أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه در موضوع های متفاوت

أربعینات

*بسم الله الرَّحمن الرَّحیم*
امام صادق علیه السلام:
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
***
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
جستجو درپایگاه شمارابه هدف نزدیک میکند
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند خداوند او را روز قیامت عالم و فقیه مبعوث می فرماید
  •  البته این معلوم باشد که از ائمه معصومین علیهم السلام چنین نسخه خاص یا شبیه آن برای احدی صادر نشده و مهم همان انجام واجبات و مستحبات و ترک محرّمات و مکروهات است، بنا بر این در به روی همه باز است، بی نام و نشان و بدون مراسم نشاندار هم می توان مقرّب شد.

  • 1- شروع به توبه عملی به نحوی که در اعمال یک شنبه اوّل ذی القعده در مفاتیج الجنان ذکر شده. سالک باید آن را هر سال تکرار کند و هرچند گاهی در اوایل سلوک آن را به جا بیاورد.

  • ۲-همیشه با وضو و طهارت بودن.

  • ۳ - این که سالک نفس خود را هر روز به چهار کار متعهّد کند:(اوّل : مشارطه ؛دوم : مراقبه ؛سوم : محاسبه ؛چهارم : مؤاخذه و کیفر نفس )

  • ۴ - کم گویی، کم خوری و کم خوابی. اینها در نورانیت قلب تأثیر دارد.

  • ۵ - ذکر همیشگی سالک باید یکی از موارد زیر باشد: " لا اله الا الله" ، " الحمدلله"، " یا حَیُّ یَا قَیُّوم"، " لاَ اِلَهَ اِلاَّ اَنتَ سُبحَانَکَ اِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِین" و " اَستَغفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیه" . سالک باید به تناسب حال خود یکی از این اذکار را آزمایش کرده انتخاب کند. و امّا ذکر خاص، پس باید آن را استاد به او بدهد.

  • ۶ - سالک باید با خود تمرین سکوت کند تا این که سکوت ملکه نفس او شود.

  • ۷ - سالک باید هنگام خواب رختخواب خود را مثل مرده در قبر یا حالت خوابیدن محتضر، رو به قبله بیندازد. همچنین در نشستن و مطالعه و بقیّه ی کارهایش نیز باید این رو به قبله بودن را به خاطر تأثیر معنوی اش رعایت کند. بهترین حالت در رو به قبله نشستن به شرط این که سالک به آن عادت کند، حالت تشهّد است در نماز؛ چرا که ادب ویژه ای در این حالت ملموس است.

  • ۸ - خواب او باید یک چهارم مجموع ساعت های شبانه روز او باشد، یعنی فقط شش ساعت. کسی که خیلی خسته است می تواند یک ساعت بیشتر بخوابد.

  • ۹ - غذا نخورد مگر این که احساس گرسنگی شدید کند و دست از غذا بکشد در حالی که هنوز اشتها دارد. به عبارت دیگر معده خود را از غذا سنگین نکند و از خوردن تنقّلات مثل تخمه و مانند آن خودداری کند و چیزی مابین وعده های غذایی نخورد.

  • ۱۰ - سالک باید به رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه طاهرین علیهم السّلام توسّل داشته باشد و ایشان را در قلب خود حاضر بداند، خصوصاً امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشّریف را، چرا که او همان وجه خداست که اولیا به او رو می کنند. مداومت بر یاد ایشان موجب پدید آمدن ملکه حضور می شود.

  • ۱۱ - در خوف و رجا میانه رو باشد.

  • ۱۲ - زمانی که در زندگی مشکلاتی به او روی آورد، چه از نوع قَضا و چه از نوع قَدَر باشد و دست خودش نباشد و چه از نوع دیگر، دهان به "چرا و چگونه" نگشاید. نه با زبان این حرف را بزند و نه با دل. چرا که در غیر این صورت اجر و منزلتش از دست خواهد رفت. با تمرین این حالت از مرتبه رضا و تسلیم بهره مند خواهد شد.

  • ۱۳ - سعی کند از موارد شبه انگیز در خوراک، نوشیدنی، لباس، خانه و ... دوری نماید و به آنچه که شکّی در آن ندارد اکتفا نماید. "رها کن آنچه را شک داری (بگیر) آنچه در آن شک نداری و یقین داری." این مضمون در حدیث آمده. البتّه در موارد ضروری و یا جایی که احتمال گرفتاری به مرض وسواس است. در جایی که شبهه را از غیر شبهه با نور باطن می توان تشخیص داد و یا جایی که دلیل مُتقَنی برای شبهه ناک بودن وجود ندارد و می توان محلّ صحیحی پیدا کرد تسامح و اغماض جایز است.

  • ۱۴ - به تدریج دوستانش را کم کند و از رفت و آمد با اهل غفلت و دنیا پرهیز کند و آنان را با انتخاب برادران دینی و الهی جایگزین کند و با ایشان رفاقت داشته باشد، آن هم به این شرط که به درد یکدیگر بخورند و همدیگر را در راه خدا کمک بدهند.

  • ۱۵ - کار خیر را به خاطر مرسوم و متعارف بودنش یا بر اساس تقلید و یا عادتی از عادات عرفی انجام ندهد طوری که خود را برای انجام دادن آن کار به خاطر رسومات اجتماعی و یا سنّت های ساختگی خانوادگی و قومی و خویشاوندی مجبور ببیند. و در صورت لزوم این قبیل کارها را به مقدار اضطرار و با نیّت خالص برای خدا انجام دهد. سیّد بحر العلوم رحمه الله در رساله‌اش آورده ترک عادات و رسوم، یکی از منازل سلوک است.

  • ۱۶ - سالک باید از اهل غفلت دوری کند. اهل غفلت ممکن است شامل خویشاوندان و زن و بچّه نیز باشد. لذا باید در ادای حقوق ایشان به مقدار لازم از معاشرت اکتفا کرد.

  • ۱۷ - با غفلت و نیّات بد به وسیله‌ی تذکّر همیشگی و به وسیله‌ی ایجاد قلبی از رذایل با کسب فضایل پاک و سلیم شده، بجنگد. و امّا به دست آوردن اخلاق حمیده و دوری از اخلاق ناپسند نیز نقش مهم در تذکیه و تهذیب نفس دارد که قبل از وارد شدن به میدان عرفان و سلوک باطنی می باشد.

  • ۱۸ - بر حسن اخلاق و معاشرت خود با پدر و مادر، خانواده، همسایه‌ها و کسی که با او به سببی برخورد دارد محافظت نماید. (منظور خوش برخوردی با مردم است.)

  • ۱۹ - در سختی‌های راه، به خدا و استادش اعتراض نکند.

  • ۲۰ - در حضور و غیاب استاد احترام او را کاملاً نگه دارد و ارتباط روحی خود را با او حفظ کند و در غیاب او وی را دعا نماید ، هرچند که غیبت او به طول بینجامد و در سرزمین دیگری باشد.

  • ۲۱ - خدمت به استاد، رفقا و فقرا ، تمام کارها را آسان می کند.

  • ۲۲ - مدارا کردن با نفس خود در جمیع مراحل سیر و سلوک و شناخت این که سیر مراحل تدریجی است و یک دفعه انجام نخواهد شد. درک این مطلب امری ضروری است و سالک نباید از آن غافل شود.

  • ۲۳ - با ذرّیه ی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم با بزرگی و کرامت برخورد کند و در حدّ توان خود در برآوردن حاجات ایشان بکوشد.

  • ۲۴ - قبل از خواب آیه الکرسی و برخی از سوره‌های قرآن را بخواند، خصوصاً مسبّحات شش‌گانه را، یعنی سوره‌های حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی.

  • ۲۵ - وقتی را برای تفکّر در نشانه‌های آفاقی و انفسی عالم هستی اختصاص دهد.

  • ۲۶ - سجده یونسّیه را که طولانی هم هست بجا بیاورد، به این ترتیب که ذکر " لاَ اِلَهَ اِلاَّ اَنتَ سُبحَانَکَ اِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِین" را اَقلاًّ چهارصد مرتبه در سجده بگوید، گرچه بیشتر از این نیز می توان گفت. سالک باید در بیرون آمدنش از ظلمات نفس به خدا ملتجی شود و در آغاز عمل کردن به این سجده باید یک سال به آن مداومت بورزد.

  • ۲۷ - در شب جمعه و عصر جمعه سوره‌ی قدر را صد مرتبه بخواند.

  • ۲۸ - دست راست خود را بعد از نماز صبح روی سینه خود بگذارد و هفتاد بار بگوید "یا فَتَّاح" و با آن فتوحات قلبی را برای خود نیّت کند.

  • ۲۹ - انگشتر عقیق و فیروزه در دست راست کند.

  • ۳۰ - بعضی اعمال مستحبّی مانند صدقه و نماز نافله شب مخصوصاً نماز شب را انجام دهد. زیرا محال است که سالک بدون تهجّد و نماز شب و بیدار بودن در آخر شب و مناجات و تلاوت قرآن و تفکّر عرفانی مفید و چیزهایی از این قبیل که انجامش آسان باشد، به جایی از مقامات عرفان برسد.

  • ۳۱ - قرائت سوره "یس" در هر صبح و قرائت سوره "واقعه" در هر شب. بهترین وقت تلاوت سوره واقعه رکعت اوّل نافله عشاء می‌باشد.

  • ۳۲ - مداومت بر خواندن زیارات و ادعیه ذیل:

"زیارت جامعه کبیره" در شب یا روز جمعه.
"زیارت عاشورا" در هر روز چنان چه امکان دارد.

"زیارت آل یاسین" ویژه امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف، هر صبح جمعه به همراه دعای ندبه.
"دعای سِمات" قبل از غروب روز جمعه.

"دعای عهد" ویژه حضرت حجّت عجّل الله تعالی فرجه الشّریف و دعای "صَباح" امام علی علیه السّلام در هر صبحگاه.

مناجات "خمس عشره ( امام علی بن الحسین علیهما السّلام)" و " مناجات امام علی علیه السّلام (در مسجد کوفه) و دعای "حزین" که بعد از نماز شب خوانده می شود و دعای "مکارم اخلاق" و برخی از ادعیه صحیفه سجّادیّه که با حال و وقت سالک مناسبت دارد.

و دعای " اَللَّهُمَّ عَرِّفنِی نَفسَکَ" بعد از نمازها و دعای " یَا مَن تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ المَکَارِه" و دعای " اعددت لک هول لا اله الا الله". نیز باید سالک قبل از شروع دعا و زیارت و یا همزمان با خواندن آنها خاشعانه و خاضعانه و با حضور قلب و توجّه معنی، سعی در توجّه و تفکّر و مطالعه همراه با مدارا و طمأنینه داشته باشد و در به دست آوردن این معنی در محل و منزل و هوا و مکان مناسب و در آماده کردن اسباب و ملزومات آن کوشش نماید. و الله هو الموّفق المعین.

  • ۳۳ - روزه مستحبی بگیرد. چنانچه در ایّام البیض هر ماه و ایّام خاصّ در طی سال وارد شده است. البتّه هر وقت که برایش امکان داشته باشد و با سلامتی مزاجش نیز سازگاری داشته باشد.

  • ۳۴ - به زیارت اهل قبور و امام زاده‌ها و مرقد علما و بزرگان برود ولو هفته‌ای یکبار در شب‌های جمعه (عصر پنج شنبه) بین قبور بنشیند و در مرگ تفکّر کند و از آن عبرت بگیرد.

  • ۳۵ - به زیارت مؤمنین و علمای ربّانی و پیران کهنسال برود که در مجالست با ایشان و نگاه کردن به چهره ایشان به یاد خدا و آخرت می افتد و تحت تأثیر موعظه‌ها و نشست و برخاست با ایشان قرار می‌گیرد.

  • ۳۶ - به زیارت مشاهد شریفه و عتبات مقدّسه و حج عمره برود و همه اینها را نه مانند مردمی انجام دهد که برای ثواب و برآوردن حاجات به زیارت می روند. بلکه زیارت سالک باید بر مبنای معرفت، نور، بصیرت، حب، عشق و تقویت حالت حضور همیشگی باید. کما این که نماز عارف و حالات عرفانی اش مقیّد به زمان ادای فریضه نیست بلکه در همه اوقات متذکّر خدای سبحان است و حالت نماز دارد.

  • ۳۷ - مطالعه احوال اولیاء الهی و بزرگان از عرفای واقعی و کلمات و وصایای ایشان از کتب معتبری مثل "جامع السّعادات" علاّمه نراقی و " معراج السّعاده" فرزند ایشان و ...

  • ۳۸ - مطالعه هفتگی حدیث "عنوان بصری" که در کتاب روح مجرّد نیز ذکر شده است.

  • ۳۹ - سالک باید خود را هر روز به تلاوت قرآن ملزم کند و اقلاً پنجاه آیه بخواند.

  • ۴۰ - نسبت به حضور در جلسات هفتگی که در محضر استاد و رفقایش تشکیل می شود مداومت کند البتّه اگر چنین مجالسی برقرار باشد.


1.دستورالعمل امام صادق(ع) به اراده کنندگان سیر و سلوک الی الله

روایت عنوان بصری درباره سفارش امام جعفر صادق ـ (ع) ـ به علاقه مندان سیر و سلوک إلی الله، دستوری بسیار کارساز و اساسی است. در راستای گذشتن از نفس امّاره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذّذات بر می خیزند. مرحوم قاضی، استاد روحانی علامه طباطبائی و عده ای دیگر از بزرگان دستور می دادند به شاگردان و مریدان سیر و سلوک إلَی الله تا روایت عنوان بصری را بنویسند و بدان عمل کنند و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی ـ دو بار آن را مطالعه کنند. این روایت بسیار مهم است و حاوی مطالبی بس نورانی و جامع در بیان مقام عبودیت و تسلیم و رضا، و کیفیت معاشرت و کیفیت و مقدار غذا و کیفیت تحصیل علم، و کیفیت حِلم و مقدار شکیبایی و بردباری و تحمل شدائد در برابر گفتار هرزه گویان است.

ترجمه حدیث عنوان بصری

این روایت از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام منقول است و مجلسی در کتاب «بحار الانوار» ذکر کرده و چون دستورالعمل جامعی است که از ناحیه آن امام هُمام نقل شده است، ما در اینجا عین الفاظ و عبارات روایت و به دنبال آن ترجمه اش را بدون اندک تصرف، بیان می کنیم تا محبان سلوک إلی الله از آن متمتّع شوند:

«من [محمد باقر مجلسی] به خط شیخ ما بهاء الدین عامِلی قَدَّس الله روحَه چیزی را بدین عبارت یافتم: شیخ شمس الدین محمد بن مکی [شهید اول ] گفت: من نقل می کنم از خط شیخ احمد فراهانی رحمه الله از عُنوان بصری و وی پیرمردی فرتوت بود که از عمرش نود و چهار سال سپری می گشت.

او گفت: حال من این طور بود که به نزد مالک بن أنس رفت و آمد داشتم، چون جعفر صادق(ع) به مدینه آمد، من به نزد او رفت و آمد کردم و دوست داشتم همان طوری که از مالک تحصیل علم کرده ام، از او نیز تحصیل علم نمایم.

پس روزی آن حضرت به من گفت: من مردی هستم مورد طلب دستگاه حکومتی [آزاد نیستم و وقتم در اختیار خودم نیست، و جاسوسان و مفتشان مرا مورد نظر و تحت مراقبه دارند.] و علاوه بر این، من در هر ساعت از ساعات شبانه روز، اوراد و اذکاری دارم که بدان ها مشغولم. تو مرا از وِردم و ذِکرم باز مدار و علومت را که می خواهی، از مالک بگیر و در نزد او رفت و آمد داشته باش، همچنان که سابقاً حالت این طور بود که به سوی وی رفت و آمد داشتی.

پس من از این جریان غمگین گشتم و از نزد وی بیرون شدم و با خود گفتم: اگر حضرت در من مقدار خیری جزئی را هم تفرس می نمود، هر آینه مرا از رفت و آمد به سوی خودش، و تحصیل علم از محضرش منع و طرد نمی کرد.

 پس داخل مسجد رسول الله (ص) شدم و بر آن حضرت سلام کردم. سپس فردای آن روز به سوی روضه برگشتم و در آنجا دو رکعت نماز گزاردم و عرض کردم: ای خدا! ای خدا! من از تو می خواهم تا قلب جعفر را به من متمایل فرمایی و از علمش به مقداری روزی من نمایی تا بتوانم بدان، به سوی راه مستقیم و استوارت راه یابم! و با حال اندوه و غصه به خانه ام بازگشتم و به جهت آن که دلم از محبت جعفر اشراب گردیده بود، دیگر نزد مالک بن أنس نرفتم. بنابراین، از منزلم خارج نشدم، مگر برای نماز واجب [که باید در مسجد با امام جماعت به جای آورم ] تا به جایی که صبرم تمام شد.

 در این حال که سینه ام گرفته بود و حوصله ام به پایان رسیده بود، نعلَین خود را پوشیدم و ردای خود را بر دوش افکندم و قصد زیارت و دیدار جعفر را کردم و این هنگامی بود که نماز عصر را به جا آورده بودم.

پس چون به درِ خانه حضرت رسیدم، اذن دخول خواستم برای زیارت و دیدار حضرت. در این حال خادمی از حضرت بیرون آمد و گفت: چه حاجت داری؟! گفتم: سلام کنم بر شریف.

 خادم گفت: او در محل نماز خویش به نماز ایستاده است. پس من مقابل درِ منزل حضرت نشستم. در این حال فقط به مقدار مختصری درنگ نمودم که خادمی آمد و گفت: به درون بیا تو بر برکت خداوندی (که به تو عنایت کند). من داخل شدم و بر حضرت سلام نمودم. حضرت سلام مرا پاسخ گفتند و فرمودند: بنشین! خداوندت بیامرزد! پس من نشستم و حضرت قدری به حال تفکر سر به زیر انداختند و سپس سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه ات چیست؟! گفتم: أبوعبدالله (پدر بنده خدا)!

 حضرت گفتند: خداوند کنیه ات را ثابت گرداند و تو را موفق بدارد ای أبوعبدالله! حاجتت چیست؟!

 من در این لحظه با خود گفتم: اگر برای من از این دیدار و سلامی که بر حضرت کردم، غیر از همین دعای حضرت هیچ چیز دگری نباشد، هرآینه بسیار است. سپس حضرت سر خود را بلند نمود و گفت: چه می خواهی؟! عرض کردم: از خداوند مسألت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرماید و از علمت به من روزی کند و از خداوند امید دارم که آنچه را که درباره حضرت شریف تو درخواست نموده ام، به من عنایت نماید. حضرت فرمود: ای أبا عبدالله! علم به آموختن نیست. علم فقط نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی اراده هدایت او را نموده است، واقع می شود. پس اگر علم می خواهی، باید در اولین مرحله در نزد خودت حقیقت عبودیت را بطلبی و به واسطه عمل کردن به علم، طالب علم باشی و از خداوند بپرسی و استفهام نمائی تا خدایت ترا جواب دهد و بفهماند. گفتم: ای شریف! گفت: بگو: ای پدر بنده خدا (أبا عبدالله )! گفتم: ای أبا عبدالله! حقیقت عبودیت کدام است؟ گفت: سه چیز است:

 1. اینکه بنده خدا برای خودش درباره آنچه خدا به وی سپرده است، مِلکیتی نبیند؛ چرا که بندگان دارای مِلک نمی باشند، همه اموال را مال خدا می بینند، و در آنجایی که خداوند ایشان را امر نموده است که بنهند، می گذارند؛

2. و اینکه بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند؛

3. و تمام مشغولیاتش در آن منحصر شود که خداوند او را بدان امر نموده است و یا از آن نهی فرموده است.

 بنابراین، اگر بنده خدا برای خودش مِلکیتی را در آنچه که خدا به او سپرده است، نبیند، انفاق نمودن در آنچه خداوند تعالی بدان امر کرده است، بر او آسان می شود و چون بنده خدا تدبیر امور خود را به مُدبرش بسپارد، مصائب و مشکلات دنیا بر وی آسان می گردد و زمانی که اشتغال ورزد به آنچه را که خداوند به وی امر کرده و نهی نموده است، دیگر فراغتی از آن دو امر نمی یابد تا مجال و فرصتی برای خودنمایی و فخریه نمودن با مردم پیدا نماید. پس چون خداوند، بنده خود را به این سه چیز گرامی بدارد، دنیا و ابلیس و خلائق بر وی سهل و آسان می گردد و دنبال دنیا به جهت زیاده اندوزی و فخریه و مباهات با مردم نمی رود، و آنچه را که از جاه و جلال و منصب و مال در دست مردم می نگرد، آنها را به جهت عزت و علو درجه خویشتن طلب نمی نماید، و روزهای خود را به بطالت و بیهوده رها نمی کند.

 و این است اولین پله از نردبان تقوا. خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

آن سرای آخرت را ما قرار می دهیم برای کسانی که در زمین اراده بلندمنشی ندارند، و دنبال فَساد نمی گردند؛ و تمام مراتبِ پیروزی و سعادت در پایان کار، انحصاراً برای مردمان با تقواست.

گفتم: ای أباعبدالله! به من سفارش و توصیه ای فرما!

گفت: من تو را به نُه چیز وصیت و سفارش می نمایم؛ زیرا که آنها سفارش و وصیت من است به اراده کنندگان و پویندگان راه خداوند تعالی و از خداوند مسألت می نمایم تا ترا در عمل به آنها توفیق مرحمت فرماید.

سه تا از آن نُه امر درباره تربیت و تأدیب نفس است، و سه تا از آنها درباره حلم و بردباری است، و سه تا از آنها درباره علم و دانش است.

پس ای عنوان آنها را به خاطرت بسپار، و مبادا در عمل به آنها از تو سستی و تکاهل سر زند! عنوان گفت: من دلم و اندیشه ام را فارغ و خالی نمودم تا آنچه را که حضرت می فرماید، بگیرم و اخذ کنم و بدان عمل نمایم. پس حضرت فرمود:

اما آن چیزهایی که راجع به تأدیب نفس است، آنکه:

1. مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری؛ چرا که در انسان ایجاد حماقت و نادانی می کند؛

2. و چیزی مخور، مگر آن گاه که گرسنه باشی و چون خواستی چیزی بخوری، از حلال بخور و نام خدا را ببر و به خاطر آور حدیث رسول اکرم صلّی الله علیه و آله را که فرمود: هیچ وقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است. بناءً علی هذا اگر به قدری گرسنه شد که ناچار از تناول غذا گردید،

3. پس به مقدار ثُلث شکم خود را برای طعامش بگذارد، و ثلث آن را برای آبش، و ثلث آن را برای نفَسش.

اما آن سه چیزی که راجع به بردباری و صبر است:

1. پس کسی که به تو بگوید: اگر یک کلمه بگویی ده تا می شنوی، به او بگو: اگر ده کلمه بگویی یکی هم نمی شنوی!

2. و کسی که ترا شتم و سبّ کند و ناسزا گوید، به وی بگو اگر در آنچه می گویی، راست می گویی، من از خدا می خواهم تا از من درگذرد و اگر در آنچه می گویی، دروغ می گویی، پس من از خدا می خواهم تا از تو درگذرد.

3. و اگر کسی تو را بیم دهد که به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده که من درباره تو خیرخواه می باشم و مراعات تو را می نمایم.

و اما آن سه چیزی که راجع به علم است:

1. پس، از علما بپرس آنچه را که نمی دانی؛

2. و مبادا چیزی را از آنها بپرسی تا ایشان را به لغزش افکنی و برای آزمایش و امتحان بپرسی.

3. و مبادا که از روی رأی خودت به کاری دست زنی و در جمیع اموری که راهی به احتیاط و محافظت از وقوع در خلافِ امر داری، احتیاط را پیشه خود ساز و از فتوا دادن بپرهیز، همان طور که از شیر درنده فرار می کنی؛ و گردن خود را جِسر و پل عبور برای مردم قرار نده.

 یا أبا عبدالله ) دیگر برخیز از نزد من! چرا که تحقیقاً برای تو خیرخواهی کردم و ذِکر و وِرد مرا بر من فاسد مکن، زیرا که من مردی هستم که روی گذشت عمر و ساعات زندگی حساب دارم و نگرانم از آنکه مقداری از آن بیهوده تلف شود و تمام مراتب سلام و سلامت خداوند برای آن کسی باد که از هدایت پیروی میکند، و متابعت از پیمودن طریق مستقیم می نماید. ۱. بحارالانوار، ج 1، ص 224.

نظرات  (۱)

  • طراحی اپلیکیشن
  • عالی بود
    پاسخ:
    با سلام ممنون از مراحم سرکار عالی منتظرتون هستم