تایتل قالب


۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نیشابور» ثبت شده است

- بیشتر روایات از کتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام (اثر شیخ صدوق)، وترجمه غفاری و مستفید گزینش شده است.

- بخشی از روایات درباره امام رضا علیه السلام و عصر ایشان، و بخشی دیگر داستانهایی است که خود امام رضا علیه السلام بیان داشته اند.

۱.

http://bayanbox.ir/view/5281792322589713240/ic-worldlang.pngپیامبر خدا و نجمه

وقتى حمیده مادر امام کاظم علیه السّلام نجمه (مادر امام رضا علیه السلام) را خریدارى نمود، گوید:

« در خواب، حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله را دیدم که به من مى‏ فرمود: حمیده! نجمه را به پسرت «موسى» ببخش زیرا از او فرزندى به دنیا خواهد آمد که بهترین انسان روى زمین خواهد بود».

من نیز او را به پسرم موسى بخشیدم، و زمانى که نجمه حضرت رضا علیه السّلام را به دنیا آورد امام کاظم علیه السّلام او را «طاهره» نامید، و اسامى دیگرى نیز داشت؛ از جمله: نجمه، اروى، سَکَن، سمانه و تکتم که آخرین نام او بود.[۱]

۲.

http://bayanbox.ir/view/5281792322589713240/ic-worldlang.pngورود نجمه به خانواده معصومان

- هشام أحمر گوید: امام کاظم علیه السّلام به من فرمودند: آیا کسى از اهل‏ مغرب را مى ‏شناسى که به این جا آمده باشد؟

عرض کردم: خیر.

فرمودند: چرا، مردى سرخ روى آمده است، بیا با هم به نزد او برویم، با هم سوار شدیم و نزد آن مرد رفتیم.

مردى بود از اهل مغرب که تعدادى برده به همراه داشت، حضرت فرمودند: برده‏ هایت را به ما نشان بده، آن مرد نُه کنیز به حضرت ارائه نمود، امام کاظم علیه السّلام در مورد هر یک از آنان مى ‏فرمود: « این را نمى‏ خواهم »، سپس فرمودند: بقیّه را نشان بده!

مرد پاسخ داد: دیگر چیزى ندارم،

حضرت فرمودند: چرا، دارى، نشان بده،

مرد قسم خورد: نه به خدا، فقطّ یک کنیزک مریض باقى مانده است،

حضرت فرمودند: چه مانعى دارد که آن را نیز نشان بدهى؟

ولى مرد امتناع نمود، سپس حضرت برگشتند و فرداى آن روز مرا به سراغ آن مرد فرستادند و فرمودند: «به او بگو: آخرش چند؟ و وقتى گفت: فلان قدر، بگو: قبول است، خریدم».

هشام گوید: «نزد آن مرد رفتم، او گفت: «از فلان قدر کمتر نمى ‏دهم، گفتم: قبول است، این پول مال تو، او نیز گفت: آن کنیزک هم مال تو ولى بگو ببینم مردى که دیروز به همراهت بود، کیست؟

گفتم: مردى است از بنى هاشم،

گفت: از کدام تیره بنى هاشم؟

گفتم: از بزرگان آنها است،

مرد گفت: بیشتر از این توضیح بده،

گفتم: بیشتر نمى‏ دانم،

مرد گفت: بگذار برایت بگویم، این کنیزک را از دورترین شهرهاى مغرب خریدارى کرده بودم که زنى از اهل کتاب مرا دید و گفت: این کنیزک چطور با تو همراه است؟ گفتم: براى خود خریده‏ ام، زن گفت: این کنیز نمى‏ تواند و شایسته نیست که نزد امثال تو باشد، او باید نزد بهترین مردم روى زمین زندگى کند و بعد از مدّت کمى در آن خانه فرزندى به دنیا خواهد آورد که مشرق و مغرب عالم در مقابل او خاضع خواهند شد.

هشام گوید: «پس از خریدارى، او را به نزد امام کاظم علیه السّلام آوردم و امام با او ازدواج کرد و مدّتی بعد علىّ بن موسى علیهما السّلام را به دنیا آورد».[۲]

۳.


ایام اندوه و ماتم مظلوم عالم امام حسین ع و اهلبیت آنحضرت بر عاشقان آل الله تسلیت باد
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِیثِنا أَرْبَعِینَ حَدِیثاً بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَالِماً فَقِیها. الکافی‏ ج۱: ص۴۸.
سعی ما بر فراهم نمودن چهل حدیث های موضوعی است که آسان وسریع در دسترس اندیشوران محقق، مبلغین، سخنوران و ارباب منبر (حفظهم الله) باشد.
عزیزان، ما را از نظرات سودمندتان محروم نفرمایید. قبلا از الطاف شما متشکریم.
-----------------------------------------------
ایمیل: chelhadith.ir@gmail.com
-----------------------------------------------
امام عسکری علیه السلام: «نَحنُ حُجَجُ اللهِ عَلَیکُم وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا». یعنی ما حجّت های خداوند بر شماییم و فاطمه علیها سلام الله حجّت بر ماست.
جستجو در پایگاه شما را سریعتر به هدف میرساند