أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

*بسم الله الرَّحمن الرَّحیم*
ماه شعبان المعظّم ماه دعا و مناجات با خداست. ماه تهذیب و آمادگی برای ورود به رمضان است. اعمال و دعاهای فراوانی در این ماه وارد شده. تولد امام حسین، امام سجاد، حضرت ابوالفضل العباس و حضرت مهدی علیهم السلام در این ماه مبارک واقع شده است. مناجات شعبانیه از مهمترین دعاهای این ماه است. پس خود را در مسیر سیل قرار دهید تا وارد یم رمضان شوید.
---------------------------------------------------
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
--------------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
--------------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.

آخرین نظرات
امام صادق علیه السلام:هر کس چهل حدیث از احادیث ما حفظ کند خداوند او را روز قیامت عالم وفقیه مبعوث میفرماید

فهرست

مقدمه
زمین خالی از حجّت نمی ‏ماند
نَسَب حضرت مهدی ‏علیه السلام
خاندان مهدی ‏علیه السلام
نام مبارک مهدی ‏علیه السلام
سیمای مهدی ‏علیه السلام
اوصاف مهدی‏ علیه السلام
غیبت امام زمان ‏علیه السلام
علت غیبت امام زمان‏ علیه السلام
فضیلت انتظار فرج
احوال مردم آخرالزمان
نشانه ‏های ظهور مهدی‏ علیه السلام
یاران مهدی ‏علیه السلام
حکومت مهدی‏ ‏علیه السلام
حضرت مهدی‏ علیه السلام در قرآن  

مقدمه
«یا صاحب الزمان ادرکنا»

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم: «مَنْ حَفِظ مِنْ اُمَّتی اَرْبَعینَ حَدیثاً مِمَّا یَحْتاجُونَ اِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دینِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقیامَةِ فَقیهاً عالِماً»(۱).
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «هر کسی از امّت من چهل حدیث در مورد مسائل دینی که مردم به آن نیاز دارند حفظ کند خداوند در روز قیامت او را فقیه ودانشمند بر انگیزد».
صرف نظر از مجموعه احتمالاتی که در معنای «حفظ حدیث» مطرح شده است(۲) یکی از شیوه های رایج در بین علمای پیشین این بوده است که از طریق تدوین مجموعه های «چهل حدیث» در زمینه موضوعات مختلف دینی که مردم بدان نیاز داشته اند به نشر معارف دین می پرداختند.
این کار را علما واندیشمندان اسلامی به عنوان مرزبانان فرهنگ اسلامی با هدف حفظ وتحکیم وترویج احکام وتعالیم دینی انجام می دادند. البته وجود روایات زیادی که در آنها به حفظ چهل حدیث سفارش شده است انگیزه ای بوده است که اغلب علما در کنار تمام کارهای علمی وفکری وفرهنگی خود، به تدوین مجموعه های چهل حدیث اهتمام بورزند تا از این طریق هم به انجام وظیفه خود یعنی ترویج فرهنگ اسلامی پرداخته باشند وهم به ثواب وفضیلتی که در این روایات وعده داده شده است نائل آیند.
متأسفانه به مرور زمان به موازات رواج پیدا کردن شیوه های جدید آموزشی وتبلیغات، مسأله تدوین چهل حدیث به فراموشی سپرده شد ویا حداقل از رونقی که پیش از این داشت افتاده است.
امّا به نظر می رسد در شرایط کنونی یعنی کم شدن فرصت مطالعه افراد در نتیجه گسترش زندگی ماشینی تألیف مجموعه های «چهل حدیث» در موضوعات مورد نیاز، هنوز از کار آیی بیشتری برخوردار می باشد.
از آنجا که در دوره غیبت توجه به مسأله امامت وآشنایی با ابعاد مختلف معارف امام زمان علیه السلام از اهمیت بسیار مهمی برخوردار است واز طرف دیگر راه شناخت درست این موضوع مراجعه به روایات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وائمه اطهار علیهم السلام است، وبه پاسداشت سال امام علی علیه السلام که از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامی با هدف تبیین هر چه بیشتر معارف ورهنمودهای آن حضرت انجام گرفته است بر آن شدیم تا از طریق بررسی مجموعه فرمایشات حضرت امیر المؤمنین علیه السلام بخشی از آن روایات را که ابعاد مختلف شخصیت حضرت صاحب الزمان علیه السلام ووقایع زندگی وویژگیهای یاران ودوران حکومت آن حضرت را مورد اشاره قرار داده است با ترتیب مناسب به صورت یک مجموعه «چهل حدیث» جهت استفاده علاقمندان تهیه ومنتشر سازیم. امید آن که این تلاش ناچیز در حدّ خود به ترویج فرهنگ انتظار کمک نموده باشد.

پانزده شعبان ۱۴۲۱- پاییز ۱۳۷۹

زمین خالی از حجّت نمی ماند  

در جهان بینی مکتب اهل بیت علیهم السلام انسان بدون امام معصوم، وزمین خالی از حجّت بحق الهی، نخواهد ماند؛ چرا که بدون امام معصوم هدایت وکمال صحیح وشایسته انسانی میسّر نخواهد شد. بعلاوه حفظ نظام هستی به برکت وجود حجت های خداوند است. بر این حقیقت در جای جای روایات رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وائمه اطهار علیهم السلام به شیوه های مختلف تصریح شده است. منتهی گاهی زمینه وشرایط برای حضور علنی وآشکار امام علیه السلام فراهم است در نتیجه او به گونه ای که همه مردم او را می شناسند وبه او دسترسی دارند در میان آنها زندگی می کند، اما در شرایط خاصی به جهت وجود خطرات جانی یا مصالح دیگری که خداوند به آنها عالم تر است مشیّت الهی اقتضاء می نماید که امام علیه السلام پنهان از چشم مردم زندگی کند. در این باره روایات زیادی نقل شده است. جهت آشنایی بیشتر با این موضوع به ذکر دو حدیث از روایات حضرت علی علیه السلام اکتفا می شود.
۱ - عن علی علیه السلام قال: اللّهم انه لابدَّ لارضک من حجّة لک علی خلقک، یهدیهم الی دینک ویعلّمهم علمک لئلا تبطل حجّتک ولا یضلّ أتباع اولیائک بعد اذ هدیتهم به اما ظاهر لیس بالمطاع او مکتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فی حال هدایتهم فانّ علمه وآدابه فی قلوب المؤمنین مثبتة، فهم بها عاملون(۳).
بار خدایا! همواره باید در روی زمین تو حجتی برای بندگانت داشته باشی تا خلق را به دینت راهنمایی کند، وعلم تو را به آنها بیاموزد تا حجّت تو تباه نشود وپیروان اولیاء تو بعد از آنکه آنها را هدایت کرده ای دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] یا ظاهر وآشکار خواهد بود که اطاعت او را نمی کنند ویا از دیده ها نهان خواهد بود که مردم در انتظار او به سر می برند. اگر شخص وجسم او در حال هدایت مردم از آنان غایب باشد علم وآدابش در قلب های عاشقان حق پایدار است وآنها به آن علم وآداب پایبند هستند وبه آن عمل می کنند.
۲ - اللّهم بلی لا تخلو الارض من قائم لِلَّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً وامّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه وبیّناته وکم ذا وأین؟ اولئک واللّهِ الاقلّون عدداً والاعظمون عنداللّه قدراً یحفظُ اللّه بهم حُججه وبیّناته... اولئک خلفاء اللّه فی ارضهِ والدعاةِ الی دینهِ(۴).
... بارخدایا آری! زمین از امامی که قیام بر حق کند خالی نخواهد ماند. او یا آشکار وشناخته شده است یا ترسان وپنهان است تا حجت ها ودلیل های روشن خدا (یعنی اصول واحکام دین وتعالیم انبیاء) از بین نرود. اما اینکه ایشان چند نفرند وکجایند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آنها بسیار کم هستند ولی از جهت منزلت وبلند مرتبه گی در نزد خداوند بسیار بزرگوارند. خداوند به وسیله ایشان حجّت ها ودلیل های روشن خود را حفظ می کند... آنان خلفا ونمایندگان خدا در روی زمین هستند ومردم را به سوی دین واحکام ومقررات او دعوت می کنند...

نَسَب حضرت مهدی علیه السلام  

در لابلای سخنان علی بن ابیطالب علیه السلام روایات زیادی در زمینه معرفی نسب امام زمان علیه السلام به چشم می خورد که به یک بیان مجموعه این قبیل از روایات به سه دسته تقسیم می شوند. در بخشی از آنها او را فرزند خودشان معرفی می کنند، در قسمتی دیگر آن حضرت را از فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام وبالاخره در دسته ای از روایات حضرت مهدی علیه السلام را از اولاد امام حسین علیه السلام معرفی کرده اند.
۳ - عن ابی جعفر محمد بن علی علیه السلام قال: خطب امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام بالکوفة بعد منصرفه من النهروان... فحمد اللّه واثنی علیه وصلیّ علی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وذکر ما انعم اللّه علی نبیّه وعلیه ثم قال:... ومِنْ وُلدی مهدیُّ هذِهِ الاُمّة(۵).
امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام وقتی که از جنگ نهروان به کوفه برگشتند برای مردم خطبه ای خواندند... در آن خطبه نخست خدا را سپاس گفتند ودرود به روان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرستادند ونعمت هایی را که خداوند به رسولش وبر خود آن حضرت عنایت کرده است یکی یکی شمردند سپس در ادامه فرمودند: از جمله نعمت های خداوند بر من آن است که مهدیّ این امّت از فرزندان من است.
۴ - عن زرّ بن حبیش سمع علیّاً [علیه السلام] یقول: المهدیّ رجلٌ منّا مِنْ وُلد فاطمة(۶).
زرّ بن حبیش شنید که علی بن ابیطالب علیه السلام می فرمود: مهدی مردی از ما اهلبیت واز فرزندان حضرت فاطمه زهرا است.
۵ -... عن علی بن موسی الرضا علیه السلام عن ابیه... عن ابیه امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام انه قال: التّاسِعُ مِنْ وُلْدِک یا حُسَیْنُ هُوَ القائِمُ بالحق...(۷).
... حضرت امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارش موسی بن جعفر علیه السلام واو نیز از پدرش... او از امام حسین علیه السلام وآن حضرت از امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت خطاب به امام حسین علیه السلام فرمودند: نهمین فرزند تو ای حسین! قائم بر حقّ (مهدی علیه السلام) است...
۶ - عن ابن العیاش قال: حدثّنی الشیخ الثقة ابوالحسین بن عبدالصمد بن علیّ... عن نوح بن دراج عن یحیی عن الاعمش... انهم کانوا عند علی بن ابیطالب علیه السلام... واذا اقبل الحسین علیه السلام یقول: بأبی انت یا ابا ابن خیرة الاماء. فقیل یا امیر المؤمنین ما بالک؟ تقول هذا للحسن وهذا للحسین علیه السلام؟ ومن ابن خیرة الاماء؟ فقال: ذاک الفقید الطرید الشرید م - ح - م - د بن الحسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین هذا ووضع یده علی رأس الحسین علیه السلام(۸).
ابن عیاش در کتاب مقتضب می گوید: شیخ ابوالحسین بن عبدالصمد بن علی از نوح بن دراج وچند نفر دیگر نقل کرد که آن ها در حضور امیر المؤمنین علیه السلام بودند، وقتی امام حسین علیه السلام وارد شد حضرت به ایشان فرمودند: پدرم به قربان پدر فرزند بهترین کنیزها!
به آن حضرت گفته شد: یا امیر المؤمنین علّت چیست که برای امام حسین علیه السلام این تعابیر را به کار می برید؟ فرزند بهترین کنیزها کیست؟
حضرت علی علیه السلام در جواب فرمودند: او گمشده ای است که از نزدیکان وخویشاوندان ووطن خود دور است، نام او (م - ح - م - د) فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین است؛ در این هنگام دست خود را بر سر مبارک امام حسین علیه السلام نهاده فرمودند: همین حسین علیه السلام.

خاندان مهدی علیه السلام  

امیر المؤمنین علیه السلام در معرفی خاندان حضرت مهدی علیه السلام از تعابیر زیادی استفاده کرده اند وهر یک از آن ها به گوشه ای از واقعیّت دلالت دارند که در مجموع به همراه توصیفات دیگری که از سایر ائمه علیهم السلام نقل شده است به طور کامل شخصیّت امام عصر علیه السلام را به انسان ها می شناسانند. به عنوان مثال در یک جا می فرمایند: آن حضرت از قریش است. در مورد دیگر وی را از بنی هاشم معرفی می کنند. در ضمن یکی دیگر از سخنانشان او را از عترت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می خوانند و... که هر کدام از این عبارات به بُعد خاصّی از شخصیت امام زمان علیه السلام دلالت دارند ودر نتیجه این اختلاف در الفاظ وعبارات با یکدیگر منافاتی ندارند وهمه آن ها اوصاف یک حقیقت نورانی را روشن می کنند.
۷ - عن الحسین بن علی علیه السلام قال: جاء رجل الی امیر المؤمنین علیه السلام فقال له: یا امیر المؤمنین نبئّنا بمهدیکم هذا؟ فقال: اذا درج الدارجون وقلّ المؤمنون وذهب المجلبون فهناک. فقال: یا امیر المؤمنین علیک السلام ممّن الرجل؟ فقال علیه السلام: من بنی هاشم من ذروة طود العرب...(۹).
از حسین بن علی علیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمود: شخصی خدمت علی علیه السلام آمد وبه آن حضرت گفت: ای امیرمؤمنان برای ما از مهدی علیه السلام سخن بگو. علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: هنگامی که رفتنی ها بروند واهل ایمان کم شوند وآشوبگران وجنگ طلبان نابود گردند، در چنین شرایطی او ظهور خواهد کرد. آنگاه همان شخص عرضه داشت یا امیر المؤمنین! درود وسلام بر تو باد، حضرت مهدی علیه السلام از کدام طایفه است؟ حضرت فرمودند: او از بنی هاشم است که بهترین طایفه عرب وقُلّه شرف وجوانمردی به حساب می آید.
۸ -... عن ابن زریر الغافقی، سمع علیاًعلیه السلام یقول هو من عترة النبی صلی الله علیه وآله وسلم(۱۰).
نقل شده است که ابن زریر غافقی شنید که علی بن ابیطالب علیه السلام می فرمایند: مهدی علیه السلام از عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است.
۹ - قال علی بن ابی طالب علیه السلام: هو فتیً من قریش...(۱۱).
علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: او (حضرت مهدی علیه السلام) از قبیله قریش... است.

نام مبارک مهدی علیه السلام  

در مجموعه سخنان حضرت علی علیه السلام با روش های مختلفی از نام مبارک امام زمان علیه السلام یاد می شود. در یک مورد تصریح به نام آن حضرت غیر جایز دانسته شده است. در مورد دیگر از آن با اشاره سخن به میان می آید وبالاخره در مورد دیگر به صراحت نام مخصوص بیان می شود.
۱۰ -... عن جابر بن یزید الجعفی قال: سمعت ابا جعفرعلیه السلام یقول: سأل عمر امیر المؤمنین علیه السلام عن المهدیّ فقال: یا ابن ابی طالب اخبرنی عن المهدیّ ما اسمُهُ؟ قال علیه السلام: امّا اسمُهُ فلا، انّ حبیبی وخلیلی عَهِدَ اِلیَّ ان لا اُحدِّث باسمِهِ حتّی یبعثه اللَّه عزّ وجلّ وهو ممّا استودع اللَّه عزّ وجلّ رسوله فی علمِهِ(۱۲).
جابر بن یزید جعفی می گوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم که می فرمود: روزی عمر بن خطاب به امیر المؤمنین علیه السلام گفت: ای پسر ابوطالب! نام مهدی چیست؟ آنرا برای من بیان کن.
علی علیه السلام فرمود: اسم او را نمی گویم، چون حبیب وخلیل من (رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم) با من عهد کرده است اسم او را برای کسی بیان نکنم تا اینکه خداوند وی را مبعوث وظاهر گرداند واین از اموری است که خداوند عزّ وجلّ علم آن را نزد پیامبرش امانت وودیعه نهاده است.
۱۱ -... عن علی بن ابیطالب علیه السلام قال: المهدیُّ مولِدُهُ بالمدینة من اهل بیت النبیُّ اسمُهُ اسم نبیٍّ...(۱۳).
علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: مهدی در مدینه به دنیا می آید. او از اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است. وهم اسم با یکی از پیامبران است...
در یکی از اشعار منسوب به حضرت علی علیه السلام در این باره آمده است:

فثم یقوم القائم الحق منکم * * * وبالحق یاتیکم وبالحقّ یعمل
سمیُّ نبیّ اللّه نفسی فدائه * * * فلا تخذلوه یا بنیّ وعجّلوا(۱۴)

سپس آن قیام کننده بر حق، از میان شما قیام خواهد کرد. او حق را خواهد آورد وبه آن عمل خواهد کرد.
جانم فدای او که همنام رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم است. ای فرزندان من! به یاری او بشتابید، مبادا او را بی یار ویاور رها سازید.
۱۲ - عن علی علیه السلام قال: اسم المهدیُّ محمّدٌ(۱۵)
حضرت علی علیه السلام فرمود: اسم حضرت مهدی علیه السلام محمد است.

سیمای مهدی علیه السلام  

به خصوصیات جسمانی وویژگیهای بدنی حضرت مهدی علیه السلام در بخشی از روایات حضرت علی علیه السلام اشاره می شود. در یکی از این روایات بطور کلی این ویژگیها بیان شده تا آنجا که می فرماید آن حضرت در خلقت خود شبیه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است، اما در تعدادی دیگر از روایات به توصیف خصوصیات چهره واعضاء بدن امام زمان علیه السلام می پردازد.
حضرت علی علیه السلام در توصیف ویژگیهای جسمی مهدی علیه السلام فرمودند:
۱۳ -... فقال علیه السلام: رجلٌ اجلی الجبین، اقنی الأنف، ضخم البطن، اذیل الفخذین، ابلج الثنایا، بفخذه الیمنی شامة(۱۶).
او مردی است که پیشانی اش گشاد ودرخشان است، بینی او خوش تراش وشکمش نسبتاً بزرگ ورانهایش عریض می باشد. دندان های سفید ودرخشان دارد، ودر ران سمت راست او علامتی هست.

اوصاف مهدی علیه السلام  

در دسته ای از روایات علی بن ابیطالب علیه السلام به اوصاف وویژگی های روحی واخلاقی امام زمان علیه السلام پرداخته می شود که از جمله آنهاست:
۱۴ -... ثم رجع الی صفة المهدی علیه السلام فقال: اوسعکم کهفاً واکثرکم علماً واوصلکم رحماً، اللهم فاجعل بیعته خروجاً من الغمّة واجمع به شمل الامة...(۱۷).
حضرت علی علیه السلام در ادامه یکی از سخنانشان به تبیین صفات حضرت مهدی علیه السلام پرداخته، فرمودند: آستانه او در پناه دهی به بی پناهان از همه آستانه ها وسیع تر، وعلم ودانش آن حضرت از همه زیادتر است واز همه مردم بیشتر به صله ارحام وپیوند با خویشاوندان توجه می نماید. پروردگارا! بیعت او را پایان بخش همه اندوه ها قرار بده وتفرّق وپراکندگی امت اسلامی را به دست با کفایت آن حضرت به یگانگی مبدّل فرما...
۱۵ -... عن اصبغ بن نباته قال: سمعت امیر المؤمنین علیه السلام یقول: صاحب هذا الامر الشریدُ الطریدُ الفرید الوحید(۱۸).
اصبغ بن نباته می گوید: شنیدم که امیر المؤمنین علیه السلام می فرمود: صاحب الامر (مهدی علیه السلام) کسی است که در سرزمین های دور دست ساکن می شود واز میان مردم کناره می گیرد وبه تنهایی زندگی می کند.

غیبت امام زمان علیه السلام  

یکی از پیشامدهای بسیار مهم زندگی حضرت مهدی علیه السلام واقع شدن غیبت می باشد که در دو مرحله انجام گرفته است. اولی بنام غیبت صغری معروف است که از سال (۲۶۰) هجری یعنی از زمان شهادت امام عسکری علیه السلام آغاز شد وتا سال (۳۲۹) هجری ادامه داشت واز این سال به بعد دوره غیبت کبری آغاز می شود که تاکنون نیز ادامه دارد. در رهنمودهای امیر المؤمنین علیه السلام به این موضوع ووقایعی که در این دوره پیش خواهد آمد نیز اشاره شده است. در ضمن روایتی که آن را حضرت عبد العظیم حسنی رحمه الله با سلسله سند از علی بن ابیطالب علیه السلام نقل می کند چنین وارد شده است:
۱۶ -... عن امیر المؤمنین علیه السلام قال: للقائم منّا غیبة امدها طویل کانّی بالشیعة یجولون جولان النّعم فی غیبته یطلبون المرعی فلا یجدونه، ألا فمن ثبت منهم علی دینه ولم یقْسُ قلْبُهُ لطول امد غیبة امامه فهو معی فی درجتی یوم القیامة(۱۹).
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: برای قائم ما غیبتی هست که مدت آن طولانی خواهد شد. شیعیان را در این زمان می بینم که همانند گلّه بی صاحبی که در دشت پراکنده شده باشند به دنبال چرا گاه ومرتع می گردند ولی آن را پیدا نمی کنند [به جستجوی آن حضرت می پردازند ولی او را نمی یابند].
آگاه باشید! در این دوره هر کسی از آنها (شیعیان) در دین وعقیده خود استوار وثابت قدم بماند وقلبش به جهت طولانی شدن غیبت امامش قساوت پیدا نکند، او روز قیامت در نزد من ودر جایگاهی که من هستم خواهد بود.
۱۷ -... عن الاصبغ بن نباته عن امیر المؤمنین علیه السلام انّه ذکر القائم علیه السلام فقال: أما لیَغیبَنَّ حتَّی یقولَ الجاهلُ: ما للَّه فی آلِ محمّدٍ حاجةٌ(۲۰).
از اصبغ بن نباته نقل شده است که امیر المؤمنین علیه السلام روزی حضرت قائم علیه السلام را یاد کردند وفرمودند: آگاه باشید! او غیبتی (طولانی) خواهد داشت به گونه ای که نادانها (به مصالح الهی) بگویند: خداوند را در آل محمدصلی الله علیه وآله وسلم برنامه ای نیست. (یعنی افراد نادان به جهت طولانی شدن دروه غیبت از ظهور آن حضرت مأیوس وناامید خواهند شد).

علت غیبت امام زمان علیه السلام  

برای غیبت امام عصر علیه السلام علت وحکمت های زیادی در مجموعه روایات اهلبیت علیهم السلام ذکر شده است. در روایات امیر المؤمنین علیه السلام حداقل به سه علت اشاره شده است؛ یعنی شناخته شدن اهل هدایت از اهل گمراهی وضلالت، ونداشتن بیعت ظاهری هیچیک از سلاطین، وکوتاهی وناسپاسی وظلم مردم به عنوان فلسفه غیبت بیان گردیده است.
۱۸ - اِنّ القائم منّا اذا قام لم یکن لاحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ولادته ویغیب شخصه(۲۱).
همانا قائم از ما آنگاه که قیام کند بیعت کسی در گردن او نخواهد بود وبه همین خاطر است که تولد او به صورت پنهانی واقع خواهد شد ووجود او از دید ونظر مردم غایب خواهد بود.
۱۹ -... فقال علی علیه السلام... اما واللَّه لَأقتلنَّ انا وابنای هذان ولیبعثنّ اللَّه رجلاً من ولدی فی آخر الزمان یطالب بدمائنا ولیغیبنّ عنهم تمییزاً لاهل الضلالة حتی یقول الجاهل ما للَّه فی آل محمد من حاجة(۲۲). امیر مؤمنان علیه السلام در حالیکه امام حسن علیه السلام وامام حسین علیه السلام حضور داشتند خطاب به مردم فرمودند: ای مردم! آگاه باشید، سوگند به خدا من واین دو فرزندم به قتل خواهیم رسید. آن گاه خداوند شخصی از فرزندان مرا در آخر الزمان ظاهر خواهد کرد تا خون ما را از ستمگران طلب کند. او از دیده مردم غایب خواهد بود تا اهل ظلالت وگمراهی از دیگران شناخته شوند واین غیبت به قدری طولانی خواهد شد که مردمان نادان خواهند گفت: خداوند برنامه ای در آل محمدصلی الله علیه وآله وسلم ندارد.
۲۰ -... ان امیر المؤمنین علیه السلام قال عَلی منبر الکوفة...: واعلموا ان الارض لا تخلو من حجة للَّه ولکن اللَّه سیعمی خلقه منها بظلمهم وجورهم واسرافهم علی انفسهم(۲۳).
... مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: روزی امیر المؤمنین علیه السلام در بالای منبر مسجد کوفه فرمودند:... ای مردم! بدانید زمین هرگز از حجت خدا (امام معصوم) خالی نخواهد ماند. اما خداوند متعال به زودی مردم را به خاطر ظلم وستم وهمینطور اسرافی که درحق خودشان انجام می دهند از دیدن حجت الهی محروم خواهد کرد. [یعنی مردم به جهت اعمال خودشان در آینده از دیدن امام معصوم محروم خواهند شد].

فضیلت انتظار فرج  

همانطور که پیش از این اشاره شد در دوره غیبت امام زمان علیه السلام مشکلات وپیشامدهای سختی بوقوع می پیوندد به گونه ای که اعتقادات بسیاری از مردم در نتیجه این امور متزلزل می شود. جهت جلوگیری از دچار شدن به این قبیل خطرات، هشدارهای زیادی توأم با روشنگریهای لازم در رهنمودهای اهلبیت علیهم السلام داده شده است که به دو نمونه از آنچه در این زمینه در مجموعه روایات علی بن ابیطالب علیه السلام وارد شده است اشاره می گردد.
۲۱ - عن محمد بن مسلم عن ابی عبداللَّه علیه السلام قال:... قال علی علیه السلام:... انتظروا الفرج ولا تیأسوا من روح اللَّه، فانّ احبَّ الاعمال الی اللَّه عزّ وجلّ انتظار الفرج... والمنتظر لأمرنا / بدمه فی سبیل اللَّه(۲۴).
محمد بن مسلم از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت از پدران بزرگوارش وآنها از علی علیه السلام روایت کردند که علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: منتظر فرج [امام زمان علیه السلام] باشید واز عنایت وتوجهات خداوند ناامید نشوید. همانا محبوب ترین کارها در نزد خداوند عزّ وجلّ انتظار فرج [امام زمان علیه السلام] است.
آنگاه در ادامه بیان فضیلت انتظار فرمودند:
کسی که منتظر امر ما (فرج امام زمان علیه السلام) باشد، مانند رزمنده ای است که در راه خداوند به خون خود آغشته شده باشد (اجر وپاداش شهید را دارد).
۲۲ - قال زید بن صوحان العبدی: یا امیر المؤمنین! أی الاعمال احبّ الی اللَّه عزّ وجلّ؟ قال علیه السلام: انتظار الفرج من اعظم الفرج(۲۵).
زید بن صوحان عبدی گفت: یا امیر المؤمنین! کدامیک از اعمال در نزد پروردگار عالم محبوب تر است؟ حضرت فرمودند: انتظار فرج.

احوال مردم آخرالزمان  

شاید بتوان گفت که بیشترین مطالب مربوط به معارف امام زمان علیه السلام که از زبان حضرت علی علیه السلام نقل شده است به تبیین اوضاع آخرالزمان ووقایعی که در آن دوره پیش می آید اختصاص دارد. آن حضرت ضمن تشریح آن پیشامدها چگونگی مقابله با آن ها را نیز بیان می نمایند.
این حوادث شامل مسایل فرهنگی واجتماعی واخلاقی وتربیتی وطبیعی می گردد. از آنجا که کم وبیش خیلی از این ویژگی ها در دوره ما حداقل در بعضی از عرصه ها به چشم می خورد، جهت آشنایی بیشتر وچاره اندیشی مناسب تر به مواردی از آن ها اشاره می شود. بدان امید که موجب تنبه وبیداری مان شده واز طریق آشنا شدن با این امور پیشاپیش تدابیری را اتخاذ کنیم که از عوارض منفی آن ها خود وجامعه مان را در امان نگه داریم.
۲۳ - یأتی علی النّاس زمان لا یُقَرَّبُ فیه الّا الماحِلُ ولا یُظَرَّفُ فیه الّا الفاجِرُ، ولا یُضَعَّفُ فیهِ اِلّا الْمُنْصِفُ، یَعُدّونَ الصَّدَقَة فیه غُرْماً، وصِلةَ الرَّحِمَ مَنّاً، والعبادَةَ اسْتِطالَةً علی النّاسِ! فَعِنْدَ ذلِکَ یکونُ السُّلْطانُ بمشوَرَةِ الاِماءِ وامارة الصبیانِ وتدبیر الخِصیان(۲۶).
روزی خواهد آمد که در آن سخن چین ها مقرّب خواهند شد وافراد بدکار، زیرک خوانده می شوند، افراد با انصاف را ناتوان به حساب می آورند، صدقه وانفاقِ در راه خدا را غرامت پندارند، وصله رحم وآمد وشد با خویشاوندان را با منّت انجام می دهند، وبندگی واطاعت خدا را وسیله فخر فروشی برای مردم قرار می دهند. در چنین زمانی حکومت با مشورت زنان وامارت کودکان وتدبیر خواجه گان انجام می گیرد.
۲۴ - روی اصبغ بن نباته عن امیر المؤمنین علیه السلام قال: سمعته یقول: یظهر فی آخرالزمان واقتراب الساعة وهو شرّ الازمنة نسوة کاشفات عاریات متبرجات، من الدین خارجات، والی الفتن مائلات، والی الشهواتِ واللّذّاتِ مسرعات، للمحرماتِ مستحِلّات، وفی جهنم خالدات(۲۷).
اصبغ بن نباته می گوید: شنیدم که امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: در آخر الزمان که بدترین زمانهاست در موقعی که روز قیامت نزدیک شود زنانی ظاهر می شوند بدون حجاب، در حالی که زینت های آن ها پیداست در انظار عمومی رفت وآمد می کنند، آن ها از دین خارج می گردند (به احکام دینی پایبند نمی باشند) وبه امور فتنه انگیز وارد می شوند وبه سوی شهوات ولذت جویی ها روی می آورند، حرام های خدا را حلال می شمارند. اینگونه از زنان در جهنم خواهند ماند.
۲۵ - وفقهاؤهم یفتون بما یشتهونَ، وقُضاتُهُم یقولونَ ما لا یَعْلمونَ واکثُرهمْ بالزورِ یشهدونَ! من کان عنده دراهم کان موقّراً مرفُوعاً ومن یعلمون انه مقلّ فهو عندهُم موضُوع(۲۸).
فقیهان آخرالزمان طبق آنچه که دلشان بخواهد فتوا می دهند، وقاضی هایشان به چیزی که نمی دانند حکم می کنند وبیشتر آن ها به دروغ شهادت می دهند. کسی که پول دارد در نزد آن ها عزیز ومحترم است، ولی شخصی که بی پول باشد در پیش آن ها زبون وحقیر است.
۲۶ - عن النزال بن سبرة قال خطبنا علیّ بن ابیطالب علیه السلام فحمد اللّه واثنی علیه، ثم قال: سلونی ایها الناس قبل ان تفقدونی ثلاثاً فقام الیه صعصعة بن صوحان، فقال: یا امیر المؤمنین! متی یخرج الدجّال؟... فقال علیه السلام احفظ! فان علامة ذلک اذا امات الناس الصلاة، واضاعوا الامانة واستحلّوا الکذب، واکلوا الربا، واخذوا الرّشا، وشیّدوا البنیان وباعوا الدین بالدنیا واستعملوا السفهاء وشاوروا النساء، وقطعوا الارحام، واتّبعوا الاهواء واستخفّوا بالدماء وکان الحلم ضعفاً، والظلم فخراً...(۲۹).
نزال بن سمره می گوید: علی بن ابیطالب علیه السلام برای ما خطبه ای خواند وخداوند را حمد گفته وستایش کرد، سپس فرمود: قبل از آنکه من از میان شما بروم از من سؤال کنید (این جمله را سه مرتبه تکرار کرد) در این موقع صعصعة بن صوحان از جای خود بلند شد وگفت: یا امیر المؤمنین! دجال در چه زمانی خروج می کند؟
... حضرت فرمود: آنچه را می گویم به خاطر بسپار! دجال وقتی ظهور خواهد کرد که مردم نماز را ترک کنند وامانت را ضایع سازند ودروغ گفتن را مباح شمارند ورباخواری کنند ورشوه بگیرند وساختمان ها را محکم سازند ودین را به دنیا بفروشند وسفیهان را به کار بگمارند وبا زنان مشورت نمایند (در آن مواردی که خارج از عهده آنهاست) وصله ارحام را قطع کنند واز هوی وهوس ها پیروی کنند وخون یکدیگر را ناچیز بشمارند. حلم وبردباری را نشانه وعلامت ضعف وناتوانی بدانند وستم را افتخار به حساب آورند...
۲۷ - عن علی علیه السلام قال: یأتی علی الناسِ زمان همّتُهم بطونهم، وشرفُهُم متاعهم وقبلتهم نساؤهم ودینهم دراهمهم ودنانیرهم، اولئک شرار الخلق، لا خلاق لهم عند اللّه(۳۰).
امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: برای مردم زمانی خواهد آمد که در آن زمان همّت وهدف آن ها شکمشان خواهد بود. شرف واعتبارشان به کالا واموالشان بستگی دارد. قبله آن ها زنانشان ودینشان درهم ودینارشان (پولشان) است. آن ها بدترین مردمند که در نزد خداوند بهره وسهمی برای آن ها نیست.
۲۸ - عن علی علیه السلام قال: یاتی علی الناس زمان لا یتبع فیه العالم ولا یستحیی فیه من الحلیم ولا یوقّر فیه الکبیر ولا یُرحَمُ فیه الصغیر یقتل بعضهم بعضاً...(۳۱).
علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: برای مردم زمانی می آید که در آن زمان از عالم پیروی نمی شود واز افراد صبور وبا حلم حیا نمی کنند (او هر اندازه در مقابل بدی مردم حلم نشان می دهد آن ها حیا نمی کنند) در آن دوره بزرگ را گرامی نمی دارند وبه کوچک رحم نمی کنند. بعضی از مردم بعض دیگر را به قتل می رسانند... (مردم همدیگر را بدون دلیل می کشند)
۲۹ - عن عاصم بن ضمرة عن علی علیه السلام انه قال: لتملانّ الارض ظلما وجوراً حتی لا یَقُولَ اَحَد اللّه الاّ مستخفیاً، ثم یاتی اللّه بقومٍ صالحین یملَؤُونها قِسطاً وعدلاً کما مُلِئَتْ ظلماً وجوراً(۳۲).
عاصم بن ضمره از حضرت علی علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: [در آخر الزمان] زمین پر از ظلم وستم خواهد شد به گونه ای که حتی یک نفر لفظ «اللّه» را بر زبان جاری نخواهد کرد مگر در نهان، بعد از این دوره است که خداوند مردم صالحی را خواهد آورد که زمین را پر از عدل وداد کنند همان گونه که پیش از آن پر از ظلم وستم شده است.
۳۰ - ان بین یدی القائم علیه السلام سنین خدّاعة یُکَذَّبُ فیها الصادق ویصدّق فیها الکاذِبُ ویُقَرّبُ فیها الماحِلُ وینطق فیها الرُّویَبْضَةُ قلت وما الرُّویَبْضَةُ وما الماحِلُ؟ قال: او ما تقرؤون القرآن قوله «و هو شدیدُ المِحال» قال: یُریدُ المکر، فقلتُ وما الماحِلُ؟ قال: یرید المکّارَ(۳۳).
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: قبل از قیام قائم سال های پر خدعه ونیرنگی در پیش است، در این سال ها راستگویان دروغگو شمرده می شوند در عوض دروغگویان راستگو شناخته می شوند، در این سال ماحل تقرب پیدا می کند و«رویبضة» در سخن گفتن پیشقدم می گردد.
راوی می گوید: عرض کردم «ماحل» و«رویبضه» به چه کسانی گفته می شود؟ حضرت فرمودند: مگر در قرآن نخوانده ای که خداوند می فرماید: «و هو شدید المحال» قال علیه السلام: یرید المکر فرمودند: منظور از «ماحل» آدم مکاری است که به وسیله مکر زیاد مردم را به خود متوجه می کند.
تذکر: در این روایت رویبضة معنی نشده است در جای دیگر به مناسبتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند:
«رویبضة الرجلُ التّافِهُ ینطقُ فی امر العامّةِ»
یعنی مرد حقیر وبی شخصیتی که علیرغم عدم شایستگی، در امور عامّه مردم دخالت می کند وبه جای آن ها اظهار نظر می نماید.

نشانه های ظهور مهدی علیه السلام  

در روایات، برای ظهور امام زمان علیه السلام نه تنها وقت خاصی تعیین نشده بلکه از تعیین کردن وقت برای آن منع شده است. ولی در عین حال برای آن علائم ونشانه هایی ذکر شده که مردم می توانند از طریق آن علامت ها، نزدیکی وقت ظهور را تشخیص دهند. این نشانه ها به چند قسم تقسیم می شوند: علائم حتمی وغیر حتمی، علائم سال ظهور وعلائم سالهای دورتر، علائم اجتماعی واخلاقی وطبیعی و... از میان مجموعه روایاتی که از حضرت علی علیه السلام در این باره نقل شده است به ذکر دو مورد اکتفا می شود:
۳۱ -... عن ابی رومان، عن علی علیه السلام قال: اِذا نادی منادٍ من السماء، ان الحقّ فی آل محمّدٍ فعند ذلک یظهر المهدیُّ علی أَفواهِ النّاس، ویشربون ذکره فلا یکون لهم ذکرٌ غیرُهُ(۳۴).
ابی رومان از علی بن ابیطالب علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: وقتی که منادی از آسمان ندا دهد که به تحقیق حق با آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم است. در این ایام نام حضرت مهدی علیه السلام بر سر زبان ها می افتد وجهان مالامال از نام آن حضرت می شود به گونه ای که از غیر او ذکری به میان نمی آید.
۳۲ - عن الصادق علیه السلام عن آبائه علیهم السلام ان علیّاً علیه السلام قال: اذا وَقَعَت النارُ فی حجازکم وجری الماء فی نجفکم فَتَوَقَّعوا ظُهورَ قائِمکُمْ(۳۵).
امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش علیهم السلام وآنها از علی بن ابیطالب علیه السلام روایت می کنند که آن حضرت فرمودند: آنگاه که آتش در حجاز شعله ور شود وسیل در نجف جاری گردد منتظر ظهور قائم علیه السلام باشید.

یاران مهدی علیه السلام  

درباره اوصاف یاران امام زمان علیه السلام وتعداد آنها وشهرهایشان ورابطه آنان با امام علیه السلام وچگونگی بیعت وتبعیّت شان از آن حضرت، روایات زیادی وارد شده است. در این زمینه از علی بن ابیطالب علیه السلام چنین آمده است:
۳۳ - عن حکیم بن سعد عن امیر المؤمنین علیه السلام قال: اصحاب المهدیّ شبابٌ لا کهول فیهم الّا مثل کحل العین والملح فی الزاد واقل الزاد الملح(۳۶).
حکیم بن سعد از امیر المؤمنین علیه السلام روایت می کند که آن حضرت فرمودند: یاران مهدی علیه السلام همه جوان هستند، در میان آنها پیرمرد یافت نمی شود مگر به اندازه سرمه در چشم ونمک در طعام، وهمانطور که بر همگان معلوم است کمترین قسمت غذا را نمک تشکیل می دهد.
۳۴ - قال امیر المؤمنین علیه السلام:... ثم اذا قام تجتمع الیه اصحابه علی عدّة اهل بدر واصحاب طالوت وهم ثلثمأة وثلاثة عشر رجلاً، کلّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحدید لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرّواسی لازالوها عن مواضعها فهم الذین وحّدوا اللَّه به حق توحیده، لهم باللیل اصوات کاصوات الثواکل خوفاً من خشیة اللَّه تعالی، قوّام اللیل، صوّام النهار، وکانّما ربّاهم أبٌ واحدةٌ قلوبهم مجتمعة بالمحبة والنصیحة...(۳۷).
امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید:... چون قیام کند جمع می شوند به سوی او یارانش که به شماره اصحاب بدر واصحاب طالوتند وایشان سیصد وسیزده نفرند. همه آنها شیرانی هستند که از کمینگاه های خود بیرون آیند مانند پاره های آهن، اگر ایشان اراده کنند که کوه های سخت را از جا بِکَنند هر آینه آنها را از جاهای خود می کَنند. پس ایشانند کسانی که خدا را به وسیله مهدی بیگانگی پرستش می کنند. برای ایشان در شبها، صداهایی مانند صداهای زنهای جوان مرده از ترس خدا است نماز گذارندگانند در شبها وروزه دارانند در روز، گویا یک پدر ویک مادر آنها را تربیت کرده اند. دلهاشان در دوستی کردن به همدیگر وپند دادن به یکدیگر با هم جمع ویکی است.

حکومت حضرت مهدی علیه السلام  

به اعتقاد شیعه، امام زمان علیه السلام از طریق تشکیل یک حکومت جهانی بر اساس تعالیم عالیه اسلام تمام نارسایی ها را از سرتاسر عالم برطرف خواهد کرد وعدل وداد را در روی زمین مستقر خواهد ساخت. در سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وهر یک از ائمه اطهارعلیهم السلام درباره ویژگی های حکومت حضرت مهدی علیه السلام وکارهایی که در آن دوره انجام خواهد یافت مطالب زیادی به چشم می خورد که مجموعه آنها تصویر بسیار روشنی از یک حکومت اسلامی کامل را نشان می دهند. در اینجا به عنوان نمونه به بعضی از روایاتی که در این زمینه از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است اشاره می گردد:
۳۵ - حدثنا عبداللّه بن مروان،... عن علی علیه السلام قال: یلی المهدیُّ امرَ النّاسِ ثلاثین سنة او اربعین سنة...(۳۸).
عبداللّه بن مروان روایت کرده است که علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: حضرت مهدی علیه السلام سی یا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت.
۳۶ - یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهُدی علی الهوی ویَعْطِفُ الرأیَ علی القرآنِ اذا عطفوا القرآنَ علی الرّأیِ... فَیُریکُمْ کیف عدلُ السیرةِ، ویُحییِ مَیِّتَ الکتابِ والسّنةِ...(۳۹).
[امام زمان علیه السلام وقتی که ظهور کند] هواهای نفسانی را به هدایت ورستگاری برمی گرداند در آن روزگاری که مردم هدایت الهی را به متابعت هواهای نفسانی درآورده باشند. آراء واندیشه های مردم را تابع قرآن می کند در آن روزگاری که آن ها قرآن را تابع آراء واندیشه های خود کرده اند... او به شما نشان خواهد داد که عدالت در کشورداری چگونه است. هم چنین او تعالیم فراموش شده قرآن وسنّت را زنده خواهد ساخت...
۳۷ - قال امیر المؤمنین علیه السلام:... فلا یترک عبداً مسلماً الّا اشتراه واعتقه، ولا غارماً الّا قضی دینه، ولا مظلمةً لِاَحَدٍ من النّاس الّا ردّها، ولا یُقْتَلُ منهم عبدٌ الّا ادّی ثمنه... ولایُقتَلُ قتیلٌ الا قضی عنه دینهُ، واَلْحَقَ عیالَهُ فی العطاء حتی یملأ الارض قسطاً وعدلاً کما مُلِئَتْ ظلماً وجوراً وعدواناً...(۴۰).
امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:... حضرت مهدی علیه السلام برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اینکه آن را خریده وآزاد خواهد ساخت وبدهکاری نخواهد ماند مگر آنکه بدهی او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه وحقی به گردن وذمه هر کس که باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. کسی کشته نمی شود مگر اینکه دیه آن را خواهد پرداخت. هیچ کسی کشته نخواهد شد مگر اینکه بدهی های او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود وخانواده اش را همانند سایر افراد جامعه اداره خواهد کرد تا زمین را از عدل وداد پر کند به همان صورتی که پیش از آن از ظلم وبیداد پر شده باشد...
۳۸ - قال علی علیه السلام:... لو قد قام قائمنا لَذَهبَتِ الشحناء من قلوب العباد واصطلحتْ السباع والبهائم حتی تمشی المرأة بین العراق الی الشام... علی رأسها زینتها لا یهیجُها سبعٌ ولا تخافه...(۴۱).
امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید:... آنگاه که قائم ما اهلبیت علیه السلام قیام کند کینه ها از دل ها بیرون خواهد رفت حتی حیوانات درنده ووحشی نیز با هم سازگار خواهند شد وبه یکدیگر ضرر نخواهند رساند، در آن روزگار به اندازه ای امنیّت زیاد خواهد بود که یک زن در حالی که همه زینت وزیور آلاتش همراه اوست از عراق تا شام را بدون ترس ودلهره به تنهایی خواهد پیمود.

حضرت مهدی علیه السلام در قرآن  

در آیات قرآن کریم به صراحت نامی از امام زمان علیه السلام به میان نیامده است، ولی از آنجا که ائمه اطهارعلیهم السلام مفسران حقیقی قرآنند در تفسیر بسیاری از آیات، آنها را به مسأله مهدویّت ومعارف امام زمان علیه السلام تطبیق وتفسیر نموده اند. از جمله آیاتی که آنها را حضرت علی علیه السلام مربوط به امام زمان علیه السلام دانسته اند این دو آیه است:
۳۹ - عن امیر المؤمنین علیه السلام قال: النُورُ القرآن، والنور اسمٌ من اسماء اللَّه تعالی... قال اللَّه تعالی فی سورة النور: «اللّه نور السماواتِ والارضِ مَثَلُ نورهِ کمشکاةٍ فیها مصباح المصباح فی زجاجةٍ الزجاجة کانها کوکب درّیٌ...»(۴۲) فالمشکاةُ رسول اللّه صلی الله علیه وآله وسلم والمصباحُ الوصیُّ، والاوصیاءُ علیهمُ السلامُ والزجاجةُ فاطمةُ، والشجرة المبارکة رسول اللّه صلی الله علیه وآله وسلم والکوکب الدُّری القائم المنتظر الذی یملأ الارضَ عدلاً(۴۳).
امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: نور همان قرآن است. ونور اسمی از اسم های خداوند تبارک وتعالی نیز هست. خداوند عزّ وجلّ در سوره نور می فرمایند: «خدا نور آسمان ها وزمین است، نور او همانند مشکاتی است که درآن چراغی باشد وآن چراغ در میان شیشه ای که تلألؤ آن همچون ستاره ای است درخشان وروشن از درخت مبارک زیتون...».
آن گاه فرمودند: مشکات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است ومصباح وصی واوصیاء هستند، منظور از زجاجه حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است، ومراد از کوکب دُرّی حضرت قائم المنتظر علیه السلام است. کسی که زمین را پر از عدل وداد می کند.
۴۰ - [قال] امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام: المستضعفون فی الارض، المذکورون فی الکتاب(۴۴) الذین یجعلهم اللَّه ائمّة، نحن اهل البیت؛ یبعث اللَّه مهدیّهم فیعزّهم ویذلّ عدوّهم(۴۵).
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: مستضعفان در زمین که در قرآن یاد شده اند وخداوند وعده داده است آنها را پیشوایان مردم قرار دهد، ما اهل بیت هستیم وخداوند، مهدی ما اهل بیت علیهم السلام را [در آخر الزمان] بر می انگیزاند تا آنها را عزیز ودشمنانشان را خوار وذلیل کند.

پاورقی:

-----------------

(۱) خصال، ج ۲، ص ۵۴۱، ح ۱۵.
(۲) در مورد معنای حفظ حدیث نظرات زیادی ابراز شده است که از جمله آنهاست:
- به ذهن سپردن.
- محافظت ونگهبانی از احادیث تا از بین نروند خواه از طریق به ذهن سپردن یا نوشتن یا نقل کردن برای دیگران با هر وسیله ممکن...؛ به یکی از وجوه شش گانه که علمای حدیث می گویند یعنی شنیدن از استاد، خواندن بر استاد، شنیدن از دیگری در حال خواندن آن بر استاد، با اجازه استاد آن را نقل کردن، و... (اربعین شیخ بهایی، ص ۶۵ و۶۶).
(۳) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۰۲، ح ۱۱.
(۴) نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۱۳۹، ص ۱۱۵۸.
(۵) معانی الاخبار، ج ۱، ص ۱۳۸، باب ۲۸، ح ۹ ط دار الکتب الاسلامیه؛ بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۴۵.
(۶) ملاحم ابن طاووس، ص ۱۷۵، ح ۲۰۳؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۵۹۱، ح ۳۹۶۷۵.
(۷) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۰۴؛ اثباةالهداة، ج ۶، ص ۳۹۵.
(۸) بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۰ و۱۱۱.
(۹) بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۵.
(۱۰) فتن ابن حماد، ۲۶۴، ح ۱۰۴۳، ط دار الکتب العلمیة،؛ ملاحم ابن طاووس، ص ۳۲۰، ح ۴۵۹، ط مؤسسه صاحب الأمر علیه السلام.
(۱۱) ملاحم ابن طاووس، ص ۱۵۵، ح ۱۹۳.
(۱۲) کمال الدین، ج ۲، باب ۵۶، ص ۶۴۸.
(۱۳) عقدالدرر، ص ۶۴؛ عرف السیوطی، الحاوی، ج ۲، ص ۷۳.
(۱۴) بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۲.
(۱۵) برهان المتقی، ص ۱۰۱، ح ۸.
(۱۶) منتخب الاثر، ص ۱۵۱، ح ۳۰.
(۱۷) غیبة نعمانی، ص ۲۱۲ - ۲۱۴؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۵.
(۱۸) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۰۳؛ اثباة الهداة، ج ۳، ص ۵۷۱.
(۱۹) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۰۳، ح ۱۴.
(۲۰) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۰۲، ح ۹.
(۲۱) بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۰۹ و۱۱۰ ح ۱.
(۲۲) غیبت نعمانی، ص ۱۴۰ و۱۴۱.
(۲۳) بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۲ و۱۱۳، ح ۸.
(۲۴) الخصال، ج ۲، ص ۷۴۰، (حدیث اربعمأة)، ط انتشارات علمیه اسلامیه.
(۲۵) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۲۶) نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۹۸، ص ۱۱۳۲.
(۲۷) منتخب الاثر، ص ۴۲۶، ح ۴، ط مکتبة الصدر.
(۲۸) بشارة الاسلام، ص ۸۰، ط دار الکتب الاسلامی؛ الزام الناصب، ص ۱۸۵، ط مؤسسه مطبوعاتی حق بین، با کمی اختلاف، به نقل از روزگار رهایی.
(۲۹) بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۲ و۱۹۳.
(۳۰) کنزالعمال، ج ۱۱، ص ۱۹۲، ح ۳۱۱۸۶.
(۳۱) کنزالعمال، ج ۱۱، ص ۱۹۲، ۳۱۱۸۷.
(۳۲) بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۱۷؛ منتخب الاثر، ص ۴۸۴.
(۳۳) غیبت نعمانی، ص ۲۷۸.
(۳۴) منتخب الاثر، ص ۱۶۳ و۴۴۳؛ ملاحم ابن طاووس، ص ۱۲۹، ح ۱۳۶.
(۳۵) اثباة الهداة، ج ۳، ص ۵۷۸.
(۳۶) بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۳، ح ۶۳.
(۳۷) نوائب الدّهور فی علائم الظهور، ج ۲، ص ۱۱۴، ط کتابخانه صدوق.
(۳۸) کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۵۹۱، ح ۳۹۶۷۶؛ منتخب الاثر، ص ۴۸۷.
(۳۹) نهج البلاغه فیض الاسلام، خ ۱۳۸، ص ۴۲۴ و۴۲۵.
(۴۰) بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۴ و۲۲۵.
(۴۱) بشارة الاسلام ص ۲۳۶.
(۴۲) سوره نور، آیه ۳۵.
(۴۳) معجم احادیث المهدی علیه السلام، ج ۵، ص ۲۷۴، ح ۱۶۹۹.
(۴۴) اشاره به آیه «و نرید انّ نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین؛ وخواستیم بر کسانی که در آن سرزمین مستضعف واقع شده بودند منت نهیم وآنان را پیشوایان [مردم] گردانیم وایشان را وارث [زمین] کنیم». (سوره قصص، آیه ۵).
(۴۵) منتخب الانوار المضیئة، سید بهاء الدین علی النیلی النجفی، ص ۳۰.

http://bayanbox.ir/view/2669580826795541742/1-75563.png

اربعینیات درباره مهدی موعود

محمدرضا زادهوش

 

یکی از سنتهای پسندیده و خدمتهای شایسته ای که از دیر زمان برآمدن خورشید جهانتاب اسلام تاکنون در میان محدّثان با درایت و عالمان شریعت و سالکان طریقت، به کثرت معمول بوده و مشتاقانه رواج پیدا نموده است؛ اهتمام به تألیف آثاری با عناوینی همچون اربعین، اربعون حدیثا، اربعون کلمه، الاربعین عن الاربعین من الاربعین و گرد آوردن دفاتر معرفت و برگهای زرّینی در قالب چهل حدیث با ویژگیهای مشترک، یا یکسان، یا درباره یک موضوع و یا موضوعات گوناگون است.
فراوانی و شمارگان اربعینیات
با مراجعه به فهرست نسخه های خطّی منتشر شده از کتابخانه های ایران و جهان و تأمّل در آمار کتابهای چاپی امروز به آثار پُرشماری از این دست برمی خوریم؛ چنانکه تنها در ذریعه از هفتاد و شش اربعین1 و در فهرست کتابهای حدیثی دارالکتب ظاهریه دمشق از چهل و شش اربعین و در جلد نخست فهرست نسخه های خطّی دارالکتب مصر از صد و چهل اربعین و در جلد دوم از پانزده عنوان اربعین سخن به میان آمده است تا آنجا که مجموع عناوین نگارشهای چهل حدیثی را تا هزار هم گفته اند.2
ریشه ها و انگیزه ها
چهل حدیثها با هر نیت و یا انگیزه ای که پدید آمده باشد بخش پُر ارج و قابل توجهی از منابع حدیثی مسلمانان را به خود اختصاص داده است.3
اما گویی سبب اصلی پرداختن به آن، وجود و نمود توصیه به «حفظ» چهل حدیث از سوی پیامبر اکرم(ص) باشد که فرمود:
«مَن حَفِظ مِن أمّتی أربعین حدیثا ـ ممّا یحتاجون مِن أمر دینهم ـ بعثه اللّه فی یوم القیامة فقیها عالما.
از امّت من هر آنکه چهل حدیث پیرامون آنچه در امر دین بدانها نیازمند است به حافظه سپارد، خداوند نیز وی را در روز رستخیز در شمار دانشمندان و دین پژوهان برخواهد انگیخت.
این روایت ـ که در زمره احادیث مشهور4 وارد شده و بعدها نیز به تواتر5 آن از طریق شیعه6 و سنّی7 حکم داده شد ـ آنچنان موجب رونق کار و بار اربعین نگاری شد که حتّی عالِمانی همانند شرف الدین نووی و ملاّ اسماعیل خواجویی، از جمله گواهی دهندگان به ضعف سند این حدیث8، خود دست به جمع آوری و نگارش چهل حدیث بردند.
روشن است که مدتها پس از این، به علت وجود روایتهایی که در مضمون و الفاظ، تفاوتها و شباهتهایی با حدیث حاضر داشت و از دیگر ضبط های آن به جای «من حفظ»: من حمل، من کتب، من نقل؛ به جای «دینهم»: دینها؛ به جای «عالما فقیها»: فی زمرة الفقهاء والعلماء، و کنت له یوم القیامة شافعا و شهیدا، ادخل من أیّ باب الجنّة شئت، کتب فی زمرة العلماء و حُشر فی زمرة الشهداء بود، علمای حدیث در معنا کردن آن اختلافهای فراوان نمودند و در تأویل آن به احادیث دیگر روی آوردند.
ولی آنچه مسلم می نماید تأکید یکسان همگی اینگونه احادیث بر عدد «چهل»9 و ترویج و نشر پیام شریعت و نگاهداری آن از نابودی در قالب چهل آوای خواندنی با کتابت است10 و در یاد سپردنی که مراتب از بر خواندن، شناخت مفاهیم، عمل به آن، کوشش در عدم تحریف، تحمل و ضبط حدیث، بنا بر ضوابط علم درایه را شامل می شود.11
نخستین چهل حدیث
در هر دانشی توجه به دانستن نخستین روی آورندگان به آن و قلمزنان درباره آن شاید به خاطر گفته «الفضل للمتقدم» نه تنها بی فایده نیست که از دیرباز بشر را به کنجکاوی واداشته است. درباره اولین چهل حدیثی که فراهم آمد هر چند که باید به کتابخانه ها و فهرستهای هر یک مراجعه نمود ولی نتیجه به دست آمده نیز چندان مورد اعتماد نخواهد بود؛ چه، امکان بازماندن نسخه ای از ورود به کتابخانه ها و یا درج در فهرستها و یا از میان رفتن آن ناممکن نیست.
به هر روی و با آنکه شیعیان و بسیاری دیگر آغاز نهضت شکوهمند اربعین نگاری را از زمان حیات رسول خدا(ص) دانسته و عبداللّه بن مبارک مروزی (متوفای 181ق) را به عنوان یکی از پایه گذاران اصلی این مجموعه ها شناسانده اند12؛ نخستین نسخه های اربعین حدیث ـ براساس اطلاعات موجود از نسخه های موجود ـ را می توان در اربعین13 ابوالحسن محمد بن اسلم بن سالم کندی طوسی (متوفای 242ق) از ثقات محدثان خراسان و اربعین حافظ ابوالحسن مؤیّد بن محمد بن علی قرشی طوسی (متوفای 242ق) از پیشوایان محدثان سراغ گرفت. هر دو نسخه در دارالکتب ظاهریه موجود است و از آن رو که بدون تاریخ نگارش هستند و با توجه به تاریخ درگذشت نویسندگان آنها، باید هر دو را ـ با هم ـ به عنوان نخستینها معرفی و ثبت نمود.14
شیوه نامه های فراهم آوری چهل حدیث
چهل حدیثهای آغازین هدفی جز جمع آوری «چهل» حدیث و شرح و توضیح کلمات و ترکیبات مشکل نداشت، ولی بعدها فراهم آورندگان این آثار ـ بنابر ذوق و شیوه بینش دینی ـ هر یک در گزینش روایات، شیوه هایی اختیار کردند و جانب خاصی را در نظر گرفتند و به موضوعات و مباحث ویژه ای توجه نشان دادند؛ چنانکه جمعی در اصول و فروع و احکام دین، عده ای در جهاد، برخی در ادب، بعضی در مواعظ و خطب، و گروهی در زهد15 اربعینهایی نگاشتند.
اربعون حدیثا من اربعین کتابا لاربعین اماما عن اربعین شیخا متصلین باربعین صحابیا16 و اربعین من مدن الکبار عن اربعین صحابیا لاربعین تابعیا17 از نمونه های موفق زمانه خویش بودند و پس از آن، ابن عساکر چهل حدیث از چهل شیخ از چهل شهر مختلف شنید و سپس آنها را در دو جزء به رشته تحریر کشید.18 عافقی از راویان چهل قبیله و رهاوی از راویان چهل شهر به گردآوری چهل حدیث پرداختند.19 ابن زهره پیرامون حقوق برادران دینی، محمد مهدی تنکابنی درباره متعه، جعفر بن محمد تهرانی در مسح دو پا و دلدار علی هندی در موضوع فضیلت دانش، چهل حدیث گرد آوردند. عبدالرحمان بن احمد بن حسین خُزاعی الاربعون فی فضائل علیٍ امیرالمؤمنین را پرداخت.20
برخی محدثان، موضوعی خاص را انتخاب کرده و چهل حدیث از چهارده معصوم(ع) درباره آن آوردند. گروهی به تنوع در احادیث گراییدند و یا چهارده چهل حدیث نگاشتند و یا با انتخاب چهل موضوع، برای هر موضوع چهل حدیث نگاشتند.
عده ای مضمون چهل حدیث را در ابیاتی به نظم کشیدند. دسته ای از فقیهان که آهنگ پدید آوردن کتابی فقهی داشتند آن را در قالب چهل حدیث عرضه نمودند تا علاوه بر وظیفه علمی، مصداق روایت مذکور نیز شده باشند. بسیاری کتاب اربعینشان را به روایاتی در فضل و فضیلت، فضائل و مناقب و اثبات خلافت و امامت خاندان پیامبر(ص) اختصاص دادند، به صورتی که تنها در فضائل امیر مؤمنان بیش از هفتاد اربعین به دست ما رسیده است.21
از میان این تعداد چشمگیر می توان به اسعد بن ابراهیم بن حسن حلّی اشاره کرد. وی به نگارش اربعون حدیثا فی الفضائل والمناقب پرداخت و دلیل آن را گفته شافعی و احمد بن حنبل دانست.
گفتار احمد بن حنبل براساس الهامی از جانب رسول خدا(ص) در خواب بود که:
من امتم را به چهل حدیث راجع به سنت فرمان دادم؛ آیا فضائل اهل بیتم در شمار سنت نیست؟22
اربعینیات درباره امام مهدی(ع)
در میان بازار گرم و پویای جمع چهل حدیث، دانشوران شیعه و اهل سنت بسیاری از چهل حدیثهای خود را به سخنان، گفته ها، فضائل و مناقب بی شمار امام غائب اختصاص داده و به عنوان یکی از عمده ترین و بارزترین مسائل دینی مورد نیاز مردم بدان نگریسته اند. آنان به دلیل مقید بودن به عدد «چهل»، تنها به گوشه هایی بسیار محدود از احادیث، سخنان، فضائل، شؤون و مقامات امام زمان(عج) اشارت کرده ولی در عوض با گزیده گویی و ایجاز درخشان، آثار دایرة المعارف گونه ای را پدید آورده اند. در این مجال می توان ـ برای نخستین بار ـ به فهرستی توصیفی از اینگونه اربعینیات به ترتیب تاریخی چنین اشاره نمود:
1 ـ الاربعون حدیثا فی امر المهدی:23 ابو نعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی (334-430ق)؛ مجموعه ای از چهل حدیث با سلسله اسناد خود از رسول اکرم(ص) که کهن ترین اربعین درباره امام زمان(عج) به شمار می رود.
متن آن با حذف سند در اعیان الشیعه24 از سید محسن امین عاملی، بحارالانوار25 از محمد باقر مجلسی، حجت بالغه از سید عبدالحجت بلاغی، عرف الوردی فی اخبار المهدی26 از جلال الدین سیوطی، غایة المرام از سید هاشم بحرانی27، حدیقة الشیعة28 از مقدس اردبیلی، کشف الغمة29 از علی بن عیسی اربلی و نامه دانشوران ناصری30 درج، و نقل ها و آگاهی هایی از آن در کشف المخفی فی اخبار المهدی از یحیی بن حسن بطریق31، اربعین ماحوزی32 و احقاق الحق33 ذکر شده است.
رساله مورد بحث را نباید با نگارش دیگر ابونعیم با نام ذکر المهدی و نعوته و حقیقة مخرجه و ثبوته و یا نعوت المهدی و خروجه و ما یکون فی زمانه و مدته شامل چهل و نه روایت از پیامبر(ص) و صد و هفت روایت دیگر درباره امام مهدی ـ که ابن طاووس از آن گزارشی ارائه نموده است34 ـ یکی دانست.35
اربعون حدیثا فی أمر المهدی در قرن ششم در حوزه علمیه ابوعلی صدفی در شهر «مُرسیه» به عنوان کتاب درسی تدریس می شده و از جمله حافظ عیاض بن موسی یحصبی در 32 سالگی به سال 508 ق. آن را نزد ابوعلی صدفی خوانده است.36.
نسخه ها: 1. کتابخانه سید محمد صادق آل بحرالعلوم در نجف، به کتابت همو؛ 2. کتابخانه ای شخصی در قم؛ 3. کتابخانه علی قلی میرزا در تهران؛ 4. کتابخانه فخرالدین نصیری در تهران، کتابت فخرالدین، پایان کتابت در 18 رجب سال 838 ق.37؛ 5. کتابخانه مرحوم ملک زاده.38
1-1. ترجمه أربعون حدیثا فی أمر المهدی، ابونُعیم، مترجم: ابوالحسن علی بن حسن زواره ای (م947ق).
این ترجمه در ضمن ترجمه کشف الغمه، مسمّی به ترجمة المناقب درج شده و نسخه هایی از آن در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی و کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.
1-2. ترجمه أربعون حدیثا فی أمر المهدی، ابونُعیم، مترجم: میرزا محمد ملک الکتاب.
به همراه اکسیرالتواریخ، بمبئی، 1308ق چاپ شده است.
1-3. دیگر ترجمه های أربعون حدیثا فی أمر المهدی، ابونُعیم، از آنجا که این اربعین در کتابهای دیگری که ذکر آنها گذشت درج شده است پس به عنوان مثال ترجمه آن را می توان در جلد هفتم نامه دانشوران ناصری، حدیقة الشیعة، ترجمه های بحارالانوار و همگی ترجمه های کشف الغمّة یافت.
1-4. حجّت بالغه در ترجمه و شرح أربعون حدیثا فی المهدی از ابونُعیم، سیّد عبدالحجّت بلاغی (متوفای 1397ق)، چاپخانه خواجه، 1383ق، 268ص، وزیری.
2. الاربعون فی ذکر المهدی من آل محمد، حافظ ابوالعلاء حسن بن احمد عطار همدانی مُقری (488-569 ق).
ابن ابی الرضا در الاجازة الکبیرة39 از آن یاد نموده و نقلهایی از آن در ذخائرالعقبی فی مناقب ذوی القربی40 از محبّ الدین طبری (متوفای 694ق.) و فرائد السمطین41 از ابراهیم بن محمد جوینی (متوفای 730ق.) آمده و حسن بن ابی الحسن دیلمی در قواعد عقائد آل محمد از آن اقتباس نموده است.
3. اربعون حدیثا فی المهدی، سراج الدین محدث بغدادی قزوینی (قرن ششم).
سید حیدر آملی در جامع الاسرار42 از آن یاد کرده است.43
4. کفایة المهتدی فی معرفة المهدی، سیّد محمّد میرلوحی اصفهانی44 (زنده در 1085ق)45. ترجمه، تفسیر و شرح چهل حدیث از کتاب اثبات الرجعه نوشته فضل بن شاذان (متوفای 260ق.).
ارزشهای کفایة المهتدی را که توسط علی اکبر مهدی پور در دست تصحیح است ظاهرا باید در استفاده از منابعی که هم اکنون مفقود شده اند همچون کتب فضل بن شاذان و فرج الکبیر محمد طرابلسی جستجو نمود.
نسخه ها:

1. کتابخانه الزهراء، بدون شماره، با تصحیح و مهر مؤلف،

2. کتابخانه مجلس شورای اسلامی، شماره 833، 126 برگ، به خط مؤلف46؛

3. کتابخانه میرزاحسین نوری؛

4. کتابخانه سید آقا بن سید اسداللّه بن سید حجة الاسلام اصفهانی، کتابت محمد مؤمن بن عبدالجواد در 7 ربیع الثانی 1085ق؛

5. کتابخانه وزیری یزد، شماره 512، کاتب اسماعیل بن شاه قلی در 1106ق، 129 برگ.

4-1. گزیده کفایة المهتدی، سید محمد میرلوحی، تلخیص توسط یکی از شاگردان میرلوحی.
نسخه: کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، شماره 1122.

4-2. گزیده کفایة المهتدی، سیدمحمد میرلوحی، تلخیص توسط گروه محققان، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول 1373ش، بیست و هفت + 364ص، رقعی.
شیوه نامه محققان این اثر در گزینش مطالب، حذف ایرادها و اعتراضهای میرلوحی بر علامه مجلسی و باقی گذاردن دیگر مطالب بوده است که البته در مقدمه از ذکر این شیوه گزینش خودداری نموده اند.

5. کشف الحق (الاربعین)، میر محمد صادق خاتون آبادی (متوفای 1272ق.)، اصفهان، [چاپ اول [1373ق، 236ص، وزیری؛ به تصحیح و تعلیق داوود میرصابری، تهران، مؤسسه امام مهدی، [چاپ دوم [1361ش، ح+ 239ص، وزیری.
این کتاب به اربعین خاتون آبادی شهرت داشته و به شرح چهل حدیث در دو بخش «قیام» و «رجعت» پرداخته و تألیف آن در 1263 ق. به انجام رسیده است.

6. اربعینیات، حسین عندلیب زاده همدانی (1287ش...).
وی برای هر یک از امامان، اربعینی نگاشته و آخرین جلد مجموعه را به امام زمان(عج) اختصاص داده است.

7. تبیین المحجة الی تعیین الحجة، میرزا محسن بن محمد مجتهد تبریزی (متوفای 1352ق.)، تهران، 1346ق، 418ص، رقعی.

8. چهل خبر در علامات ظهور مهدی منتظر، احمد هروی، یزد، گلبهار، چاپ اول 1368ق، 54ص، رقعی.
متن عربی و ترجمه فارسی چهل حدیث درباره نشانه های آخرالزمان.

9. الاربعون حدیثا فی من یملأ الأرض قسطا و عدلاً، هادی نجفی، قم، نشرالهدایة، چاپ اول محرم 1411ق، 91ص، وزیری.47
این کتاب توسط محمدرضا زادهوش زیر عنوان چهل حدیث درباره دادگستر جهان به فارسی ترجمه شده و آماده انتشار است.

10. چهل حدیث انتظار فرج حضرت مهدی، محمود شریفی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول 1370 ش، 72ص، پالتویی.
این کتاب که بیست و دومین چهل حدیث منتشر شده توسط این ناشر به شمار می رود، شامل چهل حدیث درباره انتظار است.

11. یوسف ناپیدای فاطمه زهرا، محمد خادمی شیرازی، تهران، میقات، چاپ اول 1370ش، 84ص، وزیری.
شامل متن عربی و ترجمه فارسی چهل حدیث.

12. شناخت امام عصر، احمد سیاح، تهران، نشر اسلام، چاپ اول 1370ش، 128ص، رقعی.
متن و ترجمه سی آیه از صد و سی و سه آیه ای از قرآن کریم که به ظهور امام غائب تفسیر و تأویل شده؛ متن و ترجمه چهل حدیث در فضائل و مناقب امام زمان(عج) به نقل از منتخب الاثر و یوم الخلاص؛ چهل قصیده و غزل در مدح امام زمان.

13. قیرخ حدیث [چهل حدیث از حضرت مهدی] : گروه نویسندگان، ترجمه از عربی به ترکی به صورت صفحه مقابل، حسین سرخابلی، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول 1371ش، 3 + 21ص، رقعی.

14. چهل حدیث پیرامون نور یزدان، علی اکبر مهدی پور، قم، حاذق، چاپ اول 1372ش، 120ص، رقعی.
احادیث این کتاب از چهل کتاب اهل سنت که فصلی از کتابشان را به امام زمان(عج) اختصاص داده اند استخراج شده و به ترتیب زمانی پیش رفته است.

15. چهل حدیث پیرامون یوسف زهرا، علی اکبر مهدی پور، قم، حاذق، [چاپ اول[ 1372ش، 120ص، رقعی.
احادیث این کتاب از چهل کتاب که توسط چهل نویسنده اهل سنت پدید آمده و اختصاصا به امام زمان(عج) پرداخته اند و از هر کتاب تنها یک حدیث استخراج شده و به ترتیب زمانی پیش رفته است.

16. چهل حدیث از «غیبت» فضل بن شاذان، علی اکبر مهدی پور، قم، حاذق، چاپ اول 1373ش، 120ص، رقعی.
با هدف بازسازی و احیای متن مفقود کتاب غیبت از فضل بن شاذان از کتابهای مختصر اثبات الرجعة و کفایة المهتدی استخراج شده است.

17. چهل حدیث در پرتو چهل آیه در فضائل حضرت ولی عصر، گروه نویسندگان، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول [1374 ش]، 83ص، پالتویی.
این کتاب که پنجمین چهل حدیث منتشر شده توسط این ناشر به شمار می رود، شامل چهل آیه از قرآن مجید که با عنایت به چهل حدیث به امام زمان(عج) تأویل شده است می گردد.

18. چهل حدیث در فضائل حضرت ولی عصر، گروه نویسندگان، تهران، خانه کتاب ایران، چاپ اول 1416ق، 68ص، پالتویی.
احادیث از منابع هر دو گروه شیعه و سنی استخراج شده است.

19. چهل حدیث سیره مهدوی، محمود مدنی بجستانی، قم، نشر معروف، 1377ش، 80ص، پالتویی.

20. چهل حدیث پیرامون مهدی آل الرسول، علی اکبر مهدی پور، چاپ نشده است.48
احادیث این کتاب از چهل کتاب که توسط چهل نویسنده اهل سنت پدید آمده و اختصاصا به امام زمان(عج) پرداخته اند و از هر کتاب تنها یک حدیث استخراج شده است.

21. چهل حدیث پیرامون مهدی فاطمه، علی اکبر مهدی پور، چاپ نشده است.49
احادیث این کتاب شامل چهل حدیث از چهل صحابی پیامبر اکرم(ص) می شود.
علاوه بر چهل حدیثهای مذکور که به صورت مستقل و اختصاصی به امام زمان پرداخته اند می توان از دو دسته دیگر از چهل حدیثها سخن به میان آورد: اربعینهایی که به جمع چهل حدیث از چهارده معصوم پرداخته و چه بسا صفحاتی را به احادیثی از امام عصر و یا روایاتی درباره ایشان اختصاص داده اند؛ و دسته دیگری که به گردآوری چهل حدیث از «هر یک» از معصومان روی آورده و در حقیقت، چهارده «چهل حدیث» را در مجموعه ای گرد آورده اند.
بدیهی است که مجموعه های گروه نخست از بحث و دامنه این کتابشناسی خارج اند اما کتابهای دسته دوم، از آن جهت که در حقیقت اربعینی مستقل را در ضمن مجموعه ای آورده اند، لازم می سازد تا به نمونه هایی از آنها اشاره کنیم:

22. از هر معصوم چهل حدیث، محمدعلی کوشا، قم، سینا، [چاپ اول[ 1373ش، 320ص؛ قم، سینا، ویرایش دوم، چاپ دوم 1374، 350ص.
ارائه متن و ترجمه فارسی چهل حدیث از چهارده معصوم به همراه شرح زندگانی هر یک از معصومان.

23. سیره و سخن پیشوایان، محمدعلی کوشا، قم، پارسایان، 1376ش، 382ص.
زندگانی چهارده معصوم را آورده و از هر یک چهل حدیث نقل نموده است.

24. گلواژه های پاکان، ناصر پاک پرور، تهران، مدرسه، 1376ش، 276ص، وزیری.
تنظیم و ترجمه چهارده چهل حدیث از چهارده معصوم(ع).

25. الاربعون حدیثا عن کل معصوم، علی پناه اشتهاردی، تصحیح کمال کاتب، قم، مؤسسه سیدة معصومه، چاپ اول شوال 1420ق، 259ص، وزیری.
متن عربی چهل حدیث از چهارده معصوم(ع) در چهارده بخش فراهم آمده و گاه با شرح و توضیح اندکی از سوی مؤلف همراه است. أربعون حدیثا عن الامام المهدی المنتظر در صفحات 221 تا 240 درج شده است.


پی نوشتها :
1 .ذیل اربعون حدیثا، ج1، صص 409-434؛ ذیل رسالة فی اربعین حدیثا، ج11، صص50-53؛ ذیل چهل حدیث، ج5، صص314-315؛ ذیل شرح اربعین حدیثا، ج13، صص69-70.
2 .زندگانی سردار کابلی، ص135.
3 .دلیل مؤلفات حدیث الشریف، ج2، ص659 و...؛ کشف الظنون، ج1، صص5،52-61؛ ج2، ص1569 و...
4 .مرآة العقول، ج1، ص34.
5 .شرح کافی، مازندرانی، ج2، ص228؛ مجلسی به «مستفیض» بودن (الاربعین، ص10؛ ذریعه، ج1، ص409)؛ شیخ بهایی به دو وجه مشهور و متواتر (اربعین، ص41) و فیض کاشانی به هر سه وجه قائل شده است (ذریعه، ج1، ص424).
6 .اربعون حدیثا، ماحوزی، ص26؛ اربعین حسینیه، ج1، ص6؛ بحارالانوار، ج2، صص153-156؛ ثواب الاعمال، صص134، 300؛ خصال، ص42؛ عوالم العلوم، ج3، صص465-469؛ عیون اخبار الرضا، ج2، ص36؛ وافی، ج1، ص136؛ ینابیع المودة، ج2، ص271.
7 .بغیة الطلب، ج3، ص1358؛ جامع بیان العلم و فضله، ج1، صص51-53؛ ذکر اخبار اصبهان، ج1، صص201 و 206؛ کشف الظنون، ج2، ص1036؛ کنزالعمال، ج10، ص225 و...
8 .اربعین النوویة، ص4؛ اربعون حدیثا: خواجویی، ص16؛ همچنین: فیض القدیر، ج1، ص56؛ ج6، صص54، 155، 158؛ کشف الحثیث، ص166،167،186،200؛ کشف الظنون، ج1، ص52.
9 .آگاهی جامعی از این عدد را بنگرید در: اربعین در فرهنگ اسلامی از رضا تقوی؛ رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، صص30-37؛ مستدرک سفینة البحار، ج4، صص63-65؛ همچنین گویا همه روایاتی که در این باره وارد آمده در رساله اربعونیات از حبیب اللّه ترشیزی گردآوری شده است (ذریعه، ج1، ص436).
10.اربعون حدیثا، شهید اول، ص17؛ نیز با توجه به حدیث «من ترک بعد موته...».
11.اربعین هاشمیه، ص8؛ فیض القدیر، ج6، ص155؛ الکلینی و الکافی، صص15-17.
12.کتاب الاربعین حدیثا، حسن بکری، ص24؛ تهذیب الکمال، ج9، ص62؛ طبقات الکبری، ج7، ص370؛ علل المتناهیه، ج1، ص128؛ همچنین بنگرید به: فهرس الفهارس والاثبات.
13.چاپ شده است (بیروت، 1989م).
14.اربعین، جامی، ص9.
15.برای نمونه ر.ک: اربعین علی بن فضل در فضائل دعا و دعا کننده؛ اربعین عبدالرحمان سلمی در اخلاق صوفیه و کردار صوفیانه. در دایرة المعارف تشیع ذیل «اربعون حدیثا» (ج2، صص52-53) و ذیل «اربعین» (ج2، صص53-54)؛ دایرة المعارف بزرگ اسلامی ذیل «اربعین» (ج7، صص430-431) نیز می توان به مواردی دست یافت.
16.ذیل تذکرة الحفاظ، ص4.
17.سیر اعلام النبلاء، ج23، ص328.
18.روضات الجنات، ج2، ص66؛ صلة الخلف لموصول السلف، ص76.
19.نسخه خطی دارالکتب ظاهریه دمشق، شماره 1040.
20.نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی (فهرست، ج3، صص23-24)؛ نیز بنگرید: ایضاح المکنون، ج2، ص265؛ ذیل بروکلمان، ج1، ص708؛ فصلنامه تراثنا، ش1، 21؛ فهرست منتجب الدین، ص157؛ مرآت الکتب، ج1، صص23-24.
21.فهرست و گزارشی اجمالی برخی از آنها را بنگرید در: فصل نامه علوم حدیث، ش18، صص157-172 و دو ماهنامه آینه پژوهش، ش66، صص185-191.
22.اربعون حدیثا، علامه شوشتری، ص7؛ ذریعه، ج1، ص410؛ ینابیع المودّة و...
23.نام آن را «رسالةٌ فی...»، «اربعون حدیثا فی المهدی» و «اربعون حدیثا فی شأن المهدی» نیز ثبت نموده اند که ظاهرا تسامحی بیش نیست.
24.اعیان الشیعه، ج2، صص44-84.
25.ج51، صص78-85.
26.ج2، صص57-85؛ با اضافات بر مصادر ابونعیم.
27.صص 699-701.
28.صص 717-725.
29.ج3، صص267-275؛ در بسیاری مواضع دیگر نیز از آن یاد کرده است.
30.چاپ اول (سنگی)، ج2، ص718؛ همچنین بنگرید: چاپ دوم، ج7، صص8-21.
31.طرائف، ص181.
32.ص207.
33.ج3، صص180-181.
34.طرائف، صص179-183، 220 و 261؛ همچنین: صراط، ج2، ص220.
35.روضات الجنات هر دو نگارش را یکی دانسته است (ج1، صص273-272).
36.المعجم فی اصحاب القاضی ابو علی الصدفی، ص295.
37.بنگرید به: گنجینه خطوط.
38.متن منقول در نامه دانشوران ناصری براساس همین نسخه است.
39.ص 169 (مندرج در بحارالانوار، ج104).
40.ص136.
41.ج2، صص325-326.
42.ص439.
43.بنگرید: فصل نامه تراثنا، ش1، ص19.
44.بررسی نسبتا دقیق و کاملی از این کتاب و اندیشه های میرلوحی و اوضاع زمانه او را بنگرید در:
The shadow of God and The Hidden Imam: Religion, Political Order and Societal Change in Shit'it Iran form The begining to 1890: Said Amir, Arjomand, Chicago, 1984, p182... .
45.گزارش هایی از کفایة المهتدی را بنگرید در: ذریعه، ج1، ص389؛ ج9، صص1220-1221؛ ج10؛ ص62؛ ج11، صص96 و 339؛ ج12، ص6؛ ج16، صص78 و 82 و 156؛ ج18، صص101-102؛ ج24، ص182؛ ج26، ص236 و نقل هایی از آن را در: جنّة المأوی از میرزاحسین نوری؛ نجم ثاقب از همو؛ رسالةٌ فی الغیبه از احمد بن درویش بغدادی و حاشیه کشف الحقّ از خاتون آبادی.
46.فهرست مجلس، ج3، صص60-62.
47.معرفی این کتاب را بنگرید در: فصل نامه تراثنا، ش22، ص221؛ دو ماهنامه آینه پژوهش، ش3، ص81؛ کتابنامه امام مهدی، ج1، ص74، ش126؛ چهل حدیث پیرامون یوسف زهرا، ص15؛ معجم ما کتب عن الرسول و اهل البیت، ج10، ص225.
48.کتابنامه امام مهدی، ج1، ص286.
49.همان، ج1، ص286.

منبع :نشریه موعود 1382 شماره 39