السلام: اِحتَجِز مِنَ النّاسِ کُلِّهِم بـِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» و بـِ «قُلْ هُوَ اللّهُ أحَدٌ»اِقرَأها عَن یَمینِکَ و عَن شِمالِکَ و مِن بَینِ یَدَیکَ و مِن خَلفِکَ و مِن فَوقِکَ ومِن تَحتِکَ؛

خود را از تمامى مردم با بسم اللّه الرحمن الرحیم و قل هو اللّه احد حفظ کن. آن را ازسمت راست و چپ و جلو و عقب و بالا و پایین بخوان. [کافى، ج 2، ص 624]

28 امام صادق علیه السلام: لا تَدَعْ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ و إن کانَ بَعدَهُ شِعرٌ؛

بسم اللّه الرحمن الرحیم را رها مکن حتى اگر بعدش شعر باشد. [کافى، ج 2، ص 672]

29 امام صادق علیه السلام: إذا تَوَضَّأَ أحَدُکُم و لَم یُسَمَّ کانَ لِلشَّیطانِ فى وُضوئِهِ شِرکٌ و إنأکَلَ أو شَرِبَ أو لَبِسَ و کُلُّ شَئ صَنَعَهُ یَنبَغى أن یُسَمِّى عَلَیهِ فَإن لَم یَفعَل کانَلِلشَّیطانِ فیهِ شِرکٌ؛

هر گاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه الرحمن الرحیم نگوید. شیطان در آنشریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را برآن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است. [محاسن، ج 2، ص 433]

30 امام صادق علیه السلام: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ اسْمُ اللّهِ الأْکبَرِ أو قالَ الأْعظَمِ؛

بسم اللّه الرحمن الرحیم، بزرگ ترین ـ فرمود ـ یا با عظمت ترین نام خداوند است. [بحارالأنوار، ج 90، ص 223]

31 امام صادق علیه السلام: اَلباءُ بَهاءُ اللّهِ وَ السِّینُ سَناءُ اللّهِ وَ الْمِیمُ مَجدُ اللّهِ و اللّهُ إلهُ کُلِّ شَى ءٍالرَّحمنُ بِجَمیعِ خَلقِهِ وَ الرَّحیمُ بِالْمُؤمنینَ خاصَّةً؛

باء (بسم اللّه الرحمن الرحیم) بهاء (روشنى) خدا و سین آن سناء (بزرگى) خدا و میمآن مجد (عظمت) خدا، و اللّه معبود همه چیز، رحمن مهربان به همه خلق، رحیم مهربانفقط به مؤمنان است. [کافى، ج 1، ص 114]

32 امام صادق علیه السلام: رُبَّما تَرَکَ بَعضُ شیعَتِنا فِى افْتِتاحِ أَمرِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ فَـیَمْـتَحِنَهُ اللّهُ بِمَکْروهٍ لِیُـنَـبِّهَهُ عَلى شُکرِ اللّهِ وَ الثَّناءَ عَلَیهِ و یَمحَقُ وَصَمةَ تَقصیرِهِ عِندَ تَرکِهِ قَولَ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ؛

بسا که یکى از شیعیان ما در آغاز کارى، بسم اللّه الرحمن الرحیم نمى گوید و به همین خاطر، خداوند، او را گرفتار چیزى ناخوشایند مى سازد تا به شکر و ثناى الهى متوجّه گردد و کوتاهى اش را در گفتن بسم اللّه، جبران کند. [التوحید، ص 231]

33 امام صادق علیه السلام: اَلْبَسمَلَةُ تیجانُ السُّوَرِ؛
بسم اللّه الرحمن الرحیم، تاج سوره هاست. [تفسیر القرطبى، ج 1، ص 92]

34 امام کاظم علیه السلام: ما مِن أحَدٍ دَهَمَهُ أَمرٌ یَغُمُّهُ أَو کَرَبَتْهُ کُربَةً فَرَفَعَ رَأسَهُ إلَى السَّماءِ ثُمَّ قالَ ثَلاثَ مَرّاتٍ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ إلاّ فَرَّجَ اللّهُ کُربَتَهُ و أذهَبَ غَمَّهُ؛

هر کس گرفتار چیزى است که غمگینش مى سازد یا ناخوشایندى که ناراحتش مى کند، اگر سر به آسمان بلند کند و سه بار بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید، بى تردید، خداوند، گره از کارش خواهد گشود و غمش را برطرف خواهد کرد. [مکارم الأخلاق، ص 347]

35 امام رضا علیه السلام: إنَّ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أقرَبُ إلَى اسْمِ اللّهِ الأْعظَمِ مِن سَوادِ الْعَینِ إلى بَیاضِها؛

بسم اللّه الرحمن الرحیم، به اسم اعظم نزدیک تر است از سیاهى چشم به سفیدى اش. [عیون أخبار الرضا، ج 1، ص 8]

36 امام رضا علیه السلام: مَعنى قَولِ القائِلِ بِسمِ اللّهِ أَىْ أَسِمُ عَلى نَفسى سِمَةً مِن سِماتِ اللّهِ وهِىَ الْعِبادَةُ؛

معناى گفته کسى که بسم اللّه مى گوید، یعنى نشانى از نشانه هاى خداوند را بر خود مى گذارم و آن عبادت است. [التوحید، ص 229]

37 امام على علیه السلام: قولوا عِندَ افتِتاحِ کُلِّ أَمرٍ صَغیرٍ أو عَظیمٍ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ؛ أَىْ أَستَعینُ عَلى هذَا الأَمرِ بِاللّهِ الَّذى لا یَحِقُّ العِبادَةُ لِغَیرِهِ، المُغیثِ إذَا استُغیثَ، المُجیبِ إذا دُعىَ، الرَّحمنِ الَّذى یَرحَمُ بِبَسطِ الرِّزقِ عَلَینا، الرَّحیمِ بِنا فى أدیانِنا و دُنیانا و آخِرَتِنا، خَفَّفَ عَلَینَا الدِّینَ و جَعَلَهُ سَهلاً خَفیفا، و هُوَ یَرحَمُنا بِتَمییزِنا مِن أعدائِهِ؛

هنگام آغاز هر کار کوچک و بزرگى بسم اللّه الرحمن الرحیم بگویید. یعنى براى اینکار، از خدا مدد مى جویم. خدایى که جز او کسى سزاوار پرستش نیست. پناهگاه پناهجو و فریادرس فریاد خواه است. خداوند بخشنده اى که با گسترش روزى بر ما رحم مى کند،مهربان به ما، در آیین و دنیا و آخرتمان. دین را بر ما آسان و سبک و سهل گرفت. و به ما رحم مى کند با جدا کردن از دشمنانش. [التوحید، ص 232]

38 امام حسن عسکرى علیه السلام: عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ: ... وَ الجَهرُ بـِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ»؛

نشانه هاى مؤمن پنج چیز است: ... و بلند گفتن بسم اللّه الرحمن الرحیم. [تهذیب الأحکام، ج 6، ص 52، ح 37]

39 امام صادق علیه السلام: اِغْلِقُوا أَبوابَ الْمَعصیَةِ بِالإْسْتِعاذَةِ وَ افْتَحُوا أبوابَ الطّاعَةِ بِالتَّسمیَةِ ؛

درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهاى طاعت را با بسم اللّه گفتن بگشایید. [الدعوات، ص 52]

40 معصوم علیه السلام: مِن حَقِّ الْقَلَمِ عَلى مَن أَخَذَهُ إذا کَـتَبَ أَنْ یَبدَأَ بِبِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ ؛

از حقوق قلم بر کسى که آن را براى نوشتن در دست مى گیرد این است که با بسم اللّه الرحمن الرحیم آغاز کند. [مستدرک الوسائل، ج 8، ص 434]


http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif


6. بهترین و بدترین مردم

اِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِکَ هُمْ خَیْرُ البَریَّةِ؛ [سوره بینه، آیه 7]
در حقیقت کسانى که ایمان آورده و نیکوکار شده اند بهترین اهل عالمند.


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لاَِهْلِهِ وَاَنَا خَیْرُکُمْ لاَِهْلى ما اَکْرَمَ النِّساءَ اِلاّ کَریمٌ وَ لااَهانَهُنَّ اِلاّ لَئیمٌ؛

بهترین شما کسى است که براى خانواده خود بهتر باشد و من از همه شما براى خانواده ام بهترم، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى کند،مگر شخص پَست و بى مقدار. [نهج الفصاحه، ح 1520]

2 پیامبر صلی الله علیه و آله: شَرُّ النّاسِ الضَّیِّقُ عَلى اَهْلِهِ، قالوا یا رَسُولَ اللّهِ وَ کَیْفَ یَکُونُ ضَیِّقا عَلى اَهْلِهِ قالَ: الرَّجُلُ اِذا دَخَلَ بَیْتَهُ خَشَعَتِ امْرَأَتُهُ وَ هَرَبَ وَلَدُهُ وَ فَرَّ فَاِذا خَرَجَ ضَحِکَتِ امْرَأَتُهُ وَ اسْتَأْنَسَ اَهْلُ بَیْتِهِ؛

بدترین مردم کسى است که بر خانواده اش سخت گیر باشد. گفتند اى رسول خدا!سخت گیرى بر خانواده چگونه است؟ فرمودند: مرد وقتى وارد خانه شود، همسرش از او هراسان و فرزندان از او گریزان شده، فرار کنند و چون بیرون رود همسرش شاد گردد وخانواده اش با یکدیگر انس گیرند. [مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 8، ص 25]

3 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُکُمْ مَنْ یُرْجى خَیْرُهُ وَ یُؤْمَنُ شَرُّهُ؛

بهترین شما کسى است که به خیرش امیدوار و از شرّش در امان باشند. [نهج الفصاحه، ح1526]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: شَرُّکُمْ مَنْ لا یُرجى خَیْرُهُ وَ لا یُؤْمَنُ شَرُّهُ؛

بدترین شما کسى است که به خیرش امیدى نیست و از شرش امانى نباشد. [نهج الفصاحه، ح 1526]

5 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُ اِخْوانِکُمْ مَنْ اَهْدى اِلَیْکُمْ عُیوبَکُمْ؛

بهترین برادران شما کسى است که عیب هایتان را به شما هدیه کند. [نهج الفصاحه، ح 1509]

6 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَعْفو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا یَسْتُرُ الْعَوْرَةَ؛

بدترین مردم کسى است که خطا را نمى بخشد و عیب (دیگران) را نمى پوشاند. [غررالحکم، ج4، ص175، ح 5735]

7 پیامبر صلی الله علیه و آله: خیارُکُمْ اَحْسَنُکُمْ قَضاءً لِلدَّیْنِ؛

بهترین شما کسانى هستند که قرض خود را بهتر ادا کنند. [نهج الفصاحه، ح 1474]

8 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَعْتَقِدُ الاَْمانَةَ وَ لا یَجْتَنِبُ الْخیانَةَ؛

بدترین مردم کسى است که پایبند به امانت نباشد و از خیانت دورى نکند. [غررالحکم، ج4، ص175، ح 5734]

9 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُکُمْ مَنْ لَمْ یَتْرُکْ آخِرَتَهُ لِدُنْیاهُ وَلا دُنْیاهُ لآِخِرَتِهِ وَ لَمْ یَکُنْ کَلاًّ عَلَى النّاسِ؛

بهترین شما کسى است که آخرت خود را براى دنیا و دنیاى خود را براى آخرت رها نکند و سربار مردم نباشد. [نهج الفصاحه، ح 1525]

10 پیامبر صلی الله علیه و آله: یا عَلىُّ، شَرُّ النّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ وَ شَرٌّ مِنْ ذلِکَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیا غَیْرِهِ؛

اى على، بدترین مردم کسى است که آخرت خود را به دنیاى خود بفروشد و بدتر از اوکسى است که آخرت خود را به دنیاى دیگرى بفروشد. [بحارالأنوار، ج 77، ص 46، ح 3]

11 پیامبر صلی الله علیه و آله: خیارُ اُمَّتى مَنْ دَعا اِلَى اللّهِ تَعالى وَحَبَّبَ عِبادَهُ اِلَیْهِ؛

بهترین امت من کسانى هستند که مردم را به سوى خدا دعوت و بندگانش را محبوباو کنند (با اطاعت از امر و نهى خداوند محبت او بدست مى آید). [نهج الفصاحه، ح 1471]

12 پیامبر صلی الله علیه و آله: یا عَلىُّ شَرُّ النّاسِ مَنِ اتَّهَمَ اللّهَ فى قَضائِهِ؛

اى على، بدترین مردم کسانى هستند که خداوند را در قضا و قدرش (به بى عدالتى)متهم کنند. [الفقیه، ج 4، ص 363، ح3]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُ الرِّجالِ مِنْ اُمَّتِىَ الَّذینَ لایَتَطاوَلونَ عَلى اَهْلیهِمْ وَ یَحِنّونَ عَلَیْهِمْوَ لا یَظْلِمونَهُمْ؛

بهترین مردان امت من کسانى هستند که نسبت به خانواده خود خشن نباشند،اهانت نکنند، دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نکنند. [مکارم الاخلاق، ص 216]

14 پیامبر صلی الله علیه و آله: شَرُّ النّاسِ مَنْ اَکْرَمَهُ النّاسُ اتِّقاءَ شَرِّهِ؛

بدترین مردم کسى است که دیگران از ترس شرش به او احترام بگذارند. [مکارم الاخلاق، ص 433]

15 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُکُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرآنَ وَ عَلَّمَهُ؛

بهترین شما کسى است که قرآن بیاموزد و آموزش دهد. [نهج الفصاحه، ح 1524]

16 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ یَخْشَى النّاسَ فى رَبِّهِ وَ لا یَخْشى رَبَّهُ فِى النّاسِ؛

بدترین مردم کسانى هستند که در اطاعت از خدا از مردم بترسند ولى در اطاعت ازمردم از خدا نترسند. [غررالحکم، ج 4، ص 176، ح 5740]

17 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ مِنْ خَیْرِ نِسائِکُمْ الْوَلودَ الْوَدودَ السَّتیرَةَ الْعَفیفَةَ الْعَزیزَةَ فى اَهْلِهَا الذَّلیلَةَ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةَ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصانَ مَعَ غَیْرِهِ الَّتى تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطیعُ اَمْرَهُ وَ اِذا خَلا بِها بَذَلَتْ لَهُ ما اَرادَ مِنْها؛

بهترین زنان شما، زنى است زایا، بسیار مهربان، باحجاب، پاکدامن، در میان خویشاوندان خود عزیز و در برابر شوهرش متواضع باشد، خودش را براى شوهرش بیاراید و از دیگران حفظ کند، از شوهرش حرف شنوى داشته باشد و امر او را اطاعت نماید و در خلوت خواسته شوهرش را برآورده نماید. [من لایحضره الفقیه، ج3، ص 389،ح 4376]

18 پیامبر صلی الله علیه و آله: مِنْ شَرِّ نِسائِکُمْ؛ الذَّلیلَةُ فى اَهْلِهَا، العَزیزَةُ مَعَ بَعلِهَا، العَقیمُ الحَقُودُ الَّتى لا تَتَوَرَّعُ عَن قَبیحٍ، المُتَبَرِّجَةُ اِذا غابَ عَنْها زَوْجُها، الحِصانُ مَعَهُ اِذا حَضَرَ، الَّتى لا تَسمَعُ قَولَهُ، وَ لا تُطیعُ اَمْرَهُ، فَاِذا خَلا بِها تَمَنَّعَتْ تَمَنُّعَ الصَّعْبَةِ عِندَ رُکُوبِها، وَ لاتَقْبَلُ لَهُ عُذرا وَ لا تَغْفِرُ لَهُ ذَنْبا؛

از بدترین زنان شما، زنى است که در میان خویشاوندان خود، خوار و در برابر شوهر خود سرسخت باشد، نازا و کینه توز بوده، از زشتى ها دورى نکند، در غیاب شوهرش زینت خود را نمایش دهد ولى در حضور او از این کار خوددارى کند، از شوهرش حرف شنوى نداشته باشد و امر او را اطاعت نکند، در خلوت با او چون شترى سرکش بهره ندهد و هیچ عذرى را از شوهرش نپذیرد و هیچ خطایى را از او نبخشد. [من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 391،ح 4376]

19 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ مِنْ خَیْرِ رِجالِکُمُ التَّقِىُّ النَّقِىُّ السَّمِحُ الْکَفَّیْنِ النَّقىُّ الطَّرَفَیْنِ البَرُّ بِوالِدَیْهِ وَ لا یُلْجِىءُ عِیالَهُ اِلى غَیْرِهِ؛

به درستى که از بهترین مردان شما کسى است که با تقوا، پاک، با سخاوت، حلال زاده،حلال خور، پاکدامن، پرهیزگار از ناسزاگویى باشد و به پدر و مادر خود نیکى کند وخانواده خود را به پناه دیگرى نفرستد. [کافى، ج 2، ص 57، ح 7]

20 پیامبر صلی الله علیه و آله: شَرُّ النّاسِ الظّانُّونَ وَ شَرُّ الظّانِّینَ المُتَجَسِّسونَ وَ شَرُّ الْمُتَجَسِّسینَ القَوّالونَ وَ شَرُّ القَوّالینَ الهَتّاکونَ؛

بدترین مردم، بدگمانانند و بدترین بدگمانان تجسس کنندگانند و بدترین تجسس کنندگان بازگو کنندگانند و بدترین بازگو کنندگان پرده درانند. [مستدرک الوسائل، ج 9، ص 147، ح 15]

21 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُکُمْ مَنْ اَطابَ الْکَلامَ وَاَطْعَمَ الطَّعامَ وَ صَلّى بِاللَّیلِ وَالنّاسُ نیامٌ؛

بهترین شما کسى است که خوش زبان باشد، به دیگران طعام بدهد و هنگامى که مردم در خوابند نماز (شب) بخواند. [عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 71]

22 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ یَبْتَغِى الْغَوائِلَ لِلنّاسِ؛

بدترین مردم کسى است که بدخواه دیگران باشد. [غررالحکم، ج 4، ص 176، ح 5741]

23 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُ اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَهْلِ الآْخِرَةِ اَخْلاقا مَنْ یَعْفو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ مَنْ یُعْطىمَنْ حَرَمَهُ وَ مَنْ یَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ مِنْ ذَوى اَرْحامِهِ وَ اَهْلِ وِلایَتِهِ؛

بهترین اهل دنیا و آخرت از نظر اخلاق کسى است که اگر کسى به او ستم کرده، عفوش نماید و به کسى که محرومش نموده عطا کند و با خویشاوندان و دوستانش که باوى قطع رابطه کرده اند، رابطه برقرار کند. [مستدرک الوسائل، ج 9، ص 10،ح 10052]

24 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَقْبَلُ الْعُذرَ وَ لا یُقیلُ الذَّنْبَ؛

بدترین مردم کسى است که عذر را نمى پذیرد و گناه را نمى بخشد. [غررالحکم، ج 4، ص 165، ح 5685]

25 امام على علیه السلام: خَیْرُ هذِهِ الاُْمَّةِ النَّمَطُ الاَْوْسَطُ؛

بهترین این امت، میانه روها هستند. [بحارالأنوار، ج 4، ص 41، ح 18]

26 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ شَرَّ النّاسِ عِنْدَ اللّهِ تَعالى یَوْمَ القیامَةِ عالِمٌ لا یَنْتَفِعُ بِعِلْمِهِ؛

بدترین مردم نزد خداوند در روز قیامت عالمى است که از علم خود بهره نگیرد. [امالى، الطوسى، ص 527]

27 امام على علیه السلام: خَیْرُ النّاسِ مَنْ کافى عَلَى الْقَبیحِ بِالْجَمیلِ؛

بهترین مردم کسى است که در برابر بدى، خوبى نماید. [غررالحکم، ج 4، ص 178، ح 5750]

28 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ کافى عَلَى الْجَمیلِ بِالْقَبیحِ؛

بدترین مردم کسى است که در برابر خوبى، بدى نماید. [غررالحکم، ج 4، ص 178، ح 5750]

29 امام على علیه السلام: خَیْرُ العِبادِ مَنْ اِذا اَحْسَنَ اسْتَبْشَرَ وَ اِذا اَساءَ اسْتَغْفَرَ؛

بهترین بندگان خدا کسى است که اگر کار نیک انجام دهد شاد شود و اگر بدى نماید،آمرزش طلبد. [غررالحکم، ج 3، ص 433، ح 5019]

30 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ یَرى اَنَّهُ خَیْرُهُمْ؛

بدترین مردم کسى است که خود را بهتر از دیگران بداند. [غررالحکم، ج 4، ص 168، ح 5701]

31 امام على علیه السلام: خَیْرُ اِخْوانِکَ مَنْ دَعاکَ اِلى صِدْقِ الْمَقالِ بِصِدْقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَکَ اِلى أفْضَلِ الاَْعْمالِ بِحُسْنِ اَعْمالِهِ؛

بهترین برادران (دینى) تو کسى است که با راستگویى اش تو را به راستگویى و باکردار نیکش تو را به بهترین کارها دعوت کند. [غررالحکم، ج 3، ص 434، ح 5022]

32 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ یَغُشُّ النّاسَ؛

بدترین مردم کسى است که دیگران را فریب مى دهد. [غررالحکم، ج 4، ص 164، ح 5677]

33 امام على علیه السلام: خَیْرُ النّاسِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ اَقْوَمُهُمْ لِلّهِ بِالطّاعَةِ فیما لَهُ وَ عَلَیْهِ وَ اَقْوَلُهُمْ بِالْحَقِّ وَ لَوْ کانَ مُرّا فَاِنَّ الحَقَّ بِهِ قامَتِ السَّماواتُ وَالاَْرْضُ؛

بهترین مردم نزد خداى متعال کسانى هستند که در اطاعت از خدا استوارترند چه به سودشان باشد چه به ضررشان و حق گو باشند، هر چند تلخ باشد، زیرا که آسمان ها وزمین براساس حق استوار است. [بحارالأنوار، ج 32، ص 401]

34 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ کانَ مُتَتَبِّعا لِعُیوبِ النّاسِ عَمِیّا لِمَعایِبِهِ؛

بدترین مردم کسى است که در پى عیوب مردم باشد و عیوب خود را نبیند. [غررالحکم، ج 4، ص 176، ح 5739]

35 امام على علیه السلام: خَیْرُ النّاسِ مَنْ اِذا اُعْطِىَ شَکَرَ وَ اِذَا ابْتُلِىَ صَبَرَ وَ اِذا ظُلِمَ غَفَرَ؛

بهترین مردم کسى است که چون چیزى به او داده شود شکر کند و چنانچه گرفتار شود صبر نماید و اگر به او ظلم شود درگذرد. [غررالحکم، ج 3، ص 433، ح 5020]

36 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَشْکُرُ النِّعْمَةَ وَ لا یَرْعَى الحُرْمَةَ؛

بدترین مردم کسى است که نعمت را شکر نمى کند و حرمت را نگه نمى دارد. [غررالحکم، ج 4، ص 170، ح 5705]

37 پیامبر صلی الله علیه و آله: خَیْرُ النّاسِ مَنْ نَفَعَ وَ وَصَلَ وَ اَعانَ؛

بهترین مردم کسى است که مفید باشد، رابطه برقرار کند و یارى دهد. [مستدرک الوسائل، ج 12، ص 390،ح 14376]

38 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ یَظْلِمُ النّاسَ؛

بدترین مردم کسى است که به مردم ظلم مى کند. [غررالحکم، ج 4، ص 164، ح 5676]

39 امام صادق علیه السلام: خَیْرُ النّاسِ قُضاةُ الْحَقِّ؛

بهترین مردم کسانى هستند که به حق قضاوت کنند. [بحارالانوار، ج 104، ص 266، ح 20]

40 امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَثِقُ بِاَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لا یَثِقُ بِهِ اَحَدٌ لِسوءِ فِعْلِهِ؛

بدترین مردم کسى است که به خاطر بدگمانیش به کسى اعتماد نمى کند و به خاطر کردار بدش کسى به او اعتماد نمى نماید. [غررالحکم، ج 4، ص 178، ح 5748]


http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif


7. اصلاح جامعه

اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِاَ نْفُسِهِمْ و اِذا اَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سوءا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دونِهِ مِنْ والٍ؛ [سوره رعد، آیه 11]
خداوند سرنوشت هیچ ملتى را تغییر نمى دهد، مگر آن که خودشان تغییر روش دهند و هنگامى که خداوند براى ملّتى به دلیل اعمالشان بدى بخواهد، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد و غیر از خدا حمایتگرى براى آنان نخواهد بود.


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: کُلُّکُمْ راعٍ وَکُلُّکُمْ مَسؤولٌ عَنْ رَعیَّتِهِ؛

همه شما سرپرست و مسئوول هستید و درباره زیردستانتان باز خواست مى شوید. [جامع الاخبار، ص 119]

2 امام على علیه السلام: مِنْ کَمالِ السَّعادَةِ السَّعْىُ فى صَلاحِ الْجُمْهورِ؛

کوشش در راه اصلاح توده مردم، از کمال خوشبختى است. [غررالحکم، ح 9361]

3 امام على علیه السلام: مَنْ لَمْ یُصْلِحْ نَفْسَهُ لَمْ یُصْلِحْ غَیْرَهُ؛

هر کس خودش را اصلاح نکند، نمى تواند دیگران را اصلاح نماید. [غررالحکم، ح 8990]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: صِنْفانِ مِنْ اُمَّتى اِذا صَلُحا صَلُحَتْ اُمَّتى وَ اِذا فَسَدا، فَسَدَتْ اُمَّتى، قیلَیا رَسولَ اللّهِ وَ مَنْ هُما؟ قالَ: اَ لْـفُقَهاءُ وَ الاُْمَراءُ؛

دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسدمى شوند. عرض شد اى رسول خدا آن دو گروه کدامند؟ فرمودند: عالمان و حاکمان. [خصال، ص 37]

5 پیامبر صلی الله علیه و آله: عُمّالُکُمْ اَعْمالُکُمْ، کَما تَـکونونَ، یُوَلّى عَلَیْکُمْ؛

کارگزاران شما [نتیجه ]اعمال شما هستند، همان گونه که هستید، بر شما حکومتمى شود. [شرح شهاب الاخبار، ص 260]

6 امام صادق علیه السلام: اَ لْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِسُ؛

کسى که به اوضاع زمان خود آگاه باشد، گرفتار هجوم اشتباهات نمى شود. [تحف العقول، ص 356]

7 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَنْ اَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مَنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادىیا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛

هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همّت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریادکمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست. [کافى، ج 2، ص 164، ح 5]

8 پیامبر صلی الله علیه و آله: لَنْ تُقَدَّسَ اُمَّةٌ لایُؤْخَذُ لِلضَّعیفِ فیها حَقُّهُ مِنَ الْقَوىِّ غَیْرَ مُتَعْتِـعٍ؛

ملّتى که نتوان در میان آنان بدون دلهره، حقّ ضعیف را از قوى گرفت، هرگز قابلستایش نیست. [تحف العقول، ص 142]

9 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنّى تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى اَهْلَ بَیْتى لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْتَمَسَّکْتُمْ بِهِما وَ لَنْ یَفْتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ؛

من دو چیز ارزشمند در میان شما مى گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم، اگر بهآنها چنگ بزنید، هرگز گمراه نمى شوید. [شرح احقاق الحق، ج 5، ص 28]

10 امام صادق علیه السلام: اِنَّ الْمُؤْمِنَ وَلىُّ اللّهِ یُعینُهُ وَ یَصْنَعُ لَهُ وَ لا یَقولُ عَلَیْهِ اِلاَّ الْحَقَّ وَ لایَخافُ غَیْرَهُ؛

مؤمن دوست خداست، یاریش مى رساند و براى او کار مى کند و درباره او جز حقنمى گوید و از غیر او نمى ترسد. [کافى، ج 2، ص 171، ح 5]

11 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِقْبَلِ الْحَقَّ مِمَّنْ اَتاکَ بِهِ صَغیرٌ اَوْ کَبیرٌ وَ اِنْ کانَ بَغیضا وَارْدُدِ الْباطِلَ عَلى مَنْ جاءَ بِهِ مِنْ صَغیرٍ اَوْ کَبیرٍ وَ اِنْ کانَ حَبیبا ؛

حق را از هر کس که برایت آورد، کوچک باشد یا بزرگ، بپذیر، هر چند دشمنت باشدو باطل را، کوچک یا بزرگ، هر کس گوید به خودش برگردان، هر چند دوستت باشد. [کنزالعمال، ح 43152]

12 امام صادق علیه السلام: اِذا اَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ هَلاکا ظَهَرَ فیهِمُ الرِّبا؛

هنگامى که خداوند بخواهد ملتى را نابود کند، رباخوارى در میان آنان رواج مى یابد. [وسائل الشیعه، ج 18، ص 123، ح 17]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلرّاشى وَ الْمُرْتَشى فِى النّارِ؛

رشوه دهنده و رشوه گیرنده در آتشند. [کنزالعمال، ح 15077]

14 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ لا اِلهَ اِلاّ اَنـْتَ قُلْتَ فى کِتابِکَ «ذلِکَ بِاَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرا نِعْمَةً اَنـْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِاَنْفُسِهِمْ» فَبِکَ آمَنْتُ وَ صَدَّقْتُ فَمَنْ ذَاالَّذىیَحْفَظُ ما بِنَفْسِهِ وَ یَمْنَعُ مِنَ التَّغْییرِ بِحَوْلِهِ وَ قُوَّتِهِ اِنْ اَنـْتَ لَمْ تَعْصِمْهُ فَصِلْ حَبْلَ عِصْمَتى بِکَرَمِکَ حَتّى لا اُغَیِّرَ ما بِنَفْسى مِنْ طاعَتِکَ فَتَغَیَّرَ ما بى مِنْ نِعْمَتِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ یا حَىُّ یا قَیّومُ؛

خدایا حمد و ستایش مخصوص توست، معبودى جز تو نیست. در کتابت (قرآن)فرمودى «خداوند نعمتى را که به ملتى داده است، تغییر نمى دهد مگر این که خودشان تغییر روش دهند» پس من به تو ایمان آوردم و تو را تصدیق نمودم، خدایا اگر تو کسى را حفظ نکنى، چه کسى توان آن دارد که با نیرو و توان خود نعمت هاى در اختیار خود را حفظ نماید و از تغییر یافتن آن جلوگیرى کند. پس خداوندا به کرمت رشته در امان ماندن مرا برقرار کن تا من زمینه اطاعتى را که در وجودم از تو دارم، تغییر ندهم، وگرنه هر چه نعمت در پیش من دارى، تغییر خواهد یافت. پس حمد و ستایش مخصوص توست اى خدایى که همیشه زنده و پایدارى. [جمال الاسبوع، ص 73]

15 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ الاِْخْتِلافَ وَ التَّنازُعَ وَ التَّثَـبُّطَ مِنْ أمْرِ الْعَجْزِ وَ الضَّعْفِ وَ هُوَ مِمّا لایُحِبُّهُ اللّهُوَ لا یُعْطى عَلَیْهِ النَّصْرَ وَ الظَّـفَرَ؛

اختلاف و کشمکش و پشت هم اندازى، از ناتوانى و سستى است و خداوند نه آن رادوست دارد و نه با آن یارى و پیروزى مى دهد. [بحارالأنوار، ج 20، ص 126، ح 50]

16 امام سجاد علیه السلام: اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَـیِّرُ النِّعَمَ: اَلْبَغْىُ عَلَى النّاسِ وَ الزَّوالُ عَنِ الْعادَةِ فِىالْخَیْرِ وَ اِصْطِناعِ الْمَعْروفِ وَ کُفْرانِ النِّعَمِ وَ تَرْکِ الشُّکْرِ قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: «اِنَّ اللّهَلایُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِاَنْفُسِهِمْ...»؛

گناهانى که باعث تغییر نعمت ها مى شوند، عبارت اند از: تجاوز به مردم، ترک نمودن عادت هاى کار خیر و خوب و کفران نعمت و ترک شکر، زیرا خداوند عزّوجلّ مى فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ ملتى را تغییر نمى دهد، مگر این که خودشان تغییر روش دهند... ». [معانى الاخبار، ص 270]

17 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَتـَرعوونَ عَنْ ذِکْرِ الْفاجِرِ حَتّى یَعْرِفَهُ النّاسُ؟! فَاذْکُرُوا الْفاجِرَ بِما فیهِ یَحْذَرْهُ النّاسُ؛

آیا از بردن نام بدکار، براى این که مردم او را بشناسند، خوددارى مى کنید؟ بدکار را بااعمال و کردارش معرفى کنید، تا مردم از او برحذر باشند. [کنزالعمال، ح 8070]

18 پیامبر صلی الله علیه و آله: لَیْسَ مِنّا مَنْ غَشَّ مُسْلِما اَو ضَرَّهُ اَو ماکَرَهُ؛

از ما نیست کسى که با مسلمانى تقلّب کند، یا به او ضرر رساند و یا با وى حیله نماید. [نهج الفصاحه، ح 2414]

19 پیامبر صلی الله علیه و آله: یا عَلىُّ وَ لِلصّالِحِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: یُصْلِحُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ تَعالى بِالْعَمَلِ الصّالِحِ وَ یُصْلِحُ دینَهُ بِالْعِلْمِ وَ یَرْضى لِلنّاسِ ما یَرْضى لِنَفْسِهِ؛

اى على! انسان صالح سه نشانه دارد: با عمل صالح، میان خود و خداوند را اصلاح مى کند،با علم، دینش را اصلاح مى نماید و براى مردم، همانى را مى پسندد که براى خود مى پسندد. [میراث حدیث شیعه، ج 2، ص 35، ح 122]

20 امام على علیه السلام: کونا لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا؛

پیوسته دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. [نهج البلاغه، از نامه 47]

21 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّما اَهْلَکَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ اَنـَّهُمْ کانوا اِذا سَرَقَ فیهِمُ الشَّریفُ تَرَکوهُ وَاِذا سَرَقَ فیهِمُ الضَّعیفُ اَقاموا عَلَیْهِ الْحَدَّ؛

نابودى مردمان پیش تر از شما از آنجا بود که اگر سرشناسى دزدى مى کرد، رهایش مى ساختند و چون ناتوانى دزدى مى نمود، مجازاتش مى کردند. [نهج الفصاحه، ح 943]

22 امام على علیه السلام: اِنَّ اللّهَ فَرَضَ الْجِهادَ وَ عَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ ناصِرَهُ وَ اللّهِ ماصَلُحَتْ دُنْیا وَ لا دینٌ اِلاّ بِهِ ؛

در حقیقت خداوند جهاد را واجب گردانید و آن را بزرگداشت و مایه پیروزى و یاور خود قرارش داد. به خدا سوگند کار دنیا و دین جز با جهاد درست نمى شود. [کافى، ج 5، ص 8، ح 11]

23 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى اِذا اَرادَ بِقَوْمٍ بَقاءً اَوْ نَماءً رَزَقَهُمْ الْقَصْدَ وَالْعَفافَ وَ اِذا اَرادَ بِقَوْمٍ اِقْتِطاعا فَتَحَ لَهُمْ اَوْ فَتَحَ عَلَیْهِم بابَ خیانَةٍ؛

هرگاه خداوند تبارک و تعالى ماندگارى، یا رشد ملتى را بخواهد، میانه روى وپاکدامنى را روزیشان مى کند و هرگاه نابودى آنان را بخواهد، دَرِ خیانتکارى را به سود ویا به ضررشان، به رویشان مى گشاید. [الدررالمنثور، ج 3، ص 120]

24 امام صادق علیه السلام: اَمّا الْعِلَّةُ فِى الصِّیامِ لِیَسْتَوِىَ بِهِ الْغَنىُّ وَ الْفَقیرُ و ذلِکَ لاَِنَّ الْغَنىَّ لَم یَکُنْ لِیَجِدَ مَسَّ الْجوعِ فَیَرْحَمَ الْفَقیرَ لاَِنَّ الْغَنىُّ کُلَّما اَرادَ شَیئا قَدَرَ عَلَیْهِ فَاَرادَ اللّهُعَزَّوَجَلَّ اَن یُسَوّى بَینَ خَلقِهِ و اَن یُذیقَ الغَنىَّ مَسَّ الجوعِ وَ الاَ لَمِ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعیفِ و یَرحَمَ الجائِعَ ؛

علت روزه گرفتن آن است که به سبب آن، ثروتمند و فقیر برابر شوند، زیرا ثروتمندگرسنگى را احساس نکرده، تا به فقیر رحم کند، هرگاه هم چیزى را بخواهد مى تواندفراهم کند. پس خداوند خواست میان بندگانش برابرى ایجاد کند و توانمند مزهگرسنگى و درد را بچشد تا بر ناتوان مهر بورزد و بر گرسنه ترحم کند . [بحارالأنوار، ج 96، ص 371، ح 53]

25 امام باقر علیه السلام: ... اِنَّ الاَْمْرَ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنـکَرِ سَبیلُ الاَْنْبیاءِ وَ مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ، فَریضَةٌ عَظیمَةٌ بِها تُقامُ الْفَرائِضُ، وَ تَاْمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ، وَ تُرَدُّالْمَظالِمُ وَ تَعْمُرُ الاَْرْضُ، وَ ینْتَصِفُ مِنَ الاَْعداءِ وَ یَسْتَقیمُ الاَْمْرُ... ؛

امر به معروف و نهى از منکر راه و روش پیامبران و شیوه صالحان است و واجب بزرگىاست که واجبات دیگر با آن بر پا مى شوند، راه ها امن مى گردد و درآمدها حلال مى شود وحقوق پایمال شده، به صاحبانش برمى گردد، زمین آباد مى شود و (بدون ظلم) حق ازدشمنان گرفته مى شود و کارها سامان مى پذیرد. [کافى، ج 5، ص 56، ح 1]

26 پیامبر صلی الله علیه و آله: ثَلاثٌ لَیْسَ لاَِحَدِ مِنَ النّاسِ فیهِنَّ رُخصَةٌ: بِرُّ الْوالِدَینِ مُسْلِما کانَ اَوکافِرا وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِمُسْلِمٍ کانَ اَو کافِرٍ وَ اَداءُ الاَْمانَةِ اِلى مُسْلِمٍ کانَ اَو کافِرٍ؛

سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر؛ مسلمانباشند یا کافر، وفاى به عهد؛ با مسلمان یا کافر و اداى امانت؛ به مسلمان یا کافر. [جامع الصغیر، ج 2، ص 716، ح 3469]

27 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَنـْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ انْصَحِ الأُْمَّةَ وَ اَرْحَمْهُمْ فَاِذا کُنْتَ کَذلِکَ وَغَضِبَ اللّهُ عَلى أَهْلِ بَلْدَةٍ اَنـْتَ فیها وَ اَرادَ اَنْ یُنْزِلَ عَلَیْهِمُ الْعَذابَ نَظَرَ اِلَیْکَ فَرَحِمَهُمْبِکَ یَقولُ اللّهُ تَعالى: «وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحونَ»؛

با مردم منصفانه رفتار کن و خیرخواه و مهربان آنان باش؛ زیرا اگر چنین بودى و خداوندبر مردم آبادیى که تو در آن به سر مى برى خشم گرفت و خواست بر آنان عذاب فرو فرستد،به تو نگاه مى کند و به خاطر تو به آنان رحم مى کند. خداى متعال مى فرماید «و پروردگارتو هرگز بر آن نبوده که شهرهایى را که مردمش درستکارند، به ستمى هلاک کند». [مکارم الاخلاق، ص 457]

28 امام رضا علیه السلام: ... الجُمُعَةُ مَشْهَدٌ عامٌ فَاَرادَ اَنْ یَکونَ لِلاِْمامِ سَبَبٌ اِلى مَوعِظَتِهِمْ وَتَرغیبِهِم فِى الطّاعَةِ وَ تَرهیبِهِم مِنَ الْمَعْصیَةِ وَ فِعْلِهِمْ وَ تَوفیقِهِمْ عَلى ما اَرادوا مِنْ مَصْلَحَةِ دینِهِمْ وَ دُنْیاهُم وَ یُخْبِرَهُمْ بِما وَرَدَ عَلَیْهِمْ مِنَ الآْفاتِ و مِنَ الاَْحْوالِ الَّتى لَهُم فیهَا الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ ؛

جمعه روز اجتماع عموم مردم است. خداوند خواست تا امام از رهگذر خطبه نمازجمعه، آنان را موعظه کند و به اطاعت تشویقشان نماید و از معصیت و ارتکاب آن برحذرشان دارد و آنان را بر آنچه در جهت مصلحت دین و دنیاى خویش اراده کرده اند موفّق سازد و از زیان هایى که دیده اند و حالاتى که براى آنان زیان آور یا سودآور است، با خبر کند. [علل الشرایع، ج 1، ص 265، ح 9]

29 پیامبر صلی الله علیه و آله: لاتَخْتَلِفوا، فَإِنَّ مَنْ کانَ قَبْلَکُمُ اخْتَلَفوا فَهَلَکوا؛

باهم اختلاف نکنید، که پیشینیان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند. [کنزالعمال، ح 894]

30 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِذا کَثُرَ الزِّنا بَعْدى کَثُرَ مَوْتُ الْفُجْأَةِ وَ اِذا طُـفِّفَ الْمِکْیالُ اَخَذَهُمُ اللّهُبِالسِّنینَ وَ النَّقْصِ وَ إذا مَنَعُوا الزَّکاةَ مُنِعَتِ الاَْرْضُ بَرَکاتِها مِنَ الزَّرْعِ وَ الثَّمارِ وَالْمَعادِنِ وَ اِذا جاروا فِى الْحُکْمِ تَعاوَنوا عَلَى الظُّلْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اِذا نَقَضُوا الْعُهودَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ وَ اِذا قَطَعُوا الاَْرْحامَ جُعِلَتِ الاَْمْوالُ فى اَیْدِى الاَْشْرارِ وَ اِذا لَمْ یأْمُروا بِالْمَعْروفِ وَ لَمْ یَنْهَوا عَنِ الْمُنْـکَرِ وَ لَمْ یَتَّبِعُوا الاَْخْیارَ مِنْ اَهْلِ بَیْتى سَلَّطَ اللّهُعَلَیْهِمْ اَشْرارَهُمْ فَیَدْعُوَ عِنْدَ ذلِکَ خِیارُهُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ ؛

چون پس از من زنا رایج شود، مرگ ناگهانى زیاد مى شود و چون کم فروشى کنند،خداوند آنان را به قحطى و کمبود مبتلا مى گرداند و چون زکات ندهند، زمین برکات خود، مانند غلات و میوه ها و معادن را از آنان دریغ مى دارد و چون در قضاوت ستم نمایند، بر ظلم و تجاوز یکدیگر را یارى کنند و چون عهدها را بشکنند، خداوند دشمنشان را بر آنان مسلّط کند و چون قطع رحم کنند، ثروت در دست اشرار افتد وهنگامى که امر به معروف و نهى از منکر ننمایند و از نیکان از اهل بیت من پیروى نکنند،خداوند اشرارشان را بر آنان مسلّط کند و نیکانشان دعا کنند ولى مستجاب نشوند . [تحف العقول، ص 51]

31 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِیّاکُمْ وَ الشُّحَّ فَاِنَّما هَلَکَ مَنْ کانَ قَبْلَکُمْ بِالشُّحِّ اَمَرَهُمْ بِالْبُخْلِ فَبَخِلوا وَاَمَرَهُمْ بِالْقَطیعَةِ فَقَطَعوا وَ اَمَرَهُمْ بِالْفُجورِ فَفَجَروا؛

از حرص بپرهیزید، زیرا که پیشینیان شما در نتیجه حرص نابود شدند، حرص آنها رابه بخل وادار کرد پس بخل ورزیدند. به قطع رحم وادار کرد پس با خویشاوندان قطعرابطه کردند. به بدى وادارشان کرد پس بدکار شدند. [نهج الفصاحه، ح 992]

32 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِذا کانَ اُمَراؤُکُمْ خیارَکُمْ وَ اَغْنیاؤُکُمْ سُمَحاءَکُمْ وَ امرکُمْ شورىبَیْنَـکُمْ فَظَهْرُ الاَْرْضِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ بَطْنِها وَ اِذا کانَ اُمَراؤُکُمْ شِرارَکُمْ وَ اَغْنیاؤُکُمْبُخَلاءَکُمْ وَ اُمورُکُمْ اِلى نِساءِکُمْ فَبَطْنُ الاَْرْضِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ ظَهْرِها؛

هرگاه حاکمانتان نیکان شما باشند و ثروتمندانتان بخشندگان شما و کارها میانشما با مشورت باشد، روى زمین از درون آن براى شما بهتر است و هرگاه حاکمانتاناشرار شما و ثروتمندان شما بخیلان باشند و کارهاى شما به دست زنان افتد، درونزمین براى شما بهتر از روى زمین است. [تحف العقول، ص 36]

33 امام زمان علیه السلام: اَللّهُمَّ... وَ تَفَضَّلْ عَلى عُلَمائِنا بِالزُّهْدِ وَ النَّصیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعینَ بِالاِْتْباعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلى مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفاءِ وَ الرّاحَةِ وَ عَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ عَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَ السَّکینَةِ وَ عَلَى الشَّبابِ بِالاِْنابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّساءِ بِالْحَیاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الاَْغْنیاءِ بِالتَّواضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَراءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَناعَةِ وَ عَلَى الْغُزاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَعَلَى الاُْسَراءِ بِالْخَلاصِ وَ الرّاحَةِ وَ عَلَى الاُْمَراءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعیَّةِ بِالاِْنْصافِ وَ حُسْنِ السّیرَةِ... ؛

خداوندا... تفضّل کن بر علما به زهد و خیرخواهى و بر دانش اندوزان به کوشش وشوق و بر شنوندگان به پیروى و نصیحت پذیرى و بر بیماران مسلمان به شفا و آسایش و بر امواتشان به مهربانى و رحمت و برسالخوردگان به وقار و آرامش و بر جوانان به بازگشت و توبه و بر زنان به حیا و پاکدامنى و بر ثروتمندان به تواضع و بخشش نمودن وبر فقرا به صبر و قناعت و بر رزمندگان به یارى و پیروزى و بر اسیران به خلاصى و راحتى و بر حاکمان به عدل و مهربانى و بر عموم مردم به انصاف و خوشرفتارى... . [البلد الامین، ص 349]

34 امام صادق علیه السلام: وَ لَیْسَ یُحَبُّ لِلْمُلوکِ أَنْ یُفَرِّطوا فى ثَلاثٍ: فى حِفْظِ الثُّغورِ وَ تَفَقُّدِ الْمَظالِمِ وَ اخْتیارِ الصّالِحینَ لاَِعْمالِهِمْ؛

حاکم سزاوار نیست که در سه کار کوتاهى کند: حفظ مرزها، رسیدگى به حقوق پایمال شده و انتخاب افراد شایسته براى کارهایشان. [تحف العقول، ص 319]

35 امام على علیه السلام: وَ اَیْمُ اللَّهِ مَا کانَ قَوْمٌ قَطُّ فى غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَیْشٍ فَزالَ عَنْهُمْ اِلاَّبِذُنُوبٍ اِجْتَرَحوهَا، لاَِنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَّلامٍ لِلْعَبیدِ. وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ حینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَتَزولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا اِلى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نیّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ شَارِدٍ وَ اَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فَاسِدٍ؛

به خدا سوگند، هرگز ملتى در زندگىِ مرفّه و پر نعمتى نبوده اند و نعمت و رفاه از آنانزائل نشده است، مگر به سبب گناهانى که مرتکب شده اند، چرا که خداوند به بندگانش ظلم نمى کند. اگر مردم به هنگامى که بلاها و سختى ها بر آنان فرود مى آمد و نعمت ها از دستشان مى رفت، با نیت هاى خوب و دلى مشتاق به پروردگارشان پناه مى بردند، بى گمان هر از دست رفته اى به آنان باز مى گشت و هر فاسدى اصلاح مى شد. [نهج البلاغه، از خطبه 178]

36 امام باقر علیه السلام: وَ اعْلَمْ اَنَّ الاِْلْفَ مِنَ اللّهِ وَ الْفِرْکَ مِنَ الشَّیْطانِ؛

بدان که، انس و الفت گرفتن [با دیگران] از خداوند و دشمنى از شیطان است. [کافى، ج 5، ص 500، ح 1]

37 امام حسین علیه السلام: إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛

بى گمان شیعیان ما، دل هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکارى پاک است. [بحارالأنوار، ج 68، ص 156، ح 11]

38 امام کاظم علیه السلام: طوبى لِلْمُصْلِحینَ بَیْنَ النّاسِ، اُولئِکَ هُمُ الْمُقَرَّبونَ یَوْمَ الْقیامَةِ؛

خوشا به حال اصلاح کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت اند. [تحف العقول، ص 393]

39 امام صادق علیه السلام: اُنـْظُرْ ما بَلَغَ بِهِ عَلىٌّ علیه السلام عِنْدَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَالْزَمْهُ فَاِنَّ عَلیّا علیه السلام اِنَّما بَلَغَ ما بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِصِدْقِ الْحَدیثِ وَ اَداءِ الاَْمانَةِ؛

ببین على علیه السلام با چه چیز آن مَقام را نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پیدا کرد، همان را پیروى کن.در حقیقت على علیه السلام آن مَقام را نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با راستگویى و امانتدارى بدست آورد. [کافى، ج 2، ص 104، ح 5]

40 پیامبر صلی الله علیه و آله: وَ الّذى نَفْسى بِیَدِهِ لایَدْخُلُ الْجَنَّةِ اِلاّ رَحیمٌ قالوا: کُلُّنا رَحیمٌ. قالَ: لاحَتّى تَرْحَمَ الْعامَّةَ؛

سوگند به آن کس که جانم در دست اوست، کسى جز اهل ترحم به بهشت نمى رود.عرض کردند: «همه ما دلْ رحم و مهربانیم»، فرمودند: نه، مگر آن گاه که به عموم مردمرحم کنید. [کنزالعمال، ح 5989]


http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif


8. راز خوشبختی و بدبختی

فَمَنِ اتَّبَعَ هُداىَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرى فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقیامَةِ أَعْمى؛ [سوره طه، آیه 123 و 124]
هر کس از هدایت من پیروى کند نه گمراه مى شود و نه بدبخت مى گردد و هر کس از یاد من روى بگرداند، در حقیقت زندگى سخت و تنگى خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور مى کنیم .


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ اللّهِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّهُ و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَرکُهُ اسْتِخارَةَ اللّهِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّهُ ؛

از خوشبختى انسان درخواست خیر از خداوند و خشنودى به خواست اوستو از بدبختى انسان است که از خدا درخواست خیر نکند و به خواست او ناخشنود باشد. [تحف العقول، ص 55]

2 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ حَقَّ السَّعیدِ مَن أحَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ و بَعدَ مَوتِهِ و إنَّ الشَّقِىَّ کُلَّ الشَّقىِّ حَقَّ الشَّقىِّ مَن أَبغَضَ عَلیّا فى حَیاتِهِ و بَعدَ وَفاتِهِ؛

خوشبخت کامل و واقعى کسى است که على را در زندگى و بعد از مرگش دوست بدارد و بدبخت کامل و واقعى کسى است که دشمن على در زندگى و بعد از مرگش باشد. [الأمالى، صدوق، ص 249، ح8]

3 پیامبر صلی الله علیه و آله: أربَعٌ مِنَ السَّعادَةِ و أربَعٌ مِنَ الشِّقاوَةِ، فَالأربَعُ الَّتى مِنَ السَّعادَةِ: الْمَرأَةُ الصّالِحَةُ وَ الْمَسکَنُ الْواسِعُ وَ الْجارُ الصّالِحُ وَ الْمَرکَبُ الْبَهىُّ وَ الأْربَعُ الَّتى مِنَ الشَّقاوَةِ: اَلْجارُ السُّوءُ وَ الْمَرأةُ السُّوءُ وَ الْمَسکَنُ الضَّیِّقُ وَ الْمَرکَبُ السُّوءُ؛

چهار چیز از خوشبختى و چهار چیز از بدبختى است: چهار چیز خوشبختى: همسر خوب، خانه بزرگ، همسایه خوب و سوارى نیکو است و چهار چیز بدبختى: همسایه بد،همسر بد، خانه کوچک و سوارى بد است. [مکارم الأخلاق، ص 126]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: إذَا اسْتُحِقَّتْ وَلایَةُ اللّهِ وَالسَّعادَةُ جاءَ الأْجَلُ بَینَ الْعَینَینِ و ذَهَبَ الأْمَلُ وَراءَ الظَّهرِ و إذَا اسْتُحِقَّتْ وَلایَةُ الشَّیطانِ وَالشَّقاوَةُ جاءَ الأْمَلُ بَینَ الْعَینَینِ و ذَهَبَ الأْجَلُ وَراءَ الظَّهرِ؛?

هرگاه کسى مستحق دوستى خداوند و خوشبختى باشد، مرگ در برابر چشمان او مى آید و آرزو پشت سرش مى رود و هرگاه مستحق دوستى شیطان و بدبختى باشد، آرزو پیش چشم او، و مرگ پشت سرش قرار مى گیرد. [الکافى، ج 3، ص 258، ح 27]

5 پیامبر صلی الله علیه و آله: مِن سَعادَةِ ابْنِ آدَمَ حُسنُ الْخُلقِ وَ مِن شَقاوَةِ ابْنِ آدَمَ سُوءُ الْخُلقِ؛

از خوشبختى انسان خوش اخلاقى و از بدبختى انسان بد اخلاقى است. [کنز العمّال، ح 5243]

6 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلْعِلمُ إمامُ الْعَمَلِ وَالْعَمَلُ تابِعُهُ یُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ وَ یُحْرَمُهُ الأْشقیاءُ؛

دانش پیشواى عمل و عمل پیرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى شود وبدبختان از آن محرومند. [الأمالى، طوسى، ص 488، ح 38]

7 پیامبر صلی الله علیه و آله: أشقَى النّاسِ الْمُلوکُ... وَ أسعَدُ النّاسِ مَن خالَطَ کِرامَ النّاسِ؛

بدبخت ترین مردم پادشاهانند و خوشبخت ترین مردم کسى است که با مردم بزرگوار معاشرت کند. [الأمالى، صدوق، ص 73، ح 41]

8 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلسَّعیدُ مَنِ اخْتارَ باقِیَةً یَدومُ نَعیمُها على فانیَةٍ لا یَنفَدُ عَذابُها وَ قَدَّمَ لِما یَقدِمُ عَلَیهِ مِمّا هُوَ فى یَدَیهِ قَبلَ أن یُخَلِّفَهُ لِمَن یَسعَدُ بِإنفاقِهِ وَ قَد شَقىَ هُوَ بِجَمعِهِ؛

خوشبخت کسى است که سراى باقى را که نعمتش پایدار است بر سراى فانى که عذابش بى پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد براى سرایى که به آنجا مى رود پیش فرستد قبل از آن که آنها را براى کسى بگذارد که او با انفاق آن خوشبخت مى شود ولى خودش با گردآورى آن (دارایى ها) بدبخت شده است. [اعلام الدّین، ص 345]

9 پیامبر صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالى یَعرِضُ عَلى عَبدِهِ فى کُلِّ یَومٍ نَصیحَةً فَإن هُوَ قَبِلَها سَعِدَ و إن تَرَکَها شَقىَ؛

خداوند متعال، به بنده اش در هر روز نصیحتى عرضه مى کند، که اگر بپذیرد،خوشبخت و اگر نپذیرد، بدبخت مى شود. [کنز العمّال، ح 10250]

10 پیامبر صلی الله علیه و آله: بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَیتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطیتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَینِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَینَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِمَن عاداهُ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ ریحَ الْجَنَّةِ؛

به وسیله من هشدار داده شدید و به وسیله على علیه السلام هدایت مى یابید و به وسیله حسن احسان مى شوید و به وسیله حسین خوشبخت مى گردید و بدون او بدبخت.بدانید که حسین درى از درهاى بهشت است، هر کس با او دشمنى کند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى کند. [مأة منقبة، ص 22]

11 حدیث قدسى: إنّى قَد قَضَیتُ لِکُلِّ قَومٍ هادیا أهدى بِهِ السُّعَداءَ وَ یَکونُ حُجَّةً عَلَى الأشْقیاءِ؛

من براى هر قومى راهنمایى قرار دادم، که خوشبختان را به وسیله آن هدایت مى کنم و حجتى براى بدبختان است. [الکافى، ج 8، ص 285، ح 430]

12 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلدُّنیا دارُ بَلاءٍ وَ مَنزِلُ بُلغَةٍ وَ عَناءٍ قَد نَزَعَتْ عَنها نُفُوسُ السُّعَداءِ وَانتَزَعَت بالْکُرهِ مِن أیدِى الأْشْقیاءِ فَأَسعَدُ النّاسِ بِها أرغَبُهُم عَنها و أشقاهُم بِها أرغَبُهُم فیها؛

دنیا سراى بلا و گرفتارى و محل گذران زندگى و زحمت است خوشبختان از آن دلکنده اند و از دست بدبختان به زور گرفته مى شود پس خوشبخت ترین مردم،بى میل ترین آنان به دنیا و بدبخت ترین مردم، مایل ترین آنان به دنیاست. [اعلام الدّین، ص 342]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن ضَمِنَ وَصیَّةَ الْمَیِّتِ مِن أمرِ الْحَجِّ فَلا یَعجُزَنَّ فیها فَإنَّ عُقُوبَتَها شَدیدَةٌ وَ نَدامَتَها طَویلَةٌ، لا یَعجُزُ عَن وَصیَّةِ الْمَیِّتِ إلاّ شَقىٌّ وَ لا یَقومُ بِها إلاّ سَعیدٌ؛

هر کس وصیت میت را در کار حج بر عهده بگیرد، نباید در آن کوتاهى کند، زیرا عقوبت آن سخت و پشیمانى اش طولانى است. از وصیت میت جز بدبخت کوتاهى نکند و به آن جز خوشبخت عمل ننماید. [جامع الأخبار، ص 159]

14 امام على علیه السلام: مَن أجهَدَ نَفسَهُ فى إصلاحِها سَعِدَ، مَن أهمَلَ نَفسَهُ فى لَذّاتِها شَقِىَ وَ بَعُدَ؛

هر کس براى اصلاح خود، خویشتن را به زحمت بیندازد، خوشبخت مى شود هرکس خود را در لذت ها رها کند، بدبخت مى گردد و بى بهره مى ماند. [غررالحکم، ح 8246 و ح 8247]

15 امام على علیه السلام: لا یَسعَدُ امْرُؤٌ إلاّ بِطاعَةِ اللّهِ سُبحانَهُ وَ لا یَشقَى امْرُؤٌ إلاّ بِمَعصیَةِ اللّهِ؛

هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمى شود و جز با معصیت خدا بدبخت نمى گردد. [غررالحکم، ح 10848]

16 امام على علیه السلام: إنَّ حَقیقَةَ السَّعادَةِ أن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَةِ و إنَّ حَقیقَةَ الشَّقاءِ أن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاءِ؛

براستى که حقیقت خوشبختى آن است که پایان کار انسان خوشبختى باشد وحقیقت بدبختى آن است که کار انسان به بدبختى خاتمه یابد. [معانى الأخبار، ص 345، ح 1]

17 امام على علیه السلام: اَلتَّوفیقُ مِنَ السَّعادَةِ وَ الْخِذلانُ مِنَ الشَّقاوَةِ؛

توفیق [انجام کار نیک] از خوشبختى و بى توفیقى از بدبختى است. [بحارالأنوار، ج 78، ص 12، ح 70]

18 امام على علیه السلام: لا یَسعَدُ أحَدٌ إلاّ بِإقامَةِ حُدودِ اللّهِ وَ لا یَشقى أحَدٌ إلاّ بِإِضاعَتِها؛

هیچ کس جز با اجراى حدود و احکام خدا خوشبخت نمى شود و جز با ضایع کردن آن بدبخت نمى گردد. [غررالحکم، ح10853]

19 امام على علیه السلام: اَلسَّعیدُ مَن وُعِظَ بِغَیرِهِ وَ الشَّقىُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَواهُ؛

خوشبخت کسى است که از (سرنوشت) دیگران پند بگیرد و بدبخت کسى است که فریب هوا و هوس خود را بخورد. [نهج البلاغه، خطبه 86]

20 امام على علیه السلام: اَلدُّنیا مُنیَةُ الأْشقیاءِ، اَلآْخِرَةُ فَوزُ السُّعَداءِ؛

دنیا آرزوى بدبختان و آخرت رستگارى خوشبختان است. [غررالحکم، ح 694 و 695]

21 امام على علیه السلام: إذا جَمَعْتَ الْمالَ فَأنت فیهِ وَکیلٌ لِغَیرِکَ یَسْعَدُ بِهِ وَ تَشقى أنتَ؛

هرگاه مال اندوختى، تو در آن نماینده کس دیگرى هستى که او با آن خوشبخت مى شود و تو بدبخت مى گردى. [غررالحکم، ح 4135]

22 امام على علیه السلام: اَلسَّعیدُ مَن سَعِدَتْ بِهِ رَعیَّتُهُ وَ الشَّقىُّ مَن شَقیَتْ بِهِ رَعیَّتُهُ؛

خوشبخت کسى است که زیر دستانش بواسطه او خوشبخت شوند و بدبخت کسىاست که زیردستانش به واسطه او بدبخت شوند. [مناقب آل ابى طالب علیه السلام، ج2، ص370]

23 امام على علیه السلام: فِى الْمَوتِ راحَةُ السُّعَداءِ، فِى الدُّنیا رَغبَةُ الأْشقیاء؛

مرگ آسایش خوشبختان و دنیا خواهش بدبختان است. [غررالحکم، ح 6502 و 6503]

24 امام على علیه السلام: إنَّ أسعَدَ النّاسِ فِى الدُّنیا مَن عَدَلَ عَمّا یَعرِفُ ضَرَّهُ وَ إنَّ أشقاهُم مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ؛

خوشبخت ترین مردم در دنیا کسى است که از آنچه مى داند برایش ضرر دارد، دورىکند و بدبخت ترین مردم کسى است که از هوا و هوس خود پیروى نماید. [وقعة صفین، ص 108]

25 امام على علیه السلام: عُصِمَ السُّعَداءُ بِالإْیمانِ وَ خُذِلَ الأْشقیاءُ بِالعِصیانِ مِن بَعدِ اتِّجاهِ الْحُجَّةِ عَلَیهِم بِالْبَیانِ إذ وَضَحَ لَهُم مَنارُ الْحَقِّ وَ سَبیلُ الهُدى؛

خوشبختان، با ایمان محفوظ مى مانند و بدبختان، پس از آن که حجت برایشان تمام شد و نشانه حق و راه هدایت روشن گردید، بر اثر گناه و نافرمانى خوار مى شوند. [نهج السعادة، ج 1، ص 367]

26 امام على علیه السلام: اَلسَّعیدُ مَن وُعِظَ بِغَیرِهِ وَ الشَّقىُّ مَنِ اتَّعَظَ بِهِ غَیرُهُ؛

خوشبخت، کسى است که از (حال) دیگران عبرت بگیرد و بدبخت، کسى است کهمایه عبرت دیگران واقع شود. [شرح نهج البلاغه، ابن أبى الحدید، ج20،ص289، ص303]

27 امام على علیه السلام: مِن کِتابِهِ لَهُ إلَى الأْشْتَرِ: أمَرَهُ بِتَقوَى اللّهِ وَ إیثارِ طاعَتِهِ وَ اتِّباعِ ما أمَرَبِهِ فى کتابِهِ مِن فَرائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتى لا یَسعَدُ أحَدٌ إلاّ بِاتِّباعِها وَ لا یَشقى إلاّ مَعَجُحودِها وَ إضاعَتِها؛

امیر المؤمنین در نامه خود به مالک اشتر نوشته است: مالک را به پرهیز کارى و ترساز خدا و برگزیدن طاعت او و پیروى از واجبات و مستحبات خدا که در کتاب خود به آنهاامر فرموده است فرمان مى دهد، اعمالى که هیچ کس جز با انجام آنها خوشبخت و جز باانکار و فرو گذاشتن آنها بدبخت نمى گردد. [نهج البلاغه، نامه 53]

28 امام على علیه السلام: لا تُخَلِّفَنَّ وَراءَکَ شَیئاً مِنَ الدُّنْیا فَإِنَّکَ تُخَـلِّـفُهُ لأِحَدِ رَجُلَیْنِ إِمّارَجُلٌ عَمِلَ فیهِ بِطاعَةِ اللّهِ فَسَعِدَ بِما شَقیتَ بِهِ وَ اَمّا رَجُلٌ عَمِلَ فیهِ بِمَعْصیَةِ اللّهِ فَشَقىَ بِما جَمَعْتَ لَهُ فَکُنْتَ عَوْناً لَهُ عَلَى الْمَعْصیَةِ وَ لَیْسَ أَحَدُ هذَیْنِ حَقیقاً أَنْ تُؤثِرَهُ عَلى نَفْسِکَ؛

پس از خودت چیزى از دنیا بر جاى مگذار زیرا آن را براى یکى از این دو خواهىگذارد. یا کسى که آن را در طاعت خدا به کار مى برد پس با چیزى که تو با آن بدبختشده اى، خوشبخت مى شود. و یا کسى که با آن نافرمانى خدا را مى کند و با آنچه تو براى او فراهم کردى بدبخت مى شود پس تو در نافرمانى [خدا] یاور او هستى و هیچ یک از ایندو را شایسته نیست بر خودت مقدّم بدارى. [نهج البلاغه، حکمت 416]

29 امام على علیه السلام: إنْ عَقَلْتَ أمرَکَ وَأصَبتَ مَعرِفَةَ نَفسِکَ فَأَعرِض عَنِ الدُّنیا وَ ازْهَد فیها فَاِنَّها دارُ الأْشقیاءِ و لَیسَت بِدارِ السُّعَداءِ؛

اگر در امور زندگى خود اندیشیده و خود را شناخته اى، پس از دنیا روى بگردان و ازآن دل بِکَن، زیرا دنیا سراى بدبختان است نه سراى خوشبختان. [غررالحکم، ح 3733]

30 امام سجّاد علیه السلام: اَللّهُمَّ... فَالشَّقىٌ مَن لَم تَأخُذْ بِیَدِهِ وَ لَم تُؤمِنهُ مِن غَدِهِ وَالسَّعیدُ مَن آوَیتَهُ إلى کَـنَفِ نِعمَتِکَ و نَقَلتَهُ حَمیدا إلى مَنازِلِ رَحمَتِکَ؛

پروردگارا بدبخت کسى است که دستش را نگیرى و از فردایش ایمنى ندهى وخوشبخت کسى است که در پناه نعمتت جایش دهى و با ستایش، او را به جایگاههاى رحمتت منتقل کنى. [صحیفه سجادیّه، ص 74]

31 امام سجّاد علیه السلام: اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ قَضائِکَ وَ بِما صَرَفْتَ عَنّى مِنْ بَلائِکَ. فَلاتَجعَلْ حَظّى مِن رَحمَتِکَ ما عَجَّلتَ لى مِن عافِیَتِکَ فَأَکونَ قَد شَقَیتُ بِما أحبَبتُ و سَعِدَ غَیرى بِما کَرِهتُ... ؛

بار خدایا! سپاس تو را بر آن حسن تقدیرى که بهره من گردانیدى و آن بلا که از مندور ساختى، پس بهره مرا از رحمتت تنها عافیتى که اکنون بخشیده اى قرار مده، که درنتیجه به خاطر آنچه دوست دارم (اما به صلاح من نیست) بدبخت شوم و دیگران به خاطر آنچه دوست نمى دارم (اما صلاح من در آن است) خوشبخت گردند. [صحیفه سجادیه، از دعاى 18]

32 امام صادق علیه السلام: اَلسَّعیدُ مَنِ اتَّبَعَنا وَ الشَّقىُّ مَن عادانا وَ خالَفَنا؛

خوشبخت کسى است که از ما پیروى کند و بدبخت کسى است که با ما دشمنى ومخالفت نماید. [دلائل الإمامة، ص 233]

33 امام باقر علیه السلام: اِعلَمُوا أَنَّ الدُّنیا حُلوَها وَ مُرَّها حُلمٌ وَ الاِنْتِباهُ فِى الآخِرَةِ وَ الْفائِزُ مَنفازَ فیها وَ الشَّقىُّ مَن شَقىَ فیها؛

بدانید که شیرینى و تلخى دنیا، خواب است و بیدارى در عالم آخرت است.خوشبخت کسى است که در آخرت خوشبخت باشد و بدبخت کسى است که در آخرتبدبخت باشد. [تفسیر الامام العسکرى علیه السلام، ص 219]

34 امام صادق علیه السلام: اَللّهُمَّ... ما أسعَدْتَ مَنِ اعْتَمَدَ عَلى مَخلُوقٍ مِثْلِهِ... وَ لا أشقَیتَ مَنِ اعْتَمَدَ عَلَى الْخالِقِ الَّذى أنتَ هُوَ؛

خداوندا کسى را که به مخلوقى همانند خود، متکى شد، خوشبخت نکردى و هر که رابه خالقى که تو باشى متکى شد، بدبخت نکردى. [فتح الأبواب، ص 199]

35 امام صادق علیه السلام: اَلسَّعادَةُ سَبَبُ خَیرٍ تُمسِکُ بِهِ السَّعیدُ فَیَجُرُّهُ إلَى النَّجاةِ وَ الشَّقاوَةُ سَبَبُ خِذلانٍ تُمسِکُ بِهِ الشَّقىُّ فَیَجُرُّهُ إلَى الْهَلَکَةِ؛

خوشبختى رشته خیرى است که خوشبخت به آن چنگ زده پس او را به سوى نجات مى کشاند و بدبختى رشته درماندگى است که بدبخت به آن مى آویزد و او را به هلاکت مى کشاند. [الاحتجاج، ج 2، ص 96]

36 امام صادق علیه السلام: اُدعُ اللّهَ أن یَجعَلَ رِزقَکَ عَلى أیدى خیارِ خَلقِهِ فَإنَّهُ مِنَ السَّعادَةِ وَ لایَجْعَلَهُ عَلى أیدى شِرارِ خَلقِهِ فَإنَّهُ مِنَ الشَّقاوَةِ؛

از خدا بخواه که روزیت را در دستان خوبان آفریدگانش قرار دهد که ایناز خوشبختى است و آن را در دستان بَدان آفریدگانش قرار ندهد که این ازبدبختى است. [تحف العقول، ص 362]

37 امام صادق علیه السلام: کَم مِن حَریصٍ عَلى أمرٍ قَد شَقِىَ بِهِ حینَ أتاهُ وَ کَم مِن تارِکٍ لأَِمرٍقَد سَعِدَ بِهِ حینَ أتاهُ؛

چه بسیار حریص بر کارى که وقتى بدان دست یافت با آن بدبخت شد و چه بسیاررها کننده کارى که وقتى به آن رسید، به وسیله آن خوشبخت شد. [تحف العقول، ص 377]

38 امام صادق علیه السلام: مَلعونَةٌ مَلعُونَةٌ اِمْرَأَةٌ تُوذى زَوجَها وَ تَغُمُّهُ وَ سَعیدَةٌ سَعیدَةٌ اِمْرَأَةٌ تُکرِمُ زَوجَها وَ لا تُؤذیهِ وَ تُطیعُهُ فى جَمیعِ أحوالِهِ؛

ملعون است ملعون، آن زنى که شوهر خود را بیازارد و غمگین کند و خوشبخت استخوشبخت، آن زنى که شوهر خود را احترام نهد و آزارش ندهد و در همه حال از وىفرمان برد. [کنزالفوائد، ص 63]

39 امام صادق علیه السلام: إذا أرَدتَ أن تَعلَمَ أَشَقیّا الرَّجُلُ أم سَعیدا فَانْظُر بِرَّهُ وَ مَعروفَهُ إلىمَن یَصنَعُهُ؟ فَإِن صَنَعَهُ إلى مَن هُوَ أهلُهُ فَاعلَمْ أنَّهُ إلى خَیرٍ یَصیرُ وَ إن کانَ یَصنَعُهُإلى غَیرِ أهلِهِ فَاعْلَم أَنَّهُ لَیسَ لَهُ عِندَ اللّهِ خَیرٌ؛

اگر مى خواهى بدانى که کسى بدبخت است یا خوشبخت؟ نگاه کن ببین به چه کسى خوبى و نیکى مى کند، اگر به اهلش خوبى مى کند بدان که او به سوى خوبى مى رود و اگربه نااهلش خوبى مى کند بدان که او را نزد خداوند خیرى نیست. [الأمالى، طوسى، ص 644، ح 1336]

40 امام رضا علیه السلام: جَفَّ الْقَلَمُ بِحَقیقَةِ الکِتابِ مِنَ اللّهِ بِالسَّعادَةِ لِمَن آمَنَ وَ اتَّقى وَالشَّقاوَةِ مِنَ اللّهِ تَبارَکَ و تَعالى لِمَن کَذَّبَ وَ عَصى؛

قلم تقدیر خداوند بر خوشبختى کسى رقم خورَدْ که ایمان آورد و تقوا پیشه کند. و بربدبختى کسى رقم خورَدْ که ایمان نیاورد و نافرمانى کند. [قرب الإسناد، ص 355، ح 1270]


http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif


9. عدل الهی

اِنَّ اللّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ اِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ اَجْرا عَظیما؛ [سوره نساء، آیه 40]
در حقیقت، خداوند به اندازه ذرّه اى ظلم نمى کند و هر کار نیکى را بر آن مى افزاید و از نزد خود، پاداش بزرگى مى بخشد.


1 پیامبر صلی الله علیه و آله: فیما رَوى عَنِ اللّهِ تَبارَکَ و تَعالى ـ: یا عِبادى ! اِنّى حَرَّمْتُ الظُّلْمَ عَلى نَفْسى وَ جَعَلْتُهُ بَیْنَـکُمْ مُحَرَّما، فَلا تَظالَموا ؛

در آنچه از خداوند تبارک و تعالى روایت شده است: اى بندگان من! همانا ظلم را برخود حرام کردم و آن را در میان شما نیز حرام کردم. پس بر یکدیگر ظلم نکنید. [صحیح مسلم، ج 4، ص 1994، ح 55]

2 امام على علیه السلام: اِنَّ الْعَدْلَ میزانُ اللّهِ سُبْحانَهُ الَّذى وَضَعَهُ فِى الْخَلْقِ ونَصَبَهُ لاِِقامَةِ الْحَقِّ، فَلا تُخالِفْهُ فى میزانِهِ ولا تُعارِضْهُ فى سُلْطانِهِ ؛

به راستى که عدالت ترازوى خداى سبحان است که در میان مردم قرار داده و براى بر پاداشتن حق، نصب فرموده است، بنابر این، در ترازوى خداوند با او مخالفت نکن و با حکومتش مستیز. [غرر الحکم، ح 3464]

3 پیامبر صلی الله علیه و آله: بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ ؛

آسمان ها و زمین، با عدالت، پا برجا مى مانند. [عوالى اللآلى، ج 4، ص 103]

4 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ تَعالى بِقِسْطِهِ وَ عَدْلِهِ جَعَلَ الرَّوحَ وَ الْفَرَحَ فِى الرِّضا وَ الْیَقینِ وَ جَعَلَ الهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِى السَّخَطِ ؛

در حقیقت، خداوند متعال، به خاطر انصاف و عدالتش، آسایش و شادىرا در خشنودى (به خواست خودش) و یقین قرار داد و نگرانى و اندوه را درخشم خودش. [المعجم الکبیر، ج10، ص216، ح10514]

5 امام على علیه السلام: اِنْ عَقَدْتَ ایمانَکَ فَارْضَ بِالْمَقضىِّ عَلَیْکَ وَ لَکَ وَ لا تَرْجُ اَحَدا اِلاَّ اللّهَوَ انْتَظِرْ ما اَتاکَ بِهِ الْقَدَرُ ؛

اگر ایمانت را محکم کرده اى، به خواست خدا خشنود باش، چه به زیان تو باشد و چهبه سود تو، و به هیچ کس جز خدا امید نداشته باش و در انتظار چیزى باش که خداوندبرایت پیش مى آورد. [مختصر بصائر الدرجات، ص 139]

6 پیامبر صلی الله علیه و آله: فَلَمّا رَأى یونُسُ علیه السلام اَنَّ قَومَهُ لا یُجیبونَهُ وَ لا یُؤمِنونَ، ضَجِرَ وَ عَرَفَ مِنْ نَفْسِهِ قِلَّةَ الصَّبرِ، فَشَکى ذلِکَ اِلى رَبِّهِ، وَ کانَ فیما یَشْکى اَن قالَ: یا رَبِّ ! اِنَّکَ بَعَثتَنى اِلى قَومى، و لى ثَلاثونَ سَنَةً، فَلَبِثتُ فیهِم اَدعوهُم اِلَى الایمانِ بِکَ وَالتَّصدیقِ بِرِسالاتى وَ اُخَوِّفُهُم عَذابَکَ وَ نَقِمَتَکَ ثَلاثا وَ ثَلاثینَ سَنَةً، فَکَذَّبونى وَ لَم یُؤمِنوا بى ،وَ جَحَدوا نُبُوَّتى وَاسْتَخَفّوا بِرِسالاتى، وَ قَد تَواعَدونى وَ خِفتُ اَن یَقتُلونى، فَاَنزِل عَلَیهِم عَذابَکَ، فَاِنَّهُم قَومٌ لا یُؤمنونَ . قالَ: فَاَوحَى اللّهُ اِلى یونُسَ: اَنَّ فیهِمُ الحَملَ وَ الجَنینَ وَ الطِّفلَ، وَ الشَّیخَ الْـکَبیرَ، وَ الْمَراَةَ الضَّعیفَةَ، وَ الْمُستَضْعَفَ المَهینَ، واَنَا الحَـکَمُ الْعَدلُ، سَبَقَت رَحمَتى غَضَبى، لا اُعَذِّبُ الصِّغارَ بِذُنوبِ الکِبارِ مِن قَومِکَ، وَ هُم یا یونُسُ عِبادى وَ خَلقى، وَ بَریَّتى فى بِلادى، وَ فى عَیلَتى، اُحِبُّ اَنْ اَتَاَنّاهُم، وَ اَرفُقَبِهِم، وَ اَنتَظِرُ تَوبَتَهُم ؛

یونس علیه السلام زمانى دید قومش دعوت او را نمى پذیرند و به او ایمان نمى آورند،آزرده شد و احساس بى تابى کرد.از این رو، به پروردگارش شِکوه نمود. در بخشى ازشِکوه هاى او چنین بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومم مبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در میانشان ماندم و آنان را به ایمان آوردن به توو تصدیق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و محروم کردن تو بیمشان دادم؛ امّا آنان تکذیبم کردند و به من ایمان نیاوردند و نبوّتم را انکار نمودند و رسالت مرا سبک شمردند و مرا تهدید نمودند و ترسیدم که مرا بکشند. پس، عذابت را بر آنان فرود آور، زیرا آنان قومى هستند که ایمان نمى آورند. آن گاه خداوند به یونس علیه السلام وحى فرمود: «در میان آنان، زن باردار و جنین و کودک خردسال و پیر و زن ناتوانو مستضعف خوار وجود دارد، در حالى که من، داور عادل هستم که رحمتم بر خشمم پیشى گرفته است. من خردسالان قوم تو را به گناهان بزرگ سالانشان کیفر نمى دهم و ـ اى یونس ـ آنان بندگان و آفریدگان و مردمان من در سرزمین هاى من و درزیر پوشش من اند. دوست دارم درباره آنان حوصله کنم و با ایشان مدارا نمایم و توبه شان را انتظار مى کشم». [تفسیر عیّاشى، ج 2، ص 129، ح 44]

7 امام على علیه السلام: وَ قَدَّرَ الاَْرزاقَ فَکَثَّرَها وَ قَـلَّـلَها، وَ قَسَّمَها عَلَى الضّیقِ وَ السَّعَةِ، فَعَدَلَ فیها لِیَبْتَلىَ مَنْ اَرادَ بِمَیْسورِها وَ مَعسورِها، وَ لِیَخْتَبِرَ بِذلِکَ الشُّکْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنیِّهاوَ فَقیرِها ؛

[خداوند]روزى همگان را تعیین کرد و آن را زیاد و کم نمود و در آن تنگى و گشایش قرار داد و عدالت ورزید تا با آسانى و سختى آن، هرکس را بخواهد، بیازماید وسپاسگزارى و صبرِ ثروتمند و فقیر را امتحان نماید. [نهج البلاغه، از خطبه 91]

8 امام على علیه السلام: وَ ایمُ اللّهِ، مَا کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِى غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَیْشٍ فَزالَ عَنْهُمْ اِلاَّ بِذُنُوبٍ اِجتَرَحوها لاَِنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَـلاّمٍ لِلْعَبیدِ؛

به خدا سوگند، هرگز نعمت گروهى که از زندگىِ خوش بهره مندند، از بیننمى رود، جز به وسیله گناهانى که مرتکب مى شوند؛ چرا که خداوند هرگز به بندگان ظلم نمى کند. [نهج البلاغه، از خطبه 178]

9 امام صادق علیه السلام: لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: اُنْظُرِ الآنَ اِلى ذَواتِ الاَْربَعِ کَیْفَ تَراها تَتبَعُ اُمَّهاتِها مُستَقِلَّةً بِاَنفُسِها ... و کَذلِکَ تَرى کَثیرا مِنَ الطَّیرِ کَمِثلِ الدَّجاجِ وَ الدُّرّاجِ وَ القَبَجِ تَدرُجُ و تَلقُطُ حینَ یَنقابُ عَنهَا البَیضُ فَاَمّا ما کانَ مِنها ضَعیفا لا نُهوضَ فیهِ، کَمِثلِ فِراخِ الحَمامِ وَ الیَمامِ وَ الحُمَّرِ فَقَد جُعِلَ فِى الاُمَّهاتِ فَضلُ عَطفٍ عَلَیها فَصارَت تَمُجُّ الطَّعامَ فى اَفواهِها بَعدَما توعیهِ حَواصِلُها فَلا تَزالُ تَغذوها حَتّى تَستَقِلَّ بِاَنفُسِها وَ لِذلِکَ لَم تُرزَقِ الحَمامُ فِراخا کَثیرَةً مِثلَما تُرزَقُ الدَّجاجُ لِتَقوَى الاُمُّ عَلى تَربیَةِ فِراخِها فَلا تَفسُدَ وَ لا تَموتَ فَکُلٌّ اُعطىَ بِقِسطٍ مِن تَدبیرِ الحَکیمِ اللَّطیفِ الخَبیرِ ؛

به مفضل بن عمر: اکنون به این چارپایان بنگر. ببین چگونه هر یک به طور جداگانه در پىِ مادرانشان هستند... همچنین بسیارى از پرندگان، مانند: مرغ و قرقاول و کبک، رامى بینى که از همان ساعتى که از تخم بیرون مى آیند به دنبال دانه مى روند. آنجوجه هایى که ناتوان اند و حرکتى ندارند، مانند: جوجه کبوتر اهلى و کبوتر صحرایى و سینه سرخ، در قلب مادران آنها، مهربانى زیادى نهاده شده است؛ به گونه اى که خوراک را پس از جمع آورى در چینه دانشان، در دهان آنها مى گذارند، و پیوسته آنها را غذا مى دهند تا خودشان در انجام دادن کارهایشان استقلال یابند. به همین دلیل (ناتوانى جوجه ها) است که کبوتر، مانند مرغ، از جوجه زیاد بر خوردار نمى شود، به جهت این که مادر بتواند جوجه هایش را خوب بپروراند تا رنجور نگردند و تلف نشوند. روزىِ همه آنها به عدالت و از روى تدبیر [خداوندِ] داناى مهربانِ آگاه، عطا شده است. [بحار الأنوار، ج 64، ص 54]

10 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ الْعَدْلَ میزانُ اللّهِ تَعالى فِى الاَْرْضِ، فَمَنْ اَخَذَهُ قادَهُ اِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْتَرَکَهُ ساقَهُ اِلَى النّارِ ؛

عدالت، ترازوى خداى متعال در زمین است. هر کس آن را به کار گیرد، به خاطر آن،به بهشت مى رود و هرکس آن را رها کند، به جهنّم رانده مى شود. [مستدرک الوسائل، ج11، ص317، ح13145]

11 امام صادق علیه السلام: اَلنّاسُ یَسْتَغْنونَ اِذا عُدِلَ بَیْنَهُمْ وَ تُنْزِلُ السَّماءُ رِزْقَها وَ تُخْرِجُ الاَْرْضُ بَرَکَـتَها بِاِذْنِ اللّهِ تَعالى؛

اگر در میان مردم عدالت اجرا شود، بى نیاز مى شوند و به اذن خداوند متعال، آسمان روزىِ خود را فرو مى فرستد و زمین برکاتش را بیرون مى ریزد. [کافى، ج 3، ص 568، ح 6]

12 امام على علیه السلام: و قَد سُئِلَ عَنِ القَضاءِ وَ الْقَدَرِ ـ: لا تَقولوا: وَ کَلَهُمُ اللّهُ اِلى اَنْفُسِهِم فَتُوَهِّنوهُ، وَ لا تَقولوا: اَجبَرَهُم عَلَى المَعاصى فَـتُظَـلِّموهُ ولکِن قولوا: الخَیرُ بِتَوفیقِ اللّهِوَ الشَّرُّ بِخِذلانِ اللّهِ وَ کُلٌّ سابِقٌ فى عِلمِ اللّهِ ؛

وقتى که از حضرت على علیه السلامدرباره قضا و قدر، پرسیدند، فرمودند: نگویید: خدا آنان(گناهکاران) را به خودشان وانهاده است، که [با این سخن] خدا را سبک مى کنید، ونگویید: خدا آنان را بر انجام دادن گناهان، مجبور ساخته است؛ که] با این سخن] به خدا نسبت ظلم مى دهید بلکه بگویید: خیر در سایه توفیق خدا و شر به خاطر یارى نشدن از جانب خداست و همه اینها از قبل در علم خداوند بوده است. [الاحتجاج، ج 1، ص 492، ح 122]

13 امام صادق علیه السلام: عن یونس... عن الإمام الصادق علیه السلام، قالَ: قالَ لَهُ رَجُلٌ: جُعِلْتُ فِداکَ ،اَجبَرَ اللّهُ العِبادَ عَلَى المَعاصى ؟ فَقالَ: اللّهُ اَعدَلُ مِن اَن یُجبِرَهُم عَلَى المَعاصىثُمَّ یُعَذِّبَهُم عَلَیها . فَقالَ لَهُ: جُعِلتُ فِداکَ، فَـفَوَّضَ اللّهُ اِلَى العِبادِ ؟ قالَ: فَقالَ :لَو فَوَّضَ اِلَیهِم لَم یَحصُرهُم بِالاَمرِ وَ النَّهىِ . فَقالَ لَهُ: جُعِلتُ فِداکَ فَبَینَهُما مَنزِلَةٌ ؟ قالَ: فَقالَ: نَعَم، اَوسَعُ ما بَینَ السَّماءِ وَالاَْرضِ ؛

به نقل از یونس: مردى به امام صادق علیه السلام گفت: فدایت شوم! آیا خداوند، بندگان را برانجام گناهان مجبور ساخته؟ امام فرمودند:« خداوند، عادل تر از آن است که آنان را برانجام گناهان مجبور سازد و سپس به خاطر آن، کیفرشان نماید». گفت: فدایت شوم! پس خداوند، اختیار آن را به بندگان واگذاشته است؟ فرمودند: «اگر به اختیار آنان مى گذاشت، امر و نهیشان نمى کرد». عرض کرد: فدایت شوم! آیا میان جبر و واگذار کردن،جایگاه دیگرى هم هست؟ فرمود: «آرى، گسترده تر از فاصله میان آسمان و زمین». [کافى، ج 1، ص 159، ح 11]

14 امام صادق علیه السلام: ما نَهاهُ اللّهُ عَنْ شَئ اِلاّ وَ قَدْ عَلِمَ اَنَّهُ یُطیقُ تَرَکَهُ، وَ لا اَمْرَهُ بِشَئ اِلاّ وَ قَدْ عَلِمَ اَ نَّهُ یَسْتَطیعُ فِعْلَهُ، لاَِنَّهُ لَیْسَ مِنْ صِفَتِهِ الْجَورُ وَ العَبَثُ وَالظُّلْمُ وَ تَکلیفُ الْعِبادِ ما لا یُطیقونَ ؛

«خداوند از چیزى نهى نکرد، جز این که مى داند بنده توان ترک آن را دارد و به چیزىامر نکرد، جز این که مى داند بنده توان انجام آن را دارد، زیرا جُور و سرگرمى و ستم وتکلیف کردن بندگان به آنچه توانش را ندارند، از صفات خداوند نیستند». [الاحتجاج، ج 2، ص 223]

15 امام صادق علیه السلام: قَدْ عَلِمْتُ یا اِلهى اَنَّهُ لَیْسَ فى حُکْمِکَ ظُلْمٌ وَ لا فى نَقْمَتِکَ عَجَلَةٌ وَاِنَّما یَعْجَلُ مَنْ یَخافُ الْفَوْتَ وَ یَحْتاجُ اِلَى الظُّلْمِ الضَّعیفُ وَ قَدْ تَعالَیْتَ یا اِلهى عَنْ ذلِکَ عُلُوّا کَبیرا ؛

بار الها! به تحقیق دانستم که در قضاوت تو، هیچ ظلمى و در کیفرت هیچ شتابى نیست. همانا کسى شتاب مى کند که نگران از دست دادن فرصت است. و شخص ناتوان به ظلم کردن، نیاز دارد، در حالى که ـ اى پروردگار من ـ مقام تو، بالاتر از آن است. [تهذیب الاحکام، ج 5، ص 277، ح 946]

16 امام سجاد علیه السلام: اَللّهُمَّ یَا مَنْ لا یَرْغَبُ فِى الْجَزاءِ وَ یا مَنْ لا یَنْدَمُ عَلَى الْعَطاءِ، وَ یا مَنْ لا یُکافِىءُ عَبْدَهُ عَلَى السَّواءِ، مِنَّتُکَ اِبْتِدَاءٌ، وَ عَفْوُکَ تَفَضُّلٌ، وَ عُقُوبَتُکَ عَدْلٌ، وَ قَضاؤُکَ خِیَرَةٌ، اِنْ اَعْطَیْتَ لَمْ تَشُبْ عَطاءَکَ بِمَنٍّ، وَ اِنْ مَنَعْتَ لَمْ یَکُنْ مَنْعُکَ تَعَدِّیا، تَشْکُرُ مَنْ شَکَرَکَ وَ اَ نْتَ أَلْهَمْتَهُ شُکْرَکَ ؛

خدایا! اى کسى که در برابر احسانت توقع جبران ندارى، و اى کسى که از بخشش پشیمان نمى شوى و اى کسى که مزد بنده خود را نه به همان اندازه [بلکه بیشتر] مى دهى، تو در نعمت بخشیدن آغاز کننده اى و بخشایشت از روى لطف است. مجازاتت عدالت است و قضاوتت بهترین است. اگر عطا کنى، آن را به منّت آلوده نمى کنى و اگر محروم نمایى، از روى ستم نیست. هرکس تو را شکر گزارد، پادشش مى دهى و حال آنکه شکر گزارى را تو خود به او الهام نموده اى. [صحیفه سجّادیه، از دعاى 45]

17 پیامبر صلی الله علیه و آله: مَنْ اَصابَ فِى الدُّنْیا ذَ نْبا فَعوقِبَ بِهِ، فَاللّهُ اَعْدَلُ مِنْ اَنْ یُثَـنِّىَ عُقوبَتَهُ عَلى عَبْدِهِ، وَ مَنْ اَذْ نَبَ ذَ نْبا فِى الدُّنْیا فَسَتَرَهُ اللّهُ عَلَیْهِ، فَاللّهُ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ یَعودَ فى شَىءٍ قَدْ عَفا عَنْهُ ؛

هر کس در دنیا به گناهى گرفتار شود و به خاطر آن، مجازات گردد، خداوند، عادل تراز آن است که[در قیامت] مجازات آن گناه را بر بنده اش تکرار نماید و هرکس در دنیا گناهى مرتکب شود و خداوند، آن را بپوشاند (ببخشد)، خدا بزرگوارتر از آن است که عفو خود را باز پس گیرد. [سنن ابن ماجه، ج 2، ص 868، ح 2604]

18 امام حسن عسکرى علیه السلام: نَظَرَ اَمیرُ المُؤمِنینَ عَلىٌّ علیه السلام اِلى رَجُلٍ فَرَأى اَثَرَ الْخَوفِ عَلَیْهِ، فَقالَ: ما بالُکَ ؟ قالَ: اِنّى اَخافُ اللّهَ، قالَ: یا عَبْدَ اللّهِ، خَفْ ذُنوبَکَ، وَ خَفْ عَدْلَ اللّهِعَلَیْکَ فى مَظالِمِ عِبادِهِ، وَ اَطِعْهُ فیما کَلَّـفَکَ وَ لا تَعْصِهِ فیما یُصْلِحُکَ ثُمَّ لا تَخَفِ اللّهَ بَعْدَ ذلِکَ فَاِنَّهُ لا یَظْلِمُ اَحَدا، وَ لا یُعَذِّبُهُ فَوقَ استِحقاقِهِ اَبَدا، اِلاّ اَنْ تَخافَ سوءَ الْعاقِبَةِ بِاَنْ تَغَیَّرَ اَو تَبَدَّلَ، فَاِنْ اَرَدْتَ اَنْ یُؤمِنَکَ اللّهُ سوءَ الْعاقِبَةِ فَاعْلَم اَنَّ ما تَأتیهِ مِنْ خَیْرٍ فَبِفَضْلِ اللّهِ وَ تَوفیقِهِ، وَ ما تَأتیهِ مِنْ شَرٍّ فَبِاِمهالِ اللّهِ وَ اِنْظارِهِ اِیّاکَ وَ حِلْمِهِ عَنْکَ ؛

امیر مؤمنان على علیه السلام به مردى نگریستند و در چهره او نشانه ترس دیدند.به او فرمودند: در چه حالى؟ گفت: از خدا مى ترسم. فرمودند: «اى بنده خدا!از گناهانت و از عدالت خدا درباره ظلم هایى که به بندگان خدا کرده اى بترس و خدا رادر آنچه تو را موظّف نموده، پیروى کن و از او در آنچه صلاح تو درآن است، نافرمانى نکن. پس از آن، از خدا نترس؛ زیرا او به هیچ کس ظلم نمى کند و هرگز کسى را بیش ازاستحقاقش مجازات نمى کند. مگر این که نگران عاقبت بد باشى، به این که سرنوشت، دگرگون شود و تغییر یابد. پس اگر خواستى از عاقبت بد درامان باشى، بدان هر خیرىکه به تو مى رسد، از لطف خدا و توفیق اوست و هر شرّى به تو مى رسد، به جهت مهلت دادن خدا به تو و بردبارى اش درباره توست». [تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام، ص265، ح133]

19 امام سجاد علیه السلام: اللّهُ ... یَنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمِ بِما هُوَ عادِلٌ بِحُکمِهِ ؛

خداوند به خاطر قضاوت عادلانه اش، از ظالم انتقام مى گیرد. [تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام، ص 349، ح 232]

20 پیامبر صلی الله علیه و آله: إنَّ الْمَعونَةَ تَأْتى مِنَ اللّهِ عَلى قَدْرِ الْمَؤونَةِ وَ اِنَّ الصَّبْرَ یَأْتى مِنَ اللّهِ عَلىقَدْرِ الْمُصیبَةِ؛

به راستى که کمک از جانب خداوند به اندازه هزینه مى رسد و صبر از جانب خداوندبه اندازه گرفتارى مى آید. [کنزالعمّال، ح 15993]

21 امام صادق علیه السلام: ... وَ لَو کانَتِ النِّیّاتُ مِنْ اَهْلِ الْفِسْقِ یُؤخَذُ بِها اَهْلُها، اِذا لاَُخِذَ کُلُّ مَنْ نَوَى الزِّنا بِالزِّنا، وَ کُلُّ مَنْ نَوَى السَّرِقَةَ بِالسَّرِقَةِ، وَ کُلُّ مَنْ نَوَى الْقَتلَ بِالْقَتْلِ ،وَ لکِنَّ اللّهَ عَدْلٌ حَـکیمٌ، لَیْسَ الْجَوْرُ مِنْ شَأنِهِ، وَ لکِنَّهُ یُثیبُ عَلى نیّاتِ الْخَیرِ اَهْلَها ،وَ اِضْمارهِم عَلَیْها، وَ لا یُؤاخِذُ اَهْلَ الْفُسوقِ حَتّى یَفْعَلوا ؛

اگر فاسقان به نیت هایشان بازخواست مى شدند، در این صورت، هرکس نیّت زنامى کرد، به زنا و هرکس نیّت دزدى مى کرد، به دزدى و هر کس نیّت کشتن مى کرد، به کشتن بازخواست مى شد، ولى خداوند عادل حکیم است و ظلم، از شأن او به دور است،امّا نیکوکاران را بر پایه نیت هاى خوبشان و بر پایه نیت هاى خوبى که پنهان داشته اند، پاداش مى دهد و بدکاران را تا زمانى که کار بد انجام نداده اند، باز خواست نمى کند. [قرب الإسناد، ص9، ح 28 و ص 48، ح 158]

22 پیامبر صلی الله علیه و آله: فِى التَّخویفِ مِنَ القیامَةِ وَ الحِسابِ: اُذکُروا وُقوفَکُم بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ، فَاِنَّهُ الْحَـکَمُ الْعَدْلُ، وَ اسْتَعِدُّوا لِجَوابِهِ اِذا سَأَلَکُمْ ؛

درباره ترس از قیامت و حسابرسى: لحظه ایستادنتان در پیشگاه خداوند ـ جلّ جلاله ـ را به یاد آورید، چراکه او حاکم عادل است و خودتان را براى پاسخگویى آماده سازید که از شما مى پرسد. [امالى صدوق، ص 354، ح 432]

23 امام صادق علیه السلام: اِنَّ بَنى اِسرائیلَ اَتَوا موسى علیه السلام، فَسَأَلوهُ اَنْ یَسْاَلَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اَنْ یُمْطِرَ السَّماءَ عَلَیْهِمْ اِذا اَرادوا، وَ یَحْبِسَها اِذا اَرادوا، فَسَاَلَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ لَهُمْ . فَقالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: ذلِکَ لَهُم یا موسى، فَاَخْبَرَهُم موسى فَحَرَثوا وَ لَمْ یَتْرُکوا شَیْئا اِلاّ زَرَعوهُ ثُمَّ اسْتَنْزَلُوا الْمَطَرَ عَلى اِرادَتِهِم، وَ حَبَسوهُ عَلى اِرادَتِهِم، فَصارَت زُروعُهُم کَاَنَّهَا الْجِبالُ وَ الآجامُ، ثُمَّ حَصَدوا وَ داسوا وَ ذَرّوا فَلَمْ یَجِدوا شَیئا فَضَجّوا اِلى موسى علیه السلام وَ قالوا: اِنَّما سَأَلـْناکَ اَنْ تَسْاَلَ اللّهَ اَنْ یُمْطِرَ السَّماءَ عَلَیْنا اِذا اَرَدْنا فَاَجابَنا، ثُمَّ صَیَّرَها عَلَیْنا ضَرَرا فَقالَ: یا رَبِّ اِنَّ بَنى اِسرائیلَ ضَجّوامِمّا صَنَعْتَ بِهِم، فَقالَ: وَ مِمَّ ذاکَ یا موسى ؟ قالَ: سَاَلونى اَنْ اَسْاَ لَکَ اَنْ تُمْطِرَ السَّماءَ اِذا اَرادوا وَ تَحبِسَها اِذا اَرادوا فَاَجَبْتَهُمْ ثُمَّ صَیَّرتَها عَلَیْهِمْ ضَرَرا ! فَقالَ :یا موسى، اَنَا کُنتُ المُقَدِّرَ لِبَنى اِسرائیلَ فَلَمْ یَرضَوا بِتَقدیرى، فَاَجَبْتُهُم اِلى اِرادَتِهِمْ فَکانَ ما رَاَیْتَ ؛

بنى اسرائیل نزد موسى علیه السلام آمدند و از او خواستند که از خداوند عزّوجلّ درخواست کند تا هرگاه آنان اراده کردند، آسمان برایشان ببارد و هرگاه آنان خواستند، آن را از باریدن باز دارد. موسى علیه السلام نیز خواسته آنان را از خداوند عزّوجلّ در خواست نمود. خداوند عزّوجلّ فرمود: «اى موسى! باشد[پذیرفتم]». موسى علیه السلام آنان را خبردار کرد. پس به کشت همه دانه ها پرداختند و چیزى را فروگذار نکردند. سپس بر پایه خواستشان، بارش باران را درخواست نمودند و براساس درخواستشان از آن جلوگیرى کردند. در نتیجه، کشتزارهایشان چنان پُربار شد که محصول آنها همانند کوه ها و نیزارها گردید. سپس درو کردند و کوبیدند و باد دادند، امّا چیزى به دست نیاوردند. پس، نزد موسى علیه السلام فریاد و ناله سر دادند و گفتند: ما از تو در خواست کردیم که از خدا بخواهى که هرگاه ما خواستیم، آسمان بر ما ببارد. خدا خواسته ما را پذیرفت و سپس آن را بر ضرر ما گرداند! موسى علیه السلام گفت: پروردگارا! بنى اسرائیل، از کار تو به فریاد آمدند. خدا فرمود: «اى موسى! براى چه؟» گفت: از من درخواست کردند که از تو بخواهم هرگاه آنان خواستند، آسمان را ببارانى و هرگاه خواستند، آن را از بارش باز دارى . تو هم پذیرفتى، اما آن را به ضررشان گرداندى! خدا فرمود: «اى موسى! من براى بنى اسرائیل، تقدیر کرده بودم، ولى آنان به مقدرات من راضى نشدند. پس، خواسته شان را پذیرفتم و نتیجه اش اینشد که دیدى ». [کافى، ج 5، ص 262، ح 2]

24 پیامبر صلی الله علیه و آله: عن جبرئیل علیه السلام: عن اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، قالَ: قالَ اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى: ... اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن یُریدُ البابَ مِنَ العِبادَةِ فَاَکُفُّهُ عَنهُ، لِئَلاّ یَدخُلَهُ عُجبٌ فَیُفسِدَهُ ذلِکَ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالفَقرِ وَ لَو اَغنَیتُهُ لاََفسَدَهُ ذلِکَ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالغَناءِ و لَو اَفقَرتُهُ لاََفسَدَهُ ذلِکَ، واِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالسُّقمِ و لَو صَحَّحتُ جِسمَهُ لاََفسَدَهُ ذلِکَ، و اِنَّ مِن عِبادىَ المُؤمِنینَ لَمَن لا یَصلُحُ ایمانُهُ اِلاّ بِالصِّحَّةِ ولَو اَسقَمتُهُ لاََفسَدَهُ ذلِکَ، اِنّى اُدَبِّرُ عِبادى لِعِلمى بِقُلوبِهِم، فَاِنّى عَلیمٌ خَبیرٌ ؛

به نقل از جبرئیل: خداوند تبارک و تعالى فرمود: ... بعضى از بندگان مؤمن من،کسانى هستند که مى خواهند از راه عبادت، به درگاه من وارد شوند، ولى من مانع مى شوم، به خاطر این که غرور در آنان به وجود نیاید تا فاسدشان کند. و بعضى از بندگان مؤمن من، کسانى هستند که ایمانشان جز با فقر، درست نمى شود، که اگر بى نیازشان کنم، بى نیازى فاسدشان مى کند. و بعضى از بندگان مؤمن من، کسانى هستند که ایمانشان جز با ثروت، درست نمى شود که اگر نیازمندشان کنم، نیازمندى فاسدشان مى کند. و بعضى از بندگان مؤمن من، کسانى هستند که ایمانشان جز با بیمارى، درستنمى شود، که اگر به آنان تن درستى ببخشم، تن درستى فاسدشان مى کند. و بعضى ازبندگان مؤمن من، کسانى هستند که ایمانشان جز با تن درستى، درست نمى شود که اگربیمارشان کنم، بیمارى فاسدشان مى کند. در حقیقت، من، بندگانم را با آگاهى اى که ازدل هایشان دارم اداره مى کنم؛ چراکه من داناى آگاهم». [توحید، ص 399، ح 1]

25 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ یَقولُ: و عِزَّتى و جَلالى، ما خَلَقتُ مِن خَلقى خَلقا اَحَبَّ اِلَىَّ مِن عَبدىَ المُؤمِنِ و لِذلِکَ سَمَّیتُهُ بِاسْمى مُؤمِنا، لاَُحرِّمُهُ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَ هِىَ خِیَرَةٌ لَهُ مِنّى و اِنّى لاَُمَلِّکُهُ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ و هِىَ خِیَرَةٌ لَهُ مِنّى، فَلیَرضَ بِقَضائى، وَ لیَصبِر عَلى بَلائى وَ لیَشکُر نَعمائى، اَکتُبُهُ یا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدّیقینَ عِندى ؛

خداوند ـ که نام او بلند باد ـ مى فرماید: «به عزّت و جلالم سوگند، از میان آفریدگانم آفریده اى که نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد، نیافریدم و بدین جهت، او را به اسم خودم، مؤمن، نام نهادم. البته [گاه] او را از آنچه میان مشرق و مغرب است، محروم مى سازم و این انتخاب من براى اوست و [گاه ]او را از آنچه میان مشرق و مغرب است،بهره مند مى سازم و آن، انتخاب من براى او است. پس باید به خواست من، خشنود باشدو بر بلاى من، صبر کند و نعمت هاى مرا شکر نماید. اى محمّد! او را در شمار صدیقین(بندگان راستین) خود مى نویسم». [مشکاة الأنوار، ص 73، ح 136]

26 امام على علیه السلام: اِذا فَشَى الزِّنا ظَهَرَ مَوْتُ الفُجاءَةِ، وَ اِذا جارَ الْحاکِمُ قَحَطَ الْمَطَرُ ؛

هرگاه زنا رواج پیدا کند، مرگِ ناگهانى پدیدار مى شود و هرگاه حاکم ستم کند،باران نمى بارد. [دعائم الإسلام، ج 2، ص 531، ح 1888]

27 امام رضا علیه السلام: مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ اللّهُ عِنْدَ ظَـنِّهِ بِهِ وَ مَنْ رَضىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قَبِلَ اللّهُ مِنْهُ الْیَسیرَ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ رَضىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّت مَؤُونَتُهُ وَ تَنَعَّمَ اَهْلُهُ، وَ بَصَّرَهُ اللّهُ داءَ الدُّنیا وَ دَواءَها، وَ اَخْرَجَهُ مِنْها سالِما اِلى دارِ السَّلامِ ؛

هر کس به خدا خوش گمان باشد، خداوند مطابقِ گمان او، با وى رفتار مى کند و هرکس به روزىِ کم راضى باشد، خداوند عمل کم را از او مى پذیرد و هرکس به روزى  حلال اندک خشنود باشد، هزینه زندگى اش سبک مى شود و خانواده اش در نعمت خواهند بود و خداوند، او را از بیمارى و درمان دنیا آگاه مى کند و به سلامت، از دنیا به خانه سلامت (آخرت) بیرون مى بَرد. [کافى، ج 8، ص 347، ح 546]

28 امام على علیه السلام: ما اَعْجَبَ هذَا الاِْنْسانَ مَسرورٌ بِدَرْکِ ما لَمْ یَکُنْ لِیَفوتَهُ، مَحزونٌ عَلى فَوتِ ما لَمْ یَکُنْ لِیُدْرِکَهُ، وَ لَوْ اَنَّهُ فَکَّرَ لاََبْصَرَ وَ عَلِمَ اَنَّهُ مُدَبَّرٌ، وَ اَنَّ الرِّزقَ عَلَیْهِ مُقَدَّرٌ ،وَ لاَقْتَصَرَ عَلى ما تَیَسَّرَ، وَ لَم یَتَعَرَّض لِما تَعَسَّرَ ؛

چه تعجب آور است این انسان! با رسیدن به چیزى که از دستش نمى رفت، خوشحال مى شود و براى از دست دادن چیزى که به آن نمى رسد، ناراحت مى شود، در صورتى که اگر فکر مى کرد، مى فهمید و مى دانست که کارش برنامه ریزى شده است و روزى برایش تقدیر شده است و در نتیجه به آنچه آسان به دستش مى رسد، اکتفا مى کرد و آنچه را که سخت به دست مى آید، دنبال نمى نمود. [تحف العقول، ص 215]

29 امام صادق علیه السلام: هذِهِ الآفاتُ... مِنَ الوَباءِ وَ الجَرادِ و ما اَشبَهَ ذلِکَ ما بالُها لا تَدومُ ...و یُلذَعُ اَحیانا بِهذِهِ الآفاتِ الیَسیرَةِ لِتَأدیبِ النّاسِ وَ تَقویمِهِم، ثُمَّ لا تَدومُ هذِهِ الآفاتُ، بَل تَـکشِفُ عَنْهُم عِندَ القُنوطِ مِنهُم، فَتَـکونُ وُقوعُها بِهِمْ مَوعِظَةً و کَشفُها عَنهُم رَحمَةً ... . فَاِذا عَضَّتهُ المَکارِهُ وَ وَجَدَ مَضَضَهَا اتَّعَظَ وَ اَبصَرَ کَثیرا مِمّا کانَ جَهِلَهُ وَ غَفَلَ عَنهُ، وَ رَجَعَ اِلى کَثیرٍ مِمّا کانَ یَجِبُ عَلَیهِ ... اِنَّ هذِهِ الآفاتِ وَ اِن کانَت تَنالُ الصّالِحَ وَ الطّالِحَ جَمیعاً، فَاِنَّ اللّهَ جَعَلَ ذلِکَ صَلاحا لِلصِّنفَینِ کِلَیهِما :اَمَّا الصّالِحونَ فَاِنَّ الَّذى یُصیبُهُم مِن هذا یَرُدُّهُم نِعَمَ رَبِّهِم عِندَهُم فى سالِفِ اَیّامِهِم فَیَحدوهُم ذلِکَ عَلَى الشُّکرِ وَ الصَّبرِ، وَ اَمَّا الطّالِحونَ فَاِنَّ مِثلَ هذا اِذا نالَهُم کَسَرَ شِرَّتَهُم وَ رَدَعَهُم عَنِ المَعاصى وَالفَواحِشِ، وَ کَذلِکَ یَجْعَلُ لِمَن سَلِمَ مِنهُم مِنَ الصِّنفَینِ صَلاحا فى ذلِکَ، اَمَّا الاَبرارُ فَاِنَّهُم یَغتَبِطونَ بِما هُم عَلَیهِ مِنَ البِرِّ وَ الصَّلاحِ و یَزدادونَ فیهِ رَغبَةً وَ بَصیرَةً، و اَمَّا الفُجّارُ فَاِنَّهُم یَعرِفونَ رَأفَةَ رَبِّهِم وَ تَطَوُّلَهُ عَلَیهِم بِالسَّلامَةِ مِن غَیرِ استِحقاقِهِم، فَیَحُضُّهُم ذلِکَ عَلَى الرَّأفَةِ بِالنّاسِ وَ الصَّفحِ عَمَّن اَساءَ اِلَیهِم ؛

این آفت ها، از قبیل وبا و هجوم ملخ و مانند اینها، دوام ندارند...و گاهى با این آفت هاى زودگذر، آسیبى به مردم مى رسد تا ادب شوند و مقاوم گردند. البته آفت ها دوامى ندارند و همین که موجب ناامیدى مردم شوند، برداشته مى شوندتا معلوم گردد که گرفتار شدن به آفات، اندرزى براى مردم و برطرف شدن آفات [نیز]بخشایشى در حق آنان است... پس هرگاه سختى ها انسان را فرا گرفتند و او رنج آنهارا چشید، پند مى گیرد و از بسیارى چیزها که نمى دانست و غفلت داشت، آگاه مى گرددو به سوى بسیارى چیزها که بر او واجب بوده، توجه مى کند... هر چند چنین آفت هایى هم به نیکوکاران و هم به بدکاران مى رسند، امّا خداوند، آنها را براى هر دو گروه، خوب قرار داده است. براى نیکوکاران، خوب است، چون هر آسیبى به آنان برسد، آنها را نسبت به نعمت هاى پروردگارشان ـ که در گذشته داشته اند ـ هوشیارتر مى کند و به سپاس گزارى وصبر بر مى انگیزد. براى بدکاران هم خوب است، چون وقتى چنین آسیبى به آنها برسد، شرارتشان را در هم مى شکند و از گناهان و زشتى ها بازشان مى دارد. همچنین خداوند، جانِ سالم به در بُردن از آفت ها را براى هر دو گروه،خوب قرار داده است. براى نیکوکاران، خوب است، چون آنها را به نیکىو درستکارى خویش امیدوار مى کند و براى بدکاران هم خوب است، چون مهربانى و احسان پروردگارشان را در مى یابند که آنها را سالم قرار داد، با آن که شایسته اش نبودند، و همین، آنها را به مهربانى با مردم و گذشت از بدى هاى دیگران در حقّ خویش، تشویق مى کند. [بحار الأنوار، ج 3، ص 138 و 139]

30 پیامبر علیه السلام: لایُصیبُ عَبْدا نَـکْبَةٌ فَما فَوقَها اَو دونَها اِلاّ بِذَنْبٍ، وَ ما یَعْفُو اللّهُعَنْهُ اَکثَرُ ؛

هیچ بنده اى به بدبختى و بالاتر و پایین تر از آن نمى رسد، مگر به خاطر گناهى. البته آنچه خدا از آن در مى گذرد، بسیار بیشتر است. [سنن الترمذى، ج 5، ص 378، ح 3252]

31 پیامبر صلی الله علیه و آله: شَکى نَبىٌّ مِنَ الاَنبِیاءِ اِلى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ: یا رَبِّ یَکونُ العَبدُ مِن عَبیدِکَ یُؤمِنُ بِکَ وَ یَعمَلُ بِطاعَتِکَ، فَـتَزوى عَنهُ الدُّنیا، وَ تَعرِضُ لَهُ البَلاءَ، وَ یَـکونُ العَبدُ مِن عَبیدِکَ یَکفُرُ بِکَ و یَعمَلُ بِمَعاصیکَ، فَتَزوى عَنهُ البَلاءَ وَ تَعرِضُ لَهُ الدُّنیا. فَاَوحَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیهِ، اَنَّ البِلادَ وَ العِبادَ لى، و اَنَّهُ لَیسَ مِن شَئ اِلاّ یُسَبِّحُنى و یُهَلِّـلُنى و یُـکَبِّرُنى، و اَمّا عَبدىَ المُؤمِنُ فَلَهُ سَیِّـئاتٌ فَاَزوى عَنهُ الدُّنیا، و اَعرِضُ لَهُ البَلاءَ حَتّى یَأتیَنى فَاَجزِیَهُ بِحَسَناتِهِ ،و اَمّا عَبدىَ الکافِرُ فَلَهُ حَسَناتٌ فَاَزوى عَنهُ البَلاءَ، و اَعرِضُ لَهُ الدُّنیا حَتّى یَأتیَنى فَاَجزِیَهُ بِسَیِّئاتِهِ ؛

یکى از پیامبران به پروردگارش شِکوه نمود و گفت: پروردگارا! بنده اى از بندگانت بهتو ایمان مى آورد و طبق فرمان تو عمل مى کند و تو، دنیا را از او باز مى دارى (او را از دنیامحروم مى کنى) و در معرض بلا قرارش مى دهى. و بنده اى از بندگانت به تو کفر مى ورزدو تو را نافرمانى مى کند و تو، بلا را از او باز مى دارى و دنیا را به او ارزانى مى کنى! خداوند عزّ و جلّ به او وحى فرمود: «سرزمین ها و بندگان، از آنِ من اند و هیچ چیزى نیست، جزاین که مرا منزه و یگانه و بزرگ مى داند. امّا بنده مؤمنم، گناهانى دارد و من دنیا را از او بازمى دارم و او را در معرض بلا قرار مى دهم تا این که [در قیامت] نزد من بیاید و پاداشخوبى هایش را بدهم. و امّا بنده کافرم، خوبى هایى دارد، و من بلا را از او باز مى دارم ودنیا را به او عَرضه مى کنم تا نزد من بیاید و کیفر گناهانش را بدهم». [المعجم الکبیر، ج12،ص117،ح12735]

32 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ الرَّجُلَ لَتَـکونُ لَهُ دَرَجَةٌ رفیعَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ لا یَنالُها اِلاّ بِشَى ءٍمِنَ الْبَلایا تُصیبُهُ، حَتّى یَنْزِلَ بِهِ الْمَوتُ وَ ما بَلَغَ تِلکَ الدَّرَجَةَ، فَیُشَدَّدُ عَلَیْهاحَتّى یَبْلُغَها ؛

انسان، گاهى درجه عالى اى در بهشت دارد که جز در سایه برخى گرفتارى ها به آننمى رسد و چنانچه مرگش فرا رسد و او به آن درجه نرسیده باشد، هنگام مرگش، چنانبر او سخت گرفته مى شود که به آن درجه دست یابد. [مسند زید، ص 410]

33 امام على علیه السلام: مَنْ رَضىَ بِما قُسِمَ لَهُ، استَراحَ قَلْبُهُ وَ بَدَنُهُ ؛

هرکس به آنچه برایش قسمت شده، راضى باشد، قلب و بدنش، آسوده مى گردد. [شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 262، ح 61]

34 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ لِلشَّیْطانِ لَمَّةً بِابْنِ آدَمَ وَ لِلمَلَکِ لَمَّةً، فَاَمّا لَمَّةُ الشَّیطانِ فَاِیعادٌ بِالشَّرِّوَ تَکذیبٌ بِالحَقِّ، وَ اَمّا لَمَّةُ المَلَکِ فَاِیعادٌ بِالخَیْرِ وَ تَصدیقٌ بِالحَقِّ، فَمَن وَجَدَ ذلِکَ فَلیَعْلَم اَنَّهُ مِنَ اللّهِ فَلْیَحمَدِ اللّهَ، وَ مَن وَجَدَ الاُخرى فَلیَتَعَوَّذ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ ؛

شیطان القائاتى به فرزند آدم دارد و فرشته نیز الهاماتى دارد: القاى شیطان، به بدى وعده دادن و حق را تکذیب نمودن و الهام فرشته، به خوبى وعده دادن و حق را تصدیق کردن است. پس هرکس الهام به خوبى را در دل خود یافت، بداند که از جانب خداوند است و بدین خاطر، خدا را ستایش نماید و هرکس چیزى غیر از این یافت، از شیطانِ رانده شده، به خدا پناه ببرد. [سنن الترمذى، ج 5، ص 219، ح 2988]

35 امام على علیه السلام: لا یَسعَدُ اَحَدٌ اِلاّ بِإِقامَةِ حُدودِ اللّهِ وَ لا یَشْقى اَحَدٌ اِلاّ بِاِضاعَتِها ؛

هیچ کس جز با برپایى حدود خداوند خوش بخت و هیچ کس جز با ضایع کردن آنها، بدبخت نمى شود. [غرر الحکم، ح 10853]

36 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقولُ: اِنّى اِذَ ا ابْتَلَیْتُ عَبْدا مِنْ عِبادى مُؤمِنا فَحَمِدَنى عَلى مَا ابْتَلَیتُهُ، فَاِنَّهُ یَقومُ مِنْ مَضْجَعِهِ ذلِکَ کَیَومَ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ مِنَ الْخَطایا . وَ یَقولُ الرَّبُّ عَزَّ وَ جَلَّ: اَنَا قَیَّدْتُ عَبدى وَ ابْتَلَیتُهُ، وَ اَجرُوا لَهُ کَما کُنْتُمْ تُجرُونَ لَهُ وَ هُوَ صَحیحٌ ؛

خداوند عزّ و جلّ مى فرماید: «هرگاه من یکى از بندگان مؤمنم را گرفتار ساختم و بهخاطر آن گرفتارى، ستایشم نمود، بى گمان از بسترش همانند روزى که از مادر متولّدشده، بدون گناه بر مى خیزد» و مى فرماید: «من بنده ام را گرفتار و مبتلا ساختم. شما،پاداش او را همانند زمان سلامتش به او بدهید. [مسند ابن حنبل، ج 6، ص 77، ح 17118]

37 امام صادق علیه السلام: سَاَلتُ اَبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَن قَولِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ ما اَصَابَکُم مِنْ مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ اَیْدیکُمْ» اَرَاَیتَ ما اَصابَ عَلیّا وَ اَهلَ بَیتِهِ علیهم السلاممِن بَعْدِهِ هُوَ بِماکَسَبَت اَیدیهِم، وَ هُم اَهلُ بَیتِ طَهارَةٍ مَعصومونَ ؟ فَقالَ: اِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله کانَ یَتوبُ اِلَى اللّهِ وَ یَستَغفِرُهُ فى کُلِّ یَومٍ وَ لَیلَةٍ مِئَةَ مَرَّةٍ مِن غَیرِ ذَنبٍ، اِنَّ اللّهَ یَخُصُّ اَولیاءَهُ بِالمَصائِبِ لِیَأْجُرَهُم عَلَیها مِن غَیرِ ذَنبٍ ؛

از امام صادق علیه السلام درباره این سخن خداوند عزّ و جلّ: (و هرگونه مصیبتى به شمابرسد، نتیجه اعمال خود شماست) پرسیدم که: درباره آنچه به على و اهل بیت او علیهم السلام پس از او رسید، چه نظرى دارى؟ آیا آن هم نتیجه اعمال خودشان بود، در حالى کهآنان خاندانى پاک و معصومند؟ فرمودند: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بدون آن که گناهى کرده باشد، شبانه روزى، صد مرتبه به درگاه خداوند، توبه مى کرد و آمرزش مى طلبید. خداوند، اولیاى خود را گرفتار مصائب مى کند تا به سبب آن پاداششان دهد، بدون آن که گناهى کرده باشند. [کافى، ج 2، ص 450، ح 2]

38 پیامبر صلی الله علیه و آله: ما یُصیبُ الْمُسْلِمَ، مِنْ نَصَبٍ و لا وَصَبٍ، و لا هَمًّ وَ لا حَزَنٍ وَ لا اَذْىً وَ لا غَمًّ، حَتَّى الشَّوکَةِ یُشاکُها، اِلاّ کَفَّرَ اللّهُ بِها مِنْ خَطایاهُ ؛

به مسلمان، رنج و درد طولانى و غم و اندوه و آزار و غصه اى نمى رسد، حتّى خارى بهتنش فرو نمى رود، مگر این که خداوند به خاطر آن ها، گناهان او را پاک مى کند. [صحیح البخارى، ج5،ص2137،ح5318]

39 امام رضا علیه السلام: إِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى لَمْ یُبِحْ اَکْلاً وَ لا شُرْبا اِلاّ لِما فیهِ الْمَنْفَعَةُ وَ الصَّلاحُ وَ لَمْ یُحَرِّمْ اِلاّ ما فیهِ الضَّرَرُ وَ التَّلَفُ وَ الْفَسادُ، فَکُلُّ نافِعٍ مُقَوٍّ لِلْجِسْمِ فیهِقُوَّةٌ لِلْبَدَنِ فَهُوَ حَلالٌ؛
خداوند تبارک و تعالى هیچ خوردنى و نوشیدنى را حلال نکرده است، مگر آن که درآن منفعت و صلاحى بوده و هیچ خوردنى و نوشیدنى را حرام ننموده، مگر آن که در آنضرر و مرگ و فسادى بوده است. پس هر چیز مفید و مقوّى بدن، که باعث تقویت آنشود، حلال شده است. [مستدرک الوسایل، ج 16، ص 333، ح 2]

40 امام على علیه السلام: اللّهُمَّ لا تَفْعَل بى ما اَنَا اَهْلُهُ، فَاِنَّکَ اِنْ تَفْعَل بى ما اَنَا اَهْلُهُ تُعَذِّبْنى وَ لَم تَظْلِمنى، اَصْبَحْتُ اَتَّقى عَدْلَکَ وَ لا اَخافُ جَورَکَ، فَیا مَنْ هُوَ عَدلٌ لایَجورُ ارحَمنى ؛
خدایا! آن چنان که من سزاوارش هستم، با من رفتار نکن، زیرا اگر با من آن چنانرفتار کنى که سزاوار آنم، عذابم خواهى نمود، در حالى که بر من ظلم نکرده اى. من از عدالت تو مى ترسم، نه ظلم کردن تو! پس، اى بسیار عادلى که ظلم نمى کند، بر من رحم کن! [کافى، ج 4، ص 433، ح 5]

http://bayanbox.ir/view/4179173923864545528/sa384.gif


10. راستگویی و دروغگویی

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ کونوا مَعَ الصّادِقینَ؛ [سوره توبه، آیه 119]
اى کسانى که ایمان آورده اید، تقواى الهى پیشه کنید و همواره با راستگویان باشید .


اِنَّ اللّهَ لا یَهْدى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّابٌ؛ [ سوره مؤمن، آیه 28 ]
به راستى که خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمى کند.


1 امام صادق علیه السلام: إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبیّا إِلاّ بِصِدْقِ الْحَدیثِ وَأَداءِ الأَْمانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ؛
خداى عزوجل هیچ پیامبرى را نفرستاد، مگر با راستگویى، و برگرداندن امانت به نیکوکار و یا بدکار. [کافى، ج 2، ص 104، ح 1]

2 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِنَّ رَجُلاً أَتى سَیِّدَنا رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ: یا رَسولَ اللّهِ عَلِّمْنى خُلْقا یَجْمَعُ لى خَیْرَ الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ فَقالَ صلی الله علیه و آله: لاتَکْذِبْ؛
مردى به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: به من اخلاقى بیاموزید که خیر دنیا و آخرت درآن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو. [بحارالأنوار، ج 72، ص 262، ح 43]

3 امام صادق علیه السلام: إِنَّ الصّادِقَ أَوَّلُ مَنْ یُصَدِّقُهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ وَ تُصَدِّقُهُ نَفْسُهُ تَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ؛
راستگو را نخستین کسى که تصدیق مى کند، خداى عزوجل است که مى داند او راستگوست و نیز نفس او تصدیقش مى کند که مى داند راستگوست. [کافى، ج 2، ص 104، ح6]

4 امام على علیه السلام: لَیْسَ الْکَذِبُ مِنْ خَلائِقِ الإِسلامِ؛
دروغگویى از اخلاق اسلام نیست. [غررالحکم، ج 5، ص 74، ح 7460]

5 پیامبر صلی الله علیه و آله: یا عَلىُّ اصْدِقْ وَ إِنْ ضَرَّکَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ یَنْفَعُکَ فِى الآجِلِ وَ لاتَکْذِبْ وَ إِنْ یَنْفَعْکَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ یَضُرُّکَ فِى الآجِلِ؛
اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آینده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آینده به ضرر توست. [میراث حدیث شیعه، ج2، ص27، ح65]

6 امام على علیه السلام: (علامة) اَلإْیمانُ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ عَلَى الْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ؛
(نشانه) ایمان، این است که راستگویى را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویى،گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهى. [نهج البلاغه، حکمت 458]

7 امام على علیه السلام: أَرْبَعٌ مَنْ أُعْطیَهُنَّ فَقَدْ أُعْطىَ خَیْرَ الدُّنْیا وَالآْخِرَةِ صِدْقُ حَدیثٍ وَأَداءُ أَمانَةٍ وَعِفَّةُ بَطْنٍ وَحُسْنُ خُلْقٍ؛
چهار چیز است که به هر کس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده است:راستگویى، اداء امانت، حلال خورى و خوش اخلاقى. [غررالحکم، ج2، ص 151، ح 2142]

8 پیامبر صلی الله علیه و آله: أَنَا زَعیمٌ بِبَیتٍ فى رَبَضِ الْجَنَّةِ، وَ بَیْتٍ فى وَسَطِ الْجَنَّةِ، وَ بَیْتٍ فى أَعْلَى الْجَنَّةِ لِمَنْ تَرَکَ الْمِراءَ وَإنْ کانَ مُحِقّا، وَ لِمَنْ تَرَکَ الْکَذِبَ وَ إِنْ کانَ هازِلاً، وَ لِمَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ؛
من بر کسى که مجادله را رها کند، هر چند حق با او باشد و کسى که دروغ نگوید، هرچند به شوخى باشد و کسى که اخلاقش را نیکو گرداند، خانه اى در حومه بهشت وخانه اى در مرکز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى کنم. [خصال، ص 144]

9 امام على علیه السلام: اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنْجاةٍ وَکَرامَةٍ وَالْکاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهْواةٍ وَمَهانَةٍ؛
راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى. [نهج البلاغه، خطبه 86]

10 امام سجاد علیه السلام: اِتَّقُوا الْکَذِبَ الصَّغیرَ مِنْهُ وَالْکَبیرَ، فى کُلِّ جِدٍّ وَهَزْلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذاکَذِبَ فِى الصَّغیرِ اجْتَرَأَ عَلَى الْکَبیرِ؛
از دروغ کوچک و بزرگش، جدّى و شوخیش بپرهیزید، زیرا انسان هرگاه در چیزکوچک دروغ بگوید، به گفتن دروغ بزرگ نیز جرئت پیدا مى کند. [تحف العقول، ص 278]

11 امام صادق علیه السلام: لا تَغْتَرّوا بِصَلاتِهِمْ وَ لا بِصیامِهِمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَ الصَّوْمِ حَتّى لَوْ تَرَکَهُ اسْتَوْحَشَ، وَلکِنِ اخْتَبِروهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَأداءُ الأمانَةِ؛
فریب نماز و روزه مردم را نخورید، زیرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى کند کهاگر آنها را ترک گوید، احساس ترس مى کند، بلکه آنها را به راستگویى و امانتدارى بیازمایید. [کافى، ج2، ص 104، ح2]

12 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلْکَذِبُ یَنْقُصُ الرِّزْقَ؛
دروغ، روزى را کم مى کند. [الترغیب والترهیب، ج 3، ص 596، ح29]

13 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِذا رَأَیْتَ مِنْ أَخیکَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارْجُهُ: اَلْحَیاءُ وَالأَْمانَةُ وَالصِّدْقُ؛
هر گاه در برادر (دینى) خود سه صفت دیدى به او امیدوار باش: حیا، امانتدارى وراستگویى. [نهج الفصاحه، ح 205]

14 امام على علیه السلام: یَکْتَسِبُ الْکاذِبُ بِکَذِبِهِ ثَلاثا: سَخَطُ اللّهِ عَلَیْهِ وَ اسْتِهانَةُ النّاسِ بِهِ وَ مَقْتُ الْمَلائِکَةِ لَهُ؛

دروغگو با دروغگویى خود سه چیز بدست مى آورد: خشم خدا را نسبت به خود، نگاه تحقیر آمیز مردم را نسبت به خود و دشمنى فرشتگان را نسبت به خود. [غررالحکم، ج 6، ص 480، ح 11039]

15 امام على علیه السلام: اَلْمؤْمِنُ صَدوقُ اللِّسانِ بَذولُ الإِْحْسانِ؛

مؤمن بسیار راستگو و بسیار نیکوکار است. [غررالحکم، ج2، ص 9، ح 1596]

16 امام صادق علیه السلام: إِنَّ مِمّا أَعانَ اللّهُ (بِهِ) عَلَى الْکَذّابینَ النِّسْیانَ؛

از جمله کمک هاى خداوند بر ضد دروغگویان فراموشى است. [کافى، ج 2، ص 341، ح 15]

17 امام صادق علیه السلام: مَنْ صَدُقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ؛

هر کس راستگو باشد عملش پاکیزه مى شود و رشد مى کند. [کافى، ج 2، ص 105، ح 11]

18 پیامبر صلی الله علیه و آله: عَبْدُ اللّهِ بْنِ عامِرٍ: دَعَتْنى أُمّى یَوْما وَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله قاعِدٌ فى بَیْتِنا ،فَقالَتْ: ها تَعالَ اُعْطِکَ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ما أَرَدْتِ أَنْ تُعْطیهِ ؟ قالَتْ: أَرَدْتُ أَنْ اُعْطِیَهُ تَمْرا، فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أَما إِنَّکَ لَوْ لَمْ تُعْطِهِ شَیْئا کُتِبَتْ عَلَیْکَ کِذْبَةٌ؛

عبداللّه بن عامر: روزى رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه ما نشسته بودند. مادرم مرا صدا زد وگفت: بیا به تو (چیزى) بدهم. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمودند: مى خواهى چه به او بدهى؟ عرض کرد: مى خواهم خرمایى به او بدهم. رسول خدا صلی الله علیه و آله به مادرم فرمودند: بدان که اگرچیزى به او ندهى، دروغ برایت نوشته مى شود. [الترغیب والترهیب، ج 3، ص 597، ح32]

19 امام على علیه السلام: یَبْلُغُ الصّادِقَ بِصِدْقِهِ ما یَبْلُغُهُ الْکاذِبَ بِاحْتیالِهِ؛

راستگو، با راستگویى خود به همان مى رسد که دروغگو با حیله گرى خود. [غررالحکم، ج 6، ص 471، ح 11006]

20 پیامبر صلی الله علیه و آله: إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ أَحَبَّ الْکَذِبَ فِى الصَّلاحِ وَ أبْغَضَ الصِّدْقَ فِى الْفَسادِ؛

خداوند عزوجل، دروغى را که باعث صلح و آشتى شود دوست دارد و از راستى کهباعث فتنه شود بیزار است. [من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 353،ح 5762]

21 امام سجاد علیه السلام: خَیْرُ مَفاتیحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَیْرُ خَواتیمِهَا الْوَفاءُ؛

بهترین شروع کارها صداقت و راستگویى و بهترین پایان آنها وفا است. [بحارالأنوار، ج 78، ص 161]

22 امام على علیه السلام: اَللّهُمَّ طَهِّرْ لِسانى مِنَ الْکَذِبِ؛

خدایا زبانم را از دروغ پاک گردان. [بحارالأنوار، ج 86، ص 113]

23 امام موسى کاظم علیه السلام: اَداءُ الاَمانَةِ وَالصِّدْقُ یَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخیانَةُ وَالْکَذِبُ یَجْلِبانِ الفَقْرَ وَ النِّفاقَ؛

اداى امانت و راستگویى روزى را زیاد مى کند و خیانت و دروغگویى باعث فقر و نفاق مى شود. [بحارالأنوار، ج 78، ص 327]

24 امام باقر علیه السلام: اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ اَقْفالاً وَ جَعَلَ مَفاتیحَ تِلکَ الاَقْفالِ الشَّرابَ وَ الکَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ؛

به راستى که خداوند عزوجل براى شر قفل هایى گذارد و کلید آن قفل ها را شراب قرارداد و دروغ از شراب بدتر است. [کافى، ج 2، ص 338، ح 3]

25 امام على علیه السلام: مَنْ تَحَرَّى الصِّدْقَ خَفَّتْ عَلَیهِ المُؤُنُ؛

هر کس صداقت و راستگویى پیشه کند، بار زندگى براى او سبک مى شود. [تحف العقول، ص 91]

26 امام صادق علیه السلام: اَلْکَلامُ ثَلاثَةٌ: صِدْقٌ وَکِذْبٌ وَ إِصْلاحٌ بَیْنَ النّاسِ قالَ: قیلَ لَهُ: جُعِلْتُ فِداکَ مَا الاِْصْلاحُ بَیْنَ النّاسِ؟ قالَ: تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ کَلاما یَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ، فَتَلْقاهُ فَتَقولُ: سَمِعْتُ مِنْ فُلانٍ قالَ فیکَ مِنَ الْخَیْرِ کَذا وَ کَذا، خِلافَ ماسَمِعْتَ مِنْهُ؛

سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح میان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح میان مردم چیست؟ فرمودند: از کسى سخنى درباره دیگرى مى شنوى که اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مى شود. پس تو آن دیگرى را مى بینى و بر خلاف آنچه شنیده اى، به او مى گویى: از فلانى شنیدم که در خوبى تو چنین و چنان مى گفت. [کافى، ج2، ص 341، ح 16]

27 امام على علیه السلام: مَا السَّیْفُ الصّارِمُ فى کَفِّ الشُّجاعِ بِاَعَزَّ لَهُ مِنَ الصِّدْقِ؛

شمشیر بُرّنده در دست شجاع براى او دشمن شکن تر از راستگویى نیست. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج20،ص296، ح387]

28 امام على علیه السلام: لا تُحَدِّثِ النّاسَ بِکُلِّ ما سَمِعْتَ بِهِ، فَکَفى بِذلِکَ کَذِبا؛

هر چه را شنیدى براى مردم بازگو مکن، که همین براى دروغگویى (تو) کافى است. [نهج البلاغه، از نامه 69]

29 امام على علیه السلام: اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد. [غررالحکم، ج 2، ص 388، ح 2942]

30 امام على علیه السلام: اَمرانِ لا یَنْفَکّانِ مِنَ الْکَذِبِ: کَثْرَةُ المَواعیدِ، وَ شِدَّةُ الاِْعتِذارِ؛

دو چیز از دروغ جدا نمى شود: بسیار وعده دادن و به شدت عذرخواهى نمودن. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 20، ص287، ح 282]

31 امام على علیه السلام: اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْدا اَلْهَمَهُ الصِّدْقَ؛

هرگاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، راستگویى را به او الهام مى نماید. [غررالحکم، ج 3، ص 161، ح 4101]

32 امام على علیه السلام: اَلکَذِبُ فِى العاجِلَةِ عارٌ وَ فِى الآجِلَةِ عَذابُ النّارِ؛

دروغ در دنیا ننگ و عار است و در آخرت عذاب جهنم. [غررالحکم، ج 2، ص 31، ح 1708]

33 امام على علیه السلام: یَکْتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلاثا: حُسْنَ الثِّقَةِ بِهِ، وَ الْمَحَبَّةَ لَهُ،وَ الْمَهابَةَ عَنْهُ؛

راستگو با راستگویى خود، سه چیز را به دست مى آورد: اعتماد، محبت و شکوه (در دل ها). [غررالحکم، ج 6، ص 480، ح 11038]

34 امام على علیه السلام: لَیْسَ لِکَذوبٍ اَمانَةٌ، وَ لا لِفُجورٍ صیانَةٌ؛

دروغگو امانتدار نیست و بدکار، نگهدارنده اسرار. [غررالحکم، ج 5، ص 85، ح 7506]

35 پیامبر صلی الله علیه و آله: لا تَنْظُروا اِلى کَثْرَةِ صَلاتِهِم وَ صَوْمِهِم وَ کَثْرَةِ الحَجِّ وَ الْمَعروفِ وَ طَنْطَنَتِهِم بِاللَّیْلِ، وَ لکِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ الحَدیثِ وَ اَداءِ الاَمانَةِ؛

به زیادى نماز و روزه و حج و نیکى و وِرد و ذکر شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه بهراستگویى و امانتدارى آنان توجه نمایید. [عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص56، ح197]

36 پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلصِّدْقُ طُمَأْنینَةٌ وَ الْکَذِبُ ریبَةٌ؛

راستگویى مایه آرامش و دروغگویى مایه تشویش است. [نهج الفصاحه، ح 1864]

37 پیامبر صلی الله علیه و آله: ثَلاثٌ یَقْبَحُ فیهِنَّ الصِّدْقُ: اَلنِّمیمَةُ، وَ اِخبارُکَ الرَّجُلَ عَنْ اَهلِهِ بِما یَکْرَهُهُ، وَ تَکذیبُکَ الرَّجُلَ عَنِ الخَبَرِ؛

در سه چیز راستگویى زشت است: سخن چینى، خبر ناخوشایند دادن به مردى درباره زن و فرزندش، و تکذیب کردن خبر کسى. [خصال، ص 87، ح 20]

38 پیامبر صلی الله علیه و آله: اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَصْدیقا لِلنّاسِ اَصْدَقُهُمْ حَدیثا وَ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَکْذیبا اَکْذَبُهُمْ حَدیثا؛

هر کس راستگوتر است سخن مردم را بیشتر باور مى کند و هر کس دروغگوتر است مردم را بیشتر دروغگو مى داند. [نهج الفصاحه، ح 591]

39 پیامبر صلی الله علیه و آله: عَلَیْکُمْ بِالصِّدْقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الْجَنَّةِ وَ اِیّاکُمْ وَالْکِذْبَ فَاِنَّهُ مَعَ الْفُجورِ وَ هُما فِى النّارِ؛

شما را سفارش مى کنم به راستگویى، که راستگویى با نیکى همراه است و هر دو دربهشت اند و از دروغگویى بپرهیزید که دروغگویى همراه با بدکارى است و هر دو در جهنم اند. [نهج الفصاحه، ح 1976]

40 پیامبر صلی الله علیه و آله: ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِنْ صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَ اعْتَمَرَ وَ قالَ «اِنّى مُسْلِمٌ» مَنْ اِذا حَدَّثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخْلَفَ وَ اِذَا ائْتُمِنَ خانَ؛

سه چیز است که در هر کس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج وعمره کند و بگوید من مسلمانم، کسى که هنگام سخن گفتن دروغ بگوید و وقتى که وعده دهد تخلف نماید و چون امانت بگیرد، خیانت نماید. [نهج الفصاحه، ح 1280]